اصطلاحات حدیثی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۳۹۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ دسامبر ۲۰۲۴
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۸: خط ۸:


این واژه در [[علم حدیث]] به نوع خاصی از کلام اطلاق می‌‌‌‌شود که حکایتگر قول یا [[فعل معصوم]]{{ع}} باشد؛ چنانکه [[شیخ بهایی]] می‌‌‌‌گوید: «حدیث عبارت از [[کلامی]] است که از قول یا فعل یا [[تقریر معصوم]]{{ع}} حکایت می‌‌‌‌کند و اطلاق آن نزد ما ([[امامیه]]) بر چیزی که از غیر [[معصوم]] رسیده باشد، مجاز است».<ref>وجیزه، شیخ بهایی، ص۲؛ به نقل از علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، زین العابدین قربانی، ص۱۹.</ref>
این واژه در [[علم حدیث]] به نوع خاصی از کلام اطلاق می‌‌‌‌شود که حکایتگر قول یا [[فعل معصوم]]{{ع}} باشد؛ چنانکه [[شیخ بهایی]] می‌‌‌‌گوید: «حدیث عبارت از [[کلامی]] است که از قول یا فعل یا [[تقریر معصوم]]{{ع}} حکایت می‌‌‌‌کند و اطلاق آن نزد ما ([[امامیه]]) بر چیزی که از غیر [[معصوم]] رسیده باشد، مجاز است».<ref>وجیزه، شیخ بهایی، ص۲؛ به نقل از علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، زین العابدین قربانی، ص۱۹.</ref>
برخی از بزرگان بیان وصفی از [[اوصاف پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را نیز در شمار حدیث دانسته‌اند،<ref>قواعد التحدیث، ص۸۵.</ref> اما گرچه این معانی در جای خود پذیرفتنی و صحیح است، لکن به نظر می‌‌‌‌رسد که واژه حدیث در درجه نخست بر [[کلام]] منقول از ناحیه [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{ع}} ارتباط پیدا می‌‌‌‌کند و در درجه بعد به فعل و تقریر آنان نیز قابل انطباق است.<ref>تاریخ عمومی حدیث، مجید معارف، ص۲۵.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
برخی از بزرگان بیان وصفی از [[اوصاف پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را نیز در شمار حدیث دانسته‌اند،<ref>قواعد التحدیث، ص۸۵.</ref> اما گرچه این معانی در جای خود پذیرفتنی و صحیح است، لکن به نظر می‌‌‌‌رسد که واژه حدیث در درجه نخست بر [[کلام]] منقول از ناحیه [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{ع}} ارتباط پیدا می‌‌‌‌کند و در درجه بعد به فعل و تقریر آنان نیز قابل انطباق است.<ref>تاریخ عمومی حدیث، مجید معارف، ص۲۵.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==خبر==
==خبر==
خط ۱۶: خط ۱۶:
#برخی نیز رابطه حدیث و خبر را متباین می‌‌‌‌دانند و می‌‌‌‌گویند: خبر به گزارش‌های [[تاریخی]] اعم از [[امت‌های پیشین]] یا [[امت اسلامی]] اطلاق می‌‌‌‌شود، اما حدیث مختص گفتاری است که از [[معصومان]]{{ع}}، صحابه، و [[تابعان]] نقل شده باشد.  
#برخی نیز رابطه حدیث و خبر را متباین می‌‌‌‌دانند و می‌‌‌‌گویند: خبر به گزارش‌های [[تاریخی]] اعم از [[امت‌های پیشین]] یا [[امت اسلامی]] اطلاق می‌‌‌‌شود، اما حدیث مختص گفتاری است که از [[معصومان]]{{ع}}، صحابه، و [[تابعان]] نقل شده باشد.  


