پرش به محتوا

اهل الذکر: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۰۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۶۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = ذکر
| عنوان مدخل  =
| مداخل مرتبط = [[اهل الذکر در قرآن]] - [[اهل الذکر در حدیث]]
| پرسش مرتبط  =
}}


أهل‌الذکر: اهل اطلاع و یادآوری، امامان معصوم(علیهم السلام)
'''اهل‌ الذکر''' واژه‌ای برگرفته از [[آیه ۴۳ سوره نحل]] و [[آیه ۷ سوره انبیاء]] به معنای کسانی است که اهل علم بوده و مسائلی را که دیگران ناآگاهند، ایشان می‌دانند. در این دو آیه بر [[لزوم]] مراجعه به [[اهل ذکر]] تاکید شده است که امری [[عقلانی]] نیز هست. معنا و مصداق آیه عام است اما مهمترین مصداقی که در [[روایات]] برای اهل الذکر مطرح شده [[اهل بیت]] {{ع}} هستند.
اهل‌الذکر ترکیبی اضافی و مرکب از «اهل» و «ذکر» است. واژه أهل به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، خاندان، خویشان، عیال و فرزندان، ملت و امت و ... آمده است[۲۰] که قدر جامع همه آنها تعلق، سنخیت، أنس و الفت داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است. البته هرچه تعلق چیزی به چیزی بیشتر باشد اختصاص بدان شدیدتر است و هر چه اختصاص شدیدتر باشد صدق عنوان «اهلیت» قوی‌تر خواهد بود.[۲۱]
واژه «ذکر» در اصل خلاف نسیان[۲۲] و به معنای یادآوری است.[۲۳] برخی گفته‌اند: ذکر* گاهی به معنای‌هیئت نفسانی است که انسان به وسیله آن می‌تواند معارفی را که کسب کرده نگهداری کند. در این صورت ذکر مانند حفظ است، جز آنکه به اعتبار احراز آن معارف «حفظ» و به اعتبار استحضار آنها «ذکر» گفته می‌شود.[۲۴] به گفته برخی در قرآن ذکر‌بالغ بر ۲۰ معنا از جمله: قرآن (انبیاء/۲۱،۵۰‌؛‌طه/۲۰، ۱۲۴)، پیامبر (طلاق/۶۵‌، ۱۰ ـ ۱۱) و تورات (انبیاء/۲۱۱، ۱۰۵) دارد.[۲۵] گفتنی است که قرآن و کتب آسمانی را از آن رو که مواعظ و علوم آخرت را می‌آموزند ذکر گویند[۲۶]، چنان‌که ذکر بودن پیامبر به اعتبار بشارتی است که کتب آسمانی پیشین به رسالت ایشان داده‌اند[۲۷]، بنابراین اهل الذکر کسانی هستند که با یادآوری و یاد دادن، سنخیت و برای آن لیاقت و شایستگی خاص داشته باشند.
ترکیب أهل الذکر در قرآن تنها دوبار و به یک مضمون به کار رفته است: «وما اَرسَلنا مِن قَبلِک اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم فَسـَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کنتُم لا تَعلَمون» (نحل/۱۶،۴۳)، «و ما اَرسَلنا قَبلَک اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم فَسـَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کنتُم لا تَعلَمون» .(انبیاء/۲۱،۷)


تبیین أهل‌الذکر:
== معنا‌شناسی ==
برای تبیین أهل الذکر گذشته از بررسی دو واژه اهل و ذکر که پیش‌تر بیان شد لازم است مضمون و سیاق آیات مشتمل بر این ترکیب و شأن نزول آنها نیز بررسی شود. مضمون هر دو آیه و نیز آیه ۸ انبیاء/۲۱ برای تثبیت و تاکید‌این حقیقت است که پیامبران و فرستادگان الهی از نوع بشر و رجال اِنسی بوده‌اند: «... اِلاّ رِجالاً نوحی اِلَیهِم...» . آنان پیکری نبوده‌اند که غذا نخورند و آنها کسانی نبوده‌اند که دارای عمری جاویدان باشند: «و ما جَعَلنـهُم جَسَدًا لا یأکلونَ الطَّعامَ و ما کانوا خــلِدین» . (انبیاء/۲۱،۸) در شأن نزول آیات اهل‌الذکر نیز آمده است که چون مشرکان چنین می‌پنداشتند که فرستاده خداوند فقط باید فرشته باشد، با نزول آیات مذکور این پندار باطل گردیده است[۲۸]، چنان‌که در برخی آیات دیگر نیز قرآن شگفتی بی‌مورد مشرکان را از اینکه رسول خدا دارای ویژگیهای انسانهای عادی است و مانند آنها غذا می‌خورد و در کوی و برزن راه می‌رود نقل کرده: «قالوا مالِ هـذا الرَّسولِ یأکلُ الطَّعامَ و یمشی فِی‌الاَسواقِ» (فرقان/۲۵،۷) و همه پیامبران الهی را دارای خصوصیات مزبور دانسته است: «ما اَرسَلنا قَبلَک مِنَ المُرسَلینَ اِلاّ اِنَّهُم لَیأکلونَ الطَّعامَ ویمشونَ فِی‌الاَسواقِ» . (فرقان/۲۵،۲۰)  خداوند برای وادار کردن مشرکان به پذیرش واقعیت یاد شده به آنان فرمود: خود اگر نمی‌دانید از اهل الذکر بپرسید: «فَسـَلوا اَهلَ الذِّکرِ اِن کنتُم لا تَعلَمون» . با توجه به سیاق آیات قبل و بعد و شأن نزول آنها روشن می‌شود که مراد از اهل الذکر اهل علم و خبرگان‌اند[۲۹]؛ کسانی که بیشترین اختصاص، تعلق و سنخیت را با ذکر (حفظ، یاد دادن، قرآن، تورات، کتب آسمانی، پیامبر و...) دارند و مراجعه به آنها می‌تواند مضمون و محتوای آیات مورد بحث یعنی بشر بودن پیامبران را تبیین و تأیید کند، براین اساس امر به سؤال از اهل الذکر در آیه، ارشاد به این اصل عام عقلایی است که رجوع جاهل به اهل خبره لازم است و در بردارنده حکم تعبدی نیست[۳۰ازاین‌رو به برخی از اصولیانی که برای حجیت خبر واحد به آیه اهل الذکر تمسک کرده‌اند چنین اشکال شده که اگر آیه دلالتی بر حجیت خبر واحد و وجوب تعبد به آن داشته باشد، خبر واحدی را حجت می‌داند که راوی آن اهل علم و آگاه به مورد سؤال باشد؛ نه کسانی که صرفا چیزی را شنیده و آن را نقل می‌کنند، بنابراین، آیه به تقلید عامی از عالم اشاره دارد، چنان‌که اصولیان برای وجوب تقلید بر عامی به آن استدلال کرده‌اند.[۳۱]
اهل‌ الذکر ترکیبی اضافی و مرکب از "[[اهل]]" و "ذکر" است.
با توجه به آنچه گذشت معنای اهل‌الذکر عام و فراگیر است و اقوال دیگری که در این زمینه ارائه شده می‌تواند از باب تبیین مصادیق گوناگون آن باشد؛ از جمله: ۱. مراد از اهل الذکر اهل کتب آسمانی پیشین از علمای یهود و نصارا[۳۲] و مقصود از سؤال، پرسش از نشانیهای نبوت است که در کتابهای ایشان وجود دارد. این نظر از کسانی است که در تفسیر آیه به خصوصِ سیاق آیات و شأن نزول آنها توجه کرده‌اند.
=== اهل ===
۲. مراد از اهل الذکر اهل علم به اخبار گذشتگان و آگاه به احوال امتهای پیشین است.[۳۳]
واژه [[أهل]] به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، [[خاندان]]، [[خویشان]عیال و [[فرزندان]]، [[ملت]] و [[امت]] و... آمده است<ref>فیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ج۲ ص۲۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳‌، ۸۵‌.</ref>. اهل الرجل یعنی کسانی که در [[خانه]] آن [[مرد]] [[زندگی]] می‌‌کنند. سپس به طور مجاز کسانی را که منسوب به یک مرد هستند، اهل بیت آن مرد می‌گویند<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ج۱ ص۹۶.</ref>. [[قدر]] جامع تمام تعریف‌ها، تعلق، سنخیت، أنس و [[الفت]] داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است. البته هرچه تعلق چیزی به چیزی بیشتر باشد اختصاص بدان شدیدتر است و هر چه اختصاص شدیدتر باشد [[صدق]] عنوان "اهلیت" قوی‌تر خواهد بود<ref>التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».</ref>.
۳. أهل الذکر امامان معصوم(علیهم السلام) هستند. این قول با توجه به روایات وارد در این زمینه از جمله دو روایت صحیحه[۳۴] مطرح شده است. روایات مزبور دو دسته است:
الف. روایاتی که با لسان اثبات، اهل الذکر را منحصر در ائمه می‌داند؛ از جمله روایت امام باقر(علیه السلام) که فرمود: [تنها] ما اهل‌الذکر هستیم.[۳۵] مراد این دسته از روایات را می‌توان بیان روشن‌ترین مصداق اهل‌الذکر، یعنی امامان معصوم(علیهم السلام)دانست.[۳۶]
ب. روایاتی که مضمون حصر را به صورت نفی از دیگران بیان کرده، می‌گوید: اهل الذکر جز ما کسی نیست.[۳۷] این دسته از روایات را می‌توان ناظر به نفی‌انحصار اهل الذکر در عالمان اهل کتاب دانست  که سؤال کننده به آن معتقد بوده است.[۳۸]
برخی در توضیح مضمون روایات یاد شده گفته‌اند: مقصود ائمه از اینکه گفته‌اند: اهل‌الذکر ما هستیم، این نیست که مفهوم ظاهر آیه چنین است، زیرا کافران اهل مکه ممکن نبود از ائمه چیزی بپرسند و بر فرض پرسش هم کلام ایشان را حجت ندانسته، باور نمی‌کردند، چنان که کلام خود رسول خدا را نمی‌پذیرفتند، بنابراین مراد تشبیه و تمثیل است؛ یعنی اینکه هر چیز را باید از اهلش پرسید و همان گونه که بشر بودن پیامبران پیشین را باید از عالمان امت آن پیامبران پرسید، تفسیر و احکام اسلام را نیز باید از امام معصوم(علیه السلام)پرسید.[۳۹]
برخی درباره آیه اهل الذکر بر این باورند که با قطع نظر از مورد آیه و با توجه به این اصل که مورد مخصص نیست آیه به حسب ظاهر از حیث سؤال کننده و سؤال شونده و چیزی که درباره آن سؤال می‌شود عام است. برپایه این نظر سائل هرکسی است که ناآگاه به چیزی از معارف حقیقی و مسائل مکلفان باشد و مورد سؤال همه معارف و مسائلی است که ممکن است کسی به آن جاهل باشد؛ امّا مسئول گرچه به لحاظ مفهوم عام است؛ ولی از نظر مصداق ویژه اهل‌بیت پیامبر است؛ خواه مراد از ذکر پیامبر باشد؛ مانند: «قَد اَنزَلَ اللّهُ اِلَیکم ذِکرا * رَسولاً» (طلاق/۶۵‌،۱۰ ـ ۱۱) یا قرآن؛ مانند: «هـذا ذِکرٌ مُبارَک اَنزَلنـهُ» (انبیاء/۲۱، ۵۰)، زیرا آنان خاندان پیامبر و همسنگ با قرآن‌اند، چنان که پیامبر(صلی الله علیه وآله) در حدیث متواتر ثقلین اهل* بیت را قرین قرآن دانسته، مردم را به تمسک به این دو فرا‌خوانده است. دلیل بر اینکه کلام ائمه(علیهم السلام) در روایات یاد شده با قطع نظر از مورد آیه است اینکه‌آنان متعرض چیزی از خصوصیات مورد آیه نشده‌اند.[۴۰]


