←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۹۷: | خط ۲۹۷: | ||
{{متن حدیث|مَثَلُ هَذِهِ الدُّنْيَا مَثَلُ ثَوْبٍ شُقَّ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرَهِ فَبَقِيَ مُتَعَلِّقًا بِخَيْطٍ فِي آخِرِهِ فَيُوشِكُ ذَلِكَ الْخَيْطُ أَنْ يَنْقَطِعَ}}<ref>تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۵۶؛ المحجة البیضاء، ج۶، ص۱۳؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. | {{متن حدیث|مَثَلُ هَذِهِ الدُّنْيَا مَثَلُ ثَوْبٍ شُقَّ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرَهِ فَبَقِيَ مُتَعَلِّقًا بِخَيْطٍ فِي آخِرِهِ فَيُوشِكُ ذَلِكَ الْخَيْطُ أَنْ يَنْقَطِعَ}}<ref>تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۵۶؛ المحجة البیضاء، ج۶، ص۱۳؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. | ||
[[حقیقت]] آن است که، دامنه وسیع تمثیلات [[نبوی]] بیش از آن است که در این مختصر احصا شود، اما برای آنکه مقال از مجال اندکی که برایش مقدر است، سرریز نکند، تنها با ذکر چند نمونه متفرق دیگر، دامن سخن را درمیچینیم.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۶.</ref> | [[حقیقت]] آن است که، دامنه وسیع تمثیلات [[نبوی]] بیش از آن است که در این مختصر احصا شود، اما برای آنکه مقال از مجال اندکی که برایش مقدر است، سرریز نکند، تنها با ذکر چند نمونه متفرق دیگر، دامن سخن را درمیچینیم.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۶.</ref> | ||
===نمونههای دیگر=== | |||
به [[گواه]] [[منابع روایی]] [[فریقین]]، [[پیامبر خدا]]{{صل}} در طول دوران [[رسالت]]، در [[لزوم]] [[تمسک]] [[امت]] به «[[اهل بیت]]» تأکیدها و تعبیرهای فراوانی بهکار برده که از جمله آنها [[حدیث]] معروف «[[سفینه]]» است. حضرت در این حدیث میفرماید: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ}}<ref>«اهل بیت من در مثَل، چون کشتی نوح است، آنکه بدان درآید نجات یابد و کسی که از آن سر باز زند، هلاک شود». | |||
این حدیث را شماری از اصحاب رسول خدا{{صل}} روایت کردهاند و در انبوهی از جوامع حدیثی شیعه و سنی آمده است و ما فقط به برخی از منابع اهل سنت اشاره میکنیم: | |||
المعجم الاوسط، ج۴، ص۹، ح۳۴۷۸؛ ج۵، ص۳۰۶، ح۵۳۹۰؛ ج۶، ص۸۵، ح۵۸۷۰؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۲۵۲؛ الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۵؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۱۸۵، ح۳۴۱۶۹ و ۳۴۱۷۰؛ مسند الشهاب، ج۲، ص۲۷۳، ح۱۳۴۲؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۶۵، ح۱۴۹۷۸؛ تاریخ بغداد، ج۱۲، ص۹۱؛ امتاع الاسماع، ج۱۱، ص۱۷۸؛ ج۱۵، ص۹۱ و ۱۳۳؛ سبل الهدی، ج۱۰، ص۴۹۰؛ المعرفة و التاریخ، ج۱، ص۵۳۸.</ref>. | |||
در این [[تشبیه]] رسا، چنانکه پیداست وجه شبه عنصر [[رهایی]] از مخاطرات و نجات از [[مهالک]] است که هم در توفان عصر نوح و هم در حوادث پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} و دورههای بعدی تاریخ، با تمسک به [[کشتی حضرت نوح]] و [[توسل به اهل بیت]] [[رسول]]{{عم}} قابل تحصیل است. | |||
