بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = طغیان | |||
| عنوان مدخل = طغیان | |||
| مداخل مرتبط = [[طغیان در قرآن]] - [[طغیان در فقه سیاسی]] - [[طغیان در جامعهشناسی اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== معناشناسی == | |||
«طغیان» مصدر از مادّه «طغی» به معنای [[تجاوز]] از حدّ متعارف و عدم تأثر از [[مقام]] [[ربوبیّت]] به سبب [[استکبار]] و خروج از زیّ [[عبودیّت]] و همخانواده با [[طاغوت]] است. این صفت یکی از حالات مذموم [[انسان]] است که در حالات استغنا حاصل میگردد و موجب طغیانگری و داشتن [[روحیه]] تجاوز میگردد. البته [[طغیان]] دارای مراتب و درجاتی است. یکی از موارد آن تجاوز از حدّ و [[کیفر]] در حوزه [[اجتماعی]] است؛ یا بیرویگی در [[مصرف]]. راغب آن را تجاوز حدّ در [[گناه]] میداند و در طغیان آب به صورت استعاره گفته است. [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فرموده: «طغیان از آب: به معنای تجاوز از حدّ رود و سرازیر شدن محدوده متعارف آن است». | |||
== | |||
== طغیان در قرآن == | |||
طغیان در [[قرآن]] فقط در طغیان [[آدمی]] و طغیان آب به کار رفته است. همچنین در توزین مثل: {{متن قرآن|أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ}}<ref>«که در ترازو تجاوز نکنید» سوره الرحمن، آیه ۸.</ref> معنای آن مطلق تجاوز از حدّ است و آن با گناه و طغیان آب و غیر آن تطبیق میشود که [[گناهکار]] از حد خویش تجاوز کرده و گرنه حدّ او [[انسانیت]] و [[نیکوکاری]] و [[تعادل]] در [[رفتار]] است. مثلاً اینکه درباره [[قدرت]] و شخص مستظهر به آن [[فرعون]] آمده: {{متن قرآن|اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>. به این دلیل است که فرعون به [[استبداد]] و [[ظلم]] روی آورده بود. یا درباره زمان و شرایط [[سوار شدن]] [[حضرت نوح]]{{ع}} در کشتی آمده: {{متن قرآن|إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ}}<ref>«ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.</ref>. در اشاره به جوشان و سرازیر شدن آب است: {{متن قرآن|وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> (طغوی): اسم است از [[طغیان]]، چنانکه در مفردات و قاموس گفته است {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا}}<ref>«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند» سوره شمس، آیه ۱۱.</ref>. [[ثمود]] به واسطه طغیانی که داشت [[پیامبر خدا]] را [[تکذیب]] کرد. کلمه (طاغیة): اسم فاعل است از [[طغیان]]. {{متن قرآن|فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ}}<ref>«اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند» سوره حاقه، آیه ۵.</ref> بنابراین، وقتی در آیاتی [[خداوند]] خطاب به [[پیامبر]] میکند و میگوید: {{متن قرآن|وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>«و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref> به این معناست که چنین صفتی در [[انسان]] باید زدوده شود. یا درباره آنچه به او نازل شده {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا}}<ref>«بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> میگوید در آموزههای [[وحی]] به تو وصف تجاوزگری وجود ندارد. | |||
#{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | #{{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ * أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ * قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه * بلکه میگویند شاعری است که چشم به راه رویداد مرگ برای اوییم * بگو: چشم به راه بدارید که من هم با شما از چشمدارندگان به راهم * آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکشاند؟» سوره طور، آیه ۲۹-۳۲.</ref>. | #{{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ * أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ * قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه * بلکه میگویند شاعری است که چشم به راه رویداد مرگ برای اوییم * بگو: چشم به راه بدارید که من هم با شما از چشمدارندگان به راهم * آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکشاند؟» سوره طور، آیه ۲۹-۳۲.</ref>. | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۸: | ||
#{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>. | #{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>. | ||
البته [[آیات]] دیگری که این ماده استعمال شده و هر چند به صورت مستقیم ناظر به [[حیات پیامبر]] نیست، اما به مسائل [[دعوت]] آن | البته [[آیات]] دیگری که این ماده استعمال شده و هر چند به صورت مستقیم ناظر به [[حیات پیامبر]] نیست، اما به مسائل [[دعوت]] آن حضرت اشاره دارد، مانند: | ||
#{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد» سوره علق، آیه ۶.</ref>. | #{{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد» سوره علق، آیه ۶.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ}}<ref>«آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند» سوره فجر، آیه ۱۱.</ref>. | #{{متن قرآن|الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ}}<ref>«آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند» سوره فجر، آیه ۱۱.</ref>. | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۴: | ||
