سبک زندگی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
 
(۱۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = سیره | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = سیره
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط = [[سبک زندگی در معارف و سیره علوی]]
| پرسش مرتبط  =  
}}


== مقدمه ==
== معناشناسی ==
متأسفانه یکی از اموری که در [[جامعه]] ما چندان مهم نیست، فرصت و وقت است. ما برای وقت خود و دیگران کمتر اهمیت می‌دهیم، در حالی که در [[دنیا]] هیچ چیزی با ارزش‌تر و گران‌بهاتر از وقت برای [[انسان]] نیست. در [[حدیثی]] آمده است که در [[قیامت]]، [[انسان]] قادم از قدم بر نمی‌دارد مگر این که چهار چیز از او سؤال می‌شود: اولین سؤال از عمر انسان است که در چه راهی آن را [[مصرف]] کرده است؛ در راه [[اطاعت خدا]] یا در راه [[معصیت]] و [[نافرمانی]] از [[دستورهای الهی]]<ref>اشاره به حدیثی دارد که از پیامبر اسلام{{صل}} روایت شده است: {{متن حدیث|لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ}}؛ (چهل حدیث، رسولی محلاتی، ج۱، ص۲۵۹. به نقل از: خصال صدوق، ج۱، ص۲۵۳).</ref>.
سبک زندگی، [[روش زندگی]] اشخاص، گروه‌ها یا [[جوامع]] در مواجهه با روابط فیزیکی، روانی، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] روزانه است که شامل فعالیت‌ها، [[رفتارها]]، عادت‌ها، علایق، [[عقاید]] و [[ارزش‌ها]] می‌شود.


بی‌تردید دیدار از [[دوستان]] و آشنایان، اثر مطلوبی در ایجاد و استحکام ارتباط دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[زیارت]] (دیدار از دوستان و آشنایان) [[محبت]] و [[دوستی]] را در [[دل انسان]] می‌کارد: {{متن حدیث| الزِّيَارَةُ تنبي الْمَوَدَّةَ}}<ref>میزان الحکمه، ح۷۹۳۹.</ref> دید و بازدید نباید به [[افراط]] یا تفریط کشیده شود؛ مثلاً اگر شخصی بدون دلیلی هر [[روز]] به دیدن [[دوست]] خود برود این امر موجب می‌شود تا محبت از میان آنها برود و آهسته آهسته دوست عزیزش از او رنجیده خاطر گشته، متنفر شود.
در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینش‌ها و منش‌هایی است که در عرصه‌ها و بخش‌های مختلف زندگی ظهور و بروز می‌کند. جالب آنکه سبک زندگی، با [[تمدن]] رابطه‌ای [[استوار]] دارد؛ آن‌سان که می‌‌توان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است<ref>رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیم‌بندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری می‌گوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می‌دهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخش‌های اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)</ref>. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهم‌ترین عامل زمینه‌ساز برای ساخت [[تمدن اسلامی]] است<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۴۷.</ref>.


در حدیث نبوی آمده است: شما با [[نزدیکان]] خود [[صله رحم]] نمایید، اما [[همسایه]] ایشان مشوید که [[همسایگی]] موجب پدید آمدن [[کینه‌ها]] در میان شما می‌گردد: {{متن حدیث| صَلُّوا قراباتكم وَ لَا تجاوروهم فَإِنِ الْجِوَارِ يُورِثُ بَيْنَكُمْ الضَّغَائِنَ }}<ref>نهج الفصاحه، ح۱۸۴۳.</ref>.
== اهمیت و نقش‌آفرینی سبک زندگی ==
دانستن و [[معرفت]] در سبک زندگی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه بدانیم [[بینش]] و [[منش]] متعالی چیست؟


