بحث:آیه ابتلا: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
محوری‌ترین [[آیه]] از [[آیات قرآن]] که می‌تواند در تبیین مفهوم [[امامت]] کمک شایانی کند، [[آیه]] ۱۲۴ [[سوره بقره]]، معروف به [[آیه]] ابتلاست: {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستم‌کاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>. [[مفسران]] نخستین [[اسلام]]، همچون برخی از مفسران متأخر<ref>سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۱، ص۳۷۳. آلوسی معتقد است که سیزده قول راجع به تعیین مصداق «کلمات» در آیه ابتلا وجود دارد.</ref>، تلاش خود را در [[تفسیر]] این [[آیه]] به شناسایی مصادیق امتحانات [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} معطوف کرده‌اند<ref>در این باره ر.ک: عبدالرحمن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۲۲۳.</ref>.
محوری‌ترین [[آیه]] از [[آیات قرآن]] که می‌تواند در تبیین مفهوم [[امامت]] کمک شایانی کند، [[آیه]] ۱۲۴ [[سوره بقره]]، معروف به [[آیه]] ابتلاست. [[مفسران]] نخستین [[اسلام]]، همچون برخی از مفسران متأخر<ref>سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۱، ص۳۷۳. آلوسی معتقد است که سیزده قول راجع به تعیین مصداق «کلمات» در آیه ابتلا وجود دارد.</ref>، تلاش خود را در [[تفسیر]] این [[آیه]] به شناسایی مصادیق امتحانات [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} معطوف کرده‌اند<ref>در این باره ر.ک: عبدالرحمن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۱، ص۲۲۳.</ref>.


همچنین از گزارش [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری، استفاده می‌شود که [[اصحاب]] [[امامیه]]، برای [[اثبات عصمت امام]]، به طور ویژه به این [[آیه]] عنایت داشته‌اند<ref>شیخ طوسی می‌نویسد: {{عربی|"واستدل اصحابنا بهذه الآية على ان الامام لا يكون إلا معصوماً من القبائح"}}. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹؛ نیز ر.ک: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۸۰ و ۳۸۱.</ref>؛ چنان‌که بر اساس منابع موجود تا دوران [[امام صادق]] {{ع}} چنین امری ـ اثبات عصمت امام به وسیله این [[آیه]] ـ قابل ردیابی است؛ به طور مثال، [[هشام بن حکم]] در مناظره خود با ضرار اباضی مسلک، پس از آنکه می‌گوید [[شرط امامت]]، [[عصمت از گناه]] است، از این [[آیه]] جهت [[تأیید]] نظریه خود استفاده می‌کند<ref>شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۰۴.</ref>. برخی از دانشمندان [[اهل سنت]] نیز، پس از آنکه مصداق [[امام]] را همان [[نبی]] دانسته‌اند، برای [[اثبات عصمت پیامبران]] از این [[آیه]] مدد جسته‌اند<ref>محمد بن عمر فخر رازی، عصمة الانبیاء، ص۱۴؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۶-۳۷؛ سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۵۲. البته تفتازانی مراد از امام را در آیه، نبی یا امام می‌داند.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۷۱.</ref>
همچنین از گزارش [[شیخ طوسی]] در قرن پنجم هجری، استفاده می‌شود که [[اصحاب]] [[امامیه]]، برای [[اثبات عصمت امام]]، به طور ویژه به این [[آیه]] عنایت داشته‌اند<ref>شیخ طوسی می‌نویسد: {{عربی|"واستدل اصحابنا بهذه الآية على ان الامام لا يكون إلا معصوماً من القبائح"}}. محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹؛ نیز ر.ک: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۸۰ و ۳۸۱.</ref>؛ چنان‌که بر اساس منابع موجود تا دوران [[امام صادق]] {{ع}} چنین امری ـ اثبات عصمت امام به وسیله این [[آیه]] ـ قابل ردیابی است؛ به طور مثال، [[هشام بن حکم]] در مناظره خود با ضرار اباضی مسلک، پس از آنکه می‌گوید [[شرط امامت]]، [[عصمت از گناه]] است، از این [[آیه]] جهت [[تأیید]] نظریه خود استفاده می‌کند<ref>شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۲۰۴.</ref>. برخی از دانشمندان [[اهل سنت]] نیز، پس از آنکه مصداق [[امام]] را همان [[نبی]] دانسته‌اند، برای [[اثبات عصمت پیامبران]] از این [[آیه]] مدد جسته‌اند<ref>محمد بن عمر فخر رازی، عصمة الانبیاء، ص۱۴؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲، ص۳۶-۳۷؛ سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۵۲. البته تفتازانی مراد از امام را در آیه، نبی یا امام می‌داند.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۷۱.</ref>
خط ۱۰۲: خط ۱۰۲:
'''نقد و بررسی'''
'''نقد و بررسی'''


در این که می‌‏توان مقام نبوت و رسالت را جدا از امامت به معنای [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] تصور کرد و حتی تحقق خارجی آن دو بدون امامت نیز امکان دارد، سخنی نیست؛ لیکن با توجه به [[آیات قرآن]] و [[فلسفه نبوت]] از نظر [[عقل]]، چنین تفکیکی پذیرفته نمی‏‌شود. [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف بعثت]] را [[قضاوت]] و [[داوری در اختلافات]] دانسته می‏‌فرماید: خداوند [[پیامبران]] را برانگیخت، تا [[مردم]] را [[بشارت]] و [[بیم]] دهند و [[کتاب آسمانی]]، که به سوی [[حق]] [[دعوت]] می‌‏کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه [[اختلاف]] داشتند، [[داوری]] کند. <ref>سوره بقره، آیه213..</ref>. درست است که [[حکم]] کردن در [[اختلافات]] مردم به کتاب نسبت داده شده، ولی روشن است که کتاب تنها [[قانون]] و [[معیار داوری]] را بیان می‌‏کند و در کنار آن [[قاضی]] نیز برای تشخیص مصداق و [[حاکم]] هم برای [[اجرای قانون]] لازم است تا غرض از نبوت و [[شریعت]] تحقق یابد؛ و [[داور]] و مجری شریعت افرادی مستقل و در عرض پیامبران نبوده‌‏اند. بنابراین، [[پیامبران الهی]] هر دو معنای امامت را دارا بودند. در آیه‌‏ای دیگر می‏‌فرماید: ما [[رسولان]] خود را با [[دلایل]] روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و [[میزان]] ([[شناسایی حق]] از [[باطل]] و [[قوانین عادلانه]]) نازل کردیم تا مردم به [[عدالت]] [[قیام]] کنند.... <ref>سوره حدید، آیه25..</ref>. [[برقراری عدالت]] در [[جامعه]] به دو عامل مهم نیاز دارد: قانونی جامع و عادلانه و [[زمامداری]] [[حکیم]]، [[عادل]] و با [[صلابت]] که قانون را به [[درستی]] شناخته، آن را به خوبی [[اجرا]] کند، و بدون [[شک]] پیامبران الهی شایسته‏‌ترین [[رهبران]] [[معنوی]] و [[سیاسی]] عصر خویش بوده‌‏اند. البته شرایط [[اجتماعی]] مناسب برای تحقق [[مقام زعامت]] و [[رهبری سیاسی]] گروهی از [[پیامبران]] فراهم نشده و در نتیجه این [[مقام]] فعلیت نیافته است. چنان که [[زعامت سیاسی]] در مورد بسیاری از [[امامان اهل بیت]] ‏{{عم}} نیز به دلیل فراهم نبودن شرایط اجتماعی تحقق نیافته است.
