بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
== منطق فهم دین == | == منطق فهم دین == | ||
این اصطلاح، تعبیر جدیدی است که حکایت از دانشی نوظهور دارد و از ظاهر ترکیب بر میآید که دانشی معرفتشناسانه است. اما [[پرسش]] آن است که چه نوع [[معرفتی]] است؟ آیا از نوع معرفت درجه دوم است؟ یعنی خودِ دین معرفتی است و معرفت ما به دین معرفت درجه دوم است یا به تعبیر [[فلسفه]] صدرایی معرفت وجودی است؟ اگر بخواهیم به زبان [[فلسفی]] [[سخن]] بگوییم باید آن را این گونه تعریف کنیم: «منطق فهم دین دانشی است که درباره دین، چونان موجود پژوهش میکند»؛ زیرا واقعیت این است که دین یک موجود زنده است که ظاهری دارد و [[باطنی]]. ظاهر دین یک سری [[احکام]] اعتباری است و | این اصطلاح، تعبیر جدیدی است که حکایت از دانشی نوظهور دارد و از ظاهر ترکیب بر میآید که دانشی معرفتشناسانه است. اما [[پرسش]] آن است که چه نوع [[معرفتی]] است؟ آیا از نوع معرفت درجه دوم است؟ یعنی خودِ دین معرفتی است و معرفت ما به دین معرفت درجه دوم است یا به تعبیر [[فلسفه]] صدرایی معرفت وجودی است؟ اگر بخواهیم به زبان [[فلسفی]] [[سخن]] بگوییم باید آن را این گونه تعریف کنیم: «منطق فهم دین دانشی است که درباره دین، چونان موجود پژوهش میکند»؛ زیرا واقعیت این است که دین یک موجود زنده است که ظاهری دارد و [[باطنی]]. ظاهر دین یک سری [[احکام]] اعتباری است و باطن دین حقایقی است که زیربنای این ظاهر است و آن عبارت از [[قرب]] إلی [[الله]] یا [[ولایت]] است. به زبان دیگر «منطق فهم دانشی است که در آن به صورت منطقی و روشمند [[دین]] را پژوهش میکند تا امکان یابیم با مراجعه به منابع دین [[معرفتی]] اصیل و مطابق با [[حقیقت]] [[دین]] از آن حاصل کنیم»<ref>رشاد، علی اکبر، دیباچهای بر منطق فهم دین، مجله قبسات، شماره ۲۷.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۸۶.</ref> | ||
== مبانی نظری و [[فکری]] == | == مبانی نظری و [[فکری]] == | ||
[[شناخت]] مبانی نظری در [[معرفت]] بسیار مهم است؛ زیرا مبانی به مثابه ارکان و پایههای اهداف هستند که [[وظایف مسلمانان]] را بر همان پایهها مشخص و معین میکند. مبانی نظری پنج رکن است<ref>اقتباس از: حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>: | [[شناخت]] مبانی نظری در [[معرفت]] بسیار مهم است؛ زیرا مبانی به مثابه ارکان و پایههای اهداف هستند که [[وظایف مسلمانان]] را بر همان پایهها مشخص و معین میکند. مبانی نظری پنج رکن است<ref>اقتباس از: حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹.</ref>: | ||
# رکن اول [[توحید]] است که بنیادیترین اصل [[اسلام]] است. [[توحید]] یعنی اینکه ترکیب پیچیده [[عالم هستی]] دارای صانعی [[حکیم]] است. توحید، اصلی جامع است که هم بر [[اندیشه]] [[آدمی]] [[حاکم]] است و هم در [[عمل]]خارجی او بروز دارد. این اصل بنیادین زیربنای [[وظیفه]] نخست [[مسلمانان]] ـ [[عبودیت]] و [[اطاعت]] ـ است. یعنی مبنای عبودیت و اطاعت [[خداوند متعال]] اصل و رکن توحید است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۱۴/۳/۱۳۷۳ و ۳۱/۶/۱۳۶۶ و بیانات در چهل و دومین مجمع عمومی سازمان ملل.</ref>. | # '''رکن اول [[توحید]]''' است که بنیادیترین اصل [[اسلام]] است. [[توحید]] یعنی اینکه ترکیب پیچیده [[عالم هستی]] دارای صانعی [[حکیم]] است. توحید، اصلی جامع است که هم بر [[اندیشه]] [[آدمی]] [[حاکم]] است و هم در [[عمل]]خارجی او بروز دارد. این اصل بنیادین زیربنای [[وظیفه]] نخست [[مسلمانان]] ـ [[عبودیت]] و [[اطاعت]] ـ است. یعنی مبنای عبودیت و اطاعت [[خداوند متعال]] اصل و رکن توحید است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۱۴/۳/۱۳۷۳ و ۳۱/۶/۱۳۶۶ و بیانات در چهل و دومین مجمع عمومی سازمان ملل.