سب امام علی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۸۷۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ فوریهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[کینه]] دیرینۀ [[امویان]] با [[بنی هاشم]] و [[اسلام]]، پس از وفات [[پیامبر خدا]]{{صل}} بیشتر بروز کرد و بخصوص نسبت به [[امیر المؤمنین]]{{ع}} این کینه و [[عداوت]] بیشتر بود. وقتی امویان به [[قدرت]] رسیدند، از جمله کارهایی که کردند، [[انتقام‌گیری]] از اسلام و [[اهل بیت پیامبر]] و هواداران آنان، بخصوص از [[حضرت علی]]{{ع}} و [[شیعیان]] او بود. بدگویی از علی{{ع}} و ترویج [[لعن]] و [[دشنام]] و [[سبّ]] نسبت به آن حضرت، یکی از جلوه‌های این [[دشمنی]] بود. این شیوۀ شوم، بیشتر به دست [[معاویه]] [[اعمال]] می‌شد که اجداد و نیاکان وی در جنگ‌های صدر اسلام با تیغ [[مسلمانان]]، به‌ویژه [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به هلاکت رسیده بودند. معاویه، همۀ عوامل [[تبلیغی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] را که در [[اختیار]] داشت، برای این انتقام‌گیری به کار گرفته بود. وقتی به قدرت رسید، به همۀ [[کارگزاران]] خویش نوشت از نقل [[فضایل علی]]{{ع}} جلوگیری کنند و دربارۀ [[فضایل]] [[عثمان]]، [[حدیث]] بگویند و بسازند. از کشته شدن عثمان نیز بهانه‌ای برای کینه‌پراکنی در [[دل‌ها]] و ترویج سبّ و [[لعن علی]]{{ع}} ساخت و [[خون]] او را به گردن علی{{ع}} انداخت و حادثه را [[تحریف]] کرد و به تحریک [[احساسات]] علیه آن حضرت پرداخت و [[جنگ صفین]] را به راه انداخت و بذر دشمنی علیه [[امام]] را خارج از [[شام]]، در [[حجاز]] و [[عراق]] و بخصوص در [[کوفه]] پراکند. معاویه، ولید، [[حجّاج]]، [[مروان]]، زیاد و [[مغیره]] نیز از جمله فعالان این عرصه بودند. علاوه بر آنکه [[خطیبان]] وابسته بر [[منبرها]] علی{{ع}} را لعن می‌کردند، هریک از شیعیان علی{{ع}} در سال‌های بعد، توسّط معاویه و عمال او دستگیر می‌شد، تحت فشار قرار می‌گرفت که در ملاء عام، علی{{ع}} را لعن کند و چه انسان‌هایی که [[جان]] خود را در راه محبّت علی{{ع}} و [[تسلیم نشدن]] به خواستۀ امویان باختند و به [[شهادت]] رسیدند. خود [[حضرت علی]]{{ع}} می‌دانست و پیشگویی کرده بود که پس از او، وی را لعن و سبّ خواهد کرد و [[یاران]] او را هم به آن وادار خواهند نمود. به آنان فرموده بود: پس از من معاویه شما را به سبّ من وامی‌دارد و از شما می‌خواهد که از من [[تبرّی]] و [[بیزاری]] بجویید. امّا سبّ، (از روی [[تقیّه]]) مرا سبّ کنید، ولی از من [[تبرّی]] نجویید؛ چراکه من بر فطرت توحیدی زاده شده‌ام و در [[ایمان]] و [[هجرت]]، پیشتازم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۷ مناقب، ج ۲ ص۲۷۲.</ref>. این‌گونه [[پیشگویی‌ها]] را به کسانی همچون [[میثم تمّار]] هم فرموده بود<ref>خصائص الأئمه، ص۵۴.</ref>. از جملۀ این [[روایات]] به فرمودۀ [[امام صادق]]{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|...فإن أمروکم بسبّی فسبّونی، و إن أمروکم انّ تبرّؤا منّی فإنّی علی دین محمّد»}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۹ ص۳۲۶.</ref> که از این [[حدیث]]، [[نهی]] از [[برائت]] هم فهمیده نمی‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۵.</ref>.