#{{متن قرآن|مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى}}<ref>«چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید» سوره نجم، آیه ۱۷.</ref>. | #{{متن قرآن|مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى}}<ref>«چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید» سوره نجم، آیه ۱۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا}}<ref>«امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد» سوره کهف، آیه ۸۰.</ref>. | #{{متن قرآن|وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا}}<ref>«امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد» سوره کهف، آیه ۸۰.</ref>. | ||
==نکات== | |||
== نکات == | |||
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است: | ||
#اجتناب از [[طغیان]]، از [[پندها]] و [[مواعظ]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] و [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | # اجتناب از [[طغیان]]، از [[پندها]] و [[مواعظ]] [[خداوند]] به [[پیامبر]] و [[مؤمنان]]: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | ||
# [[تهمت]] [[کهانت]] و [[شاعری]] از سوی [[کافران]] به | # [[تهمت]] [[کهانت]] و [[شاعری]] از سوی [[کافران]] به پیامبر از آثار طغیان آنان: {{متن قرآن|فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ * أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ}}<ref>«بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه * بلکه میگویند شاعری است که چشم به راه رویداد مرگ برای اوییم * آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکشاند؟» سوره طور، آیه ۲۹-۳۲.</ref>. | ||
#موضعگیری [[یهود]] بر علیه | # موضعگیری [[یهود]] بر علیه پیامبر، و [[معارف]] نازل شده بر او بارزترین نمود طغیان و [[سرکشی]]: {{متن قرآن|وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ * أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ * فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ}}<ref>«بدینگونه برای کسانی که پیش از آنان بودند، هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه گفتند: او جادوگر یا دیوانه است * آیا یکدیگر را بدان سفارش کردند؟ (نه) بلکه آنان قومی سرکش بودند * پس، از آنان روی بگردان که سزاوار سرزنش نیستی» سوره ذاریات، آیه ۵۲.</ref>. | ||
# [[خداوند]] پیامبرش را در برابر سرسختی و [[لجاجت]] [[دشمنان]] [[دلداری]] داده، میگوید: اگر آنها در مقابل سخنانت این چنین | # [[خداوند]] پیامبرش را در برابر سرسختی و [[لجاجت]] [[دشمنان]] [[دلداری]] داده، میگوید: اگر آنها در مقابل سخنانت این چنین لجاجت به خرج میدهند و [[ایمان]] نمیآورند مطلب تازهای نیست، به خاطر بیاور هنگامی را که به تو گفتیم پروردگارت احاطه کامل بر [[مردم]] دارد و از وضعشان کاملاً [[آگاه]] است {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد»... سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> و همیشه در برابر [[دعوت]] [[پیامبران]]، گروهی [[پاکدل]] ایمان آوردهاند و گروهی [[متعصب]] و لجوج به [[بهانهجویی]] و کارشکنی و [[دشمنی]] برخاستهاند، در گذشته چنین بوده، امروز نیز چنین است. ما آنها را [[بیم]] داده - و [[انذار]] - میکنیم اما جز [[طغیان]] عظیم، چیزی بر آنها نمیافزاید {{متن قرآن|وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا}}<ref>«و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> زیرا اگر [[دل]] و [[جان آدمی]] آماده پذیرش [[حق]] نباشد، نه تنها سخن حق در آن اثر نمیگذارد، بلکه غالباً نتیجه معکوس میدهد و به خاطر سرسختی و [[مقاومت]] منفی بر [[گمراهی]] [[طغیان]] و لجاجتشان میافزاید<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص۹۶.</ref>. | ||
==[[سرکشی]] و [[تجاوز]] از حدّ متعارف در [[گناه]] و [[کفر]]== | |||
واژه «طغیان» مصدر از ریشه «ط ـ غ ـ ی»<ref>لسان العرب، ج ۱۵، ص۷، «طغی»؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۳، «طغو».</ref> یا «ط ـ غ ـ و»<ref>المصباح، ج ۲، ص۳۷۳؛ تاج العروس، ج ۱۹، ص۶۳۵، «طغو».</ref> و به معنای گذشتن از اندازه<ref> العین، ج ۴، ص۴۳۵؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۴، «طغی».</ref> در [[امور مادی]] یا در [[امور معنوی]] است<ref> التحقیق، ج ۷، ص۸۲، «طغی».</ref>، از این رو به [[تجاوز از حد]] در گناه<ref> التعریفات، ص۱۱۶، «طغیان».</ref>، [[ظلم]]<ref> القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۹۹-۴۰۰، «طغی»؛ تاج العروس، ج ۱۹، ص۶۳۴.</ref> یا کفر<ref> لسان العرب، ج ۱۵، ص۷.</ref> «طغیان» و به کسی که این امور را از حد بگذراند «[[طاغی]]» گفته میشود<ref> لسان العرب، ج ۱۵، ص۷-۹؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۴.</ref>. به نظر، طغیان وصفی است که ظهور و بروز آن، تجاوز از حدّ متعارف است. این سرکشی گاه در حوزه [[عقیده]] و به سبب [[لجاجت]] و [[افراط]] در کفر و [[شرک]] و [[نفاق]] و گاه در حوزه [[رفتار]] است که با [[زیادهروی]] در گناه و [[ستم]]<ref> التحقیق، ج ۷، ص۸۲-۸۳.</ref> همراه با [[قهر و غلبه]]<ref> الفروق فی اللغه، ص۲۲۴.</ref> ظاهر میشود. | |||
