خیانت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن')
 
خط ۳۹: خط ۳۹:


==روابط معنایی خیانت==
==روابط معنایی خیانت==
میان خیانت و برخی واژه‌های دیگر، نوعی تقارب معنایی هست و گاه برخی از آنها از مصادیق خیانت دانسته شده‌اند. مصدر ثلاثی مجرد مضموم العین ماده [[غلول]]، به معنای خیانت در [[غنیمت جنگی]] و [[دزدی]] از آن، پیش از تقسیمش دانسته شده است<ref>غریب الحدیث، ج ۱، ص۲۰۰.</ref>. برخی آن را مرادف خیانت<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۵۰۰، «غلل».</ref> و اختصاص معنای آن به غنیمت جنگی را به جهت کاربست [[عرفی]] آن در این معنا دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۱۴.</ref>. واژه‌های خیانت و غَدْر، هر دو معنای پیمانشکنیِ ناحق را دربردارند و تفاوتشان تنها در پنهان بودن خیانت و آشکاربودن [[غدر]] است<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۳۵؛ التبیان، ج ۶، ص۱۵۵.</ref>. همین تفاوت، میان واژه‌های خیانت و [[غصب]] نیز هست<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۲۸.</ref>. تفاوت خیانت و خدیعه در این است که خدیعه تنها در [[حقوق]] [[معاشرت]] و [[روابط اجتماعی]] جریان می‌یابد<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۱۸.</ref>. تفاوت خیانت و دزدی به این است که در خیانت، باید [[ودیعه]] [یا عهدی] در میان باشد<ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص۱۶۲.</ref>، پس شخصْ امین قرار می‌گیرد؛ ولی در دزدی همیشه این گونه نیست، از این‌رو هر خائنی دزد است؛ ولی هر دزدی [[خائن]] نیست<ref>تاویل مشکل القرآن، ص۴۷۷.</ref>. برخی [[خیانت]] و [[نفاق]] را مرادف و تفاوت آنها را در این می‌دانند که خیانت به دیده [[عهد]] و [[امانت]]؛ لیکن نفاق به نگره [[دین]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص۳۰۵، «خون».</ref>؛ اما بررسی موارد کاربرد این دو واژه نشان می‌دهد که نوعی [[پنهانکاری]] و پیمانشکنی در هر دو هست؛ ولی مترادف نیستند بلکه خیانت اعم بوده و نفاق مصداقی از خیانت است.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۴۲۱.</ref>.
میان خیانت و برخی واژه‌های دیگر، نوعی تقارب معنایی هست و گاه برخی از آنها از مصادیق خیانت دانسته شده‌اند. مصدر ثلاثی مجرد مضموم العین ماده [[غلول]]، به معنای خیانت در [[غنیمت جنگی]] و [[دزدی]] از آن، پیش از تقسیمش دانسته شده است<ref>غریب الحدیث، ج ۱، ص۲۰۰.</ref>. برخی آن را مرادف خیانت<ref>لسان العرب، ج ۱۱، ص۵۰۰، «غلل».</ref> و اختصاص معنای آن به غنیمت جنگی را به جهت کاربست [[عرفی]] آن در این معنا دانسته‌اند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۴۱۴.</ref>. واژه‌های خیانت و غَدْر، هر دو معنای پیمانشکنیِ ناحق را دربردارند و تفاوتشان تنها در پنهان بودن خیانت و آشکاربودن [[غدر]] است<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۳۵؛ التبیان، ج ۶، ص۱۵۵.</ref>. همین تفاوت، میان واژه‌های خیانت و [[غصب]] نیز هست<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۲۲۸.</ref>. تفاوت خیانت و خدیعه در این است که خدیعه تنها در [[حقوق]] [[معاشرت]] و [[روابط اجتماعی]] جریان می‌یابد<ref>المیزان، ج ۹، ص۱۱۸.</ref>. تفاوت خیانت و دزدی به این است که در خیانت، باید [[ودیعه]] [یا عهدی] در میان باشد<ref>مجمع‌البیان، ج ۳، ص۱۶۲.</ref>، پس شخصْ امین قرار می‌گیرد؛ ولی در دزدی همیشه این گونه نیست، از این‌رو هر خائنی دزد است؛ ولی هر دزدی [[خائن]] نیست<ref>تاویل مشکل القرآن، ص۴۷۷.</ref>. برخی [[خیانت]] و [[نفاق]] را مرادف و تفاوت آنها را در این می‌دانند که خیانت به دیده [[عهد]] و [[امانت]]؛ لکن نفاق به نگره [[دین]] گفته می‌شود<ref>مفردات، ص۳۰۵، «خون».</ref>؛ اما بررسی موارد کاربرد این دو واژه نشان می‌دهد که نوعی [[پنهانکاری]] و پیمانشکنی در هر دو هست؛ ولی مترادف نیستند بلکه خیانت اعم بوده و نفاق مصداقی از خیانت است.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۴۲۱.</ref>.


==اقسام خیانت==
==اقسام خیانت==
خط ۵۴: خط ۵۴:


===خیانت به همنوعان===
===خیانت به همنوعان===
خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمان‌هاست؛ مانند پیمان‌های دوسویه نظامی واقتصادی [[دولت‌ها]] و [[اقوام]] با یکدیگر. [[قرآن کریم]] در این عرصه، جلوه‌هایی ویژه و برجسته از [[اخلاق اسلامی]] نمایانده است؛ مثلاً به [[مؤمنان]] دستور می‌دهد که پیمان‌های میان خودتان را وسیله [[خدعه]] و [[نیرنگ]] قرار ندهید و به سبب [[مدارا]] با قومی که از [[هم‌پیمانان]] شما برترند، [[عهد]] خود را نشکنید<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}} «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.</ref>، بلکه در هر شرایطی به پیمان‌های خود [[وفادار]] باشید<ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۰.</ref>. به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[اجازه]] می‌دهد که اگر از یکی از هم‌پیمانان خود نشانه‌های پیمانشکنی را دید و از خیانتشان [[بیم]] داشت، بی‌اعتباری [[پیمان]] پیشین را به آنان اعلام کند و آن‌گاه چنانچه خواست، با آنان وارد [[کارزار]] شود<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۳۱؛ المبسوط، ج ۲، ص۵۸.</ref>: {{متن قرآن|وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةًۭ فَٱنۢبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَآءٍ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْخَآئِنِينَ}}<ref>«و اگر از گروهی بیم خیانتی (در پیمان) داری به گونه برابر (پیمانشان را) به سوی آنها بیفکن که خداوند خیانتکاران را دوست نمی‌دارد» سوره انفال، آیه ۵۸.</ref>، چنان‌که آن حضرت با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] ـ که در [[جنگ خندق]] باوجود پیمانشان با [[پیامبر]]{{صل}}، به [[یاری]] [[دشمنان]] او شتافتند ـ چنین کرد<ref>جامع‌البیان، ج ۶، ص۳۴، ۳۶.</ref>، پس می‌توان گفت که از دیدگاه [[قرآن کریم]] [[خیانت]] به هر شکلی نارواست؛ حتی نباید خیانت پیمانشکنان را با خیانت پاسخ داد و آغاز [[جنگ با دشمن]]، بی‌اعلام بی‌اعتباری [[پیمان]] گذشته، خود کاری [[زشت]]، [[ناشایست]] و خیانتی در برابر خیانت است<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۵۰؛ المیزان، ج ۹، ص۱۴۷.</ref>؛ لیکن به گفته برخی [[مفسران]] این‌گونه عملکرد، در جایی است که نشانه‌های پیمانشکنی تنها از طرف مقابل آشکار شوند؛ [یعنی خائنانه پیمانشکنی کند]، پس اگر طرفِ [[هم‌پیمان]] آشکارا پیمان را پای‌مال کرد، دیگر برای آغاز [[جنگ]] نیازی به [[اعلان]] [[لغو]] [[قرارداد]] نیست، بلکه خود به خود بی‌اعتبار می‌شود<ref>تیسیر الکریم الرحمن، ج ۳، ص۱۸۱ ـ ۱۸۲.</ref>. از جلوه‌های خیانت به دیگران، خیانت با اعضا و رفتارهاست: اعضای [[انسان]] در [[حقیقت]] امانت‌هایی هستند که [[خدا]] در انسان به [[ودیعت]] نهاده است و برای هریک از آنها وظیفه‌ای [[ایمانی]] گذاشته است که اگر در انجام دادنش خیانت یا [[تعدی]] کند، خدا را با [[ایمان]] ناقص دیدار خواهد کرد<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۵۹؛ بحار الانوار، ج ۶۶، ص۲۷.