←پانویس
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پانویس) |
||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
* ۲ / ۱۲ النوادر | * ۲ / ۱۲ النوادر | ||
* الفصل الثالث حوار النبي مع أهل خمسة أديان | * الفصل الثالث حوار النبي مع أهل خمسة أديان | ||
{{پایان}} | {{پایان فهرست اثر}} | ||
==الدليل التصنيفي== | ==الدليل التصنيفي== | ||
{{فهرست اثر}} | {{فهرست اثر}} | ||
* ۱۰:۱ الأديان والفرق | * ۱۰:۱ الأديان والفرق | ||
* ۱:۱۰:۱ الأديان | * ۱:۱۰:۱ الأديان | ||
| خط ۸۲: | خط ۷۹: | ||
*دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای [[طاعت]] و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک [[آیین]] و [[شریعت]] میشود، به آن دین گفته میشود<ref>مفردات، ص ۱۷۵، «دین».</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | *دین به معنای اصطلاحی آن "[[کیش]] و [[آیین]]" به معنای [[طاعت]] و فرمانبرداری گرفته شده<ref>مفردات، ص۱۷۵؛ لسان العرب، ج۱۳، ص۱۶۹، «دین».</ref> و به اعتبار [[انقیاد]] و تبعیتی که از یک [[آیین]] و [[شریعت]] میشود، به آن دین گفته میشود<ref>مفردات، ص ۱۷۵، «دین».</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | ||
*برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و [[انقیاد]] در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی [[طاعت]]، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم]] شدن در برابر یک [[فرمان]]، [[داوری]]، [[قانون]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، به آن معنای اصلی نزدیکاند، بنابراین، جزا، حساب، [[طاعت]]، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شدهاند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | *برخی واژه پژوهان [[قرآنی]] ریشه "د-ی-ن" را در اصل به معنای [[خضوع]] و [[انقیاد]] در برابر برنامه یا مقرراتی معین - نه هر طاعتی - دانسته و معتقدند که معانی [[طاعت]]، [[تعبد]]، محکوم و [[تسلیم]] شدن در برابر یک [[فرمان]]، [[داوری]]، [[قانون]]، [[کیفر]] و [[پاداش]]، به آن معنای اصلی نزدیکاند، بنابراین، جزا، حساب، [[طاعت]]، عادت و جز آن، مصادیق معنای یاد شدهاند<ref>التحقيق، ج۳، ص۲۶۹.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | ||
*ارتباط دین با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] [[مورد اتفاق]] نیست. عموم [[ | *ارتباط دین با مفاهیمی چون [[شریعت]] و [[ملت]] [[مورد اتفاق]] نیست. عموم [[صاحبنظران]]، دین را فراگیرتر از [[شریعت]] دانسته و براین باورند که "دین" بر [[اصول عقاید]]، [[احکام]] و [[اخلاق]] اطلاق میشود<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۷۱-۲۷۲؛ ج۲، ص۴.</ref>؛ ولی "[[شریعت]]" فقط به [[احکام عملی]] فرعی گفته میشود<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴؛ تفسیر مراغی، ج۶، ص۱۳۰؛ دائرةالمعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۶.</ref> بر همین اساس، [[اصول دین]] همه [[پیامبران]] برخلاف [[شریعت]] آنان یکی<ref>لسان العرب، ج۸، ص۱۷۶، «شرع».</ref> و [[نسخ]] ناپذیر است<ref>مفردات، ص۴۵۰، «شرع»؛ المیزان، ج۵، ص۳۵۰؛ الموسوعة الذهبية، ج۴۰، ص۵۹۸.</ref>؛ اما [[شریعت]] هر [[پیامبری]] در برخی از [[احکام]] با دیگری فرق دارد<ref>المیزان، ج۵، ص۳۵۰-۳۵۱؛ المنیر، ج۶، ص۲۱۸؛ نک: شریعت در آیینه معرفت، ص۱۱۸-۱۱۹.</ref> گروهی دیگر دین، [[شریعت]] و [[ملت]] را مترادف<ref>نک: نثر طوبی، ج۲، ص۴.</ref> و به معنای مجموعهای از اصول و [[فروع]] وحیانی و گاه دربرگیرنده [[تاریخ]] [[زندگی]] و [[سیره]] اولیای دین دانستهاند<ref>نک: قبض و بسط تئوریک شریعت، ص۴۳۹، ۴۴۱؛ گستره شریعت، ص۲۵.</ref> بر این اساس، تفاوت دین، [[شریعت]] و [[ملت]] فقط اعتباری است<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | ||
