بحث:دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۵۹۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ آوریل ۲۰۲۵
جز (جایگزینی متن - 'حاکمان دینی' به 'حاکمان دینی')
 
(۱۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای واثق==
==ح نبوی ج۲==
{{فهرست اثر}}
* الباب السابع الدين، الشريعة، الإسلام
* الفصل الأول الدين
* ۱ / ۱ وحدة الشرائع
* ۱ / ۲ علل الشرائع والأحكام
* ۱ / ۳ أصل الدين
* ۱ / ۴ الحث على التفقه في الدين
* ۱ / ۵ خصائص الفقيه في الدين
* ۱ / ۶ أفضل الدين
* ۱ / ۷ آفات الدين
* ۱ / ۸ الحث على الحفاظ على الدين
* ۱ / ۹ خصائص من لا دين له
* ۱ / ۱۰ التحذير من الاستخفاف بالدين وأهله
* ۱ / ۱۱ يسار الدين
* ۱ / ۱۲ لا حرج في الدين
* ۱ / ۱۳ إتيان الرخص ما لا تكليف فيه
* ۱ / ۱۴ الدعاء لتثبيت القلب على الدين
* ۱ / ۱۵ صفة المستحفظين لدين الله
* ۱ / ۱۶ تأييد الدين بأقوام لا خلاق لهم
* ۱ / ۱۷ خطر التعمق في الدين
* ۱ / ۱۸ النهي
* ۱ / ۱۹ التحذير
* ۱ / ۲۰ ضمان المفتي
* الفصل الثاني الإسلام
* ۲ / ۱ الإسلام صراط مستقيم
* ۲ / ۲ الإسلام يعلو ولا يعلى عليه
* ۲ / ۳ الإسلام يجب ما قبله
* ۲ / ۴ تفسير الإسلام والمسلم
* ۲ / ۵ بركات المجتمع الإسلامي
* ۲ / ۶ لا ضرر ولا ضرار في الإسلام
* ۲ / ۷ أحسن المسلمين إسلاما
* ۲ / ۸ حق الإسلام
* ۲ / ۹ أساس الإسلام
* ۲ / ۱۰ غربة الإسلام
* ۲ / ۱۱ من ليس بمسلم
* ۲ / ۱۲ النوادر
* الفصل الثالث حوار النبي مع أهل خمسة أديان
{{پایان فهرست اثر}}
 
==الدليل التصنيفي==
{{فهرست اثر}}
* ۱۰:۱ الأديان والفرق
* ۱:۱۰:۱ الأديان
* ۱:۱:۱۰:۱ أهل الكتاب: ما ورد في أهل الكتاب بصفة عامة
* ۱:۱:۱:۱۰:۱ دعوة أهل الكتاب
* ۲:۱:۱:۱۰:۱ أجر من أسلم من أهل الكتاب
* ۳:۱:۱:۱۰:۱ التحديث عن أهل الكتاب
* ۴:۱:۱:۱۰:۱ مخالفة أهل الكتاب
* ۱:۱:۱۰:۱ :۵ انحرافات أهل الكتاب
* ۱:۱:۱۰:۱ : ۶ تحريف أهل الكتاب لكتبهم وكتمانهم لها
* ۷:۱:۱:۱۰:۱ أسئلة أهل الكتاب للنبي(ص)
* ۸:۱:۱:۱۰:۱ إفتراق أهل الكتاب وإختلافهم
* ۹:۱:۱:۱۰:۱ إخراج اهل الكتاب من جزيرة العرب
* ۲:۱:۱۰:۱ اليهود
* ۱:۲:۱:۱۰:۱ صفات اليهود
* ۲:۲:۱:۱۰:۱ عقائد اليهود
* ۳:۲:۱:۱۰:۱ النهي عن حب اليهود
* ۴:۲:۱:۱۰:۱ ما يمنع اليهود من اتباع محمد(ص)
* ۵:۲:۱:۱۰:۱ عداوة اليهود للملائكة
* ۶:۲:۱:۱۰:۱ قتال المسلمين لليهود آخر الزمان
* ۷:۲:۱:۱۰:۱ متفرقات في اليهود
* ۳:۱:۱۰:۱ النصاري
* ۱:۳:۱:۱۰:۱ صفات النصاري
* ۲:۳:۱:۱۰:۱ عقائد النصاري
* ۳:۳:۱:۱۰:۱ متفرقات في النصاري
* ۴:۱:۱۰:۱ المجوس
* ۱:۴:۱:۱۰:۱ صفات المجوس
* ۲:۴:۱:۱۰:۱ عقائد المجوس
* ۳:۴:۱:۱۰:۱ متفرقات في المجوس
{{پایان فهرست اثر}}
 
==تعریف==
*'''دین''': مجموعه‌ای از [[باورها]]، [[ارزش‌ها]] و نمادهای [[توحیدی]] یا غیر [[توحیدی]]<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. [[کیش]] و آیینی که [[مردم]] به آن [[عقیده]] داشته باشند و [[رفتار]] و [[زندگی]] خود را طبق آن انجام دهند. از آنجا که [[انسان]]، آفریده [[خداوند]] است، دین و دستورالعمل [[زندگی]] هم باید از سوی [[خدا]] باشد که به [[مصالح]] و نیازهای [[بشر]] از همه آگاه‌تر است. بعضی از [[ادیان]]، ساخته ذهن [[بشر]] است و برخی از آن‌ها [[الهی]] و آسمانی و از سوی [[پروردگار]] است. تنها [[دینی]] که نزد [[پروردگار]]، پذیرفته است، "[[اسلام]]" است چون [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>. دین از سوی [[خدا]] و توسّط [[پیامبران]] به [[مردم]] می‌رسد. کسی را که [[دین خدا]] را بپذیرفته و به آن عمل کند "[[متدیّن]]" می‌گویند. اگر [[انسان‌ها]] [[دین خدا]] را بشناسند و بپذیرند و [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] خود را بر اساس آن تنظیم کنند، [[سعادتمند]] می‌شوند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۱.</ref>.
