معناشناسی

«طغیان» مصدر از مادّه «طغی» به معنای تجاوز از حدّ متعارف و عدم تأثر از مقام ربوبیّت به سبب استکبار و خروج از زیّ عبودیّت و هم‌خانواده با طاغوت است. این صفت یکی از حالات مذموم انسان است که در حالات استغنا حاصل می‌گردد و موجب طغیان‌گری و داشتن روحیه تجاوز می‌گردد. البته طغیان دارای مراتب و درجاتی است. یکی از موارد آن تجاوز از حدّ و کیفر در حوزه اجتماعی است؛ یا بی‌رویگی در مصرف. راغب آن ‌را تجاوز حدّ در گناه می‌داند و در طغیان آب به صورت استعاره گفته است. طبرسی در مجمع البیان فرموده: «طغیان از آب: به معنای تجاوز از حدّ رود و سرازیر شدن محدوده متعارف آن است».

طغیان در قرآن

طغیان در قرآن فقط در طغیان آدمی و طغیان آب به کار رفته است. همچنین در توزین مثل: ﴿أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ[۱] معنای آن مطلق تجاوز از حدّ است و آن با گناه و طغیان آب و غیر آن تطبیق می‌شود که گناهکار از حد خویش تجاوز کرده و گرنه حدّ او انسانیت و نیکوکاری و تعادل در رفتار است. مثلاً اینکه درباره قدرت و شخص مستظهر به آن فرعون آمده: ﴿اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى[۲]. به این دلیل است که فرعون به استبداد و ظلم روی آورده بود. یا درباره زمان و شرایط سوار شدن حضرت نوح(ع) در کشتی آمده: ﴿إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاءُ حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَةِ[۳]. در اشاره به جوشان و سرازیر شدن آب است: ﴿وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا[۴] (طغوی): اسم است از طغیان، چنان‌که در مفردات و قاموس گفته است ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا[۵]. ثمود به واسطه طغیانی که داشت پیامبر خدا را تکذیب کرد. کلمه (طاغیة): اسم فاعل است از طغیان. ﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ[۶] بنابراین، وقتی در آیاتی خداوند خطاب به پیامبر می‌کند و می‌گوید: ﴿وَلَا تَطْغَوْا[۷] به این معناست که چنین صفتی در انسان باید زدوده شود. یا درباره آن‌چه به او نازل شده ﴿مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا[۸] می‌گوید در آموزه‌های وحی به تو وصف تجاوزگری وجود ندارد.

  1. ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ[۹].
  2. ﴿فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ * أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ * قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ[۱۰].
  3. ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ[۱۱].
  4. ﴿قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ[۱۲].
  5. ﴿كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ * أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ * فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ[۱۳].
  6. ﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا[۱۴].

البته آیات دیگری که این ماده استعمال شده و هر چند به صورت مستقیم ناظر به حیات پیامبر نیست، اما به مسائل دعوت آن حضرت اشاره دارد، مانند:

  1. ﴿كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى[۱۵].
  2. ﴿الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ[۱۶].
  3. ﴿فَأَمَّا مَنْ طَغَى[۱۷].
  4. ﴿مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى[۱۸].
  5. ﴿وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا[۱۹].

نکات

در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:

  1. اجتناب از طغیان، از پندها و مواعظ خداوند به پیامبر و مؤمنان: ﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا[۲۰].
  2. تهمت کهانت و شاعری از سوی کافران به پیامبر از آثار طغیان آنان: ﴿فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ * أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ * أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ[۲۱].
  3. موضع‌گیری یهود بر علیه پیامبر، و معارف نازل شده بر او بارزترین نمود طغیان و سرکشی: ﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْيَانًا[۲۲]، ﴿كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ * أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ * فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنْتَ بِمَلُومٍ[۲۳].
  4. خداوند پیامبرش را در برابر سرسختی و لجاجت دشمنان دلداری داده، می‌گوید: اگر آنها در مقابل سخنانت این چنین لجاجت به خرج می‌دهند و ایمان نمی‌آورند مطلب تازه‌ای نیست، به خاطر بیاور هنگامی را که به تو گفتیم پروردگارت احاطه کامل بر مردم دارد و از وضعشان کاملاً آگاه است ﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ...[۲۴] و همیشه در برابر دعوت پیامبران، گروهی پاکدل ایمان آورده‌اند و گروهی متعصب و لجوج به بهانه‌جویی و کارشکنی و دشمنی برخاسته‌اند، در گذشته چنین بوده، امروز نیز چنین است. ما آنها را بیم داده - و انذار - می‌کنیم اما جز طغیان عظیم، چیزی بر آنها نمی‌افزاید ﴿وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا[۲۵] زیرا اگر دل و جان آدمی آماده پذیرش حق نباشد، نه تنها سخن حق در آن اثر نمی‌گذارد، بلکه غالباً نتیجه معکوس می‌دهد و به خاطر سرسختی و مقاومت منفی بر گمراهی طغیان و لجاجتشان می‌افزاید[۲۶].

