طمع در قرآن
مقدمه
منظور از این مدخل خواسته و آرزوی منفعتی برای آینده از نوع مفید و مثبت آن است، مانند آنچه مؤمنان از خداوند توقع بخشش دارند و یا ایمان آوردن دیگران را میخواهند: ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا﴾[۱] و یا آزمندی و دنیاطلبی است. و گاه طمع مخالفان پیامبر در غلبه بر حضرت است. جالب این است که طمع به هردو مفهوم در قرآن به کار رفته، مانند: ﴿نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا﴾[۲]. و در جهت منفی آن: ﴿يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾[۳]. و گاه طمع در کنار خوف: ﴿خَوْفًا وَطَمَعًا﴾[۴] که نشان میدهد، غرائز انسان هم کاربرد مثبت دارد و هم منفی. و در طبیعت و انسان همواره باید میان ترس و امیدواری باشد تا غرور نداشته باشد و ناامید و سرخورده نشود و این وصف درباره پیامبران دارای اهمیت است، چنانکه برای شناخت مخالفان آنان و درک جهت مخالفت مشرکان و توقع بیجا نداشتن از آنان مفید است.
- ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾[۵]. نکته: این چشمداشت و طمع مسلمانان به ایمان یهود که شاید به دعوت آنان گرایند، بهجا بود؛ زیرا در جزیرةالعرب به خصوص در اطراف یثرب مردمی که از کتابهای آسمانی و پیمبران آگاهی داشتند تنها یهودیان بودند. طوائف یهود در میان مشرکین محصور بودند و با ترس و بیم و بانتظار فرج به سر میبردند و گاه گاهی ظهور پیمبر نجات دهنده را پیشبینی میکردند. تا آنکه پیمبر خدا از میان همین عرب برخاست و پیمبران بزرگوار بنیاسرائیل و قبله و کتاب آنها را تصدیق و تثبیت نمود. مسلمانان امید داشتند که اینها به زودی بگروند یا به مخالفت برنخیزند. ولی یهود نه گرویدند و نه آنچه از اسرار و اخبار گذشتگان در دلهای خود پنهان میداشتند که دعوت به توحید و هدایت به راه پیمبران گذشته را تأیید میکرد، آشکار کردند. این هم شاهد دیگری است که دلهای اینان از سنگ سختتر است. دستهای از اینها کلمات خدای را از زبان پیمبرانشان میشنیدند و به حسب هواهای خود و برای پیروان خود آن کلمات حق را تحریف میکردند. این سنگدلان هوی و مالپرست که آن همه آیات مشهود و محسوس را برای پیروان خود از جهت لفظ و معنا تحریف میکردند چگونه انتظار میرود که به سود شما مسلمانان به آیاتی که با دل و عقل پیوسته است ایمان آرند: ﴿وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ﴾اینها با علم و تعقل کلمات خدا را تحریف میکردند نه از روی اشتباه و نفهمیدن: ﴿مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾[۶].
- ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۷]. نکته: علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نکتهای را مطرح میکند: ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ﴾ این جمله، تعلیل آن مطلبی است که از کلام سابقشان استفاده میشد و آن این است که ما نه تنها از مرگ و کشته شدن باک نداریم، بلکه مشتاق آن نیز هستیم تا پروردگار خود را دیدار کنیم، چرا که با مردن و کشته شدن به سوی پروردگار خود بر میگردیم و از این برگشتن هم خوفی نداریم، برای اینکه ما امیدواریم پروردگارمان خطاهای ما را بیامرزد و برای اینکه ما اولین کسی هستیم که به موسی و هارون، فرستادگان پروردگارمان ایمان آوردیم. و این تعلیل تعلیلی است صحیح، برای اینکه فتح باب در هر امر خیری اثری از خیرات دارد که هیچ عقل سالمی در آن شک نمیکند، پس اگر خدای سبحان بنا داشته باشد مؤمنی را به علت اینکه به رحمت و مغفرت او ایمان دارد بیامرزد، قطعاً رحمت و مغفرت او اولین کسی را که فتح باب ایمان کرده و راه را برای دیگران هموار ساخته وا نمیگذارد[۸].
- ﴿وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ﴾[۹].
- ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾[۱۰].
- ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ﴾[۱۱].
- ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ قُلْ لَنْ تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِنْ قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًا﴾[۱۲].
- ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ﴾[۱۳].
- ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾[۱۴].
نکات
در آیات فوق این موضوعات مطرح گردیده است:
- مسلمانان انتظار - طمع - داشتند که یهودیان از نخستین افرادی باشند که در مدینه به اسلام ایمان میآورند؛ ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ﴾ چرا که آنان اهل کتاب بودند و نشانههای پیامبر اسلام (ص) و بشارت ظهور او را در کتابهای خود خوانده بودند. ولی خداوند با یادآوری برای درک موقعیت مخالفان، به مسلمانان اعلام میکند که نباید توقع زیادی از آنان داشت، و با توجه به سابقه تحریفگری گروهی از یهودیان چنین انتظاری از آنان نداشته باشید ﴿وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ﴾، و نباید به ایمان آوردن آنان طمع بست: زیرا آنان آگاهانه بر اساس منفعتطلبی این گونه رفتار میکنند ﴿ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾؛
- ساحران در برابر تهدیدهای فرعون با داشتن طمع و آرزوی منفعتی مثبت برای آینده اعلام کردند: ما در گذشته گناهانی مرتکب شدهایم و در این صحنه سردمدار مبارزه با پیامبر راستین خدا موسی (ع) شدیم، و در ستیز با حق پیشقدم بودیم، اما ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد چرا که ما نخستین ایمانآورندگان بودیم ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ﴾ ما امروز از هیچ چیز وحشت نداریم، نه از تهدیدهای تو، و نه از دست و پا زدن در خون بر فراز شاخههای بلند نخل.
- خداوند مسئله رعد و برق باران و حیات زمین را پس از خزان و مرگ فصلی مورد توجه قرار داده، میگوید: از نشانههای خدا این است که برق را که هم مایه “ترس” است هم مایه امید، به شما نشان میدهد ﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا﴾ ترس از خطرات ناشی از برق که گاه به صورت “صاعقه” در میآید و هر چیز را در حوزه آن قرار گیرد آتش میزند و خاکستر میکند، (وَ طَمَعاً) و “امید” از نظر نزول باران که غالباً بعد از رعد و برق به صورت رگبار فرو میریزد.
- خداوند درباره شبزندهداران بیدار دل: ﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ﴾ میفرماید: آنها پروردگار خود را با بیم و امید میخوانند ﴿يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا﴾ آری دو وصف مهم آنها خوف و رجا یا بیم و امید است. نه از غضب و عذاب او ایمن میشوند، و نه از رحمتش مأیوس میگردند، توازن این بیم و امید که ضامن تکامل و پیشروی آنها در راه خدا است همواره در وجودشان حکمفرما است. چرا که غلبه خوف بر امید، انسان را به یأس و سستی میکشاند. و غلبه رجاء و طمع انسان را به غرور و غفلت وا میدارد، و این هر دو دشمن حرکت تکاملی انسان در سیر او به سوی خدا است.
- بادیهنشنینان متخلف از سفر مکه، در طمع غنائم جنگ خیبر، خواستار همراهی با پیامبر میشوند: ﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ﴾ که مورد ملامت قرار میگیرند که همراهی به طمع غنایم فایدهای ندارد.
