|
|
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}} | | {{مدخل مرتبط |
| {{امامت}}
| | | موضوع مرتبط = ملکوت |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | عنوان مدخل = ملکوت |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[ملکوت]]''' است. "'''[[ملکوت]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | مداخل مرتبط = [[ملکوت در لغت]] - [[ملکوت در قرآن]] |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | پرسش مرتبط = |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[ملکوت در قرآن]] | [[ملکوت در حدیث]] | [[ملکوت در نهج البلاغه]] | [[ملکوت در کلام اسلامی]] | [[ملکوت در اخلاق اسلامی]] </div>
| | }} |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[ملکوت (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | == معناشناسی == |
| *در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] متعدّدی با بهکارگیری واژۀ "[[ملکوت]]" بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات اقدس]] [[حق تعالی]] دلالت دارند، از جمله:
| | ملکوت در لغت، واژهای است که در اصل از کلمه “مُلْکْ” مشتق شده و به معنای تسلّط و استیلایی است حاکی از [[قدرت]] و آنچه در این کلمه به صورت زیاده آمده، بیانگر نوعی شدّت و وسعت در معنای مصدری آن یعنی [[تسلط]] اشراف است. ملکوت از باب مصدر دارای زیادتی نسبت به مُلْکْ است مانند: جَبروت از جَبر و رَحموت از رَحمت، رَهبوت از رَهبت و عَظموت از عَظمت و رَکبوت از رَکب و این زیادی دلالت بر زیادی معنا و عظمت، امتداد و وسعت در مفهوم دارد<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۱، ص۱۶۳-۱۶۲.</ref>. |
| *'''آیۀ اول:''' {{متن قرآن|أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ * إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده، قادر نیست همانند آنان را بیافریند؟! آرى (مىتواند)، و او آفریدگار آگاه است * فرمان او چنین است که هرگاه چیزى را اراده کند، تنها به آن مىگوید: "باش!"، آن نیز بىدرنگ موجود مىشود * پس منزّه است خداوندى که سلطنت و پادشاهی همه چیز در دست اوست؛ و به سوى او بازگردانده مىشوید» سوره یس، آیه ۸۱-۸۳.</ref>.
| |
| *در این [[آیات]] پس از تأکید بر [[خالقیت]] [[خدای متعال]] و اشاره به امر خلقی [[خداوند]]، به امر تدبیری او اشاره شده و با جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} [[سلطنت]] و [[حاکمیت]] بر تمام [[جهان هستی]] - از جمله [[جامعۀ بشر]] - مخصوص [[خداوند]] دانسته شده است.
| |
| *جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} از چند جهت دلالت بر [[حصر]] [[مُلک]] و [[حاکمیت]] در [[ذات اقدس]] [[حق]] دارد:
| |
| #اضافۀ {{متن قرآن|مَلَكُوتُ}} به {{متن قرآن|كُلِّ شَيْءٍ}} به معنای آن است که [[سلطنت]] و [[ملک]] [[خدای متعال]]، همه چیز را فراگرفته است. بنابراین همۀ موجودات، زیر چتر [[حاکمیت]] اویند و هیچ چیزی وجود ندارد، مگر آنکه محکوم [[مُلک]] و [[سلطنت]] [[الهی]] است. بنابراین، [[حاکم]] و سلطانی در کنار [[خدا]] وجود ندارد.
| |
| #تقدیم {{متن قرآن|بِيَدِهِ}} بر {{متن قرآن|مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} دلالت بر [[حصر]] [[ملکوت]]، یعنی [[مُلک]] و [[سلطنت]] در [[خدای متعال]] دارد؛ زیرا جار و مجرور مقدّم بر متعلّق، دلالت بر [[حصر]] دارد.
| |
| #جملۀ {{متن قرآن|سُبْحَانَ الَّذِي}} که [[خدا]] را منزّه میدارد، این [[تنزیه]] را [[وصف]] خدایی قرار میدهد که او را با جملۀ {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} معرفی میکند، [[تنزیه]] چنین خدایی متضمن [[تنزیه]] او از شریک در همین [[وصف]]، یعنی [[وصف]] {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} است.