واژه اهل به هر آنچه که اضافه شود، تمامی افرادی که در آن [[مشارکت]] دارد را شامل می‌‌شود از همین رو در [[قرآن کریم]] اهل به کلمات مختلفی اضافه شده است که همین مشارکت را می‌‌رساند؛ به عنوان مثال: "اهل الانجیل"، "اهل هذه القریه" و "[[اهل التقوی]]". یعنی کسانی که [[انجیل]] را قبول دارند یا کسانی که در یک روستا زندگی می‌کنند یا کسانی که [[تقوا]] دارند<ref>قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۳۵.</ref>. اهل الذکر بر کسانی که در مسأله [[ذکر]] با یکدیگر اشتراک دارند اطلاق می‌‌شود<ref>ر.ک: [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]]؛ [[محسن اصغرپور قراملکی|اصغرپور قراملکی، محسن]]، [[اهل الذکر - اصغرپور قراملکی (مقاله)|مقاله «اهل الذکر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۱۳۰ - ۱۳۳.</ref>.


[۲۰]. بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳‌، ۸۵‌.
=== ذکر ===
[۲۱]. التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».
ذکر در لغت به معنای [[حفظ]] و یادآوری چیزی و خلاف نسیان] است<ref>مقاییس اللغه، ج‌۲، ص‌۳۵۸؛ لسان العرب، ج‌۵‌، ص‌۴۹، «ذکر».</ref> و گاهی به حضور شئ در [[قلب]] و همچنین به قول نیز اطلاق می‌‌شود<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۳۲۸؛ فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، ج۵، ص۳۴۶.</ref>. برخی گفته‌اند: ذکر گاهی به معنای‌ هیئت نفسانی است که [[انسان]] به وسیله آن می‌تواند معارفی را که کسب کرده نگهداری کند. در این صورت ذکر مانند [[حفظ]] است، جز آنکه به اعتبار احراز آن معارف "[[حفظ]]" و به اعتبار استحضار آنها "ذکر" گفته می‌شود<ref>مفردات، ص‌۳۲۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص‌۹، «ذکر».</ref>.
[۲۲]. مقاییس اللغه، ج‌۲، ص‌۳۵۸؛ لسان العرب، ج‌۵‌، ص‌۴۹، «ذکر».
 
[۲۳]. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
بنابراین مراد از "اهل الذکر" کسانی هستند که اهل حفظ و علم بوده و مسائلی را که دیگران ناآگاهند، ایشان می‌دانند<ref>ر.ک: [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]]؛ [[محسن اصغرپور قراملکی|اصغرپور قراملکی، محسن]]، [[اهل الذکر - اصغرپور قراملکی (مقاله)|مقاله «اهل الذکر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵]]، ص ۱۳۰ - ۱۳۳.</ref>.
[۲۴]. مفردات، ص‌۳۲۸؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص‌۹، «ذکر».
 
[۲۵]. مفردات، ص‌۳۲۸‌ـ‌۳۲۹؛ بصائر ذوی التمییز، ج‌۳، ص‌۹، ۱۶.
== آیه اهل الذکر ==
[۲۶]. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۵.
{{اصلی| آیه اهل الذکر}}
[۲۷]. مفردات، ص‌۳۲۸.
[[خداوند متعال]] در دو [[آیه]] [[آیه ۴۳ سوره نحل]] و [[آیه ۷ سوره انبیاء]] [[لزوم]] مراجعه به [[اهل ذکر]] را بیان کرده است. این دو آیه که به "آیه اهل الذکر" یا "آیه سوال" معروف هستند<ref>آخوند خراسانی، محمد کاظم، کفایة الاصول، ص۳۰۰.</ref>، همگان را به لزوم [[پرسش‌گری]] از اهل خبره در مسائلی که [[علم]] ندارند فرا می‌خواند. رجوع به آگاهان و دانایان در هرمسأله‌ای، امری [[عقلانی]] و طبیعی است و رجوع [[جاهل]] به عالم مبنای ارتباطات بشری است. [[علامه طباطبایی]] می‌گوید: [[آیه]] اشاره به یك اصل عمومی عقلایی است كه [[جاهل]] به اهل خبره مراجعه می‌كند<ref>المیزان، ج ۱۲ ص ۲۷۵</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۲.</ref>
[۲۸]. روض الجنان، ج‌۱۲، ص‌۴۲.
 
