خمس در فقه اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: واگردانی دستی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲۱۶: خط ۲۱۶:
== [[خمس]] تَحلیل ==
== [[خمس]] تَحلیل ==
خمسی که جهت [[حلال]] شدن [[مال]] آمیخته با [[حرام]] پرداخت می‏‌گردد. از آن در باب [[خمس]] سخن گفته‌‏اند. [[اخراج]] [[خمس]] مال حلالی که با حرام مخلوط شده ـ جهت حلّیت تصرّف در آن ـ [[واجب]] است؛ و چنانچه خود مال حلال نیز متعلق خمس باشد، مانند اینکه از سود کسب به دست آمده باشد، پرداخت خمس آن نیز واجب است. بنابر این، در چنین [[مالی]] دو خمس واجب می‏‌شود. هرچند برخی، تنها خمس تحلیل را در آن واجب دانسته‌‏اند. بعضی در چگونگی اخراج دو خمس، اخراج خمس مال حلال را مقدم بر اخراج خمس مال مخلوط به حرام دانسته‏‌اند<ref>العروة الوثقی، ج۴، ص۲۶۶؛ مستند العروة (الخمس)، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۰.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۳، ص ۵۰۴.</ref>
خمسی که جهت [[حلال]] شدن [[مال]] آمیخته با [[حرام]] پرداخت می‏‌گردد. از آن در باب [[خمس]] سخن گفته‌‏اند. [[اخراج]] [[خمس]] مال حلالی که با حرام مخلوط شده ـ جهت حلّیت تصرّف در آن ـ [[واجب]] است؛ و چنانچه خود مال حلال نیز متعلق خمس باشد، مانند اینکه از سود کسب به دست آمده باشد، پرداخت خمس آن نیز واجب است. بنابر این، در چنین [[مالی]] دو خمس واجب می‏‌شود. هرچند برخی، تنها خمس تحلیل را در آن واجب دانسته‌‏اند. بعضی در چگونگی اخراج دو خمس، اخراج خمس مال حلال را مقدم بر اخراج خمس مال مخلوط به حرام دانسته‏‌اند<ref>العروة الوثقی، ج۴، ص۲۶۶؛ مستند العروة (الخمس)، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۰.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۳، ص ۵۰۴.</ref>
==[[خمس]]==
یکی دیگر از [[منابع مالی]] [[اهل بیت]]{{عم}} خمس است. خمس؛ یعنی پرداختن بیست درصد از مازاد درآمد سال پس از کسر تمام هزینه‌های [[زندگی]] سالانه که طبق دستور [[اسلام]] بر برخی از استفاده‌های [[مالی]] [[مردم]] بسته شده است. خمس از [[واجبات]] اکید [[اسلامی]] است و در [[تشریع حکم]] [[وجوب]] و جریان عملی آن در [[صدر اسلام]] اختلافی بین [[علمای اسلام]] نیست. اینک درباره [[وجوب خمس]] و اهمیت آن به یک [[آیه]] و دو [[حدیث]] توجه فرمایید:
[[قرآن]] می‌فرماید: «بدانید هرگونه غنیمتی به شما رسد، خمس آن برای [[خدا]] و [[پیامبر]] و برای [[ذی القربی]] و [[یتیمان]] و [[مسکینان]] و واماندگان در راه است. اگر شما به خدا و آنچه بر [[بنده]] خود در [[روز]] جدایی [[حق]] از [[باطل]]، روز درگیری دو گروه (با [[ایمان]] و [[بی‌ایمان]] یعنی روز [[جنگ بدر]]) نازل کردیم، ایمان آورده‌اید و [[خداوند]] بر هر چیزی [[قادر]] است»<ref>{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} «و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفته‌اید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیمان و بینوایان و ماندگان در راه (از خاندان او) است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref>.
