←منابع
(←منابع) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
===[[ایمان]]=== | ===[[ایمان]]=== | ||
[[جادوگران]] [[فرعون]] به سبب ایمان خود، به تهدیدهای فرعون اعتنا نکرده و به [[مغفرت]] [[خدا]] [[امیدوار]] شدند <ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.</ref>؛ همچنین گروهی از [[مسیحیان]] به سبب [[شناختن حق]] و [[پذیرش اسلام]]، طمع کردند در شمار [[شایستگان]] قرار گیرند <ref>{{متن قرآن|وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۴.</ref> | [[جادوگران]] [[فرعون]] به سبب ایمان خود، به تهدیدهای فرعون اعتنا نکرده و به [[مغفرت]] [[خدا]] [[امیدوار]] شدند <ref>{{متن قرآن|إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.</ref>؛ همچنین گروهی از [[مسیحیان]] به سبب [[شناختن حق]] و [[پذیرش اسلام]]، طمع کردند در شمار [[شایستگان]] قرار گیرند <ref>{{متن قرآن|وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ}}«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۴.</ref> | ||
==عوامل طمع [[ناپسند]]== | |||
[[انسان]] ذاتاً [[دوستدار]] [[بهرههای دنیوی]] است <ref>{{متن قرآن|زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ}}«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آلعمران، آیه ۱۴.</ref> و از [[ثروتاندوزی]] و افزایش پیاپی آن [[لذت]] میبرد؛ زیرا از پایان یافتن عمر خود [[غفلت]] کرده و به [[اشتباه]] میپندارد که مالهای انباشته شده، برای او کارساز خواهند بود<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِى جَمَعَ مَالًۭا وَعَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخْلَدَهُۥ}}«آنکه مالی اندوخت و آن را شمار کرد * گمان دارد که داراییاش او را جاودان خواهد کرد» سوره همزه، آیه ۲-۳.</ref>، ازهمین رو برخی [[عارفان]]، [[طمع]] به [[مال]] و [[زر و زیور]] را برخاسته از [[غریزه]] [[منفعتطلبی]] [[انسان]]<ref> الفتوحات، ج ۷، ص۳۴۹-۳۵۰.</ref> و از آثار [[حب دنیا]]<ref> احیاء علوم الدین، ج ۱۰، ص۱۶؛ آداب الصلاه، ص۴۹.</ref> دانستهاند. همه موارد طمع [[ناپسند]] که متعلَّق آنها [[امور مالی]] و [[دنیوی]] است، از همین [[خصلت]] برخاستهاند. طمع، زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود: | |||
===[[حب]] به جایگاه [[برتر]]=== | |||
[[انسانها]] در هر مرتبه و جایگاهی باشند به جایگاه برتر علاقهمندند؛ برای نمونه، پس از سکونت [[آدم]] و [[حوا]] در [[بهشت]]، [[شیطان]] میدانست که آنها در پی جاودانگیاند<ref> تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۷.</ref>، از همین رو با [[وسوسه]] و [[سوگند دروغین]]، آنها را [[تطمیع]] کرد و [[نهی]] از درخت ممنوع را برای آدم و حوا فقط برای این دانست که براثر خوردن از آن [[فرشته]] میشوند یا در بهشت [[جاودانه]] خواهند بود. آنها نیز به طمع رسیدن به جایگاه برتر، از میوه درخت ممنوع خوردند: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَـٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَـٰلِدِينَ * فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ...}}<ref> سوره اعراف، آیه ۲۰و۲۲.</ref>. {{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا}} در لغت به معنای به طمعانداختن نیز آمده است<ref> لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۶۶، «طمع». </ref>؛ همچنین [[شیطان]] با [[وسوسه]] خود آنها را به [[طمع]] [[سلطنت]] جاوید انداخت: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref> گفته شده ابتدا [[حوا]] [[آدم]] را به خوردن میوه درخت ممنوع [[ترغیب]] کرد. آدم نمیپذیرفت و وقتی حوا از آن خورد و برای او مشکلی پدید نیامد، آدم نیز به طمع افتاد و آن را خورد. پس از آن بود که [[لباس]] آنها فروافتاد <ref>{{متن قرآن|فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲. {{متن قرآن|فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ}}«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.</ref> <ref>تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۸.</ref>. شیطان دربارۀ دیگر [[انسانها]] نیز همین شیوه را به کار میگیرد و با ایجاد آرزوهای دور و دراز و وعدههای [[دروغین]]، طمع به جایگاه [[برتر]] را در آنان برمیانگیزد <ref>{{متن قرآن|وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلْأَنْعَـٰمِ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ ٱللَّهِ وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيْطَـٰنَ وَلِيًّۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًۭا مُّبِينًۭا}}«و بیگمان آنان را گمراه میکنم و به آرزو (های دور و دراز) میافکنم و به آنان فرمان میدهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافهپرستی) میشکافند و به آنان فرمان میدهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه میسازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نسا، آیه ۱۱۹. {{متن قرآن|وَٱسْتَفْزِزْ مَنِ ٱسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِى ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَوْلَـٰدِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ إِلَّا غُرُورًا}}«و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسرا، آیه ۶۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۵.</ref> | |||
===[[افزونطلبی]]=== | |||
در چندین [[آیه قرآن]] گزارش شده که افزونطلبی افرادی سبب شده به [[اموال]] دیگران [[طمع]] ورزند: | |||
#در [[آیات]] ۱۱ - ۱۷ [[سوره]] مدّثر از فردی یاد شده که با وجود داشتن [[مال]] و فرزند و امکانات فراوان، طمع به افزایش آنها دارد. | |||
#برخی [[مسلمانان]] با دیدن [[غنایم جنگی]] در [[جنگ اُحُد]] طمع ورزیده و [[فرمان]] [[رسول خدا]] را زیر پا گذاشتند<ref> آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.</ref> <ref> {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«و به [[راستی]] [[خداوند]] به [[وعده]] خود [[وفا]] کرد که (در [[جنگ احد]]) به [[اذن]] وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه [[سست]] شدید و در کار (خود) به [[کشمکش]] افتادید و پس از آنکه آنچه را [[دوست]] میداشتید به شما نمایاند [[سرکشی]] کردید؛ برخی از شما این [[جهان]] را و برخی [[جهان واپسین]] را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و [[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[بخشش]] دارد» [[سوره آلعمران]]، [[آیه]] ۱۵۲. </ref> | |||
# [[منافقان]] و متخلفان از [[جهاد]] به [[طمع]] بهرهمندی از [[غنایم]]، از [[رسول اکرم]] [[اجازه]] شرکت در [[غزوه خیبر]] را خواستند<ref> جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۸. </ref> <ref> {{متن قرآن|سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا}}«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵. </ref>؛ زیرا انگیزه [[منافق]] از شرکت در [[جنگ]]، دستیابی به [[غنایم جنگی]] است <ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا}}«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.</ref>. | |||
# آیه ۲۸ [[سوره احزاب]] با توجه به [[آیات]] پیش از آن<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref> گویای آن است که فراوانی غنایم و دیگر اموالی که [[اختیار]] [[مصرف]] آنها با [[رسول خدا]] بود، [[همسران]] آن حضرت را به طمع انداخت تا از آن حضرت درباره افزایش [[نفقه]] یا لوازم [[زندگی]] تقاضاهایی داشته باشند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.</ref>. | |||
#در [[دوران جاهلیت]] برخی به [[طمع]] تملک [[اموال]] همسرانشان بر آنان سخت میگرفتند تا مهریه خود را ببخشند <ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا}}«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹.</ref> <ref> مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰. </ref> | |||
#در دوران داوود شخصی با داشتن ۹۹ گوسفند به تنها گوسفند برادرش نیز طمع ورزید <ref>{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ}} «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از [[دیوار]] نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.</ref>.<ref>[[علیجان کریمی|کریمی، علیجان]]، [[طمع (مقاله)|مقاله «طمع»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۷۵.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||