جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
==[[خلقت]] و اوصاف جن== | ==[[خلقت]] و اوصاف جن== | ||
در [[آیات]] {{متن قرآن|وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَـٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ}}<ref>«و پیشتر پری را از آتشباد آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۷.</ref> و {{متن قرآن|وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ}}<ref>«و پری را از زبانهای از آتش پدید آورد» سوره الرحمن، آیه ۱۵.</ref> از ماده اولیه [[آفرینش]] جن سخن به میان آمده و آن را از جنس [[آتش]] معرفی کردهاند. در معنای سموم گفته شده: باد داغی است که اثری سمی دارد<ref>مفردات، ص۴۲۴، «سهم».</ref>، آتشی است که [[دود]] ندارد<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۶.</ref> و باد سوزانی است که در روزنههای پوست [[نفوذ]] میکند؛ زیرا [[عرب]] به سوراخهای ریز بدن «مَسامّ» میگوید<ref>عالم الجن، ص۱۵.</ref>. برخی نیز «نارِ السَّموم» را به حرارت [[خورشید]] و به جرقه رعد و برق [[تفسیر]] کردهاند. مارج در اصل به معنای اختلاط و آمیزش و در اینجا منظور از آن اختلاط شعلههای مختلف آتش با هواست<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۰۴؛ رحمة من الرحمن ج ۴، ص۲۴۲.</ref> که رنگهای مختلفی از آن پدید میآیند، گرچه برخی نیز گفتهاند: مارج، آتش بیدود است<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۰۴.</ref>، بنابراین جانّ از ترکیب دو عنصر آتش و هوا [[آفریده]] شده، چنانکه [[آدم]] از دو عنصر آب و خاک است و از ترکیب آتش و هوا مارج و از ترکیب دو عنصر آب و خاک، طین به دست میآید<ref>رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۴۲؛ تفسیر خسروی، ج ۸، ص۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>. از مجموع دو [[آیه]] به دست میآید که مبدأ [[خلقت]] [[جن]] بادی سمّی است که از شدت داغی مشتعل گشته، به صورت مارجی از [[آتش]] درآمده است، چنان که [[خلقت آدم]] از گلی خشکیده بوده که قبلاً گلی روان و متغیر و متعفّن بوده است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۵۳.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ مِن صَلْصَـٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ}} «و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref> برخی نیز در جمع میان سموم و مارج گفتهاند که ماده خلقت [[ابلیس]] باد سموم است و جن از مارج [[خلق]] شده است<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۲۱؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۶.</ref>. در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا [[نسل]] جن هم از شعلههای آتش [[آفریده]] شدهاند یا مانند [[فرزندان آدم]] از طریق [[تولید مثل]] پدید آمدهاند، در [[قرآن]] به صراحت سخن به میان نیامده است؛ | در [[آیات]] {{متن قرآن|وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَـٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ}}<ref>«و پیشتر پری را از آتشباد آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۷.</ref> و {{متن قرآن|وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ}}<ref>«و پری را از زبانهای از آتش پدید آورد» سوره الرحمن، آیه ۱۵.</ref> از ماده اولیه [[آفرینش]] جن سخن به میان آمده و آن را از جنس [[آتش]] معرفی کردهاند. در معنای سموم گفته شده: باد داغی است که اثری سمی دارد<ref>مفردات، ص۴۲۴، «سهم».</ref>، آتشی است که [[دود]] ندارد<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۶.</ref> و باد سوزانی است که در روزنههای پوست [[نفوذ]] میکند؛ زیرا [[عرب]] به سوراخهای ریز بدن «مَسامّ» میگوید<ref>عالم الجن، ص۱۵.</ref>. برخی نیز «نارِ السَّموم» را به حرارت [[خورشید]] و به جرقه رعد و برق [[تفسیر]] کردهاند. مارج در اصل به معنای اختلاط و آمیزش و در اینجا منظور از آن اختلاط شعلههای مختلف آتش با هواست<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۰۴؛ رحمة من الرحمن ج ۴، ص۲۴۲.</ref> که رنگهای مختلفی از آن پدید میآیند، گرچه برخی نیز گفتهاند: مارج، آتش بیدود است<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۰۴.</ref>، بنابراین جانّ از ترکیب دو عنصر آتش و هوا [[آفریده]] شده، چنانکه [[آدم]] از دو عنصر آب و خاک است و از ترکیب آتش و هوا مارج و از ترکیب دو عنصر آب و خاک، طین به دست میآید<ref>رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۴۲؛ تفسیر خسروی، ج ۸، ص۱۴۷ - ۱۴۸.</ref>. از مجموع دو [[آیه]] به دست میآید که مبدأ [[خلقت]] [[جن]] بادی سمّی است که از شدت داغی مشتعل گشته، به صورت مارجی از [[آتش]] درآمده است، چنان که [[خلقت آدم]] از گلی خشکیده بوده که قبلاً گلی روان و متغیر و متعفّن بوده است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۵۳.</ref>.<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَـٰنَ مِن صَلْصَـٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ}} «و به راستی ما آدمی را از گلی خشک برآمده از لایی بویناک، آفریدیم» سوره حجر، آیه ۲۶.</ref> برخی نیز در جمع میان سموم و مارج گفتهاند که ماده خلقت [[ابلیس]] باد سموم است و جن از مارج [[خلق]] شده است<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۳۲۱؛ مجمع البیان، ج ۶، ص۵۱۶.</ref>. در پاسخ به این [[پرسش]] که آیا [[نسل]] جن هم از شعلههای آتش [[آفریده]] شدهاند یا مانند [[فرزندان آدم]] از طریق [[تولید مثل]] پدید آمدهاند، در [[قرآن]] به صراحت سخن به میان نیامده است؛ لکن با توجه به [[اثبات]] [[ذریه]] برای ابلیس: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید! (همه) فروتنی کردند جز ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش سر پیچید؛ با این حال آیا شما او و فرزندانش را به جای من به سروری برمیگزینید با آنکه آنان دشمن شمایند؟ بد جایگزینی برای ستمگرانند» سوره کهف، آیه ۵۰.</ref><ref>روح المعانی، ج ۱۵، ص۳۰۴.</ref>. و [[تأیید]] [[مرگ]] [[جنیان]]: {{متن قرآن|وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُوا۟ لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ خَـٰسِرِينَ}}<ref>«و سببساز همنشینانی برای آنان شدیم که آنچه را در پیش و پس آنان بود در چشم آنها آراستند و فرمان عذاب بر آنان در زمره امتهایی از پریان و آدمیان که پیش از ایشان بودند به حقیقت پیوست؛ بیگمان آنان زیانکار بودند» سوره فصّلت، آیه ۲۵.</ref><ref>بحارالانوار، ج ۶۰، ص۵۵.</ref>. میتوان به دست آورد که میان جنّیان هم مانند [[انسانها]] تناسل وجود دارد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۵۳.</ref>، با این فرق که تناسل در [[بشر]] با القای نطفه در رحم و در [[جن]] با القای هوا در رحم است<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱، ص۱۳۲؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص۵۳؛ منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۲۱.</ref>. [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ}}<ref>«در آن (بهشت)ها زنان چشم فرو هشته اند که پیش از آن (شوی)ها، هیچ آدمی و پری به آنها دست نزده است» سوره الرحمن، آیه ۵۶.</ref> نیز دلالت بر آمیزشِ جنسی [[جنیان]] دارد<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۵؛ عالم الجن، ص۴۳.</ref>؛ زیرا «طَمْث» به معنای ازاله بکارت است<ref>منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۳۴.