برای این که دید و بازدید ملال‌آور نگردد<ref>اشاره به حدیثی دارد که از امام علی{{ع}} نقل شده است: {{متن حدیث|إِغْبَابُ الزِّيَارَةِ أَمَانٌ مِنَ الْمَلَالَةِ}}؛ (میزان الحکمه، ح۷۹۴۲).</ref> بهتر است [[انسان]] جانب [[اعتدال]] را گرفته، گاه‌گاهی به دوستانش سر بزند که این امر موجب ازدیاد [[محبت]] می‌شود. [[پیامبر اسلام]] می‌فرماید: {{متن حدیث| زُرْ غِبّاً تَزِدْ حُبّاً }}<ref>میزان الحکمه، ح۷۹۴۱.</ref>؛ هم‌دیگر را یک [[روز]] در میان و به صورت متناوب [[زیارت]] کنید که این امر محبت را زیاد می‌کند.
اساساً [[هستی‌شناسی]] زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهت‌گیری‌های [[انسان]]، به [[شناخت]] او از [[مبدأ هستی]] بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاش‌ها و روابط او بر مبنای [[فکر]] و طرح خاصی انجام می‌پذیرد. حتی [[افکار]] و طرح‌های جزئی نیز از یک [[سازمان]] [[فکری]] و نقشه کلی [[الهام]] می‌‌گیرد. مثلاً کسی که در کسب و [[تجارت]]، [[کم‌فروشی]] می‌کند و از [[احتکار]] و [[گران‌فروشی]] نمی‌هراسد و سود شخصی و آنی را در نظر می‌گیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده [[پیروی]] می‌کند که همان [[اعتقاد]] به [[بت]] [[ثروت]] و [[مال‌اندوزی]] است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه [[عدالت]] و [[انصاف]] را در پیش می‌گیرد، پیش‌تر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت می‌دارد<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۴۳.</ref>.


از اموری که در این خصوص مطرح است، رعایت حال دیگران می‌باشد، به این معنا که باید مخاطب‌شناس باشیم و بدانیم که او از نشستن ما [[راضی]] است یا خیر؟ برای مثال، با وجود این که عیادت از بیمار [[ثواب]] دارد، اما در [[روایات]] سفارش شده است که در کنار [[بیمار]] زیاد ننشینید، مگر این که بیمار بخواهد تا در کنارشان بنشینید<ref>میزان الحکمه، ح۱۸۸۱۲.</ref>. افراد دیگری نیز اگر کار داشته باشند و با مراوده زیاد وقت‌شان ضایع شود همین [[حکم]] بیمار را دارند و رعایت حال آنان نیز ضروری است.
== سبک زندگی، نیازمند چشمه [[معرفتی]] ==
آیا ممکن است سبک و [[روش زندگی]] بدون آبشخور معرفتی باشد؟ آیا ما تا هستی و مبدأ هستی را به [[نیکی]] نشناسیم، می‌‌توانیم سبک خوبی در [[زندگی]] پیش گیریم؟ ممکن است برخی بگویند در زندگی، عمل و کار مهم است، نه تئوری‌ها و [[معارف دینی]]. اما در پاسخ باید گفت این سخن برخلاف کتاب ناب زندگی، [[قرآن]] است که می‌فرماید: نزدیک است به خاطر بی‌معرفتی یا بدمعرفتی نسبت به [[خدا]] (و [[دین]] او)، [[آسمان‌ها]] از هم متلاشی گردد و [[زمین]] شکافته شود و [[کوه‌ها]] به شدت فرو ریزد<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا * لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا}} «و گفتند که (خداوند) بخشنده فرزندی گزیده است * به راستی چیز ناپسندی پیش آورده‌اید! * نزدیک است که از آن، آسمان‌ها پاره‌پاره گردد و زمین شکافته شود و کوه‌ها در هم شکسته، فرو ریزند» سوره مریم، آیه ۸۸-۹۰.</ref>.


بنابراین انسان باید در [[میزان]] ارتباط حد اعتدال را رعایت و از افراط و تفریط پرهیز کند.
باید پذیرفت حلقه گم‌شده [[زندگی]] [[آدمیان]] ابتدا دانستن و سپس به کار بستن همین آموزه‌هاست. از این‌رو، نقش [[اندیشه]] و [[اعتقاد]] در زندگی [[آدمی]] بر کسی پوشیده نیست<ref>[[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه]]، ص ۴۴.</ref>.
 
در [[اسلام]] سفارش شده رابطه صمیمی و [[دینی]] خود را در هر صورت ادامه بدهیم و به استحکام آن بیندیشیم؛ اگر به هم دیگر دسترسی داریم به دیدن هم برویم و چنان چه دور از هم هستیم، با مکاتبه و فرستادن [[نامه]] این پیوند را [[حفظ]] کنیم. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: پیوند بین [[برادران]] در حضور بازدید از هم دیگر است و در [[سفر]] با نامه‌نگاری صورت می‌گیرد<ref>{{متن حدیث|التَّوَاصُلُ بَيْنَ الْإِخْوَانِ فِي الْحَضَرِ التَّزَاوُرُ، وَ فِي السَّفَرِ التَّرَاسُلُ}}اصول کافی، ج۲، کتاب العشره، باب تکاتب، ح۱.</ref>. در حدیث نبوی آمده است که جواب نامه مانند جواب [[سلام]] [[واجب]] است<ref>{{متن حدیث| إِنَّ لِجَوَابِ الْكِتَابِ حَقّاً كردّ السَّلَامُ }}؛ نهج الفصاحه، ۸۸۰.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: دادن جواب نامه مانند جواب [[سلام]] [[واجب]] است: <ref>{{متن حدیث|رَدُّ جَوَابِ الْكِتَابِ وَاجِبٌ كَوُجُوبِ رَدِّ السَّلَامِ}}؛ اصول کافی، ج۲، کتاب العشره، باب تکاتب، ح۲.</ref>؛ اگر در گذشته جز فرستادن [[نامه]] وسیله ارتباطی دیگر نبود، امروزه با وسایل ارتباطی پیشرفته، از قبیل [[پست]] الکترونیک، تلفن، دورنگار، ارسال [[پیام]] کوتاه، چت (گفت‌و‌گو از طریق رایانه) و... رابطه‌ای سالم به آسانی میسور است و با رعایت اصول روابط کارآمد، [[انسان]] می‌تواند رابطه صمیمی با افراد [[جامعه]] برقرار کند<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم (کتاب)|سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۵۷-۶۰.</ref>.
 
==طعنه‌زدن==
{{اصلی|طعنه}}
یکی از عواملی که می‌تواند [[روابط اجتماعی]] را به هم بزند زخم زبان و طعنه زدن است. امروزه [[مردم]] بدون توجه به آبروی کسی به هم دیگر زخم زبان میزنند که این امر باعث از بین رفتن ارتباط‌ها می‌شود. از سویی طعنه زننده محبوبیت خود را در [[جامعه]] از دست می‌دهد و مردم به راحتی با او ارتباط برقرار نمی‌کنند و از وی فاصله میگیرند تا از شرش در [[امان]] بمانند. از طرف دیگر آبروی شخص طعنه و زخم زبان خورده تا حدودی به خطر می‌افتد و عده‌ای [[باور]] می‌کنند که او چنین فردی بوده است؛ لذا از وی دوری می‌کنند.
 
[[قرآن کریم]] با این عادت ناپسند آشکارا [[مخالفت]] کرده است: {{متن قرآن|وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ}}<ref>«و (همدیگر را) با لقب‌های ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.</ref>، [[مسلمانان]] نباید به هم‌دیگر [[لقب]] [[زشت]] از قبیل [[فاسق]]، [[سفیه]] و امثال آن بدهند. [[مؤمن]] شایسته کسی است که از او به [[نیکی]] یاد گردد و به وی طعنه و برچسب زده نشود<ref>ترجمه المیزان، ج۱۸، ص۴۸۲.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۳۴.</ref>
 
==[[ترش‌رویی]] و بی‌اعتنایی==
{{اصلی|ترش‌رویی}}
بی‌اعتنایی موجب می‌شود [[محبت]] و صمیمیت از بین برود و روابط اجتماعی شکل نگیرد؛ زیرا ترش‌رویی به دیگران باعث فاصله گرفتن مخاطبان و کم شدن انس و محبت آنها با فرد بی‌اعتنا می‌شود. از این رو، دلیلی وجود ندارد که مخاطب، ارتباط خود را با فرد ترش‌رو ادامه دهد و اگر به دلیل حل مشکل خود نیز مجبور به ارتباط باشد، ظاهری و مقطعی خواهد بود. [[قرآن کریم]] این [[حقیقت]] را چنین بیان می‌فرماید: {{متن قرآن|عَبَسَ وَتَوَلَّى أَن جَاءَهُ الأَعْمَى وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى}}<ref>«روی ترش کرد و رخ بگردانید، که آن نابینا نزد وی آمد، و تو چه دانی، بسا او پاکیزگی یابد، یا در یاد گیرد و آن یادکرد، او را سود رساند» سوره عبس، آیه ۱-۴.</ref> در این [[آیات]]، فرد ترش‌رو و بی‌اعتنا نکوهش شده است.
 