سرکشی و تجاوز از حدّ متعارف در گناه و کفر

واژه «طغیان» مصدر از ریشه «ط ـ غ ـ ی»[۲۷] یا «ط ـ غ ـ و»[۲۸] و به معنای گذشتن از اندازه[۲۹] در امور مادی یا در امور معنوی است[۳۰]، از این رو به تجاوز از حد در گناه[۳۱]، ظلم[۳۲] یا کفر[۳۳] «طغیان» و به کسی که این امور را از حد بگذراند «طاغی» گفته می‌شود[۳۴]. به نظر، طغیان وصفی است که ظهور و بروز آن، تجاوز از حدّ‌ متعارف است. این سرکشی گاه در حوزه عقیده و به سبب لجاجت و افراط در کفر و شرک و نفاق و گاه در حوزه رفتار است که با زیاده‌روی در گناه و ستم[۳۵] همراه با قهر و غلبه[۳۶] ظاهر می‌شود.

طاغوت، انسان باشد یا جن و شیطان، کسی است که طغیان و تجاوز او بسیار باشد. او مظهر دنیا و باطل است و در برابر خدا قرار می‌گیرد. برخی مصادیق طاغوت عبارت‌اند از حاکمان ستمگر، دانشمندان دنیازده، ثروتمندان فرورفته در ثروت و رئیسان دوستدار ریاست[۳۷]. بر این اساس، بروز طغیان، باز داشتن از راه خدا و حق و برتری‌طلبی در امور مادی و گرایش‌های نفسانی است و طاغوت کسی است که احساس بی‌نیازی همراه با استکبار و خود‌برتر‌بینی دارد[۳۸]. (طاغوت) در قرآن کریم واژه طغیان به معنای عصیان و سرکشی و گناه و تجاوز از حد در امور مکروه با قهر و غلبه به‌کار‌رفته است[۳۹]. در قرآن کریم واژه طغیان و مشتقات آن ۳۸ بار به کار رفته‌اند که به طغیان طاغوت‌ها در طول تاریخ، مانند فرعون[۴۰] و نهی از طغیان[۴۱] و دوری و پیروی نکردن از طاغوت[۴۲] و طغیان یهود[۴۳] اشاره دارند و در سه مورد آن طغیان به اشیاء نسبت داده شده است[۴۴] که به معنای لغوی تجاوز از حدّ آمده است و در این مقاله از آن بحث نمی‌شود.

واژه‌های دیگری نیز در قرآن با موضوع طغیان مرتبط‌اند؛ مانند «بغی» (تجاوز از حق و گرایش به باطل)[۴۵] [۴۶]، «عُتُوّ» (سرپیچی از طاعت الهی همراه با استکبار)[۴۷] [۴۸]، «اعتداء» (ظلم و تجاوز از حد[۴۹] «استکبار» (اظهار بزرگی)[۵۰] [۵۱]، «بَطَر» (تجاوز از حدّ در خوشی و لذت)[۵۲] [۵۳]، «علوّ» (برتری‌طلبی همراه با قهر و اقتدار)[۵۴] [۵۵] و «کفر» (ردّ و اعتنا نکردن به حقّ)[۵۶] که از آثار آن طغیان است[۵۷]. در زبان قرآن کریم کفر و گمراهی با طغیان همراه‌اند؛ به‌گونه‌ای که از کفر و گمراهی به طغیان تعبیر شده است[۵۸] [۵۹]؛ همچنین از نفاق به طغیان تعبیر شده است[۶۰]. البته مراد از کفر و نفاق در آیات پیش‌گفته، کفر و گمراهی شدیدِ موجود در سران کفر است که کفر و گناه را از حدّ متعارف گذرانده ‎‌اند[۶۱]؛ برای نمونه، دسته‌ای از اقوام پیشین از طاغیان به شمار آمده‌اند؛ مانند قوم ثمود:﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ * إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا[۶۲] که در کفر و گناه از حدّ متعارف فراتر رفته بودند و از این رو طاغی هم بودند. آنان ناقۀ صالح پیامبر را کشتند. قرآن کریم قاتل ناقه را «اَشْقی ٰ» نامیده است.

سران قریش نیز افزون بر کفر و تکذیب پیامبر اکرم به مبارزه با او برخاستند و هدایت‌ناپذیر بودند، از این رو قرآن کریم آنان را طغیانگر:﴿ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَـٰدِ * فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ[۶۳] و فرو رفته در طغیان و سرگردان در آن دانسته است:﴿مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ[۶۴].[۶۵]

زمینه‌ها و عوامل طغیان

قرآن کریم به تناسب گزارش رفتار افراد و اقوام پیشین، به برخی از زمینه‌ها و عوامل طغیان اشاره کرده است:

احساس و توهم استغنا

سرچشمه همه طغیان‌ها توهّم استغناست[۶۶]. استغنا گاهی از جهت مال و ثروت، گاه به سبب قدرت و نفوذ و سلطه سیاسی و اجتماعی و گاه به سبب ناآگاهی و غفلت از عظمت و جلال الهی و احساس بی‌نیازی از خداست[۶۷]. در حالی که انسان در ذات خود فقیر و به خدا نیازمند است:﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلْفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلْغَنِىُّ ٱلْحَمِيدُ[۶۸]، دنیا او را مغرور و او در برابر خدا احساس بی‌نیازی و طغیان می‌کند:﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ * أَن رَّءَاهُ ٱسْتَغْنَىٰٓ * إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجْعَىٰٓ[۶۹]؛ ﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍۭ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَـٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًۭا وَكُنَّا نَحْنُ ٱلْوَٰرِثِينَ[۷۰]بَطَر به معنای طغیان هنگام برخورداری از نعمت است[۷۱].[۷۲]

ثروت و رفاه

خدا انسان‌ها را از طغیان در امور مالی و اقتصادی بازداشته است:﴿كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ[۷۳]. طغیان در استفاده از نعمت‌ها آن است که آدمی آنها را وسیله‌ای برای گناه و ناسپاسی و گردنکشی و خروج از حدّ اعتدال قرار دهد[۷۴]. سرگذشت برخی اقوام و زمامداران یا ثروتمندان کافر و طاغی نشان می‌دهد که مال و رفاهِ فراوان سبب طغیان آنان شده است. آنان آشکارا مالدار بودن خود را به رخ پیامبران و مؤمنان می‌کشیدند:﴿وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلْتُم بِهِۦ كَـٰفِرُونَ * وَقَالُوا۟ نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَٰلًۭا وَأَوْلَـٰدًۭا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ[۷۵] از افراد شاخص آنان قارون بود که ثروت و گنجینه‌های بسیار سبب طغیان و کفر او شد[۷۶]. او از قوم موسی بود و نخست به موسی ایمان آورد؛ ولی به سبب ثروت فراوان طغیان کرد و به ستم بر مردم پرداخت:﴿إِنَّ قَـٰرُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَـٰهُ مِنَ ٱلْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِٱلْعُصْبَةِ أُو۟لِى ٱلْقُوَّةِ[۷۷] او به سبب همین ثروتِ فراوان دچار سرمستی و غرور شد::﴿إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْفَرِحِينَ[۷۸] و در میان بنی‌اسرائیل به فساد پرداخت:﴿... وَلَا تَبْغِ ٱلْفَسَادَ فِى ٱلْأَرْضِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ[۷۹] و در نهایت طغیانش او را به کفر و نابودی کشاند:﴿فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِدَارِهِ... * وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلْكَـٰفِرُونَ[۸۰] نشانه ٔ طغیان قارون آن بود که به آگاهان از قوم خود که وی را نصیحت می‌کردند، چنین پاسخ داد که این ثروت در نتیجه دانشی است که خود دارم:﴿قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِىٓ...[۸۱] مراد وی از این سخن این بود که بخششی از خدا نیست. وی به سبب طغیان، به نمایش ثروت خود پرداخت:﴿فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِى زِينَتِهِۦ[۸۲]. فرعون نیز که دارای باغ‌ها و گنج‌های فراوان بود، از طاغیان شمرده شده است[۸۳]. قوم شعیب نیز اهل طغیان بودند که آیات ۸۵ تا ۸۸ سوره اعراف آنان را مفسد اقتصادی و مستکبر می‌نامد؛ زیرا به مفاسد اقتصادی، مانند کم‌فروشی، تقلّب و تزویر در معامله آلوده بودند[۸۴]. گروهی دیگر که به طغیان مالی و سرپیچی از فرمان خدا مبتلا بودند، دسته‌ای از بنی‌اسرائیل‌اند که قرآن کریم آنان را «اصحاب سَبْت» نامیده است. آنان برخلاف فرمان خدا که از صید در روز شنبه منع کرده بود، برای کسب منافع بیشتر به صید ماهی پرداختند[۸۵]. خدا این کارشان را از مصادیق اعتداء (تجاوز) شمرده﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعْتَدَوْا۟ مِنكُمْ فِى ٱلسَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَـٰسِـِٔينَ[۸۶] و آنان را لعن کرده است[۸۷]. از آنجا که ثروت فراوان عامل سرکشی و طغیان است، خدا آن را به همگان نداده است:﴿وَلَوْ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزْقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ...[۸۸]، بلکه آن را به اندازه مصلحت بندگان به آنان عطا می‌کند:﴿...وَلَـٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍۢ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرٌۢ بَصِيرٌۭ[۸۹].[۹۰]

انکار آخرت و آیات الهی

انکار قیامت و بی‌توجهی به آن سبب طغیان و رها شدن در آن و حرمان از الطاف الهی است[۹۱]:﴿... فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ[۹۲]؛ همچنین انکار آخرت و تکذیب آیات الهی، از علل طغیان طاغیان و عذابشان شمرده شده است:﴿إِنَّهُمْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ حِسَابًۭا * وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَا كِذَّابًۭا[۹۳]. خدا طغیانگران را با معجزات و آیات می‌ترساند؛ ولی آیات و معجزات جز بر سرکشی و طغیان آنها نمی‌افزاید:﴿... وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَـٰنًۭا كَبِيرًۭا[۹۴].[۹۵]