</ref> و از آیه {{متن قرآن|وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٌۭ مِّنَ ٱلْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍۢ مِّنَ ٱلْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًۭا}}<ref>«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه میبردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جنّ، آیه ۶.</ref> هم با توجه به اینکه [[رجال]] در برابر اناث است میتوان استفاده کرد که اگر در میان جنیان مردانی هستند، پس بین آنها اناث هم باید وجود داشته باشند<ref>عالم الجن، ص۴۴.</ref>. [[خلقت]] جن پیش از [[خلقت انسان]] و پس از [[آفرینش]] [[ملائکه]] بوده است<ref>روح البیان، ج ۴، ص۵۸۷.</ref> و به گفته برخی مراد از [[خلیفه]] در آیه {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> آمدن [[انسان]] بعد از [[جن]] در [[زمین]] است<ref>روح البیان، ج ۱، ص۱۲۸.</ref>. جن قبل از [[هبوط آدم]] در زمین [[زندگی]] میکرده و [[فساد]] و [[خونریزی]] مورد اشاره در [[آیه]] یاد شده فساد [[جنیان]] است<ref>همان؛ التبیان، ج ۱، ص۱۳۱.</ref>. در [[روایت]] آمده است که [[طوایف]] جن قبل از انسان ساکن زمین بودند و در زمین فساد و خونریزی کردند. [[خداوند]] [[ابلیس]] را با جمعی از [[ملائکه]] به سوی آنها فرستاد و ابلیس و لشکریانش آنها را کشتند و باقیمانده آنها را به سوی جزیرهها و اطراف [[کوهها]] راندند. با [[خلقت آدم]] خداوند [[انسانها]] را در زمین ساکن کرد<ref>جامع البیان، ج ۱، ص۲۸۸.</ref>. بر اساس آیه {{متن قرآن|وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ}}<ref>«و زمین را برای آفریدگان پدید آورد» سوره الرحمن، آیه ۱۰.</ref>زمین محلّ زندگی جن و انس است،؛ چراکه مراد از «انام» [[خلق]] است و خلق شامل جن و انس هر دو میشود<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۲۹۰.</ref>. به هر [[حال]] جنیان دارای زندگی زمینی بوده، [[قدرت]] حضور در [[آسمانها]] را نیز دارند<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّا لَمَسْنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدْنَـٰهَا مُلِئَتْ حَرَسًۭا شَدِيدًۭا وَشُهُبًۭا}} «و اینکه ما آسمان را وارسیدیم و آن را پر از نگهبانان توانمند و شهابها یافتیم» سوره جنّ، آیه ۸.</ref> و بر اساس آیه ۲۵ فصلّت<ref>{{متن قرآن|وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُوا۟ لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْقَوْلُ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ خَـٰسِرِينَ}} «و سببساز همنشینانی برای آنان شدیم که آنچه را در پیش و پس آنان بود در چشم آنها آراستند و فرمان عذاب بر آنان در زمره امتهایی از پریان و آدمیان که پیش از ایشان بودند به حقیقت پیوست؛ بیگمان آنان زیانکار بودند» سوره فصلّت، آیه ۲۵.</ref> از زندگی دستهجمعی و طایفهای برخوردار هستند؛ زیرا امم جمع [[امت]] و به معنای گروه و جماعتی است که غرض واحد آنها را گرد هم آورده باشد<ref>مفردات، ص۸۶، «امّ».</ref>، چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَآ إِلَيْكَ نَفَرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقُرْءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓا۟ أَنصِتُوا۟ فَلَمَّا قُضِىَ وَلَّوْا۟ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا میدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم میدادند» سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref> به [[جن]] «نَفَر» گفته شده، در حالی که نفر به مردانی گفته میشود که [[قدرت]] [[جنگی]] داشته باشند<ref>روح البیان، ج ۸، ص۶۵۵.</ref> و نیز از {{متن قرآن|وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ * قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ * يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گروهی از پریان را به سوی تو گرداندیم که به قرآن گوش فرا میدادند و چون نزد آن حاضر شدند (به هم) گفتند: خاموش باشید (و گوش فرا دهید!) آنگاه چون به پایان آمد به سوی قوم خود بازگشتند در حالی که (آنان را) بیم میدادند * گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتابهای آسمانی) که پیش از آن بوده است راست میشمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی میکند * ای قوم! پاسخ فراخواننده به خداوند را بدهید و به او ایمان آورید تا (خداوند) پارهای از گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد» سوره احقاف، آیه ۲۹-۳۱.</ref> بر میآید گروهی که برای شنیدن [[قرآن]] به سوی [[پیامبر]]{{صل}} روانه شده بودند از اشراف و بزرگان طایفههای مختلف [[جن]] بودهاند و در [[روایت]] نیز چنین آمده است که آنها ۹ نفر<ref>زادالمسیر، ج ۷، ص۳۹۰؛ بحارالانوار، ج ۶۰، ص۵۶.</ref> از اشراف جن بودند که یکی از جن [[نصیبین]] (سرزمینی در مسیر [[موصل]] و [[شام]])<ref>معجم البلدان، ج ۵، ص۲۸۸.</ref> و بقیه از [[طایفه بنیعامر]] بودند<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۱۵۶؛ نور الثقلین، ج ۵، ص۲۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص۱۷۷.</ref>. در میان [[قبایل]] مختلف جن و همچنین میان افراد یک [[قبیله]] گاهی [[جنگ]] و [[خونریزی]] پیش آمده است، چنان که بر پایه روایتی طایفهای از جن از پیامبر{{صل}}وسلم خواستند تا میانشان [[داوری]] کند که به اعزام علی{{ع}} به میان آن [[طایفه]] و در نهایت به جنگ انجامید و علی{{ع}} به نفع گروه محق با [[کافران]] آنان جنگید<ref>بحارالانوار، ج ۱۸، ص۸۷.</ref>. [[جنیان]] مانند [[انسان]] ابزار [[فهم]] و [[درک]] نظیر [[قلب]]، گوش و چشم دارند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌۭ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌۭ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ كَٱلْأَنْعَـٰمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْغَـٰفِلُونَ}}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>، از این رو آنان نیز همانند انسان وقتی از قلب، [[چشم]] و گوش خود برای درک [[حقیقت]] استفاده نکنند از [[حیوان]] [[پستتر]] میشوند<ref>فی ظلال القرآن، ج ۳، ص۱۴۰۱.</ref>. بر اساس [[آیات]] ۲۹ - ۳۰ [[احقاف]] و نیز [[آیه]] ۱۳ [[جنّ]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا ٱلْهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦ فَمَن يُؤْمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخْسًۭا وَلَا رَهَقًۭا}} «و اینکه ما چون رهنمود را شنیدیم بدان ایمان آوردیم پس هر کس به پروردگارش ایمان آورد از هیچ کاستی و ستمی نمیهراسد» سوره جنّ، آیه ۱۳.</ref> آنها [[قدرت]] [[فهم]] [[کلام]] [[بشر]] را نیز دارند<ref>همان، ج ۶، ص۳۲۷۱.</ref>، چنانکه از [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا}}<ref>«بگو: به من وحی شده است که دستهای از پریان (به قرآن) گوش فراداشتهاند آنگاه گفتهاند: ما قرآنی شگفتانگیز را شنیدهایم * که به سوی راهدانی رهنمون میگردد، بنابراین به آن ایمان آوردهایم و هیچگاه کسی را برای پروردگارمان شریک نخواهیم آورد» سوره جن، آیه ۲.</ref> برمیآید که [[جن]] قدرت [[فهم قرآن]] و تشخیص کلام [[خارقالعاده]] از کلام عادی را دارد<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۵۴؛ زبدة التفاسیر، ج ۷، ص۲۰۵.</ref>، از این رو وقتی [[قرآن]] [[تحدی]] میکند گروه جنّیان را نیز مانند [[انسانها]] به [[مبارزه]] میطلبد: {{متن قرآن|قُل لَّئِنِ ٱجْتَمَعَتِ ٱلْإِنسُ وَٱلْجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأْتُوا۟ بِمِثْلِ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِۦ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍۢ ظَهِيرًۭا}}<ref>«بگو: اگر آدمیان و پریان فراهم آیند تا مانند این قرآن آورند هر چند یکدیگر را پشتیبانی کنند همانند آن نمیتوانند آورد» سوره اسراء، آیه ۸۸.</ref> در روایتی [[ادب]] جن هنگام شنیدن [[سوره الرحمن]] [[ستوده]] شده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هنگامی که این [[سوره]] را برای [[مردم]] قرائت میفرمود مردم ساکت بودند. آن حضرت فرمود: من این سوره را برای جن خواندم و آنها بهتر از شما شنیدند؛ زیرا وقتی [[آیه]] «فَبِاَیِّ ءالاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان» را شنیدند چنین پاسخ دادند: {{متن حدیث|ا بِشَیْءٍ مِنْ آلَائِکَ رَبِّ أُکَذِّبُ}}<ref>رحمة من الرحمن، ج ۴، ص۲۴۵.</ref>، همچنین آنان وقتی [[شگفتی]] خود را از شنیدن قرآن بیان کردند، [[اراده]] [[شرّ]] را به صورت مجهول آورده و به فاعل مشخصی نسبت ندادهاند؛ ولی اراده خیر را به [[خدا]] نسبت دادهاند و بدین ترتیب ادب [[سخن گفتن]] درباره خدا را مراعات کردند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۹، ص۲۳۱.</ref>: {{متن قرآن|وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا}}<ref>«و اینکه ما درنمییابیم که آیا برای کسانی که در زمیناند بدی خواسته شده یا پروردگارشان برای آنان رهیافتی خواسته است» سوره جن، آیه ۱۰.</ref> [[زندگی]] [[جن]] به [[طور]] معمول از دیدگاه [[انسانها]] مخفی است: {{متن قرآن|يَـٰبَنِىٓ ءَادَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ كَمَآ أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ ٱلْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَٰتِهِمَآ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا ٱلشَّيَـٰطِينَ أَوْلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد! چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند در حالی که لباسشان را از (تن) آنان بر میکند تا شرمگاههایشان را به آنان بنمایاند؛ به راستی او و همگنان وی شما را از جایی که شما آنها را نمیبینید میبینند؛ بیگمان ما شیطانها را سرپرست کسانی کردهایم که ایمان ندارند» سوره اعراف، آیه ۲۷.</ref>؛ لکن جن میتواند به شکلهای مختلف مانند [[انسان]] یا [[حیوان]] مانند مار، عقرب، و پرندگان ظاهر شود<ref>عالم الجن، ص۱۸.</ref>، چنان که از [[آیه]] {{متن قرآن|وَلِسُلَيْمَـٰنَ ٱلرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌۭ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌۭ وَأَسَلْنَا لَهُۥ عَيْنَ ٱلْقِطْرِ وَمِنَ ٱلْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِۦ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ}}<ref>«و برای سلیمان، باد را (رام کردیم) که (وزش) پگاهانش یک ماه و وزش شامگاهانش یک ماه (راه) بود و چشمه مس گداخته را برای وی روان کردیم و برخی از پریان به اذن پروردگارش پیش او کار میکردند و هر یک از آنان از فرمان ما سر میپیچید بدو از عذاب آتش میچشاندیم» سوره سبأ، آیه ۱۲.</ref> و نیز آیه {{متن قرآن|وَحُشِرَ لِسُلَيْمَـٰنَ جُنُودُهُۥ مِنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ وَٱلطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ}}<ref>«و سپاه سلیمان را برای وی از جنّ و آدمی و مرغان گرد آوردند و (آنگاه) همه (ی آنان) را به هم پیوستند» سوره نمل، آیه ۱۷.</ref> با توجه به معنای [[حشر]] (بیرون بردن [[جمعیت]] از قرارگاه)<ref>نمونه، ج ۱۵، ص۴۳۲.</ref> برمیآید که کار کردن در حضور سلیمان و حضور در [[لشکریان]] وی باید نشان از تجسم داشته باشد<ref>از جن چه میدانید، ص۹۲.</ref>؛ همچنین کارهای سخت و دور از [[طاقت]] [[بشر]] که در [[زمان]] سلیمان از خود به نمایش گذاشتند همه حکایت از تجسم آنان دارند. نمونه کارهای [[جن]] در زمان وی عبارتاند از: | ||
۱. '''ساختمانسازی و [[معماری]]''': [[جنیان]] در ساختن خانههای با [[شکوه]] و [[مساجد]] و نیز [[شهرسازی]] ماهر بودند: {{متن قرآن|وَٱلشَّيَـٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ}}<ref>«و هم دیوساران را از بنّا و غوّاص» سوره ص، آیه ۳۷.</ref> آنها هر کاری را که سلیمان{{ع}} از آنها میخواست انجام میدادند: {{متن قرآن|يَعْمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَـٰرِيبَ وَتَمَـٰثِيلَ وَجِفَانٍۢ كَٱلْجَوَابِ وَقُدُورٍۢ رَّاسِيَـٰتٍ ٱعْمَلُوٓا۟ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكْرًۭا وَقَلِيلٌۭ مِّنْ عِبَادِىَ ٱلشَّكُورُ}}<ref>«هر چه میخواست از محرابها و تندیسها و کاسههای بزرگ حوضمانند و دیگهای استوار (جابهجا ناشدنی) برای او میساختند؛ ای خاندان داوود! سپاس گزارید! و اندکی از بندگان من سپاسگزارند» سوره سبأ، آیه ۱۳.</ref> [[محراب]] به قصرهای محکم و خانههای مجلل و مساجد و مکان مخصوص در مساجد و نیز [[مسکن]] گفته میشود<ref>زاد المسیر، ج ۶، ص۴۳۹؛ روح المعانی، ج ۲۲، ص۱۷۲.</ref>. سلیمان{{ع}} برای تکمیل بنای [[مسجد]] [[بیتالمقدس]] و ساختن [[شهر]] بیتالمقدس از [[پریان]] و [[شیاطین]] کمک گرفت و آنها را به استخراج سنگهای مرمر و شفاف و نیز استخراج طلا و یاقوت و سنگهای گرانبها از معدنها واداشت و عدهای را برای تهیه [[مشک]] و عنبر و دیگر مواد خوشبو کننده و دستهای را برای غواصی و استخراج دُرّ و مروارید از [[دریاها]] [[مأمور]] ساخت. آنها [[مصالح]] ساختمانی و اشیای قیمتی بیشماری فراهم آوردند. سپس به عدهای از مهندسان و طراحان جنی دستور داد آن سنگها و اشیای قیمتی را برش داده، در جای مناسب خود [[نصب]] کنند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص۵۹۸ - ۵۹۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۳، ص۲۶۶.</ref>. از جمله قصرهایی که بدین ترتیب ساخته شد میتوان به قصری شیشهای اشاره کرد که سلیمان{{ع}} از [[بلقیس]] در آن [[پذیرایی]] کرد: {{متن قرآن|قِيلَ لَهَا ٱدْخُلِى ٱلصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةًۭ وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُۥ صَرْحٌۭ مُّمَرَّدٌۭ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَـٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref>«به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساقهایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کردهام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۲۷۵.</ref>. | ۱. '''ساختمانسازی و [[معماری]]''': [[جنیان]] در ساختن خانههای با [[شکوه]] و [[مساجد]] و نیز [[شهرسازی]] ماهر بودند: {{متن قرآن|وَٱلشَّيَـٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٍۢ وَغَوَّاصٍۢ}}<ref>«و هم دیوساران را از بنّا و غوّاص» سوره ص، آیه ۳۷.</ref> آنها هر کاری را که سلیمان{{ع}} از آنها میخواست انجام میدادند: {{متن قرآن|يَعْمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَـٰرِيبَ وَتَمَـٰثِيلَ وَجِفَانٍۢ كَٱلْجَوَابِ وَقُدُورٍۢ رَّاسِيَـٰتٍ ٱعْمَلُوٓا۟ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكْرًۭا وَقَلِيلٌۭ مِّنْ عِبَادِىَ ٱلشَّكُورُ}}<ref>«هر چه میخواست از محرابها و تندیسها و کاسههای بزرگ حوضمانند و دیگهای استوار (جابهجا ناشدنی) برای او میساختند؛ ای خاندان داوود! سپاس گزارید! و اندکی از بندگان من سپاسگزارند» سوره سبأ، آیه ۱۳.</ref> [[محراب]] به قصرهای محکم و خانههای مجلل و مساجد و مکان مخصوص در مساجد و نیز [[مسکن]] گفته میشود<ref>زاد المسیر، ج ۶، ص۴۳۹؛ روح المعانی، ج ۲۲، ص۱۷۲.</ref>. سلیمان{{ع}} برای تکمیل بنای [[مسجد]] [[بیتالمقدس]] و ساختن [[شهر]] بیتالمقدس از [[پریان]] و [[شیاطین]] کمک گرفت و آنها را به استخراج سنگهای مرمر و شفاف و نیز استخراج طلا و یاقوت و سنگهای گرانبها از معدنها واداشت و عدهای را برای تهیه [[مشک]] و عنبر و دیگر مواد خوشبو کننده و دستهای را برای غواصی و استخراج دُرّ و مروارید از [[دریاها]] [[مأمور]] ساخت. آنها [[مصالح]] ساختمانی و اشیای قیمتی بیشماری فراهم آوردند. سپس به عدهای از مهندسان و طراحان جنی دستور داد آن سنگها و اشیای قیمتی را برش داده، در جای مناسب خود [[نصب]] کنند<ref>مجمعالبیان، ج ۸، ص۵۹۸ - ۵۹۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۳، ص۲۶۶.</ref>. از جمله قصرهایی که بدین ترتیب ساخته شد میتوان به قصری شیشهای اشاره کرد که سلیمان{{ع}} از [[بلقیس]] در آن [[پذیرایی]] کرد: {{متن قرآن|قِيلَ لَهَا ٱدْخُلِى ٱلصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةًۭ وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُۥ صَرْحٌۭ مُّمَرَّدٌۭ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَـٰنَ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}<ref>«به او گفتند به کاخ در آی! چون در آن نگریست گمان برد آبگیری ژرف است و ساقهایش را برهنه کرد، (سلیمان) گفت: این کاخی صیقلی از بلور است؛ (آن زن) گفت: پروردگارا! من به خویش ستم کردهام و (اینک) با سلیمان در برابر خداوند- پروردگار جهانیان- فرمانبردار شدم» سوره نمل، آیه ۴۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵۱؛ التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۲۷۵.</ref>. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
==[[پیامبران]] [[جن]]== | ==[[پیامبران]] [[جن]]== | ||
جن [[تکالیف]] و مسئولیتهای [[شرعی]] و [[معارف]] خود را از طریق [[پیامبران الهی]] دریافت میکردند؛ | جن [[تکالیف]] و مسئولیتهای [[شرعی]] و [[معارف]] خود را از طریق [[پیامبران الهی]] دریافت میکردند؛ لکن آیا آنها را از طریق پیامبران [[بشر]] درمییافتند یا آنها هم پیامبرانی از جنس خود داشتند؟ در این باره دو قول عمده میان صاحبنظران وجود دارد: | ||
# پیامبران جن همان پیامبران انس هستند. | # پیامبران جن همان پیامبران انس هستند. | ||
#آنها از جنس خودشان پیامبرانی داشتهاند<ref>عالم الجن، ص۲۰۹.</ref>. | #آنها از جنس خودشان پیامبرانی داشتهاند<ref>عالم الجن، ص۲۰۹.</ref>. | ||
برای نظریه نخست به آیاتی [[استدلال]] شده است؛ مانند [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِىٓ إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ ٱلْقُرَىٰٓ...}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی میکردیم نفرستادیم.».. سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref> که برپایه هر دو [[آیه]] [[نبوت]] میان مردانی از بشر بوده است و آیه {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَـٰبَ وَءَاتَيْنَـٰهُ أَجْرَهُۥ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref> که نبوت را بعد از ابراهیم در [[فرزندان]] آن حضرت منحصر میکند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۴۰.</ref>. اگر جن غیر از پیامبران انس پیامبران دیگری داشتند حتماً باید از آنها و شریعتشان در [[قرآن]] یاد میشد. صاحبان این نظریه در توجیه آیه {{متن قرآن|يَـٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِى}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> گفتهاند: {{متن قرآن|رُسُلٌۭ مِّنكُمْ}} گرچه بر حسب ظاهر عبارت، [[جن]] و انس هر دو را شامل میشود، مراد [[پیامبران]] انسی است و این از باب تغلیب و نظیر {{متن قرآن|مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت * میان آنها برزخی است تا به هم تجاوز نکنند * پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ * از آنها مروارید و مرجان برون میآید» سوره الرحمن، آیه ۲۲.</ref> است که منشأ لو ٔ و ٔ و مرجان را، هم آب شیرین معرفی کرده و هم آب [[شور]]، در حالی که لو ٔ و ٔ و مرجان از آب شور به دست میآیند<ref>همان، ج ۷، ص۸۶ - ۸۷.</ref>. برخی گفتهاند: نهایت دلالت [[آیه]] این است که انس و [[جان]] پیامبرانی داشتهاند؛ اما ثابت نمیکند که پیامبران از جنس [[بشر]] بودند یا اینکه [[جنیان]] هم از جنس خود پیامبرانی داشتهاند<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۵۴.</ref>. برخی هم گفتهاند: مراد از فرستادگان به سوی جن، فرستادگان [[پیامبران الهی]] هستند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۶۷.</ref>، چنانکه آیه {{متن قرآن|...وَلَّوْا۟ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ}}<ref> سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref> دلالت دارد بر اینکه جنیان گرچه پیامبرانی از جنس خود نداشتند، افرادی از خود جن از طرف پیامبران الهی [[مأمور]] به [[تبلیغ]] در میان [[قوم]] خود بودند<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص۲۱۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۸۶.</ref>. [[استدلال]] طرفداران نظریه دوم به ظاهر همان آیه ۱۳۰ انعام<ref>{{متن قرآن|يَـٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِى وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا قَالُوا۟ شَهِدْنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَـٰفِرِينَ}} «ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> است که هریک از انس و [[جن]] پیامبرانی از خودشان داشتند<ref>فتح القدیر، ج ۲، ص۱۶۳.</ref> و نیز [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّآ أَرْسَلْنَـٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭ}}<ref>«ما تو را به حق، نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم و هیچ امتی نیست مگر میان آنان بیمدهندهای بوده است» سوره فاطر، آیه ۲۴.</ref> بیانگر این معناست که هر امتی [[پیامبری]] از خود داشته<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۹۵.</ref> و [[امت]] بر گروههای جن هم صادق است و همچنین آیه {{متن قرآن|وَلَوْ جَعَلْنَـٰهُ مَلَكًۭا لَّجَعَلْنَـٰهُ رَجُلًا}}<ref>«و اگر او را فرشتهای میگرداندیم، او را (به گونه) مردی در میآوردیم» سوره انعام، آیه ۹.</ref> که بر اساس آن اگر [[خدا]] [[فرشته]] را هم برای پیامبری به سوی [[مردم]] میفرستاد هر آینه او را به صورت [[انسان]] میفرستاد و [[حکمت]] آن انس گرفتن [[بشر]] با فرستاده خداست و این حکمت در مورد [[جنّ]] هم جاری است، پس باید پیامبری از جنس [[جنیان]] برای آنان فرستاده شود. در [[روایات]] از یک سو از [[مبعوث]] شدن هر پیامبری به سوی [[قوم]] خودش<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۵۶؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۳۵۹.</ref> و از مبعوث شدن پیامبری از [[طایفه]] جن به نام یوسف خبر داده شده است<ref>بحار الانوار، ج ۱۰، ص۷۶.</ref> و از سوی دیگر گفتار [[فرزندان]] [[قابیل]] هنگامی که نوح{{ع}} را [[تکذیب]] کردند چنین گزارش شده است: قبل از ما جن بر روی [[زمین]] [[زندگی]] میکرد و [[خداوند]] به سوی آنان پیامبرانی از جنس فرشته مبعوث کرد. اگر خداوند میخواست بر ما پیامبرانی بفرستد از [[ملائکه]] میفرستاد<ref>همان، ج ۱۱، ص۳۴۰.</ref>. به هر [[حال]] همه صاحبنظران بر این مسئله [[اتفاق نظر]] دارند که<ref>حیوة الحیوان، ج ۱، ص۱۹۶.