اما آنچه صحیح به نظر می‌‌‌‌رسد همان دیدگاه نخست است؛ زیرا در اصطلاح محدثان و کارکرد رایج [[روایات]]، حدیث به جای خبر و به عکس استفاده می‌‌‌‌شود.<ref>. آشنایی با علوم حدیث، علی نصیری، ص۲۷ و ۲۸.</ref> افزون بر این، کلمه حدیث در [[علم اصول]] و خصوصاً اصطلاحاتی نظیر [[خبر واحد]] و [[خبر متواتر]] مترادف با همان حدیث به کار رفته است.<ref>بنگرید به: اصول فقه، محمدرضا مظفر، ج۲، ص۲.</ref> نیز در قرون اخیر به کسانی که نسبت به [[اخبار]] و [[روایات معصومین]] تقیّد نشان می‌‌‌‌دهند، «اخباری» گفته شده است.<ref>تلخیص مقباس الهدایه، علی اکبر غفاری، ص۱۲؛ به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، همان.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
اما آنچه صحیح به نظر می‌‌‌‌رسد همان دیدگاه نخست است؛ زیرا در اصطلاح محدثان و کارکرد رایج [[روایات]]، حدیث به جای خبر و به عکس استفاده می‌‌‌‌شود.<ref>. آشنایی با علوم حدیث، علی نصیری، ص۲۷ و ۲۸.</ref> افزون بر این، کلمه حدیث در [[علم اصول]] و خصوصاً اصطلاحاتی نظیر [[خبر واحد]] و [[خبر متواتر]] مترادف با همان حدیث به کار رفته است.<ref>بنگرید به: اصول فقه، محمدرضا مظفر، ج۲، ص۲.</ref> نیز در قرون اخیر به کسانی که نسبت به [[اخبار]] و [[روایات معصومین]] تقیّد نشان می‌‌‌‌دهند، «اخباری» گفته شده است.<ref>تلخیص مقباس الهدایه، علی اکبر غفاری، ص۱۲؛ به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، همان.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==[[سنت]]==
==[[سنت]]==
خط ۲۲: خط ۲۲:
در صورتی که [[سنت]] در اصطلاح [[فقها]] گاه در مقابل [[بدعت]] به کار می‌‌‌‌رود و بر اموری اطلاق می‌‌‌‌شود که ریشه در [[دین]] داشته باشد و گاه همین کلمه در مقابل [[فریضه]] و [[واجب]] به کار رفته و بر امور مستحبی اطلاق می‌‌‌‌شود.<ref>همان، به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، ص۲۷.</ref>
در صورتی که [[سنت]] در اصطلاح [[فقها]] گاه در مقابل [[بدعت]] به کار می‌‌‌‌رود و بر اموری اطلاق می‌‌‌‌شود که ریشه در [[دین]] داشته باشد و گاه همین کلمه در مقابل [[فریضه]] و [[واجب]] به کار رفته و بر امور مستحبی اطلاق می‌‌‌‌شود.<ref>همان، به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، ص۲۷.</ref>