*'''دین''': مجموعه‌ای از [[باورها]]، [[ارزش‌ها]] و نمادهای [[توحیدی]] یا غیر [[توحیدی]]<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. [[کیش]] و آیینی که [[مردم]] به آن [[عقیده]] داشته باشند و [[رفتار]] و [[زندگی]] خود را طبق آن انجام دهند. از آنجا که [[انسان]]، آفریده [[خداوند]] است، دین و دستورالعمل [[زندگی]] هم باید از سوی [[خدا]] باشد که به [[مصالح]] و نیازهای [[بشر]] از همه آگاه‌تر است. بعضی از [[ادیان]]، ساخته ذهن [[بشر]] است و برخی از آن‌ها [[الهی]] و آسمانی و از سوی [[پروردگار]] است. تنها [[دینی]] که نزد [[پروردگار]]، پذیرفته است، "[[اسلام]]" است چون [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است» سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref>. دین از سوی [[خدا]] و توسّط [[پیامبران]] به [[مردم]] می‌رسد. کسی را که [[دین خدا]] را بپذیرفته و به آن عمل کند "[[متدیّن]]" می‌گویند. اگر [[انسان‌ها]] [[دین خدا]] را بشناسند و بپذیرند و [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] خود را بر اساس آن تنظیم کنند، [[سعادتمند]] می‌شوند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۱.</ref>.


خط ۷: خط ۷۹:
*دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای [[طاعت]] و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک [[آیین]] و [[شریعت]] می‌شود، به آن دین گفته می‌شود<ref>مفردات، ص ۱۷۵، «دین».</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای [[طاعت]] و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک [[آیین]] و [[شریعت]] می‌شود، به آن دین گفته می‌شود<ref>مفردات، ص ۱۷۵، «دین».</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و [[انقیاد]] در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی [[طاعت]]، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم]] شدن در برابر یک [[فرمان]]، [[داوری]]، [[قانون]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، به آن معنای اصلی نزدیک‌اند، بنابراین، جزا، حساب، [[طاعت]]، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شده‌اند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و [[انقیاد]] در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی [[طاعت]]، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم]] شدن در برابر یک [[فرمان]]، [[داوری]]، [[قانون]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، به آن معنای اصلی نزدیک‌اند، بنابراین، جزا، حساب، [[طاعت]]، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شده‌اند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*ارتباط دین با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] [[مورد اتفاق]] نیست. عموم [[صاحب نظران]]، دین را فراگیرتر از [[شریعت]] دانسته و براین باورند که "دین" بر [[اصول عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] اطلاق می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ج۲، ص۴.</ref>؛ ولی "[[شریعت]]" فقط به [[احکام عملی]] فرعی گفته می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴؛ تفسیر مراغی، ج۶، ص۱۳۰؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۶.</ref> بر همین اساس، [[اصول دین]] همه [[پیامبران]] برخلاف [[شریعت]] آنان یکی<ref>لسان العرب، ج۸، ص۱۷۶، «شرع».</ref> و [[نسخ]] ناپذیر است<ref>مفردات، ص۴۵۰، «شرع»؛ المیزان، ج۵، ص۳۵۰؛ الموسوعة الذهبية، ج۴۰، ص۵۹۸.</ref>؛ اما [[شریعت]] هر [[پیامبری]] در برخی از [[احکام]] با دیگری فرق دارد<ref>المیزان، ج۵، ص۳۵۰-۳۵۱؛ المنیر، ج۶، ص۲۱۸؛ نک: شریعت در آیینه معرفت، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> گروهی دیگر دین، [[شریعت]] و [[ملت]] را مترادف<ref>نک: نثر طوبی، ج۲، ص۴.</ref> و به معنای مجموعه‌ای از اصول و [[فروع]] وحیانی و گاه دربرگیرنده [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[سیره]] اولیای دین دانسته‌اند<ref>نک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ گستره شریعت، ص۲۵.</ref> بر این اساس، تفاوت دین، [[شریعت]] و [[ملت]] فقط اعتباری است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*ارتباط دین با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] [[مورد اتفاق]] نیست. عموم [[صاحب‌نظران]]، دین را فراگیرتر از [[شریعت]] دانسته و براین باورند که "دین" بر [[اصول عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] اطلاق می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ج۲، ص۴.</ref>؛ ولی "[[شریعت]]" فقط به [[احکام عملی]] فرعی گفته می‌شود<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴؛ تفسیر مراغی، ج۶، ص۱۳۰؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۶.