←معنای لغوی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
=== معنای لغوی === | === معنای لغوی === | ||
{{اصلی|وحی در لغت}} | |||
«وحی» در لغت به معنای [[کلامی]] گفته شده است که به طور مخفی و سریع به مخاطب القا شود: {{عربی|الاشارة السريعة}}. یا به زبان علائم و رموز مطالبی به دیگری القا شود: {{عربی|الكلام على سبيل الرمز}}<ref>راغب، مفردات، ص۸۵۹، تحقیق داودی.</ref> و گاهی وحی به صدایی که مجرد از ترکیب باشد، مثل اینکه گفته میشود: شیر. یعنی شیر آمد، یا با اشاره با دست یا چشم مطلبی گفته میشود و جملهای با یک اشاره منتقل میگردد. برخی گفتهاند، وحی به معنای سرعت نیست، سرعت وصف [[کلام]] [[وحیانی]] است. وحی به معنای فهم و فهماندن است: {{عربی|انما سُمّي الوحي وحياً لسرعته. فإنّ الوحي عين الفهم و عين الإفهام}}<ref>برسوی حقی، روح البیان، ج۸، ص۳۴۴.</ref>. از آن جهت وحی را وحی نامیدهاند که بسیار سریع انجام میگیرد، پس وحی همان انتقال معنا و قصد گوینده به دیگری است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>. | |||
=== معنای اصطلاحی === | === معنای اصطلاحی === | ||