در تفاوت سنت و [[حدیث]] می‌‌‌‌توان گفت: حدیث ناظر به [[گفتار معصوم]] و سنت ناظر به شیوه، [[منش]] و [[رفتار]] [[معصوم]] است و از آنجا که منش، گفتار را نیز در بر می‌‌‌‌گیرد، می‌‌‌‌توان سنت را اعم و فراگیرتر از حدیث دانست. از این رو در شمردن [[ادله]] [[استنباط]]، در کنار [[قرآن]] از سنت نام می‌‌‌‌برند نه از حدیث.<ref>آشنایی با علوم حدیث، ص۲۴ و ۲۵.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
در تفاوت سنت و [[حدیث]] می‌‌‌‌توان گفت: حدیث ناظر به [[گفتار معصوم]] و سنت ناظر به شیوه، [[منش]] و [[رفتار]] [[معصوم]] است و از آنجا که منش، گفتار را نیز در بر می‌‌‌‌گیرد، می‌‌‌‌توان سنت را اعم و فراگیرتر از حدیث دانست. از این رو در شمردن [[ادله]] [[استنباط]]، در کنار [[قرآن]] از سنت نام می‌‌‌‌برند نه از حدیث.<ref>آشنایی با علوم حدیث، ص۲۴ و ۲۵.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==[[روایت]]==
==[[روایت]]==
روایت مصدر «روی، یروی» در اصل به معنای حمل کردن و یا چیزی است که خود متعلق حمل واقع می‌‌‌‌شود؛ چنانکه [[عرب]] می‌‌‌‌گوید: «روی البعیر الماء» یعنی شتر آب را حمل کرد. از همین رو کلمه ترویه به معنای آبرسانی است؛ چنانکه [[عرب‌ها]] به [[روز هشتم ذی الحجه]] «[[یوم]] الترویه» می‌‌‌‌گفته‌اند؛ به این جهت که آب را از [[مکه]] به [[صحرای عرفات]] منتقل می‌‌‌‌کرده‌اند.<ref>. علم الحدیث و درایه الحدیث، کاظم مدیر شانه چی، ص۱۱.</ref> اما کلمه روایت در مفهوم ثانویه خود به سخن و [[کلام]] نیز اطلاق شده است؛ چراکه سخن و کلام می‌‌‌‌تواند از طریق نقل شدن به دیگران انتقال یابد و از این جهت به ناقل سخن نیز «[[راوی]]» گویند. به همین ترتیب کلمه روایت در [[علم الحدیث]] بر نوع خاصی از کلام ـ یعنی کلام معصوم ـ اطلاق گشته است.  
روایت مصدر «روی، یروی» در اصل به معنای حمل کردن و یا چیزی است که خود متعلق حمل واقع می‌‌‌‌شود؛ چنانکه [[عرب]] می‌‌‌‌گوید: «روی البعیر الماء» یعنی شتر آب را حمل کرد. از همین رو کلمه ترویه به معنای آبرسانی است؛ چنانکه [[عرب‌ها]] به [[روز هشتم ذی الحجه]] «[[یوم]] الترویه» می‌‌‌‌گفته‌اند؛ به این جهت که آب را از [[مکه]] به [[صحرای عرفات]] منتقل می‌‌‌‌کرده‌اند.<ref>. علم الحدیث و درایه الحدیث، کاظم مدیر شانه چی، ص۱۱.</ref> اما کلمه روایت در مفهوم ثانویه خود به سخن و [[کلام]] نیز اطلاق شده است؛ چراکه سخن و کلام می‌‌‌‌تواند از طریق نقل شدن به دیگران انتقال یابد و از این جهت به ناقل سخن نیز «[[راوی]]» گویند. به همین ترتیب کلمه روایت در [[علم الحدیث]] بر نوع خاصی از کلام ـ یعنی کلام معصوم ـ اطلاق گشته است.  
روایت در علم الحدیث هرگاه به صورت مطلق به کار رود به معنای حدیث است و هرگاه به صورت مضاف ـ مثل روایه الحدیث ـ استعمال شود، مفهوم مصدری پیدا کرده و به معنای نقل کردن می‌‌‌‌باشد.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
روایت در علم الحدیث هرگاه به صورت مطلق به کار رود به معنای حدیث است و هرگاه به صورت مضاف ـ مثل روایه الحدیث ـ استعمال شود، مفهوم مصدری پیدا کرده و به معنای نقل کردن می‌‌‌‌باشد.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==اثر==
==اثر==
خط ۳۳: خط ۳۳:


برخی از دانشمندان مانند [[شیخ بهایی]] کلمه اثر را با [[حدیث]] مترادف دانسته‌اند و برخی نیز این دو کلمه را مباین هم می‌‌‌‌دانند به این معنا که: حدیث آن است که از پیامبر{{صل}} رسیده است اما اثر آن است که از [[صحابی]] و دیگران رسیده باشد. لکن [[شهید ثانی]] [[معتقد]] است که بین اثر و حدیث رابطه عموم و خصوص برقرار است به این معنا که هر حدیث و روایتی قطعاً اثری از پیشینیان است لکن هر اثر به دست آمده ضرورتا منقول از پیامبر{{صل}} و یا [[صحابه]] نیست و علی [[الظاهر]] این قول مقرون به صواب است.<ref>. درایه، شهید ثانی، به نقل از: علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، ص۲۲.</ref>
برخی از دانشمندان مانند [[شیخ بهایی]] کلمه اثر را با [[حدیث]] مترادف دانسته‌اند و برخی نیز این دو کلمه را مباین هم می‌‌‌‌دانند به این معنا که: حدیث آن است که از پیامبر{{صل}} رسیده است اما اثر آن است که از [[صحابی]] و دیگران رسیده باشد. لکن [[شهید ثانی]] [[معتقد]] است که بین اثر و حدیث رابطه عموم و خصوص برقرار است به این معنا که هر حدیث و روایتی قطعاً اثری از پیشینیان است لکن هر اثر به دست آمده ضرورتا منقول از پیامبر{{صل}} و یا [[صحابه]] نیست و علی [[الظاهر]] این قول مقرون به صواب است.<ref>. درایه، شهید ثانی، به نقل از: علم حدیث و نقش آن در شناخت و تهذیب حدیث، ص۲۲.</ref>
ناگفته نماند نوعی از [[تفسیر قرآن]] را [[تفسیر]] اثری یا تفسیر به ماثور گفته‌اند و آن تفسیر با کمک نقل و اثر است، اما در مورد ماده تفسیر اثری بین [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد به این معنا که از نظر شیعه [[حدیث پیامبر]] و [[امامان معصوم]]{{ع}} در شمار مدارک تفسیر اثری می‌‌‌‌باشد، در حالی که [[اهل سنت]] آرای رسیده از سوی [[صحابه]] و در شرایطی بزرگان [[تابعین]] را نیز به عنوان مدارک [[تفسیر]] اثری قابل قبول دانسته‌اند.<ref>. مناهل العرفان، عبدالعظیم زرقانی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
ناگفته نماند نوعی از [[تفسیر قرآن]] را [[تفسیر]] اثری یا تفسیر به ماثور گفته‌اند و آن تفسیر با کمک نقل و اثر است، اما در مورد ماده تفسیر اثری بین [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[اختلاف]] نظر وجود دارد به این معنا که از نظر شیعه [[حدیث پیامبر]] و [[امامان معصوم]]{{ع}} در شمار مدارک تفسیر اثری می‌‌‌‌باشد، در حالی که [[اهل سنت]] آرای رسیده از سوی [[صحابه]] و در شرایطی بزرگان [[تابعین]] را نیز به عنوان مدارک [[تفسیر]] اثری قابل قبول دانسته‌اند.<ref>. مناهل العرفان، عبدالعظیم زرقانی، ج۱، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==[[حدیث قدسی]]==
==[[حدیث قدسی]]==
به طوری که [[علمای حدیث]] گفته‌اند: حدیث قدسی به [[حدیثی]] اطلاق می‌‌‌‌گردد که در آن [[رسول خدا]]{{صل}} یا [[امامان معصوم]]{{ع}} مطلبی را از قول [[خدای تبارک و تعالی]] نقل و حکایت کنند و این نقل و حکایت می‌‌‌‌تواند با استفاده از الفاظ و عبارات خود [[معصوم]]{{ع}} صورت پذیرد. به عبارت دیگر در حدیث قدسی [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} در [[حکم]] یک [[راوی]] به شمار رفته و مطلبی را با زبان خود از ناحیه [[خدای تعالی]] باز می‌‌‌‌گوید همانند این [[حدیث]]: {{متن حدیث|قال رسول الله قال اللَّه تعالى: الصَّوْمَ لِي وأَنا أَجْزي بِه}} [[خداوند]] فرموده است که [[روزه]] متعلق به من است و من خود [[پاداش]] آن را می‌‌‌‌دهم».<ref>وجیزه، شیخ بهایی، ص۳؛ به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، ص۲۸.</ref>
به طوری که [[علمای حدیث]] گفته‌اند: حدیث قدسی به [[حدیثی]] اطلاق می‌‌‌‌گردد که در آن [[رسول خدا]]{{صل}} یا [[امامان معصوم]]{{ع}} مطلبی را از قول [[خدای تبارک و تعالی]] نقل و حکایت کنند و این نقل و حکایت می‌‌‌‌تواند با استفاده از الفاظ و عبارات خود [[معصوم]]{{ع}} صورت پذیرد. به عبارت دیگر در حدیث قدسی [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام]]{{ع}} در [[حکم]] یک [[راوی]] به شمار رفته و مطلبی را با زبان خود از ناحیه [[خدای تعالی]] باز می‌‌‌‌گوید همانند این [[حدیث]]: {{متن حدیث|قال رسول الله قال اللَّه تعالى: الصَّوْمَ لِي وأَنا أَجْزي بِه}} [[خداوند]] فرموده است که [[روزه]] متعلق به من است و من خود [[پاداش]] آن را می‌‌‌‌دهم».<ref>وجیزه، شیخ بهایی، ص۳؛ به نقل از: تاریخ عمومی حدیث، ص۲۸.</ref>


