←روایات واژه "اطاعت" و مشتقات آن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
۴. [[کلینی]] [[روایت]] میکند: [[ابواسحاق سبیعی]] از حارث أعور روایت میکند گفت: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خطبهای پس از عصر ایراد فرمود که [[مردم]] را به [[شگفتی]] درآورد حسن توصیف او، و آنچه درباره [[تعظیم]] [[خداوند]] بیان فرمود. ابواسحاق گفت: به حارث گفتم آیا [[خطبه]] را [[حفظ]] کردی؟ گفت: آن را نوشتم، پس آن را از کتابی که نوشته بود بر ما [[املاء]] کرد: [[ستایش]] از آنِ خداوندی که نمیمیرد و شگفتیهای او پایان نمیپذیرند زیرا در هر روزی شأنی از پدیدآوری بدیعی که نبوده است دارد. آنکه زادهای ندارد تا در [[عزت]] شریکی داشته باشد، و نه خود زاده دیگری است تا فناپذیر باشد و کسی او را [[وارث]] باشد - تا آنجا که فرمود: - آنکه [[انبیاء]] را درباره او پرسیدند و آنان او را به جزء یا به حدّی توصیف نکردند، بلکه او را به کارهای او وصف کردند و به وسیله آیاتش بر او دلالت کردند، خِرَدِ اندیشهورزان از [[انکار]] او [[ناتوان]] است؛ زیرا آنکه [[آسمانها]] و [[زمین]] و آنچه در آنها و در میان آنهاست همه [[آفریده]] اوست و او سازنده آنهاست لذا کسی را یارای دفع [[قدرت]] او نیست، آنکه از [[آفریدگان]] آنچنان جداست که چیزی همانند او نیست خدایی که [[خلق]] را برای [[پرستش]] خویش آفرید و آنان را بر فرمانبری خویش توانا ساخت به وسیله آنچه در آنان قرار داد - تا آنجا که میفرماید: - هر آن کس جز او که قدرتنمایی کند [[ذلیل]] است، و هرآنکس جز او که بزرگی فروشد حقیر و ناچیز است، همه اشیاء در برابر عظمتش سرافکندهاند و در برابر [[سلطنت]] و عزتش سرسپردهاند - تا آنجا که فرمود: - آنچه را که خواست از نیستی آفرید و آنچه را خواست پدید آورد به همان نحو که [[اراده]] فرمود از [[ثقلین]] [[جن]] و انس، تا بدینوسیله با [[ربوبیت]] او آشنا گردند، و [[فرمانبری]] او در میان آن ریشه دواند - تا آنجا که فرمود: - آنکس که از [[خدا]] و رسولش فرمانبری کند به [[پیروزی]] بزرگی دست مییابد و [[پاداش]] فراوانی دریافت خواهد کرد و آنکس که خدا و رسولش را [[نافرمانی]] کند [[زیان]] آشکاری خواهد دید، و شایسته [[کیفر]] [[سختی]] خواهد شد پس بهره [[برید]] از آنچه برشماست از شنیدن و [[فرمان]] بردن و [[نصیحت]] خالصانه، و [[یاوری]] خوب و شایسته<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} خُطْبَةً بَعْدَ الْعَصْرِ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ: أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا؟ قَالَ: قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلَاهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ الَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي الْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً... الَّذِي سُئِلَتِ الْأَنْبِيَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ بِآيَاتِهِ لَا تَسْتَطِيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرِينَ جَحْدَهُ لِأَنَّ مَنْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِطْرَتَهُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ هُوَ الصَّانِعُ لَهُنَّ فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ الَّذِي نَأَى مِنَ الْخَلْقِ فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ وَ أَقْدَرَهُمْ عَلَى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ...ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ...ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ...مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلَاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ...}} [[اصول کافی]]، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. | ۴. [[کلینی]] [[روایت]] میکند: [[ابواسحاق سبیعی]] از حارث أعور روایت میکند گفت: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خطبهای پس از عصر ایراد فرمود که [[مردم]] را به [[شگفتی]] درآورد حسن توصیف او، و آنچه درباره [[تعظیم]] [[خداوند]] بیان فرمود. ابواسحاق گفت: به حارث گفتم آیا [[خطبه]] را [[حفظ]] کردی؟ گفت: آن را نوشتم، پس آن را از کتابی که نوشته بود بر ما [[املاء]] کرد: [[ستایش]] از آنِ خداوندی که نمیمیرد و شگفتیهای او پایان نمیپذیرند زیرا در هر روزی شأنی از پدیدآوری بدیعی که نبوده است دارد. آنکه زادهای ندارد تا در [[عزت]] شریکی داشته باشد، و نه خود زاده دیگری است تا فناپذیر باشد و کسی او را [[وارث]] باشد - تا آنجا که فرمود: - آنکه [[انبیاء]] را درباره او پرسیدند و آنان او را به جزء یا به حدّی توصیف نکردند، بلکه او را به کارهای او وصف کردند و به وسیله آیاتش بر او دلالت کردند، خِرَدِ اندیشهورزان از [[انکار]] او [[ناتوان]] است؛ زیرا آنکه [[آسمانها]] و [[زمین]] و آنچه در آنها و در میان آنهاست همه [[آفریده]] اوست و او سازنده آنهاست لذا کسی را یارای دفع [[قدرت]] او نیست، آنکه از [[آفریدگان]] آنچنان جداست که چیزی همانند او نیست خدایی که [[خلق]] را برای [[پرستش]] خویش آفرید و آنان را بر فرمانبری خویش توانا ساخت به وسیله آنچه در آنان قرار داد - تا آنجا که میفرماید: - هر آن کس جز او که قدرتنمایی کند [[ذلیل]] است، و هرآنکس جز او که بزرگی فروشد حقیر و ناچیز است، همه اشیاء در برابر عظمتش سرافکندهاند و در برابر [[سلطنت]] و عزتش سرسپردهاند - تا آنجا که فرمود: - آنچه را که خواست از نیستی آفرید و آنچه را خواست پدید آورد به همان نحو که [[اراده]] فرمود از [[ثقلین]] [[جن]] و انس، تا بدینوسیله با [[ربوبیت]] او آشنا گردند، و [[فرمانبری]] او در میان آن ریشه دواند - تا آنجا که فرمود: - آنکس که از [[خدا]] و رسولش فرمانبری کند به [[پیروزی]] بزرگی دست مییابد و [[پاداش]] فراوانی دریافت خواهد کرد و آنکس که خدا و رسولش را [[نافرمانی]] کند [[زیان]] آشکاری خواهد دید، و شایسته [[کیفر]] [[سختی]] خواهد شد پس بهره [[برید]] از آنچه برشماست از شنیدن و [[فرمان]] بردن و [[نصیحت]] خالصانه، و [[یاوری]] خوب و شایسته<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} خُطْبَةً بَعْدَ الْعَصْرِ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ: أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا؟ قَالَ: قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلَاهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ الَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي الْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً... الَّذِي سُئِلَتِ الْأَنْبِيَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ بِآيَاتِهِ لَا تَسْتَطِيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرِينَ جَحْدَهُ لِأَنَّ مَنْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِطْرَتَهُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ هُوَ الصَّانِعُ لَهُنَّ فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ الَّذِي نَأَى مِنَ الْخَلْقِ فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ وَ أَقْدَرَهُمْ عَلَى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ...ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ...ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ...مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلَاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ...}} [[اصول کافی]]، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>. | ||
