←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
# [[قصر]] [[بهشتی]] در دنیا: بیت المقدس یکی از چهار قصر بهشتی دنیاست. از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمود: چهار قصر از قصرهای بهشت در دنیا هستند: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجدبیت المقدس، [[مسجد کوفه]]. <ref>بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۹۹، ص۳۸۰</ref> | # [[قصر]] [[بهشتی]] در دنیا: بیت المقدس یکی از چهار قصر بهشتی دنیاست. از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمود: چهار قصر از قصرهای بهشت در دنیا هستند: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجدبیت المقدس، [[مسجد کوفه]]. <ref>بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۹۹، ص۳۸۰</ref> | ||
اینها تنها برخی از ویژگیها و خصوصیاتی است که میتوان برای [[سرزمین فلسطین]] و [[قدس]] [[شریف]] و [[مسجد الاقصی]] بر شمرد. در [[آیات]] و [[روایات]] ویژگیها و [[فضایل]] دیگری برای آن بیان شده است که برخی از آنها در کتبی چون فضایل قدس گردآوری و تدوین شده است.<ref>مانند کتاب فضائل القدس الشریف تالیف جمال الدین ابو الفرج محمد بن الجوزی</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | اینها تنها برخی از ویژگیها و خصوصیاتی است که میتوان برای [[سرزمین فلسطین]] و [[قدس]] [[شریف]] و [[مسجد الاقصی]] بر شمرد. در [[آیات]] و [[روایات]] ویژگیها و [[فضایل]] دیگری برای آن بیان شده است که برخی از آنها در کتبی چون فضایل قدس گردآوری و تدوین شده است.<ref>مانند کتاب فضائل القدس الشریف تالیف جمال الدین ابو الفرج محمد بن الجوزی</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | ||
==[[سرزمین مقدس]]== | |||
[[قدس]]، [[بیت المقدس]] و [[سرزمین مبارک]] نامهای سرزمینی است که از سوی [[خداوند]] [[تبرک]] و [[قداست]] یافته است. هرچند که همه مناطق [[زمین]] به جهت [[آیه]] و نشانهای [[الهی]] بودن و انتساب به آفریدگارشان از جایگاهی بلند و رفیع برخوردار بوده و از قداست و [[برکت]] بهره مند میباشند.<ref>عنکبوت، آیه ۵۶. فصلت، آیه ۱۰. انبیاء، آیه ۸۱ البته به شرط آنکه آن را مختص سرزمین خاورمیانه ندانیم. چنان که از آیه ۱۸ سوره سبا نیز بر میآید یمن نیز در این آیه به عنوان سرزمین مبارک خوانده شده است.</ref> ولی [[سرزمین فلسطین]] تنها سرزمینی است که در [[قرآن]] به عنوان سرزمین مقدس توصیف شده است. به این معنا که گاه سرزمینهای دیگری نیز از سوی خداوند به صفت و ویژگی برکت متصف شده است؛ چنان که در آیه ۹۶ [[سوره آل عمران]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍۢ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًۭا وَهُدًۭى لِّلْعَـٰلَمِينَ}} «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آلعمران، آیه ۹۶.</ref> درباره [[سرزمین مکه]] که [[خانه خدا]] در آن قرار دارد میفرماید: ان اول [[بیت]] وضع للناس للذی ببکه مبارکا و [[هدی]] للعالمین؛ نخستین خانهای که برای [[مردمان]] قرار داده شده آنی است که در [[بکه]] ([[مکه]]) [[مبارک]] و مرکز [[هدایت]] جهانیان است. <ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==قداست [[فلسطین]] در [[آیات قرآن]]== | |||
در تمام آیاتی که ارتباط به سرزمین فلسطین دارد سخن از دو وصف قداست و مبارک است. به این معنا که این [[سرزمین]] افزون بر ویژگی مبارک بودن سرزمینی [[مقدس]] است. قداست ویژگی انحصاری این سرزمین است. البته قداست سرزمین اختصاص به [[شهر قدس]] و بیت المقدس نداشته بلکه در [[آیات قرآنی]] به بخشهای دیگری از سرزمین فلسطین این صفت داده شده است. از آن میان میتوان به آیه ۱۱ و ۱۲سوره طه اشاره کرد که میفرماید: فلما اتیها نودی یا [[موسی]] انی انا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس [[طوی]]؛ پس زمانی که [[موسی]] به [[سرزمین مقدس]] درآمد از سوی [[خدا]] موسی خوانده شد که من خود [[پروردگار]] توام؛ پس کفشهایت را بر کن؛ زیرا تو در [[سرزمین]] و [[وادی مقدس طوی]] هستی. | |||
در این [[آیه]] به صراحت سرزمین و [[وادی طوی]] به عنوان سرزمین مقدس مورد تأکید قرار گرفته و به جهت همین [[قداست]] از وی خواسته شده تا کفشهایش را به [[احترام]] و قداست سرزمین از پای خویش درآورد. | |||
در آیه ۳۰ [[سوره قصص]]<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّآ أَتَىٰهَا نُودِىَ مِن شَـٰطِئِ ٱلْوَادِ ٱلْأَيْمَنِ فِى ٱلْبُقْعَةِ ٱلْمُبَـٰرَكَةِ مِنَ ٱلشَّجَرَةِ أَن يَـٰمُوسَىٰٓ إِنِّىٓ أَنَا ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref> همین سرزمین به [[سرزمین مبارک]] نیز [[ستوده]] و توصیف شده است که بیان خصوصیت و ویژگی دیگری برای این سرزمین است. | |||
به هر حال از [[آیات قرآن]] بر میآید که [[سرزمین فلسطین]] سرزمین مقدسی است و این [[تقدس]] و قداست اختصاصی به [[شهر]] [[بیت المقدس]] و یا وادی طوی در [[سرزمین سینا]] ندارد. هرچند که قداست طوی به جهاتی مورد تأکید قرار گرفته است. | |||
در سخنان موسی{{ع}} همه سرزمینی که [[مردم]] [[بنی اسرائیل]] مامور شدند تا پس از [[رهایی]] از دست [[فرعونیان]] در آن سکونت گزینند و زیست کنند، سرزمین مقدس دانسته شده است؛<ref>{{متن قرآن|يَـٰقَوْمِ ٱدْخُلُوا۟ ٱلْأَرْضَ ٱلْمُقَدَّسَةَ ٱلَّتِى كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَـٰسِرِينَ}} «ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید» سوره مائده، آیه ۲۱.</ref> بنابراین همه سرزمین فلسطین [[مقدس]] و [[مبارک]] است. | |||
در آیه ۱۳۷ [[اعراف]] و نیز [[یونس]] آیه ۹۳ و [[اسراء]] آیه ۱۰۴ سرزمین فلسطین و شرق و غرب آن به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که زمانی [[بنی اسرائیل]] از آن بهره مند شدند تا [[خداوند]] [[نعمت]] [[وعده]] داده خویش را بر آنان به بهترین وجه به کمال برساند. | |||
در [[حقیقت]] در [[اختیار]] گرفتن [[حکومت]] منطقه [[فلسطین]] و پیرامون آن از آن رو به بنی اسرائیل داده شد که خداوند از سوی [[موسی]] به آنان وعده داده بود تا آن حضرت{{ع}} را در [[جنگ]] با [[فرعون]] [[یاری]] داده و همراه او باشند. این گونه بود که خداوند به وعده خویش عمل کرد و آنان را [[وارث]] آن [[سرزمین مقدس]] و [[مبارک]] گرداند.<ref>{{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَـٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَـٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَـٰرَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُوا۟ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُۥ وَمَا كَانُوا۟ يَعْرِشُونَ}} «و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> | |||
اگر به پیشینه این توصیف در گزارشهای [[قرآنی]] بپردازیم در مییابیم که این [[سرزمین]] در [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} به عنوان سرزمین [[مبارکی]] [[مسکن]] آن حضرت [[انتخاب]] شده است. خداوند در [[آیه]] ۷۱ [[سوره انبیاء]]<ref>{{متن قرآن|وَنَجَّيْنَـٰهُ وَلُوطًا إِلَى ٱلْأَرْضِ ٱلَّتِى بَـٰرَكْنَا فِيهَا لِلْعَـٰلَمِينَ}} «و او و لوط را رهاندیم، به سوی سرزمینی که در آن برای جهانیان خجستگی نهاده بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۱.</ref> درباره [[مهاجرت]] حضرت ابراهیم از [[سرزمین بابل]] پس از [[آتش]] سوزی مشهور و [[رهایی]] از آن میفرماید: و نجیناه و لوطا الی الارض التی بارکنا فیها للعالمین؛ ما ابراهیم را به همراه لوطا از دست [[دشمنان]] کافرش [[نجات]] داده و به سوی سرزمین بردیم که آن را برای جهانیان مبارک گردانیدیم. | |||