- گروههایی از مشرکان هنگامی که پیامبر (ص) در مکّه آیات معاد را برای مسلمانان میخواند، آنها از هر گوشه و کنار میآمدند و با دیدگاه اشرافی که داشتند میگفتند: اگر معادی در کار باشد وضع ما از این افرادی که به تو ایمان آوردهاند در آن عالم بهتر است، همانگونه که در این دنیا وضع ما از آنها بهتر میباشد قرآن در پاسخ آنها چنین میگوید: این کافران را چه میشود که با سرعت نزد تو میآیند ﴿فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ﴾[۱۵] از راست و چپ گروه گروه و آرزوی بهشت دارند ﴿عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ﴾[۱۶] آیا هر یک از آنها با این اعمال زشتش طمع دارد که او را در بهشت پر نعمت الهی وارد کنند؟ ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ﴾[۱۷] با کدام ایمان و با کدام عمل چنین شایستگی برای خود قائلند؟
- خداوند خطاب به پیامبر طمع کارانی که با حضرت به دلیل در خطر افتادن منافع خود در شهر مکه از در مخالفت بر آمده، مانند ولید بن مغیرهها که به رغم برخورداری از مال فراوان و فرزندان، باز طمع بیشتر داشته، آنان را مذمت میکند و حتی تهدید میکند که خود میدانم که با آنان چه میکنم و تو نگران نباش: ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا..... * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾[۱۸][۱۹].
طمع
طمع در منابع لغوی به امید[۲۰]، امید قوی[۲۱]، آرزو[۲۲]، حرص[۲۳] و تمایل شدید نفس به چیزی از روی آرزوی شدید و آزمندی[۲۴] معنا شده است و برخی، کاربرد آن را بیشتر در امور قریب الحصول دانستهاند[۲۵]. صاحب التحقیق مطابق شیوه خود در تحلیل کاربردهای یک واژه و بازگرداندن آنها به یک معنای اصلی، بر این باور است که طمع در اصل، به معنای تمایل نفس به چیزی است که در دسترس نباشد[۲۶]. طمع در اصطلاح علم اخلاق از فروع محبت به دنیا و از رذایل اخلاقی به شمار آمده و به ضد قناعت[۲۷] و نیز به ضد استغنای نفس[۲۸] و چشمداشت به مال دیگران[۲۹] تعریف و گفته شده تفاوت آن با حرص در این است که حرص به گردآوری ثروت بیش از حدّ نیاز است[۳۰]. بعضی از علمای اخلاق متعلَّق طمع را اموال دیگران و متعلق حرص را مطلق اموال[۳۱] و برخی هم حرص را زاییده طمع و طمع را زاییده حسد دانستهاند[۳۲] و از همین رو طمع و حرص آدم به ترتیب، سبب اخراج او از بهشت دانسته شده؛ زیرا ابتدا به جاودانه زیستن در بهشت طمع کرد و سپس به خوردن از میوه ممنوع حرص ورزید[۳۳]. برخی هم گفتهاند طمع شدید، حرص نام دارد[۳۴]. کاربردهای دو واژه طمع و حرص نشان میدهند که در هر دو، مفهوم میل و رغبت نهفته است[۳۵]. در واژه حرص مفهوم کوشش نیز هست؛ برخلاف مفهوم طمع که بیشتر امری قلبی است. بنابراین طمع زمینه پیدایش حرص است، چنانکه امیرمؤمنان علی میفرماید: اگر طمع در دل انسان به هیجان آید، حرص او را هلاک میکند[۳۶]. به عبارتی حرص اظهار طمعی است که در نفس پنهان است[۳۷]. طمع به معنای امید نیز آمده است و در روایتی از امام صادق به ضد یأس معنا شده[۳۸] و از این جهت با واژه «رجاء» (امید) هممعناست. برخی بر این باورند که کاربرد رجاء در جایی است که سببی برای امیدواری و نیز گمان بیشتری به تحقق یافتن امر خیری باشد؛ برخلاف طمع که امیدواری بیسبب است[۳۹] و اگر تقویت شود نام رجاء بر آن صادق است[۴۰] و از همین رو طمع نکوهش شده است[۴۱]. به نظر میرسد که کاربردهای طمع خلاف این نظر را ثابت میکنند؛ زیرا طمع به دو قسم ممدوح و مذموم قسمت میشود و برخی آن را در امری صادق میدانند که حصول آن نزدیک باشد[۴۲]. واژه طمع و مشتقات آن ۱۲ بار در قرآن کریم به کار رفتهاند[۴۳] و مفهوم لغوی آن (تمایل و امید به حصول چیزی؛ ممدوح باشد یا مذموم) مقصود است، گرچه پس از عصر نزول، به تدریج معنای اصطلاحی یافته و در منابع اخلاقی به طمع ناپسند و نابجا و به ضد قناعت[۴۴] و چشمداشت به مال دیگری[۴۵] منحصر شده و مدلول شماری از آیات نیز بر همین اصطلاح منطبق است[۴۶]. فعلهای ﴿دَلَّىٰهُمَا﴾ و ﴿أَدُلُّكَ﴾ مشتق از «دلو» در آیات ۲۲سوره اعراف[۴۷] و ۱۲۰ سوره طه[۴۸] نیز به گفته برخی اهل لغت معنای طمع را دربردارند[۴۹].[۵۰]
اقسام طمع
طمع در اصطلاح قرآن با توجه به متعلَّق آن و نیز شخص طمع کننده، گسترهای وسیعتر از مفهوم لغوی و اصطلاحی دارد و با توجه به متعلَّق آنکه امور معنوی و اخروی باشد یا امور مادی و دنیایی، به پسندیده و بجا و ناپسند و نابجا قسمت میشود[۵۱]. گاهی متعلَّق طمع، امر پسندیده و فرد طمع کننده نیز انسانی شایسته است؛ مانند طمع انسان مؤمن به بهشت[۵۲]، مغفرت[۵۳] و رحمت و پاداش الهی[۵۴] و گاهی متعلَّق طمع پسندیده است؛ ولی طمع کننده صلاحیت آن را ندارد؛ مانند طمع کافران به بهشت[۵۵] و گاهی متعلَّق طمع، نارواست؛ مانند طمع به ثروتاندوزی[۵۶] و طمع به روابط نامشروع[۵۷] و هر دو قسم آن زمینهها و عوامل و آثاری دارند. بنابراین، اختلاف در ارزشگذاری طمع به نیت فرد طمع کننده، موارد طمع و متعلق آن بستگی دارد[۵۸] و از این رو همانند کاربرد واژه حرص در قرآن است که با توجه به متعلَّق آن ممدوح یا مذموم است.[۵۹]
طمع پسندیده و بجا
طمع پسندیده آن است که افزون بر نیکو بودن متعلَّق آن، زمینهها و اسباب رسیدن به آن نیز فراهم باشد[۶۰] و مصادیق قرآنی آن عبارتاند از:
- طمع به آمرزش: ابراهیم در مقام احتجاج با بتپرستان قوم خود، پروردگارش را کسی معرفی کرد که به بخشایش خطایش در روز جزا به او طمع و امید دارد: ﴿وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ﴾[۶۱] در پاسخ این پرسش که چرا ابراهیم طمع و امید به آمرزش خدا را مطرح کرد؛ ولی خلقت، هدایت، شفای بیماری، اطعام، میراندن و زنده کردن و رزق را بهگونه قاطع به خدا نسبت داد[۶۲] گفته شده چون خدای متعالی امور یادشده را بر اساس حکم قطعی بر خود لازم کرده است؛ ولی کسی مستحق آمرزش الهی نیست و خدا بر اساس فضل خود آن را به بندگان عنایت میکند[۶۳]. آن حضرت از روی فروتنی و با توجه به وعده خدا، خود را به مغفرت خدا امیدوار دانست نه مستحق آن[۶۴]. البته طمع در آیه یادشده به گمان[۶۵] و یقین نیز تفسیر شده است[۶۶]. به هر تقدیر امید، گمان یا یقین به آمرزش، مستلزم خطا و گناهی از سوی آن حضرت نیست؛ زیرا با این گفته، قصد خودشکنی در برابر خدا[۶۷] و تعلیم پرهیز از گناهان به دیگران را داشته[۶۸] تا هیچگاه خود را از خدا طلبکار ندانند و به رحمت او امیدوار باشند. آن حضرت در مقام طلب رحمت و مغفرت بوده نه تأکید بر خطای خ ود[۶۹]، افزون بر اینکه ایشان در مقام بیان مقصود اصلی خود با کنایه بوده است[۷۰]. بنابراین دیدگاه برخی مفسران نادرست است که بر اساس روایتی ضعیف[۷۱] از ابوهریره[۷۲] خطا و گناه صغیره را بر انبیا روا دانسته[۷۳] و گفتهاند درخواست آمرزش از سوی ابراهیم به سبب نسبت شکستن بتها به بت بزرگ[۷۴] و اظهار بیماری با نگاه به ستارگان بوده[۷۵]؛ با آنکه آن حضرت خود بتها را شکسته بود و بیمار نبود[۷۶]. دیگر یادکرد طمع به آمرزش در قرآن، درباره جادوگران فرعون است که پس از ایمان به موسی در پاسخ به تهدیدهای فرعون و در بیان علت نترسیدن از مرگ[۷۷] گفتند طمع و امید[۷۸] داریم پروردگار ما گناهان ما را از این رو که نخستین گروه باایمان بودهایم ببخشاید: ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾[۷۹]. طمع در آیه یادشده به گمان[۸۰] و یقین[۸۱] نیز تفسیر شده است[۸۲].
