وحی نفسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۱ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۷: خط ۷:


== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
[[وحی نفسی]] مسأله ای است که غرب امروز، در [[تفسیر وحی]] به آن [[پناه]] برده و می‌‌خواهد از این طریق، [[وحی]] نازل بر [[پیامبران]] را توجیه و [[تفسیر]] کند و حاصل سخن آنان این است که: پیامبران بر اثر [[انقطاع]] از [[مردم]] و [[توجه به خدا]]، در [[خلوت]] و [[تنهایی]]، پیرامون آرمانهای عالی و بشردوستانه به [[تفکر]] نشسته‌اند. آنان [[فکر]] می‌‌کردند که [[امت]] خود را از طریق برنامه‌هایی که [[خدا]] در اختیارشان می‌‌گذارد، [[اصلاح]] کنند یک چنین [[اندیشه]] مداوم، آن هم در مکان خلوت سبب می‌‌شود که [[قوه]] تخیل، [[قوی]] و نیرومند گردد و پیامبران آنچه را فکر می‌‌کردند، در برابر دیدگان [[عقل]] خود حاضر و آماده می‌‌دیدند. ناگهان صدائی می‌‌شنیدند که می‌‌گوید: تو [[رسول خدا]] هستی و در این حال تصویری را در برابر خود [[مشاهده]] کرده و چنین تلقی می‌‌کردند که او آورنده وحی از جانب خدا است، و با شنیدن جمله‌های موزون [[گمان]] می‌‌کردند آن [[کلام]] خداست که بر [[قلب]] آنان نازل شده است، در [[حقیقت]] آنان فکر می‌‌کردند که همه این مطالب از عالم بالا بر آنان فرو فرستاده شده است. [[غافل]] از این که این نفس و قوه تخیل آنها است که [[افاضه]] می‌‌کند و این مسائل را در برابر آنان مجسم می‌‌سازد. خلاصه، کلیه رویاها و صورتهائی که مشاهده می‌‌کردند معلول تصورات [[ذهنی]] آنان بوده است که به نفس [[پیامبر]] قوه می‌‌بخشید که آنچه را در سالیان دراز [[آرزو]] می‌‌کرد، در مقابل خود مشاهده کند.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[منشور جاوید ج۱۰ (کتاب)|منشور جاوید ج۱۰]]، ص۲۲۷.</ref>.
وحی نفسی مسأله ای است که غرب امروز، در [[تفسیر وحی]] به آن [[پناه]] برده و می‌‌خواهد از این طریق، [[وحی]] نازل بر [[پیامبران]] را توجیه و [[تفسیر]] کند و حاصل سخن آنان این است که: پیامبران بر اثر [[انقطاع]] از [[مردم]] و [[توجه به خدا]]، در [[خلوت]] و [[تنهایی]]، پیرامون آرمانهای عالی و بشردوستانه به [[تفکر]] نشسته‌اند. آنان [[فکر]] می‌‌کردند که [[امت]] خود را از طریق برنامه‌هایی که [[خدا]] در اختیارشان می‌‌گذارد، [[اصلاح]] کنند یک چنین [[اندیشه]] مداوم، آن هم در مکان خلوت سبب می‌‌شود که [[قوه]] تخیل، [[قوی]] و نیرومند گردد و پیامبران آنچه را فکر می‌‌کردند، در برابر دیدگان [[عقل]] خود حاضر و آماده می‌‌دیدند. ناگهان صدائی می‌‌شنیدند که می‌‌گوید: تو [[رسول خدا]] هستی و در این حال تصویری را در برابر خود [[مشاهده]] کرده و چنین تلقی می‌‌کردند که او آورنده وحی از جانب خدا است، و با شنیدن جمله‌های موزون [[گمان]] می‌‌کردند آن [[کلام]] خداست که بر [[قلب]] آنان نازل شده است، در [[حقیقت]] آنان فکر می‌‌کردند که همه این مطالب از عالم بالا بر آنان فرو فرستاده شده است. [[غافل]] از این که این نفس و قوه تخیل آنها است که [[افاضه]] می‌‌کند و این مسائل را در برابر آنان مجسم می‌‌سازد. خلاصه، کلیه رویاها و صورتهائی که مشاهده می‌‌کردند معلول تصورات [[ذهنی]] آنان بوده است که به نفس [[پیامبر]] قوه می‌‌بخشید که آنچه را در سالیان دراز [[آرزو]] می‌‌کرد، در مقابل خود مشاهده کند.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[منشور جاوید ج۱۰ (کتاب)|منشور جاوید ج۱۰]]، ص۲۲۷.</ref>.


== نقد و بررسی ==
== نقد و بررسی ==
۱۳۱٬۵۳۷

ویرایش