# [[ابی بصیر]] از [[امام باقر]]{{ع}} سؤال کرد: چه عملی است که انجام آن به آسانی [[انسان]] را [[اهل آتش]] می‌کند؟ فرمود: خوردن یک درهم از [[مال یتیم]]. و [[یتیم]] ما هستیم<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} مَا أَيْسَرُ مَا يَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ قَالَ مِنْ أَكْلٍ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ الْيَتِيمُ}} وسائل الشیعه، ج۱، ص۳۷۷؛ کتاب الخمس، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب ۱، حدیث ۱.</ref>. (به خاطر ستمی که دستگاه‌های طاغوتی روا داشته و از ما [[قدرت]] [[تصرف]] در [[مال]] و [[دفاع از حق]] خویش را همانند [[یتیم]] سلب کرده است).
# [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: بر هیچ کس [[حلال]] نیست چیزی از [[اموال]] مورد تعلق [[خمس]] را خریداری کند، مگر آن‌که [[حق]] ما را به ما برساند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۱، ص۳۷۷؛ کتاب الخمس، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب ۱، حدیث ۴.</ref>.
خمس به دو بخش تقسیم می‌شود: یک قسمت به نام [[سهم امام]] نامیده می‌شود که مرکب است از سهم [[خدا]]، سهم [[رسول خدا]] و سهم [[ذی القربی]] ([[امامان اهل بیت]])؛ قسمت دوم به نام «[[سهم سادات]]» نامیده می‌شود که مرکب است از سهم [[یتیمان]]، [[مساکین]] و راه‌ماندگانی که [[سید]] باشند و چون [[زکات]] بر [[سادات]] [[حرام]] است<ref>همان‌گونه که در بالا یادآور شدیم به طور مسلم زکات بر نیازمندان بنی‌هاشم حرام است و حق ندارند از زکات مصرف کنند. هدف از این محرومیت و ممنوعیت این است که زکات یک نوع چرک اموال محسوب می‌شود. همان‌گونه که در روایتی آمده است: {{متن حدیث|... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِنَّ الصَّدَقَةَ أَوْسَاخُ أَيْدِي النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ عَلَيَّ مِنْهَا وَ مِنْ غَيْرِهَا مَا قَدْ حَرَّمَهُ...}} (وسائل الشیعه، ج۱، کتاب الزکاء، باب ۲۹، حدیث ۲، ص١٨۶. سمهودی می‌نویسد: {{متن حدیث|حرم الله علیهم الصدقه و عوضهم عنها هذا السهم من الخمس}} جواهر العقدین فی فضل الشرفین، ١۴٠٧ه، ١٩٨٧ م، ج۲، ص۳۹. امام باقر و امام صادق{{عم}} فرمودند: پیامبر فرمود: صدقه چرک‌های دست مردم است و خدا اینها را بر من حرام کرده است. این که تعبیر به وسخ شده است شاید بدین جهت باشد که همان‌گونه که در لغت آمده است: {{عربی|الوسخ ما يعلوا الثوب والجلد من الدرن و قلة التعهد بالماء}}؛ لسان العرب، ج، ١۵، ص٢٩۴. وسخ به معنای زیادتی و اضافاتی است که روی اشیاء (مانند لباس و بدن...) هویدا می‌شود و شاید یکی از جهات اطلاقش بر زکات از آن جهت باشد که مازاد بر زندگانی شخص تولید کننده است و با دادن آن، مال خود را از حق الهی خالص و نفس خود را از خسّت و دوستداری شدید مال، پاک می‌کند....</ref>، از [[خمس]] استفاده می‌کنند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: جمعی از [[بنی‌هاشم]] [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} رسیدند و تقاضا کردند که آنها را [[مأمور]] [[جمع‌آوری زکات]] چهارپایان کند و گفتند: این سهمی را که [[خداوند]] برای جمع‌آوری کنندگان [[زکات]] تعیین کرده است، ما به آن سزاوارتریم. حضرت فرمود: ای [[فرزندان عبدالمطلب]] زکات نه برای من [[حلال]] است نه برای شما، ولی من به جای این [[محرومیت]] به شما [[وعده]] [[شفاعت]] می‌دهم... شما به آنچه خداوند و پیامبر برایتان تعیین کرده [[راضی]] باشید (و کار به امر زکات نداشته باشید) آنها گفتند راضی شدیم<ref>مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم، استانبول، منشورات المکتبه الإسلامیه، ١٣٧۴ ه. ق، ج۲، ص٧۵۱ – ٧۵۲. باب تحریم الزکاه علی رسول الله{{صل}} و هم بنو هاشم و بنو عبدالمطلب. وسائل الشیعه، ج۶، ص١٨۶، حدیث ۲ با اندک تفاوت.</ref>.
'''یادآوری''': [[تذکر]] این نکته لازم است که این که برخی تصور می‌کنند که پیامبر و خاندانش جز از راه خمس حقی ندارند، [[تصوری]] موهوم و بی‌اساس است. بلکه خمس نمونه‌ای است از [[حق]] آنها، و گرنه تمام آنچه روی [[زمین]] است از آنِ [[رسول الله]]{{صل}} و [[خاندان]] اوست. از این رو در روایتی آمده است که [[محمد بن ریان]] می‌گوید به [[امام عسکری]]{{ع}} نوشتم: جانم قربانت. برای ما [[روایت]] کرده‌اند که پیامبر{{صل}} از [[دنیا]] جز خمس حقی ندارد. جواب آمد که دنیا و آنچه بر روی آن است از آنِ رسول الله{{صل}} است<ref>{{متن حدیث|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الْعَسْكَرِيِّ{{ع}} جُعِلْتُ فِدَاكَ رُوِيَ لَنَا أَنْ لَيْسَ لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا الْخُمُسُ فَجَاءَ الْجَوَابُ إِنَّ الدُّنْيَا وَ مَا عَلَيْهَا لِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}}}}؛ الاصول من الکافی، ج۱، ص۳۳۸، حدیث ۶.</ref>.
در ضمن [[حدیث]] دیگری می‌خوانیم: [[امام صادق]]{{ع}} به شخصی به نام اباسیّار فرمود: [[گمان]] می‌کنی از [[زمین]] و آنچه [[خداوند]] از آن بیرون آورده بیش از یک پنجم [[مال]] ما نیست؟ کلیه زمین و آنچه خداوند از آن بیرون آورده همه از آن ماست<ref>{{متن حدیث|أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا الْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْ‌ءٍ فَهُوَ لَنَا}}؛ کافی، ج۱، ص۳۳۷، حدیث۳؛ النجفی، الشیخ محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، تحقیق الشیخ عباس القوچانی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، ط۷، ج۱۶، کتاب الخمس، ص۳-۵؛ مصباح الفقیه فی الزکاة و الخمس، کتاب الخمس، ص۱۰۸. نکته‌ای که تذکر آن بی‌مناسبت نیست، این است که بی‌شک فرستادگان و اولیای خدا به فرمان و اذن او می‌توانند به هنگام لزوم، در جهان تکوین و آفرینش تصرف کنند و برخلاف عادت و جریان طبیعی، حوادثی به وجود آورند و این ولایت تکوینی است و بالاتر از ولایت تشریعی، یعنی سرپرستی مردم از نظر حکومت و نشر قوانین و دعوت و هدایت به راه راست است. با این همه پیشوایان دینی که به اذن پروردگار می‌توانستند ریگ و خاک را به گوهر تبدیل کنند و برای گذراندن زندگی و تأمین معاش خویش و کمک کردن به دیگران از راه معجزه و کرامت... استفاده کنند، اما با کار و کوشش و عرق ریختن به زندگی خویش ادامه می‌دادند. که در اینجا چند مورد به عنوان نمونه (که می‌توانستند از راه معجزه تأمین معاش کنند و نکردند) از نظرتان می‌گذرد.
۱) جابر می‌گوید: خدمت امام باقر{{ع}} رسیدم و اظهار نیاز کردم، فرمود: اکنون یک درهم نزد ما نیست. طولی نکشید کمیت (شاعر) آمد اجازه شعر خواندن گرفت و به قصیده انشا کرد. حضرت به غلام خود دستور داد... سه کیسه پول، از اطاق برای او آورد. کمیت گفت: به خدا من شما را برای دنیا دوست ندارم. حضرت در حق او دعا کرد و دستور داد غلام کیسه‌ها را برگرداند. من دل‌نگران شده با خود گفتم: به من می‌گوید درهمی ندارم و امر می‌کند سی هزار درهم به کمیت بدهند. فرمود: ای جابر برخیز داخل اطاق شو. رفتم، چیزی نیافتم (و از آن کیسه‌ها اثری ندیدم) فرمود: ای جابر، آنچه ما از شما پنهان داشته‌ایم بیش از آن است که آشکار کرده‌ایم. آن‌گاه برخاست و دست مرا گرفت و داخل اطاق برد و یا به زمین زد. قطعه طلایی شبیه گردن شتر از زمین بیرون آمد. سپس فرمود: ای جابر! این اعجاز را ببین و به احدی جز برادران مورد اطمینان خود نگو. خداوند ما را بر آنچه بخواهیم قدرت داده و اگر بخواهیم زمین را با مهارهایش برانیم خواهیم راند. الحر العاملی، اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات، ترجمه احمد جنتی، انتشارات تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۹۹ ق، ۱۳۵۷ ش، ج۵، ص٢٨۴ – ٢٨۵.
۲) یونس بن ظبیان و مفضل بن عمرو... گفتند خدمت امام صادق{{ع}} بودیم، فرمود: «خزانه‌های زمین و کلیدهای آن نزد ما است. اگر من بخواهم با یک پایم به زمین اشاره کنم و بگویم هر چه طلا داری بیرون بیاور، می‌آورد با یک پا اشاره کرد و روی زمین خطی کشید. زمین شکافته شد. سپس با دست اشاره کرد، شمش طلایی به اندازه یک وجب برداشت و فرمود خوب ببینید، وقتی نگاه کردیم شمش‌های بسیاری روی هم دیدیم که می‌درخشید... اصول کافی، ج١. کتاب الحجه، باب مولد ابی عبدالله جعفر بن محمد{{صل}} ص٣٩۴، حدیث ۴.
یکی از اصحاب حضرت رضا{{ع}} می‌گوید: پول زیادی برای او بردم، ولی خوشحال نشد. من از این جهت اندوهگین شدم و با خود گفتم پولی آوردم. او مسرور نمی‌شود. امام به غلام خود فرمود: «طشت و آب بیاور سپس روی تختی نشست و دستش را گرفت و به غلام خود فرمود: آب بریز در این هنگام دیدم از میان انگشتانش قطعه‌های طلا در طشت می‌ریزد آن‌گاه متوجه من شد و فرمود: کسی که چنین است به پولی که تو برایش آورده‌ای اعتنایی ندارد. اصول کافی ج۱، کتاب الحجه، باب مولد ابی الحسن الرضا{{ع}}، ص۴١١، حدیث ۱۰.
۴) ابوهاشم جعفری می‌گوید: نیاز مالی خود را به اطلاع امام حسن عسکری{{ع}} رساندم. حضرت تازیانه‌اش را به زمین کشید، سپس شمش طلایی که حدود پانصد دینار بود از زمین بیرون آورد و به من داد. فرمود: ابوهاشم! این را بگیر و اگر کم است، عذر ما را بپذیر. مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۴٣١.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص ۲۱۲</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۲۱: خط ۲۳۶:
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده: 1100830.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳''']]
# [[پرونده: 1100830.jpg|22px]] [[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|'''سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳''']]
# [[پرونده:IM010709.jpg|22px]] [[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|'''منابع مالی اهل بیت''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۹۳

ویرایش