نکته جالب در این آیه آن است که این سرزمین خاص را که حضرت ابراهیم و یارانش را به آنجا کوچانده و از [[بدی]] دشمنانش [[رهایی]] بخشیده، سرزمینی [[مبارک]] برای جهانیان دانسته است. از این رو میتوان گفت که خاص [[قوم]] و [[قبیله]] و یا [[دینی]] نیست و همه [[انسانها]] بلکه جهانیان از [[جن]] و انس از آن [[سود]] میبرند و از [[برکات]] آن استفاده میکنند. | |||
برخی از [[مفسران]] به جهت آنکه [[شرایع آسمانی]] و [[قوانین]] [[وحیانی]] [[الهی]] در این [[سرزمین]] بر جهانیان نازل شده را علت اصلی آن دانستهاند که [[خداوند]] این سرزمین را برای جهانیان مبارک دانسته است؛ زیرا همه [[ادیان توحیدی]] الهی از این سرزمین به [[جهان]] گسترش یافته و همگان از آن بهره مند شدهاند.<ref>الکشاف، زمخشری، ج۳، ص۱۲۶.</ref> | |||
در [[تورات]] این [[سرزمین مبارک]] که [[حضرت ابراهیم]] به آنجا کوچ کرده، [[سرزمین کنعان]] نامیده شده<ref>کتاب مقدس، تکوین ۱۲: ۵</ref> و آن را در زمره سرزمینهای میان [[فرات]] تا نیل<ref>کتاب مقدس، تکوین ۱۵: ۷ تا ۹</ref> دانسته است. | |||
به هر حال [[سرزمین فلسطین]] در [[آیات قرآنی]] سرزمینی [[مقدس]] و مبارک است. البته در [[آیات قرآن]] گستره بیش تری از [[فلسطین]] امروزی به عنوان سرزمین مبارک یاد شده است که میتوان گفت شامل [[شامات]] (فلسطین، [[اردن]]، [[سوریه]] و لبنان) میشود. | |||
سرزمین فلسطین به نامهای [[نیک]] دیگری نیز [[ستایش]] شده است. در [[آیه]] ۹۳ [[سوره یونس]] از آن به نام جایگاه [[صدق]] و [[راستی]] و در آیه ۵۰ [[سوره مؤمنون]] به سرزمین بلند و والا مقامی که از [[امنیت]] و آب فراوان بهره مند است یاد و [[ستوده]] شده است. <ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[ارزش]] و جایگاه [[قدس]]== | |||
[[سرزمین فلسطین]] و قدس به جهاتی در نزد همه [[شرایع]] ابراهیمی از ارزش و جایگاه بالا و [[مقام]] عالی برخوردار میباشد. همه [[پیروان]] هر یک از سه [[شریعت]] ابراهیمی ([[اسلام]] و [[یهود]] و [[مسیحیت]]) [[تقدس]] آن را معتبر دانسته و از [[قداست]] آن یاد و [[دفاع]] میکنند. <ref>الموسوعه الفلسطینیه ج۳، ص۵۱۰ ذیل مدخل قدس.</ref> | |||
آثار و بناهای [[دینی]] فراوانی در این [[سرزمین]] برای هر یک از پیروان این سه شریعت [[توحید]] آسمانی وجود دارد که میتوان به [[دیوار]] [[ندبه]] برای [[یهودیان]]، کلیسای [[قیامت]] برای [[مسیحیان]] و [[مسجدالاقصی]] برای [[مسلمانان]] یاد کرد.<ref>دایره المعارف تشیع، ج۳، ص۵۵۸</ref> | |||
چنان که گفته شد قداست سرزمین اختصاص به [[شهر قدس]] نداشته بلکه همه سرزمین فلسطین از چنین قداستی برخوردار میباشد. این مطلب را [[روایات]] نیز [[تأیید]] میکند؛ زیرا در بیان قداست [[فلسطین]] روایاتی وارد شده که اختصاص به شهر قدس و جایی که مسجدالاقصی قرار گرفته ندارد. از جمله علل میتوان به قداست شهرالخلیل به عنوان مکان کوچ و [[هجرت]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و نیز [[محل دفن]] آن حضرت اشاره کرد.<ref>التحریر و الننویر، ج۱۲، ص۱۶۲</ref> | |||
آن سرزمین به جهاتی چند [[مقدس]] و [[مبارک]] گفته شده است که از آن جمله به جهت [[فراوانی آب]] و سرزمین حاصل خیز<ref>، تفسیر قرطبی، ج۶، ص۸۳</ref> گهواره [[شرایع آسمانی]] و [[توحیدی]]<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۷۶</ref> و [[مسکن]] [[صالحان]] و [[پیامبران]]<ref>بحارالانوار، ج۱۳، ص۱۷۷</ref> از مهمترین [[دلایل]] این [[ستایش]] بیان شده است. | |||