</ref> بر همین اساس، [[اصول دین]] همه [[پیامبران]] برخلاف [[شریعت]] آنان یکی<ref>لسان العرب، ج۸، ص۱۷۶، «شرع».</ref> و [[نسخ]] ناپذیر است<ref>مفردات، ص۴۵۰، «شرع»؛ المیزان، ج۵، ص۳۵۰؛ الموسوعة الذهبية، ج۴۰، ص۵۹۸.</ref>؛ اما [[شریعت]] هر [[پیامبری]] در برخی از [[احکام]] با دیگری فرق دارد<ref>المیزان، ج۵، ص۳۵۰-۳۵۱؛ المنیر، ج۶، ص۲۱۸؛ نک: شریعت در آیینه معرفت، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> گروهی دیگر دین، [[شریعت]] و [[ملت]] را مترادف<ref>نک: نثر طوبی، ج۲، ص۴.</ref> و به معنای مجموعه‌ای از اصول و [[فروع]] وحیانی و گاه دربرگیرنده [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[سیره]] اولیای دین دانسته‌اند<ref>نک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ گستره شریعت، ص۲۵.</ref> بر این اساس، تفاوت دین، [[شریعت]] و [[ملت]] فقط اعتباری است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*مجموع آموزه‌های [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیست‌ها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] می‌شود، دین، به جهت اینکه املاء و نوشته می‌شوند، [[ملت]] و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شده‌اند، [[شریعت]] خوانده می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*مجموع آموزه‌های [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیست‌ها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] می‌شود، دین، به جهت اینکه املاء و نوشته می‌شوند، [[ملت]] و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شده‌اند، [[شریعت]] خوانده می‌شوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*واژه دین در اصطلاح رشته‌هایی چون [[فلسفه]] دین، جامعه‌شناسی دین و روانشناسی دین در برابر noigiler به کار می‌رود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزه‌ها [[مورد اتفاق]] نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهت‌هایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرش‌هایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمع‌اند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعه‌شناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دین‌پژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرش‌های گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته می‌شود؛ به گونه‌ای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، بت‌پرستی، [[پرستش]] اجرام آسمانی، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوع‌ها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی حیوانات و اشیاء همگی به نام "دین" شناخته می‌شوند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته می‌شود، نه امکان پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دسته‌بندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش می‌پردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
*واژه دین در اصطلاح رشته‌هایی چون [[فلسفه]] دین، جامعه‌شناسی دین و روانشناسی دین در برابر noigiler به کار می‌رود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزه‌ها [[مورد اتفاق]] نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهت‌هایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرش‌هایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمع‌اند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعه‌شناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دین‌پژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرش‌های گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته می‌شود؛ به گونه‌ای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، بت‌پرستی، [[پرستش]] اجرام آسمانی، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوع‌ها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی حیوانات و اشیاء همگی به نام "دین" شناخته می‌شوند<ref>نک: دین‌شناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته می‌شود، نه امکان پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دسته‌بندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش می‌پردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>.