*مجموع آموزههای [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیستها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] میشود، دین، به جهت اینکه املاء و نوشته میشوند، [[ملت]] و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شدهاند، [[شریعت]] خوانده میشوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرةالمعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | *مجموع آموزههای [[اعتقادی]] و عملی "هست و نیستها و باید و نبایدها" به اعتبار اینکه از آنها [[پیروی]] میشود، دین، به جهت اینکه املاء و نوشته میشوند، [[ملت]] و از آنجا که برای [[انسان]] [[تشریع]] شدهاند، [[شریعت]] خوانده میشوند<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۱۸-۱۰؛ الموسوعة الذهبيه، ج۴۰، ص۵۹۶؛ دائرةالمعارف بستانی، ج۱۰، ص۴۳۵.</ref><ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | ||
*واژه دین در اصطلاح رشتههایی چون [[فلسفه]] دین، جامعهشناسی دین و روانشناسی دین در برابر noigiler به کار میرود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزهها [[مورد اتفاق]] نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهتهایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرشهایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمعاند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعهشناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دینپژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرشهای گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته میشود؛ به گونهای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، بتپرستی، [[پرستش]] اجرام آسمانی، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوعها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی حیوانات و اشیاء همگی به نام "دین" شناخته میشوند<ref>نک: دینشناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته میشود، نه امکان پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دستهبندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش میپردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | *واژه دین در اصطلاح رشتههایی چون [[فلسفه]] دین، جامعهشناسی دین و روانشناسی دین در برابر noigiler به کار میرود. تعریف اصطلاحی دین در این حوزهها [[مورد اتفاق]] نیست. انبوهی از تعاریف وجود دارند که به رغم مشابهتهایی چند، یافتن یک مخرج مشترک برای همه آنها، حتى ارائه فهرست ناقصی از آنها عملاً ناممکن است. تعاریف یاد شده نمایانگر نگرشهایی بسیار متفاوت و گاه غیر قابل جمعاند<ref>نک: فرهنگ و دین، ص۲۰۲-۲۰۳؛ جامعهشناسی دین، ص۲۶-۴۱؛ دینپژوهی، ج۱، (دفتر اول)، ص۸۴-۹۳.</ref> این وضعیت از یک سو زاییده نگرشهای گوناگون به دین و از سوی دیگر برخاسته از تنوع فراوان چیزی است که به نام دین شناخته میشود؛ به گونهای که از [[یکتاپرستی]] گرفته تا [[روح]] پرستی، بتپرستی، [[پرستش]] اجرام آسمانی، [[اعتقاد]] به [[رب]] النوعها و نیروهای جادویی و [[تقدیس]] برخی حیوانات و اشیاء همگی به نام "دین" شناخته میشوند<ref>نک: دینشناسی، ص۲۵.</ref> از آنجا که ارائه تعریفی فراگیر از آنچه به نام دین شناخته میشود، نه امکان پذیر است نه ضرورتی دارد، تنها به دستهبندی کلی تعاریف و بيان تعریف مورد نظر خویش میپردازیم<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ]]؛ ج۱۳، ص ۲۰۶- ۲۶۶.</ref>. | ||