| |
| #جملۀ {{متن قرآن|وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} در ذیل [[آیه]] بر [[مرجعیت]] [[ذات اقدس متعال]] برای همۀ [[بندگان]] و [[حصر]] این [[مرجعیت]] در [[ذات اقدس]] حق تعالی دلالت دارد، و موجب دلالت سیاقی [[آیه]] بر [[حصر]] [[ملکوت]] و [[مُلک]] و [[سلطنت]] در [[ذات اقدس]] حق تعالی است.
| |
| *'''آیۀ دوم:''' آیۀ دیگری که با استفاده از واژۀ "[[ملکوت]]"، [[حصر حاکمیت]] و [[سلطنت]] را در [[ذات اقدس]] [[حق تعالی]] میرساند آیۀ هشتاد و هشتم از [[سورۀ مؤمنون]] است: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: "چه کسى پادشاهی و حاکمیت همۀ موجودات را در دست دارد، و اوست که پناه مىدهد، و کسی را از او پناهی نیست اگر مىدانید؟!"» سوره مؤمنون، آیه ۸۸.</ref>.
| |
| *مضمون این [[آیه]]، مشابه مضمون آیۀ قبل است و دلالت بر [[حصر]] [[ملکوت]] همۀ اشیاء - یعنی [[سلطنت]] و [[مُلک]] بر همۀ موجودات از جمله [[جامعۀ بشری]] - در [[خدای متعال]] دارد.
| |
| *این [[آیه]] در [[سیاق آیات]] دیگری قرار دارد که توجه به [[آیات]] قبل و بعد آن دلالتش را بر [[حصر حاکمیت]] در [[ذات اقدس]] [[حق تعالی]] روشنتر میکند: {{متن قرآن|قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِيهَا إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَذَكَّرُونَ * قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلا تَتَّقُونَ * قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: "زمین و کسانى که در آن هستند از آن کیست، اگر شما مىدانید؟!" * بزودى مىگویند: "(همه) از آنِ خداست" بگو: "آیا متذکّر نمىشوید؟!" * بگو: "چه کسى پروردگار آسمانهاى هفتگانه، و پروردگار عرش عظیم است؟" * بزودى خواهند گفت: "(همه اینها) از آنِ خداست!" بگو: "آیا تقوا پیشه نمىکنید (و دست از شرک بر نمىدارید)؟!" * بگو: "چه کسى حاکمیت همه موجودات را در دست دارد، و تنها پناه دهنده است و کسی را از او پناهی نیست، اگر میدانید!" * خواهند گفت: "(همه اینها) از آنِ خداست!" بگو: "پس چرا چنین در فسون و گزاف افتادهاید؟!" * (چنین نیست) بلکه ما حق را براى آنها آوردیم؛ و به یقین آنها دروغگو هستند * خدا هرگز فرزندى اختیار نکرده؛ و خداى دیگرى با او نیست؛ که اگر چنین مىشد، هر یک از خدایان مخلوقات خود را تحت تدبیر خود مىبرد و بعضى از آنان بر بعضى دیگر برترى مىجست (و جهان هستى به تباهى کشیده مىشد)؛ منزّه است خدا از آنچه آنان توصیف مىکنند! * او داناى نهان و آشکار است؛ پس برتر است از آنچه همتاى او قرار مىدهند!» سوره مؤمنون، آیه ۸۴-۹۲.</ref>.
| |
| *ظاهراً خطاب در این [[آیات]] به [[منافقان]] است؛ یعنی کسانی که به زبان، اظهار [[اطاعت]] و [[پذیرش]] [[حاکمیت خدا]] و [[رسول]] مینمایند، لکن در [[باطن]] و خفا از [[دستورات]] [[خدا]] و [[رسول]] [[سرپیچی]] نموده و بر ضدّ [[حاکمیت خدا]] و [[رسول]] [[توطئه]] میکنند.