به تصریح [[قرآن کریم]]، تنها کسانی از توفان مهیب و مهلک [[روزگار]] [[حضرت نوح]]{{ع}} رهایی یافتند که به توصیه و هشدار آن [[پیامبر بزرگ الهی]] گوش [[جان]] سپردند و به او گرویدند و به کشتی [[امن]] او پناه آوردند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ * فَأَنْجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ}} «و به راستی ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و هزار سال- جز پنجاه سال- میان آنان به سر برد آنگاه سیلاب آنان را فرو گرفت در حالی که ستمگر بودند * پس، او و سرنشینان کشتی را رهانیدیم و آن را نشانهای برای جهانیان کردیم» سوره عنکبوت، آیه ۱۴-۱۵.</ref>. | |||
[[رسول اکرم]]{{صل}} نیز با توجه به وقوع توفان [[حوادث آینده]] و [[خطرها]] و تبعات [[سوء]] آن و نقش حیاتی [[اهل بیت]]{{عم}} در امر [[هدایت]] و [[نجات]] [[امت]]، از [[تمثیل]] صریح و [[بلیغ]] سفینه بهره جست. | |||
حضرت در تمثیلی دیگر، آثار فراگیر ناشی از ارتکاب [[منکرات]] را - گرچه توسط افرادی معدود - گوشزد میکند. | |||
اگر تصور [[ذهنی]] تبعات و [[آسیبهای اجتماعی]] ناشی از انجام مناهی و منکرات برای کسانی دشوار باشد، این تمثیل راه را برای [[فهم]] و [[تصدیق]] آن هموار میسازد. | |||
فرمود: | |||
حکایت آنکه اقدام به [[اجرای حدود الهی]] میکند و کسی که بدان گرفتار میآید، داستان کسانی است که برای [[سوار شدن]] به کشتی قرعه افکندند، در نتیجه عدهای در بالا جای گرفتند و گروهی در پایین. آنان که در طبقه زیرین قرار داشتند هرگاه نیازمند آب بودند، [[مزاحم]] افراد طبقه بالا میشدند لذا با خود گفتند ما در محل خود رخنهای ایجاد کنیم و مزاحم دیگران نشویم. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} افزود: در این صورت اگر ایشان را با خواستههاشان رها کنند، جملگی هلاک شوند و چنانچه آنان را بازدارند، همه نجات یابند<ref>{{متن حدیث|مَثَلُ الْقَائِمِ عَلَى حُدُودِ اللَّهِ وَ الْوَاقِعِ فِيهَا كَمَثَلِ قَوْمٍ اسْتَهَمُوا عَلَى سَفِينَةٍ...}}. (صحیح البخاری، ص۴۳۸، ح۲۴۹۳ (کتاب الشرکة، باب هل یقرع فی القسمة...) و به روایتی دیگر، همان ص۴۷۵، ح۲۶۸۶ (کتاب الشهادات باب القرعة فی المشکلات)؛ مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۶۸، ۱۸۳۸۷؛ السنن الکبری للبیهقی، ج۱۰، ص۲۸۸). | |||
چنانکه پیداست تمثیل بالا، مصداق آیه کریمه {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً}} «و از فتنهای پروا کنید که (چون درگیرد) تنها به کسانی از شما که ستم کردند نمیرسد (بلکه دامنگیر همه میشود)» سوره انفال، آیه ۲۵ است.</ref>. | |||
از دیگر بیانات تمثیلی [[پیامبر خدا]]{{صل}} که با نکتهسنجی و ظرافت، انگشت تحذیر و هشدار بر یک [[رذیله اخلاقی]] نهاده و آن را معارض با [[روح]] [[کرامت]] و [[عزت]] [[آدمی]] شمرده است، درسی است که در قالب تمثیل کوتاه و هنرمندانه زیر بیان داشته و [[نفرت]] و [[بیزاری]] شدید مخاطب را از این [[رذیلت اخلاقی]] برمیانگیزد. | |||
