برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| (۴۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} | | {{مدخل مرتبط |
| | | موضوع مرتبط = سیره |
| | | عنوان مدخل = |
| | | مداخل مرتبط = [[سبک زندگی در معارف و سیره علوی]] |
| | | پرسش مرتبط = |
| | }} |
|
| |
|
| == [[میزان]] ارتباط== | | == معناشناسی == |
| متأسفانه یکی از اموری که در [[جامعه]] ما چندان مهم نیست، [[فرصت]] و وقت است. ما برای وقت خود و دیگران کمتر اهمیت میدهیم، در حالی که در [[دنیا]] هیچ چیزی با ارزشتر و گرانبهاتر از وقت برای [[انسان]] نیست. در [[حدیثی]] آمده است که در [[قیامت]]، [[انسان]] قادم از قدم بر نمیدارد مگر این که چهار چیز از او سؤال میشود: اولین سؤال از [[عمر انسان]] است که در چه راهی آن را [[مصرف]] کرده است؛ در راه [[اطاعت خدا]] یا در راه [[معصیت]] و [[نافرمانی]] از [[دستورهای الهی]]<ref>اشاره به حدیثی دارد که از پیامبر اسلام{{صل}} روایت شده است: {{متن حدیث|لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ (چهل حدیث، رسولی محلاتی، ج۱، ص۲۵۹. به نقل از: خصال صدوق، ج۱، ص۲۵۳).</ref>.
| | سبک زندگی، [[روش زندگی]] اشخاص، گروهها یا [[جوامع]] در مواجهه با روابط فیزیکی، روانی، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] روزانه است که شامل فعالیتها، [[رفتارها]]، عادتها، علایق، [[عقاید]] و [[ارزشها]] میشود. |
|
| |
|
| بیتردید دیدار از [[دوستان]] و آشنایان، اثر مطلوبی در ایجاد و [[استحکام]] ارتباط دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[زیارت]] (دیدار از دوستان و آشنایان) [[محبت]] و [[دوستی]] را در [[دل انسان]] میکارد: {{متن حدیث| الزِّيَارَةُ تنبي الْمَوَدَّةَ}}<ref>میزان الحکمه، ح۷۹۳۹.</ref> [[دید و بازدید]] نباید به [[افراط]] یا [[تفریط]] کشیده شود؛ مثلاً اگر شخصی بدون دلیلی هر [[روز]] به دیدن [[دوست]] خود برود این امر موجب میشود تا محبت از میان آنها برود و آهسته آهسته دوست عزیزش از او رنجیده خاطر گشته، متنفر شود.
| | در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینشها و منشهایی است که در عرصهها و بخشهای مختلف زندگی ظهور و بروز میکند. جالب آنکه سبک زندگی، با [[تمدن]] رابطهای [[استوار]] دارد؛ آنسان که میتوان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است<ref>رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیمبندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری میگوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخشهای اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)</ref>. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهمترین عامل زمینهساز برای ساخت [[تمدن اسلامی]] است<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>. |
|
| |
|
| در [[حدیث نبوی]] آمده است: شما با [[نزدیکان]] خود [[صله رحم]] نمایید، اما [[همسایه]] ایشان مشوید که [[همسایگی]] موجب پدید آمدن [[کینهها]] در میان شما میگردد: {{متن حدیث| صَلُّوا قراباتكم وَ لَا تجاوروهم فَإِنِ الْجِوَارِ يُورِثُ بَيْنَكُمْ الضَّغَائِنَ }}<ref>نهج الفصاحه، ح۱۸۴۳.</ref>.
| | == اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی == |
| | دانستن و [[معرفت]] در سبک زندگی بسیار مهم و سرنوشتساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟ |
|
| |
|
| برای این که [[دید و بازدید]] ملالآور نگردد<ref>اشاره به حدیثی دارد که از امام علی{{ع}} نقل شده است: {{متن حدیث|إِغْبَابُ الزِّيَارَةِ أَمَانٌ مِنَ الْمَلَالَةِ}}؛ (میزان الحکمه، ح۷۹۴۲).</ref> بهتر است [[انسان]] جانب [[اعتدال]] را گرفته، گاهگاهی به دوستانش سر بزند که این امر موجب ازدیاد [[محبت]] میشود. [[پیامبر اسلام]] میفرماید: {{متن حدیث| زُرْ غِبّاً تَزِدْ حُبّاً }}<ref>میزان الحکمه، ح۷۹۴۱.</ref>؛ همدیگر را یک [[روز]] در میان و به صورت متناوب [[زیارت]] کنید که این امر محبت را زیاد میکند.