در حدیث نبوی آمده است: [[خداوند]] کسی را که در مقابل برادرش ترش‌رو و عبوس باشد، [[دشمن]] می‌دارد<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فِي وُجُوهٍ إِخْوَانِهِ}}؛ نهج الفصاحه، ح۷۴۰.</ref>.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۳۹-۱۴۰.</ref>
 
==مضر برای [[دین]]==
از نظر [[اسلام]] معیار در روابط انسان‌ها [[دین]] است. اگر کسی برای دین [[انسان]] ضرر داشته باشد باید از او اجتناب کرد و اگر کسی برای دین انسان مفید باشد باید با او در ارتباط بود. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که فرمود: بنگر، کسی که برای دین تو فایده نداشته باشد به او اعتماد نکن و به صحبت با او رغبت نشان مده؛ زیرا هر چه غیر از [[خدا]] باشد نابود و عاقبت آن بد است.
 
از [[پیامبر اسلام]] سؤال شد: کدام هم‌نشین بهتر است؟ حضرت برای [[دوست]] و هم‌نشین سه معیار معرفی کرد و فرمود: [[هم‌نشینی]] خوب است که:
# دیدن او شما را به [[یاد خدا]] بیندازد: {{متن حدیث|مَنْ ذَكَّرَكُمْ بِاللَّهِ رُؤْيَتُهُ}}؛
# [[سخن]] او بر دانش‌تان بیفزاید: {{متن حدیث|وَ زَادَكُمْ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ}}؛
# عمل او شما را به [[آخرت]] علاقه‌مند سازد: {{متن حدیث|وَ ذَكَّرَكُمْ بِالْآخِرَةِ عَمَلُهُ}}<ref>نهج الفصاحه، ح۴۸۴.</ref>.
 
اگر هم‌نشین، [[انسان]] را از یاد خدا [[غافل]] بسازد و برای دین و دنیای انسان فایده‌ای نداشته باشد، باید از وی پرهیز نمود که از مار خطرناک‌تر است<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۵-۱۶۶.</ref>.
 
==[[بخیل]]==
{{اصلی|بخل}}
بخل به معنای منع از گسترده شده [[فضل]] و [[رحمت خدا]] و خویشتن‌داری از گسترش مواهب و نعمت‌های [[خداوند متعال]] در میان [[بندگان]] اوست. [[بخیل]] کسی است که چنین صفتی در او پایدار باشد. [[امام علی]] {{ع}} علت بُخلِ [[بخیل]] را بدگمانی او به [[خداوند متعال]] که نتیجه ضعف [[ایمان]] اوست، می‌داند. به همین جهت در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]]، پیروانش را از [[مشورت]] با [[انسان]] [[بخیل]] بر حذر می‌دارد. و [[بخیل]] را در [[رایزنی]] خود در میاور که تو را از [[نیکوکاری]] بازمی‌گرداند و از دوریشی می‌ترساند. بخل و [[ترس]] و [[آز]] سرشت‌هایی جداجدا هستند که فراهم آورنده آنها بدگمانی به خداست<ref>{{متن حدیث|وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِكَ بَخِيلًا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ، وَ يَعِدُكَ الْفَقْرَ، ... فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى، يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱.</ref>
 
از کسانی که در [[روایات]] [[مصاحبت]] و [[همراهی]] آنها [[نهی]] شده، [[انسان]] بخیل است. انسان بخیل همواره می‌کوشد از تو چیزی بستاند، اما هیچ وقت حاضر نیست به تو چیزی بدهد. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: «به چهار [[طایفه]] نزدیک نشو و از [[دوستی]] با آنها بپرهیز: احمق، بخیل، [[ترسو]] و [[دروغگو]]،... اما بخیل از تو میگیرد و به تو چیزی نمی‌دهد»<ref>{{متن حدیث|لَا تُقَارِنْ وَ لَا تُؤَاخِ أَرْبَعَةً الْأَحْمَقَ وَ الْبَخِيلَ وَ الْجَبَانَ وَ الْكَذَّابَ... أَمَّا الْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لَا يُعْطِيكَ}}الفقه الاجتماع، ص۴۸۹.</ref>.
 