</ref>. | ||
# رکن دوم [[تکریم]] [[انسان]] و [[انسانمداری]] اسلامی است که نباید با [[اومانیسم]] غربی خلط شود. منظور از تکریم؛ تکریم جامع است که شامل تکریم [[تکوینی]] و [[تکوین]] [[تشریعی]] است. به این معنی که [[خداوند]] انسان را با [[کرامت]] [[آفریده]] و همه عالم را مسخر او کرده و انسان را [[خلیفه خدا]] بر روی [[زمین]] قرار داده است و این اصل؛ پایه وظیفه دوم ـ تعالی انسان ـ است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۲۷/۲/۱۳۸۸ و ۹/۶/۱۳۷۹ و ۲۵/۹/۱۳۷۱ و ۱۳۸۶.</ref>. | # '''رکن دوم [[تکریم]] [[انسان]] و [[انسانمداری]] اسلامی''' است که نباید با [[اومانیسم]] غربی خلط شود. منظور از تکریم؛ تکریم جامع است که شامل تکریم [[تکوینی]] و [[تکوین]] [[تشریعی]] است. به این معنی که [[خداوند]] انسان را با [[کرامت]] [[آفریده]] و همه عالم را مسخر او کرده و انسان را [[خلیفه خدا]] بر روی [[زمین]] قرار داده است و این اصل؛ پایه وظیفه دوم ـ تعالی انسان ـ است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۲۷/۲/۱۳۸۸ و ۹/۶/۱۳۷۹ و ۲۵/۹/۱۳۷۱ و ۱۳۸۶.</ref>. | ||
# رکن سوم [[حیات]] پس از [[مرگ]] است، [[انسان]] موجودی [[دنیایی]] نیست و [[زندگی]] آدمی در [[دنیا]] تمام نمیشود و تمامیت زندگی انسان؛ زندگی [[آخرتی]] است. این اصل پایه وظیفه سوم است که ترجیح اهداف [[اخروی]] بر سود مادی است، به این معنی که انسان خود را در دنیا موظف به عمل بر اساس [[اطاعت الهی]] میداند و طبعاً همواره در تضاد بین اهداف اخروی و سودهای [[دنیوی]]؛ اهداف اخروی را [[انتخاب]] میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۲۱/۳/۱۳۸۷.</ref>. | # '''رکن سوم [[حیات]] پس از [[مرگ]]''' است، [[انسان]] موجودی [[دنیایی]] نیست و [[زندگی]] آدمی در [[دنیا]] تمام نمیشود و تمامیت زندگی انسان؛ زندگی [[آخرتی]] است. این اصل پایه وظیفه سوم است که ترجیح اهداف [[اخروی]] بر سود مادی است، به این معنی که انسان خود را در دنیا موظف به عمل بر اساس [[اطاعت الهی]] میداند و طبعاً همواره در تضاد بین اهداف اخروی و سودهای [[دنیوی]]؛ اهداف اخروی را [[انتخاب]] میکند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۲۱/۳/۱۳۸۷.</ref>. | ||
# رکن چهارم [[استعداد]] بیپایان انسان است. انسان به گونهای آفریده شده است که استعدادش تمامی ندارد و به هرجا برسد، باز میتواند بالاتر برود. وقتی این گونه شد، تلاش انسان دائمی میشود و لحظهای از تلاش و | # '''رکن چهارم [[استعداد]] بیپایان انسان''' است. انسان به گونهای آفریده شده است که استعدادش تمامی ندارد و به هرجا برسد، باز میتواند بالاتر برود. وقتی این گونه شد، تلاش انسان دائمی میشود و لحظهای از تلاش و کوشش نمیایستد. این اصل پایه وظیفه چهارم است. | ||
# رکن پنجم پیش روندگی جریان عالم به سمت | # '''رکن پنجم پیش روندگی جریان عالم به سمت پیروزی حق''' است، این همان اصل مهم [[مهدویت]] است که پایه وظیفه پنجم [[مسلمانان]] است<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۹/۱۳۷۹ و ۱۹/۶/۱۳۷۶.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۹۰.</ref> | ||
== [[وظایف مسلمانان]] == | == [[وظایف مسلمانان]] == | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
پنج وظیفه برای تحقق اهداف اسلامی بیان شده است: | پنج وظیفه برای تحقق اهداف اسلامی بیان شده است: | ||
# وظیفه نخست [[عبودیت]] و اطاعت خداست؛ به این معنی که مسلمانان همه کارهای خود را برای [[خدا]] انجام دهند؛ زیرا ارزشمندترین و والاترین مقصد [[بشر]] [[قرب]] إلی [[الله]] است که با عبودیت و [[اطاعت خدا]] حاصل میشود. این عبودیت دو بعد دارد، [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] خدا و [[نفی]] فرمانبرداری و اطاعت از انداد الله و [[طاغوت]]<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸ و ۲۵/۲/۱۳۷۳ و ۲۱/۳/۱۳۸۷.</ref>. | # '''وظیفه نخست [[عبودیت]] و اطاعت خداست؛''' به این معنی که مسلمانان همه کارهای خود را برای [[خدا]] انجام دهند؛ زیرا ارزشمندترین و والاترین مقصد [[بشر]] [[قرب]] إلی [[الله]] است که با عبودیت و [[اطاعت خدا]] حاصل میشود. این عبودیت دو بعد دارد، [[بندگی]] و [[فرمانبرداری]] خدا و [[نفی]] فرمانبرداری و اطاعت از انداد الله و [[طاغوت]]<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸ و ۲۵/۲/۱۳۷۳ و ۲۱/۳/۱۳۸۷.