خط ۲۳: خط ۹۵:
#'''آرمان‌پسند:''' پیوند دین با [[حکومت]] در بُعد [[جهان‌بینی]] خاصّ [[دینی]] است و [[حکومت]] باید در جهت [[خدمت]] به اهداف [[دینی]] [[قانون]] گذارد؛ بی‌آنکه در چگونگی قانونگذاری دخالت و حدود و [[تکالیف]] ویژه‌ای را معیّن کند<ref>جامعه مدنی و حاکمیت دینی، ص ۱۳۰.</ref>.
#'''آرمان‌پسند:''' پیوند دین با [[حکومت]] در بُعد [[جهان‌بینی]] خاصّ [[دینی]] است و [[حکومت]] باید در جهت [[خدمت]] به اهداف [[دینی]] [[قانون]] گذارد؛ بی‌آنکه در چگونگی قانونگذاری دخالت و حدود و [[تکالیف]] ویژه‌ای را معیّن کند<ref>جامعه مدنی و حاکمیت دینی، ص ۱۳۰.</ref>.
#'''پیوند دستوری محدود:''' دین با یادکرد اصول کلّی، بخشی از راهبردهای خاصّ [[حکومتی]] را نیز در نظر داشته و بخش دیگر را به عهده [[عقل]] و تجربه گذارده است<ref>زاد المسیر، ج ۲، ص ۵۷۸؛ الكشاف، ج ۲، ص ۶۲۸؛ سیاست و حکومت در قرآن، ص ۸۹.</ref>.
#'''پیوند دستوری محدود:''' دین با یادکرد اصول کلّی، بخشی از راهبردهای خاصّ [[حکومتی]] را نیز در نظر داشته و بخش دیگر را به عهده [[عقل]] و تجربه گذارده است<ref>زاد المسیر، ج ۲، ص ۵۷۸؛ الكشاف، ج ۲، ص ۶۲۸؛ سیاست و حکومت در قرآن، ص ۸۹.</ref>.
#'''پیوند دستوری جامع:''' مجموعه راهبردهای [[حکومتی]] را از دین می‌توان برداشت کرد<ref>النظريات السياسية الاسلاميه، ص ۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]]، این کتاب جامع [[هدایت]]<ref>نک: الفواتح الإلهيه، ج ۱، ص ۴۳۵؛ زبدة التفاسير، ج ۳، ص ۵۹۹.</ref> {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان  گواه آوریم و بر تو این کتاب  را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> در بردارنده اصولی است که [[عقل‌ها]] بی‌نیاز از [[فراگیری]] آن نیستند<ref>نک: تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۳۷؛ المیزان، ج ۷، ص ۸۱-۸۲.</ref>. بازکاوی ماهیّت [[حکومت]] که [[کامل‌ترین]] راه دستیابی به اهداف دین است و تجلّی‌گاه [[ولایت]] که شرط کمال دین خوانده شده {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref>مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref><ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۶۲؛ الکافی، ج ۱، ص ۱۹۸؛ نک: الدر المنثور، ج ۲، ص ۲۵۹.</ref> در کنار لحاظ دین که تشریعِ برآمده از [[فطرت]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه: ۳۰.</ref> و [[احیاگر]] [[معرفت]]<ref>نهج البلاغه شرح عبده، ج ۱، ص ۱۴.</ref> و اعمّ از هدایت‌های [[عقلانی]] و [[نقلی]] جریان پذیری آموزه‌های [[قرآنی]] بر متغیّرها و مدیریّت تغییر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۰۳؛ الغيبه، ص ۱۳۳.</ref> و نقش محوری شخص [[حاکم]] به عنوان امتداد بخش خطّ [[رسالت]] در حوزه استخراج و تطبيق [[معارف]] عمیق [[قرآنی]] {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید؛ سوره نساء، آیه: ۸۳.</ref><ref>نک: تفسير مقاتل، ج ۱، ص ۳۹۳؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص ۱۸۴.</ref> می‌تواند ما را به این دیدگاه پای‌بند سازد.