[۲۹]. انوار الاصول، ج‌۳، ص‌۶۶۶‌.
== اهل‌الذکر کدامند؟ ==
[۳۰]. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۵۹.
{{اصلی|مصداق‌شناسی اهل‌الذکر}}
[۳۱]. فرائدالاصول، ج‌۱، ص‌۱۸۱‌ـ‌۱۸۲.
بر اساس نظر [[مفسران]] با توجه به سیاق این [[آیه]]، منظور از اهل ذکر، اهل علم و خبرگان هستند؛ کسانی که بیشترین تعلق و سنخیت را با [[ذکر]] ([[قرآن]]، [[کتب آسمانی]] و...) دارند و در [[آیات]] مورد بحث، اهل ذکر، علمای [[یهود]] و [[نصاری]]<ref>ابوحیان، البحر المحیط، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۵۳۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۲۵۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref> یا [[عالمان]] به [[اخبار]] گذشتگان و آگاهان به احوال امت‌های پیشین هستند<ref>طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۵۵۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۲۵۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>. مقصود از [[سؤال]] نیز [[پرسش]] از نشانه‌های [[نبوت]] است که در کتاب‌هایشان وجود دارد<ref>اصغرپور قراملکی، «اهل‌الذکر»، ص۱۳۲.</ref>. با این حال مفسران مفهوم [[اهل‌الذکر]] را عام گرفته و مصادیق دیگری برای آن ذکر کرده‌اند. در میان [[مفسران شیعه]] و [[سنی]] دو دیدگاه درباره مصداق اهل ذکر مطرح است:
[۳۲]. البحرالمحیط، ج‌۶‌، ص‌۵۳۳‌؛ المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۵۸.
 
[۳۳]. البحرالمحیط، ج‌۷، ص‌۴۱۱؛ روح المعانی، مج‌۸‌، ج‌۱۴، ص‌۲۱۸؛ مجمع البیان، ج‌۶‌، ص‌۵۵۷‌.
=== [[اهل‌بیت]] ===
[۳۴]. فرائد الاصول، ج ۱، ص‌۱۸۱.
مفسران شیعه با استناد به [[روایات]] متعددی<ref>کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۰-۲۱۱ و ج۱، ص۳۰۳؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۳، ص۱۷۲.</ref> مصداق بارز و کامل اهل ذکر را [[اهل‌بیت]]{{ع}} دانسته‌اند<ref>حویزی، نورالثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۵؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>. در تفاسیری از [[اهل‌سنت]] نیز با [[تکیه]] بر روایاتی، منظور از اهل‌الذکر،[[ محمد]]{{صل}}، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} معرفی شده‌اند؛ کسانی که اهل علم و [[معدن]] [[تأویل]] و [[تنزیل]] هستند<ref>حسکانی، شواهد التنزیل، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۴۳۲.</ref>. [[قرطبی]] و [[طبری]] از [[مفسران اهل سنت]]، ذیل [[آیه ۷ سوره انبیاء]] روایتی را [[نقل]] می‌کنند که در آن علی{{ع}} در [[زمان]] [[نزول]] این آیه می‌فرماید «نحن اهل‌الذکر؛ ما اهل ذکر هستیم»<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج ۱۱، ص۲۷۲؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱۷، ص۵.</ref>.
[۳۵]. الکافی، ج‌۱، ص‌۲۱۰‌ـ‌۲۱۱؛ بصائر الدرجات، ج‌۱، ص‌۵۸‌،‌۶۱‌.
 
