ملکوت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۲۱۵ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۸ ژوئن ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
* در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] متعدّدی با به‌کارگیری واژۀ "[[ملکوت]]" بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات اقدس حق تعالی]] دلالت دارند، از جمله:
* '''آیۀ اول:''' {{متن قرآن|أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ * إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا کسى که آسمان‌ها و زمین را آفریده، قادر نیست همانند آنان را بیافریند؟! آرى (مى‌تواند)، و او آفریدگار آگاه است * فرمان او چنین است که هرگاه چیزى را اراده کند، تنها به آن مى‌گوید: "باش!"، آن نیز بى‌درنگ موجود مى‌شود * پس منزّه است خداوندى که سلطنت و پادشاهی همه چیز در دست اوست؛ و به سوى او بازگردانده مى‌شوید» سوره یس، آیه ۸۱-۸۳.</ref>.
* در این آیات پس از تأکید بر [[خالقیت]] [[خدای متعال]] و اشاره به امر خلقی [[خداوند]]، به امر تدبیری او اشاره شده و با جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] بر تمام [[جهان هستی]] - از جمله [[جامعۀ بشر]] - مخصوص خداوند دانسته شده است.
* جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} از چند جهت دلالت بر [[حصر]] [[مُلک]] و حاکمیت در [[ذات اقدس حق]] دارد:
# اضافۀ {{متن قرآن|مَلَكُوتُ}} به {{متن قرآن|كُلِّ شَيْءٍ}} به معنای آن است که سلطنت و [[ملک]] خدای متعال، همه چیز را فراگرفته است. بنابراین همۀ موجودات، زیر چتر حاکمیت اویند و هیچ چیزی وجود ندارد، مگر آنکه محکوم مُلک و [[سلطنت الهی]] است. بنابراین، [[حاکم]] و سلطانی در کنار [[خدا]] وجود ندارد.
# تقدیم {{متن قرآن|بِيَدِهِ}} بر {{متن قرآن|مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} دلالت بر حصر ملکوت، یعنی مُلک و سلطنت در خدای متعال دارد؛ زیرا جار و مجرور مقدّم بر متعلّق، دلالت بر حصر دارد.
# جملۀ {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي}} که خدا را [[منزّه]] می‌دارد، این [[تنزیه]] را وصف خدایی قرار می‌دهد که او را با جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} معرفی می‌کند، [[تنزیه]] چنین خدایی متضمن [[تنزیه]] او از [[شریک]] در همین وصف، یعنی وصف {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} است.
# جملۀ {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} در ذیل [[آیه]] بر [[مرجعیت]] [[ذات اقدس]] [[متعال]] برای همۀ [[بندگان]] و [[حصر]] این مرجعیت در [[ذات]] اقدس [[حق تعالی]] دلالت دارد، و موجب دلالت سیاقی آیه بر حصر [[ملکوت]] و [[مُلک]] و [[سلطنت]] در [[ذات اقدس حق تعالی]] است.
* '''آیۀ دوم:''' آیۀ دیگری که با استفاده از واژۀ "ملکوت"، [[حصر حاکمیت]] و سلطنت را در ذات اقدس حق تعالی می‌رساند آیۀ هشتاد و هشتم از [[سورۀ مؤمنون]] است: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: "چه کسى پادشاهی و حاکمیت همۀ موجودات را در دست دارد، و اوست که پناه مى‌دهد، و کسی را از او پناهی نیست اگر مى‌دانید؟!"» سوره مؤمنون، آیه ۸۸.</ref>.
* مضمون این آیه، مشابه مضمون آیۀ قبل است و دلالت بر حصر ملکوت همۀ اشیاء - یعنی سلطنت و مُلک بر همۀ موجودات از جمله [[جامعۀ بشری]] - در [[خدای متعال]] دارد.
* این آیه در [[سیاق آیات]] دیگری قرار دارد که توجه به [[آیات]] قبل و بعد آن دلالتش را بر حصر حاکمیت در ذات اقدس حق تعالی روشن‌تر می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ * قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ * قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: "[[زمین]] و کسانى که در آن هستند از آن کیست، اگر شما مى‌دانید؟!" * بزودى مى‌گویند: "(همه) از آنِ خداست" بگو: "آیا متذکّر نمى‌شوید؟!" * بگو: "چه کسى [[پروردگار]] آسمان‌هاى هفت‌گانه، و [[پروردگار]] [[عرش]] عظیم است؟" * بزودى خواهند گفت: "(همه اینها) از آنِ خداست!" بگو: "آیا [[تقوا]] پیشه نمى‌کنید (و دست از [[شرک]] بر نمى‌دارید)؟!" * بگو: "چه کسى [[حاکمیت]] همه موجودات را در دست دارد، و تنها [[پناه دهنده]] است و کسی را از او پناهی نیست، اگر می‌دانید!" * خواهند گفت: "(همه اینها) از آنِ خداست!" بگو: "پس چرا چنین در فسون و گزاف افتاده‌اید؟!" * (چنین نیست) بلکه ما [[حق]] را براى آنها آوردیم؛ و به [[یقین]] آنها [[دروغ‌گو]] هستند * [[خدا]] هرگز فرزندى [[اختیار]] نکرده؛ و خداى دیگرى با او نیست؛ که اگر چنین مى‌شد، هر یک از [[خدایان]] [[مخلوقات]] خود را تحت [[تدبیر]] خود مى‌برد و بعضى از آنان بر بعضى دیگر برترى مى‌جست (و [[جهان]] هستى به تباهى کشیده مى‌شد)؛ [[منزّه]] است خدا از آنچه آنان توصیف مى‌کنند! * او داناى [[نهان]] و آشکار است؛ پس [[برتر]] است از آنچه همتاى او قرار مى‌دهند!» [[سوره مؤمنون]]، [[آیه]] ۸۴-۹۲.</ref>.
* ظاهراً خطاب در این [[آیات]] به [[منافقان]] است؛ یعنی کسانی که به زبان، اظهار [[اطاعت]] و پذیرش [[حاکمیت خدا]] و [[رسول]] می‌نمایند، لکن در [[باطن]] و خفا از [[دستورات]] خدا و رسول [[سرپیچی]] نموده و بر ضدّ حاکمیت خدا و رسول [[توطئه]] می‌کنند.
* هنگامی که از اینان پرسیده می‌شود: [[حاکم]] و آمر و [[مَلِک]] و [[سلطان]] شما کیست؟ در پاسخ، بی‌درنگ می‌گویند: خداست. لکن در عمل به آنچه با زبان می‌گویند پایبند نیستند؛ زیرا در باطن و پشت پرده به حاکمیت حاکمی غیر خدا [[دل]] بسته‌اند و از [[فرمان]] [[فرمانروایی]] غیر خدا فرمان می‌برند، لهذا به آنان گفته می‌شود: {{متن قرآن|أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؟}}، {{متن قرآن|أَفَلَا تَتَّقُونَ؟}}.
* مشکل عمدۀ همه [[ادیان]] و به ویژه [[اسلام]]، این دسته از مردمی بوده است که با زبان و در ظاهر خود را [[موحّد]] و [[مؤمن]] معرفی می‌کرده‌اند، لکن در باطن و در مرحلۀ عمل، [[مشرک]] بوده‌اند و حاکم و فرمانروایی به جز خدا پذیرفته و از فرمان او [[تبعیت]] می‌کرده‌اند، و لذا در [[آیات قرآنی]] بر [[توحید عملی]] یا [[توحید در طاعت]] [[الهی]] تأکید فراوانی شده است و در [[قرآن کریم]] [[دروغ]] همین دسته [[دروغ بزرگ]] به شمار آمده و از آنان به [[منافق]] تعبیر شده است. لهذا در آیۀ اخیر از این افراد با وصف [[دروغگویی]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}؛ یعنی در ادعایی که می‌کنند، آنگاه که خود را [[مطیع]] و پیرو [[خدا]] و [[رسول خدا]] می‌شمارند، [[دروغ]] می‌گویند. در [[سورۀ منافقون]] نیز به همین مطلب اشاره شده است: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«هنگامى که [[منافقان]] نزد تو آیند مى‌گویند: "ما [[شهادت]] مى‌دهیم که به [[یقین]] تو [[پیامبر خدا]] هستى!" [[خداوند]] مى‌داند که تو [[پیامبر]] او هستى، ولى خداوند شهادت مى‌دهد که منافقان دروغگو هستند (زیرا آنچه را به زبان می‌گویند در [[دل]] [[انکار]] می‌کنند)» [[سوره منافقون]]، [[آیه]] ۱.</ref>.
* در همین راستا در [[آیات]] یاد شدۀ فوق تأکید بر [[توحید]] [[اطاعت]] به عمل آمده، و در آیۀ اخیر از دسته آیات مذکور در بالا، با جملۀ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}} با تأکید فراوان، هرگونه [[شریک]] در [[حاکمیت]] و [[سلطنت]] برای خدا [[نفی]] گردیده است، و به أدّله [[عقلی]] - إنّی - متعدّد کاشف از [[وحدت]] حاکمیت و [[سلطنت الهی]]، اشاره شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.


== [[ملکوت]] در فرهنگ‌نامه پیامبر در [[قرآن کریم]] ج۲==
== [[ملکوت]] در فرهنگ‌نامه پیامبر در [[قرآن کریم]] ج۲==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش