افسردگی: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۹ مارس ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == امروزه، نگرش خاصی به ماهیت انگیزه‌های اساسی محرک رفتار و ماهیت تهدیدهای اضطراب‌انگیز و اسباب ایجاد عوارض بیماری‌های روانی و عقلانی می‌شود تا با شنا...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۲: خط ۱۲:
[[قرآن]] به عنوان یک درمانگر و درمان خود را معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ}}<ref>«و شفایی برای دل‌ها است» سوره یونس، آیه ۵۷.</ref> و [[خدا]] را نیز به عنوان درمان و [[دارو]] بیان می‌دارد که بسیاری از [[بیماری‌های روحی]] و روانی را درمان کرده و [[شفا]] می‌بخشد: {{متن قرآن|أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ با [[یاد خدا]] [[دل‌ها]] [[آرامش]] می‌یابد. افزون بر این قرآن می‌کوشد تا با پیشگیری و بیان روش‌های مطلوب [[تعادل]] شخصیت را در انسان پدید آورد تا دچار پیامدهای زیانبار [[عدم تعادل]] شخصیتی نشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>
[[قرآن]] به عنوان یک درمانگر و درمان خود را معرفی می‌کند: {{متن قرآن|وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ}}<ref>«و شفایی برای دل‌ها است» سوره یونس، آیه ۵۷.</ref> و [[خدا]] را نیز به عنوان درمان و [[دارو]] بیان می‌دارد که بسیاری از [[بیماری‌های روحی]] و روانی را درمان کرده و [[شفا]] می‌بخشد: {{متن قرآن|أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«آگاه باشید! با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌یابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>؛ با [[یاد خدا]] [[دل‌ها]] [[آرامش]] می‌یابد. افزون بر این قرآن می‌کوشد تا با پیشگیری و بیان روش‌های مطلوب [[تعادل]] شخصیت را در انسان پدید آورد تا دچار پیامدهای زیانبار [[عدم تعادل]] شخصیتی نشود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>