</ref> از میان [[پیامبران]]، [[حضرت محمد]]{{صل}} همانگونه که [[مأمور]] به [[دعوت]] [[انسانها]] بود مأمور به دعوت [[طایفه]] [[جن]] نیز بود. در [[آیه]] {{متن قرآن|تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَـٰلَمِينَ نَذِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref> مراد از «عالمین» جن و انس است<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۲۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲.</ref>. خود جن نیز بر این [[رسالت]] اعتراف داشتند: {{متن قرآن|يَـٰقَوْمَنَآ أَجِيبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ...}}<ref>«ای قوم! پاسخ فراخواننده به خداوند را بدهید و به او ایمان آورید تا (خداوند) پارهای از گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد» سوره احقاف، آیه ۳۱.</ref>؛ زیرا مراد از {{متن قرآن|دَاعِىَ ٱللَّهِ}} [[رسول اکرم]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۶.</ref> و از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] شده که هر [[پیامبری]] به سوی [[قوم]] خودش [[مبعوث]] بود و من به سوی هر سرخ و سیاه و جن و انسی مبعوث شدهام<ref>صحیح مسلم، ج ۲، ص۶۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۱۸۲ - ۵۴۷.</ref>. در [[تاریخ اسلام]] نیز گزارشهایی از حضور [[پیامبر]]{{صل}} در میان [[جنیان]] و [[قرائت قرآن]] بر آنان و دعوت آنان به [[اسلام]] هست<ref>الدرالمنثور، ج ۸، ص۲۹۶ - ۲۹۷؛ بحار الانوار، ج ۱۸، ص۷۸؛ المیزان، ج ۱۷، ص۲۱۹ - ۲۲۰.</ref> و منشأ [[اختلاف]] نقلها ممکن است تعدد قضیه باشد<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۶۵ - ۶۶.</ref>؛ زیرا [[آیات]] ۲۹ - ۳۱ [[سوره احقاف]] از [[ایمان]] جنیان مورد خطاب پیامبر{{صل}} به [[موسی]]{{ع}} و [[تورات]] حکایت دارند، برخلاف آیات [[سوره]] [[جنّ]] که گروههای مورد خطاب را [[مشرک]] و بیخبر از [[بعثت]] معرفی میکنند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۴۷.</ref>. در تاریخ اسلام شبی به نام «لیلة الجن» (نام یکی از شبهای حضور پیامبر{{صل}} در میان جنیان) نیز معروف است. با توجه به [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} در دعوت مستقیم همه جنیان و با توجه به تعریف «[[صحابه پیامبر]]{{صل}}» (کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده و بدان حضرت [[ایمان]] آورده است) باید گفت در میان [[جنیان]] مسلماً چنین افرادی بودهاند<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص۱۲ ـ ۱۳.</ref>. برخی جنیان به [[ائمه]]{{عم}} نیز ایمان داشتند و برای انجام دادن کارهای ضروری در [[اختیار]] آنان بودند<ref>بحار الانوار، ج ۶۰، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>. در [[روایات]] [[نوحهگری]] و [[گریستن]] [[جن]] بر [[مصیبتهای امام حسین]]{{ع}}<ref>المعجم الکبیر، ج ۳، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲؛ بحار الانوار، ج ۴۵، ص۲۳۶ ـ ۲۳۷.</ref> و شعرهایی در رثای آن حضرت از زبان جن نقل شده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۹۰؛ مناقب، ج ۲، ص۲۲۷.</ref> و نیز از [[طلب شفاعت]] جن از پیامبر{{صل}} و ائمه{{عم}} در [[قیامت]] سخن گفته شده است<ref>بحار الانوار، ج ۸، ص۴۸.</ref>. با وجود اینکه جنیان پیش از [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[انبیای پیشین]] ایمان داشتند و در میان آنها طوایفی از [[یهود]] و [[نصارا]] و... وجود داشته<ref>روح البیان، ج ۸، ص۶۵۸.</ref> و در برخی روایات نیز از جنیان [[مؤمن]]، [[کافر]]، [[ناصبی]]، [[یهودی]] و [[نصرانی]] و [[مجوس]] نام برده شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۰۰.</ref>، باید معنای اختصاص [[حضرت محمد]]{{صل}} برای [[دعوت]] [[ثقلین]] را بررسی کرد. برخی گفتهاند: [[پیامبران پیشین]] هم افرادی از جن را به سوی [[حق]] دعوت کردهاند؛ | برای نظریه نخست به آیاتی [[استدلال]] شده است؛ مانند [[آیات]] {{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِىٓ إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ ٱلْقُرَىٰٓ...}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی میکردیم نفرستادیم.».. سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همانگونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref> که برپایه هر دو [[آیه]] [[نبوت]] میان مردانی از بشر بوده است و آیه {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَـٰقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِى ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلْكِتَـٰبَ وَءَاتَيْنَـٰهُ أَجْرَهُۥ فِى ٱلدُّنْيَا وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}<ref>«و ما به او اسحاق و (نوهاش) یعقوب را بخشیدیم و در فرزندان او پیامبری و کتاب (آسمانی) را نهادیم و پاداش وی را در این جهان دادیم و او در جهان واپسین از شایستگان است» سوره عنکبوت، آیه ۲۷.</ref> که نبوت را بعد از ابراهیم در [[فرزندان]] آن حضرت منحصر میکند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۳۴۰.</ref>. اگر جن غیر از پیامبران انس پیامبران دیگری داشتند حتماً باید از آنها و شریعتشان در [[قرآن]] یاد میشد. صاحبان این نظریه در توجیه آیه {{متن قرآن|يَـٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِى}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> گفتهاند: {{متن قرآن|رُسُلٌۭ مِّنكُمْ}} گرچه بر حسب ظاهر عبارت، [[جن]] و انس هر دو را شامل میشود، مراد [[پیامبران]] انسی است و این از باب تغلیب و نظیر {{متن قرآن|مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ * بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ * فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ}}<ref>«دو دریای به هم رسیده را در هم آمیخت * میان آنها برزخی است تا به هم تجاوز نکنند * پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ میشمارید؟ * از آنها مروارید و مرجان برون میآید» سوره الرحمن، آیه ۲۲.</ref> است که منشأ لو ٔ و ٔ و مرجان را، هم آب شیرین معرفی کرده و هم آب [[شور]]، در حالی که لو ٔ و ٔ و مرجان از آب شور به دست میآیند<ref>همان، ج ۷، ص۸۶ - ۸۷.</ref>. برخی گفتهاند: نهایت دلالت [[آیه]] این است که انس و [[جان]] پیامبرانی داشتهاند؛ اما ثابت نمیکند که پیامبران از جنس [[بشر]] بودند یا اینکه [[جنیان]] هم از جنس خود پیامبرانی داشتهاند<ref>المیزان، ج ۷، ص۳۵۴.</ref>. برخی هم گفتهاند: مراد از فرستادگان به سوی جن، فرستادگان [[پیامبران الهی]] هستند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۶۷.</ref>، چنانکه آیه {{متن قرآن|...وَلَّوْا۟ إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ}}<ref> سوره احقاف، آیه ۲۹.</ref> دلالت دارد بر اینکه جنیان گرچه پیامبرانی از جنس خود نداشتند، افرادی از خود جن از طرف پیامبران الهی [[مأمور]] به [[تبلیغ]] در میان [[قوم]] خود بودند<ref>تفسیر عبدالرزاق، ج ۳، ص۲۱۶؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص۸۶.</ref>. [[استدلال]] طرفداران نظریه دوم به ظاهر همان آیه ۱۳۰ انعام<ref>{{متن قرآن|يَـٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَـٰتِى وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا قَالُوا۟ شَهِدْنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَـٰفِرِينَ}} «ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان میخواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار میدادند؟ میگویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی میدهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref> است که هریک از انس و [[جن]] پیامبرانی از خودشان داشتند<ref>فتح القدیر، ج ۲، ص۱۶۳.</ref> و نیز [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّآ أَرْسَلْنَـٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌۭ}}<ref>«ما تو را به حق، نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم و هیچ امتی نیست مگر میان آنان بیمدهندهای بوده است» سوره فاطر، آیه ۲۴.</ref> بیانگر این معناست که هر امتی [[پیامبری]] از خود داشته<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۹۵.</ref> و [[امت]] بر گروههای جن هم صادق است و همچنین آیه {{متن قرآن|وَلَوْ جَعَلْنَـٰهُ مَلَكًۭا لَّجَعَلْنَـٰهُ رَجُلًا}}<ref>«و اگر او را فرشتهای میگرداندیم، او را (به گونه) مردی در میآوردیم» سوره انعام، آیه ۹.</ref> که بر اساس آن اگر [[خدا]] [[فرشته]] را هم برای پیامبری به سوی [[مردم]] میفرستاد هر آینه او را به صورت [[انسان]] میفرستاد و [[حکمت]] آن انس گرفتن [[بشر]] با فرستاده خداست و این حکمت در مورد [[جنّ]] هم جاری است، پس باید پیامبری از جنس [[جنیان]] برای آنان فرستاده شود. در [[روایات]] از یک سو از [[مبعوث]] شدن هر پیامبری به سوی [[قوم]] خودش<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۵۶؛ نورالثقلین، ج ۴، ص۳۵۹.</ref> و از مبعوث شدن پیامبری از [[طایفه]] جن به نام یوسف خبر داده شده است<ref>بحار الانوار، ج ۱۰، ص۷۶.</ref> و از سوی دیگر گفتار [[فرزندان]] [[قابیل]] هنگامی که نوح{{ع}} را [[تکذیب]] کردند چنین گزارش شده است: قبل از ما جن بر روی [[زمین]] [[زندگی]] میکرد و [[خداوند]] به سوی آنان پیامبرانی از جنس فرشته مبعوث کرد. اگر خداوند میخواست بر ما پیامبرانی بفرستد از [[ملائکه]] میفرستاد<ref>همان، ج ۱۱، ص۳۴۰.</ref>. به هر [[حال]] همه صاحبنظران بر این مسئله [[اتفاق نظر]] دارند که<ref>حیوة الحیوان، ج ۱، ص۱۹۶.</ref> از میان [[پیامبران]]، [[حضرت محمد]]{{صل}} همانگونه که [[مأمور]] به [[دعوت]] [[انسانها]] بود مأمور به دعوت [[طایفه]] [[جن]] نیز بود. در [[آیه]] {{متن قرآن|تَبَارَكَ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْفُرْقَانَ عَلَىٰ عَبْدِهِۦ لِيَكُونَ لِلْعَـٰلَمِينَ نَذِيرًا}}<ref>«بزرگوار است آن (خداوند) که فرقان را بر بنده خویش فرو فرستاد تا جهانیان را بیمدهنده باشد» سوره فرقان، آیه ۱.</ref> مراد از «عالمین» جن و انس است<ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص۲۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۳، ص۲.</ref>. خود جن نیز بر این [[رسالت]] اعتراف داشتند: {{متن قرآن|يَـٰقَوْمَنَآ أَجِيبُوا۟ دَاعِىَ ٱللَّهِ...}}<ref>«ای قوم! پاسخ فراخواننده به خداوند را بدهید و به او ایمان آورید تا (خداوند) پارهای از گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذابی دردناک پناه دهد» سوره احقاف، آیه ۳۱.</ref>؛ زیرا مراد از {{متن قرآن|دَاعِىَ ٱللَّهِ}} [[رسول اکرم]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج ۱۸، ص۲۱۶.</ref> و از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] شده که هر [[پیامبری]] به سوی [[قوم]] خودش [[مبعوث]] بود و من به سوی هر سرخ و سیاه و جن و انسی مبعوث شدهام<ref>صحیح مسلم، ج ۲، ص۶۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص۱۸۲ - ۵۴۷.</ref>. در [[تاریخ اسلام]] نیز گزارشهایی از حضور [[پیامبر]]{{صل}} در میان [[جنیان]] و [[قرائت قرآن]] بر آنان و دعوت آنان به [[اسلام]] هست<ref>الدرالمنثور، ج ۸، ص۲۹۶ - ۲۹۷؛ بحار الانوار، ج ۱۸، ص۷۸؛ المیزان، ج ۱۷، ص۲۱۹ - ۲۲۰.</ref> و منشأ [[اختلاف]] نقلها ممکن است تعدد قضیه باشد<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۶۵ - ۶۶.</ref>؛ زیرا [[آیات]] ۲۹ - ۳۱ [[سوره احقاف]] از [[ایمان]] جنیان مورد خطاب پیامبر{{صل}} به [[موسی]]{{ع}} و [[تورات]] حکایت دارند، برخلاف آیات [[سوره]] [[جنّ]] که گروههای مورد خطاب را [[مشرک]] و بیخبر از [[بعثت]] معرفی میکنند<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۴۷.</ref>. در تاریخ اسلام شبی به نام «لیلة الجن» (نام یکی از شبهای حضور پیامبر{{صل}} در میان جنیان) نیز معروف است. با توجه به [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} در دعوت مستقیم همه جنیان و با توجه به تعریف «[[صحابه پیامبر]]{{صل}}» (کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده و بدان حضرت [[ایمان]] آورده است) باید گفت در میان [[جنیان]] مسلماً چنین افرادی بودهاند<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص۱۲ ـ ۱۳.</ref>. برخی جنیان به [[ائمه]]{{عم}} نیز ایمان داشتند و برای انجام دادن کارهای ضروری در [[اختیار]] آنان بودند<ref>بحار الانوار، ج ۶۰، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref>. در [[روایات]] [[نوحهگری]] و [[گریستن]] [[جن]] بر [[مصیبتهای امام حسین]]{{ع}}<ref>المعجم الکبیر، ج ۳، ص۱۲۱ ـ ۱۲۲؛ بحار الانوار، ج ۴۵، ص۲۳۶ ـ ۲۳۷.</ref> و شعرهایی در رثای آن حضرت از زبان جن نقل شده است<ref>کامل الزیارات، ص۱۹۰؛ مناقب، ج ۲، ص۲۲۷.</ref> و نیز از [[طلب شفاعت]] جن از پیامبر{{صل}} و ائمه{{عم}} در [[قیامت]] سخن گفته شده است<ref>بحار الانوار، ج ۸، ص۴۸.</ref>. با وجود اینکه جنیان پیش از [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[انبیای پیشین]] ایمان داشتند و در میان آنها طوایفی از [[یهود]] و [[نصارا]] و... وجود داشته<ref>روح البیان، ج ۸، ص۶۵۸.</ref> و در برخی روایات نیز از جنیان [[مؤمن]]، [[کافر]]، [[ناصبی]]، [[یهودی]] و [[نصرانی]] و [[مجوس]] نام برده شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۰۰.</ref>، باید معنای اختصاص [[حضرت محمد]]{{صل}} برای [[دعوت]] [[ثقلین]] را بررسی کرد. برخی گفتهاند: [[پیامبران پیشین]] هم افرادی از جن را به سوی [[حق]] دعوت کردهاند؛ لکن دعوت آنها طایفهای بوده است؛ بدین معنا که با [[قبایل]] یا طوایفی از جن که برمیخوردند آنان را دعوت میکردند یا افرادی از خود آن [[طایفه]] را برای دعوت قبیلهاش [[مأمور]] میساختند؛ اما [[حضرت محمّد]]{{صل}} به سوی همه [[طوایف]] جن [[مبعوث]] شده است، چنانکه به سوی تمامی [[انسانها]] مبعوث است<ref>الضوء المنیر، ج ۶، ص۱۹۸.</ref>. احتمال دیگر این است که باورهای جن قبل از شنیدن [[قرآن]]، باوری [[تقلیدی]] بود؛ بدین معنا که گفتههای [[بشر]] را راست و برحق میپنداشتند؛ اما پس از [[نزول قرآن]] و شنیدن آن به این [[حقیقت]] پی بردند که میان انسانها هم افراد [[گمراه]] هستند<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۵۵.</ref>: {{متن قرآن|وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}<ref>«و ما میپنداشتیم که هیچگاه آدمیان و پریان بر خداوند دروغی نمیبندند» سوره جن، آیه ۵.</ref>، از این رو [[ایمان]] و نیز [[کفر]] آنها به [[پیامبران پیشین]]، به [[تقلید]] از افراد [[بشر]] بوده است؛ ولی بعد از [[دعوت]] [[حضرت محمد]]{{صل}}، [[جنیان]] به [[خدا]] و [[قرآن]] از روی [[آگاهی]] ایمان آوردهاند. [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا * يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا}}<ref>«بگو: به من وحی شده است که دستهای از پریان (به قرآن) گوش فراداشتهاند آنگاه گفتهاند: ما قرآنی شگفتانگیز را شنیدهایم * که به سوی راهدانی رهنمون میگردد، بنابراین به آن ایمان آوردهایم و هیچگاه کسی را برای پروردگارمان شریک نخواهیم آورد» سوره جن، آیه ۱-۲.</ref> بیانگر آگاهانه بودن ایمان [[جن]] به قرآن و [[تصدیق]] [[حقانیت قرآن]] است و اینکه [[ایمان به قرآن]]، ایمان به همان خدایی است که قرآن را نازل کرده و آن خدا [[پروردگار]] آنان است.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۳۵.</ref> | ||