حدیث قدسی با آنکه به خداوند انتساب پیدا می‌‌‌‌کند اما از نظر سبک و اسلوب و عنصر [[اعجاز]] هرگز موقعیت [[آیات قرآن]] را ندارد، از این جهت این رشته از [[احادیث]] فاقد خاصیت [[تحدی]] بوده و غالباً ماهیتی جز [[خبر واحد]] ندارد، در صورتی که آیات قرآن از جهت سبک و اسلوب از خاصیت اعجاز بهره مند بوده و از جهت کثرت نقل نیز از قید [[تواتر]] برخوردار است.<ref>. جهت مطالعه بیشتر در باره تفاوت حدیث قدسی با آیات قرآن بنگرید به: علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص۱۱؛ قواعد التحدیث، ص۹۰ و تلخیص مقباس الهدایه مامقانی، ص۱۳.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
حدیث قدسی با آنکه به خداوند انتساب پیدا می‌‌‌‌کند اما از نظر سبک و اسلوب و عنصر [[اعجاز]] هرگز موقعیت [[آیات قرآن]] را ندارد، از این جهت این رشته از [[احادیث]] فاقد خاصیت [[تحدی]] بوده و غالباً ماهیتی جز [[خبر واحد]] ندارد، در صورتی که آیات قرآن از جهت سبک و اسلوب از خاصیت اعجاز بهره مند بوده و از جهت کثرت نقل نیز از قید [[تواتر]] برخوردار است.<ref>. جهت مطالعه بیشتر در باره تفاوت حدیث قدسی با آیات قرآن بنگرید به: علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص۱۱؛ قواعد التحدیث، ص۹۰ و تلخیص مقباس الهدایه مامقانی، ص۱۳.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


==اصطلاحات [[حدیثی]] در قالب سه بخش آمده است==
==اصطلاحات [[حدیثی]] در قالب سه بخش آمده است==
خط ۴۵: خط ۴۵:
مقصود از معتبر: روایتی است که به مضمون آن عمل شده باشد.<ref>درایه الحدیث، کاظم مدیر شانه چی، ص۷۶؛ اصول الحدیث و احکامه، جعفر سبحانی، ص۹۱.</ref> به این جهت [[روایت]] معتبر می‌‌‌‌تواند از نظر سند، صحیح یا غیر صحیح باشد، اما اعتبار صدور آن از [[معصوم]]{{ع}} باید با قرائن ثابت شده باشد. مثل این روایتِ [[شیخ طوسی]]: {{متن حدیث|اخبرني الشيخ ابوعبدالله عن ابي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن ابيه عن سعد بن عبدالله عن الحسن بن علي عن احمد بن هلال عن الحسن بن محبوب عن عبدالله بن سنان عن ابي عبدالله{{ع}} انه قال:....}}<ref>تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۲۱.</ref>
مقصود از معتبر: روایتی است که به مضمون آن عمل شده باشد.<ref>درایه الحدیث، کاظم مدیر شانه چی، ص۷۶؛ اصول الحدیث و احکامه، جعفر سبحانی، ص۹۱.</ref> به این جهت [[روایت]] معتبر می‌‌‌‌تواند از نظر سند، صحیح یا غیر صحیح باشد، اما اعتبار صدور آن از [[معصوم]]{{ع}} باید با قرائن ثابت شده باشد. مثل این روایتِ [[شیخ طوسی]]: {{متن حدیث|اخبرني الشيخ ابوعبدالله عن ابي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه عن ابيه عن سعد بن عبدالله عن الحسن بن علي عن احمد بن هلال عن الحسن بن محبوب عن عبدالله بن سنان عن ابي عبدالله{{ع}} انه قال:....}}<ref>تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۲۱.</ref>


[[شیخ انصاری]] در باره این روایت می‌‌‌‌گوید: سند این حدیث به جهت وجود «[[احمد بن هلال]]» که به [[غلو]] متهم شده، [[ضعیف]] است اما تامل در قرائن نشانگر [[الحاق]] این روایت به [[صحاح]] می‌‌‌‌باشد.<ref>جهت اطلاع از تفصیل این مطلب بنگرید به: دانش درایه الحدیث، محمد حسن ربانی، ص۲۲۷ ۲۲۹.</ref>
[[شیخ انصاری]] در باره این روایت می‌‌‌‌گوید: سند این حدیث به جهت وجود «[[احمد بن هلال]]» که به [[غلو]] متهم شده، [[ضعیف]] است اما تامل در قرائن نشانگر [[الحاق]] این روایت به [[صحاح]] می‌‌‌‌باشد.<ref>جهت اطلاع از تفصیل این مطلب بنگرید به: دانش درایه الحدیث، محمد حسن ربانی، ص۲۲۷ ۲۲۹.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۳ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