==شخصیت و تضادهای درونی==
==شخصیت انسان==
{{اصلی|شخصیت|انسان}}
===شخصیت و تضادهای درونی===
برای شناخت درست محرّک‌های [[رفتاری]] و تهدیدهای اضطراب‌انگیز باید [[ماهیت انسان]] و شخصیت او را به دست آورد تا اسباب و عوامل ایجاد [[بیماری‌های روانی]] و [[عقلانی]] دانسته و [[پیشگیری]] و یا [[درمان]] شود.
برای شناخت درست محرّک‌های [[رفتاری]] و تهدیدهای اضطراب‌انگیز باید [[ماهیت انسان]] و شخصیت او را به دست آورد تا اسباب و عوامل ایجاد [[بیماری‌های روانی]] و [[عقلانی]] دانسته و [[پیشگیری]] و یا [[درمان]] شود.
معمولاً [[مردم]] به [[شخصیت]] از جهت تأثیری که فرد در دیگران ایجاد می‌کند و یا مهم‌ترین تأثیراتی که در دیگران به جا می‌گذارد، می‌نگرند؛ از این‌رو، شخصی را پرخاشگر یا [[مهربان]]، تندخو یا گرم می‌دانند. اما [[روان‌شناسان]] به هنگام بررسی «شخصیت» به آن، به عنوان مرکز ساختمان‌ها و [[عملیات روانی]] ثابت می‌نگرند که سازمان‌دهنده مهارت‌های فرد و موجب کنش‌ها و واکنش‌های او در محیط [[زندگی]] است که مایه تمایزش از دیگران است. به سخنی دیگر، شخصیت نوعی [[سازماندهی]] میکانیکی دستگاه‌ها و سیستم‌های [[بدنی]] و روانی فرد است که [[سرشت]] و [[فطرت]] ویژه او را در سازگاری با محیط، مشخص می‌سازد.
معمولاً [[مردم]] به [[شخصیت]] از جهت تأثیری که فرد در دیگران ایجاد می‌کند و یا مهم‌ترین تأثیراتی که در دیگران به جا می‌گذارد، می‌نگرند؛ از این‌رو، شخصی را پرخاشگر یا [[مهربان]]، تندخو یا گرم می‌دانند. اما [[روان‌شناسان]] به هنگام بررسی «شخصیت» به آن، به عنوان مرکز ساختمان‌ها و [[عملیات روانی]] ثابت می‌نگرند که سازمان‌دهنده مهارت‌های فرد و موجب کنش‌ها و واکنش‌های او در محیط [[زندگی]] است که مایه تمایزش از دیگران است. به سخنی دیگر، شخصیت نوعی [[سازماندهی]] میکانیکی دستگاه‌ها و سیستم‌های [[بدنی]] و روانی فرد است که [[سرشت]] و [[فطرت]] ویژه او را در سازگاری با محیط، مشخص می‌سازد.
خط ۳۱: خط ۳۳:
[[شخصیت]] بهنجار شخصیتی است که جسم و روح در آن [[متعادل]] و نیازهای هر کدام ارضا شود. [[انسانی]] که دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و [[سلامت]] و [[نیرومندی]] آن اهمیت می‌دهد و نیازهای آن را در حدودی که [[شرع]] [[مقدس]] روا می‌داند برآورده می‌سازد و همزمان با آن به [[خدا]] [[ایمان]] می‌آورد. بنابراین از نظر [[اسلام]] فردی که پیرو [[هوای نفس]] خویش باشد، فردی نابهنجار است و کسی که خواسته‌های [[جسمانی]] خود را [[سرکوب]] و [[مقهور]] می‌کند و با رهبانیتی [[افراطی]] و ریاضتی شدید باعث [[ضعف]] جسمی خود می‌شود و تنها به [[ارضای نیازها]] و [[تمایلات]] [[معنوی]] می‌پردازد، شخص نابهنجار است؛ زیرا این‌گونه گرایش‌های افراطی و [[تفریطی]] با [[طبیعت]] و [[فطرت انسان]] مخالف و متضاد است. به همین دلیل هیچ‌کدام از این دو [[گرایش]] به شکل‌گیری و تحقق ماهیت [[حقیقی]] [[انسان]] نمی‌انجامد. چنان‌که او را به [[کمال حقیقی]] شخصیتی نیز نمی‌رساند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>
[[شخصیت]] بهنجار شخصیتی است که جسم و روح در آن [[متعادل]] و نیازهای هر کدام ارضا شود. [[انسانی]] که دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و [[سلامت]] و [[نیرومندی]] آن اهمیت می‌دهد و نیازهای آن را در حدودی که [[شرع]] [[مقدس]] روا می‌داند برآورده می‌سازد و همزمان با آن به [[خدا]] [[ایمان]] می‌آورد. بنابراین از نظر [[اسلام]] فردی که پیرو [[هوای نفس]] خویش باشد، فردی نابهنجار است و کسی که خواسته‌های [[جسمانی]] خود را [[سرکوب]] و [[مقهور]] می‌کند و با رهبانیتی [[افراطی]] و ریاضتی شدید باعث [[ضعف]] جسمی خود می‌شود و تنها به [[ارضای نیازها]] و [[تمایلات]] [[معنوی]] می‌پردازد، شخص نابهنجار است؛ زیرا این‌گونه گرایش‌های افراطی و [[تفریطی]] با [[طبیعت]] و [[فطرت انسان]] مخالف و متضاد است. به همین دلیل هیچ‌کدام از این دو [[گرایش]] به شکل‌گیری و تحقق ماهیت [[حقیقی]] [[انسان]] نمی‌انجامد. چنان‌که او را به [[کمال حقیقی]] شخصیتی نیز نمی‌رساند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>


==نگرش [[توحیدی]] [[قرآن]] به [[شخصیت]]==
===نگرش [[توحیدی]] [[قرآن]] به [[شخصیت]]===
قرآن [[مردم]] را از لحاظ شخصیتی به انواع سه‌گانه [[مؤمن]]، [[کافر]] و [[منافق]] تقسیم کرده است<ref>قرآن و روان‌شناسی، دکتر محمد عثمان نجاتی، عباس عرب، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ص۳۰۴.</ref>. هر یک از این انواع سه‌گانه، خصوصیات اصلی و عمومی ویژه خود را دارد که از دو نوع دیگر جدایش می‌سازد. از آنجا که قرآن کتاب [[عقیده]] و [[هدایت]] است این‌گونه تقسیم‌بندی با اهداف آن نیز هماهنگ است. از سوی دیگر، این تقسیم‌بندی نشان‌دهنده اهمیت عقیده در ساختار [[شخصیت انسان]] و تشخیص خصوصیات متمایزکننده او است و نیز [[رفتار انسان]] را به شکل خاص و مشخص که موجب تمایز او از دیگران شود، جهت می‌دهد. این تقسیم‌بندی همچنین نشان می‌دهد که عامل اصلی [[ارزشیابی]] شخصیت از نظر قرآن عقیده است.
قرآن [[مردم]] را از لحاظ شخصیتی به انواع سه‌گانه [[مؤمن]]، [[کافر]] و [[منافق]] تقسیم کرده است<ref>قرآن و روان‌شناسی، دکتر محمد عثمان نجاتی، عباس عرب، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ص۳۰۴.</ref>. هر یک از این انواع سه‌گانه، خصوصیات اصلی و عمومی ویژه خود را دارد که از دو نوع دیگر جدایش می‌سازد. از آنجا که قرآن کتاب [[عقیده]] و [[هدایت]] است این‌گونه تقسیم‌بندی با اهداف آن نیز هماهنگ است. از سوی دیگر، این تقسیم‌بندی نشان‌دهنده اهمیت عقیده در ساختار [[شخصیت انسان]] و تشخیص خصوصیات متمایزکننده او است و نیز [[رفتار انسان]] را به شکل خاص و مشخص که موجب تمایز او از دیگران شود، جهت می‌دهد. این تقسیم‌بندی همچنین نشان می‌دهد که عامل اصلی [[ارزشیابی]] شخصیت از نظر قرآن عقیده است.