در این که می‌‏توان مقام نبوت و رسالت را جدا از امامت به معنای [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] تصور کرد و حتی تحقق خارجی آن دو بدون امامت نیز امکان دارد، سخنی نیست؛ لکن با توجه به [[آیات قرآن]] و [[فلسفه نبوت]] از نظر [[عقل]]، چنین تفکیکی پذیرفته نمی‏‌شود. [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف بعثت]] را [[قضاوت]] و [[داوری در اختلافات]] دانسته می‏‌فرماید: خداوند [[پیامبران]] را برانگیخت، تا [[مردم]] را [[بشارت]] و [[بیم]] دهند و [[کتاب آسمانی]]، که به سوی [[حق]] [[دعوت]] می‌‏کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه [[اختلاف]] داشتند، [[داوری]] کند. <ref>سوره بقره، آیه213..</ref>. درست است که [[حکم]] کردن در [[اختلافات]] مردم به کتاب نسبت داده شده، ولی روشن است که کتاب تنها [[قانون]] و [[معیار داوری]] را بیان می‌‏کند و در کنار آن [[قاضی]] نیز برای تشخیص مصداق و [[حاکم]] هم برای [[اجرای قانون]] لازم است تا غرض از نبوت و [[شریعت]] تحقق یابد؛ و [[داور]] و مجری شریعت افرادی مستقل و در عرض پیامبران نبوده‌‏اند. بنابراین، [[پیامبران الهی]] هر دو معنای امامت را دارا بودند. در آیه‌‏ای دیگر می‏‌فرماید: ما [[رسولان]] خود را با [[دلایل]] روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و [[میزان]] ([[شناسایی حق]] از [[باطل]] و [[قوانین عادلانه]]) نازل کردیم تا مردم به [[عدالت]] [[قیام]] کنند.... <ref>سوره حدید، آیه25..</ref>. [[برقراری عدالت]] در [[جامعه]] به دو عامل مهم نیاز دارد: قانونی جامع و عادلانه و [[زمامداری]] [[حکیم]]، [[عادل]] و با [[صلابت]] که قانون را به [[درستی]] شناخته، آن را به خوبی [[اجرا]] کند، و بدون [[شک]] پیامبران الهی شایسته‏‌ترین [[رهبران]] [[معنوی]] و [[سیاسی]] عصر خویش بوده‌‏اند. البته شرایط [[اجتماعی]] مناسب برای تحقق [[مقام زعامت]] و [[رهبری سیاسی]] گروهی از [[پیامبران]] فراهم نشده و در نتیجه این [[مقام]] فعلیت نیافته است. چنان که [[زعامت سیاسی]] در مورد بسیاری از [[امامان اهل بیت]] ‏{{عم}} نیز به دلیل فراهم نبودن شرایط اجتماعی تحقق نیافته است.


وجوهی که [[شیخ الطائفه]] بر تفکیک [[نبوت]] از [[امامت]] بیان کرده است، مدعای وی را [[اثبات]] نمی‌‏کند. در مورد [[پیامبر]] [[بنی اسرائیل]] در عصر [[طالوت]]، همین که [[مردم]] از پیامبر خواستند تا برای [[جنگ با دشمنان]] [[فرماندهی]] را برای آنان تعیین کند، دلیل روشن بر این است که آنان فرماندهی کل [[سپاه]] را از [[شئون پیامبر]] می‏‌دانستند، و از طرفی پیامبر نیز درخواست آنان را رد نکرد و نگفت این کار خارج از [[شئون]] [[پیامبری]] است. اما این که مردم خود را برای فرماندهی سزاوارتر از طالوت می‏‌پنداشتند به این جهت بود که آنان در این باره با معیار [[مال]] و [[ثروت]] و [[شهرت]] [[قضاوت]] می‌‏کردند، بدین جهت [[پیامبر خدا]] با بیان [[توانمندی]] [[جسمانی]] و [[دانایی]] طالوت، [[داوری]] مردم را رد کرد. [[هارون]] هم، اگر چه دارای [[شأن]] و [[مقام امامت]] بود ولی با وجود [[حضرت موسی]] که [[پیامبر اولوالعزم]] بود و زعامت سیاسی [[جامعه]] در دست وی بود، زمینه‏ای برای [[اعمال]] [[امامت سیاسی]] توسط هارون وجود نداشت، چنانکه [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[زمان پیامبر]]{{صل}} و [[امام حسن]] و [[امام]] حسین‏{{عم}} هم در [[زمان امیرالمؤمنین]]{{ع}} و امام حسین‏{{ع}} نیز در [[زمان امام حسن]] ‏{{ع}}، همین گونه بوده است. درباره [[امامت حضرت ابراهیم]] که در [[آیه]] مورد بحث مطرح شده است یادآور می‏‌شویم، اگر مقصود از آن رهبری سیاسی بود به چنان آزمون‏‌های [[دشواری]] نیاز نبود. در زعامت سیاسی، علاوه بر صلاحیت‏‌های معنوی [[درایت]] و [[کاردانی]] در [[رهبری جامعه]] لازم است، که [[پیامبران الهی]] به مقتضای این که شایسته‌‏ترین انسان‌های عصر خود بودند، چنین ویژگی‏‌هایی را دارا بودند، به ویژه آنکه از [[مقام عصمت]] در [[علم]] و عمل نیز برخوردار بودند. <ref>علی ربانی گلپایگانی، مقاله: آیه ابتلای ابراهیم، نشریه کلام اسلامی، شماره 54.</ref>.
وجوهی که [[شیخ الطائفه]] بر تفکیک [[نبوت]] از [[امامت]] بیان کرده است، مدعای وی را [[اثبات]] نمی‌‏کند. در مورد [[پیامبر]] [[بنی اسرائیل]] در عصر [[طالوت]]، همین که [[مردم]] از پیامبر خواستند تا برای [[جنگ با دشمنان]] [[فرماندهی]] را برای آنان تعیین کند، دلیل روشن بر این است که آنان فرماندهی کل [[سپاه]] را از [[شئون پیامبر]] می‏‌دانستند، و از طرفی پیامبر نیز درخواست آنان را رد نکرد و نگفت این کار خارج از [[شئون]] [[پیامبری]] است. اما این که مردم خود را برای فرماندهی سزاوارتر از طالوت می‏‌پنداشتند به این جهت بود که آنان در این باره با معیار [[مال]] و [[ثروت]] و [[شهرت]] [[قضاوت]] می‌‏کردند، بدین جهت [[پیامبر خدا]] با بیان [[توانمندی]] [[جسمانی]] و [[دانایی]] طالوت، [[داوری]] مردم را رد کرد. [[هارون]] هم، اگر چه دارای [[شأن]] و [[مقام امامت]] بود ولی با وجود [[حضرت موسی]] که [[پیامبر اولوالعزم]] بود و زعامت سیاسی [[جامعه]] در دست وی بود، زمینه‏ای برای [[اعمال]] [[امامت سیاسی]] توسط هارون وجود نداشت، چنانکه [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[زمان پیامبر]]{{صل}} و [[امام حسن]] و [[امام]] حسین‏{{عم}} هم در [[زمان امیرالمؤمنین]]{{ع}} و امام حسین‏{{ع}} نیز در [[زمان امام حسن]] ‏{{ع}}، همین گونه بوده است. درباره [[امامت حضرت ابراهیم]] که در [[آیه]] مورد بحث مطرح شده است یادآور می‏‌شویم، اگر مقصود از آن رهبری سیاسی بود به چنان آزمون‏‌های [[دشواری]] نیاز نبود. در زعامت سیاسی، علاوه بر صلاحیت‏‌های معنوی [[درایت]] و [[کاردانی]] در [[رهبری جامعه]] لازم است، که [[پیامبران الهی]] به مقتضای این که شایسته‌‏ترین انسان‌های عصر خود بودند، چنین ویژگی‏‌هایی را دارا بودند، به ویژه آنکه از [[مقام عصمت]] در [[علم]] و عمل نیز برخوردار بودند. <ref>علی ربانی گلپایگانی، مقاله: آیه ابتلای ابراهیم، نشریه کلام اسلامی، شماره 54.</ref>.
۲۲۴٬۸۸۷

ویرایش