روشن است کسی که معیار دوستی و ارتباط را در [[مادیات]] ببیند، [[دوستی]] او دوام نخواهد داشت، مانند کسی که در خوشی‌ها [[دوست]] توست و همین که [[احساس]] کند دیگر نمی‌تواند از [[اموال]] تو بهره‌مند شود، ارتباط خود را قطع می‌کند و تو را تنها میگذارد و صفت [[بخل]] به او [[اجازه]] نمی‌دهد تا با تو [[همکاری]] نماید و دوست روزهای [[ناداری]] و سخت تو باشد<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
 
==[[فاسق]]==
{{اصلی|فسق}}
فسق به معنای بیرون آمدن چیزی از پوسته خود است. از این رو به کسی هم که از حریم [[احکام دین]] بیرون می‌رود و از [[فرمان خدا]] خارج می‌شود، یا از مسیر [[فطرت انسانی]] بیرون رود و [[متعهد]] به [[احکام شرع]] و [[حلال و حرام]] [[الهی]] نباشد، [[فاسق]] گفته می‌شود<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>. انسان فاسق قابل اعتماد نیست و نباید با او ارتباط برقرار ساخت در حدیث نبوی آمده است: اجتناب و دوری از فاسق [[جهاد]] است: «جهاد چهارگونه است:... یکی از آنها دوری از فاسق است»<ref>{{متن حدیث|اَلْجِهَادُ أَرْبَعُ:... وَ شَنْآنُ الْفَاسِقُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۳۳۸.</ref>. در [[حدیث]] دیگری آمده است: از دوستی و هم‌نشینی با فاسق اجتناب کنید؛ زیرا بدی به سمت بدی کشیده می‌شود و [[اخلاق]] بد در وجود انسان تأثیر می‌گذارد<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۰-۱۷۱.</ref>.
 
==[[اهل بدعت]]==
{{اصلی|بدعت}}
[[اهل]] بدعت از جمله کسانی‌اند که از هم‌نشینی و [[همراهی]] با آنها [[نهی]] شده است. اگر انسان با چنین افرادی نشست و برخاست داشته باشد [[باورها]] و عقایدشان به مرور زمان بر شخص تأثیر می‌گذارد.
 
==دارندگان بیماری‌های واگیر==
در [[روایات]] آمده است: با افرادی که به امراض ساری مانند: جزام، پیسی و... مبتلایند، [[معاشرت]] نکنید و از آنها فاصله بگیرید<ref>شاید بتوان مرض‌های ساری چون ایدز و امثال آن را که از پدیده‌های قرن حاضر است، در این طبقه قرار داد.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «از کسی که [[مبتلا]] به [[مرض]] [[جذام]] است؛ همان‌گونه که از شیر درنده فرار می‌کنی، از وی نیز بگریز»<ref>{{متن حدیث|فِرَّ مِنَ الْمَجْذُومِ فِرَارَكَ مِنَ الْأَسَدِ}}؛ الفقه الاجتماع، ص۴۵.</ref>. این یک نکته بهداشتی است که [[اسلام]] به آن توجه نموده و گرنه از لحاظ کمال‌های [[معنوی]]، ممکن است همان افراد نزد [[خداوند]] [[مقام]] [[ارجمندی]] داشته باشند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۲.</ref>
 
==[[دوستان]] ناباب==
در [[دین مبین اسلام]]، از ارتباط با دوستان ناباب [[نهی]] شده است. [[حضرت پیامبر]] فرمود: از [[دوست بد]] بپرهیز که [[مردم]] تو را با او می‌شناسند<ref>{{متن حدیث|إِيَّاكَ وَ قَرِينَ السُّوءِ فَإِنَّكَ بِهِ تُعْرَفُ}}؛ نهج الفصاحه، ح۱۰۱۲.</ref>.
 
بی‌شک انسان از محیط، [[خانواده]]، [[مدرسه]] و هم‌سالان خود به شدت متأثر می‌شود. اصولاً [[شخصیت]] فرد در کنار دیگران و محیط [[اجتماعی]] شکل میگیرد. همسالان پس از [[خانواده]] نقش مهمی در [[تکوین]] ساختار شخصیت فرد دارد. به همین دلیل است که اگر دوستان فرد انسان‌هایی [[وارسته]] و خوب باشند، او نیز بالتبع چنین به بار خواهد آمد و چنان‌چه افرادی [[فاسد]] و [[آلوده]] باشند، او نیز دیر یا زود در منجلاب فرو خواهد رفت و خلاف‌کار خواهد گردید. از این رو بزرگان فرموده‌اند: اگر می‌خواهید از [[شخصیت فردی]] [[آگاه]] شوید، سراغ دوستانش بروید.
 
روشن است، افراد در شرایط عادی با کسانی [[دوست]] میشوند که با آنها هم سلیقه و هم طیف‌اند. در روایات آمده است: مردم بر [[دین]] دوستان خود می‌باشند، پس باید مواظب باشد چه کسانی را به [[دوستی]] بر می‌گزیند <ref>{{متن حدیث|الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ}}؛ محمد ری‌شهری، میزان الحکمه، ماده صدیق.</ref>.
 
[[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: هر شخص به کسی مانند خودش [[تمایل]] دارد<ref> {{متن حدیث|كُلُّ امْرِئٍ يَمِيلُ إِلَى مِثْلِهِ}}محمد ری‌شهری، میزان الحکمه، ماده صدیق (به نقل از غررالحکم).</ref>.
 
[[انسان]] اگر با افراد [[فرومایه]] هم‌نشین شود به [[یقین]] از آنها متأثر می‌شود و اخلاقش [[فاسد]] می‌گردد؛ از این رو باید در [[انتخاب]] [[دوست]] نهایت دقت را داشته باشیم تا خدای نخواسته در منجلاب [[بدبختی]] گرفتار نگردیم و از افراد غیرصالح و خلاف‌کار بپرهیزیم، تا دامن‌گیر [[آتش]] [[فساد]] اخلاقی‌شان نشویم.
 
افرادی که [[دوستان]] ناباب برگزیده و به انجام دادن [[گناه]] و گوش ندادن به سخنان [[پیشوایان دین]] [[عادت]] کرده‌اند، چه بسا به صورت گروهی به [[مقدسات دینی]] [[توهین]] کنند، اما پشیمان خواهند شد که پشیمانی‌شان سودی ندارد. آنها هنگامی که [[قیامت]] فرا می‌رسد، می‌گویند: وای بر من! کاش فلان شخص [[گمراه]] را دوست خود انتخاب نکرده بودم. او مرا از یادآوری [[حق]] [[گمراه]] ساخت، بعد از آنکه یاد [[حق]] به سراغ من آمده بود و [[شیطان]] همیشه خوارکننده انسان بوده است<ref>{{متن قرآن|يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنْسَانِ خَذُولًا}} «ای وای! کاش فلانی را به دوستی نمی‌گرفتم! * به راستی او مرا از قرآن پس از آنکه به من رسیده بود گمراه کرد و شیطان آدمی را وا می‌نهد» سوره فرقان، آیه ۲۸-۲۹.</ref>.
 
شاید حساس‌ترین مرحله [[زندگی]] [[انسان]] [[جوانی]] باشد که در این دوره، تغییر‌های جسمی و [[روحی]] در آنها پدید می‌آید که چه بسا درست [[هدایت]] نشوند، دچار نوعی سردرگمی و [[بحران]] میشوند. [[جوانان]] و [[نوجوانان]] [[فکر]] می‌کنند دیگران نمی‌توانند آنان را [[درک]] کنند؛ لذا خودشان گروه کوچکی را تشکیل می‌دهند که [[فرهنگ]] خاص آنها را دارد و بیشتر اوقات را در کنار هم‌دیگر سپری می‌کنند. [[جامعه‌شناسان]] در مورد گروه همسالان می‌نویسند:
«گروه همسالان به عنوان یکی از عوامل [[اجتماعی]] شدن، بیشترین نفوذش را در دوره [[نوجوانی]] [[اعمال]] می‌کند. در این دوره، مورد پسند قرارگرفتن، [[هدف]] اصلی نوجوانان می‌شود و پذیرش و نمایش ارزش‌های گروه همسالان در پذیرش [[ارزش‌های اجتماعی]] از سوی فرد، نقش تعیین کننده‌ای دارد. از آنجا که نوجوانان عموماً وقت زیادی را به گروه همسالان اختصاص می‌دهند، غالباً اصطلاحات و ارزش‌های متفاوت از، [[جامعه]] بزرگسالان پیدا می‌کنند»<ref>بروس کوئن، درآمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، ج۲، ص۷۹.</ref>.
 