| خط ۱۳۰: | خط ۱۲۷: | ||
==دین در فرهنگ مطهر== | ==دین در فرهنگ مطهر== | ||
دین [یک] سازمان وسیع [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۱۷.</ref>. دین یعنی [[صراط مستقیم]] یعنی [[راه راست]] بشری<ref>جهاد، ص۵۴.</ref>. [به تعبیر دیگر]دین مجموعهای است از دستورهایی که از [[ناحیه]] [[خدا]] یکی بعد از دیگری میآید. مثلاً [[نماز]] یک [[دستور]] است، [[روزه]] دستور دیگری است [[حج]]، [[زکات]] و [[خمس]] هر یک دستور دیگری است و هر یک از این [[دستورها]] نعمتی است برای ما به اعتبار اینکه آخرین دستور رسید، است. و مثل این است که آخرین جزء و آخرین خشت این ساختمان گذاشته شده است، به این اعتبار [[اتمام نعمت]] گفتهاند<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ۲۵۰.</ref>. دین مشتمل است بر یک [[سلسله]] اصول و [[معتقدات]] که هر کس باید خودش مستقیماً [[تحقیق]] کند و واقعاً [[تشنه]] [[یاد گرفتن]] و تحقیق در آنها باشد و مسلّماً اگر کسی جویا و پویا باشد [[خداوند تعالی]] او را [[دستگیری]] و [[هدایت]] خواهد کرد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>«و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> و مشتمل است بر یک سلسله دیگر تعلیمات اخلاقی و [[اجتماعی]] که مسلماً بر هر بشری لازم است آنها را فرا گیرد و نیز مشتمل است بر یک رشته دستورالعملها که [[آموختن]] و سؤال کردن آنها هم لازم است<ref>بیست گفتار، ص۲۷۶.</ref>. دین [[ایدئولوژی]] است که تکیهاش بر [[سرشت]] [[روحانی]] [[انسان]] یعنی بر شناساندن انسان است، بر [[آگاه کردن]] انسان به این سرشت و پرورش دادن این جنبه وجود انسان و برقرار کردن [[تعادل]] میان دو جنبه وجودی انسان؛ عِلْوی و سِفْلی است. عبادتها، رازها، نیازها، خداشناسیها، [[پرهیز]] کردن از [[گناهان]]، پرهیز کردن از [[دروغ]]، از [[خیانت]]، از [[ظلم و ستم]]، از [[غیبت]]، تمام اینها گذشته از جنبههای اجتماعی، یک جنبه [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارد، یعنی برای [[احیاء]] و زنده کردن همان جنبه انسانی است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۵۹.</ref>. ما دین را عبارت از [[قوانین]] [[تکامل]] اجتماعی میدانیم، یعنی همانطور که مثلاً [[علم]]، [[قوانین]] [[تکامل]] طبیعی را [[کشف]] کرد. دین، قوانین تکامل [[اجتماعی]] را که یک تکامل اکتسابی است از [[راه وحی]] بیان کرد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۳۳.</ref>. | دین [یک] سازمان وسیع [[فکری]]، [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی است<ref>حکمتها و اندرزها، ص۱۷.</ref>. دین یعنی [[صراط مستقیم]] یعنی [[راه راست]] بشری<ref>جهاد، ص۵۴.</ref>. [به تعبیر دیگر]دین مجموعهای است از دستورهایی که از [[ناحیه]] [[خدا]] یکی بعد از دیگری میآید. مثلاً [[نماز]] یک [[دستور]] است، [[روزه]] دستور دیگری است [[حج]]، [[زکات]] و [[خمس]] هر یک دستور دیگری است و هر یک از این [[دستورها]] نعمتی است برای ما به اعتبار اینکه آخرین دستور رسید، است. و مثل این است که آخرین جزء و آخرین خشت این ساختمان گذاشته شده است، به این اعتبار [[اتمام نعمت]] گفتهاند<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ۲۵۰.</ref>. دین مشتمل است بر یک [[سلسله]] اصول و [[معتقدات]] که هر کس باید خودش مستقیماً [[تحقیق]] کند و واقعاً [[تشنه]] [[یاد گرفتن]] و تحقیق در آنها باشد و مسلّماً اگر کسی جویا و پویا باشد [[خداوند تعالی]] او را [[دستگیری]] و [[هدایت]] خواهد کرد. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}<ref>«و راههای خویش را به آنان که در (راه) ما بکوشند مینماییم» سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref> و مشتمل است بر یک سلسله دیگر تعلیمات اخلاقی و [[اجتماعی]] که مسلماً بر هر بشری لازم است آنها را فرا گیرد و نیز مشتمل است بر یک رشته دستورالعملها که [[آموختن]] و سؤال کردن آنها هم لازم است<ref>بیست گفتار، ص۲۷۶.</ref>. دین [[ایدئولوژی]] است که تکیهاش بر [[سرشت]] [[روحانی]] [[انسان]] یعنی بر شناساندن انسان است، بر [[آگاه کردن]] انسان به این سرشت و پرورش دادن این جنبه وجود انسان و برقرار کردن [[تعادل]] میان دو جنبه وجودی انسان؛ عِلْوی و سِفْلی است. عبادتها، رازها، نیازها، خداشناسیها، [[پرهیز]] کردن از [[گناهان]]، پرهیز کردن از [[دروغ]]، از [[خیانت]]، از [[ظلم و ستم]]، از [[غیبت]]، تمام اینها گذشته از جنبههای اجتماعی، یک جنبه [[انسانی]] و [[تربیتی]] دارد، یعنی برای [[احیاء]] و زنده کردن همان جنبه انسانی است<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۵۹.</ref>. ما دین را عبارت از [[قوانین]] [[تکامل]] اجتماعی میدانیم، یعنی همانطور که مثلاً [[علم]]، [[قوانین]] [[تکامل]] طبیعی را [[کشف]] کرد. دین، قوانین تکامل [[اجتماعی]] را که یک تکامل اکتسابی است از [[راه وحی]] بیان کرد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۳۳.</ref>. | ||
[[دین در لغت]] به معنای [[جزا]]، [[اطاعت]] و [[انقیاد]]<ref>تاج العروس، ج ۱۸، ص ۲۱۵ و ۲۱۶، «دین».</ref> آمده است. [[اطاعت]] و [[پیروی]] را بدین جهت [[دین]] نامیدهاند که [[اطاعت]] برای [[جزا]] و [[پاداش]] است<ref>مجمع البیان، ج ۱ - ۲، ص ۷۱۵.</ref>. نیز [[دین]] را به چیزی که [[معبود]] به واسطه آن [[اطاعت]] میشود، معنا کردهاند<ref>معجم الفروق اللّغویّه، ص ۲۹۹.</ref>. در [[شرع]]، [[دین]] عبارت است از چیزی که وضع آن [[الهی]] باشد و صاحبان [[خرد]] را به [[اختیار]] خود به سوی [[رستگاری]] در این [[دنیا]] و [[حسن عاقبت]] در [[آخرت]] [[هدایت]] کند و شامل [[عقاید]] و [[اعمال]] میشود<ref>کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج ۱، ص ۸۱۴.</ref>. در این مدخل از واژههای «[[دین]]»، «[[سبیل اللّه]]» و «[[صراط مستقیم]]» و [[سیاق]] بعضی از [[آیات]] استفاده شده است<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «دین».</ref> و حقیقت [[دین]] چیزی است از نوع [[معارف]] و [[معنویّت]]؛ این [[دستورها]] پوششهای دین است، یعنی به اصطلاح مقرّرات ظاهری است، پیکری است که [[روح]] این پیکر همان معارف و معنویّات است، مثل خود [[توحید]]، [[نبوّت]] و [[امامت]]<ref>فلسفه تاریخ، ج۱، ص۲۵۰.</ref>.<ref> [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۳۷۳.</ref> | |||
==[[احکام دین]]== | ==[[احکام دین]]== | ||
| خط ۱۴۵: | خط ۱۴۵: | ||
==[[اعتصام به دین]]== | ==[[اعتصام به دین]]== | ||
==[[ | ==[[دینستیزی]]== | ||
==دین فرعون== | ==دین فرعون== | ||
| خط ۲۱۹: | خط ۲۱۹: | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{ | {{پانویس}} | ||