- طمع به جایگاه صالحان در بهشت: قرآن کریم گروهی از مسیحیان را به سبب رابطه دوستانه آنان با مؤمنان ستوده است. اینان با آگاهی از نزول قرآن و شناخت حق و پذیرش اسلام، اشک شوق از دیدگانشان جاری شده و اظهار کردهاند که چرا ایمان نیاورند، در حالی که طمع و امید[۸۳] دارند در شمار شایستگان قرار گیرند: ﴿وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ﴾[۸۴].
- طمع به اجابت دعا: بر اساس آیاتی از قرآن کریم، از آداب و شرایط مهم دعا طمع و امید[۸۵] به اجابت دعا و پاداش به آن و بیم از عدم اجابت و غضب خدا[۸۶] به سبب کوتاهی در فراهم کردن شرایط و آداب استجابت دعاست[۸۷]:﴿وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا﴾[۸۸] [۸۹]؛ همچنین از نشانههای ایمان راستین مؤمنان به آیات و نشانههای خدا، فروتنی در برابر آنها و دعا به درگاه او در حال بیم و امید است:﴿...يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا...﴾[۹۰] بر اساس آیه ۹۰ سوره انبیاء[۹۱] میتوان گفت از عوامل اجابت دعای زکریا نیز داشتن حالت بیم و امید بوده است[۹۲]. برخی در پاسخ به این پرسش که خوف و طمع (بیم و امید) که دو حالت متضادند، چگونه در یک فرد جمع میشوند، چنین گفتهاند که تفاوت متعلَّق، امکان اجتماع آن دو را فراهم میآورد؛ توضیح اینکه باورداشتن این حقیقت که سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت به دست خداست، دو حالت بیم و امید را در انسان پدید میآورد. در این نگاه، اثر خوف و رجاء در این است که خوف موجب سرشکستگی، تأسف و پشیمانی از عمری است که با گناه س پری و تباه شده است. در مقابل، امید انسان به بخشایش خداوند متعالی است که تنها او لغزشها و کوتاهیهای انسان را جبران میکند و میبخشاید. چنین امیدی موجب میشود انسان روی به سوی پروردگار خویش کرده و بدین وسیله خود را مستعد دریافت رحمت الهی کند[۹۳]. اگر عبادت صرفاً از روی ترس باشد، به ناامیدی و ترک عبادت می انجامد و اگر فقط از روی امید باشد، به گستاخی و خروج از زیِّ عبودیت خواهد انجامید، از این رو لازم است با ترس و امید همراه باشد و چنین روش معتدلی در عبادت «احسان» به شمار آمده است و کسانی که به این دستورها عمل کنند «مُحْسِن» نامیده شدهاند که رحمت خدا به آنان نزدیک است[۹۴]؛ همچنین برپایه روایات، خوف و رجاء جزء ماهیت ایمان است[۹۵].
- طمع به رحمت خدا: در دو آیه از قرآن خوف و طمع (بیم و امید) از اهداف ارائه برق آسمانی از سوی خدا یادشده است:﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا﴾[۹۶]، در پاسخ این پرسش که چگونه برق آسمانی موجب دو پدیده متضاد بیم و امید میشود، برخی گفتهاند این دو حالت به قابلیت برق بازمیگردد؛ زیرا در این پدیده، هم روشنی و رحمت است، هم آتش و سوزاندن، از این رو برای بیننده آن، دو حالت بیم از نزول عذاب و امید به رحمت پدید میآید[۹۷]. برخی نیز گفتهاند دو حالت بیم و امید با توجه به حالات افرادِ گوناگون است: افرادی مانند کشاورزان با دیدن این پدیده به رحمت پروردگار طمع میورزند و امیدوار و خوشحال میشوند؛ زیرا میدانند پس از آن باران میبارد؛ ولی با توجه به اینکه رعد و برق معمولاً آثار تخریبی همانند سیل و آتشسوزی را همراه دارد، موجب ترس عدهای نیز میگردد[۹۸]. فارغ از آثار تخریبی برق، وقوع آن توأم با صدای سهمگین رعد، خود سبب ترس و وحشت میشود[۹۹].
- طمع اصحاب اعراف به بهشت: اصحاب اعراف گروهی هستند که در جایگاهی بلند میان بهشت و دوزخ قرار دارند؛ ولی به لطف خدا طمع و امید دارند تا وارد بهشت شوند[۱۰۰]:﴿...وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ﴾[۱۰۱]. برخی گفتهاند جمله ﴿ لَمْ يَدْخُلُوهَا﴾ و ﴿هُمْ يَطْمَعُونَ﴾ حال برای ﴿أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ﴾ است؛ بدین معنا که با وجود حضور در آن جایگاه رفیع و طمع ورود به بهشت، نگران تغییر اوضاع در حسابرسی و سرنوشت خویشاند[۱۰۲]. البته برخی طمع در آیه یادشده را به علم[۱۰۳] و یقین[۱۰۴] تفسیر کردهاند؛ یعنی با اینکه هنوز به بهشت وارد نشدهاند، به ورود در آن یقین دارند.[۱۰۵]
طمع ناپسند و نابجا
متعلَّق طمع گاهی امر ناروایی مانند دستیابی به مال یا موقعیت دیگران یا هر امر نامشروعی است. چنین طمعی از هر کس باشد ناپسند است. نکوهش طمع و مساوی دانستن آن با فقر و سبب زوال ایمان شمردن آن در روایات[۱۰۶]، نیز درباره چنین طمعی است؛ زیرا مقدمه و زمینه پیدایش حرص است و به فرموده امیرمؤمنان علی اگر طمع در دل به هیجان آید، حرص آدمی را هلاک میکند[۱۰۷]. پیامبران نیز از چنین طمعی پیراسته بودند و هدف آنان زدودن شبهه طمعورزی (به مادیات) بوده است[۱۰۸][۱۰۹] به نمونههایی از طمع ناپسند اشاره میشود:
- طمع به افزایش ثروت: در آیات ۱۱ - ۱۷ سوره مدّثر از تهدید فردی به عذابِ سخت یاد شده است. وی با داشتن مال و فرزند و امکانات فراوان، به افزایش آنها طمع دارد و به سبب آنها با رسالت رسول اکرم به مخالفت برخاسته است: ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا﴾[۱۱۰]. به گزارش مفسران، این آیات درباره ولید بن مغیره نازل شدهاند[۱۱۱]. سرزنش ولید (و کسانی همانند او) از این روست که به جای سپاسگزاری به سبب بهرهمندی از نعمتها، راه کفران نعمت و عناد با خدا را در پیش میگیرند[۱۱۲]. از تفاوتهای مؤمن با کافر این است که مؤمن شکرگزار نعمتها و کافر ناسپاس در برابر آنها و تنها درپی افزایش ثروت است[۱۱۳].
