بحث:وحی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۲٬۹۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ مهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:


۳. '''مشاهده [[فرشته]] در [[رؤیا]]''': قسم دیگر از طریق [[خواب]] است که مثال بارز آن [[حضرت یوسف]] است<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «(یاد کن) آنگاه را که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من (در خواب) یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من فروتن بودند * گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بی‌گمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۴-۵.</ref>. [[امر]] به [[ذبح]] فرزند [[حضرت ابراهیم]]<ref>{{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}} «و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! * تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴-۱۰۵.</ref> و نیز [[بشارت]] [[فتح مکه]] برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از قسم فوق است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا}} «[[خداوند]]، به [[حق]] رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با [[ایمنی]]، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به [[مسجد الحرام]] وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن [[پیروزی]] نزدیکی پدید آورد» [[سوره فتح]]، [[آیه]] ۲۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۶.</ref>
۳. '''مشاهده [[فرشته]] در [[رؤیا]]''': قسم دیگر از طریق [[خواب]] است که مثال بارز آن [[حضرت یوسف]] است<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ}} «(یاد کن) آنگاه را که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من (در خواب) یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من فروتن بودند * گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بی‌گمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۴-۵.</ref>. [[امر]] به [[ذبح]] فرزند [[حضرت ابراهیم]]<ref>{{متن قرآن|وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}} «و بدو ندا کردیم که: ای ابراهیم! * تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافات، آیه ۱۰۴-۱۰۵.</ref> و نیز [[بشارت]] [[فتح مکه]] برای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از قسم فوق است<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا}} «[[خداوند]]، به [[حق]] رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با [[ایمنی]]، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به [[مسجد الحرام]] وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن [[پیروزی]] نزدیکی پدید آورد» [[سوره فتح]]، [[آیه]] ۲۷.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۶.</ref>
== موارد استعمال وحی در قرآن ==
با نگاهی اجمالی به [[قرآن مجید]] متوجه می‌شویم که اصطلاح وحی در قرآن با هفتاد مورد استعمال تنها به [[وحی پیامبران]] اختصاص ندارد بلکه [[وحی]] در موارد دیگر استعمال شده است که اشاره می‌شود.
١. '''وحی به جمادات''': در ابتدای فصل در تعریف لغوی وحی گفته شد که وحی در معانی مختلف مانند: اشاره، [[الهام]]، تفهیم و القای نهانی و رمزی استعمال شده است که وجه مشترک آنها اعلام نهانی و سریع به انحای مختلف از قبیل لفظی، کتبی، اشاره‌ای، [[تکوینی]] و غریزه‌ای است و لذا وحی از دیدگاه لغوی اختصاصی به [[انسان]] یا [[پیامبر]] ندارد و عام است.
قرآن مجید نیز واژگان و [[حی]] را به معنای عام و در جمادات استعمال کرده است:
# {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref><ref>نکته قابل اشاره این که تفسیر فوق بنا به عدم تقدیر مضاف «اهل» در سماء است که بعضی احتمال تقدیر دارند. ر.ک: المیزان، ج۱۷، ص٣۶٨.</ref>.
# {{متن قرآن|إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا... * يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«هنگامی که زمین از لرزه واپسین خود به لرزه افتد... * در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۱و ۴-۵.</ref>.
در این دو [[آیه]] وحی را [[خداوند]] به [[آسمان]] و [[زمین]] نسبت داده است و به معنای تفهیم و القای نهانی و تکوینی است.
۲. '''وحی بر [[حیوانات]]''': در [[قرآن]] وحی بر [[حیوان]] مانند [[زنبور عسل]] نیز استعمال شده است مانند: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>. در این [[آیه]] [[وحی]] به معنای [[تدبیر]] و تفهیم غریزی است.
۳. '''وحی [[شیاطین]] و [[جن]]''': بر [[وسوسه]] و القا و [[تشویق]] بر [[گناه]] [[شیاطین]] بر یکدیگر و [[دوستان]] خود، [[وحی]] اطلاق شده است:
# {{متن قرآن|إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ}}<ref>«و [[شیطان‌ها]] بی‌گمان در [[یاران]] خویش می‌دمند» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۱۲۱.</ref>.
