پرش به محتوا

احسان در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰٬۳۰۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ مهٔ ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
 
(۲۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{ویرایش غیرنهایی}}
{{مدخل مرتبط
{{امامت}}
| موضوع مرتبط = احسان
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| عنوان مدخل  = احسان
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[احسان]]''' است. "'''[[احسان]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
| مداخل مرتبط = [[احسان در قرآن]] - [[احسان در حدیث]] - [[احسان در نهج البلاغه]] - [[احسان در معارف دعا و زیارات]] - [[احسان در معارف و سیره نبوی]] - [[احسان در معارف و سیره سجادی]] - [[احسان در معارف و سیره رضوی]] - [[احسان در فقه سیاسی]] - [[احسان در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[احسان در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[احسان در سبک زندگی اسلامی]]
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| پرسش مرتبط  =  
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[احسان در قرآن]] | [[احسان در حدیث]] | [[احسان در کلام اسلامی]] | [[احسان در نهج البلاغه]] | [[احسان در معارف دعا و زیارات]]</div>
}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[احسان (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==[[احسان]] و [[تفاسیر]] [[روایی]]==
== [[کلمات قصار]] پیرامون [[احسان]] ==
[[سید هاشم بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، آورده است: {{متن حدیث|قال: الإمام العسكري{{ع}}: و قد قال [[الله]] عز و جل: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:‏ أَفْضَلُ‏ وَالِدَيْكُمْ‏ وَ أَحَقُّهُمَا بِشُكْرِكُمْ‏ مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ؛ وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: أَنَا وَ عَلِيٌّ‏ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ، وَ لَحَقُّنَا عَلَيْهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ أَبَوَيْ وِلَادَتِهِمْ، فَإِنَّا نُنْقِذُهُمْ -إِنْ أَطَاعُونَا- مِنَ النَّارِ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ، وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ بِخِيَارِ الْأَحْرَارِ}}... {{عربیالحديث طويل اخذنا منه موضع الحاجة)}}. [[امام عسکری]] درباره سخن [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، فرمود: [[پیامبر خدا]]{{صل}} درباره آن گفته است: [[محمد]] و [[علی]] از [[پدر]] و [[مادر]] شما [[برتر]] هستند و به [[سپاسگزاری]] و تشکر شما سزاوارتر از آن دواند، و [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} فرموده که شنیدم پیامبر خدا{{صل}} می‌فرمود: من و علی [[پدران]] این امتیم و البته، [[حقّ]] ما بر آنان عظیم‌تر از [[حق]] والدینشان است؛ پس ما هستیم که آنان را از [[آتش]] سوزان به سوی [[خانه]] [[امن]] و قرار [[نجات]] می‌دهیم، و البته، ما آنان را از بند [[بردگی]] رهانیده و به مرتبه عالی [[حرّیت]] و [[آزادگی]] ملحق می‌نماییم، اگر ما را [[اطاعت]] کنند... (و این [[حدیث]] طولانی است و ما به مقدار [[حاجت]] از آن آورده‌ایم)<ref>برهان، ص۷۸.</ref>.
مولای [[موحدان]]، [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}، در کتاب غررالحکم و دررالکلم در «باب الاحسان» سخنانی به اقتصار بیان فرموده که در اینجا تنها به بعضی آنها اشاره می‌شود:
# {{متن حدیث| إِتْبَاعُ الْإِحْسَانِ‏ بِالْإِحْسَانِ‏ مِنْ‏ كَمَالِ‏ الْجُودِ}}: احسان‌نمودن بعد از احسان، از تمامی [[بخشش]] است.
# {{متن حدیث|اغْتَنِمْ‏ صَنَائِعَ‏ الْإِحْسَانِ‏ وَ ارْعَ‏ ذِمَمَ‏ الْإِخْوَانِ‏}}: [[غنیمت]] شمار احسان‌های انجام‌شده را، و عهد‌های [[برادران]] را مراعات کن.
# {{متن حدیث|أَحْسَنُ‏ الْإِحْسَانِ‏ مُوَاسَاةُ الْإِخْوَانِ‏}}: [[بهترین]] احسان، برابر دانستن خود با برادران است.
# {{متن حدیث|أَحَقُّ‏ النَّاسِ‏ بِالْإِحْسَانِ‏ مَنْ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ بَسَطَ بِالْقُدْرَةِ يَدَيْهِ}}: سزاوارترین [[مردم]] به احسان، کسی است که [[خداوند]] نسبت به او احسان نموده و دست‌هایش به [[توانایی]] گشوده است؛ یعنی بدو توسعه در [[مال]] داده، و یا بدو جاه و اعتبار ویژه بخشیده که به [[آسانی]] چارہ‌سازی نماید.
# {{متن حدیث|إِنَّ إِحْسَانَكَ إِلَى مَنْ كَادَكَ مِنَ الْأَضْدَادِ وَ الْحُسَّادِ لَأَغْيَظُ عَلَيْهِمْ مِنْ مَوَاقِعِ إِسَاءَتِكَ إِلَيْهِمْ وَ هُوَ دَاعٍ‏ إِلَى‏ صَلَاحِهِمْ‏}}: به [[راستی]] احسان تو نسبت به [[دشمنان]] و رشک‌برانت که با تو [[مکر]] کنند، بر آنها خشم‌آورنده‌تر است بر آنان، از مواقع بدی‌کردن تو به آنها، و چنین کاری، آنان را به صلاحشان فرا می‌خواند؛ یعنی چنین کاری سبب ترک [[دشمنی]] و [[حسد]] آنان خواهد گردید.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ‏ مَحَبَّةٌ}}: احسان سبب [[دوستی]] خواهد بود.