==[[عقاید]] [[جن]]== | ==[[عقاید]] [[جن]]== | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
==[[افکار]] [[عصر جاهلیت]] درباره جن== | ==[[افکار]] [[عصر جاهلیت]] درباره جن== | ||
[[عرب جاهلی]] جن و [[شیطان]] را موجودات [[قدرتمند]]، شریر و موذی میدانست که از دیدهها پنهان است و به سبب هراسی که از جن داشت به آن [[پناهنده]] میشد و از آنان کمک میخواست. در [[مسافرتها]] شبهنگام که به بیابانی میرسید از [[شر]] جانوران و [[سفیهان]] جن به بزرگ آن بیابان که [[سرپرست]] جنیان بود [[پناه]] میبرد. این پندارها مورد [[سرزنش]] [[قرآن]] قرار گرفته؛ زیرا کار آنان جز [[خسران]] و [[زیان]] پیامدی نداشته<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۵۹۸.</ref> و آن را سبب [[ذلت]] و [[خواری]] [[انسان]] و جرئت بیشتر [[جن]] برای تعرض به [[انسانها]] و [[تحقیر]] آنها دانسته است<ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص۵۵۵؛ التحریر والتنویر، ج ۲۹، ص۲۲۵.</ref>؛ به گونهای که بر [[ترس]] و [[وحشت]] آنها میافزاید<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۵۵.</ref>: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا}}<ref>«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه میبردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.</ref> برخی گفتهاند: ممکن است مراد از [[پناهنده]] شدن به جن این باشد که انسانها برای رسیدن به مقصودشان به کاهنی مراجعه کرده، از وی میخواهند جن را به کمک [[دعوت]] کند<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۵۹۸.</ref>. روایتی هم با همین مضمون وارد شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۴۱۰؛ جامع البیان، ج ۲۹، ص۱۳۴.</ref>. [[بتپرستان]]، جن را از مبادی [[شرور]] و پیدایش [[فساد]] در عالم میدانستند و برای مصونیت از شرشان، آنها را میستودند و میپرستیدند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۸۶.</ref>: {{متن قرآن|قَالُوا۟ سُبْحَـٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ٱلْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ}}<ref>«میگویند: پاکا که تویی، تو سرور مایی نه آنان بلکه (آنان) پریان را میپرستیدند، بیشترشان به آنان گرویده بودند» سوره سبأ، آیه ۴۱.</ref> و نیز جن را [[شریک]] [[خدا]] قرار داده: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا۟ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَـٰتٍۭ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«و برای خداوند شریکهایی از پریان تراشیدند در حالی که او آنان را آفریده است و (برخی دیگر) از بیدانشی برای او پسرانی و دخترانی برساختند؛ پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف میکنند» سوره انعا، آیه ۱۰۰.</ref> میپنداشتند [[خداوند]] با جن [[ازدواج]] کرده و [[فرشتگان]]، محصول این ازدواجاند. [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ}}<ref>«و میان او و پریان، خویشی نهادند و بیگمان پریان میدانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر میآورند» سوره صافّات، آیه ۱۵۸.</ref> به این [[پندار]] اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۳۰؛ التحریر و التنویر، ج ۲۳، ص۱۸۶.</ref>. گفته شده: [[آیه]] ۳ [[جنّ]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا}} «و اینکه جایگاه پروردگارمان والاست هرگز همسر و فرزندی نگزیده است» سوره جن، آیه ۳.</ref> که [[همسر]] و فرزند را از [[خدا]] [[نفی]] میکند برای رد این پندار است<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۹، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۴۰.</ref> | [[عرب جاهلی]] جن و [[شیطان]] را موجودات [[قدرتمند]]، شریر و موذی میدانست که از دیدهها پنهان است و به سبب هراسی که از جن داشت به آن [[پناهنده]] میشد و از آنان کمک میخواست. در [[مسافرتها]] شبهنگام که به بیابانی میرسید از [[شر]] جانوران و [[سفیهان]] جن به بزرگ آن بیابان که [[سرپرست]] جنیان بود [[پناه]] میبرد. این پندارها مورد [[سرزنش]] [[قرآن]] قرار گرفته؛ زیرا کار آنان جز [[خسران]] و [[زیان]] پیامدی نداشته<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۵۹۸.</ref> و آن را سبب [[ذلت]] و [[خواری]] [[انسان]] و جرئت بیشتر [[جن]] برای تعرض به [[انسانها]] و [[تحقیر]] آنها دانسته است<ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص۵۵۵؛ التحریر والتنویر، ج ۲۹، ص۲۲۵.</ref>؛ به گونهای که بر [[ترس]] و [[وحشت]] آنها میافزاید<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۵۵.</ref>: {{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا}}<ref>«و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه میبردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.</ref> برخی گفتهاند: ممکن است مراد از [[پناهنده]] شدن به جن این باشد که انسانها برای رسیدن به مقصودشان به کاهنی مراجعه کرده، از وی میخواهند جن را به کمک [[دعوت]] کند<ref>تفسیر لاهیجی، ج ۴، ص۵۹۸.</ref>. روایتی هم با همین مضمون وارد شده است<ref>تفسیر قمی، ج ۲، ص۴۱۰؛ جامع البیان، ج ۲۹، ص۱۳۴.</ref>. [[بتپرستان]]، جن را از مبادی [[شرور]] و پیدایش [[فساد]] در عالم میدانستند و برای مصونیت از شرشان، آنها را میستودند و میپرستیدند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۸۶.</ref>: {{متن قرآن|قَالُوا۟ سُبْحَـٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا۟ يَعْبُدُونَ ٱلْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ}}<ref>«میگویند: پاکا که تویی، تو سرور مایی نه آنان بلکه (آنان) پریان را میپرستیدند، بیشترشان به آنان گرویده بودند» سوره سبأ، آیه ۴۱.</ref> و نیز جن را [[شریک]] [[خدا]] قرار داده: {{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا۟ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَـٰتٍۭ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«و برای خداوند شریکهایی از پریان تراشیدند در حالی که او آنان را آفریده است و (برخی دیگر) از بیدانشی برای او پسرانی و دخترانی برساختند؛ پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف میکنند» سوره انعا، آیه ۱۰۰.</ref> میپنداشتند [[خداوند]] با جن [[ازدواج]] کرده و [[فرشتگان]]، محصول این ازدواجاند. [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَعَلُوا۟ بَيْنَهُۥ وَبَيْنَ ٱلْجِنَّةِ نَسَبًۭا وَلَقَدْ عَلِمَتِ ٱلْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ}}<ref>«و میان او و پریان، خویشی نهادند و بیگمان پریان میدانند که آنان را (برای حسابرسی) حاضر میآورند» سوره صافّات، آیه ۱۵۸.</ref> به این [[پندار]] اشاره دارد<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۳۰؛ التحریر و التنویر، ج ۲۳، ص۱۸۶.</ref>. گفته شده: [[آیه]] ۳ [[جنّ]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا}} «و اینکه جایگاه پروردگارمان والاست هرگز همسر و فرزندی نگزیده است» سوره جن، آیه ۳.</ref> که [[همسر]] و فرزند را از [[خدا]] [[نفی]] میکند برای رد این پندار است<ref>التحریر والتنویر، ج ۲۹، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۴۰.</ref> | ||
