عقل مسموع: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{ولایت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = عقل
| موضوع مرتبط = عقل
| عنوان مدخل  = [[عقل مسموع]]
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[عقل مسموع در قرآن]] - [[عقل مسموع در حدیث]] - [[عقل مسموع در اخلاق اسلامی]] - [[عقل مسموع در عرفان اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[عقل مسموع در اخلاق اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = عقل مسموع (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
* [[فهم]] و [[درک]] [[انسان]] از حقایق که نتیجه کاربرد [[عقل]] طبیعی است و خود [[عقل]] اکتسابی نام دارد. [[عقل]] اکتسابی در زبان [[روایات]] [[عقل مسموع]] نامیده شده است<ref>حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة، ص۱۹۶.</ref>.
فهم و [[درک]] [[انسان]] از [[حقایق]] که نتیجه کاربرد [[عقل]] طبیعی است و خود عقل اکتسابی نام دارد. عقل اکتسابی در زبان [[روایات]] [[عقل مسموع]] نامیده شده است<ref>حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة، ص۱۹۶.</ref>.
* [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در [[کلامی]] موزون، [[عقل]] طبیعی را به چشم و [[عقل]] [[تجربی]] را به [[نور]] [[خورشید]] [[تشبیه]] کرده است. می‌فرماید: "من [[عقل]] را بر دو گونه یافتم [[عقل]] طبیعی و [[عقل]] شنیدنی [[عقل]] شنیدنی نفعی ندارد اگر [[عقل]] طبیعی نباشد چنان که [[نور]] [[خورشید]] نفعی ندارد اگر [[نور]] دیده بسته باشد"<ref>حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة ص۱۹۵.</ref>
 
* طبق این [[کلام]] [[شریف]]، [[درک]] حقایق همانند دیدن اشیای خارجی است، همان طور که دیدن اشیا از طرفی منوط به [[بینایی]] و از طرفی منوط به [[نور]] [[خورشید]] است، [[درک]] حقایق نیز از طرفی محتاج تجربه و از طرفی منوط به [[قوه]] مدركه [[انسان]] است و همان طور که [[نور]] [[خورشید]] نمی‌تواند [[نابینایی]] [[انسان]] را جبران کند و به [[تنهایی]] دیدن اشیا را باعث شود، [[آموزش]] و کسب تجربه هرچند پیوسته و [[قوی]] نمی‌تواند کمبود [[درک]] و [[فهم]] [[انسان]] را جبران کند.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[کلامی]] موزون، عقل طبیعی را به چشم و عقل تجربی را به [[نور]] [[خورشید]] تشبیه کرده است. می‌فرماید: "من عقل را بر دو گونه یافتم عقل طبیعی و عقل شنیدنی عقل شنیدنی نفعی ندارد اگر عقل طبیعی نباشد چنان که نور خورشید نفعی ندارد اگر نور دیده بسته باشد"<ref>حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة ص۱۹۵.</ref>.
* در روایتی از [[رسول خدا]] {{صل}} آمده است: "هیچ کس چیزی بهتر از [[عقل]] به دست نیاورده که او را به خوبی [[هدایت]] می‌کند و از [[گمراهی]] برمی گرداند"<ref>{{متن حدیث|ما کسب احد شيئا افضل من عقل يهديه إلي هدي او يرده عن ردي}}؛ راغب اصفهانی، مفردات، ۳۴۲ ماده عقل.</ref>.
 
* منظور از [[عقل]] در این [[حدیث شریف]] [[عقل]] اکتسابی است.
طبق این [[کلام]] [[شریف]]، درک حقایق همانند دیدن اشیای خارجی است، همان طور که دیدن اشیا از طرفی منوط به [[بینایی]] و از طرفی منوط به نور خورشید است، درک حقایق نیز از طرفی محتاج [[تجربه]] و از طرفی منوط به قوه مدركه انسان است و همان طور که نور خورشید نمی‌تواند نابینایی [[انسان]] را جبران کند و به تنهایی دیدن اشیا را باعث شود، [[آموزش]] و کسب تجربه هرچند پیوسته و قوی نمی‌تواند کمبود درک و فهم انسان را جبران کند.
* در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ می‌کند که جز فراخواندن و آوایی نمی‌شنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این رو خرد نمی‌ورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>. برخی [[مفسران]] به صراحت نوشته‌اند که منظور از [[عقل]] در این [[آیه]]، [[عقل]] اکتسابی است<ref>محمد بن عمر رازی، تفسیر کبیر، ج۵، ص۹؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط، ج۱، ص۶۵۸.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی، ج۱]]، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
 