بنابراین این قداست و مبارک بودن به دو جهت مادی و [[معنوی]] مورد تأیید و گزارش قرار گرفته است. البته میبایست علت معنوی را بر علل دیگری ترجیح داد؛ زیرا [[رسالت]] پیامبران و [[دعوت]] [[مردمان]] به توحید که از این سرزمین آغاز شده اصل اساسی در [[تبرک]] سرزمین میبایست برشمرد؛ چون همین مسأله رسالت پیامبران است که زمینهساز [[برکت]] و خیر فراوان بر مردمان شده است. هر چند که دیگر وجوه نیز میتواند خود از [[برکات]] همین [[نعمت]] عظیم باشد؛ چه این که [[قرآن]] [[هدایت]] بشری و عمل به [[آموزههای وحیانی]] را از علل [[نزول]] [[برکات]] زمینی و آسمانی برشمرده است. با توجه به [[آیه]] ۸ [[سوره نمل]] و نیز [[سیاق آیه]] ۳ [[سوره قصص]] میتوان گفت که علت اصلی [[تبرک]] سرزمینی همین مسأله [[توحید]] و [[پرسش]] [[خدای یگانه]] و عمل به دستورهای وی بوده باشد؛ زیرا در یک [[نظام اعتقادی]] [[توحیدی]]، [[تقدس]] و تبریک سرزمینی و یا مکان و یا زمانی در بیشتر موارد به سبب رخدادهای مهم [[دینی]] است که در آنها روی داد و یا مناسکی است که میبایست در آن [[زمان]] و یا مکان به جا آورده شود که از آن جمله میتوان به مسئله تبرک [[سحر]] و [[ماه رمضان]] و [[ذی الحجه]] و [[سرزمین مکه]] و [[عرفات]] و [[منی]] یاد کرد.<ref>المیزان، ج۱۴، ص۱۳۷</ref> | |||
[[مبارک]] خواندن [[خانه خدا]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍۢ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَكَّةَ مُبَارَكًۭا وَهُدًۭى لِّلْعَـٰلَمِينَ}} «بیگمان نخستین خانهای که برای (عبادت) مردم (بنا) نهاده شد همان است که در مکّه است، خجسته و رهنمون برای جهانیان» سوره آلعمران، آیه ۹۶.</ref> و یا قرآن<ref>انعام، آیات ۹و ۱۵۵</ref> و یا اطراف [[مسجدالاقصی]]<ref>اسراء، آیه۱</ref> و یا [[شب قدر]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَيْلَةٍۢ مُّبَـٰرَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ}} «که ما آن را در شبی خجسته فرو فرستادیم، بیگمان ما بیمدهنده بودیم» سوره دخان، آیه ۳.</ref> از سوی [[خدا]] نیز بر همین اساس و [[موازین]] میباشد. | |||
به هر حال در تمام [[منابع اسلامی]] و [[یهودی]] [[قداست]] اختصاصی به [[آبادی]] [[قدس]] و [[اورشلیم]] نداشته بلکه شامل همه [[فلسطین]] است. البته [[اختلاف]] نظرهایی در تعیین حدود [[سرزمین مقدس]] وجود دارد. محدوده این سرزمین مقدس بر پایه باورهایی یهودی متغیر است و این [[تغییر]] به دورههای گوناگونی برمی گردد که [[یهودیان]] بر مناطقی چیره بوده و یا آن را از دست میدادند. از این رو معیار در قداست به وجود [[دولت یهودی]] و [[چیرگی]] آنان بستگی مییابد که همواره در دورههای مختلف متغیر بوده است.<ref>قاموس کتاب، مقدس ص۶۸۵</ref> | |||
با توجه به باورهای تورانی [[یهودیان]] درباره مرزهای [[دولت موعود]] میتوان گفت که مرزهای آن برای یهودیان مشخص است<ref>کتاب مقدس، عدد۳۴.</ref> که در برخی از [[تفاسیر]] [[اسلامی]] نیز این محدوده بازتاب یافته است.<ref>التحریر و التنویر، ج۶، ص۱۶۲</ref> | |||
با این همه در [[بینش]] و نگرش بیشتری [[مفسران]] و [[مورخان]] اسلامی که [[قداست]] [[سرزمین فلسطین]] را فراتر از جریان [[مالکیت]] [[بنی اسرائیل]] بر آن مینگرند، با توجه به [[آیات]] گوناگون [[قرآن]] نظریات متعددی درباره حدود آن ارایه دادهاند که میتوان آنها را به سه دسته سرتاسر [[سرزمین شام]]؛ از [[مصر]] تا [[فرات]]؛ بخشهایی از [[شام]] (سرزمین فلسطین) دستهبندی کرد. | |||