# {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا}}<ref>«و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref>.
آیه فوق وحی را به معنای سخن سری به بعضی از [[انسان‌ها]] و جن‌ها که [[باطن]] [[شیطان]] دارند نسبت می‌دهد که آنان با این وحی یعنی القائات خود در صدد [[گمراهی]] یکدیگر هستند.
۴. '''وحی بر [[انسان‌های کامل]]''': یکی از معانی وحی [[الهام]] [[قلبی]] و افکندن یک [[پیام]] از سوی [[خداوند]] بر [[قلب]] [[انسان]] است که انسان ناخودآگاه از این [[امر قلبی]] خود [[تبعیت]] می‌کند. نمونه کامل آن الهام بر [[امامان]] و [[پیشوایان حق]] است: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>.
در اصطلاح از این وحی بر «وحی تسدیدی و تأییدی» تعبیر می‌شود، مرتبه [[پایین‌تر]] از آن به انسان‌های [[وارسته]] اما غیر [[پیشوا]] مربوط می‌شود. مانند [[مادر حضرت موسی]] و [[حواری]] که از آن به «الهام نفسی» یاد می‌شود<ref>ر.ک: المیزان ج۴، ص٣٣۴؛ ج۶، ص٢۶١؛ تفسیر موضوعی، ج۷، ص١۴٩؛ التمهید فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۷.</ref>:
# {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.</ref>.
# {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي}}<ref>«و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهاده‌ایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref>.
این[[سخن]] از [[وحی]] شامل حال انسان‌های عادی مخصوصاً عرفا می‌شود که [[خاتمیت]] ندارد.
۵. '''وحی بر [[ملائکه]]''': سنخ دیگر وحی، وحی و [[القاء]] مطلبی از سوی [[خداوند]] بر [[فرشتگان]] است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلَائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید» سوره انفال، آیه ۱۲.</ref>.
۶. '''[[وحی پیامبران]] ([[وحی تشریعی]])''': ششمین مورد استعمال وحی، وحی پیامبران است که متداول‌ترین وحی در قرآن است که در آن [[پیامبران]] - بر اساس رهیافت‌های پیشین - از خداوند[[پیام]] و آئینی را دریافت می‌کنند. انزال [[کتاب آسمانی]] و [[فرشته]] [[حامل وحی]] یا مواجهه بدون واسطه [[الهی]] از مؤلفه‌های اساسی آن به شمار می‌آید. از این رو وحی که [[پیامبر]] از [[عالم غیب]] [[شریعت]] و قانونی را دریافت و [[مأمور]] [[تبلیغ]] آن می‌شود «وحی تشریعی» نام برده می‌شود<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>.
== مقدمه ==
واژه وحی و مشتقات آن ۷۸ مرتبه در [[قرآن کریم]] به کار رفته و بیشترین موارد استعمال آن [[وحی رسالی]] است که از این تعداد چهل مورد درباره [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است.
در قرآن کریم و [[روایات معصومین]] به انواع مختلف وحی اشاره شده است. [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرمایند:
:{{عربی|" و أما تفسير وحي النبوة و الرسالة..."}} {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ}} <ref> سوره نساء؛ آیه: ۱۶۳.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي الإلهام..."}} {{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ}} <ref> سوره نحل؛ آیه: ۶۸.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي الإشارة..."}} {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا}} <ref> سوره مریم؛ آیه: ۱۱.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي التقدير..."}} {{متن قرآن| وَ أَوْحى‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها}} <ref> سوره فصلت؛ آیه: ۱۲.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي الأمر..."}} {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُواْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}} <ref> سوره مائده؛ آیه: ۱۱۱.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي الكذب..."}} {{متن قرآن|شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ}} <ref> سوره انعام؛ آیه: ۱۱۲.</ref>.
