برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۲: |
خط ۲: |
|
| |
|
| == مقدمه == | | == مقدمه == |
| در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از [[صفات الهی]]، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش- یعنی [[خداوند تعالی]]- جدایی نمیپذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ۳/ ۱۳۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref> | | در اصطلاح [[علم کلام]]، مراد از صفات الهی، مفاهیمی است که [[قائم]] به خود نیستند و از موصوف خویش ـ یعنی [[خداوند تعالی]] ـ جدایی نمیپذیرند<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ۳/ ۱۳۷.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref> |
|
| |
|
| == [[اثبات]] صفات الهی == | | == [[اثبات]] صفات الهی == |
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
| === اثبات عقلی === | | === اثبات عقلی === |
| [[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است: | | [[برهان عقلی]] در این باره دارای دو مقدمه است: |
| # معلولات و [[مخلوقات]] را صفات کمالی- همانند [[علم]]، [[قدرت]] و [[حیات]]- است. | | # معلولات و [[مخلوقات]] را صفات کمالی ـ همانند [[علم]]، [[قدرت]] و [[حیات]] ـ است. |
| # میان علت و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در علت به صورتی کاملتر موجود باشند؛ زیرا فاقد شیء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که خداوند واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>. | | # میان علت و معلول، اصل سنخیت [[حاکم]] است. صفات معلولات باید در علت به صورتی کاملتر موجود باشند؛ زیرا فاقد شیء، معطی آن نیست. نتیجه دو مقدمه آن است که خداوند واجد این صفات به صورت اکمل است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref>. |
|
| |
|
| خط ۱۹: |
خط ۱۹: |
| نتیجه آنکه صفات خداوند نامحدودند<ref>قلمرو دین، ۵۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref> | | نتیجه آنکه صفات خداوند نامحدودند<ref>قلمرو دین، ۵۲.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۰.</ref> |
|
| |
|
| == جایگاه مبحث صفات الهی == | | == توحید در صفات == |
| [[خداشناسی]] محور تعالیم [[اسلامی]] است و در آن سه مبحث کلی از اهمیتی ویژه برخوردار است: [[اثبات وجود خدا]]؛ [[اثبات]] [[وحدانیت خدا]]؛ اثبات [[صفات الهی]]. مبحث سوم، از گستره فراختری برخوردار است<ref>[[دائرة المعارف بزرگ اسلامی]]، ۱۰/ ۷۵.</ref>. درباره صفات الهی سه دیدگاه مطرح است: تشبیه؛ تعطیل؛ [[تنزیه]]. دیدگاه نخست، صفات الهی را به معنای ظاهر حمل میکند و [[تفسیر]] و [[تأویل]] را برنمیتابد. دیدگاه دوم [[عقل]] را از [[شناخت]] [[اوصاف الهی]] یکسره [[ناتوان]] میشمارد. بنابر این دیدگاه، عقل را نمیرسد که به [[معرفت]] اوصاف [[خداوند]] راه یابد و در این [[مقام]] [[جولان]] دهد. دیدگاه متکلمان امامیه، تنزیه است. بنابر این دیدگاه، خداوند [[انسان]] را از [[نعمت]] عقل بهرهمند ساخته و چنین نیست که دست این نعمت خدادادی در شناخت صفات الهی به کلی کوتاه باشد. برای [[صفات خدا]] باید معنایی فراتر از ظاهر در نظر گرفت و مفهومی عقلپذیر به [[اندیشه]] درآورد و این نظریه را کتاب و سنت معصومین{{ع}} [[تأیید]] کردهاند<ref>محاضرات فی الالهیات، ۱۰۰ و ۱۰۱.</ref>. در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "[[عقلها]] را از حدود صفات خود [[آگاه]] نساخته و از معرفت خود [[محروم]] نگردانیده است"<ref>نهجالبلاغه، خ ۲۹۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>
| |
| | |
| == توقیفی بودن صفات و [[اسماء الهی]] ==
| |
| در جواز اطلاق صفات و اسمائی که [[شارع]] بر آنها [[اذن]] داده است، خلافی نیست و نیز در جایز نبودن اطلاق صفات و اسمائی که منع شارع بر آنها موجود است. [[اختلاف]] در صفات و اسمائی است که از سوی شارع نه منعی آشکار دارند و نه جواز. گروهی در این باره به توقیفی نبودن صفات و اسماء [[حکم]] کردهاند به شرط آنکه معنای مورد نظر، موهوم نباشد و برای ذات باری محالی پیش نیاورد. گروهی دیگر، صفات و اسماء را توقیفی دانسته و معتقدند که خداوند را تنها به صفات و اسمائی میتوان خواند که خود خوانده است یا [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}. اینان بر ادعای خویش به [[احادیث]] [[معصومین]]{{ع}} استناد جسته و آن را مذهبی [[امامیه]] در این موضوع میشمارند<ref>اوائل المقالات، ۱۹ و ۲۰.</ref>. گروه سوم، میان صفات و اسماء فرق نهادهاند و اسماء را توقیفی و صفات را غیرتوقیفی شمردهاند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۱.</ref>.
| |
| | |
| == [[توحید در صفات]] ==
| |
| {{اصلی|توحید صفاتی}} | | {{اصلی|توحید صفاتی}} |
| مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. خداوند را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع میکند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به ذات خداوند اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن [[متحد]] گردد. عقل [[انسانی]]، مفاهیم را تنها به ذات بسیط خداوند نسبت میدهد. بدینسان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که [[صفات الهی]] چیزی جز ذات الهی نیستند<ref>خداشناسی، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref> | | مراد [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] از اصطلاح توحید صفاتی آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند. خداوند را ذاتی است بسیط؛ ولی [[عقل]] ما از آن، مفاهیمی متعدد انتزاع میکند. منشأ این انتزاع جز ذات بسیط [[الهی]] نیست و صفت، چیزی دیگر نیست که به ذات خداوند اتصال یابد یا اضافه شود یا با آن [[متحد]] گردد. عقل [[انسانی]]، مفاهیم را تنها به ذات بسیط خداوند نسبت میدهد. بدینسان، مراد از [[توحید صفاتی]]، این است که صفات الهی چیزی جز ذات الهی نیستند<ref>خداشناسی، ۱۲۳- ۱۲۱.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref> |
|
| |
|
| == تقسیمات صفات الهی == | | == تقسیمات صفات الهی == |