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ‏ غُنْمٌ‏}}: [[نیکی‌کردن]] به مردم، غنیمت و نفع است.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ‏ رَأْسُ‏ الْفَضْلِ‏}}: احسان، در رأس [[برتری]] است.
# {{متن حدیث|الاسائه يمحاها الإحسان}}: بدی را، احسان محو و نابود خواهد کرد.
# {{متن حدیث|الْفَضْلُ‏ مَعَ‏ الْإِحْسَانِ‏}}: برتری و فزونی مرتبه، با احسان و نیکویی به مردم است.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ ذُخْرٌ وَ الْكَرِيمُ‏ مَنْ‏ حَازَهُ‏}}: احسان، ذخیره است و کریم و بزرگوار کسی است که آن را نگهداری کند.
# {{متن حدیث|الجزاء على‏ الإحسان‏ بالإسائة كفران‏}}: پاداش‌دادن [[احسان]] را به بدی، کفران نعمت یا به منزله [[کفر]] به [[خدای بزرگ]] است.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِي‏ءِ أَحْسَنُ‏ الْفَضْلِ}}: احسان‌کردن به [[گناهکار]] و [[عفو]] او، نیکوترین [[فضیلت]] است.
# {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِي‏ءِ يَسْتَصْلِحُ‏ الْعَدُوَّ}}: احسان‌کردن به گناهکار و کسی که به [[انسان]] بادی کرده، [[دشمن]] را به [[صلاح]] آورده و سبب می‌شود که دیگر [[دشمنی]] نکند.
# {{متن حدیث|إِذَا أَحْسَنْتَ‏ عَلَى‏ اللَّئِيمِ‏ وَتَرَكَ بِإِحْسَانِكَ إِلَيْهِ}}: هرگاه بر [[لئیم]] ([[بخیل]] یا ناکس)، احسان نمایی، به خاطر احسانت نسبت به او، به تو مکروهی رساند.
# {{متن حدیث|بِالْإِحْسَانِ‏ تُمْلَكُ‏ الْقُلُوبُ‏}}: به سبب احسان، [[دل‌ها]] [[بنده]] شده و به تملک در آیند.
# {{متن حدیث|بِالْإِحْسَانِ‏ تُمْلَكُ‏ الْأَحْرَارُ}}: با احسان، آزادگان بنده می‌شوند.
# {{متن حدیث|بِالْإِحْسَانِ وَ تَغَمُّدِ الذُّنُوبِ‏ بِالْغُفْرَانِ‏ يَعْظُمُ الْمَجْدُ}}: با احسان و پوشیدگی [[گناهان]] با عفو و [[بخشش]]، مجد و بزرگی، عظمت پیدا می‌کند.
# {{متن حدیث|بِالْإِحْسَانِ‏ تُسْتَرَقُ‏ الرِّقَابُ‏}}: با احسان [[بندگان]] [[نهان]] به [[بندگی]] در آیند؛ یعنی با احسان بندگان از بندگی نخست رها شوند و به بندگی جدیدی: در [[فرمان]] احسان‌کننده خود در آیند.
# {{متن حدیث|تَمَامُ‏ الْإِحْسَانِ‏ تَرْكُ الْمَنِّ بِهِ}}: تمام احسان، ترک منّت به آن است.
# {{متن حدیث|جَمَالُ‏ الْإِحْسَانِ‏ تَرْكُ‏ الِامْتِنَانِ‏}}: [[زیبایی]] احسان، ترک منّت است.
# {{متن حدیث|جُحُودُ الْإِحْسَانِ يَحْدُو عَلَى‏ قُبْحِ‏ الِامْتِنَانِ‏}}: [[انکار]] احسان به این که کسی بگوید به من احسانی نشده، [[آدمی]] را به [[زشتی]] منّت‌نهادن می‌خواند؛ بدین‌گونه که احسان‌کننده، احسانش را به زبان آورد و در نتیجه [[منت]] نهاده شود.
# {{متن حدیث|جُحُودُ الْإِحْسَانِ‏ يُوجِبُ الْحِرْمَان‏}}: انکار احسان، موجب [[محرومیت]] خواهد شد؛ یعنی باعث می‌شود که احسان‌کننده دیگر احسان ننماید.
# {{متن حدیث|رَأْسُ‏ الْإِحْسَانِ‏ الْإِحْسَانُ‏ إِلَى‏ الْمُؤْمِنِينَ‏}}: بالاترین احسان، احسان‌کردن به [[مؤمنان]] است.
# {{متن حدیث|رَأْسُ الْإِيمَانِ الْإِحْسَانُ‏ إِلَى‏ النَّاسِ‏}}: نقطه [[برتر]] [[ایمان]] (و عمده آثار آن) احسان‌کردن به [[مردم]] است.
# {{متن حدیث|صَنَائِعُ‏ الْإِحْسَانِ‏ مِنْ‏ فَضَائِلِ‏ الْإِنْسَانِ‏}}: انجام‌دادن احسان، از برتری‌های آدمی است.
# {{متن حدیث|عَلَيْكَ بِالْإِحْسَانِ فَإِنَّهُ‏ أَفْضَلُ‏ زِرَاعَةٍ وَ أَرْبَحُ‏ بِضَاعَةٍ}}: بر تو باد به احسان؛ زیرا که آن، افزون‌ترین زراعت و سودبخش ترین سرمایه است.
# {{متن حدیث|قَدِّمْ‏ إِحْسَانَكَ‏ تَغْنَمْ}}: احسانت را پیش انداز، (چه درباره [[آخرت]] و چه درباره [[مردم]]) تا نفع عماده و [[غنیمت]] ببری.
# {{متن حدیث|فِي كُلِّ‏ مَعْرُوفٍ‏ إِحْسَانٌ‏}}: هر معروفی [[احسان]] است؛ اگرچه خیلی کم باشد.
# {{متن حدیث|مَنْ‏ كَتَمَ‏ الْإِحْسَانَ‏ عُوقِبَ بِالْحِرْمَانِ}}: هر که احسانی را بپوشاند (چه از طرف [[خدا]] باشد و چه از ناحیه [[خلق]])، به [[محرومیت]] جزا داده می‌شود.
# {{متن حدیث|مَنْ‏ قَابَلَ‏ الْإِحْسَانَ‏ بِأَفْضَلَ‏ مِنْهُ‏ فَقَدْ جَازَاهُ}}: هرکه احسان را، به افزون‌تر از آن (یا با [[شکر]] و یا با احسانی بالاتر) پاسخ دهد. پس در [[حقیقت]]، آن را تلافی کرده و [[پاداش]] آن را داده است.
# {{متن حدیث|مَنْ‏ كَثُرَ إِحْسَانُهُ‏ كَثُرَ خَدَمُهُ وَ أَعْوَانُهُ}}: هر که احسانش بسیار شود، خدمتگزاران و یارانش بسیار گردد.
# {{متن حدیث|مَنْ كَافَأَ الْإِحْسَانَ بِالْإِسَاءَةِ فَقَدْ بَرِئَ‏ مِنَ‏ الْمُرُوَّةِ}}: هر که احسان و [[نیکی]] را، به بدی تلافی کند، پس در حقیقت از [[مروت]]، عاری و بری شده است.
# {{متن حدیث|مَنْ‏ قَضَى‏ مَا أُسْلِفَ‏ مِنَ‏ الْإِحْسَانِ‏ فَهُوَ كَامِلُ الْحُرِّيَّةِ}}: هر که پاسخ دهد احسانی را که بدو در گذشته انجام گرفته در صدد تلافی آن باشد)، پس او [[آزادگی]] کامل دارد.
# {{متن حدیث|مِنْ‏ أَفْضَلِ‏ الْإِحْسَانِ‏ الْإِحْسَانُ إِلَى الْأَبْرَارِ}}: از [[برترین]] احسان‌ها، احسان‌کردن به [[نیکوکاران]] است<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۸۴.</ref>