| | اساساً [[هستیشناسی]] زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهتگیریهای [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی [[افکار]] و طرحهای جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کمفروشی]] میکند و از [[احتکار]] و [[گرانفروشی]] نمیهراسد و سود شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] میکند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مالاندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>. |
|
| |
|
| از اموری که در این خصوص مطرح است، رعایت حال دیگران میباشد، به این معنا که باید مخاطبشناس باشیم و بدانیم که او از نشستن ما [[راضی]] است یا خیر؟ برای مثال، با وجود این که [[عیادت از بیمار]] [[ثواب]] دارد، اما در [[روایات]] سفارش شده است که در کنار [[بیمار]] زیاد ننشینید، مگر این که بیمار بخواهد تا در کنارشان بنشینید <ref>میزان الحکمه، ح۱۸۸۱۲.</ref>. افراد دیگری نیز اگر کار داشته باشند و با مراوده زیاد وقتشان ضایع شود همین [[حکم]] بیمار را دارند و رعایت حال آنان نیز ضروری است.
| | == سبک زندگی، نیازمند چشمه [[معرفتی]] == |
| | آیا ممکن است سبک و [[روش زندگی]] بدون آبشخور معرفتی باشد؟ آیا ما تا هستی و مبدأ هستی را به [[نیکی]] نشناسیم، میتوانیم سبک خوبی در [[زندگی]] پیش گیریم؟ ممکن است برخی بگویند در زندگی، عمل و کار مهم است، نه تئوریها و [[معارف دینی]]. اما در پاسخ باید گفت این سخن برخلاف کتاب ناب زندگی، [[قرآن]] است که میفرماید: نزدیک است به خاطر بیمعرفتی یا بدمعرفتی نسبت به [[خدا]] (و [[دین]] او)، [[آسمانها]] از هم متلاشی گردد و [[زمین]] شکافته شود و [[کوهها]] به شدت فرو ریزد<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا * لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا}} «و گفتند که (خداوند) بخشنده فرزندی گزیده است * به راستی چیز ناپسندی پیش آوردهاید! * نزدیک است که از آن، آسمانها پارهپاره گردد و زمین شکافته شود و کوهها در هم شکسته، فرو ریزند» سوره مریم، آیه ۸۸-۹۰.</ref>. |
|
| |
|
| بنابراین انسان باید در [[میزان]] ارتباط حد اعتدال را رعایت و از افراط و تفریط [[پرهیز]] کند.