#'''پیوند دستوری جامع:''' مجموعه راهبردهای [[حکومتی]] را از دین می‌توان برداشت کرد<ref>النظريات السياسية الاسلاميه، ص ۲۸.</ref>. [[قرآن کریم]]، این کتاب جامع [[هدایت]]<ref>نک: الفواتح الإلهيه، ج ۱، ص ۴۳۵؛ زبدة التفاسير، ج ۳، ص ۵۹۹.</ref> {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان  گواه آوریم و بر تو این کتاب  را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref> در بردارنده اصولی است که [[عقل‌ها]] بی‌نیاز از فراگیری آن نیستند<ref>نک: تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۳۷؛ المیزان، ج ۷، ص ۸۱-۸۲.</ref>. بازکاوی ماهیّت [[حکومت]] که [[کامل‌ترین]] راه دستیابی به اهداف دین است و تجلّی‌گاه [[ولایت]] که شرط کمال دین خوانده شده {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }}<ref>مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است؛ سوره مائده، آیه: ۳.</ref><ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۱۶۲؛ الکافی، ج ۱، ص ۱۹۸؛ نک: الدر المنثور، ج ۲، ص ۲۵۹.</ref> در کنار لحاظ دین که تشریعِ برآمده از [[فطرت]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه: ۳۰.</ref> و [[احیاگر]] [[معرفت]]<ref>نهج البلاغه شرح عبده، ج ۱، ص ۱۴.</ref> و اعمّ از هدایت‌های [[عقلانی]] و [[نقلی]] جریان پذیری آموزه‌های [[قرآنی]] بر متغیّرها و مدیریّت تغییر است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۰۳؛ الغيبه، ص ۱۳۳.</ref> و نقش محوری شخص [[حاکم]] به عنوان امتداد بخش خطّ [[رسالت]] در حوزه استخراج و تطبيق [[معارف]] عمیق [[قرآنی]] {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً}}<ref> و هنگامی که خبری از ایمنی یا بیم به ایشان برسد آن را فاش می‌کنند و اگر آن را به پیامبر یا پیشوایانشان باز می‌بردند کسانی از ایشان که آن را در می‌یافتند به آن پی می‌بردند و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر شما نمی‌بود (همه) جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید؛ سوره نساء، آیه: ۸۳.</ref><ref>نک: تفسير مقاتل، ج ۱، ص ۳۹۳؛ احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص ۱۸۴.</ref> می‌تواند ما را به این دیدگاه پای‌بند سازد.
*نگرش سکولاریسم، با استناد به خالی بودن دین از اصطلاحات [[حکومتی]]<ref>الاسلام و اصول الحكم، ص ۴۴-۴۵.</ref>، و عدم امکان اشتمال دین به عنوان امری ثابت و کلّی بر [[سیاست]] که متغيّر نسبی و جزئی است<ref>نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref>، یا ترتّب آفاتی چون ورود دین در بازی‌های [[سیاسی]]<ref>صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۸۲.</ref>، [[قلمرو دین]] را تنها در امور شخصی دانسته و دیدگاه اخیر را به نقد می‌کشد. این دیدگاه در پاسخ به [[شبهه]] انحصار [[رسالت]] به [[انذار]] {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}<ref>  آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸۴.</ref> یا سلب [[مسئولیّت]] [[حفاظت]] آن از [[پیامبر]] را<ref>الاسلام و اصول الحكم، ص ۱۴۷-۱۴۸، ۱۷۱.</ref> {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه:۸۰.</ref> در زمینه سلب [[مسئولیّت]] در قبال جلب اسباب خارج از [[اختیار]] می‌داند<ref>الميزان، ج ۵، ص ۵.</ref> افزون بر این، [[مسئولیّت]] [[انذار]] که از [[شئون]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] است، شروطی می‌خواهد که تنها در سایه [[حکومت]] دین شدنی است و اصطلاحات [[سیاسی]] بسیار [[قرآن]] نیز بر اساس مبانی [[سیاسی]] مترقّی این کتاب [[تفسیر]] می‌گردند.