| |
| *هنگامی که از اینان پرسیده میشود: [[حاکم]] و آمر و [[مَلِک]] و [[سلطان]] شما کیست؟ در پاسخ، بیدرنگ میگویند: خداست. لکن در عمل به آنچه با زبان میگویند پایبند نیستند؛ زیرا در [[باطن]] و پشت پرده به [[حاکمیت]] حاکمی غیر [[خدا]] [[دل]] بستهاند و از [[فرمان]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] [[فرمان]] میبرند، لهذا به آنان گفته میشود: {{متن قرآن|أَفَلَا تَذَكَّرُونَ؟}}، {{متن قرآن|أَفَلَا تَتَّقُونَ؟}}.
| |
| *مشکل عمدۀ همه [[ادیان]] و به ویژه [[اسلام]]، این دسته از مردمی بوده است که با زبان و در ظاهر خود را [[موحّد]] و [[مؤمن]] معرفی میکردهاند، لکن در [[باطن]] و در مرحلۀ عمل، [[مشرک]] بودهاند و [[حاکم]] و [[فرمانروایی]] به جز [[خدا]] پذیرفته و از [[فرمان]] او [[تبعیت]] میکردهاند، و لذا در [[آیات قرآنی]] بر [[توحید عملی]] یا [[توحید]] در [[طاعت]] [[الهی]] تأکید فراوانی شده است و در [[قرآن کریم]] [[دروغ]] همین دسته [[دروغ بزرگ]] به شمار آمده و از آنان به [[منافق]] تعبیر شده است. لهذا در آیۀ اخیر از این افراد با [[وصف]] [[دروغگویی]] یاد شده است: {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}؛ یعنی در ادعایی که میکنند، آنگاه که خود را [[مطیع]] و پیرو [[خدا]] و [[رسول خدا]] میشمارند، [[دروغ]] میگویند. در [[سورۀ منافقون]] نیز به همین مطلب اشاره شده است: {{متن قرآن|إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«هنگامى که منافقان نزد تو آیند مىگویند: "ما شهادت مىدهیم که به یقین تو پیامبر خدا هستى!" خداوند مىداند که تو پیامبر او هستى، ولى خداوند شهادت مىدهد که منافقان دروغگو هستند (زیرا آنچه را به زبان میگویند در دل انکار میکنند)» سوره منافقون، آیه ۱.</ref>.
| |
| *در همین راستا در [[آیات]] یاد شدۀ فوق تأکید بر [[توحید]] [[اطاعت]] به عمل آمده، و در آیۀ اخیر از دسته [[آیات]] مذکور در بالا، با جملۀ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلَا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}} با تأکید فراوان، هرگونه [[شریک]] در [[حاکمیت]] و [[سلطنت]] برای [[خدا]] [[نفی]] گردیده است، و به أدّله [[عقلی]] - إنّی - متعدّد کاشف از [[وحدت]] [[حاکمیت]] و [[سلطنت]] [[الهی]]، اشاره شده است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ملکوت در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲==
| | در تعریف این عالم از آن به [[عالم باطن]] یاد شده که [[عالم مُلک]] در راستای آن است که در [[عالم ظاهر]] است<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۲۳۱.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۸۰۱.</ref> |
| واژه [[ملکوت]] با مراجعه به کتب لغت، واژهای است که در اصل از کلمه “مُلْکْ” مشتق شده و به معنای تسلّط و استیلایی است که حاکی از [[قدرت]] است و آنچه که در این کلمه به صورت زیاده آمده، بیانگر نوعی شدّت و وسعت در معنای مصدری آن یعنی [[تسلط]] اشراف است. [[ملکوت]] از باب مصدر دارای زیادتی نسبت به مُلْکْ است مانند: جَبروت از جَبر و رَحموت از رَحمت، رَهبوت از رَهبت و عَظموت از عَظمت و رَکبوت از رَکب و این زیادی دلالت بر زیادی معنا و [[عظمت]]، امتداد و وسعت در مفهوم دارد<ref>مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۱، ص۱۶۳-۱۶۲.</ref>. در تعریف این عالم از آن به [[عالم باطن]] یاد شده که در قبالش [[عالم مُلک]] است که در [[عالم ظاهر]] است<ref>سجادی، سید جعفر، فرهنگ معارف اسلامی، ج۲، ص۱۲۳۱.</ref>. در این مدخل [[هدف]] [[تبیین]] مواردی است که [[خدا]] [[پیامبر]]{{صل}} را از آن عالم باخبر میسازد.
| |
| #{{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه میدهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمیشود؟ * خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس چگونه افسونزده میشوید؟ * (نه)، بلکه حق را برای آنان آوردیم و آنان بیگمان دروغگویند» سوره مؤمنون، آیه ۸۸-۹۰.</ref>
| |
|
| |
|
| '''نتیجه''': در [[آیات]] فوق دو موضوع مطرح گردیده است:
| | == پیامبر و آیات ملکوت == |
| # [[ملکوت]] هر چیز به [[دست خدا]] کنایه از آن است که ایجاد هر موجودی که بتوان کلمه {{متن قرآن|شَيْءٍ}} را بر آن اطلاق نمود، مختصّ [[خداوند متعال]] است، همچنانکه فرموده: {{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«خداوند آفریننده همه چیز است» سوره زمر، آیه ۶۲.</ref> پس [[مُلک]] [[خدا]] محیط به هر چیز است و [[نفوذ]] امر و حکمش بر هر چیزی ثابت است و در قبال تَوهُّم اخلال بعضی از [[علل]] در امر او جمله: {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ }} را با جمله {{متن قرآن|وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ}} تکمیل نموده که در [[حقیقت]] توضیح اختصاص [[مُلک]] است؛
| | برخی از آیات مواردی است که در آنها [[خداوند]] [[پیامبر]]{{صل}} را از آن عالم باخبر میسازد مانند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه میدهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمیشود؟ * خواهند گفت: خداوند است، بگو: پس چگونه افسونزده میشوید؟ * (نه)، بلکه حق را برای آنان آوردیم و آنان بیگمان دروغگویند» سوره مؤمنون، آیه ۸۸-۹۰.</ref>. |
| # [[پیامبر]] [[مأمور]] [[پرسش]] از [[مشرکان]] درباره [[مالکیت]] [[ملکوت]] اشیاء: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}؛
| |
| #توجه به [[مالکیت]] انحصاری [[خداوند]] بر [[ملکوت]] اشیاء مستلزم [[پذیرش]] [[حقانیت]] [[پیامبر]] و [[آیین]] او است: ({{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ... * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}؛
| |
| #اهمیت بیان این مسئله که با تعبیر به {{متن قرآن|قُلْ}} از زبان [[پیامبر]] [[نقل]] شده، کنایه از این نکته دارد که [[خداوند]] بر [[تسلط]] بر [[ملکوت]] اشیاء و عدم [[نفوذ]] هر امر دیگری در [[اراده]] او است، که پی بردن به این امر را منوط بر [[میزان]] [[علم]] وآگاهی [[انسان]] دانسته است. و این مسئله باز کردن دریچهای از [[عالم غیب]] است که [[پیامبر]] آن را بازگو میکند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۸۰۱.</ref>.
| |
| ==منابع==
| |
| # [[پرونده:11123.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|'''فقه نظام سیاسی اسلام ج۱''']]
| |
| # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']]
| |
|
| |
|
| ==پانویس==
| | در این [[آیات]] چهار موضوع مطرح گردیده است: |
| {{یادآوری پانویس}} | | # [[ملکوت]] هر چیز به دست خدا، کنایه از آن است که ایجاد هر موجودی که بتوان کلمه {{متن قرآن|شَيْءٍ}} را بر آن اطلاق نمود، مختصّ [[خداوند متعال]] است، همچنانکه فرموده: {{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«خداوند آفریننده همه چیز است» سوره زمر، آیه ۶۲.</ref> پس [[مُلک]] خدا محیط به هر چیز است و نفوذ امر و حکمش بر هر چیزی ثابت است و در قبال تَوهُّم اخلال بعضی از علل در امر او جمله: {{متن قرآن|بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ}} را با جمله {{متن قرآن|وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ}} تکمیل نموده که در [[حقیقت]] توضیح اختصاص مُلک است؛ |
| {{پانویس2}} | | # پیامبر [[مأمور]] [[پرسش]] از [[مشرکان]] درباره [[مالکیت]] ملکوت اشیاء: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}؛ |
| | # توجه به مالکیت انحصاری [[خداوند]] بر ملکوت اشیاء مستلزم پذیرش [[حقانیت پیامبر]] و [[آیین]] اوست: ({{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ... * سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ * بَلْ أَتَيْنَاهُمْ بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}؛ |
| | # اهمیت بیان این مسئله که با تعبیر به {{متن قرآن|قُلْ}} از زبان پیامبر نقل شده، کنایه از این نکته دارد که خداوند بر [[تسلط]] بر ملکوت اشیاء و عدم نفوذ هر امر دیگری در [[اراده]] او است، که پی بردن به این امر را منوط بر [[میزان]] [[علم]] وآگاهی [[انسان]] دانسته است. و این مسئله باز کردن دریچهای از [[عالم غیب]] است که [[پیامبر]] آن را بازگو میکند<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۸۰۱.</ref>. |
|
| |
|
| [[رده:ملکوت]] | | == ملکوت آفاقی == |
| [[رده:مدخل]] | | ملکوت آفاقی، [[عوالم]] فوق [[دنیا]] در عالم خارج است که در اصطلاح [[قرآن]]، [[آیات آفاقی]] نامیده میشود. وصف تجردی آن عوالم، به تناسب مرتبهای که دارند، متفاوت است. در قرآن، چون [[مخلوقات]] آن عوالم به مجرّد امرالهی موجود میگردند و در وجود خویش نیازی به ماده و مدت ندارند، آن را “عالم امر” در مقابل “عالم خَلق” و یا “عالم ملکوت” در مقابل “عالم مُلک” نامیدهاند<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}} «[[فرمان]] او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود * پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳؛ و یا: {{متن قرآن|إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «به راستی پروردگارتان همان خداوند است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ (فرمانفرمایی جهان) استیلا یافت، شب را بر روز میپوشاند- که آن را شتابان میجوید- و خورشید و ماه و ستارگان را رام فرمان خویش آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان او را» سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>. در کتب حِکمی و [[عرفانی]]، عالم مفارقات و روحانیات را در یک تعریف کلی، ملکوت عالم مینامند<ref>{{عربی|عالم الملکوت جواهر نورانیة شریفة عالیة یعبر عنها بالملائکة، منها تفیض الأنوار علی الأرواح البشریة، و لأجلها قد تسمی أربابا، و یکون الله تعالی رب الأرباب لذلک، و یکون لها مراتب فی نورانیتها متفاوتة، فبالحری أن یکون مثالها من عالم الشهادة الشمس و القمر والکواکب}}؛ موسوعة مصطلحات التصوف، ص۶۰۳.</ref>. |
| | |
| | در [[آیات قرآن]]، مراد از [[ملکوت]]، عالمی است که [[مالکیت]] مطلق [[الهی]] در آن است آشکارتر است و طبعاً به تناسب آنکه مراتب نوری و تجرد [[عوالم]] فوق قویتر شود، [[فرمانروایی]] [[حق]] در آن آشکارتر میگردد. براین اساس، همه مراتب بعد از [[عالم دنیا]]، اعم از [[عالم مثال]]، عالم [[عقول]]، [[ارواح]]، [[ملائک]] و بالاخره عالم [[اسماء]] کلیه، ملکوت عالم نامیده میشود؛ چنانکه [[قرآن مجید]] درباره [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} میفرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و اینگونه ما گستره آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمایانیم و (چنین میکنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>. |
| | |
| | با توجه به آنکه [[فیض]] هستی در مراتب عالم، از بالا به پایین است، بنابراین، ملکوت اشیاء، جهت امری آنها است؛ به نوعی میتوان گفت که جهت ارتباط [[مخلوقات]] با [[خداوند]] و دریافت فیض هستی و [[کمالات]] هستی، همه از سوی [[عالم امر]] میباشد. {{متن قرآن|قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: اگر میدانید، کیست که گستره (فرمانفرمایی) هر چیز در کف اوست و او پناه میدهد و در برابر (خواست) وی (به کسی) پناه داده نمیشود؟» سوره مؤمنون، آیه ۸۸.</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص۲۳۵.</ref> |
| | |
| | == ملکوت انفسی == |
| | مراتب طولی عالم در یک نگاه کلی، به چهار مرتبه تقسیم شده است. در این میان، عالم [[انسانی]] را جدای از سایر عوالم میدانند و آن را «کون جامع» مینامند؛ زیرا [[نفس انسانی]] در مراتب گوناگون خود، واجد همه کمالات مراتب هستی است و لذا همه مراتب مادی و مجردِ تام و نیمه تمام، در وجود [[انسان]] به ودیعه نهاده شده است؛ از [[جبروت]] و [[عقل]] گرفته تا عالم [[وهم]] و [[خیال]] و مثال، [[عوالم]] غیرمادی [[انسان]] است؛ تا بدن عنصری، که مرتبۀ مادی [[آدمی]] را تشکیل میدهد<ref>ملاصدرا در مراتب عالم انسانی میگوید: {{عربی|ان النفس الإنسانية ليس لها مقام معلوم في الهوية و لا لها درجة معينة في الوجود كسائر الموجودات الطبيعية و النفسية و العقلية التي كل له مقام معلوم، بل النفس الإنسانية ذات مقامات و درجات متفاوتة، و لها نشآة سابقة و لاحقة، و لها في كل مقام و عالم صورة أخرى كما قيل: «لقد صار قلبي قابلا كل صورة ** فمرعى لغزلان و ديرا لرهبان» و ما هذا شأنه صعب إدراك حقيقته و عسر فهم هويته}}. (الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة (ط. دار احیاء التراث. ۱۹۸۱ م)، ج۸، ص۳۴۳).</ref>. در یک نگاه کلی، همۀ مراتب تجردی [[انسان]]، [[ملکوت انفسی]] نامیده میشود<ref> ر.ک: الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة (ط. دار [[احیاء]] التراث، ۱۹۸۱م)، ج۴، ص۱۵۷، فصل ۱۴؛ همچنین عبارت ملاصدرا در کتاب «المظاهر الالهیة فی [[اسرار]] العلوم الکمالیة» (ط. بنیاد حکمت صدرا، ۱۳۸۷ ه.ش)، ص۱۱۸، چنین است: {{عربی|لما علمت أن الإنسان «عالم صغير» و أحواله أنموذج من أحوال «الإنسان الكبير»، و مفتاح معرفة هذه الحقائق معرفة النفس الإنسانية}}. همچنین بیان آیتالله حسنزاده آملی پیرامون مراتب نفس انسانی چنین است: {{عربی| للإنسان عند الحكماء سبع مراتب: هي العقل الهيولانى، و العقل بالملكة، و العقل بالفعل، و العقل المستفاد، و المحو و الطمس و المحق؛ و عند العارفين لطائف سبع: هي الطبع و النفس و القلب و الروح و السرّ و الخفي و الأخفى. فالطبع باعتبار مبدئيته للحركة و السكون. و النفس باعتبار مبدئيته للإدراكات الجزئية. و القلب باعتبار مبدئيته للإدراكات الكلية التفصيلية. و الروح باعتبار الملكة البسيطة الخلاقة للتفاصيل فيه. و السرّ باعتبار فنائه في العقل الفعّال. و الخفي باعتبار فنائه في الواحدية. و الأخفى باعتبار فنائه في الأحدية. و المرتبة الأحدية عندهم اعتبار الذات مع انتفاء الأسماء و الصفات و النسب و التعيّنات. و المرتبة الواحدية اعتبار الذات مع الأسماء و الصفات الملزومة للأعيان الثابتة}}. (عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون (ط. دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۴۲۱ ﻫ.ق)، ص۵۶۹).</ref>. در [[قرآن]]، هر یک از اسامی گوناگونی که برای [[نفس انسانی]] شمرده شده، اشاره به مرتبهای از مراتب آن دارد؛ چنانکه [[نفس اماره]]، [[مدبّر]] جهات حیوانی [[انسان]] و بدن عنصری او است و [[نفس لوّامه]]، [[تربیت]] [[اخلاق دینی]] او را بر عهده دارد و [[نفس مطمئنه]]، عالیترین مرتبه نفس در توجه و سکون به [[توحید]] است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص۲۳۶.</ref>. |
| | |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] |
| | # [[پرونده:1379150.jpg|22px]] [[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|'''ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:اصطلاحات قرآنی]] |