| | باید پذیرفت حلقه گمشده [[زندگی]] [[آدمیان]] ابتدا دانستن و سپس به کار بستن همین آموزههاست. از اینرو، نقش [[اندیشه]] و [[اعتقاد]] در زندگی [[آدمی]] بر کسی پوشیده نیست<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه]]، ص ۴۴.</ref>. |
| | |
| در [[اسلام]] سفارش شده رابطه صمیمی و [[دینی]] خود را در هر صورت ادامه بدهیم و به [[استحکام]] آن بیندیشیم؛ اگر به هم دیگر دسترسی داریم به دیدن هم برویم و چنان چه دور از هم هستیم، با مکاتبه و فرستادن [[نامه]] این پیوند را [[حفظ]] کنیم. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: پیوند بین [[برادران]] در حضور بازدید از هم دیگر است و در [[سفر]] با [[نامهنگاری]] صورت میگیرد: {{متن حدیث|التَّوَاصُلُ بَيْنَ الْإِخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ، وَ فِي السَّفَرِ التَّرَاسُلُ}}<ref>اصول کافی، ج۲، کتاب العشره، باب تکاتب، ح۱.</ref>. در [[حدیث نبوی]] آمده است که جواب نامه مانند جواب [[سلام]] [[واجب]] است: {{متن حدیث| إِنَّ لِجَوَابِ الْكِتَابِ حَقّاً كردّ السَّلَامُ }}<ref>نهج الفصاحه، ۸۸۰.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: دادن جواب نامه مانند جواب [[سلام]] [[واجب]] است: {{متن حدیث|رَدُّ جَوَابِ الْكِتَابِ وَاجِبٌ كَوُجُوبِ رَدِّ السَّلَامِ}}<ref>اصول کافی، ج۲، کتاب العشره، باب تکاتب، ح۲.</ref>؛ اگر در گذشته جز فرستادن [[نامه]] وسیله ارتباطی دیگر نبود، امروزه با وسایل ارتباطی پیشرفته، از قبیل [[پست]] الکترونیک، تلفن، دورنگار، ارسال [[پیام]] کوتاه، چت (گفتوگو از طریق رایانه) و... رابطهای سالم به آسانی میسور است و با رعایت اصول روابط کارآمد، [[انسان]] میتواند رابطه صمیمی با افراد [[جامعه]] برقرار کند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]] ص 57-60.</ref>
| |
| | |
| ==[[طعنه]] زدن==
| |
| یکی از عواملی که میتواند [[روابط اجتماعی]] را به هم بزند [[زخم زبان]] و طعنه زدن است. امروزه [[مردم]] بدون توجه به آبروی کسی به هم دیگر زخم زبان میزنند که این امر باعث از بین رفتن ارتباطها میشود. از سویی طعنه زننده [[محبوبیت]] خود را در [[جامعه]] از دست میدهد و مردم به [[راحتی]] با او ارتباط برقرار نمیکنند و از وی فاصله میگیرند تا از شرش در [[امان]] بمانند. از طرف دیگر آبروی شخص طعنه و زخم زبان خورده تا حدودی به خطر میافتد و عدهای [[باور]] میکنند که او چنین فردی بوده است؛ لذا از وی دوری میکنند.
| |
| | |
| [[قرآن کریم]] با این [[عادت]] [[ناپسند]] آشکارا [[مخالفت]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ}}<ref>«و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.</ref>، [[مسلمانان]] نباید به همدیگر [[لقب]] [[زشت]] از قبیل [[فاسق]]، [[سفیه]] و امثال آن بدهند. [[مؤمن]] [[شایسته]] کسی است که از او به [[نیکی]] یاد گردد و به وی طعنه و برچسب زده نشود<ref>ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۸۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 134.</ref>
| |
| | |
| ==پیامدهای منفی طعنه زدن==
| |
| طعنه و کنایه زدن موجب از بین رفتن [[اعتماد]]، [[روابط حسنه]] و [[همبستگی]] افراد جامعه میشود. این امر بین افراد [[دشمنی]] ایجاد میکند و آبروی [[مؤمنان]] را به خطر میاندازد. همچنین خاطر [[وجدان]] افراد طعنه خورده را جریحهدار میکند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 134.</ref>
| |
| | |
| ==[[ترشرویی]] و [[بیاعتمادی]]==
| |
| [[بیاعتنایی]] نیز موجب میشود [[محبت]] و [[صمیمیت]] از بین برود و [[روابط اجتماعی]] شکل نگیرد؛ زیرا ترشرویی به دیگران باعث فاصله گرفتن مخاطبان و کم شدن انس و محبت آنها با فرد بیاعتنا میشود. از این رو، دلیلی وجود ندارد که مخاطب، ارتباط خود را با فرد ترشرو ادامه دهد و اگر به دلیل حل مشکل خود نیز مجبور به ارتباط باشد، ظاهری و مقطعی خواهد بود. [[قرآن کریم]] این [[حقیقت]] را چنین بیان میفرماید: {{متن قرآن|عَبَسَ وَتَوَلَّى أَن جَاءَهُ الأَعْمَى وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى }}<ref>«روی ترش کرد و رخ بگردانید، که آن نابینا نزد وی آمد، و تو چه دانی، بسا او پاکیزگی یابد، یا در یاد گیرد و آن یادکرد، او را سود رساند» سوره عبس، آیه ۱-۴.</ref> در این [[آیات]]، فرد ترشرو و بیاعتنا [[نکوهش]] شده است.