عدم تزکیە نفس

تزکیه نفس سبب دوری انسان از کفر و طغیان است[۹۶] و از این رو موسی از سوی خدا فرمان یافت تا فرعون طغیانگر را به تزکیه نفس و هدایت فراخواند تا از طغیان دست بردارد:﴿ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ * وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ[۹۷].[۹۸]

استکبار

کبر و غرور و استکبار از عوامل اصلی طغیان است. نخستین طاغی مستکبر ابلیس بود که در برابر فرمان خدا برای سجده بر آدم برتری‌طلبی و طغیان کرد:﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ[۹۹] او خود را از آدم برتر می‌دانست و در برابر فرمان خدا کبر ورزید:﴿... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ[۱۰۰] پس از ابلیس، پسر بزرگ آدم که طغیانگری برتری‌طلب و مستکبر بود، به سبب پذیرفته شدن قربانی برادر کوچک خود برآشفت و او را کشت:﴿... فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ[۱۰۱] در این دسته، طاغیان از قوم نوح را می‌توان یاد کرد که از روی کبر و استکبار، مؤمنان به نوح را فرودست می‌نامیدند[۱۰۲]؛ همچنین قوم فرعون و در رأس آنها خود فرعون را:﴿...وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلْمُسْرِفِينَ[۱۰۳]؛ ﴿ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ[۱۰۴]؛ ﴿إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًا عَالِينَ[۱۰۵]. طغیان آنان به اندازه‌ای بود که بنی‌اسرائیل را به استثمار و بردگی کشیده بودند و پسران آنان را می‌کشتند و زنان و دخترانشان را زنده نگه می‌داشتند و آنان را در عذاب و رنج و خواری عمیقی گرفتار کرده بودند:﴿وَإِذْ نَجَّيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ[۱۰۶].[۱۰۷]

پیامدهای طغیان

قرآن کریم پیامدهای فراوان دنیوی و اخروی را برای طغیان گزارش کرده است. از جمله پیامدهای دنیوی طغیانگری سرگردانی در راهیابی به حق[۱۰۸] و گمراهی[۱۰۹] است. کافران عنود و لجوج با اصرار در کجروی و تعصبات جاهلانه و تسلیم نشدن در برابر حق، ادراک و دید سالم را از دست داده و گیج و گمراه در سرگردانی به‌سر‌می‌برند[۱۱۰]. خدا نیز آنان را که هدایت‌پذیر نیستند در طغیان، به حال خود وامی‌گذارد تا سرگردان شوند[۱۱۱]، چنان‌که اگر خدا به آنان رحم کند و رنج عذاب را که دامنگیرشان شده از آنان بردارد، همچنان در طغیانشان غوطه‌ور خواهند بود[۱۱۲]؛ حتی آیات الهی و قرآن کریم گاهی سبب طغیان بیشتر آنان می‌شود[۱۱۳]. تکذیب معجزات الهی[۱۱۴]، فساد بسیار[۱۱۵]، غضب الهی[۱۱۶]، فرجامی زیانبار[۱۱۷]، نزول عذاب[۱۱۸] و در نهایت، هلاک و نابودی[۱۱۹] از دیگر پیامدهای دنیایی طغیان‌اند.

محروم شدن از نعمت‌های بهشتی و پاداش نیک[۱۲۰] و گرفتار شدن به انواع عذاب‌ها[۱۲۱] نیز از آثار آخرتی طغیان‌اند.[۱۲۲]

موانع طغیانگری

بسیاری از طغیان‌ها در غرور و تکبر و عدم شناخت درست انسان از خود، نظام هستی و ربوبیت الهی ریشه دارند، بر این اساس، می‌توان اموری مانند توجه به نیازمندی انسان به خداوند[۱۲۳]، تزکیه و خودسازی نفس[۱۲۴] و خشوع و خشیت الهی[۱۲۵] را از موانع طغیان دانست[۱۲۶] زیرا خشیت از مقدمات پذیرش حق و دوری از طغیان است. به گفته برخی، تزکیه در این آیه، پاک شدن از طغیان است که بر اثر خشیت الهی حاصل می‌شود؛ خشیتی که نتیجه معرفت به خدا و ملازم با ایمان به پروردگار و بازدارنده از نافرمانی اوست[۱۲۷]. در برخی آیات، خوف از خداوند و بازداشتن نفس از هوا و هوس، در برابر طغیان‌ در برابر حق نهاده شده است:﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ * وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا * فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ * وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ * فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ[۱۲۸].[۱۲۹]