*نگرش سکولاریسم، با استناد به خالی بودن دین از اصطلاحات [[حکومتی]]<ref>الاسلام و اصول الحكم، ص ۴۴-۴۵.</ref>، و عدم امکان اشتمال دین به عنوان امری ثابت و کلّی بر [[سیاست]] که متغيّر نسبی و جزئی است<ref>نهضت امام خمینی، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref>، یا ترتّب آفاتی چون ورود دین در بازی‌های [[سیاسی]]<ref>صحیفه نور، ج ۹، ص ۱۸۲.</ref>، [[قلمرو دین]] را تنها در امور شخصی دانسته و دیدگاه اخیر را به نقد می‌کشد. این دیدگاه در پاسخ به [[شبهه]] انحصار [[رسالت]] به [[انذار]] {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِينٌ}}<ref>  آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست؛ سوره اعراف، آیه: ۱۸۴.</ref> یا سلب [[مسئولیّت]] [[حفاظت]] آن از [[پیامبر]] را<ref>الاسلام و اصول الحكم، ص ۱۴۷-۱۴۸، ۱۷۱.</ref> {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم؛ سوره نساء، آیه:۸۰.</ref> در زمینه سلب [[مسئولیّت]] در قبال جلب اسباب خارج از [[اختیار]] می‌داند<ref>الميزان، ج ۵، ص ۵.</ref> افزون بر این، [[مسئولیّت]] [[انذار]] که از [[شئون]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] است، شروطی می‌خواهد که تنها در سایه [[حکومت]] دین شدنی است و اصطلاحات [[سیاسی]] بسیار [[قرآن]] نیز بر اساس مبانی [[سیاسی]] مترقّی این کتاب [[تفسیر]] می‌گردند.
*در مورد چالش [[ثبات]] دین و دگرگونی [[سیاست]] نیز با عطف عنان به [[سیاست]] متعالی و ارزش‌مدار و توجه به تمامی جوانب مادّی و [[معنوی]] در قانونگذاری، پذیرش [[عقل]] در [[حریم]] دین به عنوان یکی از منابع [[اجتهاد]] و [[استنباط]] [[احکام]] متغیّر از اصول ثابت، [[عنایت]] به رابطه علّی و معلولی [[احکام]] با [[مفاسد]] و [[مصالح]] واقعی و درجه‌بندی [[احکام]]، استعمال قواعد [[حاکم]] و ثانوی - مانند قاعده لاحرج و لاضرر - و اختیارات شخص [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]]<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص ۱۹۰-۱۹۵، «ختم نبوت».</ref> از [[حکومت دینی]] [[دفاع]] شده است. در ناسازگاری اهداف و دستورهای [[دینی]] با [[زعامت سیاسی]] دین نیز اشکالاتی یاد شده است، همچون استبدادی و محدودیّت‌زایی و تعصّب‌آفرین بودن [[احکام]]، تمرکز [[قدرت]] و عدم تفکیک قوا، عدم کنترل بر [[رهبری]] و عدم توجه به [[رأی]] [[اکثریت]] [[مردم]] و محدودیت در ابراز [[عقیده]] حتّى برای [[پیامبر]]{{صل}} {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref> ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش؛ سوره نساء، آیه: ۱۰۵.</ref>، اصل [[دینی]] زهدگرایی و [[گریز]] از [[دنیا]] و غیر انسانی بودن [[حکومت دینی]] به جهت احکامی مانند [[ولایت]]، تسليم، [[تبعیت]] و [[عبودیت]] که شخصیت و [[حقوق]] [[انسان]] را نادیده می‌گیرد<ref>ر.ک: از معرفت دینی تا حکومت دینی، ص ۱۰۲-۱۰۳.</ref> در پاسخ، این‌گونه اشکالات، برخاسته از بد فهمیدن دین و [[احکام]] و [[مصالح]] آنها و خلط [[ادیان]] با هم و اشتباه در تفسير [[سیاست]] یا [[حقوق]] [[انسان]] دانسته شده و گاه نیز مشکل از [[ناتوانی]] [[حکومت‌ها]] تلقی شده است که در [[مقام]] [[اجرا]] گاه مراد از [[حکومت دینی]]، [[حکومت]] [[حاکمان دینی]] است، بی‌آنکه [[تعالیم دینی]] در [[جامعه]] نهادینه شده باشند<ref>ر.ک: نظام الحكم فی الاسلام، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ نیز: حياة الامام الحسين{{ع}}، ج ۲، ص ۳۶۶-۳۶۷.</ref>
*در مورد چالش [[ثبات]] دین و دگرگونی [[سیاست]] نیز با عطف عنان به [[سیاست]] متعالی و ارزش‌مدار و توجه به تمامی جوانب مادّی و [[معنوی]] در قانونگذاری، پذیرش [[عقل]] در [[حریم]] دین به عنوان یکی از منابع [[اجتهاد]] و [[استنباط]] [[احکام]] متغیّر از اصول ثابت، [[عنایت]] به رابطه علّی و معلولی [[احکام]] با [[مفاسد]] و [[مصالح]] واقعی و درجه‌بندی [[احکام]]، استعمال قواعد [[حاکم]] و ثانوی - مانند قاعده لاحرج و لاضرر - و اختیارات شخص [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]]<ref>مجموعه آثار، ج ۳، ص ۱۹۰-۱۹۵، «ختم نبوت».</ref> از [[حکومت دینی]] [[دفاع]] شده است. در ناسازگاری اهداف و دستورهای [[دینی]] با [[زعامت سیاسی]] دین نیز اشکالاتی یاد شده است، همچون [[استبدادی]] و محدودیّت‌زایی و تعصّب‌آفرین بودن [[احکام]]، تمرکز [[قدرت]] و عدم تفکیک قوا، عدم کنترل بر [[رهبری]] و عدم توجه به [[رأی]] [[اکثریت]] [[مردم]] و محدودیت در ابراز [[عقیده]] حتّى برای [[پیامبر]]{{صل}} {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref> ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش؛ سوره نساء، آیه: ۱۰۵.</ref>، اصل [[دینی]] زهدگرایی و [[گریز]] از [[دنیا]] و غیر انسانی بودن [[حکومت دینی]] به جهت احکامی مانند [[ولایت]]، تسليم، [[تبعیت]] و [[عبودیت]] که شخصیت و [[حقوق]] [[انسان]] را نادیده می‌گیرد<ref>ر.ک: از معرفت دینی تا حکومت دینی، ص ۱۰۲-۱۰۳.</ref> در پاسخ، این‌گونه اشکالات، برخاسته از بد فهمیدن دین و [[احکام]] و [[مصالح]] آنها و خلط [[ادیان]] با هم و اشتباه در تفسير [[سیاست]] یا [[حقوق]] [[انسان]] دانسته شده و گاه نیز مشکل از [[ناتوانی]] [[حکومت‌ها]] تلقی شده است که در [[مقام]] [[اجرا]] گاه مراد از [[حکومت دینی]]، [[حکومت]] [[حاکمان دینی]] است، بی‌آنکه [[تعالیم دینی]] در [[جامعه]] نهادینه شده باشند<ref>ر.ک: نظام الحكم فی الاسلام، ص ۱۷۸-۱۷۹؛ نیز: حياة الامام الحسين{{ع}}، ج ۲، ص ۳۶۶-۳۶۷.</ref>


==رابطه [[عقل]] و دین==
==رابطه [[عقل]] و دین==
خط ۵۲: خط ۱۲۴:
*رویکرد عقل‌گرایی‌ [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>.
*رویکرد عقل‌گرایی‌ [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>.
*اما اوج قدرت‌نمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم می‌‌کند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] می‌‌انگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزاره‌های [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پی‌ریزی می‌‌نماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربه‌گرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتب‌های نسبی‌گرایی اخلاقی، فصل‌های مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref>
*اما اوج قدرت‌نمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم می‌‌کند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] می‌‌انگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزاره‌های [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پی‌ریزی می‌‌نماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربه‌گرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتب‌های نسبی‌گرایی اخلاقی، فصل‌های مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref>
==دین در فرهنگ مطهر==