===از نظر [[اتصال سند]]===
===از نظر [[اتصال سند]]===
خط ۵۳: خط ۵۳:
##هر روایتی که از وسط، یا آخر سند آن یک [[راوی]] یا بیشتر افتاده باشد و به لفظ رفع تصریح شده باشد، مرفوع است.<ref>مقباس الهدایه، ج۱، ص۲۰۷ ۲۰۸.</ref> مقصود از مرفوع در این نرم افزار، همین معنای دوم است که نشانه [[ضعیف]] بودن [[روایت]] نیز می‌‌‌‌باشد؛ مثل: {{متن حدیث|علي بن محمد عن سهل بن زياد رفعه قال قال اميرالمؤمنين{{ع}}:...}}<ref>کافی، شیخ کلینی، ج۱، ص۲۰.</ref> در این سند میان [[سهل بن زیاد]] تا [[امیرمؤمنان]]{{ع}} یک یا چند [[راوی]] حذف شده و به لفظ رفع نیز تصریح شده است.  
##هر روایتی که از وسط، یا آخر سند آن یک [[راوی]] یا بیشتر افتاده باشد و به لفظ رفع تصریح شده باشد، مرفوع است.<ref>مقباس الهدایه، ج۱، ص۲۰۷ ۲۰۸.</ref> مقصود از مرفوع در این نرم افزار، همین معنای دوم است که نشانه [[ضعیف]] بودن [[روایت]] نیز می‌‌‌‌باشد؛ مثل: {{متن حدیث|علي بن محمد عن سهل بن زياد رفعه قال قال اميرالمؤمنين{{ع}}:...}}<ref>کافی، شیخ کلینی، ج۱، ص۲۰.</ref> در این سند میان [[سهل بن زیاد]] تا [[امیرمؤمنان]]{{ع}} یک یا چند [[راوی]] حذف شده و به لفظ رفع نیز تصریح شده است.  
#'''مرسل''': مرسل معانی مختلفی دارد و مقصود از آن در این نرم افزار سندی است که در آن از یک یا چند نفر از سلسله [[راویان]] با تعبیر مبهم «بعض اصحابنا، «عمن ذکره»، «عن [[رجل]]» و مانند آن یاد شود. مثل: {{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن ابيه عن الحكم بن بهلول عن رجل عن ابي عبدالله{{ع}}:....}}<ref>کافی، شیخ کلینی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>
#'''مرسل''': مرسل معانی مختلفی دارد و مقصود از آن در این نرم افزار سندی است که در آن از یک یا چند نفر از سلسله [[راویان]] با تعبیر مبهم «بعض اصحابنا، «عمن ذکره»، «عن [[رجل]]» و مانند آن یاد شود. مثل: {{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن ابيه عن الحكم بن بهلول عن رجل عن ابي عبدالله{{ع}}:....}}<ref>کافی، شیخ کلینی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>
#'''موقوف''': روایتی است که سلسله سند آن به [[صحابی پیامبر]] یا مصاحب [[امام]] منتهی شود.<ref>مقباس الهدایه، ج۱، ص۳۲۱ ۳۲۲؛ تدریب الراوی، ج۱، ص۱۴۹ ۱۵۰.</ref> و به [[معصوم]] نرسد؛ و به عبارت دیگر محتوای [[حدیث]] [[کلام]] او باشد. مثل: {{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن ابيه عن النضر بن سويد:....}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۱۱.</ref>
#'''موقوف''': روایتی است که سلسله سند آن به [[صحابی پیامبر]] یا مصاحب [[امام]] منتهی شود.<ref>مقباس الهدایه، ج۱، ص۳۲۱ ۳۲۲؛ تدریب الراوی، ج۱، ص۱۴۹ ۱۵۰.</ref> و به [[معصوم]] نرسد؛ و به عبارت دیگر محتوای [[حدیث]] [[کلام]] او باشد. مثل: {{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن ابيه عن النضر بن سويد:....}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۱۱.</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۳ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>
 
===از نظر نوع سند===
۱. '''عادی''':<ref>اصطلاح «عادی» در واقع جزو اقسام اصطلاحات حدیثی به شمار نمی‌‌‌‌رود و تهیه کنندگان نرم افزار به ناچار مجبور به استفاده از آن در برابر دیگر اقسام یاد شده، بوده‌اند.</ref> سندی است که عاری از شرایط اقسام هفتگانه ذیل باشد. و به عبارت دیگر [[حدیثی]] است که سند آن تعلیق، اشاره، تحویل و... نداشته باشد. مثل: {{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن ابيه عن النوفلي عن السكوني عن ابي عبدالله{{ع}}:....}}<ref>کافی، ص۱۲.</ref>
 
۲. '''تعلیق''': آن است که یک یا چند واسطه از ابتدای سند به طور پیوسته حذف شده باشد و [[حدیث]] به [[راویان]] بعدی استناد شود.<ref>مقباس الهدایه، ج۱، ص۲۱۵؛ الرعایه، ص۱۰۱؛ الرواشح السماویه، میرداماد، ص۱۲۸.</ref> مثل روایتی که [[شیخ طوسی]] از [[حسین بن سعید]] نقل می‌‌‌‌کند و واسطه میان خود و او را بیان نمی‌‌‌‌کند: {{متن حدیث|الحسين بن سعيد عن ابن ابي عمير عن عبدالله بن سنان عن ابي عبدالله{{ع}}:....}}<ref>تهذیب الاحکام، ج۵، ص۲۳.</ref>
 
۳. '''اشاره''': حدیثی است که در ابتدای سند افتادگی داشته باشد اما نشانی از آن وجود داشته باشد. مثل مواردی که [[راوی]]، [[سند روایت]] اول را به صورت کامل بیان کند و در [[روایت]] بعدی، ابتدای سند را حذف و با عبارتی مثل «و بهذا الاسناد» به آن اشاره نماید. مانند:
# سند کامل: {{متن حدیث|محمد بن يحيي عن محمد بن الحسين عن محمد بن اسماعيل عن صالح بن عقبه عن عبدالله بن محمد الجعفي عن ابي عبدالله{{ع}} قال:....}}<ref>کافی، ج۱، ص۴۶۰.</ref>
# سند دوم: {{متن حدیث|و بهذا الاسناد عن صالح بن عقبه عن يزيد بن عبد الملك عن ابي جعفر{{ع}} قال:....}}<ref>کافی، ج۱، ص۴۶۰.</ref> عبارت «بهذا الاسناد» به {{متن حدیث|محمد بن يحيي عن محمد بن الحسين عن محمد بن اسماعيل}} اشاره دارد. به اینگونه [[روایات]] «شبه تعلیق» نیز می‌‌‌‌گویند.
 
۴. '''تحویل''': نوعی از عطف در سند است که یک طبقه را بر یک طبقه و گاه یک طبقه را بر دو طبقه و گاه چند طبقه را بر چند طبقه عطف می‌‌‌‌کند. به این ترتیب [[راوی]] چند سند را که دارای اشتراکاتی با یکدیگرند را در یک سند جمع می‌‌‌‌کند. مثل: {{متن حدیث|الحسين بن محمد عن معلي بن محمد عن مسافر و عن الوشاء عن مسافر....}}<ref>کافی، ج۱، ص۴۰۴.</ref> که در اصل دو سند بوده است:
#{{متن حدیث|الحسين بن محمد عن معلي بن محمد عن مسافر....}}
#{{متن حدیث|الحسين بن محمد عن معلي بن محمد عن الوشاء عن مسافر...}}
 