[[دوست]] در زندگی انسان نقش مؤثری ایفا می‌کند. در [[زمان]] [[پیامبران]] گروهی دور هم جمع می‌شدند و وقتی پیامبران را می‌‌دیدند، آنان را مسخره می‌کردند؛ یکی حرف ناروا می‌گفت و دیگران گفته‌اش را [[تأیید]] مینمودند. بدین طریق چون [[احساس]] [[تنهایی]] نمی‌کردند و [[دوستان]] ناباب به آنها [[قوت قلب]] می‌دادند، از [[جسارت]] به پیامبران هیچ‌گونه هراسی نداشتند. در پایان این فصل ذکر این نکته لازم است که بدون [[شک]] شرایط اجتماعی، [[خرافات]]، [[مفاسد اجتماعی]] و دوستان ناباب در تعیین مسیر حرکت انسان نقش مهمی دارد، اما هیچ‌گاه او را وادار نمی‌سازد تا مرتکب عمل [[زشتی]] شود و عذری برای خطایش نیست. [[اجتماع]] بر روی [[عقاید]] انسان، تأثیری غیرمستقیم دارد؛ به این معنا که جامعه‌ای [[فاسد]]، [[روح انسان]] را فاسد کرده، در او [[دین‌گریزی]] به وجود میآورد و سرانجام زمینه [[سقوط]] وی را فراهم می‌کند.
 
[[استاد مطهری]] در این باره می‌فرماید: «جو فاسد اجتماعی، جو روحی را [[فاسد]] می‌کند و جو فاسد [[روحی]] زمینه [[رشد]] اندیشه‌های متعالی را [[ضعیف]] و زمینه رشد اندیشه‌های [[پست]] را تقویت می‌کند.
 
به همین جهت است که در [[اسلام]] به [[اصلاح]] محیط [[اجتماعی]]، اهتمام زیادی شده است. و باز به همین جهت است که سیاست‌هایی که می‌خواهند اندیشه‌های متعالی را در مردمی بکشند، زمینه [[فساد اخلاقی]] و عملی آنها را فراهم می‌کنند و برای فراهم کردن این زمینه، محیط اجتماعی را با وسایلی که در [[اختیار]] دارند فاسد می‌نمایند»<ref>مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱، علل گرایش به مادی‌گری، ص۵۶۸.</ref>.
 
امروز، [[دشمنان اسلام]] برای این که [[جوانان]] [[مسلمان]] و [[جامعه اسلامی]] را به [[فساد]] بکشانند از راه‌های مختلفی وارد شده‌اند که خطرناک‌تر از همه [[تهاجم فرهنگی]] است. این [[شبیخون]] [[فرهنگی]] در قالب نوارهای ویدیویی، سی‌دی‌ها و سایت‌های اینترنیتی مبتذل، با قیمت ارزان در اختیار [[مسلمانان]] قرار میگیرد تا جو [[دینی]] [[حاکم]] را به غیردینی تبدیل نموده و [[مردم]] را ضد [[دین]] و [[مذهب]] [[جسور]] کند. دشمنان اسلام تا انداز‌ه‌ای [[جسارت]] یافته‌اند که حتی در [[کشورهای اسلامی]]، آشکارا به [[مقدسات دینی]]، [[پیامبران]] و [[ائمه هدی]]{{عم}} [[توهین]] می‌کنند و درصدداند با [[ترویج]] بی‌بندوباری و [[فحشا]] [[جوامع اسلامی]] را به سمت [[بی‌دینی]] سوق دهند.<ref>[[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم - برهانی (کتاب)| سیره اجتماعی پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۳-۱۷۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100808.jpg|22px]] [[محمد جواد برهانی|برهانی، محمد جواد]]، [[سیره اجتماعی پیامبر اعظم (کتاب)|'''سیره اجتماعی پیامبر اعظم''']]
# [[پرونده:IM010888.jpg|22px]] [[حامد پوررستمی|پوررستمی، حامد]]، [[سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه (کتاب)|'''سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه''']]
# [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید جمال‌الدین دین‌پرور|دین‌پرور، سیدجمال‌الدین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
#[[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه دینی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۴۷

معناشناسی

سبک زندگی، روش زندگی اشخاص، گروه‌ها یا جوامع در مواجهه با روابط فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی روزانه است که شامل فعالیت‌ها، رفتارها، عادت‌ها، علایق، عقاید و ارزش‌ها می‌شود.