| |
| | |
| در [[حدیث نبوی]] آمده است: [[خداوند]] کسی را که در مقابل برادرش ترشرو و عبوس باشد، [[دشمن]] میدارد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فِي وُجُوهٍ إِخْوَانِهِ}}؛ نهج الفصاحه، ح۷۴۰.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 139-140.</ref>
| |
| | |
| ==آثار منفی ترشرویی==
| |
| ترشرویی موجب از بین رفتن [[حسنه]] و [[روحیه]] [[همکاری]] میشود. این افراد همیشه [[احساس]] [[تنهایی]] میکنند و در [[انزوا]] و دور از [[اجتماع]] به سر میبرند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص 140.</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |
| {{منابع}} | | {{منابع}} |
| # [[پرونده:1100808.jpg|22px]] [[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره اجتماعی پیامبر اعظم''']] | | # [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه''']] |
| {{پایان منابع}} | | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:سیره]] |
معناشناسی
سبک زندگی، روش زندگی اشخاص، گروهها یا جوامع در مواجهه با روابط فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی روزانه است که شامل فعالیتها، رفتارها، عادتها، علایق، عقاید و ارزشها میشود.
در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینشها و منشهایی است که در عرصهها و بخشهای مختلف زندگی ظهور و بروز میکند. جالب آنکه سبک زندگی، با تمدن رابطهای استوار دارد؛ آنسان که میتوان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است[۱]. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهمترین عامل زمینهساز برای ساخت تمدن اسلامی است[۲].
اهمیت و نقشآفرینی سبک زندگی
دانستن و معرفت در سبک زندگی بسیار مهم و سرنوشتساز است؛ اینکه بدانیم بینش و منش متعالی چیست؟
اساساً هستیشناسی زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهتگیریهای انسان، به شناخت او از مبدأ هستی بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاشها و روابط او بر مبنای فکر و طرح خاصی انجام میپذیرد. حتی افکار و طرحهای جزئی نیز از یک سازمان فکری و نقشه کلی الهام میگیرد. مثلاً کسی که در کسب و تجارت، کمفروشی میکند و از احتکار و گرانفروشی نمیهراسد و سود شخصی و آنی را در نظر میگیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده پیروی میکند که همان اعتقاد به بت ثروت و مالاندوزی است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه عدالت و انصاف را در پیش میگیرد، پیشتر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت میدارد[۳].
سبک زندگی، نیازمند چشمه معرفتی
آیا ممکن است سبک و روش زندگی بدون آبشخور معرفتی باشد؟ آیا ما تا هستی و مبدأ هستی را به نیکی نشناسیم، میتوانیم سبک خوبی در زندگی پیش گیریم؟ ممکن است برخی بگویند در زندگی، عمل و کار مهم است، نه تئوریها و معارف دینی. اما در پاسخ باید گفت این سخن برخلاف کتاب ناب زندگی، قرآن است که میفرماید: نزدیک است به خاطر بیمعرفتی یا بدمعرفتی نسبت به خدا (و دین او)، آسمانها از هم متلاشی گردد و زمین شکافته شود و کوهها به شدت فرو ریزد[۴].
باید پذیرفت حلقه گمشده زندگی آدمیان ابتدا دانستن و سپس به کار بستن همین آموزههاست. از اینرو، نقش اندیشه و اعتقاد در زندگی آدمی بر کسی پوشیده نیست[۵].
منابع
پانویس
- ↑ رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیمبندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری میگوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخشهای اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۴۷.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۴۳.
- ↑ ﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا * لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا﴾ «و گفتند که (خداوند) بخشنده فرزندی گزیده است * به راستی چیز ناپسندی پیش آوردهاید! * نزدیک است که از آن، آسمانها پارهپاره گردد و زمین شکافته شود و کوهها در هم شکسته، فرو ریزند» سوره مریم، آیه ۸۸-۹۰.
- ↑ پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزههای نهج البلاغه، ص ۴۴.