نمونه دیگر: {{متن حدیث|محمد بن ابي عبدالله عن سهل بن زياد و علي بن ابراهيم عن احمد بن محمد و محمد بن يحيي عن احمد بن محمد جميعا عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سالت ابا عبدالله{{ع}}... فقال لي:....}} این [[روایت]] در اصل دارای سه سند که در بخشی از اسناد مشترک می‌‌‌‌باشد، بوده است.
#{{متن حدیث|محمد بن ابي عبدالله عن سهل بن زياد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سالت ابا عبدالله{{ع}}... فقال لي:....}}
#{{متن حدیث|علي بن ابراهيم عن احمد بن محمد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سالت ابا عبدالله ع... فقال لي:....}}
#{{متن حدیث|محمد بن يحيي عن احمد بن محمد عن علي بن الحكم عن صالح النيلي قال سالت ابا عبدالله{{ع}}... فقال لي:....}}
 
در اسناد دارای تحویل، همیشه بررسی همه سند لازم نیست، بلکه بررسی یکی از اسناد در صورت [[صحت]] کافی است و در صورت [[ضعف]] می‌‌‌‌توان از اسناد دیگر به عنوان بدل و [[جانشین]] استفاده کرد.
 
۵. '''عطف''': روایتی است که در سند آن یک طبقه بر طبقه دیگر به وسیله «واو» عطف شده باشد. مثل: {{متن حدیث|محمد بن الحسن و علي بن محمد عن سهل بن زياد عن....}}<ref>کافی، ج۱، ص۳۲.</ref> دراین مثال «[[علی بن محمد]]» عطف بر «[[محمد بن الحسن]]» شده است. این سند از دو سند تشکیل شده است:
#{{متن حدیث|محمد بن الحسن عن سهل بن زياد عن....}}
#{{متن حدیث|علي بن محمد عن سهل بن زياد عن....}}
 
۶. '''ضمیر''': روایتی است که به جای تصریح به اسم [[راوی]] با ضمیر به آن اشاره شود. مانند نمونه‌های ذیل:
 
مثال ۱: [[روایت]] اول: {{متن حدیث|محمد بن يحيي عن احمد بن محمد بن عيسي عن علي بن حكم عن....}}
 
روایت دوم: {{متن حدیث|عنه عن احمد بن محمد عن حسين بن سعيد عن....}} [[مرجع]] ضمیر «عنه»، «[[محمد بن یحیی]]» است.
 
مثال ۲: روایت اول: {{متن حدیث|ابوعلي الاشعري عن محمد بن عبدالجبار عن صفوان بن يحيي عن....}}
 
روایت دوم: {{متن حدیث|و عنه عن صفوان عن....}} مرجع ضمیر «عنه»، «[[محمد بن عبدالجبار]]» است.
 
۷. '''تذییل''': گاه در پایان یک روایت به نقل دیگری از همان روایت اشاره می‌‌‌‌شود. در این گونه موارد معمولا قسمت مختص سند دوم در ذیل روایت اول آورده می‌‌‌‌شود و با عبارتی نظیر «[[مثله]]»، «رواه» و «فی روایه اخری» به [[اتحاد]] آخر سند دوم با سند اصلی اشاره می‌‌‌‌گردد.
 
مثال: {{متن حدیث|محمد بن یحیی و غیره عن احمد بن محمد بن عیسی عن الحسین بن سعید عن ابن ابی عمیر عن جمیل بن دراج عن ابن الطیار عن ابی عبدالله{{ع}}:....}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۶۱.</ref> {{متن حدیث|محمد بن اسماعيل عن الفضل بن شاذان عن ابن ابي عمير عن جميل بن دراج مثله}}<ref>کافی، ج۱، ص۱۶۲.</ref>
 
۸. '''تردید''': روایتی است که در سند آن عطف، به وسیله حرف «او» صورت گرفته باشد. مثل: {{متن حدیث|عده من اصحابنا عن احمد بن محمد بن خالد عن ابن محبوب عن معاويه بن وهب او معاويه بن عمار عن ابي عبدالله{{ع}}:....}}<ref>کافی، ج۲، ص۲۱۰</ref>.<ref>[[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۳ (کتاب)|اصطلاحات حدیثی]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:11134.jpg|22px]] [[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|'''اصطلاحات حدیثی ۱''']]
# [[پرونده:11134.jpg|22px]] [[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۱ (مقاله)|'''اصطلاحات حدیثی ۱''']]
# [[پرونده:11134.jpg|22px]] [[علی رضا کمالی|کمالی، علی رضا]]، [[اصطلاحات حدیثی ۳ (مقاله)|'''اصطلاحات حدیثی ۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۳۵

ویرایش