با این همه قداست از آن سرزمین فلسطین است که شامل [[صحرای سینا]] و سرزمین فلسطین کنونی و بخشی از [[اردن]] و لبنان و [[سوریه]] را شامل میشود. به نظر میرسد که تسری قداست آن به پیرامون به مناسبتهای گوناگونی است که برای [[پیامبران]] ابراهیمی رخ داده است. از این رو قداست را به همه [[سرزمین]] و منطقه [[شامات]] تسری دادهاند که مهد پیامبران و محل ظهور و گسترش [[ادیان توحیدی]] و [[الهی]] بوده است.<ref>تفسیر نمونه، ج۴، ص۲۳۷ و نیز، ج۱۲، ص۳۱۳.</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[قدس]] و [[یهودیان]]== | |||
چنان که گفته شد در گزارشی از [[تورات]]، [[سرزمین مقدس فلسطین]]، [[سرزمین موعود]] یهودیان دانسته شده است. برخی از [[مفسران]] [[یهودی]] با توجه به آیاتی که سرزمینهای شرق و غرب [[بیت المقدس]] و [[فلسطین]] را به عنوان [[میراث]] ایشان بیان کرده است بر این باورند که همه مناطق خاورمیانه و دست کم از نیل تا [[فرات]] سرزمین موعود ایشان است. | |||
[[قرآن]] در [[آیه]] ۱۳۷ [[سوره اعراف]] بیان میکند: {{متن قرآن|وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَـٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَـٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَـٰرَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُوا۟ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُۥ وَمَا كَانُوا۟ يَعْرِشُونَ}}<ref>«و قومی را که (از سوی فرعونیان) ناتوان شمرده میشدند وارث شرق و غرب آن سرزمین کردیم که در آن برکت نهاده بودیم و سخن نیکوی پروردگارت درباره بنی اسرائیل به خاطر شکیبی که ورزیدند راست آمد و آنچه را فرعون و قومش میساختند و آنچه را بر میافراختند زیر و زبر کردیم» سوره اعراف، آیه ۱۳۷.</ref> | |||
در این آیه [[قوم بنی اسرائیل]] بر [[سرزمین فلسطین]] و یا بیت المقدس و شرق و غرب آن از سوی [[خداوند]] چیره و مسلط شدند؛ زیرا مستضعفانی بودند که در راه [[دین خدا]] [[پایداری]] و [[مقاومت]] کرده بودند و این [[پاداش]] مقاومت و پایداری ایشان بود. | |||
در این [[آیات]] و نیز آیات ۹۳ [[سوره یونس]] و ۱۷ و ۱۰۴ [[سوره اسراء]] ماجرای [[قدرت]] گرفتن و [[تسلط]] [[بنی اسرائیل]] بر سرزمین فلسطین و پیرامون آن پس از بیان ماجرای [[غرق]] شدن [[فرعونیان]] بیان شده و در آیه ۵۹ [[سوره شعراء]] نیز به صراحت و [[شفافیت]] از [[جانشینی]] ایشان به جای فرعونیان یاد شده است. | |||
به نظر میرسد با توجه به [[سلطه]] فرعونیان بر سرزمینهای فلسطین و اطراف آن، منظور از این آیات [[استخلاف]] و تسلط بنی اسرائیل در جای فرعونیان و کشورهای مستعمره ایشان است که شامل تسلط بر سرزمین فلسطین و [[شام]] و [[اردن]] باشد.<ref>المنار، ج۹، ص۹۸ و نیز تفسیر کبیر، ج۱۴، ص۲۲۱.</ref> | |||
[[قرآن]] در [[آیات]] دیگری این [[دولت]] و [[چیرگی]] ایشان را محدود به عوامل چندی کرده است. از این رو برخی از [[مفسران]] و [[دانشمندان اسلامی]] هنگام [[سخن گفتن]] از دوگانگی و [[تعارض]] در [[فرمان خداوند]] مبنی بر واگذاری سرزمینهای [[مقدس]] به [[بنی اسرائیل]] از یک سو و [[حرام]] شمردن ورود ایشان به آن [[سرزمینها]] در آیات ۲۱ و ۲۶ [[سوره مائده]] این [[حکومت]] [[وراثت]] و [[خلافت]] را مشروط به [[طاعت]] و [[بندگی خدا]] دانستهاند؛ <ref>المیزان، ج۵، ص۲۸۹ و نیز تفسیر کبیر، ج۱۱، ص۱۹۷.</ref> زیرا چنان که بیان شد [[یهودیان]] در همان [[زمان]] به خاطر [[تخلف]] از فرمان خداوند دچارسرگردانی شده و چهل سال در تپه و بیابانهای اطراف [[بیت المقدس]] و [[فلسطین]] میگشتند و [[اجازه]] ورود به [[شهر]] و آبادیی را نداشتهاند. بنابراین همانگونه که در همان آغاز از [[نعمت]] وراثت به جهت [[طغیان]] و [[سرکشی]] بازماند، هر زمانی دیگری که چنین کنند از آنجا رانده خواهند شد. | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۱۲۹ [[سوره اعراف]] میفرماید: و یستخلفکم فی الارض فینظر کیف تعملون، آنان را بر [[زمین]] [[خلیفه]] گردانیدیم تا بنگریم چگونه عمل میکنند. در [[حقیقت]] خلافت ایشان برای روشن شدن عمل کرد آنان است. اگر به خوبی و [[درستی]] عمل کنند از آن [[سود]] میبرند. بنابراین خلافت ایشان مشروط به عمل کرد درست ایشان بوده است. این نکته در آیات دیگری چون آیه ۷ [[سوره ابراهیم]] به خوبی بیان شده است. | |||
==تمردهای بنی اسرائیل== | |||
درگزارشهای قرآن از وضعیت بیت المقدس و حکومت یهودیان به خوبی برمی آید که آنان زمانی که بر پایه [[آموزههای وحیانی]] عمل میکردند از حکومت و [[اقتدار]] برسرزمین برخوردار بودند ولی همین که عمل کردی نادرست داشتند نه تنها حکومت و [[قدرت]] از ایشان گرفته شد بلکه مجبور به ترک [[خانه]] و کاشانه خود شدند. | |||
خداوند در آغاز [[سوره اسراء]] نیز از [[سلطه]] اقوامی دیگر بر سرزمینهای مقدس برای [[مجازات]] [[بنی اسرائیل]] یاد میکند و از تکرار آن در صورت بدکرداری دوباره آنان خبر میدهد و میفرماید: {{متن قرآن|وَقَضَيْنَآ إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ فِى ٱلْكِتَـٰبِ لَتُفْسِدُنَّ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّۭا كَبِيرًۭا * فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًۭا لَّنَآ أُو۟لِى بَأْسٍۢ شَدِيدٍۢ فَجَاسُوا۟ خِلَـٰلَ ٱلدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًۭا مَّفْعُولًا * ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ ٱلْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَـٰكُم بِأَمْوَٰلٍۢ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَـٰكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا * إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَآءَ وَعْدُ ٱلْـَٔاخِرَةِ لِيَسُـۥٓـُٔوا۟ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا۟ ٱلْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَلِيُتَبِّرُوا۟ مَا عَلَوْا۟ تَتْبِيرًا * عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَـٰفِرِينَ حَصِيرًا}}<ref>«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید * و چون وعده نخست (از) آن دو (تباهی) فرا رسد بندگانی سخت جنگاور را که داریم بر شما برمیانگیزیم که درون خانهها را جست و جو میکنند و (این) وعدهای انجام یافتنی است * سپس پیروزی بر آنان را دوباره بهره شما میکنیم و با داراییها و پسران به شما یاری میرسانیم و شمار شما را افزونتر میگردانیم * اگر نیکی ورزید به خویش نیکی ورزیدهاید و اگر بدی کنید به خویش کردهاید و چون وعده فرجامین فرا رسد (بندگانی دیگر را میفرستیم) تا چهرههایتان را اندوهبار گردانند و در آن مسجد وارد گردند چنان که بار نخست وارد آن شده بودند و تا بر هر چه دست یابند از میان بردارند * باشد که پروردگارتان بر شما بخشایش آورد و اگر (به نافرمانی) بازگردید ما نیز باز میگردیم و دوزخ را زندان کافران قرار دادهایم» سوره اسراء، آیه ۴-۸.</ref> | |||
در این [[آیات]] به وضوح و روشنی از دو [[تمرد]] یاد میشود که یکی [[پیش از بعثت]] [[پیامبر]]{{صل}} اتفاق افتاده است که موجب شد تا [[بخت النصر]] بر ایشان بتازد و ایشان را به [[بردگی]] به [[بابل]] برد و سدههای طولانی گرفتار باشند و دیگر وعدهای است که هنوز انجام نشده است. در این [[آیات]] میفرماید که ایشان دوباره از نظر [[جمعیت]] و [[مال]] بهاندازه [[قدرتمند]] شوند که بتوانند بر [[فلسطین]] چیره شوند و آن گاه باز اگر [[طغیان]] کردند و بدکرداری را پیشه خود ساختند ما نیز باز میگردیم و با ایشان چنان کنیم که مرتبه نخست انجام دادیم. ظاهرا این همان زمانی است که [[یهودیان]] دوباره با جمعیت و [[قدرت]] و مال فراوان وارد [[بیت المقدس]] شدند و [[مسجد اقصی]] را