در روایتی از [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است: "هیچ کس چیزی بهتر از عقل به دست نیاورده که او را به خوبی [[هدایت]] می‌کند و از [[گمراهی]] برمی گرداند"<ref>{{متن حدیث|ما کسب احد شيئا افضل من عقل يهديه إلي هدي او يرده عن ردي}}؛ راغب اصفهانی، مفردات، ۳۴۲ ماده عقل.</ref>. منظور از عقل در این [[حدیث شریف]] عقل اکتسابی است.
 
در [[تفسیر]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ می‌کند که جز فراخواندن و آوایی نمی‌شنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این‌رو خرد نمی‌ورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.</ref>. برخی [[مفسران]] به صراحت نوشته‌اند که منظور از عقل در این [[آیه]]، عقل اکتسابی است<ref>محمد بن عمر رازی، تفسیر کبیر، ج۵، ص۹؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط، ج۱، ص۶۵۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی ج۱]]، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']]
# [[پرونده:1100246.jpg|22px]] [[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|'''اخلاق الاهی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۲۳: خط ۲۵:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده: عقل]]
[[رده:عقل]]
[[رده: عقل مسموع]]

نسخهٔ ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۰۱

مقدمه

فهم و درک انسان از حقایق که نتیجه کاربرد عقل طبیعی است و خود عقل اکتسابی نام دارد. عقل اکتسابی در زبان روایات عقل مسموع نامیده شده است[۱].

امیرالمؤمنین(ع) در کلامی موزون، عقل طبیعی را به چشم و عقل تجربی را به نور خورشید تشبیه کرده است. می‌فرماید: "من عقل را بر دو گونه یافتم عقل طبیعی و عقل شنیدنی عقل شنیدنی نفعی ندارد اگر عقل طبیعی نباشد چنان که نور خورشید نفعی ندارد اگر نور دیده بسته باشد"[۲].

طبق این کلام شریف، درک حقایق همانند دیدن اشیای خارجی است، همان طور که دیدن اشیا از طرفی منوط به بینایی و از طرفی منوط به نور خورشید است، درک حقایق نیز از طرفی محتاج تجربه و از طرفی منوط به قوه مدركه انسان است و همان طور که نور خورشید نمی‌تواند نابینایی انسان را جبران کند و به تنهایی دیدن اشیا را باعث شود، آموزش و کسب تجربه هرچند پیوسته و قوی نمی‌تواند کمبود درک و فهم انسان را جبران کند.

در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: "هیچ کس چیزی بهتر از عقل به دست نیاورده که او را به خوبی هدایت می‌کند و از گمراهی برمی گرداند"[۳]. منظور از عقل در این حدیث شریف عقل اکتسابی است.

در تفسیر آیه شریفه: ﴿وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ[۴]. برخی مفسران به صراحت نوشته‌اند که منظور از عقل در این آیه، عقل اکتسابی است[۵].[۶]

منابع

پانویس

  1. حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة، ص۱۹۶.
  2. حسن بن على سقاف، مصحیح شرح العقیدة الطحاویة ص۱۹۵.
  3. «ما کسب احد شيئا افضل من عقل يهديه إلي هدي او يرده عن ردي»؛ راغب اصفهانی، مفردات، ۳۴۲ ماده عقل.
  4. «و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ می‌کند که جز فراخواندن و آوایی نمی‌شنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این‌رو خرد نمی‌ورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۱.
  5. محمد بن عمر رازی، تفسیر کبیر، ج۵، ص۹؛ ابوحیان اندلسی، البحر المحیط، ج۱، ص۶۵۸.
  6. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.