منابع

پانویس

  1. «که در ترازو تجاوز نکنید» سوره الرحمن، آیه ۸.
  2. «به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.
  3. «ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.
  4. «و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.
  5. «قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند» سوره شمس، آیه ۱۱.
  6. «اما قوم ثمود با سرکشی خویش به نابودی افکنده شدند» سوره حاقه، آیه ۵.
  7. «و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  8. «بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید» سوره مائده، آیه ۶۴.
  9. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  10. «بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه * بلکه می‌گویند شاعری است که چشم به راه رویداد مرگ برای اوییم * بگو: چشم به راه بدارید که من هم با شما از چشم‌دارندگان به راهم * آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکش‌اند؟» سوره طور، آیه ۲۹-۳۲.
  11. «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی می‌کوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  12. «بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.
  13. «بدین‌گونه برای کسانی که پیش از آنان بودند، هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه گفتند: او جادوگر یا دیوانه است * آیا یکدیگر را بدان سفارش کردند؟ (نه) بلکه آنان قومی سرکش بودند * پس، از آنان روی بگردان که سزاوار سرزنش نیستی» سوره ذاریات، آیه ۵۲.
  14. «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.
  15. «حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد» سوره علق، آیه ۶.
  16. «آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند» سوره فجر، آیه ۱۱.
  17. «اما آنکه سرکشی کرده باشد» سوره نازعات، آیه ۳۷.
  18. «چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید» سوره نجم، آیه ۱۷.
  19. «امّا آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند؛ ترسیدیم که آنان را به سرکشی و کفر وادارد» سوره کهف، آیه ۸۰.
  20. «پس چنان که فرمان یافته‌ای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند) و سرکشی نورزید» سوره هود، آیه ۱۱۲.
  21. «بنابراین پند بده که تو، به (برکت) نعمت پروردگارت نه پیشگویی و نه دیوانه * بلکه می‌گویند شاعری است که چشم به راه رویداد مرگ برای اوییم * آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکش‌اند؟» سوره طور، آیه ۲۹-۳۲.
  22. «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید» سوره مائده، آیه ۶۴.
  23. «بدین‌گونه برای کسانی که پیش از آنان بودند، هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه گفتند: او جادوگر یا دیوانه است * آیا یکدیگر را بدان سفارش کردند؟ (نه) بلکه آنان قومی سرکش بودند * پس، از آنان روی بگردان که سزاوار سرزنش نیستی» سوره ذاریات، آیه ۵۲.
  24. «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد»... سوره اسراء، آیه ۶۰.
  25. «و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.
  26. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص۹۶.
  27. لسان العرب، ج ۱۵، ص۷، «طغی»؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۳، «طغو».
  28. المصباح، ج ۲، ص۳۷۳؛ تاج العروس، ج ۱۹، ص۶۳۵، «طغو».
  29. العین، ج ۴، ص۴۳۵؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۴، «طغی».
  30. التحقیق، ج ۷، ص۸۲، «طغی».
  31. التعریفات، ص۱۱۶، «طغیان».
  32. القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۹۹-۴۰۰، «طغی»؛ تاج العروس، ج ۱۹، ص۶۳۴.
  33. لسان العرب، ج ۱۵، ص۷.
  34. لسان العرب، ج ۱۵، ص۷-۹؛ المصباح، ج ۲، ص۳۷۴.
  35. التحقیق، ج ۷، ص۸۲-۸۳.
  36. الفروق فی اللغه، ص۲۲۴.
  37. التحقیق، ج ۷، ص۸۴، «طغی».
  38. التحقیق، ج ۷، ص۸۴-۸۵، «طغی».
  39. لفروق فی اللغه، ص۲۲۴؛ مفردات، ص۵۲۰-۵۲۱، «طغی»؛ المصباح، ج ۱۹، ص۶۳۴، «طغی».
  40. ﴿ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴. ﴿ٱلَّذِينَ طَغَوْا۟ فِى ٱلْبِلَـٰدِ«آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند،» سوره فجر، آیه ۱۱.
  41. ﴿كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.
  42. ﴿وَٱلَّذِينَ ٱجْتَنَبُوا۟ ٱلطَّـٰغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فَبَشِّرْ عِبَادِ «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیده‌اند و به درگاه خداوند بازگشته‌اند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده!» سوره زمر، آیه ۱۷.
  43. ﴿وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی می‌کوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  44. ﴿مَا زَاغَ ٱلْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ«چشم (وی سوی دیگر) نگشت و کژ ندید» سوره نجم، آیه ۱۷. ﴿إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلْمَآءُ حَمَلْنَـٰكُمْ فِى ٱلْجَارِيَةِ«ما آنگاه که آب سر برکشید، شما را در کشتی (نوح) سوار کردیم» سوره حاقه، آیه ۱۱.
  45. مفردات، ص۱۳۶؛ النهایه، ج ۱، ص۱۴۳؛ التحقیق، ج ۱، ص۳۱۰، «بغی».
  46. ﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحْمَ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيْرِ ٱللَّهِ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ «جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.
  47. ک: لسان العرب، ج ۱۵، ص۲۷؛ العین، ج ۲، ص۲۲۶، «عتو».
  48. ﴿ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى ٱلرَّحْمَـٰنِ عِتِيًّۭا «سپس از هر گروه هر کدام را که در برابر (خداوند) بخشنده سرکش‌ترند بیرون می‌کشیم» سوره مریم، آیه ۶۹.