</ref>؛ مثلاً چشم می‌تواند نسبت به دیگران، [[امین]] یا [[خائن]] باشد؛ قرآن کریم هشدار می‌دهد که خدا از خیانت [[چشم‌ها]] [[آگاه]] است: {{متن قرآن|يَعْلَمُ خَآئِنَةَ ٱلْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِى ٱلصُّدُورُ}}<ref>«(خداوند) خیانت چشم‌ها و آنچه را درون‌ها پنهان می‌دارند می‌داند» سوره غافر، آیه ۱۹.</ref> خائِنَه به معنای مصدری<ref>مفردات، ص۳۰۵، «خون».</ref> یا اسم مصدری<ref>جامع‌البیان، ج ۴، ص۲۱۳.</ref> یا صیغه [[مبالغه]] است، اگر به چیزی اضافه شود<ref>الصحاح، ج ۵، ص۲۱۰۹، «خون».</ref>. خیانت چشم‌ها نگریستن به چیزی است که از دیدن آن [[نهی]] شده<ref>الدرالمنثور، ج ۵، ص۳۴۹.</ref> و به تکرار نگاه‌ها و نگریستن به جایی و [[تظاهر]] به ندیدن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص۵۱۷.</ref>. با توجه به اینکه پنهان بودن در کاربرد واژه خیانت [[غلبه]] دارد، معنای دقیق خیانت [[چشم]]، نگاهی است که برای دیگری آشکار نمی‌شود؛ یعنی نگریستن دزدانه به آنچه نگاه‌کردن به آن روا نیست<ref>التبیان، ج ۹، ص۶۶؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص۵۰۲؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲.</ref>، بنابراین معنای دوم و سوم، مصداق [[خیانت]] [[چشم]] است؛ اما معنای یکم (نگریستن چشم به آنچه از دیدن آن [[نهی]] شده است) اعم از خیانت چشم است. برپایه برخی [[روایات]]، [[دختر شعیب]]{{ع}} دلیل وصف [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[امانت]] را<ref>{{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَىٰهُمَا يَـٰٓأَبَتِ ٱسْتَـْٔجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ ٱسْتَـْٔجَرْتَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْأَمِينُ}} «یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> چنین بیان کرد: حضرت موسی{{ع}} چون نمی‌خواست چشمش حتی به حجم بدن نامحرم بیفتد، به او گفت: از پشت سر من راه برو و راه را به من بنما<ref>جامع‌البیان، ج ۱۱، ص۸۰.</ref>. [[دروغگویی]] را نیز می‌توان مصداق خیانت زبان دانست. برخی روایات، [[راستگویی]] را امانت و دروغگویی را خیانت شمرده‌اند<ref>الخصال، ص۵۰۵؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۲۹۱؛ بحارالانوار، ج ۶۶، ص۳۷۹.</ref>. [[اسرار]] دیگران نیز امانت‌هایی‌اند که باید به خوبی از آنها [[مراقبت]] کرد. برپایه روایات، یکی از انواع خیانت زبان، [[افشای]] سخنی است که [[برادر دینی]] [[انسان]] به او سپرده و [[کتمان]] آن را خواستار شده است<ref>الدرالمنثور، ج ۵، ص۲۲۶.</ref>. از جمله اقسام خیانت به همنوعان، خیانت در [[امور اقتصادی]] و [[معاملات]] [[اجتماعی]]، مانند [[عقد]] [[ودیعه]]، عاریه و امانتگذاری‌های متداول میان [[مردم]] و [[خرید و فروش]] است. [[قرآن کریم]] خیانت در پیمانه یا وزن را [[فساد در زمین]]<ref>{{متن قرآن|وَيَـٰقَوْمِ أَوْفُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}} «و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref> می‌نامد<ref>تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵۸؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۶۳؛ ج ۱۵، ص۳۱۲؛ ج ۱۶، ص۱۲۶.</ref> و ضمن [[تهدید]] کمفروشان ([[مطفّفین]]) به [[عذاب]] [[آخرت]]: <ref>{{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ}} «وای بر کم‌فروشان!» سوره مطففین، آیه ۱.</ref> آنان را چنین وصف می‌کند که چون بستانند تمام می‌ستانند و چون پیمانه کنند یا بکشند، [[زیان]] می‌رسانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ}}<ref>«آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطففین، آیه ۲-۳.</ref>، پس [[کمفروشی]] به کم‌دادن خائنانه پیمانه یا کم‌کشیدن خائنانه کالا گفته می‌شود<ref>التبیان، ج۱۰، ص، ۲۹۵.</ref>؛ البته به گفته برخی، واژه مطفِف به کسی گفته می‌شود که به اندازه‌ای فاحش پیمانه یا وزن را کم گذارد و به مقدار اندک، [[تطفیف]] گفته نمی‌شود<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۲۹۶؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۵۵.</ref>. براساس [[روایات]]، [[خدا]] برخی از تاجران را به سبب [[خیانت]] [[عذاب]] می‌کند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۷۱.</ref>. از جمله اموری که [[قرآن کریم]] بر آن بسیار تأکید کرده است، [[حفظ حقوق]] [[یتیمان]] و [[اموال]] آنان است و با اشاره به این موضوع که خدا می‌داند چه کسانی به قصد خیانت و چه اشخاصی به [[نیت]] [[اصلاح]] با یتیمان [[همزیستی]] می‌کنند، [[مسلمانان]] را از دست‌درازی به اموال یتیمان برحذر داشته است<ref>معانی القرآن، ج ۱، ص۱۷۷؛ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۲۲۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَٰنُكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ ٱلْمُفْسِدَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref> ورود در جرگه [[ایمان]]، نوعی [[پیمان]] جدید برای مو ٔ نان پدید می‌آورد که اگر آن را رعایت نکنند، در زمره خائنان درمی‌آیند؛ مثلاً در [[دین مبین اسلام]] به ویژه در [[مکتب اهل بیت]]{{عم}} ترک خیانت به [[برادر دینی]] یکی از [[حقوق]] [[برادری دینی]] دانسته شده؛ تا جایی که خیانت به برادر دینی، هم جرمش نسبت به خیانت به دیگران سنگین‌تر است و هم سبب [[گسستن]] رشته برادری دینی و [[ولایت]] [[ایمانی]] میان آنها می‌شود<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۸۶.</ref>؛ همچنین اگر مؤمنی از [[نصیحت]] [[برادر]] [[مؤمن]] در موارد لازم یا از [[یاری]] او هنگام یاری خواهی‌اش دریغ ورزد، به تعبیر [[روایات اسلامی]]، نه تنها به آن [[مؤمن]]، به [[خدا]] و [[رسول]] او هم [[خیانت]] کرده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۶۲ ـ ۳۶۳، ۳۶۷.</ref>، چون [[جامعه]] [[ایمانی]] [[امت]] واحدی را تشکیل می‌دهند که خیانت به هر عضو آن، خیانت به همه پیکر جامعه است.