[[کینه]] دیرینۀ [[امویان]] با [[بنی هاشم]] و [[اسلام]]، پس از وفات [[پیامبر خدا]]{{صل}} بیشتر بروز کرد و بخصوص نسبت به [[امیر المؤمنین]]{{ع}} این کینه و [[عداوت]] بیشتر بود. وقتی امویان به [[قدرت]] رسیدند، از جمله کارهایی که کردند، [[انتقام‌گیری]] از اسلام و [[اهل بیت پیامبر]] و هواداران آنان، بخصوص از [[حضرت علی]]{{ع}} و [[شیعیان]] او بود. بدگویی از علی{{ع}} و ترویج [[لعن]] و [[دشنام]] و [[سبّ]] نسبت به آن حضرت، یکی از جلوه‌های این [[دشمنی]] بود. این شیوۀ شوم، بیشتر به دست [[معاویه]] [[اعمال]] می‌شد که اجداد و نیاکان وی در جنگ‌های صدر اسلام با تیغ [[مسلمانان]]، به‌ویژه [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به هلاکت رسیده بودند. معاویه، همۀ عوامل [[تبلیغی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] را که در [[اختیار]] داشت، برای این انتقام‌گیری به کار گرفته بود. وقتی به قدرت رسید، به همۀ [[کارگزاران]] خویش نوشت از نقل [[فضایل علی]]{{ع}} جلوگیری کنند و دربارۀ [[فضایل]] [[عثمان]]، [[حدیث]] بگویند و بسازند. از کشته شدن عثمان نیز بهانه‌ای برای کینه‌پراکنی در [[دل‌ها]] و ترویج سبّ و [[لعن علی]]{{ع}} ساخت و [[خون]] او را به گردن علی{{ع}} انداخت و حادثه را [[تحریف]] کرد و به تحریک [[احساسات]] علیه آن حضرت پرداخت و [[جنگ صفین]] را به راه انداخت و بذر دشمنی علیه [[امام]] را خارج از [[شام]]، در [[حجاز]] و [[عراق]] و بخصوص در [[کوفه]] پراکند. معاویه، ولید، [[حجّاج]]، [[مروان]]، زیاد و [[مغیره]] نیز از جمله فعالان این عرصه بودند. علاوه بر آنکه خطیبان وابسته بر [[منبرها]] علی{{ع}} را لعن می‌کردند، هریک از شیعیان علی{{ع}} در سال‌های بعد، توسّط معاویه و عمال او دستگیر می‌شد، تحت فشار قرار می‌گرفت که در ملاء عام، علی{{ع}} را لعن کند و چه انسان‌هایی که [[جان]] خود را در راه محبّت علی{{ع}} و [[تسلیم نشدن]] به خواستۀ امویان باختند و به [[شهادت]] رسیدند. خود [[حضرت علی]]{{ع}} می‌دانست و پیشگویی کرده بود که پس از او، وی را لعن و سبّ خواهد کرد و [[یاران]] او را هم به آن وادار خواهند نمود. به آنان فرموده بود: پس از من معاویه شما را به سبّ من وامی‌دارد و از شما می‌خواهد که از من [[تبرّی]] و [[بیزاری]] بجویید. امّا سبّ، (از روی [[تقیّه]]) مرا سبّ کنید، ولی از من [[تبرّی]] نجویید؛ چراکه من بر فطرت توحیدی زاده شده‌ام و در [[ایمان]] و [[هجرت]]، پیشتازم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۵۷ مناقب، ج ۲ ص۲۷۲.</ref>. این‌گونه [[پیشگویی‌ها]] را به کسانی همچون [[میثم تمّار]] هم فرموده بود<ref>خصائص الأئمه، ص۵۴.</ref>. از جملۀ این [[روایات]] به فرمودۀ [[امام صادق]]{{ع}} چنین است: {{متن حدیث|...فإن أمروکم بسبّی فسبّونی، و إن أمروکم انّ تبرّؤا منّی فإنّی علی دین محمّد»}}<ref>بحار الأنوار، ج ۳۹ ص۳۲۶.</ref> که از این [[حدیث]]، [[نهی]] از [[برائت]] هم فهمیده نمی‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۰۵.</ref>.