حضرت فرمود: «آنکه [[بخشش]] و عطای خود را پس میگیرد، چون کسی است که حاصل تهوع خویش را بازخورَد»<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا مَثَلُ الَّذِي يَرْجِعُ فِي صَدَقَتِهِ كَالَّذِي يَرْجِعُ فِي قَيْئِهِ}}. (الاستبصار، ج۴، ص۱۰۹؛ التهذیب، ج۹، ص۱۵۵).</ref>. | |||
این [[حدیث]]، بنابر روایتی دیگر، چنین آمده است: «آنکه بخشیده خویش را بازستاند، چون سگی است که استفراغ خود را ببلعد»<ref>{{متن حدیث|الَّذِي يَعُودُ فِي هِبَتِهِ كَالْكَلْبِ يَرْجِعُ فِي قَيْئِهِ}}. (صحیح البخاری، ص۴۶۱، ح۲۶۲۲ (کتاب الهبة، باب لا یحل لاحد ان یرجع فی هبته)؛ [[مسند]] [[احمد بن حنبل]]، ج۲، ص۲۰۸، ح۶۹۳۴).</ref>. | |||
اینک به منظور [[رعایت]] اختصار چند نمونه دیگر را بدون هرگونه توضیح از نظر میگذرانیم: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الَّذِي يَدْعُو بِغَيْرِ عَمَلٍ، كَمَثَلِ الَّذِي يَرْمِي بِغَيْرِ وَتَر}}<ref>الامالی للطوسی، ص۵۳۳ (مجلس ۱۹)؛ عدة الداعی، ص۱۳۸ و ۳۰۲؛ البدایة والنهایه، ج۹، ص۲۹۱.</ref>؛ | |||
آنکه بدون عمل، دست به [[دعا]] برمیدارد چون کسی است که با کمان بدون [[وتر]]، تیر افکند. | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الْعَقْلِ فِي الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِي الْبَيْتِ}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۱، ص۸۱؛ ج۱۱، ص۲۰۳.</ref>؛ | |||
[[خرد]] در [[دل]] چراغ [[خانه]] است. | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ صَاحِبِ الْقُرْآنِ كَمَثَلِ صَاحِبِ الْإِبِلِ الْمُعَلَّقَةِ، إِنَّ عَاهَدَ عَلَيْهَا أَمْسَكَهَا، وَ إِنْ أَطْلَقَهَا ذَهَبَتْ}}<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۲، ص۶۴، ح۵۳۱۵؛ السنن الکبری للنسائی، ج۱، ص۳۲۷، ح۱۰۱۵.</ref>؛ | |||
حکایت [[حافظ قرآن]] همچون صاحب شتری است که آن را بسته است؛ چنانچه [[مراقبت]] کند، نگاهش دارد و اگر رهایش کند از دست میشود. | |||
{{متن حدیث|إِنَّ الَّذِي لَيْسَ فِي جَوْفِهِ شَيْءٌ مِنْ الْقُرْآنِ كَالْبَيْتِ الْخَرِبِ}}<ref>مسند احمد بن حنبل، ج۱، ص۲۲۳، ح۱۹۴۷؛ سنن الترمذی، ج۵، ص۱۷۷، ح۲۹۱۳.</ref>؛ | |||
آنکه در دلش آیاتی از [[قرآن]] نباشد، چون خانهای ویران است. | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ البَيْتِ الَّذِى يُذْكَرُ الله فِيهِ وَ الْبَيْتُ الَّذِى لَا يُذْكَرُ الله فِيْهِ مَثَلُ الحَىِّ وَ المَيِّتِ}}<ref>مکارم الاخلاق للطبرسی، ج۲، ص۳۶۱؛ الجمع بین الصحیحین، ج۱، ص۱۷۹، ح۴۵۱.</ref>؛ | |||
خانهای که [[خدا]] در آن یاد میشود و خانهای که در آن یادی از خدا نمیگردد، حکایت موجود زنده و مرده است. | |||
{{متن حدیث|الصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الْخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ}}<ref>مستدرک الوسائل، ج۷، ص۱۶۲ و ۱۸۳؛ مسند احمد بن حنبل، ج۵، ص۲۴۸، ح۲۲۱۸۶.</ref>؛ | |||
[[صدقه]]، شعله [[گناه]] را چنان فرومینشاند، که آب [[آتش]] را.<ref>[[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[صالح (مقاله)|مقاله «صالح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۸۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||