:{{عربی|"و أما وحي الخبر..."}} {{متن قرآن|وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ‏}} <ref> سوره انبیاء؛ آیه: ۷۳.</ref>.<ref> [[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص۲۶ و ۲۷.</ref>
در قرآن کریم، به معانی گسترده و متعددی درباره لغت وحی برمی‌خوریم که به اهم آنها اشاره می‌‌شود:
# '''شعور [[تکوینی]]؛''' مانند [[وحی]] به زنبور عسل: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>؛
# '''حالت منامیه؛''' مانند وحی به مادر حضرت موسی: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم» سوره قصص، آیه ۷.</ref>؛
# '''[[وسوسه]] [[شیطان]]؛''' مانند وسوسه شیطان به [[دوستان]] و [[پیروان]] خویش: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ}}<ref>«و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>؛
# '''[[هدایت تکوینی]] موجودات؛''' مانند اطلاق وحی بر جمادات، مانند [[زمین]]: {{متن قرآن|بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۵.</ref>؛
# '''تعلیم الهی به [[پیامبران]]؛''' مانند تکلم جهت القای [[حقایق]] به [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمی‌گوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی می‌شود» سوره نجم، آیه ۳-۴.</ref> و {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱۰.</ref>.<ref>بنگرید به: مصطفی خلیلی، عقل و وحی در اسلام، فصل حقیقت وحی.</ref>
نکته قابل توجه اینکه، معنای وحی در تمام کاربردهای یاد شده با معنای لغوی آن، یعنی [[پیام]] سریع و نهانی بی‌ارتباط نیست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۸۸-۱۸۹.</ref>.
== کاربردهای وحی در قرآن ==
توجه به حوزه‌های کاربرد [[وحی]] ما را در تلقی درست از وحی کمک می‌کند. در یک تقسیم وحی در انواع زیر به کار رفته است:
# '''وحی به [[زمین]]''': {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى‏ لَها}}<ref>در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید؛ زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است؛ سورۀ زلزال، آیۀ ۴ و ۵.</ref>. دیدگاه‌های مختلفی در مورد معنا و [[ماهیت وحی]] به زمین وجود دارد مانند:
## [[خداوند]] به زمین [[الهام]] کرد؛
## خداوند به زمین [[اجازه]] داد؛
## خداوند به‌سوی زمین [[فرشته]] می‌فرستد؛
## خداوند به زمین [[امر]] کرد.
# '''وحی به [[آسمان]]''': {{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ في‏ كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها}}<ref>در هر آسمانی کار آن را وحی کرد؛ سورۀ فصلت، آیه۱۲.</ref>. بیشتر [[مفسران]] وحی را به معنای [[خلق]] و امر را به معنای [[شأن]] گرفته‌اند: منظور از "امر" حوادث مربوط به زمین است که به اهل آسمان یعنی [[فرشتگان]] ساکن در آن وحی می‌شود تا به زمین برسد<ref>[[علامه طباطبایی]]، المیزان، ج۱۷، ص۳۶۷.</ref>. البته باید توجه داشت وحی به معنای خلق به قرینه نیاز دارد و اساسی‌ترین اشکال این است که از [[سیاق آیات]] و ضمیر {{متن قرآن|أَمْرَها}} استفاده می‌شود، سخن درباره حوادث آسمان است؛ نه زمین؛ بنابراین "وحی" می‌تواند به معنای القاء و "امر" به معنای ایجاد امور [[تکوینی]] باشد.
# '''وحی به زنبور عسل''': {{متن قرآن|وَ أَوْحى‏ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً}}<ref> سورۀ نحل، آیه۶۸ </ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} درباره معنای این [[آیه]] پرسیده شد فرمود: منظور الهام است.
# '''وحی به فرشتگان''': {{متن قرآن|إِذْ يُوحي‏ رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُم‏}}<ref>سورۀ انفال، آیه۱۲ </ref>. به معنای القاء معنا در نفس به‌ طور پنهانی است.
# '''[[وحی]] به [[شیاطین]]''': {{متن قرآن|وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِم‏‏}}<ref>سورۀ انعام، آیه۱۲۱.</ref>. به معنای القای وسوسه‌های پنهانی است.
# '''[[وحی]] به مادر موسی''': {{متن قرآن|وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏‏‏}}<ref>سورۀ قصص، آیه۷.</ref>. وحی در این [[آیه]] یا [[الهام]] [[قلبی]] است و یا خوابی که مادر موسی{{س}} دید و یا خبر دادن [[فرشته]] یا انبیای گذشته به مادر موسی.
# '''وحی به [[حواریون]]''': {{متن قرآن|وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا}}<ref>سورۀ مائده، آیه۱۱۱.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: به آنان "حواریون"[[الهام]] شده است.
# '''وحی به [[ائمه]]{{عم}}''': {{متن قرآن|وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ}}<ref> [[سورۀ انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>. وحی در این آیه تسدیدی یا تأییدی است؛ بدین معنا که وحی، آنان را [[تأیید]] می‌کند.
# '''وحی به معنای اشاره''': {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى‏ إِلَيْهِمْ}}<ref>سورۀ مریم، آیه۱۱.</ref>.
# '''[[وحی رسالی]]''': از مهم‌ترین اقسام وحی است و منظور از آن، وحی به [[پیامبران الهی]] است. یعنی [[خداوند متعال]] به طریقی پنهانی، [[شریعت]] را به [[بندگان]] برگزیده خود القاء می‌کند. از ظاهر آیات استفاده می‌شود، بر همه پیامبران الهی وحی شده است. {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>سورۀ نساء، آیه۱۶۳.</ref>. [[حضرت عیسی]] بر ایوب، [[یونس]]، [[هارون]] و سلیمان مقدم داشته شده و "واو" در این آیه دلالت بر ترتیب نمی‌کند، بلکه اشاره می‌کند بر همه [[پیامبران]] وحی شده است<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص۸۰ ـ ۹۰.</ref>.
== معنای اصطلاحی ==
وحی در اصطلاح [[مفسران]] [[قرآن]] و دانشمندان علوم قرآنی، عبارت است از: "[[دانش]] و [[هدایتی]] که [[خداوند]] به شیوه‌ای سری و پنهانی و خلاف رسم معمول [[بشر]] در هر زمینه‌ای که بخواهد به [[بندگان]] برگزیده‌اش ارزانی دارد" و نیز: "[[کلامی]] که خداوند به یکی از پیامبرانش فرو می‌فرستد و به آن دلش را نیرو می‌بخشد، و آن [[پیامبر]] می‌تواند عین آن را بر زبان آورد یا بنویسد و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند".
هرگاه وحی به‌طور مطلق و بدون قرینه به کار رود، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. [[عقل]] عادی [[انسان]] نمی‌تواند جزئیات وحی را [[درک]] کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد.
مفهوم اصطلاحی وحی، مکالمات و افاضات [[تشریعی]] [[خداوند]] بر [[انسان‌های برگزیده]] است: {{عربی|"وَ قَدْ عَرَفُوهُ شَرْعاً بِأَنَّهُ أَعْلَامِ اللَّهُ تَعَالَى لِنَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ بِحُكْمِ شَرْعِيٍّ وَ نَحْوِهِ... بأنه عرفان یجده من نفسه مع الیقین بأنه من قبل الله بواسطه أو بغیر واسطة"}}<ref> شیخ محمد عبده.</ref>. و برخی وحی را اعلام نمودن [[شریعت]] دانسته است<ref>سیوطی</ref>.
وحی از لوازم [[نبوت]] و نوعی تکلیم [[الهی]] است که نبوت بر آن توقف دارد: {{عربی|" وَ قَدْ قُرِّرَ الادب الدیني فِي الْإِسْلَامِ أَنَّ لَا يُطَلِّقُ الْوَحْيُ عَلَى غیر مَا عِنْدَ الانبياء وَ الرُّسُلِ مِنْ تكليم الهي"}}<ref>علامه طباطبایی</ref>.
در مجموع می‌توان گفت: در [[وحی الهی]] به [[پیامبران]]، همان خصیصه اصلی "[[آگاهی بخشی]] رمزی و فوری" وجود دارد<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص۳۴-۳۶؛ [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]]، ص۲۳-۲۵.</ref>.


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۳۶۶

ویرایش