== تلاش‌های [[معاویه]] در خارج از [[شام]] ==
== تلاش‌های [[معاویه]] در خارج از [[شام]] ==
خط ۱۸: خط ۱۸:
و نیز به یاد دارم آن هنگام که این [[آیه شریفه]] نزول یافت: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، [[رسول خدا]]{{صل}}، علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} را فرا خواند و فرمود: بارالها اینان [[خاندان]] من هستند<ref>نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۳۰؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۸ و ۱۰۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۰۴ - ۱۰۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۰۳.</ref>.
و نیز به یاد دارم آن هنگام که این [[آیه شریفه]] نزول یافت: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ}}<ref>«بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، [[رسول خدا]]{{صل}}، علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} را فرا خواند و فرمود: بارالها اینان [[خاندان]] من هستند<ref>نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۳۰؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۰۸ و ۱۰۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۴، ص۱۰۴ - ۱۰۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۵۰۳.</ref>.


تاریخ، چگونگی کاری که معاویه و مزدوران او در راه نشر و گسترش [[سب]] و [[لعن]] در [[حجاز]]، به ویژه دو [[شهر]] بزرگ آن، [[مکه]] و [[مدینه]] انجام داده‌اند، بازگو نکرده است. اما نقشه و طرح کلی [[معاویه]]، در تمام عالم [[اسلام]] این بود که سَب و لعن به عنوان جزئی از خطبه‌های [[نمازهای جمعه]] و عیدین و حتی فریضه‌ای به دنبال هر [[نماز]] درآید<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۱۱۸ و ج۷، ص۱۲۲.</ref> و جزء [[دین]] و [[عبادات]] آن قرار گیرد؛ از این رو این کار، ناگزیر در حجاز و مکه و مدینه عمل شده است؛ اما اطلاع ما از چگونگی آن، بسیار اندک است و از نوع و شدت و چگونگی [[مقاومت]] مردمی در این ناروای بزرگ، چندان چیزی نمی‌دانیم<ref>ابن حزم اندلسی، المحلی، ج۵، ص۸۵ - ۸۶.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۲.</ref>
تاریخ، چگونگی کاری که معاویه و مزدوران او در راه نشر و گسترش [[سب]] و [[لعن]] در [[حجاز]]، به ویژه دو [[شهر]] بزرگ آن، [[مکه]] و [[مدینه]] انجام داده‌اند، بازگو نکرده است. اما نقشه و طرح کلی [[معاویه]]، در تمام عالم [[اسلام]] این بود که سَب و لعن به عنوان جزئی از خطبه‌های [[نمازهای جمعه]] و عیدین و حتی فریضه‌ای به دنبال هر [[نماز]] درآید<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۱۱۸ و ج۷، ص۱۲۲.</ref> و جزء [[دین]] و [[عبادات]] آن قرار گیرد؛ از این رو این کار، ناگزیر در حجاز و مکه و مدینه عمل شده است؛ اما اطلاع ما از چگونگی آن، بسیار اندک است و از نوع و شدت و چگونگی [[مقاومت]] مردمی در این ناروای بزرگ، چندان چیزی نمی‌دانیم<ref>ابن حزم اندلسی، المحلی، ج۵، ص۸۵ - ۸۶.</ref>.<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۲؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۴۲.</ref>
 
[[ابویحیی]] می‌گوید من نشسته بودم که مروان و [[امام حسین]]{{ع}} با یکدیگر پرخاش می‌کردند، [[امام حسن]]{{ع}} مانع [[برادر]] می‌شد. مروان به قدری تندی کرد که گفت: شما [[اهل بیت]] [[ملعون]] هستید. این سخن نشان دهنده عمق [[خباثت]] ذاتی مروان است. همان لحظه امام حسن{{ع}} به مروان فرمود: {{متن حدیث|والله لقد لعن الله اباك على لسان نبيه و انت في صلبه}} [[خداوند]] بر زبان رسولش پدر تو را [[لعنت]] کرد در حالی که تو در پشت پدرت بودی و مروان این‌گونه از پیامبر [[انتقام]] می‌گرفت<ref>ترجمه الامام الحسین، ابن سعد، ص۱۴۵.</ref>.
 