خیانت به همنوعان دارای انواع گوناگونی است که یکی از آنها خیانت درعهد و پیمان‌هاست؛ مانند پیمان‌های دوسویه نظامی واقتصادی [[دولت‌ها]] و [[اقوام]] با یکدیگر. [[قرآن کریم]] در این عرصه، جلوه‌هایی ویژه و برجسته از [[اخلاق اسلامی]] نمایانده است؛ مثلاً به [[مؤمنان]] دستور می‌دهد که پیمان‌های میان خودتان را وسیله [[خدعه]] و [[نیرنگ]] قرار ندهید و به سبب [[مدارا]] با قومی که از [[هم‌پیمانان]] شما برترند، [[عهد]] خود را نشکنید<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ أَيْمَـٰنَكُمْ دَخَلًۢا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌۢ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُوا۟ ٱلسُّوٓءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}} «و سوگندهایتان را (دستمایه) نیرنگی میان خود نسازید مبادا گامی پس از استواری بلغزد و برای آنکه (مردم را) از راه خداوند باز داشتید بدی را بچشید؛ و شما راست عذابی سترگ» سوره نحل، آیه ۹۴.</ref>، بلکه در هر شرایطی به پیمان‌های خود [[وفادار]] باشید<ref>جامع‌البیان، ج ۸، ص۲۱۹؛ مجمع‌البیان، ج ۶، ص۵۹۰.</ref>. به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[اجازه]] می‌دهد که اگر از یکی از هم‌پیمانان خود نشانه‌های پیمانشکنی را دید و از خیانتشان [[بیم]] داشت، بی‌اعتباری [[پیمان]] پیشین را به آنان اعلام کند و آن‌گاه چنانچه خواست، با آنان وارد [[کارزار]] شود<ref>الکشاف، ج ۲، ص۲۳۱؛ المبسوط، ج ۲، ص۵۸.</ref>: {{متن قرآن|وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةًۭ فَٱنۢبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَآءٍ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْخَآئِنِينَ}}<ref>«و اگر از گروهی بیم خیانتی (در پیمان) داری به گونه برابر (پیمانشان را) به سوی آنها بیفکن که خداوند خیانتکاران را دوست نمی‌دارد» سوره انفال، آیه ۵۸.</ref>، چنان‌که آن حضرت با [[یهود]] [[بنی‌قریظه]] ـ که در [[جنگ خندق]] باوجود پیمانشان با [[پیامبر]]{{صل}}، به [[یاری]] [[دشمنان]] او شتافتند ـ چنین کرد<ref>جامع‌البیان، ج ۶، ص۳۴، ۳۶.</ref>، پس می‌توان گفت که از دیدگاه [[قرآن کریم]] [[خیانت]] به هر شکلی نارواست؛ حتی نباید خیانت پیمانشکنان را با خیانت پاسخ داد و آغاز [[جنگ با دشمن]]، بی‌اعلام بی‌اعتباری [[پیمان]] گذشته، خود کاری [[زشت]]، [[ناشایست]] و خیانتی در برابر خیانت است<ref>مجمع‌البیان، ج ۴، ص۸۵۰؛ المیزان، ج ۹، ص۱۴۷.</ref>؛ لکن به گفته برخی [[مفسران]] این‌گونه عملکرد، در جایی است که نشانه‌های پیمانشکنی تنها از طرف مقابل آشکار شوند؛ [یعنی خائنانه پیمانشکنی کند]، پس اگر طرفِ [[هم‌پیمان]] آشکارا پیمان را پای‌مال کرد، دیگر برای آغاز [[جنگ]] نیازی به [[اعلان]] [[لغو]] [[قرارداد]] نیست، بلکه خود به خود بی‌اعتبار می‌شود<ref>تیسیر الکریم الرحمن، ج ۳، ص۱۸۱ ـ ۱۸۲.</ref>. از جلوه‌های خیانت به دیگران، خیانت با اعضا و رفتارهاست: اعضای [[انسان]] در [[حقیقت]] امانت‌هایی هستند که [[خدا]] در انسان به [[ودیعت]] نهاده است و برای هریک از آنها وظیفه‌ای [[ایمانی]] گذاشته است که اگر در انجام دادنش خیانت یا [[تعدی]] کند، خدا را با [[ایمان]] ناقص دیدار خواهد کرد<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۵۹؛ بحار الانوار، ج ۶۶، ص۲۷.</ref>؛ مثلاً چشم می‌تواند نسبت به دیگران، [[امین]] یا [[خائن]] باشد؛ قرآن کریم هشدار می‌دهد که خدا از خیانت [[چشم‌ها]] [[آگاه]] است: {{متن قرآن|يَعْلَمُ خَآئِنَةَ ٱلْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِى ٱلصُّدُورُ}}<ref>«(خداوند) خیانت چشم‌ها و آنچه را درون‌ها پنهان می‌دارند می‌داند» سوره غافر، آیه ۱۹.</ref> خائِنَه به معنای مصدری<ref>مفردات، ص۳۰۵، «خون».</ref> یا اسم مصدری<ref>جامع‌البیان، ج ۴، ص۲۱۳.</ref> یا صیغه [[مبالغه]] است، اگر به چیزی اضافه شود<ref>الصحاح، ج ۵، ص۲۱۰۹، «خون».</ref>. خیانت چشم‌ها نگریستن به چیزی است که از دیدن آن [[نهی]] شده<ref>الدرالمنثور، ج ۵، ص۳۴۹.</ref> و به تکرار نگاه‌ها و نگریستن به جایی و [[تظاهر]] به ندیدن [[تفسیر]] شده است<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص۵۱۷.</ref>. با توجه به اینکه پنهان بودن در کاربرد واژه خیانت [[غلبه]] دارد، معنای دقیق خیانت [[چشم]]، نگاهی است که برای دیگری آشکار نمی‌شود؛ یعنی نگریستن دزدانه به آنچه نگاه‌کردن به آن روا نیست<ref>التبیان، ج ۹، ص۶۶؛ مجمع‌البیان، ج ۱، ص۵۰۲؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۲۱ ـ ۳۲۲.</ref>، بنابراین معنای دوم و سوم، مصداق [[خیانت]] [[چشم]] است؛ اما معنای یکم (نگریستن چشم به آنچه از دیدن آن [[نهی]] شده است) اعم از خیانت چشم است. برپایه برخی [[روایات]]، [[دختر شعیب]]{{ع}} دلیل وصف [[حضرت موسی]]{{ع}} به [[امانت]] را<ref>{{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَىٰهُمَا يَـٰٓأَبَتِ ٱسْتَـْٔجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ ٱسْتَـْٔجَرْتَ ٱلْقَوِىُّ ٱلْأَمِينُ}} «یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است» سوره قصص، آیه ۲۶.</ref> چنین بیان کرد: حضرت موسی{{ع}} چون نمی‌خواست چشمش حتی به حجم بدن نامحرم بیفتد، به او گفت: از پشت سر من راه برو و راه را به من بنما<ref>جامع‌البیان، ج ۱۱، ص۸۰.</ref>. [[دروغگویی]] را نیز می‌توان مصداق خیانت زبان دانست. برخی روایات، [[راستگویی]] را امانت و دروغگویی را خیانت شمرده‌اند<ref>الخصال، ص۵۰۵؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص۲۹۱؛ بحارالانوار، ج ۶۶، ص۳۷۹.</ref>. [[اسرار]] دیگران نیز امانت‌هایی‌اند که باید به خوبی از آنها [[مراقبت]] کرد. برپایه روایات، یکی از انواع خیانت زبان، [[افشای]] سخنی است که [[برادر دینی]] [[انسان]] به او سپرده و [[کتمان]] آن را خواستار شده است<ref>الدرالمنثور، ج ۵، ص۲۲۶.