هم‌چنین در تفسیر برهان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ}}، به [[روایت]] [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا [[حلبی]] آورده که او از [[امام صادق]]{{ع}} آورده است که: {{متن حدیث|قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ}}، قَالَ يَنْبَغِي‏ لِلَّذِي‏ لَهُ‏ الْحَقُّ‏ أَنْ لَا يَعْسُرَ أَخَاهُ إِذَا كَانَ قَدْ صَالَحَهُ عَلَى دِيَةٍ وَ يَنْبَغِي لِلَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ أَنْ لَا يَمْطُلَ أَخَاهُ إِذَا قَدَرَ عَلَى مَا يُعْطِيهِ وَ يُؤَدِّيَ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}، فَقَالَ هُوَ الرَّجُلُ يَقْبَلُ الدِّيَةَ أَوْ يَعْفُو أَوْ يُصَالِحُ ثُمَّ يَعْتَدِي فَيَقْتُلُ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ}}: درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ}}: از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال نمودم. آن [[حضرت]] فرمود: برای آن‌کس که [[حق]] مخصوص اوست، سزاوار است که بر [[برادر]] دینی‌اش سخت نگیرد، وقتی کار به [[مصالحه]] بر دیه می‌کشد، و بر آن کسی که [[ادای حق]] بر عهده اوست، سزد که پرداخت دیه را به وقت گذرانی و امروز و فردا نمودن نیندازد، هرگاه که بر پرداخت اندازه مقرّر توانا بود و ضمن پرداخت، آن را به نحو مطلوب و [[پسندیده]] بپردازد. بعد درباره فرموده خدای عزو جل: {{متن قرآن|فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}، سؤال نمودم. پس آن بزرگوار فرمود: آن، مردی است که دیه را قبول می‌کند یا [[عفو]] می‌نماید و یا (بر آن) مصالحه می‌کند و پس از آن به تجاوزکاری پرداخته و طرف را به [[قتل]] می‌رساند. پس بر او [[عذاب]] الیم است؛ همان‌طور که خدای عز و جل فرموده<ref>برهان، ص۱۱۱. ابن‌جمعه عروسی هم این حدیث را در جلد یکم تفسیر نورالثقلین، ص۱۵۷ و ۱۵۸، به روایت حلبی، ابی‌بصیر و سماعه، در ضمن چهار روایت، نقل کرده است.</ref>.
== منابع ==
نیز [[بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، به [[نقل]] از عیاشی و او از [[ابی‌بصیر]] به نقل از امام صادق{{ع}} آورده است که: {{متن حدیث|قَالَ: الْمَرْأَةُ الَّتِي لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حتى تنكح زوجه، غير الذي يطلق ثم يراجع ثم يطلق ثم يراجع ثم يطلق الثالثة، فلا تحل له حتى تنكح زوجاً غيره إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: {{متن قرآن|فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، وَ التَّسْرِيحُ هُوَ التَّطْلِيقَةُ الثَّالِثَةُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} فِي قَوْلِهِ: {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ}}، هَاهُنَا التَّطْلِيقَةُ الثَّالِثَةُ فَإِنْ طَلَّقَهَا الْأَخِيرُ {{متن قرآن|فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا}} بِتَزْوِيجٍ‏ جَدِيدٍ}}.
{{منابع}}
 