[[ابن شهر آشوب]] حکایت می‌کند روزی مروان بالای [[منبر]] بود و در [[خطبه]] خویش از [[امام علی]]{{ع}} [[بدگویی]] کرد، [[امام حسن]]{{ع}} در آن مجلس حاضر بود، خبر به [[امام حسین]]{{ع}} رسید و گفت: پدرتان را [[دشنام]] می‌دهند و شما چیزی نمی‌گویید؟ امام حسن{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|وَ مَا عَسَيْتُ أَنْ أَقُولَ لِرَجُلٍ مُسَلَّطٍ يَقُولُ مَا شَاءَ وَ يَفْعَلُ مَا یَشَاءَ}}؛ بر مردی که بر اریکه [[قدرت]] سوار است و آنچه می‌خواهد می‌گوید و می‌کند چه می‌توانم بگویم<ref>مناقب ابن شهر آشوب، ج۲، ص۱۸.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۴۲.</ref>


=== [[عراق]] و [[شهر کوفه]] ===
=== [[عراق]] و [[شهر کوفه]] ===
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.
آنچه در عراق و [[کوفه]] در عصر [[بنی‌امیه]] اتفاق افتاد، کاملاً شکل دیگری داشت. مردم این سرزمین بیش‌تر از هر سرزمین دیگری در عالم [[اسلام]]، [[امیرمؤمنان]]، علی{{ع}} را [[دوست]] می‌داشتند و بیش‌ترین تعداد از تربیت‌شدگان و [[شیعیان]] آن حضرت در عراق و کوفه [[زندگی]] می‌کردند؛ به این جهت بود که [[مردمان عراق]]، به ویژه کوفه، بیشترین [[سختی‌ها]] و [[رنج‌ها]] را در این دوران تحمل کردند و کشته‌شدگان و به دار آویخته‌شدگان و [[زندان]] و شکنجه‌دیدگان آنان از شمار بیرون بودند.


[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. [[خطیبان]] در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان [[نخل]] به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.
[[علی بن محمد]] مدائنی<ref>در احوال او ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۳ - ۱۱۷.</ref> در کتاب الاحداث می‌نویسد: [[معاویه]] پس از به دست آوردن [[حکومت]] و [[خلافت]]، یک فرمان‌نامه به همه عمال و [[کارگزاران]] خود نوشت که هر کس چیزی در [[فضایل]] ابوتراب و خاندانش بازگوید، من [[ذمه]] [[امان]] خویش را از او بردارم و [[خون]] و [[مال]] او هدر است. خطیبان در هر آبادی و بر سر هر منبر، علی را لعن می‌کردند؛ از او [[برائت]] می‌جستند و او و خاندانش را بد می‌گفتند. بیش‌ترین [[بلا]] در این [[روزگار]]، بر سر [[اهل کوفه]] فرود آمد؛ زیرا شیعیان در این [[شهر]]، از هر جا بیش‌تر بودند. او زیاد را بر ایشان [[حاکم]] ساخت و [[بصره]] را به کوفه ضمیمه نمود. زیاد که شیعیان را می‌شناخت، به جست‌وجوی ایشان برآمد و آنها را زیر هر سنگ و کلوخ یافته، به [[قتل]] رسانید. دست و پاها برید و [[چشم‌ها]] کور ساخت و بر شاخه‌های درختان نخل به دار آویخت. آنان را از این سرزمین راند و به نقاط دیگر پراکنده ساخت، تا آنجا که دیگر شخص معروف و شناخته شده‌ای از ایشان در آنجا باقی نماند<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۱، ص۴۴.</ref>.