</ref>. از جمله اقسام خیانت به همنوعان، خیانت در [[امور اقتصادی]] و [[معاملات]] [[اجتماعی]]، مانند [[عقد]] [[ودیعه]]، عاریه و امانتگذاری‌های متداول میان [[مردم]] و [[خرید و فروش]] است. [[قرآن کریم]] خیانت در پیمانه یا وزن را [[فساد در زمین]]<ref>{{متن قرآن|وَيَـٰقَوْمِ أَوْفُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}} «و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref> می‌نامد<ref>تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۵۸؛ المیزان، ج ۱۰، ص۳۶۳؛ ج ۱۵، ص۳۱۲؛ ج ۱۶، ص۱۲۶.</ref> و ضمن [[تهدید]] کمفروشان ([[مطفّفین]]) به [[عذاب]] [[آخرت]]: <ref>{{متن قرآن|وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ}} «وای بر کم‌فروشان!» سوره مطففین، آیه ۱.</ref> آنان را چنین وصف می‌کند که چون بستانند تمام می‌ستانند و چون پیمانه کنند یا بکشند، [[زیان]] می‌رسانند: {{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ}}<ref>«آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطففین، آیه ۲-۳.</ref>، پس [[کمفروشی]] به کم‌دادن خائنانه پیمانه یا کم‌کشیدن خائنانه کالا گفته می‌شود<ref>التبیان، ج۱۰، ص، ۲۹۵.</ref>؛ البته به گفته برخی، واژه مطفِف به کسی گفته می‌شود که به اندازه‌ای فاحش پیمانه یا وزن را کم گذارد و به مقدار اندک، [[تطفیف]] گفته نمی‌شود<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۲۹۶؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۵۵.</ref>. براساس [[روایات]]، [[خدا]] برخی از تاجران را به سبب [[خیانت]] [[عذاب]] می‌کند<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۷۱.</ref>. از جمله اموری که [[قرآن کریم]] بر آن بسیار تأکید کرده است، [[حفظ حقوق]] [[یتیمان]] و [[اموال]] آنان است و با اشاره به این موضوع که خدا می‌داند چه کسانی به قصد خیانت و چه اشخاصی به [[نیت]] [[اصلاح]] با یتیمان [[همزیستی]] می‌کنند، [[مسلمانان]] را از دست‌درازی به اموال یتیمان برحذر داشته است<ref>معانی القرآن، ج ۱، ص۱۷۷؛ تفسیر سمعانی، ج ۱، ص۲۲۱.</ref>: {{متن قرآن|وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَٰنُكُمْ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ ٱلْمُفْسِدَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِ}}<ref> سوره بقره، آیه ۲۲۰.</ref> ورود در جرگه [[ایمان]]، نوعی [[پیمان]] جدید برای مو ٔ نان پدید می‌آورد که اگر آن را رعایت نکنند، در زمره خائنان درمی‌آیند؛ مثلاً در [[دین مبین اسلام]] به ویژه در [[مکتب اهل بیت]]{{عم}} ترک خیانت به [[برادر دینی]] یکی از [[حقوق]] [[برادری دینی]] دانسته شده؛ تا جایی که خیانت به برادر دینی، هم جرمش نسبت به خیانت به دیگران سنگین‌تر است و هم سبب [[گسستن]] رشته برادری دینی و [[ولایت]] [[ایمانی]] میان آنها می‌شود<ref>نورالثقلین، ج ۵، ص۸۶.</ref>؛ همچنین اگر مؤمنی از [[نصیحت]] [[برادر]] [[مؤمن]] در موارد لازم یا از [[یاری]] او هنگام یاری خواهی‌اش دریغ ورزد، به تعبیر [[روایات اسلامی]]، نه تنها به آن [[مؤمن]]، به [[خدا]] و [[رسول]] او هم [[خیانت]] کرده است<ref>الکافی، ج ۲، ص۳۶۲ ـ ۳۶۳، ۳۶۷.</ref>، چون [[جامعه]] [[ایمانی]] [[امت]] واحدی را تشکیل می‌دهند که خیانت به هر عضو آن، خیانت به همه پیکر جامعه است.


