جز
جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن'
جز (جایگزینی متن - 'لیکن' به 'لکن') |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
[[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنانکه «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در پناه آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون میماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «مجنون» و [[ظلمت]] شب که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفتهاند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را میپوشاند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>. | [[جنت]] از ریشه (ج ـ ن ـ ن) گرفته شده است. معنای محوری همه مشتقات این ریشه پوشیدگی است،<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳؛ مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> چنانکه «جنین» بر اثر پوشیدگی و مستور بودن در رحم مادر بدین نام موسوم شده و سپر نیز بدین جهت که [[رزمنده]] در پناه آن پوشیده و از آسیب [[سلاح]] [[دشمن]] مصون میماند «جُنّة» نامیده شده است؛ همچنین کسی که [[عقل]] او پوشیده گشته «مجنون» و [[ظلمت]] شب که مایه پوشیدگی اشیاست «جانّ» نام گرفتهاند. «جِنّ» نیز موجودی است نامرئی که از دید ظاهری [[انسان]] پوشیده است و بالاخره «جنّت» [[باغی]] است پوشیده به درختان انبوه و درهم رفته،<ref>مفردات، ص۲۰۳ - ۲۰۴؛ بصائر ذوی التمییز، ج ۲، ص۳۵۲؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴، «جن».</ref> بنابراین سِر نامگذاری بهشت به جنت آن است که شاخساران درختانش درهم فرو رفته و برگهای فراوان آنها مانند سقفی سبز رنگ [[زمین]] بهشت را میپوشاند<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۶۸؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۵.</ref>. | ||
البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کردهاند، چنانکه برخی آن را ثوابی دانستهاند که در [[دنیا]] برانسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفتهاند: اطلاق [[جنت]] بر [[بهشت]] بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمییابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و مقام مکنونی که دارد نزد [[عقل]] صاحب نظر یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از اینرو بعضی از [[مفسران]] بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا [[بصری]] عارف است؛ | البته [[مفسران]] برای پوشیدگی بهشت وجوه دیگری نیز ذکر کردهاند، چنانکه برخی آن را ثوابی دانستهاند که در [[دنیا]] برانسان پوشیده است.<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص۴۲۱، «جن».</ref> برخی دیگر گفتهاند: اطلاق [[جنت]] بر [[بهشت]] بدان سبب است که هرگز [[عقول]] قاصر [[بشر]] بر آن احاطه نمییابد.<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴ ـ ۲۲۵.</ref> به نظر برخی دیگر بهشت به لحاظ [[منزلت]] و مقام مکنونی که دارد نزد [[عقل]] صاحب نظر یا [[قلب]] صاحب [[بصر]] معروف یا مشهود نیست،<ref>کشف الاسرار، ج ۲، ص۳۹؛ انوار درخشان، ج ۱، ص۲۲۴؛ تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref> از اینرو بعضی از [[مفسران]] بر این اعتقادند که برخی از مراحل اعلای بهشت حتی نزد عقل [[حکیم]] یا قلب [[عارف]] مستور است و برخی از مراتب دیگر آن گرچه معلوم نظری حکیم یا [[بصری]] عارف است؛ لکن بسیاری از ویژگیهای آن همچنان در بوته [[استتار]] است و تا قبل از [[شهود]] عینی مشهود نمیشود و حتی پس از ورود در آن گرچه نسبت به خود بهشتی مشهود شده و در کنار او قرار میگیرد؛ اما برای غیر او که پایینتر از درجه وجودی وی قراردارد همچنان در ورای [[حجاب]] نوری مستتر و پنهان است<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۱.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۶]]، ص۳۶۰.</ref> | ||
==[[بهشت]] در [[ادیان]]== | ==[[بهشت]] در [[ادیان]]== | ||