این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
این مجمل آن چیزی بود که در عصر [[معاویه]] و [[بنی‌امیه]] در [[عراق]] اتفاق افتاد و تفصیل بیش‌تر آن از این قرار است که اولین [[فرماندار کوفه]] (سال ۴۱ هجری) در عصر بنی‌امیه، [[مغیرة بن شعبه]] بود<ref>مغیره با به کار بردن یک ترفند، حکومت کوفه را از چنگ زیاد بیرون آورد. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۱۳)</ref>. او اگر چه از [[قریشیان]] نبود، اما از اذناب و [[پیروان]] [[قریش]] به حساب می‌آمد. معاویه پیش از حرکت [[مغیره]] به سوی محل مأموریت و [[حکومت]] خویش، او را خواسته، بدو گفت: می‌خواستم توصیه‌ها و سفارش‌های زیادی به تو بنمایم؛ اما با اعتماد به فهم و [[بصیرت]] تو در مورد آن‌چه مرا [[خشنود]] می‌کند و آن‌چه [[دولت]] و [[قدرت]] مرا تأیید و رعیت مرا [[اصلاح]] می‌نماید، از آن چشم پوشیدم<ref>ابوالفرج ابن جوزی در المنتظم (ج ۵، ص۲۴۱) سخنان معاویه را تا اینجا می‌آورد و بقیه را حذف می‌کند.</ref>؛ اما نمی‌توانم از یک سفارش چشم‌پوشی کنم. تو در مرحله اول، هرگز از نکوهش و بدگویی علی پرهیز نکن، و نیز همیشه برای [[عثمان]] از [[خداوند]] [[رحمت]] بخواه و طلب [[بخشش]] کن. در مرحله بعد، از [[عیب‌جویی]] [[اصحاب]] و [[یاران علی]] و سختگیری درباره ایشان به هیچ وجه دست برمدار و در مقابل، دوست‌داران عثمان را به خود نزدیک کن و بدیشان مهربانی‌ها بنما.
خط ۴۲: خط ۴۶:


رسم [[سب]] و [[لعن]] همچنان در [[کوفه]] باقی ماند و کمابیش در عصر [[حکام]] بعد ادامه یافت. عبیدالله فرزند زیاد نیز سال‌ها در این شهر [[حکومت]] کرد. او با همان حدت و شدت و [[خشونت]] پدرش با مردم [[رفتار]] می‌کرد و همانند پدر، [[دشمنی]] با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را در صدر برنامه‌های حکومتش قرار داده بود<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۷؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]]، ص ۳۰۵.</ref>.
رسم [[سب]] و [[لعن]] همچنان در [[کوفه]] باقی ماند و کمابیش در عصر [[حکام]] بعد ادامه یافت. عبیدالله فرزند زیاد نیز سال‌ها در این شهر [[حکومت]] کرد. او با همان حدت و شدت و [[خشونت]] پدرش با مردم [[رفتار]] می‌کرد و همانند پدر، [[دشمنی]] با [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را در صدر برنامه‌های حکومتش قرار داده بود<ref>[[محمد علی جاودان|جاودان، محمد علی]]، [[سب (مقاله)| مقاله «سب»]]، [[دانشنامه امام علی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۹]]، ص ۳۳۷؛ [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۱۸۸؛ [[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]]، ص ۳۰۵.</ref>.
[[سبّ]] و [[ناسزاگویی]] به [[امیرالمؤمنین]] در [[جامعه]] [[اموی]] نهادینه شد و آن‌قدر معاویه در آن [[فرهنگ‌سازی]] کرد تا به صورت یک [[سنت]] متشرعه در آمد و [[مردم]] در ردیف [[آداب]] و وظایف دینی خود علی{{ع}} را سبّ می‌کردند و تا سالیان دراز بعد از مرگ معاویه این هجوم [[فکری]] و [[فرهنگی]] در [[جامعه مسلمین]] در جوش و غلیان بود، تا اینکه در [[زمان]] [[عمر بن عبدالعزیز]] تصمیم بر ترک سبّ حضرت گرفته شد، وقتی عمر بن عبدالعزیز [[لغو]] سبّ را اعلام کرد، با تنش مردم مواجه گردید.
کتاب العتب الجمیل محمد بن عقیل نقل کرده؛ وقتی عمر بن عبدالعزیز سبّ بر علی{{ع}} را الغا کرد، خطیب مسجد جامع حران خطبه خواند و از منبر به زیر آمد و علی{{ع}} را طبق رسم سبّ نکرد. مردم [[نادان]] از هر طرف فریادشان بلند شد {{عربی|ويحك ويحك السنة السنة، تركت السنة}} وای بر تو سنت، سنت تو سنت را ترک کردی! زیرا [[گمان]] می‌کردند این سبّ و نازا از اجزاء مشروعه خطبه است<ref>الاسلام بین السنه و الشیعه، ص۲۵.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)| مظلومیت سیدالشهداء ج۱]]، ص ۴۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۴۹: خط ۵۷:
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:IM010710.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۱ (کتاب)|'''مظلومیت سیدالشهداء ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۵۸۶

ویرایش