</ref>. | ||
# [[وظیفه]] دوم تعالی انسان است؛ به این معنی که در مسیر تشکیل [[جامعه اسلامی]] باید به امر انسانسازی پرداخته شود. تعالی فردی، تعالی [[اجتماعی]] ـ مرد و [[زن]] ـ تعالی خود و دیگران، تعالی [[علمی]]، یعنی گسترش علم برای همه، تعالی فکری یعنی [[حاکمیت]] [[اندیشه]] درست، تعالی [[روحی]] و [[اخلاقی]] یعنی [[خُلق]] کریم و [[مکارم اخلاق]]، تعالی اجتماعی و [[سیاسی]] یعنی پیشرفت اجتماعی [[بشر]] تا رسیدن به [[جامعه]] متعالی، تعالی [[اقتصادی]] یعنی [[پیشرفت]] [[امور اقتصادی]] بشر و [[رفاه]] و | # '''[[وظیفه]] دوم تعالی انسان است؛''' به این معنی که در مسیر تشکیل [[جامعه اسلامی]] باید به امر انسانسازی پرداخته شود. تعالی فردی، تعالی [[اجتماعی]] ـ مرد و [[زن]] ـ تعالی خود و دیگران، تعالی [[علمی]]، یعنی گسترش علم برای همه، تعالی فکری یعنی [[حاکمیت]] [[اندیشه]] درست، تعالی [[روحی]] و [[اخلاقی]] یعنی [[خُلق]] کریم و [[مکارم اخلاق]]، تعالی اجتماعی و [[سیاسی]] یعنی پیشرفت اجتماعی [[بشر]] تا رسیدن به [[جامعه]] متعالی، تعالی [[اقتصادی]] یعنی [[پیشرفت]] [[امور اقتصادی]] بشر و [[رفاه]] و تمتع مادی و در یک [[کلام]] تعالی همه جانبه [[انسان]]<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸ و ۴/۱۰/۱۳۷۰ و ۳۰/۷/۱۳۷۶ و ۱۱/۹/۱۳۸۸؛ همچنین نک: صحیفه امام، ج۹، ص۱۱ - ۱۲ و ج۱۹، ص۴۳۷ - ۴۳۸.</ref>. | ||
# وظیفه سوم ترجیح اهداف [[اخروی]] بر سود مادی است؛ زیرا انسان در [[زندگی]] خود در دو راهی [[دنیا]] و [[آخرت]] قرار دارد و در این دو راهی باید تلاش کرد که اهداف اخروی بر سود مادی ترجیح داده شود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸.</ref>. | # '''وظیفه سوم ترجیح اهداف [[اخروی]] بر سود مادی است؛''' زیرا انسان در [[زندگی]] خود در دو راهی [[دنیا]] و [[آخرت]] قرار دارد و در این دو راهی باید تلاش کرد که اهداف اخروی بر سود مادی ترجیح داده شود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸.</ref>. | ||
# وظیفه چهارم [[مجاهده]] و تلاش دائمی است. [[انسان]] تا زنده است | # '''وظیفه چهارم [[مجاهده]] و تلاش دائمی است.''' [[انسان]] تا زنده است بازنشستگی ندارد و در موضع فرد و [[حکومت]] و [[قدرت]] باید همواره در تلاش و سازندگی و مجاهده باشد و از [[تنبلی]] و بیعملی بگریزد. | ||
# وظیفه پنجم [[جهاد فی سبیل الله]] و [[امید]] به [[پیروزی]] در همه شرایط است. انسان موظف است در کارهای خود اولاً همواره امید به پیروزی داشته باشد؛ زیرا این | # '''وظیفه پنجم [[جهاد فی سبیل الله]] و [[امید]] به [[پیروزی]]''' در همه شرایط است. انسان موظف است در کارهای خود اولاً همواره امید به پیروزی داشته باشد؛ زیرا این وعده الهی است و ثانیاً در این جهت همواره جهاد فی سبیل الله داشته باشد؛ زیرا پیروزی با [[جهاد]] حاصل میشود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۶/۱۲/۱۳۸۸؛ صحیفه امام، ج۵، ص۳۴، حضرت امام تأکید دارند که قیام فردی موجب معرفت الله میشود و قیام لله جمعی موجب وصول به مقاصد الله. صحیفه امام، ج۱۸، ص۱۲۶. بنابراین هر دو قیام واجب است، هم فردی و هم اجتماعی.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۹۱.</ref> | ||
== منابع معرفت دینی == | == منابع معرفت دینی == | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
== منابع اصلی == | == منابع اصلی == | ||