==رابطه [[جن]] و [[انسان]]== | |||
جن و انس گاهی از راههایی همدیگر را تحت [[سلطه]] خود قرار میدهند؛ اما سلطه جن بر [[آدمی]] اغلب از طریق [[وسوسه]] و [[اضلال]] و اغواست: {{متن قرآن|الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ}}<ref>«که در دلهای آدمیان وسوسه میافکند،» سوره ناس، آیه ۵-۶.</ref> البته چون [[جنیان]] اجسام لطیفی هستند [[نفوذ]] آنها در [[بدن انسان]] بعید نیست<ref>مفاتیح الغیب، ج ۱، ص۲۶۵.</ref>، از این رو گاهی هم جن با [[تسلط]] بر [[جسم]] انسان [[اعتدال]] درونی وی را برهم زده، شخص را به صورت فردی سبک [[مغز]] و دیوانه درمیآورد که اصطلاحا به این [[جنون]] که با مسّ جن حاصل میشود «صَرْع» و شخص آسیب دیده را «مصروع» میگویند<ref>الجن و علاقتهم بالانس، ص۱۲۵.</ref>. [[دانشمندان]] عصر کنونی نیز برای صرع دو عامل ذکر کردهاند: یکی جنزدگی و دیگری اختلالات دماغی که [[درمان]] نوع دوم بر عهده پزشکان است<ref>روح المعانی، ج ۳، ص۸۰؛ عالم الجن، ص۲۹۴.</ref>. گفتنی است مسّ جن که باعث ابتلای انسان به صرع میشود کار [[کافران]] و [[متمردان]] جنی است و [[مؤمنان]] جنی [[اهل]] خیر و [[صلاح]] و از این کارها به دورند<ref>تفسیر قرطبی، ج ۳، ص۳۵۵.</ref>. اما تسلط انسان بر جن از راه [[تسخیر]] امکانپذیر است و به صورت آشکار و عمومی این امر در [[زمان]] سلیمان{{ع}} رخ داد؛ سلیمان{{ع}} به [[اذن خدا]] جنیان را تسخیر کرد و آنها را در کارهای کشوری و لشکری به کار گمارد و متمردان آنها سخت [[مجازات]] میشدند: {{متن قرآن|...وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ}}<ref>«... هر یک از آنان از فرمان ما سر میپیچید بدو از عذاب آتش میچشاندیم» سوره سبأ، آیه ۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِى ٱلْأَصْفَادِ}}<ref>«و برخی دیگر را که در بندها به هم بربسته بودند» سوره ص، آیه ۳۸.</ref> افزون بر سلیمان{{ع}} در [[روایت]] آمده که جن در برابر [[حضرت محمد]]{{صل}} نیز [[تسلیم]] بودند، با این فرق که جنیان زمان سلیمان{{ع}} با باقی ماندن بر کفرشان در [[تسخیر]] سلیمان{{ع}} بودند؛ ولی [[جنیان]] [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}}، [[مؤمن]] و [[تسلیم]] آن حضرت بودند<ref>نور الثقلین، ج ۴، ص۳۲۱؛ التحریر والتنویر، ج ۲۶، ص۵۷.</ref>. جنیان در مقابل [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] نیز تسلیم بودند و این تسلیم به [[اراده]] و [[اذن الهی]] بود. البته برخی از آنان با [[پیامبران]] [[دشمنی]] کرده: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار» سوره انعام، آیه ۱۱۲.</ref> و در [[گمراهی]] دیگران کوشیدهاند: {{متن قرآن|وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلْأَسْفَلِينَ}}<ref>«و کافران میگویند: پروردگارا! آن دو تن از پریان و آدمیان که ما را گمراه کردند نشانمان ده که آنان را زیر پا بیفکنیم تا از فرومایهترینها گردند» سوره فصّلت، آیه ۲۹.</ref> در [[روایات]] از تسلیم بودن جنیان در برابر [[ائمه اطهار]]{{عم}} و ارتباط آنان با [[امامان]] برای فراگرفتن [[احکام دینی]] و [[شرعی]] سخن گفته شده است<ref>الکافی، ج ۱، ص۳۹۴؛ بحار الانوار، ج ۶۰، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳؛ الفصول المهمه، ص۴۰۰.</ref>. غیر [[اولیا]] اگر بخواهند جنی را تسخیر کنند باید به وسیله [[دعا]] و [[عزائم]] باشد<ref>بحارالانوار، ج ۵۶، ص۲۹۳.</ref>. [[فقها]] درباره [[مشروعیت]] یا عدم مشروعیت تسخیر [[جن]] دو نظر دارند: برخی تسخیر جن را نوعی از [[سحر]] میدانند و همه اقسام سحر [[حرام]] است<ref>المکاسب، ج ۳، ص۱۱۰؛ سلسلة الینابیع، ج ۳۵، ص۳۹۶.</ref>. برخی دیگر بر این عقیدهاند که نفس تسخیر جن اشکال ندارد؛ اما اگر مستلزم ارتکاب حرامی مانند استفاده از مقدمات حرام یا تلف و [[جنون]] باشد، حرام است<ref>مصباح الفقاهه، ج ۱، ص۲۹۶ ـ ۲۹۷.</ref>. از لحاظ [[اخلاقی]] همچون [[جنیان]] در مراتب کمالی و [[معنوی]] از [[انسان]] پایینترند ـ و بالاترین درجهای که زاهدان و [[عابدان]] آنان به آن میرسند درجه [[صالحان]] است: {{متن قرآن|وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَمًا مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و آنان را در زمین به امّتهایی (گوناگون) بخش کردیم، برخی از ایشان شایستهاند و برخی، نه چنیناند و آنان را با خوشیها و ناخوشیها آزمودیم باشد که (به راه راست) باز گردند» سوره اعراف، آیه ۱۶۸.</ref>، در حالی که [[انبیا]] و [[مقربان]]، از [[انسانها]] هستند و درجه آنها فوق درجه صالحان است ـ برقراری رابطه با جنیان باعث خرابی [[روح انسان]]، [[فساد اخلاقی]] و [[سرکشی]] وی میگردد.<ref>{{متن قرآن|وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا}} «و اینکه مردانی از آدمیان به مردانی از پریان پناه میبردند از این رو بر تباهکاری آنان (می) افزودند» سوره جن، آیه ۶.</ref> این دستورالعملی [[قرآنی]] است که جنیان گرچه مخلوق و [[مسئول]] و حتّی برخی از آنها مؤمناند، انسانها نباید با آنان ارتباط برقرار کنند<ref>درسهایی از قرآن، ج ۱، ص۲۲.</ref>؛ زیرا آنان از [[علم الهی]] بهرهای ندارند و [[همنشینی]] با آنها جز [[تکبر]] ثمری ندارد، از این رو مردان [[الهی]] همواره از آنان گریزان بودند<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۳، ص۱۵.</ref>. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًۭا يَـٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ قَدِ ٱسْتَكْثَرْتُم مِّنَ ٱلْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ ٱلْإِنسِ رَبَّنَا ٱسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍۢ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِىٓ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ ٱلنَّارُ مَثْوَىٰكُمْ خَـٰلِدِينَ فِيهَآ إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ}}<ref>«و روزی که همه آنان را گرد میآورد (میفرماید:) ای گروه پریان! به یقین از انسانها (پیروان) بسیار یافتید و دوستان ایشان از انسانها میگویند: پروردگارا! برخی از ما از برخی دیگر بهرهمند شدیم و به اجلی که برای ما مقرّر فرموده بودی رسیدیم؛ (خداوند) میفرم» سوره انعام، آیه ۱۲۸.</ref> به [[بهرهکشی]] [[جن]] و انسان از یکدیگر اشاره شده است. بهرهکشی جن از انس به این است که [[انسانها]] آنها را پیشوای خود قرار دهند و در [[گمراهی]] و [[کفر]] و [[گناهان]] از آنان [[پیروی]] کنند. [[بهرهکشی]] [[انسان]] از [[جن]] نیز به این است که با [[وسوسه]] آنها از [[لذتها]] و [[شهوات]] زودگذر بهرهمند شوند<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص۱۴۸؛ زادالمسیر، ج ۳، ص۱۲۳.</ref>. بر [[اثبات]] یا ردّ وقوع [[ازدواج]] انسان و جن دلیل قابل اعتمادی نیست، گرچه برپایه برخی [[روایات]] [[نسل]] انسانها از ازدواج [[فرزندان آدم]] با [[حورالعین]] و جن پدید آمده است<ref>تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۱۵؛ کنزالدقائق، ج ۲، ص۳۴۴؛ الصافی، ج ۱، ص۴۱۷.</ref>. برخی از [[فقها]] نیز از جواز [[شرعی]] آن سخن گفتهاند<ref>مغنی المحتاج، ج ۳، ص۱۷۴؛ حواشی الشروانی، ج ۹، ص۳۱۴؛ عالم الجن، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۴۱.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||