{{متن حدیث|عَنْ‏ أَبِي‏ بَصِيرٍ عَنْ‏ أَبِي‏ جَعْفَرٍ{{ع}}: قَالَ‏ إِنَّ‏ اللَّهَ‏ يَقُولُ‏: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، التَّطْلِيقَةِ الثَّالِثَةِ}}: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: آن زنی که برای شوهرش [[حلال]] نیست تا این که به [[نکاح]] شوهر خودش در بیاید، غیر از کسی است که او را [[طلاق]] می‌داده، سپس [[رجوع]] می‌کرده، پس از آن (دوباره) طلاق می‌داده و بعد مراجعه می‌کرده، سپس برای مرتبه سوم زنش را طلاق می‌داده است. پس در این صورت آن [[زن]]، برای آن شوهر حلال نیست تا این که آن زن به [[ازدواج]] همسری دیگر در آید. این است که [[خدای عزوجل]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، و {{متن قرآن|تَسْرِيحٌ}} عبارت است از طلاق سوم.
[[ابی‌بصیر]] گوید که امام صادق{{ع}} درباره سخن [[خدای متعال]]: {{متن قرآن|فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ}}، فرمود: همین طلاق سوم است. پس اگر شوهر (جدید) زن او را طلاق داد، اشکالی نیست در این که شوهر (قبلی‌)اش با ازدواجی جدید به او مراجعه کند.
هم‌چنین [[بحرانی]] در [[تفسیر برهان]] خود از ابی‌بصیر و او از [[امام باقر]]{{ع}} آورده است که آن بزرگوار فرمود: البته، خدای متعال می‌فرماید: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، و «تسریح به [[احسان]]»، طلاق‌دادن بار سوم است<ref>برهان، ص۳۷.</ref>.
همین‌طور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، [[نقل]] کرده که عیاشی از ابی‌بصیر و او از امام صادق{{ع}} [[روایت]] نموده که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَحَدُ الْوَالِدَيْنِ وَ عَلِيٌّ الْآخَرُ فَقُلْتُ‏ أَيْنَ‏ مَوْضِعُ‏ ذَلِكَ‏ فِي‏ كِتَابِ‏ اللَّهِ قَالَ قَرَأ: {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}}}: همانا به [[درستی]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} یکی از دو والد بوده و آن دیگری، [[علی]]{{ع}} است؛ ابی‌بصیر می‌گوید به امام صادق{{ع}} گفتم: این مطلب در کدامین جای کتاب [[خدای متعال]] نگاشته شده؟ آن [[حضرت]] در پاسخ، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} را قرائت نمود<ref>برهان، ص۲۲۷.</ref>.
 
باز [[ابی‌بصیر]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره سخن خدای متعال: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} [[روایت]] کند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان رسول الله{{صل}} [[احد]] الوالدين و علي{{ع}} الاخر، و ذكر انها الآية التي في النساء}}: همانا به [[درستی]] [[پیامبر خدا]]{{صل}} یکی از [[والدین]] و دیگر از آن دو، [[علی]]{{ع}} است و آن آیه‌ای را که در [[سوره نساء]] است، یادآور شد.
هم‌چنین ابن شهرآشوب از [[ابان بن تغلب]] و او از [[امام صادق]]{{ع}} درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، روایت کند که آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|الوالدان، رسول الله{{صل}} و علي{{ع}}}}: آن دو [[پدر]]، پیامبر خدا{{صل}} و علی{{ع}} است<ref>برهان، ص۲۲۷.</ref>.
نیز ابن شهرآشوب از [[سلام جعفی]]، و او از امام باقر{{ع}}، و از ابان بن تغلب، و او از امام صادق{{ع}}، روایت کند که: آیه شریفه، درباره پیامبر خدا{{صل}} و علی{{ع}} نازل شده است. سپس ابن شهرآشوب افزوده: و مانند این روایت در [[حدیث]] ابن‌جبله آمده است<ref>برهان، ص۲۲۷.</ref>.
همین‌طور ابن شهرآشوب گفته است از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] شده که: {{متن حدیث|أَنَا وَ عَلِيٌّ‏ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّةِ}}: من و علی دو پدر این امتیم. ([[بحرانی]] گوید:) می‌گویم: آن را صاحب فایق هم نقل کرده است<ref>برهان، ص۲۲۷.</ref>.
 
هم‌چنین ابن شهرآشوب از [[معصوم]]{{عم}} نقل کند که پیامبر{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ فَعَلَى‏ عَاقِّ‏ وَالِدَيْهِ‏ لَعْنَةُ اللَّهِ‏}}: من و علی، دو پدر این امتیم. پس [[لعنت]] خدای متعال بر کسی است که عاق دو پدرش گردد<ref>برهان، ص۲۲۷.</ref>.
همین‌طور [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر المیزان]] در بحثی [[روایی]]، بعد از بیان [[احادیث]] مذکور، می‌فرماید: آنچه را که از آن خبر داده‌اند، مربوط به بطن [[قرآن]] است؛ زیرا همان‌طور که [[اب]] یا والد، مبدأ [[انسانی]] است برای وجود [[انسان]] و [[تربیت جسمانی]] او، به [[معلم]] و مربی انسان هم برای به کمال‌رساندنش [[پدر]] خطاب می‌شوند. پس برای مثل [[پیامبر]]{{صل}} و ولی سزاوار است که [[برترین]] [[درود]] و [[دعا]] فرستاده شود؛ چون آنان برای [[مؤمن]]، پدری هستند که او توسط آنها [[هدایت یافته]]، و آن [[هدایت]]، اقتباس از پرتو [[انوار]] [[علوم]] و معارفش است که در [[قیاس]] با آن، پدر [[جسمانی]] که شأنی جز مبدأ وجودی‌بودن و [[تربیت جسمانی]] ندارد، چیزی نیست. پس پیامبر{{صل}} و ولی، دو پدری‌اند که [[آیات قرآنی]] که سفارش [[والدین]] را به [[اولاد]] کرده، بر حسب [[باطن قرآن]]، شامل آن دو است، هر چند بنا بر ظاهر [[آیات]]، آنان (یعنی پیامبر و ولی) أبوین جسمانی شمرده نمی‌شوند<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۰.</ref>.
نیز [[سید]] [[بحرانی]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ}}، چنین گوید: بنا بر آنچه [[سدی]] از ابی‌مالک و او از [[ابن‌عباس]] درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ}}، آورده، سابق این [[امت]]، [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} است<ref>برهان، ص۴۴۰.</ref>.
 
[[مالک بن انس]] از [[ابی‌صالح]] و او از ابن‌عباس [[نقل]] کند که: {{متن حدیث|{{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}}، نزلت في امير المؤمنين، و هو اسبق [[الناس]] كلهم بالايمان، و صلى على القبلتين و بايع البيعتين: بيعة [[بدر]] و بيعة الرضوان، و [[هاجر]] الهجرتين مع [[جعفر]]: من مكة إلى الحبشة و من الحبشة إلى [[المدینة]]}}: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ}} درباره [[امیر مؤمنان]]{{ع}} نازل گردید و او پیشی‌گرفته بر همه [[مردم]] به [[ایمان]] است، و او بر دو [[قبله]] [[نماز]] گزارد و در دو [[بیعت]]: بیعت بدر، و [[بیعت رضوان]]، شرکت نمود و دو [[هجرت]] با جعفر انجام داد: [[مهاجرت]] از [[مکه]] به [[حبشه]]، و از حبشه به [[مدینه]]<ref>برهان، ص۴۴۰.</ref>.
 
و فی نهج البیان عن الصادق{{ع}}: {{متن حدیث|انها نزلت في علي{{ع}} و من [[تبعه]] من المهاجرين و الانصار، و الذين اتبعوهم بإحسان رضي [[الله]] عنهم و رضوا عنه و أعد لهم جنات تجري تحتها الانهار خالدين فيها أبدا ذلك الفوز العظيم}}<ref>برهان، ص۴۴۰.</ref>.
هم‌چنین ابن‌بابویه با اسنادش تا [[عمرو بن عثمان]]، در [[تفسیر]] قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ...}} [[نقل]] می‌کند که درباره این سخن [[خدای متعال]]، [[علی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، فرمود: {{متن حدیث|فَالْعَدْلُ‏ الْإِنْصَافُ‏ وَ الْإِحْسَانُ‏ التَّفَضُّلُ}}<ref>برهان، ص۵۸۱؛ ابن جمعه عروسی، این حدیث را در نورالثقلین، ج۳، ص۷۷ نقل کرده است.</ref>.
 
و نیز عیاشی از سعد اسکاف از [[امام باقر]]{{ع}} در تفسیر قوله تعالی: {{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ...}} نقل می‌کند که [[حضرت]] فرمود: {{متن حدیث|{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ}} وَ هُوَ مُحَمَّدٌ{{صل}} فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ عَدَلَ، {{{متن قرآن|وَالْإِحْسَانِ}} عَلِيٌّ{{ع}} فَمَنْ تَوَلَّاهُ فَقَدْ أَحْسَنَ‏ وَ الْمُحْسِنُ‏ فِي‏ الْجَنَّةِ}}: خدای متعال [[امر به عدل]] می‌کند و آن [[محمد]]{{صل}} است، پس هر که او را [[اطاعت]] کند، به [[تحقیق]] [[عدالت]] ورزیده است، و [[احسان]]، علی{{ع}} است. پس هر که او را ولی خود بنماید، احسان نموده و [[محسن]] (هم)، [[اهل بهشت]] است<ref>برهان، ص۵۸۱؛ نورالثقلین، ج۳، ص۸۰، ح۲۰۶.</ref>.
و همین‌طور در تفسیر قوله تعالی: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، از [[محمد بن یعقوب]] با اسنادش تا ابی‌ولاد حناط، [[روایت]] می‌کند که ابی‌ولاد گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره سخن خدای متعال {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}} سؤال نمودم که این چه نوع احسانی است؟ حضرت فرمود: {{متن حدیث|الْإِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لَا تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلَاكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ‏ إِلَيْهِ‏ وَ إِنْ‏ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ‏ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ}} }}.
آن احسان، این است که با آن دو [[نیکو]] [[مصاحبت]] کنی و آنان را در [[دشواری]] درخواست چیزی که بدان نیاز دارند، قرار ندهی، هر چند که آنها در [[بی‌نیازی]] باشند. مگر خدای متعال نمی‌فرماید: هرگز به خیر و [[نیکی]] نمی‌رسید تا آنکه از آنچه مورد علاقه و [[محبت]] شماست، [[انفاق]] نمایید<ref>برهان، ص۶۰۱.</ref>؟
 
[[ابن‌جمعه عروسی]] در تفسیر قوله تعالی: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}، در [[نورالثقلین]] آورده که عیاشی با اسنادش تا علی بن سالم، و او می‌گوید: شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرمود: {{متن حدیث|آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ مُسَجَّلَةٌ قُلْتُ مَا هِيَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ‏ {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}} جَرَتْ‏ فِي‏ الْكَافِرِ وَ الْمُؤْمِنِ‏ وَ الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ مَنْ صُنِعَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَعَلَيْهِ أَنْ يُكَافِئَ بِهِ وَ ِ وَ لَيْسَ الْمُكَافَاةَ أَنْ تَصْنَعَ كَمَا صُنِعَ حَتَّى تُرْبِيَ فَإِنْ صَنَعْتَ كَمَا صُنِعَ كَانَ لَهُ الْفَضْلُ بِالابْتِدَاءِ}}: آیه‌ای در کتاب [[خدای متعال]] ([[قرآن مجید]]) هست که [[ثابت]]، محقق و محکم است. گفتم: آن، کدام [[آیه]] است؟ آن بزرگوار فرمود: فرموده خدای عزو جل: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}، که آن درباره [[کافر]] و [[مؤمن]]، و [[نیکوکار]] و [[بدکار]] جاری گردد، و هر کس نسبت به او نیکی‌ای شود، بر اوست که آن را به کفایت جبران کند، و جبران [[نیکی]] به این نیست که همان‌گونه باشد که انجام شده، بلکه باید افزون بر آن باشد، پس اگر همان‌گونه باشد که انجام شده، [[فضل]] و [[برتری]] برای کسی است که نیکی را آغاز کرده است<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۱۸۵، حدیث ۵۸.</ref>.
 
[[ابن‌جمعه عروسی]] باز درباره [[حق]] [[پدر]] بر فرزند روایتی را از [[محمد بن عیسی]] با اسنادش تا [[درست بن ابی‌منصور]] و او نیز از [[امام کاظم]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که: آن بزرگوار فرمود: {{متن حدیث|سأل رجل رسول الله{{صل}}: مَا حَقُّ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ قَالَ لَا يُسَمِّيهِ‏ بِاسْمِهِ‏ وَ لَا يَمْشِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَا يَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لَا يَسْتَسِبُّ لَهُ}}: مردی از [[پیامبر خدا]]{{صل}} سؤال نمود: حق پدر بر فرزند چیست؟ [[پیامبر]] و پاسخ داد: او را به نام صدا نزند، در راه‌رفتن بر او پیشی نگیرد، قبل از او ننشیند و کاری نکند که به او بد بگویند<ref>نورالثقلین، ج۳، ص۱۴۹، حدیث ۱۳۳.</ref>.
هم‌چنین در [[تفسیر نمونه]] به نقل از [[روح المعانی]] و فی ظلال، دو [[حدیث]] ذکر شده که هم فزونی حق [[مادر]] نسبت به حق پدر، و هم اهمیت فوق‌العاده حق مادر، در آن [[تأیید]] شده که عیناً [[نقل]] می‌گردد. در یکی از آن دو [[حدیث]] آمده است که مردی نزد [[رسول خدا]] رفت و عرض کرد: {{متن حدیث|مَنْ أَبَرُّ؟ قَالَ‏: أُمَّكَ‏. قَالَ:‏ ثُمَّ مَنْ؟‏ قَالَ{{ع}}: أُمَّكَ قَالَ ثُمَّ مَنْ؟ قَالَ أَبَاكَ}}: ای رسول خدا! به چه کسی [[نیکی]] کنم؟ فرمود: به مادرت. عرض کرد که: بعد از او به چه کسی؟ فرمود: به مادرت. برای سومین بار عرض کرد: بعد از او به چه کسی؟ باز فرمود: به مادرت، و در چهارمین بار وقتی این سؤال را تکرار کرد، گفت: به پدرت<ref>روح المعانی، ج۲۶، ص۱۶.</ref>.
 
در حدیث دیگر نیز آمده است که مردی [[مادر]] پیر و [[ناتوان]] خود را بر دوش گرفته بود و به [[طواف]] مشغول بود، در همین هنگام [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} رسید و عرض کرد: {{متن حدیث|هل أديت حقها؟}}: آیا [[حق]] مادرم را این‌سان ادا کرده‌ام؟ پیامبر{{صل}} در جواب فرمود: {{متن حدیث|لا، ولا بزفرة واحدة}}: نه، حتی یک نفس او را جبران نکرده‌ای<ref>فی ظلال، ج۷، ص۴۱۵.</ref>.
و نیز شیخ جلال‌الدین، [[عبدالرحمن]] [[سیوطی]]، در [[تفسیر]] در المنثور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}، فرموده: [[ابوداوود]]، [[نسائی]] و [[بیهقی]] از [[ابن‌عباس]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{متن قرآن|وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ}} الی قوله: {{متن قرآن|بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ}}، {{عربی|و ذلك ان الرجل كان اذا طلق امرأته، فهو أحق برجعتها، و ان طلقها ثلاثاً، فنسخ ذلك، فقال}}: {{متن قرآن|الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ}}<ref>الدر المنثور، ج۱، ص۲۷۷.</ref>.
نیز در همان تفسیر آمده که [[ابن ابی‌حاتم]] از [[عبدالرحمن بن ابی‌لیلی]] اخراج نمود که او گفت: {{عربی|كان الناس على ثلاث منازل: الْمُهَاجِرُونَ‏ الْأَوَّلُونَ، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}}، {{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ}} فاحسن ما يكون، أن يكون بهذه المنزلة}}<ref>الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۱.</ref>.
همین‌طور درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ}}، آورده که از ابن‌زید اخراج نمودند که او گفت: {{عربی|من بقي من اهل الاسلام الى ان تقوم الساعة}}<ref>الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۱.</ref>.
 
نیز در همین [[تفسیر]] آمده که: [[ابن جریر]] و [[ابن ابی حاتم]] درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}} از [[قتاده]] [[اخراج]] نمودند که او گفت: {{عربی|ليس من خلق حسن كان اهل الجاهلية يعملون به و يعظمونه و يخشونه، الا امر الله به، و ليس من خلق سيئ كانوا يتعابرونه بينهم الا نهى الله عنه و قدم فيه و انما نهى عن سفاسف الاخلاق و مذامها}}<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۱۲۹.</ref>.
و نیز آورده که: [[ابن ابی‌حاتم]] درباره قوله تعالی: {{متن قرآن|وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}، از [[حسن]] اخراج نمود که: {{عربی|يقول براً}}<ref>الدر المنثور، ج۴، ص۱۷۱.</ref>.
 
باز آورده که: ابن‌مردویه از [[جابر بن عبدالله]]، اخراج نمود که او گفت: {{متن حدیث|قال: رسول الله{{صل}} في هذه الآية: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}، قال: هل [[جزاء]] من أنعمت عليه بالإسلام إلا أن أدخله الجنة}}<ref>الدر المنثور، ج۶، ص۱۴۹.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۵۳.</ref>
 
 
== جستارهای وابسته ==
 
==منابع==
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
# [[پرونده:1100560.jpg|22px]] [[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ قرآن''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس2}}
{{پانویس}}


[[رده:احسان در حدیث]]
[[رده:احسان]]
[[رده:مدخل]]
۱۲۹٬۷۹۲

ویرایش