- طمع به غنایم جنگی: برخی از طمعهای ناپسند به غنایم عبارتاند از: یک. در جنگ اُحُد، وعده خدا به پیروزی مجاهدان محقق شد و بر دشمن پیروز شدند؛ ولی شماری از دنیاطلبان به طمع دستیابی به غنایم جنگی، فرمان رسول خدا را زیر پا گذاشته، جایگاه خود را در صحنه جنگ ترک کرده و عامل شکست[۱۱۴] و از همین رو سرزنش شدند[۱۱۵]:﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا﴾[۱۱۶]. دو. به گفته مفسران، هنگام بازگشت پیامبر اکرم از حُدَیْبیه، آن حضرت به فرمان خدا مسلمانان شرکتکننده در حدیبیه را به فتح و غنایم خیبر بشارت داد و فقط به آنان حق شرکت در غزوه خیبر را داد[۱۱۷]؛ اما منافقان و متخلفان از جهاد پس از آگاهی از این ماجرا، به طمع بهرهمندی از غنایم، از رسول اکرم اجازه شرکت در غزوه خیبر را خواستند[۱۱۸] [۱۱۹]؛ زیرا منافق غالباً به کسب منافع شخصی رغبت دارد[۱۲۰] و انگیزه وی از شرکت در جنگ، دستیابی به غنایم جنگی است؛ اگر مؤمنان پیروز شوند از آنان غنیمت میخواهند و در صورت پیروزی کافران میگویند ما سبب پیروزی شما بودیم و از آنان غنیمت میخواهند[۱۲۱]. سه. همسران رسولخدا پس از برخی غزوهها که در آنها غنایم فراوانی به دست مسلمانان افتاد، تقاضاهای مختلفی از آن حضرت درباره افزایش نفقه یا لوازم زندگی داشتند[۱۲۲]. پیامبر فرمان یافت به آنان بگوید اگر خواهان دنیا هستند، آنان را به شیوهای نیکو طلاق دهد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا﴾[۱۲۳] [۱۲۴] این آیه بیارتباط با آیات پیشین نیست[۱۲۵] و گویای آن است که با توجه به فراوانی غنایم و دیگر اموالی که اختیار مصرف آنها با رسول خدا بود، همسران آن حضرت به طور طبیعی به اموال یادشده تمایل یافتند و به مقدار موجود قانع نبودند، از همین رو رسول خدا برای ابراز ناخشنودی از رفتار همسرانش سوگند یاد کرد یک ماه از آنان دوری کند. آیات یادشده نازل شدند و آنان را میان ماندن نزد پیامبر و قناعت پیشه کردن یا طلاق مخیر کرد[۱۲۶].
- طمع به اموال زنان: طمع و چشمداشت برخی مردان در جاهلیت به اموال زنان سبب میشد تا به آنان به چشم کالا بنگرند و مانع ازدواج آنان شوند تا در صورت درگذشت آنان، مالشان را به ارث ببرند، یا با آنان بدرفتاری کنند تا مهریه خود را ببخشند: ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا﴾[۱۲۷] [۱۲۸]؛ همچنین بر اساس روایات، برخی مردان در جاهلیت همسران خود را در تنگنا مینهادند تا مهر خود را ببخشند[۱۲۹]. قرآن کریم به چنگ آوردن اموال دیگران را از این راه ناروا دانست:﴿... وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ...﴾[۱۳۰].
- طمع به سهم شریک: در قرآن کریم داستان دو برادری گزارش شده که داوود پیامبر را به حکمیتطلبیدند. یکی از آنان به داوود گفت برادر من دارای ۹۹ گوسفند است و من فقط یک گوسفند دارم و او از من خواسته همان را هم به وی واگذارم. داوود این درخواست را ظالمانه دانست [۱۳۱]. به گفته برخی مفسران، طمع و حرص صاحب گوسفندان بیشتر، سبب چنین خواستهای شده است[۱۳۲].
- طمع به روابط جنسی نامشروع: قرآن خطاب به همسران رسول اکرم گفتار همراه با ناز و عشوه را زمینهساز طمعورزی بیماردلان دانسته و از همین رو آن همسران را از چنین رفتاری بازداشته است: ﴿يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا﴾[۱۳۳]. واژه ﴿ مَرَضٌۭ﴾ در این آیه به فسق[۱۳۴]، فجور، شک و نفاق[۱۳۵] تفسیر شده است.
- طمع کافران به بهشت: گاهی کافران، گروه گروه و شتابان نزد پیامبر میآمدند و گرداگرد آن حضرت مینشستند و با تحقیر مؤمنان[۱۳۶] میگفتند اگر سخنان ایشان درست باشد و چنانکه مؤمنان میپندارند وارد بهشت شوند، ما نیز وارد بهشت میشویم. قرآن سخن آنان را با استفهام انکاری انکار کرد و چنین طمعی را بیجا دانست؛ زیرا ورود به بهشت مستلزم کمال نفس از راه ایمان و طاعت است و تا کسی این زمینه را فراهم نکند، بلکه غرق در کفر و فسق باشد، نباید به چنین جایگاهی طمع و امید داشته باشد[۱۳۷]: ﴿فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ * عَنِ ٱلْيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ * أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ * كَلَّآ إِنَّا خَلَقْنَـٰهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ﴾[۱۳۸] مقصود از کافران در این آیه را منافقان دانستهاند[۱۳۹].
- طمع به ایمان عالمان تحریفگر: گروهی از مسلمانان به ایمان یهود طمع و امید داشتند. خداوند به سبب تحریفگری آگاهانه آنان چنین طمعی را نابجا دانست: ﴿أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا۟ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾[۱۴۰] [۱۴۱].[۱۴۲]
عوامل طمع پسندیده
پسندیده بودن طمع به لحاظ زمینهها و عوامل و نیز متعلَّق آن است که به آنها اشاره میشود:
فضل و رحمت خدا
حضرت ابراهیم در احتجاج با مشرکان اظهار کرد به مغفرت خدا طمع و امید دارد [۱۴۳]. گفته شده فضل[۱۴۴] و وعده خدا به آمرزش[۱۴۵]، زمینهساز طمع آن حضرت به مغفرت خدا بوده؛ نه اینکه خود را مستحق آن بداند[۱۴۶]؛ همچنین فضل و رحمت خدا زمینهساز طمع و امید دعاکنندگان به اجابت دعای خود به درگاه الهی است[۱۴۷] [۱۴۸]. هنگام رعد و برق نیز رحمت و برکات آن، مانند ریزش باران و سرسبز شدن مزارع سبب طمع و امید برخی افراد به بهرهمندی از آنها میشود [۱۴۹] [۱۵۰]. طمع اصحاب اعراف به ورود به بهشت با وجود نگرانی از تغییر سرنوشت خود هنگام حسابرسی نیز به سبب فضل و رحمت خداست [۱۵۱] [۱۵۲].[۱۵۳]
ایمان
جادوگران فرعون به سبب ایمان خود، به تهدیدهای فرعون اعتنا نکرده و به مغفرت خدا امیدوار شدند [۱۵۴]؛ همچنین گروهی از مسیحیان به سبب شناختن حق و پذیرش اسلام، طمع کردند در شمار شایستگان قرار گیرند [۱۵۵].[۱۵۶]
عوامل طمع ناپسند
انسان ذاتاً دوستدار بهرههای دنیوی است [۱۵۷] و از ثروتاندوزی و افزایش پیاپی آن لذت میبرد؛ زیرا از پایان یافتن عمر خود غفلت کرده و به اشتباه میپندارد که مالهای انباشته شده، برای او کارساز خواهند بود[۱۵۸]، ازهمین رو برخی عارفان، طمع به مال و زر و زیور را برخاسته از غریزه منفعتطلبی انسان[۱۵۹] و از آثار حب دنیا[۱۶۰] دانستهاند. همه موارد طمع ناپسند که متعلَّق آنها امور مالی و دنیوی است، از همین خصلت برخاستهاند. طمع، زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
حب به جایگاه برتر
انسانها در هر مرتبه و جایگاهی باشند به جایگاه برتر علاقهمندند؛ برای نمونه، پس از سکونت آدم و حوا در بهشت، شیطان میدانست که آنها در پی جاودانگیاند[۱۶۱]، از همین رو با وسوسه و سوگند دروغین، آنها را تطمیع کرد و نهی از درخت ممنوع را برای آدم و حوا فقط برای این دانست که براثر خوردن از آن فرشته میشوند یا در بهشت جاودانه خواهند بود. آنها نیز به طمع رسیدن به جایگاه برتر، از میوه درخت ممنوع خوردند: ﴿فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَـٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَـٰلِدِينَ * فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ...﴾[۱۶۲]. ﴿فَدَلَّىٰهُمَا﴾ در لغت به معنای به طمعانداختن نیز آمده است[۱۶۳]؛ همچنین شیطان با وسوسه خود آنها را به طمع سلطنت جاوید انداخت: ﴿فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ﴾[۱۶۴] گفته شده ابتدا حوا آدم را به خوردن میوه درخت ممنوع ترغیب کرد. آدم نمیپذیرفت و وقتی حوا از آن خورد و برای او مشکلی پدید نیامد، آدم نیز به طمع افتاد و آن را خورد. پس از آن بود که لباس آنها فروافتاد [۱۶۵] [۱۶۶]. شیطان دربارۀ دیگر انسانها نیز همین شیوه را به کار میگیرد و با ایجاد آرزوهای دور و دراز و وعدههای دروغین، طمع به جایگاه برتر را در آنان برمیانگیزد [۱۶۷].[۱۶۸]
افزونطلبی
در چندین آیه قرآن گزارش شده که افزونطلبی افرادی سبب شده به اموال دیگران طمع ورزند:
- در آیات ۱۱ - ۱۷ سوره مدّثر از فردی یاد شده که با وجود داشتن مال و فرزند و امکانات فراوان، طمع به افزایش آنها دارد.