  49. ک: العین، ج ۲، ص۲۱۳؛ مفردات، ص۵۵۳-۵۵۴؛ نک: التحقیق، ج ۸، ص۶۳، «عدو».
  50. مفردات، ص۶۹۷، «کبر».
  51. ﴿قَالَ فَٱهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّـٰغِرِينَ «فرمود: از آن (جایگاه که داری) فرود آی، تو را نرسد که در آن خود را بزرگ بینی، بیرون رو که تو از خرد پایگانی!» سوره اعراف، آیه ۱۳.
  52. مفردات، ص۱۲۹؛ النهایه، ج ۱، ص۱۳۵؛ التحقیق، ج ۱، ص۲۸۸، «بطر».
  53. ﴿وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ «و چون کسانی نباشید که از دیار خویش با سرمستی و برای نمایش به مردم بیرون می‌آیند و (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و خداوند به آنچه انجام می‌دهند نیک داناست» سوره انفال، آیه ۴۷.
  54. العین، ج ۲، ص۲۴۶؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۳۷۵؛ التحقیق، ج ۸، ص۲۱۴، «علوّ».
  55. ﴿تِلْكَ ٱلدَّارُ ٱلْـَٔاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّۭا فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا فَسَادًۭا وَٱلْعَـٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ «آنک سرای واپسین! آن را برای کسانی می‌نهیم که بر آنند تا در روی زمین، نه گردنکشی کنند و نه تباهی؛ و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره قصص، آیه ۸۳. ﴿وَلَا تَمْشِ فِى ٱلْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ ٱلْأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ ٱلْجِبَالَ طُولًۭا«و بر زمین، خرامان گام برمدار که هرگز نه زمین را می‌توانی شکافت و نه به بلندای کوه‌ها می‌توانی رسید» سوره اسرا، آیه ۳۷.
  56. لسان العرب، ج ۵، ص۱۴۴؛ التحقیق، ج ۱۰، ص۷۹، «کفر».
  57. ﴿وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ «و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی می‌کوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴. ﴿قُلْ يَـٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَـٰبِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَىْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَـٰفِرِينَ «بگو: ای اهل کتاب! تا تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارتان به سوی شما فرو فرستاده شده است بر پا ندارید بر حق نیستید؛ و بی‌گمان آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید پس بر گروه کافران اندوه مخور» سوره مائده، آیه ۶۸.
  58. نک: مجمع البیان، ج ۴، ص۷۷۶؛ الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، ج ۲، ص۳۶۵.
  59. ﴿وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «و دل‌ها و دیدگان آنان را دگرگون می‌گردانیم- چنان که بار نخست (هم) به آن ایمان نیاوردند- و آنان را در سرکشی‌شان سرگردان وا می‌نهیم» سوره انعام، آیه ۱۱۰. ﴿مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶. * ﴿وَلَوْ يُعَجِّلُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ ٱلشَّرَّ ٱسْتِعْجَالَهُم بِٱلْخَيْرِ لَقُضِىَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «و اگر خداوند برای مردم، همگون شتابی که در خیر دارند شرّ را پیش می‌افکند عمرشان سر می‌آمد پس ما کسانی را که لقای ما را امید نمی‌برند سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذاریم» سوره یونس، آیه ۱۱. ﴿وَلَوْ رَحِمْنَـٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ«و اگر آنان را می‌بخشودیم و گزندی را که بدان دچارند برمی‌داشتیم سرگردان در سرکشی‌شان پای می‌فشردند» سوره مؤمنون، آیه ۷۵.
  60. ﴿ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «خداوند است که آنها را به ریشخند می‌گیرد و آنان را در سرکشی‌شان در حالی که سرگشته‌اند فرو می‌گذارد» سوره بقره، آیه ۱۵.
  61. نک: الجدید، ج ۷، ص۳۷۵.
  62. «قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، * آنگاه که سنگدل‌ترین آنان برانگیخته شد» سوره شمس، آیه ۱۱ و ۱۲.
  63. «آنان که در شهرها سر به سرکشی برداشتند، * و در آنها بسیار به تباهی پرداختند،» سوره فجر، آیه ۱۱ و ۱۲.
  64. «کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶.
  65. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۰.
  66. التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۳۹۲.
  67. نک: التحقیق، ج ۷، ص۸۳، «طغی».
  68. «ای مردم! شما نیازمندان درگاه خداوند هستید و خداوند است که بی‌نیاز ستوده است» سوره فاطر، آیه ۱۵.
  69. «حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد * چون خود را بی‌نیاز بیند * به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۶تا۸.
  70. «و چه بسیار شهرهایی را نابود کردیم که (مردم آنها) در زندگی خویش سرمستی می‌کردند و اینک این خانه‌های آنهاست که پس از آنها جز اندکی، خالی مانده است و ماییم که وارثیم» سوره قصص، آیه ۵۸.
  71. مجمع البیان، ج ۷، ص۴۰۵.
  72. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۱.
  73. «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.
  74. نک: مجمع البیان، ج ۷، ص۳۸؛ الجدید، ج ۴، ص۴۵۴.
  75. «و ما در هیچ شهری، بیم‌دهنده‌ای نفرستادیم مگر که کامرانان آن (شهر) گفتند: ما منکر پیام رسالت شماییم * و گفتند: که ما دارایی و فرزند بیشتری داریم و ما را عذاب نخواهند کرد» سوره سبا، آیه ۳۴-۳۵.
  76. نک:سوره قصص، آیه ۷۶ تا ۸۲.
  77. «بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.
  78. «بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن ‌های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۶.
  79. «و در آنچه خداوند به تو داده است سرای واپسین را بجوی و بهره خود از این جهان را (هم) فراموش مکن و چنان که خداوند به تو نیکی کرده است تو (نیز) نیکی (پیشه) کن و در زمین در پی تباهی مباش که خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره قصص، آیه ۷۷.
  80. «پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند * و آنان که دیروز جایگاه او را آرزو می‌کردند پگاهان می‌گفتند: آوخ! گویی خداوند روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد فراخ می‌دارد و (یا) تنگ می‌گرداند و اگر خداوند بر ما منت ننهاده بود ما را نیز (در زمین) فرو می‌برد، آوخ! گویی کافران رستگار نمی‌گردند!» سوره قصص، آیه ۸۱ و ۸۲.
  81. («قارون می‌گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من داده‌اند، آیا نمی‌دانست که خداوند پیش از او از نسل‌ها کسانی را نابود کرده است که از او توانمندتر و مال‌اندوزتر بوده‌اند؟ و از بزهکاران گناه آنان را نمی‌پرسند» سوره قصص، آیه ۷۸.
  82. «آنگاه با زیورهایش در پیش قوم خویش آشکار شد؛ کسانی که زندگی این جهان را می‌خواستند گفتند: ای کاش ما نیز همانند آنچه به قارون داده شده است می‌داشتیم، بی‌گمان او را بهره‌ای سترگ است» سوره قصص، آیه ۷۹.
  83. ﴿فَأَخْرَجْنَـٰهُم مِّن جَنَّـٰتٍۢ وَعُيُونٍۢ * وَكُنُوزٍۢ وَمَقَامٍۢ كَرِيمٍۢ«آنگاه آنان را از بوستان‌ها و (کنار) چشمه‌سارها * و از (کنار) گنج‌ها و جایگاهی ارزشمند که داشتند بیرون راندیم» سوره شعرا، آیه ۵۸و۵۹.
  84. المیزان، ج ۸، ص۱۸۶-۱۸۷؛ نمونه، ج ۶، ص۲۵۰؛ من وحی القرآن، ج ۱۰، ص۱۸۱.
  85. مجمع الببان، ج ۱، ص۲۶۴؛ مواهب الرحمن، ج ۱، ص۲۷۸.
  86. «و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناخته‌اید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.
  87. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ ءَامِنُوا۟ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًۭا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًۭا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدْبَارِهَآ أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّآ أَصْحَـٰبَ ٱلسَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ مَفْعُولًا «ای اهل کتاب! به آنچه فرستاده‌ایم که کتاب آسمانی نزد شما را راست می‌شمارد ایمان بیاورید، پیش از آنکه چهره‌هایی را ناپدید سازیم و آنان را واپس گردانیم یا آنان را لعنت کنیم چنان که «اصحاب سبت» را لعنت کردیم و فرمان خداوند، انجام یافتنی است» سوره نسا، آیه ۴۷.
  88. «و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ می‌داشت در زمین سرکشی می‌ورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازه‌ای فرو می‌فرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.
  89. «و اگر خداوند روزی را برای (همه) بندگانش فراخ می‌داشت در زمین سرکشی می‌ورزیدند اما هر چه را بخواهد به اندازه‌ای فرو می‌فرستد که او به بندگانش آگاهی بیناست» سوره شوری، آیه ۲۷.
  90. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۲.
  91. تفسیر نور، ج ۳، ص۵۴۷؛ نمونه، ج ۲۶، ص۴۱.
  92. «و اگر خداوند برای مردم، همگون شتابی که در خیر دارند شرّ را پیش می‌افکند عمرشان سر می‌آمد پس ما کسانی را که لقای ما را امید نمی‌برند سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذاریم» سوره یونس، آیه ۱۱.
  93. «بی‌گمان آنان امید نداشتند حسابی (در کار) باشد * و آیات ما را سخت دروغ شمردند» سوره نبا، آیه ۲۸و۲۷.
  94. «و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسرا، آیه ۶۰.
  95. محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد، طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۳.
  96. نک: المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۷.
  97. «فرمود:به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟ * و تو را به سوی پروردگارت رهنمایی کنم تا خداترس گردی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷ تا۱۹.
  98. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۳.
  99. «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.
  100. «فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟» سوره ص، آیه ۷۵.
  101. «و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانی‌یی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بی‌گمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.
  102. ﴿فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۭ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَـٰذِبِينَ«پس سردستگان کافر از قوم وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمی‌دانیم و جز این نمی‌بینیم که فرومایگان ما نسنجیده از تو پیروی کرده‌اند و در شما برتری نسبت به خویش نمی‌بینیم بلکه شما را دروغگو می‌پنداریم» سوره هود، آیه ۲۷.
  103. «اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بی‌گمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.
  104. «به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.
  105. «به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۶.
  106. «و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت می‌چشاندند، پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده می‌گذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.
  107. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۳.
  108. ﴿ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «خداوند است که آنها را به ریشخند می‌گیرد و آنان را در سرکشی‌شان در حالی که سرگشته‌اند فرو می‌گذارد» سوره بقره، آیه ۱۵. ﴿مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ «کسانی را که خداوند در گمراهی وانهد هیچ رهنمایی ندارند و آنان را سرگردان در سرکشی‌شان وا می‌گذارد» سوره اعراف، آیه ۱۸۶.
  109. ﴿وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَـٰنٍۭ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَـٰغِينَ * فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئِقُونَ * فَأَغْوَيْنَـٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِينَ «و ما بر شما هیچ چیرگی نداشتیم که شما گروهی گردنکش بودید * آنگاه گفته پروردگارمان درباره ما تحقّق یافت؛ بی‌گمان ما عذاب را خواهیم چشید * آری، شما را گمراه کردیم، به راستی ما (خود نیز) گمراه بودیم» سوره صافات، آیه ۳۰تا۳۲.
  110. مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۱؛ نمونه، ج ۵، ص۴۰۰.
  111. ﴿وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ«و دل‌ها و دیدگان آنان را دگرگون می‌گردانیم- چنان که بار نخست (هم) به آن ایمان نیاوردند- و آنان را در سرکشی‌شان سرگردان وا می‌نهیم» سوره انعام، آیه ۱۱۰.
  112. ﴿وَلَوْ رَحِمْنَـٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ«و اگر آنان را می‌بخشودیم و گزندی را که بدان دچارند برمی‌داشتیم سرگردان در سرکشی‌شان پای می‌فشردند» سوره مؤمنون، آیه ۷۵.
  113. ﴿وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفته‌اند لعنت بر ایشان باد بلکه دست‌های او باز است و هرگونه بخواهد می‌بخشد و بی‌گمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می‌افزاید؛ و میان آنان تا رستخیز دشمنی و کینه‌جویی افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ بر افروختند خداوند آن را خاموش گردانید؛ و در زمین به تباهی می‌کوشند و خداوند تبهکاران را دوست نمی‌دارد» سوره مائده، آیه ۶۴.
  114. ﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ * إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا * فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقْيَـٰهَا * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمْ فَسَوَّىٰهَا«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، * آنگاه که سنگدل‌ترین آنان برانگیخته شد * پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید * اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد» سوره شمس، آیه ۱۱تا۱۴.
  115. ﴿فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ«و در آنها بسیار به تباهی پرداختند،» سوره فجر، آیه ۱۲.
  116. ﴿كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ«از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.
  117. ﴿هَـٰذَا وَإِنَّ لِلطَّـٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ«این است (پاداش پرهیزگاران) و به راستی برای سرکشان بدترین سرانجام خواهد بود:» سوره ص، آیه ۵۵.
  118. ﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ«و به آن فرو پوشاند آنچه فرو پوشاند» سوره نجم، آیه ۵۴.
  119. ﴿كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ«از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کرده‌ایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بی‌گمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.
  120. ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا لَقَدِ ٱسْتَكْبَرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّۭا كَبِيرًۭا * يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا «و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند می‌گویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستاده‌اند یا پروردگارمان را نمی‌بینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند و سرکشی بزرگی ورزیدند * روزی که فرشتگان را ببینند آن روز، هیچ مژده‌ای برای گناهکاران نخواهد بود و (فرشتگان به آنان) می‌گویند: (رحمت خداوند) سخت (از شما) دور باد» سوره فرقان، آیه ۲۲.
  121. ﴿لِّلطَّـٰغِينَ مَـَٔابًۭا * لَّـٰبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًۭا * لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًۭا وَلَا شَرَابًا «بازگشتگاه سرکشان است، * روزگارانی دراز در آن درنگ خواهند داشت، * در آن، نه خنکایی (می‌یابند) و نه آشامیدنی می‌چشند،» سوره نبا، آیه ۲۲-۲۴.
  122. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص۴۹۴.
  123. ﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ«حاشا؛ انسان سرکشی می‌ورزد،» سوره علق، آیه ۶؛ ﴿إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجْعَىٰٓ«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.
  124. ﴿ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ «(فرمود:) به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷و۱۸.
  125. ﴿ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ «(فرمود:) به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷و۱۸.
  126. ﴿فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ «(به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه۱۸.
  127. روح المعانی، ج ۱۵، ص۲۳۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۷.
  128. «اما آنکه سرکشی کرده باشد، * و زندگی این جهان را برگزیده باشد، * تنها دوزخ جایگاه اوست * و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛ * تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷تا۴۱.
  129. سحرخوان، محمد، مقاله «طغیان»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۴۹۴.