[۳۶]. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۴۴.
در توضیح روایات فوق همچنین گفته شده مقصود [[ائمه]] از اینکه گفته‌اند ما اهل‌الذکر هستیم ظاهر آیه نیست؛ زیرا [[کافران]] [[مکه]] ممکن نبوده از ائمه چیزی بپرسند و بر فرض پرسش هم [[کلام]] ایشان را [[حجت]] نمی‌دانستند، چنانکه کلام رسول خدا را نمی‌پذیرفتند؛ بنابراین منظور از این [[روایات]] تشبیه و تمثیل است. با این توضیح که هر چیز را باید از اهلش پرسید. همان‌گونه که [[بشر]] بودن [[پیامبران]] را از [[عالمان]] امت‌های پیشین باید پرسید، [[تفسیر]] و [[احکام اسلام]] را نیز باید از [[امامان معصوم]]{{ع}} پرسید<ref>شعرانی، نثر طوبی، ۱۳۹۸ق، ج۱، ص۲۷۶.</ref>.
[۳۷]. الکافی، ج‌۱، ص۲۱۰‌ـ‌۲۱۱؛ بصائرالدرجات، ج‌۱، ص‌۵۸‌، ۶۱‌.
 
[۳۸]. تفسیر نمونه، ج‌۱۱، ص‌۲۴۵.
به گفته برخی معاصرین، قبول این مسئله که [[اهل‌بیت]] روشن‌ترین مصداق [[اهل ذکر]] هستند، با نزول این [[آیه]] درباره دانشمندان [[اهل کتاب]] منافاتی ندارد؛ چراکه در روایات تفسیری [[قرآن]] بارها این مسئله تکرار شده و مصداق‌های معینی وجود دارد که مفهوم وسیع آیه را محدود نمی‌کند<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۱، ص۲۴۴.</ref>.
[۳۹]. نثر طوبی، ج‌۱، ص‌۲۷۶.
 
[۴۰]. المیزان،ج‌۱۲، ص‌۲۸۵.
=== عالمان ===
به گفته برخی محققان، غالباً با توجه به سیاق آیه، اهل ذکر را [[اهل کتاب]] یا اهل علم ([[علما]]) معنا کرده‌اند<ref>نجارزادگان و هادی‌لو، «بررسی و ارزیابی وجوه جمع بین روایات [[اهل‌الذکر]]»، ص۳۵.</ref>. معنای اهل ذکر شامل تمام کسانی است که [[علم]] و [[آگاهی]] بیشتری دارند. این آیه را [[ارشاد]] به یکی از اصول عقلایی و [[احکام]] عام [[عقلی]] می‌دانند که از وجوب رجوع جاهل به عالم در هر فن و رشته [[سخن]] می‌گوید و به همین جهت روشن است که این [[دستور]] یک دستور تعبدی نبوده و امر آن هم، امر مولوی نیست<ref>طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۲، ص۲۵۹.</ref>.
 
[[مفسران اهل سنت]] پانزده معنا برای اهل ذکر گفته‌اند<ref>بشوی، «نقد و بررسی دیدگاه فریقین درباره اهل ذکر»، ص۵۷.</ref> که مراد از آن سه گروه‌اند: «اهل کتاب به طور اعم (هر کتابی به غیر از تورات و انجیل) یا اخص (مثلا اهل تورات)»، «اهل قرآن»<ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۰، ص۱۰۸.</ref> و «علمای [[اهل بیت]]»<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۴۹۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]].</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[آیه اهل ذکر]]
* [[مرجعیت علمی]]
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:000057.jpg|22px]] [[محسن اصغرپور قراملکی|اصغرپور قراملکی، محسن]]، [[اهل الذکر - اصغرپور قراملکی (مقاله)|مقاله «اهل الذکر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:11128.jpg|22px]] [[حسین عبدالمحمدی بنچناری|عبدالمحمدی بنچناری، حسین]]، [[بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت (مقاله)|بررسی تطبیقی دلالت آیه فاسئلوا أهل الذکر بر مرجعیت علمی اهل بیت]]، [[پژوهش‌های تفسیر تطبیقی (نشریه)|دوفصلنامه پژوهش‌های تفسیر تطبیقی]]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
[[رده:ذکر]]
[[رده:آیه اهل ذکر]]
۱۳۱٬۶۶۳

ویرایش