در یک بیان، سبک زندگی مجموعه بینش‌ها و منش‌هایی است که در عرصه‌ها و بخش‌های مختلف زندگی ظهور و بروز می‌کند. جالب آنکه سبک زندگی، با تمدن رابطه‌ای استوار دارد؛ آن‌سان که می‌‌توان گفت جوهره و متن اصلی تمدن، همین سبک زندگی است[۱]. به سخن دیگر سبک زندگی درست، مهم‌ترین عامل زمینه‌ساز برای ساخت تمدن اسلامی است[۲].

اهمیت و نقش‌آفرینی سبک زندگی

دانستن و معرفت در سبک زندگی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است؛ اینکه بدانیم بینش و منش متعالی چیست؟

اساساً هستی‌شناسی زیربنای حرکت است. همه ارتباطات و جهت‌گیری‌های انسان، به شناخت او از مبدأ هستی بستگی دارد؛ زیرا تمام تلاش‌ها و روابط او بر مبنای فکر و طرح خاصی انجام می‌پذیرد. حتی افکار و طرح‌های جزئی نیز از یک سازمان فکری و نقشه کلی الهام می‌‌گیرد. مثلاً کسی که در کسب و تجارت، کم‌فروشی می‌کند و از احتکار و گران‌فروشی نمی‌هراسد و سود شخصی و آنی را در نظر می‌گیرد، تنها از یک فکر کلی و از پیش پذیرفته شده پیروی می‌کند که همان اعتقاد به بت ثروت و مال‌اندوزی است. از این سو، کسی که در دادوستدها راه عدالت و انصاف را در پیش می‌گیرد، پیش‌تر یک فکر عالی را پذیرفته و بدان سر سپرده است و دستورهای روزمره خود را از آن دریافت می‌دارد[۳].

سبک زندگی، نیازمند چشمه معرفتی

آیا ممکن است سبک و روش زندگی بدون آبشخور معرفتی باشد؟ آیا ما تا هستی و مبدأ هستی را به نیکی نشناسیم، می‌‌توانیم سبک خوبی در زندگی پیش گیریم؟ ممکن است برخی بگویند در زندگی، عمل و کار مهم است، نه تئوری‌ها و معارف دینی. اما در پاسخ باید گفت این سخن برخلاف کتاب ناب زندگی، قرآن است که می‌فرماید: نزدیک است به خاطر بی‌معرفتی یا بدمعرفتی نسبت به خدادین او)، آسمان‌ها از هم متلاشی گردد و زمین شکافته شود و کوه‌ها به شدت فرو ریزد[۴].

باید پذیرفت حلقه گم‌شده زندگی آدمیان ابتدا دانستن و سپس به کار بستن همین آموزه‌هاست. از این‌رو، نقش اندیشه و اعتقاد در زندگی آدمی بر کسی پوشیده نیست[۵].

منابع

پانویس

  1. رهبر معظم انقلاب بعد از تقسیم‌بندی تمدن اسلامی به بخش حقیقی و ابزاری می‌گوید: «اما بخش حقیقی، آن چیزهایی است که متن زندگی ما را تشکیل می‌دهد که همان سبک زندگی است، این بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مانند مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، رفتار ما با پدر و مادر، همسر، فرزندان، رفتار ما با رئیس و مرئوس و رفتار ما با دوست و دشمن. اینها آن بخش‌های اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است». (سخنرانی در جمع جوانان خراسان شمالی، ۹۱/۷/۲۳)
  2. پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه، ص ۴۷.
  3. پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه، ص ۴۳.
  4. ﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا * لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا * تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا «و گفتند که (خداوند) بخشنده فرزندی گزیده است * به راستی چیز ناپسندی پیش آورده‌اید! * نزدیک است که از آن، آسمان‌ها پاره‌پاره گردد و زمین شکافته شود و کوه‌ها در هم شکسته، فرو ریزند» سوره مریم، آیه ۸۸-۹۰.
  5. پوررستمی، حامد، سبک زندگی در آموزه‌های نهج البلاغه، ص ۴۴.