[[طاغوت]]، [[انسان]] باشد یا [[جن]] و [[شیطان]]، کسی است که طغیان و تجاوز او بسیار باشد. او [[مظهر]] [[دنیا]] و [[باطل]] است و در برابر [[خدا]] قرار میگیرد. برخی مصادیق طاغوت عبارتاند از [[حاکمان ستمگر]]، [[دانشمندان]] دنیازده، [[ثروتمندان]] فرورفته در [[ثروت]] و رئیسان [[دوستدار]] [[ریاست]]<ref> التحقیق، ج ۷، ص۸۴، «طغی».</ref>. بر این اساس، بروز طغیان، باز داشتن از [[راه خدا]] و [[حق]] و [[برتریطلبی]] در امور مادی و [[گرایشهای نفسانی]] است و طاغوت کسی است که [[احساس]] [[بینیازی]] همراه با [[استکبار]] و خودبرتربینی دارد<ref> التحقیق، ج ۷، ص۸۴-۸۵، «طغی».</ref>. (طاغوت) در [[قرآن کریم]] واژه طغیان به معنای [[عصیان]] و سرکشی و گناه و تجاوز از حد در امور [[مکروه]] با قهر و غلبه بهکاررفته است<ref>لفروق فی اللغه، ص۲۲۴؛ مفردات، ص۵۲۰-۵۲۱، «طغی»؛ المصباح، ج ۱۹، ص۶۳۴، «طغی».</ref>. در [[قرآن کریم]] واژه [[طغیان]] و مشتقات آن ۳۸ بار به کار رفتهاند که به طغیان [[طاغوتها]] در طول [[تاریخ]]، مانند فرعون<ref>{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ}}«به سوی [[فرعون]] روان شو که او [[سرکشی]] کرده است» [[سوره طه]]، [[آیه]] ۲۴. {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَـٰدِ}}«آنان که در [[شهرها]] سر به سرکشی برداشتند،» [[سوره]] فجر، آیه ۱۱.</ref> و [[نهی]] از طغیان<ref>{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}} «از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref> و دوری و [[پیروی]] نکردن از [[طاغوت]]<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّـٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ}} «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.</ref> و طغیان [[یهود]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ}} «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینهجویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی میکوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> اشاره دارند و در سه مورد آن طغیان به اشیاء نسبت داده شده است<ref>{{متن قرآن|مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ}}«چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید» سوره نجم، آیه ۱۷. {{متن قرآن|إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلْمَآءُ حَمَلْنَـٰكُمْ فِى ٱلْجَارِيَةِ}}«ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.</ref> که به معنای لغوی [[تجاوز]] از حدّ آمده است و در این مقاله از آن بحث نمیشود. | |||
واژههای دیگری نیز در [[قرآن]] با موضوع [[طغیان]] مرتبطاند؛ مانند «[[بغی]]» (تجاوز از [[حق]] و [[گرایش به باطل]])<ref>مفردات، ص۱۳۶؛ النهایه، ج ۱، ص۱۴۳؛ التحقیق، ج ۱، ص۳۱۰، «بغی».</ref> <ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحْمَ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيْرِ ٱللَّهِ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ}} «جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref>، «[[عُتُوّ]]» ([[سرپیچی]] از [[طاعت الهی]] همراه با [[استکبار]])<ref>ک: لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۷؛ العین، ج ۲، ص۲۲۶، «عتو».</ref> <ref>{{متن قرآن|ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّۭا}} «سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکشترند بیرون میکشیم» سوره مریم، آیه ۶۹.</ref>، «[[اعتداء]]» ([[ظلم]] و [[تجاوز از حد]])،<ref>ک: العین، ج ۲، ص۲۱۳؛ مفردات، ص۵۵۳-۵۵۴؛ نک: التحقیق، ج ۸، ص۶۳، «عدو».</ref> «استکبار» (اظهار بزرگی)<ref>مفردات، ص۶۹۷، «کبر».</ref> <ref>{{متن قرآن|قَالَ فَٱهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ}} «فرمود: از آن (جایگاه که داری) فرود آی، تو را نرسد که در آن خود را بزرگ بینی، بیرون رو که تو از خرد پایگانی!» سوره اعراف، آیه ۱۳.</ref>، «بَطَر» (تجاوز از حدّ در [[خوشی]] و [[لذت]])<ref>مفردات، ص۱۲۹؛ النهایه، ج ۱، ص۱۳۵؛ التحقیق، ج ۱، ص۲۸۸، «بطر».</ref> <ref>{{متن قرآن|وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ}} «و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون میآیند و (مردم را) از راه خداوند باز میدارند و خداوند به آنچه انجام میدهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.</ref>، «[[علوّ]]» ([[برتریطلبی]] همراه با [[قهر]] و [[اقتدار]])<ref>العین، ج ۲، ص۲۴۶؛ [[مجمع البیان]]، ج ۷، ص۳۷۵؛ التحقیق، ج ۸، ص۲۱۴، «علوّ».</ref> <ref>{{متن قرآن|تِلْكَ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فَسَادًۭا وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}} «آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی مینهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳. {{متن قرآن|وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ ٱلْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ ٱلْجِبَالَ طُولًۭا}}«و بر زمین، خرامان گام برمدار که هرگز نه زمین را میتوانی شکافت و نه به بلندای کوهها میتوانی رسید» سوره اسرا، آیه ۳۷.</ref> و «[[کفر]]» (ردّ و اعتنا نکردن به [[حقّ]])<ref>لسان العرب، ج ۵، ص۱۴۴؛ التحقیق، ج ۱۰، ص۷۹، «کفر».</ref> که از آثار آن [[طغیان]] است<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ}} «و [[یهودیان]] گفتند که دست [[خداوند]] بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند [[لعنت]] بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر [[سرکشی]] و کفر بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا [[رستخیز]] [[دشمنی]] و [[کینهجویی]] افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای [[جنگ]] بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در [[زمین]] به [[تباهی]] میکوشند و خداوند [[تبهکاران]] را [[دوست]] نمیدارد» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۶۴. {{متن قرآن|قُلْ يَـٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَـٰبِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَىْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ}} «بگو: ای [[اهل کتاب]]! تا [[تورات]] و [[انجیل]] و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر [[حق]] نیستید؛ و بیگمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر [[سرکشی]] و [[کفر]] بسیاری از آنان میافزاید پس بر گروه [[کافران]] [[اندوه]] مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.</ref>. در [[زبان قرآن]] [[کریم]] کفر و [[گمراهی]] با [[طغیان]] همراهاند؛ بهگونهای که از کفر و گمراهی به طغیان تعبیر شده است<ref>نک: مجمع البیان، ج ۴، ص۷۷۶؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۲، ص۳۶۵.</ref> <ref>{{متن قرآن|وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «و دلها و دیدگان آنان را دگرگون میگردانیم- چنان که بار نخست (هم) به آن ایمان نیاوردند- و آنان را در سرکشیشان سرگردان وا مینهیم» سوره انعام، آیه ۱۱۰. {{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشیشان وا میگذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶. * {{متن قرآن|وَلَوْ يُعَجِّلُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ ٱلشَّرَّ ٱسْتِعْجَالَهُم بِٱلْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «و اگر خداوند برای مردم، همگون شتابی که در خیر دارند شرّ را پیش میافکند عمرشان سر میآمد پس ما کسانی را که لقای ما را امید نمیبرند سرگردان در سرکشیشان وا میگذاریم» سوره یونس، آیه ۱۱. {{متن قرآن|وَلَوْ رَحِمْنَـٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«و اگر آنان را میبخشودیم و گزندی را که بدان دچارند برمیداشتیم سرگردان در سرکشیشان پای میفشردند» سوره مؤمنون، آیه ۷۵.</ref>؛ همچنین از [[نفاق]] به [[طغیان]] تعبیر شده است<ref>{{متن قرآن|ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «خداوند است که آنها را به ریشخند میگیرد و آنان را در سرکشیشان در حالی که سرگشتهاند فرو میگذارد» سوره بقره، آیه ۱۵.</ref>. البته مراد از [[کفر]] و نفاق در [[آیات]] پیشگفته، کفر و [[گمراهی]] شدیدِ موجود در سران کفر است که کفر و [[گناه]] را از حدّ متعارف گذرانده اند<ref>نک: الجدید، ج ۷، ص۳۷۵.</ref>؛ برای نمونه، دستهای از [[اقوام]] پیشین از [[طاغیان]] به شمار آمدهاند؛ مانند [[قوم ثمود]]:{{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ * إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا}}<ref>«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، * آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد» سوره شمس، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> که در کفر و گناه از حدّ متعارف فراتر رفته بودند و از این رو [[طاغی]] هم بودند. آنان [[ناقۀ صالح]] [[پیامبر]] را کشتند. [[قرآن کریم]] [[قاتل]] [[ناقه]] را «اَشْقی ٰ» نامیده است. | |||
[[سران قریش]] نیز افزون بر کفر و [[تکذیب]] [[پیامبر اکرم]] به [[مبارزه]] با او برخاستند و هدایتناپذیر بودند، از این رو قرآن کریم آنان را [[طغیانگر]]:{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَـٰدِ * فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ}}<ref>«آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، * و در آنها بسیار به تباهی پرداختند،» سوره فجر، آیه ۱۱ و ۱۲.</ref> و فرو رفته در طغیان و [[سرگردان]] در آن دانسته است:{{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref> «کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشیشان وا میگذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۰.</ref> | |||
==زمینهها و عوامل طغیان== | |||
قرآن کریم به تناسب گزارش [[رفتار]] افراد و اقوام پیشین، به برخی از زمینهها و عوامل طغیان اشاره کرده است: | |||
===[[احساس]] و توهم [[استغنا]]=== | |||
سرچشمه همه [[طغیانها]] [[توهّم]] استغناست<ref>التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۳۹۲.</ref>. استغنا گاهی از جهت [[مال]] و [[ثروت]]، گاه به سبب [[قدرت]] و [[نفوذ]] و [[سلطه سیاسی]] و [[اجتماعی]] و گاه به سبب [[ناآگاهی]] و [[غفلت]] از [[عظمت]] و [[جلال الهی]] و [[احساس]] [[بینیازی]] از خداست<ref>نک: التحقیق، ج ۷، ص۸۳، «طغی».</ref>. در حالی که [[انسان]] در [[ذات]] خود [[فقیر]] و به [[خدا]] نیازمند است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ}}<ref>«ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بینیاز ستوده است» سوره فاطر، آیه ۱۵.</ref>، [[دنیا]] او را [[مغرور]] و او در برابر خدا احساس بینیازی و [[طغیان]] میکند:{{متن قرآن|كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ * أَن رَّءَاهُ ٱسْتَغْنَىٰٓ * إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجْعَىٰٓ}}<ref>«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند * به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۶تا۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًۭا وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ}}<ref>«و چه بسیار شهرهایی را نابود کردیم که (مردم آنها) در زندگی خویش سرمستی میکردند و اینک این خانههای آنهاست که پس از آنها جز اندکی، خالی مانده است و ماییم که وارثیم» سوره قصص، آیه ۵۸.</ref>بَطَر به معنای طغیان هنگام برخورداری از [[نعمت]] است<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۵.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۱.</ref> | |||