- برخی مسلمانان با دیدن غنایم جنگی در جنگ اُحُد طمع ورزیده و فرمان رسول خدا را زیر پا گذاشتند[۱۶۹] [۱۷۰]
- منافقان و متخلفان از جهاد به طمع بهرهمندی از غنایم، از رسول اکرم اجازه شرکت در غزوه خیبر را خواستند[۱۷۱] [۱۷۲]؛ زیرا انگیزه منافق از شرکت در جنگ، دستیابی به غنایم جنگی است [۱۷۳].
- آیه ۲۸ سوره احزاب با توجه به آیات پیش از آن[۱۷۴] گویای آن است که فراوانی غنایم و دیگر اموالی که اختیار مصرف آنها با رسول خدا بود، همسران آن حضرت را به طمع انداخت تا از آن حضرت درباره افزایش نفقه یا لوازم زندگی تقاضاهایی داشته باشند[۱۷۵].
- در دوران جاهلیت برخی به طمع تملک اموال همسرانشان بر آنان سخت میگرفتند تا مهریه خود را ببخشند [۱۷۶] [۱۷۷]
- در دوران داوود شخصی با داشتن ۹۹ گوسفند به تنها گوسفند برادرش نیز طمع ورزید [۱۷۸].[۱۷۹]
ناز و کرشمه زنان در گفت وگو با نامحرمان
بر اساس آیه ۳۲ سوره احزاب[۱۸۰] ناز و کرشمه و رفتارهای تحریکآمیز زنان هنگام مواجهه با مردان نامحرم سبب طمع بیماردلان به روابط نامشروع جنسی میشود[۱۸۱].[۱۸۲]
آثار طمع ناپسند
طمع ناپسند آثاری دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
از دست دادن جایگاه برتر
آدم که خلیفه خدا و آگاه از حقایق هستی و مسجود فرشتگان بود[۱۸۳]، پس از طمع او و همسرش به جایگاه برتر و خوردن از درخت ممنوع، لباسهایشان از تنشان فرو افتاد و به فرمان خدا از بهشت بیرون رانده شدند [۱۸۴].[۱۸۵]
مبارزه با انبیا
فرعون با سوء استفاده از طمع جادوگران، آنان را برای مبارزه با موسی تطمیع کرد و به آنان وعده پاداش بزرگ و دستیابی به جاه و مقام داد. آنان نیز به طمع دستیابی به مال و جاه، آماده مبارزه با موسی شدند، گر چه با پی بردن به حقانیت موسی به خدا ایمان آورده و در برابر تهدیدهای فرعون مقاومت کردند [۱۸۶] و گفتند طمع داریم پروردگارمان گناهانمان را بدین سبب که نخستین گروندگان بودهایم ببخشاید [۱۸۷]. ولید بن مغیره نیز به همین سبب با رسالت رسول اکرم به مخالفت برخاست[۱۸۸] و آیاتی درباره او نازل شد [۱۸۹]. طمع برخی مسلمانان در غزوه احد به غنایم جنگی نیز سبب سرپیچی آنان از فرمان رسول خدا شد [۱۹۰] [۱۹۱].[۱۹۲]
شکست
از علل شکست مجاهدان در جنگ احد طمع به غنایم جنگی بود[۱۹۳]. برخی مجاهدان دنیاطلب پس از مشاهده پیروزی، از فرمان رسول خدا سرپیچی کردند و با ترک جایگاه خود در جبهه جنگ سبب شکست در برابر دشمن شدند. آنان بهاندازهای روحیه خود را باخته بودند که بیتوجه به فراخوان پیامبر برای ایستادگی در میدان کارزار، در حال فرار به منطقهای دور از صحنه نبرد بودند و دچار اندوهی مضاعف شدند [۱۹۴].[۱۹۵]
عذاب
در آیات ۱۱ – ۱۷ سوره مدّثر از فردی گزارش شده که با وجود مال فراوان، پسران زیاد و آماده به خدمت و بهرهمندی از دیگر امکانات، باز هم طمع دارد بر مال و ثروتش افزوده شود؛ ولی هرگز بر ثروت او افزوده نشد، بلکه به سبب عناد با نشانههای خدا به مشقت و عذاب سخت تهدید شد[۱۹۶] و پس از نزول این آیات نه تنها مال وی افزایش نیافت، بلکه پیاپی رو به کاهش نهاد[۱۹۷].[۱۹۸]
ناسازگاری در زندگی زناشویی
برخی همسران رسول خدا به سبب نداشتن قناعت و طمع به بهره مندی از مال بیشتر، به ناسازگاری با آن حضرت رو آوردند. خدای سبحان آنان را میان ماندن نزد پیامبر یا طلاق مخیر ساخت [۱۹۹] [۲۰۰]. در دوران جاهلیت نیز برخی مردان صرفاً به انگیزه بهرهمندی از اموال و مهریه زنان با آنان ازدواج میکردند تا سپس با ناسازگاری و سختگیری بر ایشان، اموالشان را تصاحب کنند[۲۰۱] [۲۰۲].[۲۰۳]
منابع
پانویس
- ↑ «آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند» سوره بقره، آیه ۷۵.
- ↑ «ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد» سوره شعراء، آیه ۵۱.
- ↑ «باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.
- ↑ «بیم و امید» سوره روم، آیه ۲۴.
- ↑ «آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.
- ↑ پرتوی از قرآن، ج۱، ص۲۰۳.
- ↑ «ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعراء، آیه ۵۱.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۸۵.
- ↑ «و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعراء، آیه ۸۲.
- ↑ «و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.
- ↑ «از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.
- ↑ «چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه آنان جز اندکی درنمییابند» سوره فتح، آیه ۱۵.
- ↑ «آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
- ↑ «مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم * باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۵.
- ↑ «و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟» سوره معارج، آیه ۳۶.
- ↑ «از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟» سوره معارج، آیه ۳۷.
- ↑ «آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
- ↑ ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا﴾ این جمله کلمه تهدید است، و روایات بسیار زیادی وارد شده که این جمله تا تمام بیست آیه بعدش همه درباره ولید بن مغیره نازل شده، که داستانش در بحث روایتی آینده ان شاء اللَّه میآید. ترجمه المیزان ج۲۰، ص۱۳۴.
- ↑ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۲، ص ۱۰۶.
- ↑ المصباح، ج ۲، ص۳۷۸، «طمع».
- ↑ معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۴۲۵، «طمع».
- ↑ المصباح، ج ۲، ص۳۷۸، «طمع».
- ↑ لسان العرب، ج ۸، ص۲۳۹؛ تاج العروس، ج ۱۱، ص۳۲۷، «طمع».
- ↑ مفردات، ص۵۲۴-۵۲۵، «طمع».
- ↑ المصباح، ج ۲، ص۳۷۸.
- ↑ التحقیق، ج ۷، ص۱۱۹، «طمع».
- ↑ إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۸.
- ↑ معراج السعاده، ص۳۷۱.
- ↑ معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.
- ↑ معراج السعاده، ص۳۶۳.
- ↑ نک: جامعالسعادات، ج ۲، ص۱۰۱، ۱۰۸.
- ↑ الأخلاق و السیر، ص۱۲۹-۱۳۰.
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۱۵۸.
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ص۱۸۳، «طمع».
- ↑ نک: الکافى، ج ۲، ص۳۱۷، ۳۱۹ ـ ۳۲۰.
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۱۰۸.
- ↑ مداواة النفوس، ج ۱، ص۶۰.
- ↑ المحجة البیضاء، ج ۱، ص۱۷۵.
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».
- ↑ قوت القلوب، ج ۱، ص۳۷۹.
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳، «طمع».
- ↑ معجم الفروق اللغویه، ج ۱، ص۷۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۶۰.
- ↑ ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ﴾«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ﴾«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴. ﴿ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدثر، آیه ۱۵.
- ↑ إحیاء علوم الدین، ج ۳، ص۲۸۵.
- ↑ معراج السعاده، ص۲۹۰، ۳۶۹.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره عمران، آیه ۱۵۲. ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا﴾«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹. ﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نسا، آیه ۱۴۱.
- ↑ ﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ﴾«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲.
- ↑ ﴿فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَـٰنُ قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍۢ لَّا يَبْلَىٰ﴾«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.
- ↑ تهذیب اللغه، ج ۱۴، ص۱۲۱؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۶۶، «دلو».
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۷.
- ↑ نک: التحقیق، ج ۷، ص۱۲۱، «طمع».
- ↑ ﴿وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ﴾«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.
- ↑ ﴿قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلْأَوَّلِينَ﴾«(موسی) گفت: پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست» سوره شعرا، آیه ۲۶.﴿وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ﴾«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.
- ↑ ﴿وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ﴾«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ﴾«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند» سوره سجده، آیه ۱۶.
- ↑ ﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍۢ﴾«آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟» سوره معارج، آیه ۳۸.
- ↑ ﴿ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ﴾«باز آز دارد که بیفزایم» سوره مدَّثر، آیه ۱۵.
- ↑ ﴿يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا﴾«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ التحقیق، ج ۷، ص۱۲۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۸.
- ↑ التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰؛ نیز نک: التحریر و التنویر، ج ۵، ص۱۸۸.
- ↑ «و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.
- ↑ ﴿ٱلَّذِى خَلَقَنِى فَهُوَ يَهْدِينِ﴾«همان که مرا آفرید و همو راهنماییام میکند»؛ ﴿وَٱلَّذِى هُوَ يُطْعِمُنِى وَيَسْقِينِ﴾«و همان که به من میخوراند و مینوشاند»؛ ﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ﴾«و چون بیمار شوم اوست که بهبودیام میبخشد»؛ ﴿وَٱلَّذِى يُمِيتُنِى ثُمَّ يُحْيِينِ﴾«و همان که مرا میمیراند سپس زنده میگرداند» سوره شعرا، آیه ۷۸ تا ۸۱.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۵.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۱۵۵.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴؛ تفسیر قاسمی، ج ۷، ص۴۶۱.
- ↑ الکشاف، ج ۳، ص۳۲۰؛ التفسیرالکبیر، ج ۲۴، ص۵۱۲-۵۱۳؛ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.
- ↑ من وحی القرآن، ج ۱۷، ص۱۲۷.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.
- ↑ کنز الدقائق، ج ۹، ص۴۸۴.
- ↑ تفسیر ابن أبی حاتم، ج ۸، ص۲۷۸۰.
- ↑ کشف الأسرار، ج ۷، ص۱۱۸.
- ↑ ﴿قَالَ بَلْ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمْ هَـٰذَا فَسْـَٔلُوهُمْ إِن كَانُوا۟ يَنطِقُونَ﴾«گفت: بلکه همین بزرگشان این کار را کرده است؛ اگر سخن میگویند از خود آنان بپرسید!» سوره انبیاء، آیه ۶۳.
- ↑ ﴿فَنَظَرَ نَظْرَةًۭ فِى ٱلنُّجُومِ﴾«آنگاه نگاهی به ستارگان افکند»؛ ﴿فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌۭ﴾«و گفت: من بیمارم» سوره صافّات، آیه ۸۸-۸۹.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱۹، ص۱۰۶؛ الدرالمنثور، ج ۵، ص۸۹.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۲۷۶.
- ↑ تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۲۶۴؛ تفسیر سمر قندی، ج ۲، ص۵۵۴؛ إعراب القرآن، ج ۷، ص۷۵.
- ↑ «ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.
- ↑ مقتنیات الدرر، ج ۸، ص۴۷.
- ↑ البحر المحیط، ج ۸، ص۱۵۵.
- ↑ مقتنیات الدرر، ج ۸، ص۴۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۳۶۲؛ الوجیز، دخیل، ص۱۵۸.
- ↑ «و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.
- ↑ تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۵۲۲.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۸، ص۱۳۶.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص۲۸۵.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۵۶.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۶۲؛ روح المعانى، ج ۴، ص۳۸۰؛ الوجیز، عاملی، ج ۱، ص۴۶۸.
- ↑ سوره سجده، آیه ۱۶.
- ↑ ﴿فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ﴾«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.
- ↑ نمونه، ج ۱۳، ص۱۳.
- ↑ سجادههاى سلوک، ج ۱، ص۱۰۱.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۱۶۰.
- ↑ الکافى، ج ۲، ص۷۱.
- ↑ ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ﴾«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِۦ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ﴾«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.
- ↑ التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰، «طمع».
- ↑ نک: التفسیر لکتاب اللّه المنیر، ج ۵، ص۶۴-۶۵؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۱۵۵؛ المیزان، ج ۱۱، ص۳۱۷.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۶.
- ↑ بیان المعانی، ج ۱، ص۳۵۷.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۴۶.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۱۲۹.
- ↑ فتح القدیر، ج ۲، ص۲۳۷؛ إعراب القرآن، ج ۲، ص۵۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۴، ص۶۵۳.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۶۸.
- ↑ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۵؛ نیز نک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۹۸.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۰۸.
- ↑ روض الجنان، ج ۷، ص۳۶۹؛ الوجیز، عاملی، ج ۲، ص۴۱۶.
- ↑ ﴿أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقْتَدِهْ قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَـٰلَمِينَ﴾«آنان کسانی هستند که خداوند رهنماییشان کرده است پس، از رهنمود آنان پیروی کن! بگو: من برای آن (پیامبری) از شما پاداشی نمیخواهم؛ آن جز یاد کردی برای جهانیان نیست» سوره انعام، آیه ۹۰. ﴿يَـٰقَوْمِ لَآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلَى ٱلَّذِى فَطَرَنِىٓ أَفَلَا تَعْقِلُونَ﴾«ای قوم من! در برابر آن (رسالت) از شما پاداشی نمیخواهم؛ پاداش من جز بر (عهده) آن کس که مرا آفریده است نیست پس آیا خرد نمیورزید؟» سوره هود، آیه ۵۱. ﴿ٱتَّبِعُوا۟ مَن لَّا يَسْـَٔلُكُمْ أَجْرًۭا وَهُم مُّهْتَدُونَ﴾«از کسانی که پاداشی از شما نمیخواهند و خود رهیافتهاند پیروی کنید» سوره یس، آیه ۲۱.
- ↑ «مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، * باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او سختی رسانم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۷.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۳-۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.
- ↑ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص۱۳۱.
- ↑ نک: من هدى القرآن، ج ۱۷، ص۷۷.
- ↑ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.
- ↑ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۱۲۳.
- ↑ سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۸، ص۷۵؛ الفواتح الإلهیه، ج ۲، ص۳۳۶.
- ↑ المیزان، ج ۱۸، ص۲۸۰.
- ↑ ﴿سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا﴾«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.
- ↑ التبیان، ج ۳، ص۳۶۳؛ روض الجنان، ج ۶، ص۱۵۶؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۲۵۷.
- ↑ ﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.
- ↑ نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ «ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۴۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۱۰، ص۲۲۱؛ نک: فی ظلال القرآن، ج ۵، ص۲۸۵۴.
- ↑ سوره نسا، آیه ۱۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.
- ↑ تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۲۲۸.
- ↑ سوره نسا، آیه ۱۹.
- ↑ ﴿وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ﴾ «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.
- ↑ البحر المحیط، ج ۹، ص۱۴۹؛ إعراب القرآن، ج ۸، ص۳۵۲.
- ↑ «ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۲۵، ص۱۶۷.
- ↑ نک: کشف الأسرار، ج ۸، ص۴۳؛ الکشاف، ج ۳، ص۵۳۷؛ لباب التأویل، ج ۳، ص۴۲۴.
- ↑ التبیان، ج ۱۰، ص۱۲۸.
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸؛ روح المعانی، ج ۱۵، ص۷۳.
- ↑ «و بر سر کافران چه آمده است که به پیش تو شتابانند؟ * از راست و چپ، گروه گروه (گرد میآیند)؟ * آیا هر یک از آنان آزمند است که او را به بهشتی پرنعمت درآورند؟ * هرگز! ما آنان را از چیزی آفریدهایم که میدانند» سوره معارج، آیه۳۶-۳۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۳۸.
- ↑ «آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.
- ↑ نک: التبیان، ج ۱، ص۳۱۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۵۵۹؛ التحریر و التنویر، ج ۱، ص۵۴۹.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۱.
- ↑ ﴿وَٱلَّذِىٓ أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِى خَطِيٓـَٔتِى يَوْمَ ٱلدِّينِ﴾«و همان که امید میبرم در روز پاداش و کیفر لغزش مرا ببخشاید» سوره شعرا، آیه ۸۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۵، ص۲۸۵.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.
- ↑ التحریر و التنویر، ج ۱۹، ص۱۵۴.
- ↑ ﴿وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ﴾«و در زمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید و او را با بیم و امید بخوانید که بخشایش خداوند به نیکوکاران نزدیک است» سوره اعراف، آیه ۵۶. ﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ ٱلْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَمِمَّا رَزَقْنَـٰهُمْ يُنفِقُونَ﴾«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی کردهایم میبخشند» سوره سجده، آیه ۱۶. ﴿فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ وَوَهَبْنَا لَهُۥ يَحْيَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُۥ زَوْجَهُۥٓ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْخَيْرَٰتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًۭا وَرَهَبًۭا وَكَانُوا۟ لَنَا خَـٰشِعِينَ﴾«آنگاه او را پاسخ گفتیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته گرداندیم زیرا آنان به کارهای نیک میشتافتند و ما را به امید و بیم میخواندند و در برابر ما فروتن بودند» سوره انبیاء، آیه ۹۰.
- ↑ نک: المیزان، ج ۸، ص۱۶۰؛ سجادههاى سلوک، ج ۱، ص۱۰۱.
- ↑ ﴿هُوَ ٱلَّذِى يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنشِئُ ٱلسَّحَابَ ٱلثِّقَالَ﴾«اوست که برق را که هم بیمآور و هم امیدبخش است به شما مینمایاند و ابرهای بارور را پدید میآورد» سوره رعد، آیه ۱۲. ﴿وَمِنْ ءَايَـٰتِهِ يُرِيكُمُ ٱلْبَرْقَ خَوْفًۭا وَطَمَعًۭا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَيُحْىِ بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَآ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ﴾«و از نشانههای او این است که برق را برای بیم و امید نشانتان میدهد و از آسمان، آبی فرو میفرستد آنگاه با آن، زمین را پس از مردن آن زنده میگرداند؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که خرد میورزند» سوره روم، آیه ۲۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۶، ص۴۳۵؛ التحقیق، ج ۷، ص۱۲۰.
- ↑ ﴿وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ وَنَادَوْا۟ أَصْحَـٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ﴾«و میان آن دو پردهای است و بر آن پشتهها کسانی هستند که هر گروه (از آنان) را از چهرهشان باز میشناسند و به بهشتیان که هنوز به آن (بهشت) در نیامدهاند ولی (آن را) امید میبرند ندا میدهند که: درود بر شما!» سوره اعراف، آیه ۴۶.
- ↑ المیزان، ج ۸، ص۱۲۹.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۴.
- ↑ ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.
- ↑ ﴿وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّـٰلِحِينَ﴾«و چرا ما به خداوند و آنچه از حق به ما رسیده است ایمان نیاوریم در حالی که امید میبریم که پروردگارمان ما را در میان شایستگان در آورد» سوره مائده، آیه ۸۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۴.
- ↑ ﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِينَ وَٱلْقَنَـٰطِيرِ ٱلْمُقَنطَرَةِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّةِ وَٱلْخَيْلِ ٱلْمُسَوَّمَةِ وَٱلْأَنْعَـٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِكَ مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ﴾«دوستداری خواستنیها از زنان و فرزندان و داراییهای فراوان انباشته از زر و سیم و اسبهای نشاندار و چارپایان و کشتزاران، برای مردم آراستگی یافته است؛ اینها سرمایه زندگی نزدیکتر (در این جهان) است و خداوند است که نکوفرجامی، (تنها) نزد او است» سوره آلعمران، آیه ۱۴.
- ↑ ﴿ٱلَّذِى جَمَعَ مَالًۭا وَعَدَّدَهُ * يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخْلَدَهُۥ﴾«آنکه مالی اندوخت و آن را شمار کرد * گمان دارد که داراییاش او را جاودان خواهد کرد» سوره همزه، آیه ۲-۳.
- ↑ الفتوحات، ج ۷، ص۳۴۹-۳۵۰.
- ↑ احیاء علوم الدین، ج ۱۰، ص۱۶؛ آداب الصلاه، ص۴۹.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۷.
- ↑ سوره اعراف، آیه ۲۰و۲۲.
- ↑ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۶۶، «طمع».
- ↑ «اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.
- ↑ ﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ﴾«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲. ﴿فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ﴾«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۳۰۸.
- ↑ ﴿وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ ٱلْأَنْعَـٰمِ وَلَـَٔامُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ ٱللَّهِ وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيْطَـٰنَ وَلِيًّۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًۭا مُّبِينًۭا﴾«و بیگمان آنان را گمراه میکنم و به آرزو (های دور و دراز) میافکنم و به آنان فرمان میدهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافهپرستی) میشکافند و به آنان فرمان میدهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه میسازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است» سوره نسا، آیه ۱۱۹. ﴿وَٱسْتَفْزِزْ مَنِ ٱسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِى ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَوْلَـٰدِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ إِلَّا غُرُورًا﴾«و هر یک از آنان را که بتوانی با آوای خویش بلغزان و با سوارگان و پیادگان خویش بر آنان بتاز و در داراییها و فرزندان آنان شریک شو و به آنها وعده بده! و شیطان جز وعده فریبنده به آنان نخواهد داد» سوره اسرا، آیه ۶۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۵.
- ↑ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۶، ص۵۰؛ المیزان، ج ۱۸، ص۲۸.
- ↑ ﴿سَيَقُولُ ٱلْمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقْتُمْ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا۟ كَلَـٰمَ ٱللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمْ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا۟ لَا يَفْقَهُونَ إِلَّا قَلِيلًۭا﴾«چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه» سوره فتح، آیه ۱۵.
- ↑ ﴿ٱلَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَـٰفِرِينَ نَصِيبٌۭ قَالُوٓا۟ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ وَلَن يَجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَـٰفِرِينَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا﴾«آنان که چشم بر شما دارند، اگر از سوی خداوند پیروزییی بهره شما گردد، میگویند: آیا با شما نبودیم؟ و اگر کافران را بهرهای باشد، میگویند آیا ما بر شما دست نیافتهایم و شما را از (گزند) مؤمنان باز نداشتهایم؟ آری، خداوند در روز رستخیز میان شما داوری خواهد کرد و هرگز خداوند برای کافران به زیان مؤمنان راهی نمیگشاید» سوره نساء، آیه ۱۴۱.
- ↑ نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ نک: التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا﴾«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.
- ↑ ﴿وَهَلْ أَتَىٰكَ نَبَؤُا۟ ٱلْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا۟ ٱلْمِحْرَابَ * إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا۟ لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَىٰ بَعْضُنَا عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَٱحْكُم بَيْنَنَا بِٱلْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَٱهْدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ * إِنَّ هَـٰذَآ أَخِى لَهُۥ تِسْعٌۭ وَتِسْعُونَ نَعْجَةًۭ وَلِىَ نَعْجَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِى فِى ٱلْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِى بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّـٰلِحَـٰتِ وَقَلِيلٌۭ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّـٰهُ فَٱسْتَغْفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعًۭا وَأَنَابَ﴾ «و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و میگوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بیگمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میشهای خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا میدارند جز آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزمودهایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۱-۲۴.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۵.
- ↑ ﴿يَـٰنِسَآءَ ٱلنَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍۢ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِٱلْقَوْلِ فَيَطْمَعَ ٱلَّذِى فِى قَلْبِهِۦ مَرَضٌۭ وَقُلْنَ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا﴾«ای زنان پیامبر! اگر پرهیزگاری ورزید همانند هیچ یک از زنان نیستید (بلکه برترید)؛ پس نرم سخن مگویید مبادا آنکه بیماردل است به طمع افتد و (نیز) سخن به شایستگی گویید» سوره احزاب، آیه ۳۲.
- ↑ نک: مجمع البیان، ج ۸، ص۵۵۸؛ المیزان، ج ۱۶، ص۳۰۸- ۳۰۹.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۶.
- ↑ ﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ * وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِى بِأَسْمَآءِ هَـٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ * قَالُوا۟ سُبْحَـٰنَكَ لَا عِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ * قَالَ يَـٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ﴾«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید * و همه نامها را به آدم آموخت سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست میگویید نامهای اینان را به من بگویید * گفتند: پاکاکه تویی! ما دانشی جز آنچه تو به ما آموختهای، نداریم، بیگمان تویی که دانای فرزانهای * فرمود: ای آدم! آنان را از نامهای اینان آگاه ساز! و چون آنان را از نامهای اینان آگاهانید فرمود: آیا به شما نگفته بودم که من نهان آسمانها و زمین را میدانم و از آنچه آشکار میکنید و پوشیده میداشتید آگاهم؟» سوره بقره، آیه ۳۰-۳۴.
- ↑ ﴿فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ﴾«پس آنان را با فریب فرو لغزاند؛ و چون از آن درخت چشیدند شرمگاههایشان بر آنان نمودار گشت و به چسباندن از برگهای بهشت بر آنها آغازیدند و پروردگارشان به آن دو ندا داد: آیا شما را از این درخت باز نداشته و به شما نگفته بودم که به راستی شیطان، شما را دشمنی آشکار است؟» سوره اعراف، آیه ۲۲. ﴿فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ﴾«آنگاه، (هر دو) از آن خوردند و شرمگاههاشان بر آنان نمایان شد و آغاز کردند به نهادن برگ (درختان) بهشت بر خودشان و آدم با پروردگارش نافرمانی کرد و بیراه شد» سوره طه، آیه ۱۲۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۶.
- ↑ ﴿فَلَمَّا جَآءَ ٱلسَّحَرَةُ قَالُوا۟ لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَـٰلِبِينَ * قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ * قَالَ لَهُم مُّوسَىٰٓ أَلْقُوا۟ مَآ أَنتُم مُّلْقُونَ * فَأَلْقَوْا۟ حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا۟ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ ٱلْغَـٰلِبُونَ * فَأَلْقَىٰ مُوسَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَـٰجِدِينَ * قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ * رَبِّ مُوسَىٰ وَهَـٰرُونَ﴾«هنگامی که جادوگران آمدند به فرعون گفتند: اگر ما پیروز شویم آیا پاداشی خواهیم داشت؟ * گفت: آری و بیگمان شما آنگاه از نزدیکان (من) خواهید شد * موسی به آنان گفت: آنچه را میخواهید بیفکنید فرو افکنید! * آنگاه آنان رسنها و چوبهدستهای خود را فرو افکندند و گفتند: سوگند به شکوه فرعون بیگمان ماییم که پیروزیم * آنگاه، موسی چوبهدست خود را فرو افکند که ناگهان هر چه بر میساختند فرو میبلعید * پس جادوگران به سجده درافتادند * گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم * پروردگار موسی و هارون» سوره شعرا، آیه ۴۱-۴۸.
- ↑ ﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَـٰيَـٰنَآ أَن كُنَّآ أَوَّلَ ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«ما امید میبریم که پروردگارمان گناهان ما را بیامرزد زیرا نخستین مؤمنان بودهایم» سوره شعرا، آیه ۵۱.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.
- ↑ ﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا * وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا * وَبَنِينَ شُهُودًا * وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيدًا * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا * سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا﴾«مرا با آن کس که یگانه آفریدهام، وا بگذار * و برای او دارایی پر دامنهای پدید آوردم * و پسرانی پیش روی * و راه (پیشرفت) او را نیک هموار کردم، * باز آز دارد که بیفزایم * هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است * زودا که به او سختی رسانم» سوره مدثر، آیه ۱۱-۱۷.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۶.
- ↑ آلاء الرحمن، ج ۱، ص۳۴۸.
- ↑ ﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ ٱللَّهُ وَعْدَهُۥٓ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِۦ حَتَّىٰٓ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَآ أَرَىٰكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ ٱلْـَٔاخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ﴾«و به راستی خداوند به وعده خود وفا کرد که (در جنگ احد) به اذن وی آنان را از میان برداشتید؛ تا اینکه سست شدید و در کار (خود) به کشمکش افتادید و پس از آنکه آنچه را دوست میداشتید به شما نمایاند سرکشی کردید؛ برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید؛ سپس شما را از (دنبال کردن) آنان روگردان کرد تا بیازمایدتان؛ و از شما در گذشت و خداوند به مؤمنان بخشش دارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۶.
- ↑ جامع البیان، ج ۲۹، ص۹۶؛ تفسیر قمی، ج ۲، ص۳۹۴؛ التبیان، ج ۱۰، ص۱۷۶.
- ↑ تفسیر بیضاوی، ج ۵، ص۲۶۰؛ تفسیر مراغی، ج ۲۹، ص۱۳۱.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۶.
- ↑ ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا﴾«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.
- ↑ تفسیر قمی، ج ۲، ص۱۹۲؛ البحر المحیط، ج ۸، ص۴۷۱؛ التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۲۳۳.
- ↑ ﴿يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا۟ ٱلنِّسَآءَ كَرْهًۭا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا۟ بِبَعْضِ مَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَيَجْعَلَ ٱللَّهُ فِيهِ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا﴾«ای مؤمنان! بر شما حلال نیست که از زنان بر خلاف میل آنان (با نگه داشتن در نکاح خود) میراث برید و برای آنکه (با طلاق خلع) برخی از آنچه بدیشان دادهاید باز برید، با آنان سختگیری نکنید مگر آنکه به زشتکاری آشکاری دست یازیده باشند و با آنان شایسته رفتار کنید و اگر ایشان را نمیپسندید (بدانید) بسا چیزی را ناپسند میدارید و خداوند در آن خیری بسیار نهاده است» سوره نسا، آیه ۱۹.
- ↑ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۰.
- ↑ کریمی، علیجان، مقاله «طمع»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۵۷۷.