خط ۳۷: خط ۳۹:
قرآن از این‌رو بهترین نسخه برای [[درمان]] [[بیماری‌های روحی]] بشری است و نمی‌توان با دوری از این نسخه درمان [[قطعی]] دیگری یافت. علی‌رغم کوشش‌های فراوانی که [[جوامع]] در زمینه‌های [[تعلیم و تربیت]] [[جوانان]] به عمل می‌آورند تا از آنها انسان‌های [[متعادل]] شخصیتی و مفید بسازند، اما این کوشش‌ها نتیجه مطلوب را به بار نمی‌آورد و [[انحرافات]] و بیماری‌های روحی و روانی و در نتیجه [[اضطراب]]، [[افسردگی]] و خودکشی در جوامع افزایش می‌یابد. حتی کوشش‌های [[روان‌درمانی]] با معیارها و روش‌های [[غربی]] نیز نتوانسته است دردی از این مشکل را درمان کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>
قرآن از این‌رو بهترین نسخه برای [[درمان]] [[بیماری‌های روحی]] بشری است و نمی‌توان با دوری از این نسخه درمان [[قطعی]] دیگری یافت. علی‌رغم کوشش‌های فراوانی که [[جوامع]] در زمینه‌های [[تعلیم و تربیت]] [[جوانان]] به عمل می‌آورند تا از آنها انسان‌های [[متعادل]] شخصیتی و مفید بسازند، اما این کوشش‌ها نتیجه مطلوب را به بار نمی‌آورد و [[انحرافات]] و بیماری‌های روحی و روانی و در نتیجه [[اضطراب]]، [[افسردگی]] و خودکشی در جوامع افزایش می‌یابد. حتی کوشش‌های [[روان‌درمانی]] با معیارها و روش‌های [[غربی]] نیز نتوانسته است دردی از این مشکل را درمان کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قرآن و درمان افسردگی (مقاله)|قرآن و درمان افسردگی]]</ref>


==نقش [[ایمان]] در کاهش اضطراب==
==نقش ایمان در کاهش اضطراب==
{{همچنین|ایمان}}
در سال‌های اخیر کوشش‌های زیادی در زمینه روان‌درمانی افرادی که دچار بیماری‌های روانی و اضطراب‌های شخصیتی و [[عدم تعادل]] آن هستند، انجام شده است و در این زمینه روش‌های مختلفی برای روان‌درمانی پدید آمده است که هیچ‌کدام [[موفقیت]] مورد [[انتظار]] را درباره از میان بردن یا [[پیشگیری]] از بیماری‌های روانی کسب نکرده است. برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که میانگین درمان از هفتاد درصد [[تجاوز]] نمی‌کند.
در سال‌های اخیر کوشش‌های زیادی در زمینه روان‌درمانی افرادی که دچار بیماری‌های روانی و اضطراب‌های شخصیتی و [[عدم تعادل]] آن هستند، انجام شده است و در این زمینه روش‌های مختلفی برای روان‌درمانی پدید آمده است که هیچ‌کدام [[موفقیت]] مورد [[انتظار]] را درباره از میان بردن یا [[پیشگیری]] از بیماری‌های روانی کسب نکرده است. برخی از تحقیقات نشان می‌دهد که میانگین درمان از هفتاد درصد [[تجاوز]] نمی‌کند.
وانگهی حال عده‌ای از [[بیماران]] پس از درمان‌های روان‌درمانگران گاه بدتر هم شده و یا [[بیماری]] پس از مدتی عود کرده است. این‌گونه [[پژوهش‌ها]] نشان می‌دهد که میانگین درمان ناشی از روان‌درمانی بر پایه روش‌های [[علمی]] هنوز به [[میزان]] رضایت‌بخشی نرسیده است.
وانگهی حال عده‌ای از [[بیماران]] پس از درمان‌های روان‌درمانگران گاه بدتر هم شده و یا [[بیماری]] پس از مدتی عود کرده است. این‌گونه [[پژوهش‌ها]] نشان می‌دهد که میانگین درمان ناشی از روان‌درمانی بر پایه روش‌های [[علمی]] هنوز به [[میزان]] رضایت‌بخشی نرسیده است.
۲۲۶٬۶۷۲

ویرایش