بحث:عاشورا: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۰ مارس ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵۱۳: خط ۵۱۳:
ایشان نقل می‌کند: ناگاه چهار زن دیدم که از [[آسمان]] فرود آمده به سر تنور رفتند، یکی از آن چهار زن آن سر را از تنور بیرون آورده می‌بوسید و بر سینه خود می‌گذاشت و می‌نالید و می‌گفت: «ای [[شهید]] مادر و ای [[مظلوم]] مادر، [[خداوند]] [[روز قیامت]]، داد مرا از [[قاتلین]] تو بگیرد» و آن [[زنان]] دیگر با او [[گریه]] می‌کردند و سرانجام سر را در آن تنور گذاشتند و [[غائب]] شدند.
ایشان نقل می‌کند: ناگاه چهار زن دیدم که از [[آسمان]] فرود آمده به سر تنور رفتند، یکی از آن چهار زن آن سر را از تنور بیرون آورده می‌بوسید و بر سینه خود می‌گذاشت و می‌نالید و می‌گفت: «ای [[شهید]] مادر و ای [[مظلوم]] مادر، [[خداوند]] [[روز قیامت]]، داد مرا از [[قاتلین]] تو بگیرد» و آن [[زنان]] دیگر با او [[گریه]] می‌کردند و سرانجام سر را در آن تنور گذاشتند و [[غائب]] شدند.
نوار به سر تنور آمده سر را بیرون آورد و خوب در او نگریست، چون [[امام حسین]] را بسیار دیده بود [[شناخت]] و نعره‌ای زد و بی‌هوش شد. در آن بی‌هوشی چنان دید که هاتفی به او گفت: برخیز که [[خدا]] تو را به [[گناه]] این مرد که شوهر تو است [[مؤاخذه]] نخواهد کرد. [[زن]] از هاتف پرسید که این چهار زن که بر سر [[تنور]] آمده و [[گریه و زاری]] کردند چه کسانی بودند؟ ندا رسید که آن زن که سر را بر روی سینه گذاشت و بیشتر از همه می‌گریست و می‌نالید [[فاطمه زهرا]]{{س}} بود و آن دیگر مادرش [[خدیجه کبری]]{{س}} و سوم [[مریم]] و چهارم [[آسیه]]، پس آن زن به خود آمد کسی را ندید آن سر را گرفت و بوسید و با [[مشک]] و گلاب از [[خون]] شست و آمد [[خولی]] را [[بیدار]] کرده گفت: ای [[ملعون]] آخر این سر فرزند [[رسول خدا]] است، برخیز که از [[زمین]] تا [[آسمان]] فغان برپاست و گروه گروه [[فرشتگان]] می‌آیند و این سر را [[زیارت]] می‌کنند و گریه و زاری می‌نمایند و بر تو [[لعنت]] می‌فرستند، من بیزارم از تو در این [[دنیا]]، پس چادر بر سر کرد و از [[خانه]] بیرون شد<ref>مثیر الاحزان، ص۸۵؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵؛ بدایه ابن کثیر، ج۸، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۲۲۷.</ref>.
نوار به سر تنور آمده سر را بیرون آورد و خوب در او نگریست، چون [[امام حسین]] را بسیار دیده بود [[شناخت]] و نعره‌ای زد و بی‌هوش شد. در آن بی‌هوشی چنان دید که هاتفی به او گفت: برخیز که [[خدا]] تو را به [[گناه]] این مرد که شوهر تو است [[مؤاخذه]] نخواهد کرد. [[زن]] از هاتف پرسید که این چهار زن که بر سر [[تنور]] آمده و [[گریه و زاری]] کردند چه کسانی بودند؟ ندا رسید که آن زن که سر را بر روی سینه گذاشت و بیشتر از همه می‌گریست و می‌نالید [[فاطمه زهرا]]{{س}} بود و آن دیگر مادرش [[خدیجه کبری]]{{س}} و سوم [[مریم]] و چهارم [[آسیه]]، پس آن زن به خود آمد کسی را ندید آن سر را گرفت و بوسید و با [[مشک]] و گلاب از [[خون]] شست و آمد [[خولی]] را [[بیدار]] کرده گفت: ای [[ملعون]] آخر این سر فرزند [[رسول خدا]] است، برخیز که از [[زمین]] تا [[آسمان]] فغان برپاست و گروه گروه [[فرشتگان]] می‌آیند و این سر را [[زیارت]] می‌کنند و گریه و زاری می‌نمایند و بر تو [[لعنت]] می‌فرستند، من بیزارم از تو در این [[دنیا]]، پس چادر بر سر کرد و از [[خانه]] بیرون شد<ref>مثیر الاحزان، ص۸۵؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۴۵؛ بدایه ابن کثیر، ج۸، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|مظلومیت سیدالشهداء]]، ج۲، ص ۲۲۷.</ref>.
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010744.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت سیدالشهداء ج۲ (کتاب)|'''مظلومیت سیدالشهداء ج۲''']]
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۲۹٬۵۷۲

ویرایش