دین [یک] سازمان وسیع [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی است<ref>حکمت‌ها و اندرزها، ص۱۷.</ref>. دین یعنی [[صراط مستقیم]] یعنی [[راه راست]] بشری<ref>جهاد، ص۵۴.</ref>. [به تعبیر دیگر]دین مجموعه‌ای است از دستورهایی که از [[ناحیه]] [[خدا]] یکی بعد از دیگری می‌آید. مثلاً [[نماز]] یک [[دستور]] است، [[روزه]] دستور دیگری است [[حج]]، [[زکات]] و [[خمس]] هر یک دستور دیگری است و هر یک از این [[دستورها]] نعمتی است برای ما به اعتبار اینکه آخرین دستور رسید، است. و مثل این است که آخرین جزء و آخرین خشت این ساختمان گذاشته شده است، به این اعتبار [[اتمام نعمت]] گفته‌اند<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ۲۵۰.</ref>. دین مشتمل است بر یک [[سلسله]] اصول و [[معتقدات]] که هر کس باید خودش مستقیماً [[تحقیق]] کند و واقعاً [[تشنه]] [[یاد گرفتن]] و تحقیق در آنها باشد و مسلّماً اگر کسی جویا و پویا باشد [[خداوند تعالی]] او را [[دستگیری]] و [[هدایت]] خواهد کرد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>«و راه‌های خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند می‌نماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> و مشتمل است بر یک سلسله دیگر تعلیمات اخلاقی و [[اجتماعی]] که مسلماً بر هر بشری لازم است آنها را فرا گیرد و نیز مشتمل است بر یک رشته دستورالعمل‌ها که [[آموختن]] و سؤال کردن آنها هم لازم است<ref>بیست گفتار، ص۲۷۶.</ref>. دین [[ایدئولوژی]] است که تکیه‌اش بر [[سرشت]] [[روحانی]] [[انسان]] یعنی بر شناساندن انسان است، بر [[آگاه کردن]] انسان به این سرشت و پرورش دادن این جنبه وجود انسان و برقرار کردن [[تعادل]] میان دو جنبه وجودی انسان؛ عِلْوی و سِفْلی است. عبادت‌ها، رازها، نیازها، خداشناسی‌ها، [[پرهیز]] کردن از [[گناهان]]، پرهیز کردن از [[دروغ]]، از [[خیانت]]، از [[ظلم و ستم]]، از [[غیبت]]، تمام اینها گذشته از جنبه‌های اجتماعی، یک جنبه [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارد، یعنی برای [[احیاء]] و زنده کردن همان جنبه انسانی است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۵۹.</ref>. ما دین را عبارت از [[قوانین]] [[تکامل]] اجتماعی می‌دانیم، یعنی همان‌طور که مثلاً [[علم]]، [[قوانین]] [[تکامل]] طبیعی را [[کشف]] کرد. دین، قوانین تکامل [[اجتماعی]] را که یک تکامل اکتسابی است از [[راه وحی]] بیان کرد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۳۳.</ref>.
[[دین در لغت]] به معنای [[جزا]]، [[اطاعت]] و [[انقیاد]]<ref>تاج العروس، ج ۱۸، ص ۲۱۵ و ۲۱۶، «دین».</ref> آمده است. [[اطاعت]] و [[پیروی]] را بدین جهت [[دین]] نامیده‌اند که [[اطاعت]] برای [[جزا]] و [[پاداش]] است<ref>مجمع البیان، ج ۱ - ۲، ص ۷۱۵.</ref>. نیز [[دین]] را به چیزی که [[معبود]] به واسطه آن [[اطاعت]] می‌‌شود، معنا کرده‌اند<ref>معجم الفروق اللّغویّه، ص ۲۹۹.</ref>. در [[شرع]]، [[دین]] عبارت است از چیزی که وضع آن [[الهی]] باشد و صاحبان [[خرد]] را به [[اختیار]] خود به سوی [[رستگاری]] در این [[دنیا]] و [[حسن عاقبت]] در [[آخرت]] [[هدایت]] کند و شامل [[عقاید]] و [[اعمال]] می‌‌شود<ref>کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۸۱۴.</ref>. در این مدخل از واژه‌های «[[دین]]»، «[[سبیل اللّه]]» و «[[صراط مستقیم]]» و [[سیاق]] بعضی از [[آیات]] استفاده شده است<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «دین».</ref> و حقیقت [[دین]] چیزی است از نوع [[معارف]] و [[معنویّت]]؛ این [[دستورها]] پوشش‌های دین است، یعنی به اصطلاح مقرّرات ظاهری است، پیکری است که [[روح]] این پیکر همان معارف و معنویّات است، مثل خود [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[امامت]]<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ص۲۵۰.</ref>.<ref> [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۷۳.</ref>


==[[احکام دین]]==
==[[احکام دین]]==
خط ۶۷: خط ۱۴۵:
==[[اعتصام به دین]]==
==[[اعتصام به دین]]==


==[[دین ستیزی]]==
==[[دین‌ستیزی]]==


==دین فرعون==
==دین فرعون==
خط ۱۴۱: خط ۲۱۹:


==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۳۱٬۴۸۹

ویرایش