[[دلالت روایت]] بر [[وجوب]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حرمت]] [[معصیت]] او روشن است؛ بهویژه آنجا که [[اطاعت فرمان خدا]] را به عنوان | [[دلالت روایت]] بر [[وجوب]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حرمت]] [[معصیت]] او روشن است؛ بهویژه آنجا که [[اطاعت فرمان خدا]] را به عنوان غایت و [[هدف]] [[جهان آفرینش]] معرفی کرده است: {{متن حدیث|لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ}}. | ||
و نیز آنجا که [[اطاعت]] مطلق و بیقید خداوند را منشأ [[فوز عظیم]] و معصیتش را به طور مطلق موجب [[زیان]] آشکار و [[عقاب]] دردناک دانسته است. | و نیز آنجا که [[اطاعت]] مطلق و بیقید خداوند را منشأ [[فوز عظیم]] و معصیتش را به طور مطلق موجب [[زیان]] آشکار و [[عقاب]] دردناک دانسته است. | ||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
این [[روایت]] نیز در [[حصر]] [[ولایت]] و [[طاعت]] در [[ذات اقدس خدای متعال]] صراحت دارد و مؤید مطلبی است که در گذشته در رابطه با معنای [[عبادت]] در کاربریهای [[قرآنی]] گفتیم که عبادت به معنای [[اطاعت]] است و [[توحید]] عبادت تنها از طریق توحید در پذیرش [[فرمانروایی خداوند]] و [[نفی]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] تحقق پذیر است. | این [[روایت]] نیز در [[حصر]] [[ولایت]] و [[طاعت]] در [[ذات اقدس خدای متعال]] صراحت دارد و مؤید مطلبی است که در گذشته در رابطه با معنای [[عبادت]] در کاربریهای [[قرآنی]] گفتیم که عبادت به معنای [[اطاعت]] است و [[توحید]] عبادت تنها از طریق توحید در پذیرش [[فرمانروایی خداوند]] و [[نفی]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] تحقق پذیر است. | ||
۷. [[کلینی]] به سند صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} روایت می کند: درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«بیشتر آنان ایمان نمیآورند مگر آنکه مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> فرمود: [[شرک]] در اینجا، [[شرک طاعت]] است نه [[شرک عبادت]]. و درباره فرموده خدا {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}<ref>«و از مردم کسانی هستند که خدا را بر روی لبه راه میپرستند» سوره حج، آیه ۱۱.</ref> فرمود: [[آیه]] درباره شخص معینی نازل میشود سپس بر [[پیروان]] او نیز [[صدق]] میکند. پس گفتم: آنکس که جز شما را به عنوان [[رهبر]] بپذیرد از کسانی است که خدا را بر روی لبه پرستیده است؟ فرمود: آری و گاه میشود به کلی از راه بیرون میرود<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}، قَالَ: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}} قَالَ: إِنَّ الْآيَةَ تَنْزِلُ فِي الرَّجُلِ ثُمَّ تَكُونُ فِي أَتْبَاعِهِ. ثُمَّ قُلْتُ: كُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَكُمْ شَيْئاً فَهُوَ مِمَّنْ {{متن قرآن|يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۹۷-۳۹۸.</ref>. | |||
[[دلالت روایت]] بر توحید طاعت [[خداوند]] و حصر جواز اطاعت و [[فرمانبری]] در [[ذات خداوند]] که به معنای حصر [[فرمانروایی]] در [[ذات مقدس]] اوست، آشکار و روشن است؛ زیرا [[اعتقاد]] به [[مطاع]] و [[فرمانروایی]] دیگر و اعتقاد به [[استحقاق]] [[اطاعت]] او بنابر صریح این [[روایت]] [[شرک در اطاعت]] است و شرک در اطاعت، نظیر [[شرک]] در [[سجود]] و [[رکوع]] است که نقیض [[توحید]] و [[ایمان]] [[خالص]] لله تعالی است. | [[دلالت روایت]] بر توحید طاعت [[خداوند]] و حصر جواز اطاعت و [[فرمانبری]] در [[ذات خداوند]] که به معنای حصر [[فرمانروایی]] در [[ذات مقدس]] اوست، آشکار و روشن است؛ زیرا [[اعتقاد]] به [[مطاع]] و [[فرمانروایی]] دیگر و اعتقاد به [[استحقاق]] [[اطاعت]] او بنابر صریح این [[روایت]] [[شرک در اطاعت]] است و شرک در اطاعت، نظیر [[شرک]] در [[سجود]] و [[رکوع]] است که نقیض [[توحید]] و [[ایمان]] [[خالص]] لله تعالی است. | ||