===[[ثروت]] و [[رفاه]]=== | |||
خدا [[انسانها]] را از طغیان در [[امور مالی]] و [[اقتصادی]] بازداشته است:{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}}<ref>«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref>. طغیان در استفاده از [[نعمتها]] آن است که [[آدمی]] آنها را وسیلهای برای [[گناه]] و [[ناسپاسی]] و [[گردنکشی]] و خروج از حدّ [[اعتدال]] قرار دهد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۷، ص۳۸؛ الجدید، ج ۴، ص۴۵۴.</ref>. سرگذشت برخی [[اقوام]] و [[زمامداران]] یا [[ثروتمندان]] [[کافر]] و [[طاغی]] نشان میدهد که [[مال]] و رفاهِ فراوان سبب [[طغیان]] آنان شده است. آنان آشکارا مالدار بودن خود را به رخ [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] میکشیدند:{{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ * وَقَالُوا۟ نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَٰلًۭا وَأَوْلَـٰدًۭا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ}}<ref>«و ما در هیچ شهری، بیمدهندهای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم * و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبا، آیه ۳۴-۳۵.</ref> از افراد شاخص آنان [[قارون]] بود که [[ثروت]] و گنجینههای بسیار سبب طغیان و [[کفر]] او شد<ref>نک:سوره قصص، آیه ۷۶ تا ۸۲.</ref>. او از [[قوم موسی]] بود و نخست به [[موسی]] [[ایمان]] آورد؛ ولی به سبب ثروت فراوان طغیان کرد و به [[ستم]] بر [[مردم]] پرداخت:{{متن قرآن|إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ}}<ref>«بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمیدارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> او به سبب همین ثروتِ فراوان دچار سرمستی و [[غرور]] شد::{{متن قرآن|إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ}}<ref>«بیگمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنجها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار میآمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمیدارد» سوره قصص، آیه ۷۶.</ref> و در میان [[بنیاسرائیل]] به [[فساد]] پرداخت:{{متن قرآن|... وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن و چنان که خداوند به تو نیکی کرده است تو (نیز) نیکی (پیشه) کن و در زمین در پی تباهی مباش که خداوند تبهکاران را دوست نمیدارد» سوره قصص، آیه ۷۷.</ref> و در نهایت طغیانش او را به [[کفر]] و نابودی کشاند:{{متن قرآن|فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ... * وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَـٰفِرُونَ}}<ref>«پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش میستانند * و آنان که دیروز جایگاه او را آرزو میکردند پگاهان میگفتند: آوخ! گویی خداوند روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد فراخ میدارد و (یا) تنگ میگرداند و اگر خداوند بر ما منت ننهاده بود ما را نیز (در زمین) فرو میبرد، آوخ! گویی کافران رستگار نمیگردند!» سوره قصص، آیه ۸۱ و ۸۲.</ref> نشانه ٔ [[طغیان]] [[قارون]] آن بود که به آگاهان از [[قوم]] خود که وی را [[نصیحت]] میکردند، چنین پاسخ داد که این [[ثروت]] در نتیجه دانشی است که خود دارم:{{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ...}}<ref>(«قارون میگفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من دادهاند، آیا نمیدانست که [[خداوند]] پیش از او از نسلها کسانی را نابود کرده است که از او توانمندتر و مالاندوزتر بودهاند؟ و از بزهکاران [[گناه]] آنان را نمیپرسند» [[سوره قصص]]، [[آیه]] ۷۸.</ref> مراد وی از این سخن این بود که بخششی از [[خدا]] نیست. وی به سبب طغیان، به نمایش ثروت خود پرداخت:{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ}}<ref>«آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را میخواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است میداشتیم، بیگمان او را بهرهای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.</ref>. [[فرعون]] نیز که دارای باغها و گنجهای فراوان بود، از [[طاغیان]] شمرده شده است<ref>{{متن قرآن|فَأَخْرَجْنَـٰهُم مِّن جَنَّـٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ * وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ}}«آنگاه آنان را از بوستانها و (کنار) چشمهسارها * و از (کنار) گنجها و جایگاهی ارزشمند که داشتند بیرون راندیم» سوره شعرا، آیه ۵۸و۵۹.</ref>. [[قوم شعیب]] نیز [[اهل]] طغیان بودند که [[آیات]] ۸۵ تا ۸۸ [[سوره اعراف]] آنان را [[مفسد]] [[اقتصادی]] و [[مستکبر]] مینامد؛ زیرا به [[مفاسد اقتصادی]]، مانند [[کمفروشی]]، [[تقلّب]] و [[تزویر]] در [[معامله]] [[آلوده]] بودند<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۸۶-۱۸۷؛ نمونه، ج ۶، ص۲۵۰؛ من وحی القرآن، ج ۱۰، ص۱۸۱.</ref>. گروهی دیگر که به [[طغیان]] [[مالی]] و [[سرپیچی]] از [[فرمان خدا]] [[مبتلا]] بودند، دستهای از بنیاسرائیلاند که [[قرآن کریم]] آنان را «[[اصحاب سَبْت]]» نامیده است. آنان برخلاف فرمان خدا که از صید در [[روز]] [[شنبه]] منع کرده بود، برای کسب [[منافع]] بیشتر به صید ماهی پرداختند<ref>مجمع الببان، ج ۱، ص۲۶۴؛ مواهب الرحمن، ج ۱، ص۲۷۸.</ref>. [[خدا]] این کارشان را از مصادیق [[اعتداء]] ([[تجاوز]]) شمرده{{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعْتَدَوْا۟ مِنكُمْ فِى ٱلسَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَـٰسِـِٔينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref> و آنان را [[لعن]] کرده است<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ ءَامِنُوا۟ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًۭا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًۭا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدْبَارِهَآ أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّآ أَصْحَـٰبَ ٱلسَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ مَفْعُولًا}} «ای [[اهل کتاب]]! به آنچه فرستادهایم که [[کتاب آسمانی]] نزد شما را راست میشمارد [[ایمان]] بیاورید، پیش از آنکه چهرههایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردان[[یم]] یا آنان را [[لعنت]] کنیم چنان که «[[اصحاب سبت]]» را لعنت کردیم و [[فرمان خداوند]]، انجام یافتنی است» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۴۷.</ref>. از آنجا که [[ثروت]] فراوان عامل [[سرکشی]] و طغیان است، خدا آن را به همگان نداده است:{{متن قرآن|وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ...}}<ref>«و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ میداشت در زمین سرکشی میورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازهای فرو میفرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref>، بلکه آن را به اندازه [[مصلحت]] [[بندگان]] به آنان عطا میکند:{{متن قرآن|...وَلَـٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ}}<ref>«و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ میداشت در زمین سرکشی میورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازهای فرو میفرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۲.</ref> | |||
===[[انکار]] [[آخرت]] و [[آیات الهی]]=== | |||
انکار [[قیامت]] و بیتوجهی به آن سبب [[طغیان]] و رها شدن در آن و [[حرمان]] از [[الطاف الهی]] است<ref>تفسیر نور، ج ۳، ص۵۴۷؛ نمونه، ج ۲۶، ص۴۱.</ref>:{{متن قرآن|... فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}<ref>«و اگر خداوند برای مردم، همگون شتابی که در خیر دارند شرّ را پیش میافکند عمرشان سر میآمد پس ما کسانی را که لقای ما را امید نمیبرند سرگردان در سرکشیشان وا میگذاریم» سوره یونس، آیه ۱۱.</ref>؛ همچنین انکار آخرت و [[تکذیب آیات الهی]]، از علل طغیان [[طاغیان]] و عذابشان شمرده شده است:{{متن قرآن|إِنَّهُمْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ حِسَابًۭا * وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا كِذَّابًۭا}}<ref>«بیگمان آنان امید نداشتند حسابی (در کار) باشد * و آیات ما را سخت دروغ شمردند» سوره نبا، آیه ۲۸و۲۷.</ref>. [[خدا]] طغیانگران را با [[معجزات]] و [[آیات]] میترساند؛ ولی آیات و معجزات جز بر [[سرکشی]] و طغیان آنها نمیافزاید:{{متن قرآن|... وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَـٰنًۭا كَبِيرًۭا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم میدهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمیافزاید» سوره اسرا، آیه ۶۰.</ref>.<ref>محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد، طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۳.</ref> | |||
===عدم تزکیە نفس=== | |||
[[تزکیه نفس]] سبب دوری [[انسان]] از [[کفر]] و طغیان است<ref>نک: المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۷.</ref> و از این رو [[موسی]] از سوی خدا [[فرمان]] یافت تا [[فرعون]] [[طغیانگر]] را به تزکیه نفس و [[هدایت]] فراخواند تا از طغیان دست بردارد:{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ * وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ}}<ref>«فرمود:به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟ * و تو را به سوی پروردگارت رهنمایی کنم تا خداترس گردی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷ تا۱۹.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۳.</ref> | |||
===[[استکبار]]=== | |||
[[کبر]] و [[غرور]] و استکبار از عوامل اصلی طغیان است. نخستین [[طاغی]] [[مستکبر]] [[ابلیس]] بود که در برابر [[فرمان خدا]] برای [[سجده]] بر [[آدم]] [[برتریطلبی]] و [[طغیان]] کرد:{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> او خود را از آدم [[برتر]] میدانست و در برابر فرمان خدا کبر ورزید:{{متن قرآن|... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ}}<ref>«فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟» سوره ص، آیه ۷۵.</ref> پس از ابلیس، پسر بزرگ آدم که [[طغیانگری]] برتریطلب و مستکبر بود، به سبب پذیرفته شدن [[قربانی]] [[برادر]] کوچک خود برآشفت و او را کشت:{{متن قرآن|... فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> در این دسته، [[طاغیان]] از [[قوم نوح]] را میتوان یاد کرد که از روی کبر و استکبار، [[مؤمنان]] به نوح را فرودست مینامیدند<ref>{{متن قرآن|فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۭ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَـٰذِبِينَ}}«پس سردستگان [[کافر]] از [[قوم]] وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمیدانیم و جز این نمیبینیم که [[فرومایگان]] ما نسنجیده از تو [[پیروی]] کردهاند و در شما [[برتری]] نسبت به خویش نمیبینیم بلکه شما را [[دروغگو]] میپنداریم» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۲۷.</ref>؛ همچنین [[قوم فرعون]] و در رأس آنها خود [[فرعون]] را:{{متن قرآن|...وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلْمُسْرِفِينَ}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بیگمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.</ref>؛ {{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًا عَالِينَ}}<ref>«به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۶.</ref>. [[طغیان]] آنان به اندازهای بود که [[بنیاسرائیل]] را به [[استثمار]] و [[بردگی]] کشیده بودند و پسران آنان را میکشتند و [[زنان]] و دخترانشان را زنده نگه میداشتند و آنان را در [[عذاب]] و [[رنج]] و [[خواری]] عمیقی گرفتار کرده بودند:{{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۳.</ref> | |||
==پیامدهای طغیان== | |||
[[قرآن کریم]] پیامدهای فراوان [[دنیوی]] و [[اخروی]] را برای طغیان گزارش کرده است. از جمله پیامدهای دنیوی [[طغیانگری]] [[سرگردانی]] در راهیابی به حق<ref>{{متن قرآن|ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «[[خداوند]] است که آنها را به ریشخند میگیرد و آنان را در سرکشیشان در حالی که سرگشتهاند فرو میگذارد» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۵. {{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «کسانی را که خداوند در [[گمراهی]] وانهد هیچ [[رهنمایی]] ندارند و آنان را [[سرگردان]] در سرکشیشان وا میگذارد» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۸۶.</ref> و گمراهی<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَـٰنٍۭ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَـٰغِينَ * فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئِقُونَ * فَأَغْوَيْنَـٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِينَ}} «و ما بر شما هیچ چیرگی نداشتیم که شما گروهی گردنکش بودید * آنگاه گفته پروردگارمان درباره ما تحقّق یافت؛ بیگمان ما عذاب را خواهیم چشید * آری، شما را گمراه کردیم، به راستی ما (خود نیز) گمراه بودیم» سوره صافات، آیه ۳۰تا۳۲.</ref> است. [[کافران]] عنود و لجوج با [[اصرار]] در [[کجروی]] و [[تعصبات]] [[جاهلانه]] و [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حق]]، [[ادراک]] و دید سالم را از دست داده و گیج و [[گمراه]] در [[سرگردانی]] بهسرمیبرند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۱؛ نمونه، ج ۵، ص۴۰۰.</ref>. [[خدا]] نیز آنان را که هدایتپذیر نیستند در [[طغیان]]، به حال خود وامیگذارد تا سرگردان شوند<ref>{{متن قرآن|وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«و دلها و دیدگان آنان را دگرگون میگردانیم- چنان که بار نخست (هم) به آن ایمان نیاوردند- و آنان را در سرکشیشان سرگردان وا مینهیم» سوره انعام، آیه ۱۱۰.</ref>، چنانکه اگر خدا به آنان رحم کند و [[رنج]] [[عذاب]] را که دامنگیرشان شده از آنان بردارد، همچنان در طغیانشان غوطهور خواهند بود<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ رَحِمْنَـٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«و اگر آنان را میبخشودیم و گزندی را که بدان دچارند برمیداشتیم سرگردان در سرکشیشان پای میفشردند» سوره مؤمنون، آیه ۷۵.</ref>؛ حتی [[آیات الهی]] و [[قرآن کریم]] گاهی سبب طغیان بیشتر آنان میشود<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ}}«و [[یهودیان]] گفتند که دست [[خداوند]] بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند [[لعنت]] بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر [[سرکشی]] و [[کفر]] بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا [[رستخیز]] [[دشمنی]] و [[کینهجویی]] افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای [[جنگ]] بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در [[زمین]] به [[تباهی]] میکوشند و خداوند [[تبهکاران]] را [[دوست]] نمیدارد» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۶۴.</ref>. [[تکذیب]] [[معجزات الهی]]<ref>{{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ * إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا * فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقْيَـٰهَا * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمْ فَسَوَّىٰهَا}}«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، * آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد * پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید * اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد» سوره شمس، آیه ۱۱تا۱۴.</ref>، [[فساد]] بسیار<ref>{{متن قرآن|فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ}}«و در آنها بسیار به تباهی پرداختند،» سوره فجر، آیه ۱۲.</ref>، [[غضب الهی]]<ref>{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}}«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref>، فرجامی زیانبار<ref>{{متن قرآن|هَـٰذَا وَإِنَّ لِلطَّـٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ}}«این است (پاداش پرهیزگاران) و به راستی برای سرکشان بدترین سرانجام خواهد بود:» سوره ص، آیه ۵۵.</ref>، [[نزول عذاب]]<ref>{{متن قرآن|فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ}}«و به آن فرو پوشاند آنچه فرو پوشاند» سوره نجم، آیه ۵۴.</ref> و در نهایت، هلاک و نابودی<ref>{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}}«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که [[خشم]] من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» [[سوره طه]]، [[آیه]] ۸۱.</ref> از دیگر پیامدهای [[دنیایی]] طغیاناند. | |||
[[محروم]] شدن از [[نعمتهای بهشتی]] و [[پاداش نیک]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا لَقَدِ ٱسْتَكْبَرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّۭا كَبِيرًۭا * يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا}} «و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند میگویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستادهاند یا پروردگارمان را نمیبینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند و سرکشی بزرگی ورزیدند * روزی که فرشتگان را ببینند آن روز، هیچ مژدهای برای گناهکاران نخواهد بود و (فرشتگان به آنان) میگویند: (رحمت خداوند) سخت (از شما) دور باد» سوره فرقان، آیه ۲۲.</ref> و گرفتار شدن به انواع عذابها<ref>{{متن قرآن|لِّلطَّـٰغِينَ مَـَٔابًۭا * لَّـٰبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًۭا * لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًۭا وَلَا شَرَابًا}} «بازگشتگاه سرکشان است، * روزگارانی دراز در آن درنگ خواهند داشت، * در آن، نه خنکایی (مییابند) و نه آشامیدنی میچشند،» سوره نبا، آیه ۲۲-۲۴.</ref> نیز از آثار [[آخرتی]] طغیاناند.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص۴۹۴.</ref> | |||
== | ==موانع [[طغیانگری]]== | ||
بسیاری از [[طغیانها]] در [[غرور]] و [[تکبر]] و عدم [[شناخت]] درست [[انسان]] از خود، [[نظام هستی]] و [[ربوبیت الهی]] ریشه دارند، بر این اساس، میتوان اموری مانند توجه به [[نیازمندی]] انسان به [[خداوند]]<ref>{{متن قرآن|كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ}}«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد،» سوره علق، آیه ۶؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجْعَىٰٓ}}«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>، [[تزکیه]] و [[خودسازی]] نفس<ref>{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(فرمود:) به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷و۱۸.</ref> و [[خشوع]] و [[خشیت]] الهی<ref>{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(فرمود:) به سوی [[فرعون]] برو که او [[سرکشی]] کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که [[پاکیزگی]] یابی؟» [[سوره نازعات]]، [[آیه]] ۱۷و۱۸.</ref> را از موانع [[طغیان]] دانست<ref>{{متن قرآن|فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه۱۸.</ref> زیرا خشیت از مقدمات [[پذیرش حق]] و دوری از طغیان است. به گفته برخی، تزکیه در این آیه، [[پاک]] شدن از طغیان است که بر اثر [[خشیت الهی]] حاصل میشود؛ خشیتی که نتیجه [[معرفت به خدا]] و ملازم با [[ایمان]] به [[پروردگار]] و بازدارنده از [[نافرمانی]] اوست<ref>روح المعانی، ج ۱۵، ص۲۳۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۷.</ref>. در برخی [[آیات]]، [[خوف از خداوند]] و بازداشتن نفس از [[هوا و هوس]]، در برابر طغیان در برابر [[حق]] نهاده شده است:{{متن قرآن|فَأَمَّا مَن طَغَىٰ * وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا * فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ * وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ * فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ}}<ref>«اما آنکه سرکشی کرده باشد، * و زندگی این جهان را برگزیده باشد، * تنها دوزخ جایگاه اوست * و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛ * تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷تا۴۱.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۴.</ref> | |||
==منابع== | == منابع == | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | |||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
==پانویس== | == پانویس == | ||
{{ | {{پانویس}} | ||
[[رده:طغیان | [[رده:طغیان]] | ||
[[رده: | [[رده:اصطلاحات سیاسی]] | ||