# قرآن، کتاب معرفت و عمل: «قرآن، نخستین منبع معرفتی [[اهداف]] اسلامی و [[شناخت]] نقشه [[الهی]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰.</ref> و «لازم است که با آن انس بگیریم، تا از طریق آن هم [[غفلت]] از [[حقایق]] عالم و در رأس آن غفلت از | # '''قرآن، کتاب معرفت و عمل:''' «قرآن، نخستین منبع معرفتی [[اهداف]] اسلامی و [[شناخت]] نقشه [[الهی]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۱/۱۰/۱۳۷۰.</ref> و «لازم است که با آن انس بگیریم، تا از طریق آن هم [[غفلت]] از [[حقایق]] عالم و در رأس آن غفلت از ذات مقدس [[پروردگار]] زدوده شود»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱/۱/۱۳۷۳.</ref> و هم فضای [[جامعه]] قرانی شود و معرفت قرآنی فضای جامعه را پر کند. بنابراین [[تدبر در آیات]] [[نورانی]] آن ضروری است. | ||
# [[سنت]]: سنت، یکی از منابع اصلی [[اسلام]] و فهم [[اندیشه]] اسلامی است و کسانی که بدون داشتن این پشتوانه عظیم درباره اسلام [[سخن]] گفتهاند، به [[بیراهه]] رفتهاند. معارف اصیل اسلامی از متون اصلی آن یعنی [[کتاب و سنت]] استخراج میشود و به این دلیل؛ [[سنت]] منبع دوم معرفت دینی است. | # '''[[سنت]]:''' سنت، یکی از منابع اصلی [[اسلام]] و فهم [[اندیشه]] اسلامی است و کسانی که بدون داشتن این پشتوانه عظیم درباره اسلام [[سخن]] گفتهاند، به [[بیراهه]] رفتهاند. معارف اصیل اسلامی از متون اصلی آن یعنی [[کتاب و سنت]] استخراج میشود و به این دلیل؛ [[سنت]] منبع دوم معرفت دینی است. | ||
# نهج البلاغه: یکی از منابع دست اول معرفت دینی و اهداف اسلامی، نهج البلاغه است که متأسفانه آن چنانکه شایسته است، مورد توجه واقع نشده است، در حالی که «حاوی حکمتهای مجسم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[بشریت]] و ایجاد و [[رشد]] [[جامعه اسلامی]] است که [[انسان]] را بهت زده میکند»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۴/۵/۱۳۹۰.</ref>. بنابراین «[[ضرورت]] دارد که با آن انس گرفت و | # '''نهج البلاغه:''' یکی از منابع دست اول معرفت دینی و اهداف اسلامی، نهج البلاغه است که متأسفانه آن چنانکه شایسته است، مورد توجه واقع نشده است، در حالی که «حاوی حکمتهای مجسم [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[بشریت]] و ایجاد و [[رشد]] [[جامعه اسلامی]] است که [[انسان]] را بهت زده میکند»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۴/۵/۱۳۹۰.</ref>. بنابراین «[[ضرورت]] دارد که با آن انس گرفت و معارف آن را فرا گرفت و از دریای مواج حکمت امام بهره برد. | ||
# [[ادعیه]]، قرآن صاعد: «ادعیهای چون [[صحیفه سجادیه]]، | # '''[[ادعیه]]، قرآن صاعد:''' «ادعیهای چون [[صحیفه سجادیه]]، مناجات شعبانیه، [[دعای عرفه]]، [[مناجات خمس عشر]]، ادعیهای که در مفاتیح آمدهاند، [[دل]] و ذهن [[آدمی]] را صفا میدهند و ذهن او را فعال میکنند و به او توان میدهند که خیلی از معارف را از این طریق به دست آورد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۳/۳/۱۳۹۰.</ref> «ادعیه [[یاد خدا]] را در [[دلها]] زنده میکنند و نورانیتی در دلها به وجود میآورند»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۴/۱۱/۱۳۸۹.</ref>؛ زیرا «همگی برای [[آدم]] کردن [[انسان]] وارد شدهاند تا انسان را بالا ببرند و به اهدافش برسانند»<ref>صحیفه امام، ج۲۰، ص۴۱۰؛ ج۱۳، ص۳۲؛ تفسیر سوره حمد، ص۱۷۴.</ref>. | ||
# [[صحیفه سجادیه]]: در میان همه ادعیۀ مأثوره، صحیفه سجادیه جایگاه ویژهای دارد و یکی از منابع ناب معارف اسلام و «لبریز از [[معارف اسلامی]] است که [[اعتقاد]] انسان را عمیق میکند»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۴/۲/۱۳۸۷.</ref>. | # '''[[صحیفه سجادیه]]:''' در میان همه ادعیۀ مأثوره، صحیفه سجادیه جایگاه ویژهای دارد و یکی از منابع ناب معارف اسلام و «لبریز از [[معارف اسلامی]] است که [[اعتقاد]] انسان را عمیق میکند»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۴/۲/۱۳۸۷.</ref>. | ||
# [[عقل]]: عقل، سومین منبع اصلی معرفت دینی و در [[حقیقت]] «مصباح و چراغ [[دین]] و در کنار نقل | # '''[[عقل]]:''' عقل، سومین منبع اصلی معرفت دینی و در [[حقیقت]] «مصباح و چراغ [[دین]] و در کنار نقل منبع معرفت [[بشر]] از دین و کاشف محتوای [[اعتقادی]] و [[اخلاقی]] و قوانین فقهی و [[حقوقی]] [[دین]] است»<ref>جوادی آملی، عبدالله، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص۵۰.</ref> و یکی از منابع حجیت اصول و [[فروع دین]] است؛ که در اصول [[اعتقادات]] و در [[احکام]] فرعی کاربرد دارد. «کتب حدیثی ما همانند [[کتاب کافی]]؛ فصلی درباره عقل و [[ارزش]] و اهمیت [[دانایی]] و [[خردمندی]] دارد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۵/۷/۱۳۸۳ و ۱۷/۸/۱۳۸۵.</ref>. «سه شاخص عمده [[اسلام ناب]] [[معنویت]]؛ [[عدالت]] و عقلانیت است که عقلانیت مهمترین ابزار در فهم [[اندیشه]] اسلامی است؛ زیرا اسلام ناب؛ [[اسلام]] [[عقلانی]] است و در فهم همه زمینهها و در تشخیص، اهداف و ابزارها کاربرد بسیار وسیعی دارد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۵/۵/۱۳۸۳.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۹۶ ـ ۱۰۱.</ref> | ||
== منابع فرعی == | == منابع فرعی == | ||
در کنار منابع اصلی معرفت دینی، به سه [[علم]] از علوم اسلامی به عنوان منابع فرعی معرفت دینی نظر میافکنیم تا اهمیت آنها را در فرایند معرفت دینی برای حصول [[اطاعت]] خطی یادآور شده باشیم. این سه علم عبارتاند از فقه شیعه، فلسفه اسلامی و [[تاریخ]]. | در کنار منابع اصلی معرفت دینی، به سه [[علم]] از علوم اسلامی به عنوان منابع فرعی معرفت دینی نظر میافکنیم تا اهمیت آنها را در فرایند معرفت دینی برای حصول [[اطاعت]] خطی یادآور شده باشیم. این سه علم عبارتاند از فقه شیعه، فلسفه اسلامی و [[تاریخ]]. | ||
# فقه شیعه: فقه شیعه که از [[مذهب اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} متخذ است، ذخیرهای گرانبها و دریایی عمیق از تحقیق و تفریع است، دانشی وسیع و عمیق که در | # '''فقه شیعه:''' فقه شیعه که از [[مذهب اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} متخذ است، ذخیرهای گرانبها و دریایی عمیق از تحقیق و تفریع است، دانشی وسیع و عمیق که در مذاهب فقهی دیگر مذاهب اسلامی نمونه ندارد و از علم حقوق مصطلح جهانی هم بسی گستردهتر است، بنابراین منبعی عظیم برای تشکیل جامعه اسلامی و [[اهداف]] [[اسلامی]] است. «فقه شیعه با حالت انعطافپذیری خود و نگاه مطابق [[مصلحت]] خود برای پاسخگویی به پیچ و خم زندگی اجتماعی ما و رساندن جامعۀ اسلامی به اهداف والای آن نقشی مهم دارد، به شرط اینکه نخواهیم از گوشه [[احکام اسلامی]] بساییم و ببریم»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۳/۴/۱۳۸۶.</ref>. | ||
# فلسفه اسلامی: «فلسفه اسلامی ـ به ویژه [[فلسفه]] [[ملاصدرا]] ـ فقه اکبر است و پایه دین و مبنای همه [[معارف دینی]] در ذهن و عمل خارجی [[انسان]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات ۲۹/۱۰/۱۳۸۲.</ref> این فلسفه یکی دیگر از منابع فرعی اهداف اسلامی است و در این جهت مسئولیتهای بزرگی بر دوش دارد. برای این کار [[ضرورت]] دارد که فلسفه صدرایی تقویت شود و [[تکامل]] یابد و امتداد [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] یابد و «این نقص فلسفه اسلامی است که در ذهنیات مجرد باقی مانده است. | # '''فلسفه اسلامی:''' «فلسفه اسلامی ـ به ویژه [[فلسفه]] [[ملاصدرا]] ـ فقه اکبر است و پایه دین و مبنای همه [[معارف دینی]] در ذهن و عمل خارجی [[انسان]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات ۲۹/۱۰/۱۳۸۲.</ref> این فلسفه یکی دیگر از منابع فرعی اهداف اسلامی است و در این جهت مسئولیتهای بزرگی بر دوش دارد. برای این کار [[ضرورت]] دارد که فلسفه صدرایی تقویت شود و [[تکامل]] یابد و امتداد [[سیاسی]] ـ [[اجتماعی]] یابد و «این نقص فلسفه اسلامی است که در ذهنیات مجرد باقی مانده است. | ||
# [[تاریخ]]: تاریخ، [[عبرت]] است و [[قرآن]] به همین دلیل در برنامه انسانسازی خود از آن استفاده زیادی کرده است، اما «آنچه مورد توجه قرآن بوده است، اموری است که برای بیان [[اهداف قرآن]] کارساز است»<ref>حضرت [[آیتالله]] خامنهای، بیانات ۸/۱۱/۱۳۷۰.</ref> و ما که درصد تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] در جامعه خود هستیم، نیازمندیم نگاهی جامع به وضعیت خود بیندازیم. به این دلیل تاریخ اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا حوادث [[روزگار]] حوادث استثنایی نیست، بلکه حوادث تنها رنگ عوض میکنند و روشها عوض میشوند، اما پایههای اصلی [[زندگی]] [[بشر]] و جبههبندیهای اصلی [[بشر]] تغییری پیدا نمیکنند. به این دلیل «تاریخ به ما درسها و تجربههای بسیاری میآموزد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات ۱/۲/۱۳۷۹.</ref> و عامل عبرت است<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. | # '''[[تاریخ]]:''' تاریخ، [[عبرت]] است و [[قرآن]] به همین دلیل در برنامه انسانسازی خود از آن استفاده زیادی کرده است، اما «آنچه مورد توجه قرآن بوده است، اموری است که برای بیان [[اهداف قرآن]] کارساز است»<ref>حضرت [[آیتالله]] خامنهای، بیانات ۸/۱۱/۱۳۷۰.</ref> و ما که درصد تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] در جامعه خود هستیم، نیازمندیم نگاهی جامع به وضعیت خود بیندازیم. به این دلیل تاریخ اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا حوادث [[روزگار]] حوادث استثنایی نیست، بلکه حوادث تنها رنگ عوض میکنند و روشها عوض میشوند، اما پایههای اصلی [[زندگی]] [[بشر]] و جبههبندیهای اصلی [[بشر]] تغییری پیدا نمیکنند. به این دلیل «تاریخ به ما درسها و تجربههای بسیاری میآموزد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات ۱/۲/۱۳۷۹.</ref> و عامل عبرت است<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۰۳ ـ ۱۰۴.</ref>. | ||
== آسیبهای معرفت دینی == | == آسیبهای معرفت دینی == | ||
منطق فهم دین و معرفت دینی، دارای آفتها و آسیبهایی است که باعث [[سوء]] فهم و [[انحراف]] در [[فهم دین]] میگردد. بنابراین یکی از ارکان بحث درباره منطق فهم دین، [[سخن گفتن]] از آفات و آسیبهای معرفت دینی است. اما این آسیبها را میتوان در دو دسته کلی دستهبندی کرد: دسته نخست آسیبهای [[نفسانی]] است؛ دسته دوم انحرافهای معرفتی است. ما در این مجال، پنج آسیب معرفت دینی را بررسی میکنیم: | منطق فهم دین و معرفت دینی، دارای آفتها و آسیبهایی است که باعث [[سوء]] فهم و [[انحراف]] در [[فهم دین]] میگردد. بنابراین یکی از ارکان بحث درباره منطق فهم دین، [[سخن گفتن]] از آفات و آسیبهای معرفت دینی است. اما این آسیبها را میتوان در دو دسته کلی دستهبندی کرد: دسته نخست آسیبهای [[نفسانی]] است؛ دسته دوم انحرافهای معرفتی است. ما در این مجال، پنج آسیب معرفت دینی را بررسی میکنیم: | ||
# [[هواهای نفسانی]]: اصلیترین و عمدهترین آسیب معرفت دینی، هواهای نفسانی است: {{متن حدیث|إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ [اثْنَتَانِ] اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ}}<ref>نهج البلاغه، تصحیح صبحی الصالح، خطبه ۴۲، ص۸۲؛ همچنین شیخ صدوق این روایت را در الخصال، ج۱، ص۵۹ از پیامبر اعظم{{صل}} نقل میکند.</ref> و این عمدهترین خطر برای تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] و معرفت دینی است و چون در درون [[آدمی]] است، بالاترین خطر و بزرگترین [[دشمن]] و اصلیترین مانع [[معرفت]] است: {{متن حدیث|أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۶۷، ص۶۴.</ref>. | # '''[[هواهای نفسانی]]:''' اصلیترین و عمدهترین آسیب معرفت دینی، هواهای نفسانی است: {{متن حدیث|إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ [اثْنَتَانِ] اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ}}<ref>نهج البلاغه، تصحیح صبحی الصالح، خطبه ۴۲، ص۸۲؛ همچنین شیخ صدوق این روایت را در الخصال، ج۱، ص۵۹ از پیامبر اعظم{{صل}} نقل میکند.</ref> و این عمدهترین خطر برای تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] و معرفت دینی است و چون در درون [[آدمی]] است، بالاترین خطر و بزرگترین [[دشمن]] و اصلیترین مانع [[معرفت]] است: {{متن حدیث|أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۶۷، ص۶۴.</ref>. | ||
# همگرایی با مخالفان: همگرایی با [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر محافل [[علمی]] و [[فرهنگی]] غرب و جلب رضایت آنها منجر به آن شده که بسیاری از متفکرین [[جوامع اسلامی]] از ارائه [[اندیشه]] ناب [[اسلامی]] دور شوند. [[اسلام]] ما را به فراگیری از دیگران [[تشویق]] میکند؛ لذا ابایی از فراگیری یافتههای [[فکری]] دیگران نداریم. اما نباید به جهت [[احساس]] [[حقارت]]، در صدد آن برآییم که نوآوریهای اسلامی را بر نظریات حاکم بر [[فکر]] و فرهنگ [[جهان]] منطبق سازیم. | # '''همگرایی با مخالفان:''' همگرایی با [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر محافل [[علمی]] و [[فرهنگی]] غرب و جلب رضایت آنها منجر به آن شده که بسیاری از متفکرین [[جوامع اسلامی]] از ارائه [[اندیشه]] ناب [[اسلامی]] دور شوند. [[اسلام]] ما را به فراگیری از دیگران [[تشویق]] میکند؛ لذا ابایی از فراگیری یافتههای [[فکری]] دیگران نداریم. اما نباید به جهت [[احساس]] [[حقارت]]، در صدد آن برآییم که نوآوریهای اسلامی را بر نظریات حاکم بر [[فکر]] و فرهنگ [[جهان]] منطبق سازیم. | ||
# ادبیات دینی بدون عمل: معرفت دینی، مبنای [[عمل]] [[دینی]] است. به تعبیر دیگر، مبنای [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از [[فرامین الهی]] است، بنابراین [[ضرورت]] دارد معرفت دینی در خارج مابه ازاء داشته باشد، اما «اگر [[معرفت]] به عمل منجر نشود، به این معنی است که ادبیات دینی، بدون مابه ازاء خارجی و عملی به وجود بیاید که به معنای غلیظ شدن ادبیات دینی است که مانعی جدی برای معرفت درست و [[حقیقی]] است و [[انسان]] و [[جامعه]] را به [[ریاکاری]] میکشاند؛ زیرا بنای آن بر اهمیت دادن به فرم است تا محتوا»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۸/۶/۱۳۸۴.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]] ص۱۰۷.</ref> | # '''ادبیات دینی بدون عمل:''' معرفت دینی، مبنای [[عمل]] [[دینی]] است. به تعبیر دیگر، مبنای [[اطاعت]] و [[فرمانبرداری]] از [[فرامین الهی]] است، بنابراین [[ضرورت]] دارد معرفت دینی در خارج مابه ازاء داشته باشد، اما «اگر [[معرفت]] به عمل منجر نشود، به این معنی است که ادبیات دینی، بدون مابه ازاء خارجی و عملی به وجود بیاید که به معنای غلیظ شدن ادبیات دینی است که مانعی جدی برای معرفت درست و [[حقیقی]] است و [[انسان]] و [[جامعه]] را به [[ریاکاری]] میکشاند؛ زیرا بنای آن بر اهمیت دادن به فرم است تا محتوا»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۸/۶/۱۳۸۴.</ref>.<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]] ص۱۰۷.</ref> | ||
# [[تحجر]]: آسیب بعدی، تحجر است. «تحجر فراموش کردن [[عقل]] و متوقف ماندن در [[فهم دین]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>، یعنی اینکه ما در کار بزرگی که در جهت تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] داریم، نتوانیم نیازهای [[زمان]] و لوازم هر لحظه [[زندگی]] [[ملت]] را بشناسیم و در وضعیتی ایستا و بدون انعطاف، پیش برویم. آنچه در [[اندیشه]] اسلامی از اهمیت ویژهای برخوردار است آن است که «[[اسلام]] دینی جامع است که برای [[بشر]] تا [[قیامت]] برنامه دارد و به این دلیل ضرورت دارد که فهمی کارساز از [[دین]] در دنیای جدید داشته باشیم؛ و [[جامعه اسلامی]] را بر مبانی اسلام بنا کنیم و در این صورت اگر به ظواهر [[احکام]] اکتفا کنیم و نتوانیم کشش طبیعی احکام و [[معارف اسلامی]] را، در جایی که قابل کشش است، [[درک]] کنیم، دچار تحجر و [[جمود]] و ایستایی میشویم که آسیبی جدی در فهم دین محسوب است که دنبالهاش ویرانی است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۶ و ۲۳/۹/۱۳۷۹.</ref>. | # '''[[تحجر]]:''' آسیب بعدی، تحجر است. «تحجر فراموش کردن [[عقل]] و متوقف ماندن در [[فهم دین]] است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۲/۱۲/۱۳۸۰.</ref>، یعنی اینکه ما در کار بزرگی که در جهت تحقق [[اهداف]] [[اسلامی]] داریم، نتوانیم نیازهای [[زمان]] و لوازم هر لحظه [[زندگی]] [[ملت]] را بشناسیم و در وضعیتی ایستا و بدون انعطاف، پیش برویم. آنچه در [[اندیشه]] اسلامی از اهمیت ویژهای برخوردار است آن است که «[[اسلام]] دینی جامع است که برای [[بشر]] تا [[قیامت]] برنامه دارد و به این دلیل ضرورت دارد که فهمی کارساز از [[دین]] در دنیای جدید داشته باشیم؛ و [[جامعه اسلامی]] را بر مبانی اسلام بنا کنیم و در این صورت اگر به ظواهر [[احکام]] اکتفا کنیم و نتوانیم کشش طبیعی احکام و [[معارف اسلامی]] را، در جایی که قابل کشش است، [[درک]] کنیم، دچار تحجر و [[جمود]] و ایستایی میشویم که آسیبی جدی در فهم دین محسوب است که دنبالهاش ویرانی است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۴/۳/۱۳۷۶ و ۲۳/۹/۱۳۷۹.</ref>. | ||
# [[التقاط]]: آسیب بعدی، التقاط و غربزدگی و [[تربیت]] غربی است که آسیب روشنفکری است که متأسفانه بسیاری دچار آن هستند. جریانی که با عدم آشنایی عمیق با [[دین]] و با بهرهبرداری از معلومات غربی از دین و [[معارف دینی]] [[سخن]] میگوید، تلاش دارد به نام [[نوآوری در دین]] [[بدعت]] ایجاد کند و دین را عصری و آن را با مدرنیته منطبق و هماهنگ و از [[حقیقت]] خود خالی کند. «راه مقابله با این آسیب توجه به [[معارف عقلی]] [[اسلام]] به ویژه [[فلسفه]] صدرایی و مهمتر انس با معارف اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۳۱/۶/۱۳۷۰ و ۲۱/۲/۱۳۷۲ و ۲۸/۱۲/۱۳۷۷ و ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ و ۶/۲/۱۳۸۳ و ۱۷/۳/۱۳۷۳.</ref>. | # '''[[التقاط]]:''' آسیب بعدی، التقاط و غربزدگی و [[تربیت]] غربی است که آسیب روشنفکری است که متأسفانه بسیاری دچار آن هستند. جریانی که با عدم آشنایی عمیق با [[دین]] و با بهرهبرداری از معلومات غربی از دین و [[معارف دینی]] [[سخن]] میگوید، تلاش دارد به نام [[نوآوری در دین]] [[بدعت]] ایجاد کند و دین را عصری و آن را با مدرنیته منطبق و هماهنگ و از [[حقیقت]] خود خالی کند. «راه مقابله با این آسیب توجه به [[معارف عقلی]] [[اسلام]] به ویژه [[فلسفه]] صدرایی و مهمتر انس با معارف اهل بیت [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} است»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۳۱/۶/۱۳۷۰ و ۲۱/۲/۱۳۷۲ و ۲۸/۱۲/۱۳۷۷ و ۱۲/۱۲/۱۳۸۰ و ۶/۲/۱۳۸۳ و ۱۷/۳/۱۳۷۳.</ref>. | ||
# محدود کردن دین به امر شخصی: یکی از آسیبهای معرفت دینی آن است که دین به زندگی شخصی محدود شود و عرصه وسیع [[زندگی]] جمعی [[انسانها]] و [[جامعه]] فراموش گردد و کنار گذاشته شود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱/۱/۱۳۸۰.</ref>. | # '''محدود کردن دین به امر شخصی:''' یکی از آسیبهای معرفت دینی آن است که دین به زندگی شخصی محدود شود و عرصه وسیع [[زندگی]] جمعی [[انسانها]] و [[جامعه]] فراموش گردد و کنار گذاشته شود<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱/۱/۱۳۸۰.</ref>. | ||
در کنار این موارد، مسائلی چون «[[تفسیر به رأی]] که [[تحمیل]] کردن سلایق خود به [[قرآن]] است»<ref>حضرت [[آیتالله خامنهای]]، بیانات، ۱۸/۷/۱۳۷۷.</ref>، «[[تحریف]] که به شکل خوراک [[فکری]] منتشر میشود و از آن دین تحریف شده ساخته میشود که | در کنار این موارد، مسائلی چون «[[تفسیر به رأی]] که [[تحمیل]] کردن سلایق خود به [[قرآن]] است»<ref>حضرت [[آیتالله خامنهای]]، بیانات، ۱۸/۷/۱۳۷۷.</ref>، «[[تحریف]] که به شکل خوراک [[فکری]] منتشر میشود و از آن دین تحریف شده ساخته میشود که مزاحم [[استکبار]] نیست و [[اجازه]] نمیدهد که دایره [[معرفت]] و نورانیت [[اسلامی]] وسعت و گسترش درخور شایسته خود را بیابد»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۲۵/۶/۱۳۷۰ و ۲۸/۹/۱۳۶۹ و ۱۰/۱۰/۱۳۷۳.</ref>. «[[سهلانگاری]] در [[معارف اسلامی]]»<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۸/۷/۱۳۷۷.</ref> و [[غفلت]]<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات، ۱۸/۶/۱۳۸۴.</ref> را هم میتوان به عنوان آسیبها و موانع معرفت [[دینی]] یاد کرد<ref>[[سید سعید لواسانی|لواسانی، سید سعید]]، [[منطق فهم اسلام - لواسانی (مقاله)|مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص۱۰۵ ـ ۱۰۸.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||