در تصاحب گرفتهاند. این بار نیز دست به [[خون]] و [[خون ریزی]] زده و برخلاف [[آموزههای وحیانی]] که به ایشان [[حکم]] کرده است که [[مردمان]] را از خانههایشان آواره نسازند ([[قرآن]] این حکم را در [[سوره بقره]] آورده است) باز ایشان مردمان فلسطین را آواره ساخته و به [[دولت]] مردان خویش میگویند تا مردمان این جا را نکشید و یا از خانههایشان بیرون نکنید ما به این [[سرزمین]] نمیآییم و دولت مردان نیز برای [[رضایت]] یهودیان دست به [[جنایت]] و [[کشتار]] میزنند و خانههای [[فلسطینیان]] را به عنوان [[قوم]] جبار و گروهی [[سرکش]] و [[تروریست]] خراب میسازند و جوانانشان را میکشند و [[زنان]] و مردانشان را آواره میسازند. این [[زمان]] دوباره طغیان را آغاز کردهاند و این گونه است که [[خداوند]] چنان که [[وعده]] داده است که اگر ایشان دوباره همان [[رفتار]] را پیش گیرند ما نیز همانند قبل عمل میکنیم به زودی ایشان را آواره میسازد. | |||
[[قدس]]، [[قبله]] نخستین و [[حرم]] دوم [[مسلمانان]] [[جهان]]، سرزمین اصلی و [[وطن]] میلیونها آواره [[مسلمان]] [[فلسطینی]] است که [[استکبار جهانی]] توسط [[صهیونیسم]] [[جنایتکار]]، از سال ۱۹۴۸ آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت [[سلطه]] نیروهای [[اشغالگر]] قدس قرار داد. | |||
این [[توطئه]] از همان اولین سالهای [[اجرا]]، با [[مقاومت]] [[مردم]] مسلمان فلسطین و [[اعتراض]] مسلمانان و انسانهای [[آزاده]] و [[بیدار دل]] جهان مواجه شد و به شکل [[مبارزات]] پیگیر و [[سیاسی]] ـ نظامی، چهره خود را نشان داد. [[ملت]] [[مسلمان]] [[ایران]] نیز پس از [[پیروزی]] [[انقلاب شکوهمند اسلامی]] مسأله آزادسازی [[فلسطین]] از چنگال [[غاصبان]] [[قدس]] را سرلوحه آرمانهایش قرار داده و همه ساله [[روز]] قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر [[ستمکاران]] [[تاریخ]] تبدیل کرده است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
==[[قدس]] در [[کلام امام]]== | |||
پس از [[پیروزی انقلاب]]، [[امام خمینی]] در اولین [[فرصت]] روزی را برای به نمایش گذاردن حساسیت جهانی نسبت به [[سرنوشت]] قدس و [[نجات]] آن از چنگال صهیونیستهای [[جنایتکار]]، به عنوان «[[روز]] قدس» تعیین نمودند و پیامی به همین مناسبت صادر نمودند. | |||
[[امام]] در این [[پیام]] که روز ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ در سیزدهمین روز از [[ماه مبارک رمضان]] [[سال ۱۳۹۹ هجری]] [[قمری]] خطاب به [[مسلمانان]] [[جهان]] صادر کردند، چنین فرمودند: من طی سالیان دراز، خطر [[اسرائیل]] [[غاصب]] را گوشزد [[مسلمین]] نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به [[برادران]] و [[خواهران]] [[فلسطینی]] شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی [[خانه]] و کاشانه ایشان را بمباران میکند. | |||
من از عموم مسلمانان جهان و [[دولتهای اسلامی]] میخواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را [[دعوت]] میکنم آخرین [[جمعه]] ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و میتواند تعیین کننده سرنوشت [[مردم]] [[فلسطین]] نیز باشد، به عنوان «روز قدس» [[انتخاب]] و طی مراسمی [[همبستگی]] بینالمللی مسلمانان را در [[حمایت از حقوق قانونی]] مردم [[مسلمان]] فلسطین اعلام نمایند. از [[خداوند متعال]] [[پیروزی]] مسلمانان را بر [[اهل کفر]] خواستارم.<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۶۷٫</ref> | |||
سخنان امام خمینی در مورد اهمیت روز جهانی قدس هر ساله تکرار میشد. بخشی از این سخنان عبارتند از: | |||
روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز [[اسلام]] است؛ روز [[حکومت اسلامی]] است. روزی است که باید [[جمهوری اسلامی]] در سراسر کشورها [[بیرق]] آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمیتوانند در [[ممالک اسلامی]] پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز [[رسول اکرم]] میدانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام [[قدرت]] و قوت در مقابل [[اجانب]] بایستند. ۲<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۸</ref> | |||
[[روز]] [[قدس]]، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با [[امریکا]] و عمال امریکا روابط دارند هشدارداد. هشدار به این که اگر از [[فضولی]] دست برندارید، [[سرکوب]] خواهید شد! …. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی [[مستضعفین]] بردارید و سر جای خود بنشینید…. روز قدس روز [[اسلام]] است. روز قدس روزی است که اسلام را باید [[احیا]] کرد و احیا بکنیم، و [[قوانین اسلام]] در [[ممالک اسلامی]] [[اجرا]] بشود. روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت [[سیطره]] شما، به واسطه عمال [[خبیث]] شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز [[حیات]] اسلام است.<ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۷٫</ref> | |||
«روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با [[مستکبرین]] است. روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار [[ظلم]] امریکا و غیرامریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین [[منافقین]] و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس میدانند، و عمل میکنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با [[اسرائیل]] [[دوستی]] ـ در این روز بیتفاوت هستند، یا ملتها را نمیگذارند که [[تظاهر]] کنند. روز قدس روزی است که باید [[سرنوشت]] ملتهای [[مستضعف]] معلوم شود، باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. <ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۶٫</ref> | |||
[[مستضعفان]] [[جهان]] باید قدرت [[اسلامی]] خود را بیابند و از عربدههای شرق و غرب و وابستگان و تفالههای آنان نهراسند و با [[اعتماد به خداوند]] تعالی و اتکال به [[قدرت اسلام]] و [[ایمان]] بپاخیزند و دست [[جنایتکاران]] را از کشورهای خود کوتاه نمایند و [[آزادی]] [[قدس]] [[شریف]] و [[فلسطین]] را سرلوحه برنامه خود قرار دهند و [[ننگ]] [[سلطه]] [[صهیونیسم]]، تفاله [[امریکا]] را از دامن خود بزدایند و [[روز]] قدس را زنده نگه دارند. [[امید]] است با زنده نگهداشتن این روز، بیتفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد. <ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۶۱٫</ref> | |||
[[مسلمین]]، از لبنان و قدس عزیز [[پشتیبانی]] نمایند. [[مسلمانان]] [[جهان]] باید روز قدس را روز همه مسلمین، بلکه [[مستضعفین]] بدانند و از آن نقطه حساس در مقابل [[مستکبرین]] و جهانخواران بایستند، و تا [[رهایی]] [[مظلومان]] از زیر [[ستم]] [[قدرتمندان]] از پای ننشینند.<ref>صحیفه امام، ج۱۵، ص۶۲٫</ref> | |||
روز قدس یک روز [[اسلامی]] است، و یک [[بسیج عمومی]] اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «[[حزب]] مستضعفین» در تمام [[دنیا]]. <ref>صحیفه امام، ج۹، ص۲۸٫</ref> | |||
«… مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یککشور و یا یک مسئله مخصوص به مسلمینجهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثهای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده…»<ref>صحیفه امام، ج۱۶، ص۱۹۰</ref><ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدس در نگاه قرآن (مقاله)|قدس در نگاه قرآن]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||