از دیگر مصادیق خیانت به همنوعان، خیانت در [[دانش]] و [[قدرت]] است: برخی [[دانش‌ها]] امانتی‌اند که [[انسان]] باید به [[درستی]] از آن نگهداری کند و در [[زمان]] مناسب آنها را به اهلش بازگرداند، و گرنه خیانت کرده است. [[بیان معارف]] [[دینی]] و جلوگیری از [[بدعت‌ها]] [[وظیفه]] [[دانشمندان]] [[دین]] است، از این‌رو در [[قرآن کریم]] [[کتمان]] [[معارف]] آسمانی از سوی دانشمندان [[اهل کتاب]]، خیانتی بزرگ و سزاوار [[خشم]]، [[عذاب]] و [[لعنت الهی]] دانسته شده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ ٱلْبَيِّنَـٰتِ وَٱلْهُدَىٰ مِنۢ بَعْدِ مَا بَيَّنَّـٰهُ لِلنَّاسِ فِى ٱلْكِتَـٰبِ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَلْعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ}}<ref>«خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۵۹.</ref> در [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز خیانت در دانش شدیدتر از خیانت در [[مال]] دانسته شده است <ref>بحارالانوار، ج ۲، ص۶۸.</ref>؛ همچنین از دیدگاه [[اسلامی]]، قدرت امانتی است که انسان باید به درستی آن را [[پاس]] بدارد و در زمان مناسب آن را به اهلش بازگرداند. براساس پاره‌ای از [[روایات]]<ref>بحارالانوار، ج ۳۳، ص۴۱۶، ۵۲۹.</ref> و نزد بعضی [[مفسران]]<ref>التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۶۹.</ref>. بزرگ‌ترین خیانت، خیانت [[حاکمان]] به امت است.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۴۲۴.</ref>.
از دیگر مصادیق خیانت به همنوعان، خیانت در [[دانش]] و [[قدرت]] است: برخی [[دانش‌ها]] امانتی‌اند که [[انسان]] باید به [[درستی]] از آن نگهداری کند و در [[زمان]] مناسب آنها را به اهلش بازگرداند، و گرنه خیانت کرده است. [[بیان معارف]] [[دینی]] و جلوگیری از [[بدعت‌ها]] [[وظیفه]] [[دانشمندان]] [[دین]] است، از این‌رو در [[قرآن کریم]] [[کتمان]] [[معارف]] آسمانی از سوی دانشمندان [[اهل کتاب]]، خیانتی بزرگ و سزاوار [[خشم]]، [[عذاب]] و [[لعنت الهی]] دانسته شده است: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ ٱلْبَيِّنَـٰتِ وَٱلْهُدَىٰ مِنۢ بَعْدِ مَا بَيَّنَّـٰهُ لِلنَّاسِ فِى ٱلْكِتَـٰبِ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَلْعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ ٱللَّـٰعِنُونَ}}<ref>«خداوند و لعنت‌کنندگان، کسانی را لعنت می‌کنند که برهان‌ها و رهنمودی را که فرو فرستادیم، پس از آنکه در کتاب (تورات) برای مردم روشن کردیم، پنهان می‌دارند» سوره بقره، آیه ۱۵۹.</ref> در [[روایات اهل بیت]]{{عم}} نیز خیانت در دانش شدیدتر از خیانت در [[مال]] دانسته شده است <ref>بحارالانوار، ج ۲، ص۶۸.</ref>؛ همچنین از دیدگاه [[اسلامی]]، قدرت امانتی است که انسان باید به درستی آن را [[پاس]] بدارد و در زمان مناسب آن را به اهلش بازگرداند. براساس پاره‌ای از [[روایات]]<ref>بحارالانوار، ج ۳۳، ص۴۱۶، ۵۲۹.</ref> و نزد بعضی [[مفسران]]<ref>التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۶۹.</ref>. بزرگ‌ترین خیانت، خیانت [[حاکمان]] به امت است.<ref>[[کاظم دلیری|دلیری، کاظم]]، [[خیانت (مقاله)|مقاله «خیانت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲، ص ۴۲۴.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش