روش‌های آموزشی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۵٬۸۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰۵: خط ۴۰۵:
روش املای معصومان{{عم}} بیشتر در موارد خاصی بوده است؛ به بیانی دیگر، معصومان{{عم}} از این روش برای [[آموزش]] افرادی خاص بهره می‌گرفتند و این روش یک روش [[آموزشی]] انفرادی بوده است؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} برای علی{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} برای [[مفضل بن عمر]] و [[امام هادی]]{{ع}} برای [[حسن بن خالد برقی]] املا می‌کردند. معصومان{{عم}} [[برا]] ی عموم شاگردان و در جلسات دروس عمومی، از این روش - به معنای خاص آن - استفاده نمی‌کردند؛ اما پس از [[ائمه]]{{عم}}، شاگردان آنان و حتی در [[زمان]] [[حیات]] آنان برخی از [[اهل سنت]]، از روش املا در آموزش استفاده می‌کردند. در این روش آنان مطالب را از روی کتاب و یا از حفظ املا می‌کردند و شاگردان نیز با ضبط دقیق یادداشت می‌کردند و حتی پس از آن شاگردان نسخه‌های خود را برای تصحیح مقابله می‌کردند. مطالبی را که [[استادان]] از رو و یا از حفظ املا می‌کردند از مطالب [[اجتهادی]] خود آنان بود، نه اینکه تنها [[نقل روایت]] باشد؛ زیرا اگر تنها نقل روایت بود، به آن روش «قرائت» می‌گفتند<ref>ر.ک: تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷ - ۲۴۱.</ref>.
روش املای معصومان{{عم}} بیشتر در موارد خاصی بوده است؛ به بیانی دیگر، معصومان{{عم}} از این روش برای [[آموزش]] افرادی خاص بهره می‌گرفتند و این روش یک روش [[آموزشی]] انفرادی بوده است؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} برای علی{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} برای [[مفضل بن عمر]] و [[امام هادی]]{{ع}} برای [[حسن بن خالد برقی]] املا می‌کردند. معصومان{{عم}} [[برا]] ی عموم شاگردان و در جلسات دروس عمومی، از این روش - به معنای خاص آن - استفاده نمی‌کردند؛ اما پس از [[ائمه]]{{عم}}، شاگردان آنان و حتی در [[زمان]] [[حیات]] آنان برخی از [[اهل سنت]]، از روش املا در آموزش استفاده می‌کردند. در این روش آنان مطالب را از روی کتاب و یا از حفظ املا می‌کردند و شاگردان نیز با ضبط دقیق یادداشت می‌کردند و حتی پس از آن شاگردان نسخه‌های خود را برای تصحیح مقابله می‌کردند. مطالبی را که [[استادان]] از رو و یا از حفظ املا می‌کردند از مطالب [[اجتهادی]] خود آنان بود، نه اینکه تنها [[نقل روایت]] باشد؛ زیرا اگر تنها نقل روایت بود، به آن روش «قرائت» می‌گفتند<ref>ر.ک: تاریخ دانشگاه‌های بزرگ اسلامی، ص۲۳۷ - ۲۴۱.</ref>.
همچنین مجموعه مطالبی را که از راه املا به [[نگارش]] درمی‌آمد، «[[امالی]]» می‌نامیدند؛ از جمله امالی [[شیخ مفید]]، [[امالی شیخ صدوق]]، [[امالی شیخ طوسی]] و امالی [[شریف مرتضی]].<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>
همچنین مجموعه مطالبی را که از راه املا به [[نگارش]] درمی‌آمد، «[[امالی]]» می‌نامیدند؛ از جمله امالی [[شیخ مفید]]، [[امالی شیخ صدوق]]، [[امالی شیخ طوسی]] و امالی [[شریف مرتضی]].<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>
==روش‌های نوشتاری==
===[[نامه‌نگاری]]===
از دیگر [[روش‌های آموزشی]] در [[سیره معصومان]]{{عم}}، روش نامه‌نگاری است؛ بدین‌گونه که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} برای شخصی که در حضور ایشان نبود و یا در شهرهای دوردست می‌زیست و امکان دسترسی به امام را نداشت و یا دسترسی به پیامبر برای او با دشواری‌هایی همراه بود و گاه نیز در همان [[شهر]] می‌زیست ولی به دلایلی خاص، [[احکام]]، [[دستورات]] و اندیشه‌های [[اسلامی]] را به صورت نامه‌ای برای آنان ارسال می‌کردند. این [[دستورها]] را گاه برای خود شخص می‌نوشتند و گاه برای اینکه او، به دلیل مسؤولیتی که داشت آن را به دیگران نیز برساند و گاهی نیز [[نامه]] را برای اهالی یک شهر و یا جمعی از [[مسلمانان]] می‌نگاشتند. اساساً نامه‌نگاری در سیره معصومان{{عم}}، به ویژه در [[سیره پیامبر]]{{صل}} جایگاهی ویژه و رواج داشت؛ البته برخی از [[نامه‌های پیامبر]]{{صل}}، به ویژه نامه‌های ایشان به سران [[اقوام]] و [[ملل]] جنبه [[سیاسی]] - [[حکومتی]] و [[دعوت به اسلام]] داشته ولی بخش قابل توجهی از آنها [[آموزشی]] و [[تربیتی]] بوده است. در کتاب [[مکاتیب الرسول]]، بسیاری از نامه‌های پیامبر{{صل}} که به سران ممالک یا بزرگان اقوام، برای [[دعوت]] آنان به [[اسلام]] نوشته شده بود گردآوری شده است؛ همچنین در این کتاب بخشی از نامه‌های پیامبر{{صل}} که در آنها احکام و دستورات [[اعتقادی]]، [[فقهی]]، [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] بیان شده، به برخی از مسلمانان اعم از اشخاص، سران و بزرگان اقوام و [[نمایندگان]] خود، آورده شده است. در اینجا بخشی از نامه‌های [[معصومان]]{{عم}} را که جنبه آموزشی دارد، ذکر می‌کنیم:
====[[نامه پیامبر]]{{صل}} به دخترش [[فاطمه زهرا]]{{س}}====
[[زراره]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: «[[حضرت فاطمه]]{{س}} نزد پیامبر{{صل}} آمد و از برخی امور [[شکایت]] کرد. پیامبر{{صل}} نامه‌ای به او داد و فرمود: آنچه را که در آن است بیاموز. در آن نوشته بود: کسی که به [[خدا]] و [[روز جزا]] [[ایمان]] داشته باشد، [[همسایه]] خود را [[آزار]] نمی‌دهد؛ کسی که به روز جزا ایمان داشته باشد میهمانش را گرامی می‌دارد؛ کسی که به [[روز جزا]] [[ایمان]] داشته باشد، یا سخن [[نیک]] می‌گوید و یا [[سکوت]] می‌کند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: جَاءَتْ فَاطِمَةُ{{س}} تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} كُرَيْسَةً وَ قَالَ: تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُؤْذِي جَارَهُ، وَ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ، وَ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْراً أَوْ لِيَسْكُتْ}} (کافی، ج۲، ص۶۶۷).</ref>.
در این [[نامه]] نکته‌ای [[آموزشی]] وجود دارد و آن اینکه ممکن است پرسیده شود: چرا [[پیامبر]] برای هر یک از این دستورهای سه‌گانه، جمله: «کسی که به [[روز جزا]] [[ایمان]] داشته باشد» را تکرار کرده‌اند، درصورتی‌که هیچ نیازی به تکرار نبود و می‌توانست چنین نوشته شود کسی که به روز جزا ایمان داشته باشد [[همسایه]] خود را [[آزار]] نمی‌رساند، میهمانش را گرامی می‌دارد یا سخن [[نیک]] می‌گوید و یا [[سکوت]] می‌کند.
در پاسخ باید گفت، دلیل این تکرار یک نکته آموزشی است و آن اینکه پیامبر{{صل}} می‌خواهد با این تکرار تأکید کند که هر یک از این سه امر به [[تنهایی]] مطلوبیت دارد و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. افزون بر آن تکرار این جمله بیانگر اهمیت هر سه مورد در [[دین]] و نقش آنها در ایمان و نقش ایمان در آنها نیز هست.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۲.</ref>
====[[نامه پیامبر]]{{صل}} به نابینا و ناشنوا====
پیامبر{{صل}} در نامه‌ای به فردی نابینا و ناشنوا، نوشت:
{{متن حدیث|فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ مُسْلِمٍ يُفْجَعُ بِكَرِيمَتِهِ أَوْ بِلِسَانِهِ أَوْ بِسَمْعِهِ أَوْ بِرِجْلِهِ أَوْ بِيَدِهِ فَيَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى مَا أَصَابَهُ وَ يَحْتَسِبُ عِنْدَ اللَّهِ ذَلِكَ إِلَّا نَجَّاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ وَ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ}}<ref>مکاتیب الرسول، ص۶۰۴.</ref>؛ «هیچ [[مسلمانی]] نیست که از ناحیه چشم، زبان، گوش، پا یا دست دچار نقصی شده باشد و بر این [[نقص]] [[خدا]] را [[حمد]] کند و این نقص را برای خدا بخواهد مگر اینکه خدا او را از [[آتش]] [[نجات]] دهد و به [[بهشت]] وارد کند».<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۲.</ref>
====نامه پیامبر{{صل}} به فردی مجهول====
پیامبر{{صل}} در این نامه برخی از [[احکام]] [[بیع]] را این‌گونه بیان فرموده است:
{{متن حدیث|مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ: لَا تَبِيعُوا الثَّمَرَةَ حَتَّى تَيْنِعَ، وَ لَا السَّهْمَ حَتَّى يُخَمَّسَ، وَ لَا تَطَأُوا الْحَبَالَى حَتَّى يَضَعْنَ}}<ref>مکاتیب الرسول، ص۵۲۶.</ref>؛ «از محمد [[فرستاده خدا]]: میوه را پیش از اینکه برسد و غنیمت‌ها را پیش از اینکه پنج قسمت شود و یک‌پنجم آن جدا گردد، نفروشید و با [[زن]] باردار، پیش از زایمان، همبستر نشوید»<ref>وطی با زن باردار [[حرمت]] ندارد؛ بنابراین این [[روایت]] را یا باید بر [[کراهت]] حمل کرد و یا حمل بر حرمت [[تزویج]] در مدت حمل.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۳.</ref>
====[[نامه پیامبر]]{{صل}} به [[مردم]] [[مکه]]====
{{متن حدیث|لَا يَجُوزُ شَرْطَانِ فِي بَيْعٍ وَاحِدٍ، وَ بَيْعٌ وَ سَلَفٌ جَمِيعًا، وَ بَيْعُ مَا لَمْ يُضْمَنْ، وَ مَنْ كَانَ مُكَاتَبًا عَلَى مِائَةِ دِرْهَمٍ فَقَضَاهَا كُلَّهَا إِلَّا دِرْهَمًا فَهُوَ عَبْدٌ، أَوْ عَلَى مِائَةِ أُوقِيَّةٍ فَقَضَاهَا كُلَّهَا إِلَّا أُوقِيَّةً فَهُوَ عَبْدٌ}}<ref>کنز العمال، ج۲، ص۲۲۹، ش ۴۹۱۹؛ به نقل از: مکاتیب الرسول، ص۶۱۲.</ref>؛ «در یک [[معامله]] دو شرط جایز نیست، و جمع بین [[بیع]] و [[سلف]] نیز جایز نیست و هرگاه [[عبدی]] به صد درهم یا صدورق مکاتب<ref>عبد مکاتب عبدی را گویند که با مولی و صاحب خود قرارداد بسته است که کار کند و قیمت خود را به صاحبش بپردازد و وقتی تمام قیمت خود را پرداخت آزاد شود.</ref> بود و همه را پرداخت کرد، مگر یک درهم و یا یک ورق هنوز عبد می‌باشد، و [[آزاد]] نشده است».
چنان‌که در این [[نامه‌ها]] دیده می‌شود [[پیامبر]]{{صل}} در هر یک از آنها، [[احکام]] و دستورهایی [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]] و یا [[فقهی]] را به افراد یا گروهی، [[آموزش]] داده است. افزون بر پیامبر{{صل}}، [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز گاه چنین نامه‌هایی را می‌نگاشتند و در آنها آموزش‌های لازم را به [[اصحاب]] و یا گروهی از [[شیعیان]]، ارائه می‌کردند.
[[اسماعیل بن مخلد السراج]] می‌گوید: این [[نامه]] از [[امام صادق]]{{ع}} خطاب به اصحابش نوشته شده است: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]؛ اما بعد، از [[خدا]]، [[پروردگار]] شما می‌خواهم...، پس شما نیز در [[اطاعت از خدا]] سعی و [[کوشش]] کنید؛ چراکه به آنچه از خیر و [[ثواب]] نزد خداست نمی‌رسید مگر به [[اطاعت]] از او و [[پرهیز]] از محرماتی که در [[ظاهر و باطن قرآن]] از آن [[نهی]] شده است...، و بدانید که [[خدا]] [[امر و نهی]] کرده است تا در امرش [[اطاعت]] و از نهیش [[پرهیز]] شود؛ پس کسی که از [[اوامر]] او [[پیروی]] کند او را اطاعت کرده و همه خیرها و ثواب‌های خدا را به دست آورده است و کسی که از منهیات خدا پرهیز نکند، او را [[عصیان]] کرده است؛ پس اگر بر این [[معاصی]] بمیرد و [[توبه]] نکند، خدا او را به رو در [[جهنم]] خواهد افکند.»..<ref>{{متن حدیث|عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: خَرَجَتْ هَذِهِ الرِّسَالَةُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} إِلَى أَصْحَابِهِ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ - إِلَى أَنْ قَالَ: - فَأَعْطُوا اللَّهَ مِنْ أَنْفُسِكُمُ الِاجْتِهَادَ فِي طَاعَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُدْرَكُ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْخَيْرِ عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَحَارِمِهِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ فِي ظَاهِرِ الْقُرْآنِ وَ بَاطِنِهِ - إِلَى أَنْ قَالَ -...}} ([[مستدرک الوسائل]]، ج۱۱، ص۲۵۵).</ref>.
[[حسن بن محبوب]] از یکی از [[اصحاب]] [[روایت]] کند که [[امام باقر]]{{ع}} نامه‌ای به یکی از خلفای [[بنی‌امیه]] نوشت که در آن آمده است: به این‌گونه کارها، [[جهادی]] که خدا آن را بر دیگر [[اعمال]] [[برتری]] بخشیده و جهادگری را که در درجه [[مغفرت]] و [[رحمت]] بر دیگر [[بندگان]] [[فضیلت]] داده، ضایع می‌شود. به [[جهاد]]، [[دین]] ظاهر می‌شود و به جهاد، آفت‌ها از دین برطرف می‌شود و به جهاد، خدا [[جان]] و [[مال]] [[مؤمنان]] را در برابر [[بهشت]] می‌خرد.»..<ref>{{متن حدیث|عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: كَتَبَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} فِي رِسَالَتِهِ إِلَى بَعْضِ خُلَفَاءِ بَنِي أُمَيَّةَ وَ مِنْ ذَلِكَ مَا ضُيِّعَ الْجِهَادُ الَّذِي فَضَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْأَعْمَالِ وَ فَضَّلَ عَامِلَهُ عَلَى الْعُمَّالِ تَفْضِيلًا فِي الدَّرَجَاتِ وَ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ لِأَنَّهُ ظَهَرَ بِهِ الدِّينُ وَ بِهِ يُدْفَعُ عَنِ الدِّينِ وَ بِهِ اشْتَرَى اللَّهُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِالْجَنَّةِ...}} (کافی، ج۵، ص۳).</ref>.
[[یزید بن عبدالله]] می‌گوید: [[امام باقر]]{{ع}} به سعدالخیر نوشت: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]؛ اما بعد، تو را به تقوای [[خدا]] توصیه می‌کنم؛ زیرا [[سلامتی]] در [[دنیا]] و [[غنیمت]] در [[آخرت]]، در تقواست. خدا به تقوای بنده‌اش او را از آنچه موجب از بین رفتن [[عقل]] است، [[حفظ]] می‌کند و به [[تقوا]]، [[کوری]] و [[نادانی]] او را به [[علم]] و [[روشنایی]] تبدیل می‌سازد. به تقوا، نوح و همراهان او در [[کشتی نجات]] یافتند و به تقوا [[صالح]] و همراهان او از [[صاعقه]] [[نجات]] یافتند و به تقوا، [[صابران]] [[رستگار]] می‌شوند.»..<ref>{{متن حدیث|قَالَ: كَتَبَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} إِلَى سَعْدٍ الْخَيْرِ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ؛ أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّ فِيهَا السَّلَامَةَ مِنَ التَّلَفِ وَ الْغَنِيمَةَ فِي الْمُنْقَلَبِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقِي بِالتَّقْوَى عَنِ الْعَبْدِ مَا عَزَبَ عَنْهُ عَقْلُهُ وَ يُجْلِي بِالتَّقْوَى عَنْهُ عَمَاهُ وَ جَهْلَهُ وَ بِالتَّقْوَى نَجَا نُوحٌ وَ مَنْ مَعَهُ فِي السَّفِينَةِ وَ صَالِحٌ وَ مَنْ مَعَهُ مِنَ الصَّاعِقَةِ وَ بِالتَّقْوَى فَازَ الصَّابِرُونَ...}} (کافی، ج۸، ص۵۲).</ref>.
[[امام جواد]]{{ع}} نیز در پاسخ به [[عبدالعظیم حسنی]] نامه‌ای نوشت که در آن چنین آمده است: «... [[مهدی]] کسی است که باید در غیبتش [[منتظر]] او بود و در ظهورش از او [[اطاعت]] کرد، و او سومین فرزند من است و [[خداوند]] امر او را در شبی [[اصلاح]] می‌کند، همان‌گونه که امر [[موسی]]{{ع}} را هنگامی که رفت تا برای همسرش [[آتش]] بیاورد، اصلاح کرد. او به نام [[رسول الله]]{{صل}} و به [[کنیه]] او نامیده شده است.»..<ref>سیری اجمالی در تاریخ تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۲۴.</ref>.
برخی دیگر از [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز در پاسخ به نامه‌های [[اصحاب]] و [[یاران]] خود، نامه‌هایی نوشته‌اند و آنان را به امور [[دین]] و مسائلی که لازم داشته‌اند، آشنا کرده‌اند. برخی از آن [[نامه‌ها]] در کتاب «[[تحف العقول]]» آمده است؛ از جمله: [[نامه]] [[امام هادی]] در رد بر [[اهل]] [[جبر و تفویض]] و [[اثبات]] [[عدل]] و امر بین‌الامرین که در [[جواب]] نامه عده‌ای از اصحاب نوشته شده است<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.</ref> و نیز [[نامه]] آن حضرت به [[اسحاق بن اسماعیل نیشابوری]]<ref>تحف العقول، ص۵۱۳.</ref>؛ برای نمونه نامه‌ای از آن حضرت را ذکر می‌کنیم: [[بکر بن صالح]] می‌گوید:
{{متن حدیث|كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ{{ع}}: إِنِّي أَحْبَبْتُ طَلَبَ الْوَلَدِ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَهْلِي كَرِهَتْ ذَلِكَ وَ قَالَتْ: إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَيَّ تَرْبِيَتُهُمْ لِقِلَّةِ الشَّيْ‏ءِ فَمَا تَرَى؟ فَكَتَبَ إِلَيَّ اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُهُمْ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۹۹.</ref>؛ «به [[امام رضا]]{{ع}} نوشتم که پنج سال است از [[طلب]] فرزند دوری می‌کنم؛ زیرا همسرم می‌گوید: چون [[مال]] و ثروتی نداریم، پرورش و [[تغذیه]] آنان برای ما مشکل است؛ شما چه می‌فرمایید؟ [[امام]] نوشت: فرزند طلب کن که [[خدا]] روزی آنان را می‌دهد».
بنابراین، [[نامه‌نگاری]] را نیز می‌توان یکی از روش‌های [[آموزش]] [[دینی]] [[معصومان]]{{عم}} به شمار آورد که در آن [[اصول اعتقادی]] [[احکام]] و [[دستورات دینی]] [[اجتماعی]]، [[اخلاقی]] و سایر [[معارف دینی]] را به برخی از [[اصحاب]] خود می‌آموختند.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۳.</ref>
====[[آداب]] و ویژگی‌های نامه‌نگاری در [[سیره]]====
#شروع [[نامه]] با [[نام خدا]]: چنان‌که در برخی نامه‌های معصومان{{عم}} [[مشاهده]] شد، آن بزرگواران اغلب نامه‌های خود را با نام خدا شروع می‌کردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نامه‌های خود را با {{متن حدیث|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}}، {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ}}، {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ}}، و {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} شروع می‌کرد. در [[سیره حلبی]] آمده است: «[[جاهلیت]] قبل از [[اسلام]]، نامه‌های خود را با {{عربی|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}} شروع می‌کردند؛ [[پیامبر خدا]]{{صل}} نیز ابتدا نامه‌های خود را با {{متن حدیث|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}} شروع می‌کرد<ref>مؤلف کتاب مکاتیب الرسول می‌گوید: من تا کنون چهار نامه‌ای را که حلبی در این روایت مدعی است که پیامبر در آن با {{عربی|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}} شروع کرده است نیافته‌ام؛ البته در صلح‌نامه حدیبیه، چون سهیل بن عمرو، یکی از طرفین قرارداد، مشرک بود و منکر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} شد و پیامبر{{صل}} به علی{{ع}} فرمود: بنویس {{متن حدیث|بِاسْمِكَ اللَّهُمَّ}} (مکاتیب الرسول، ص۶).</ref>، و چهار [[نامه]] را این‌گونه شروع کرد؛ سپس {{متن حدیث|بِسْمِ اللّهِ مَجْريها}} نازل شد، و [[پیامبر]] نامه‌های خود را با {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ}} شروع کرد، تا اینکه {{متن قرآن|ادْعُوا الرَّحْمَنَ}} نازل شد، پیامبر نیز [[نامه‌ها]] را با {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ}} شروع می‌کرد، بعد {{متن قرآن|إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«آن (نامه) از سوی سلیمان است و (متن آن) این است: «به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره نمل، آیه ۳۰.</ref> نازل شد، پیامبر نیز از آن به بعد نامه‌های خود را با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} شروع کرد»<ref>مکاتیب الرسول، ص۳.</ref>. [[ائمه معصومین]]{{عم}} نیز نامه‌های خود را با {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} شروع می‌کردند؛ چنان‌که در [[نامه]] [[امام باقر]]{{ع}} به سعدالخیر و نامه [[امام صادق]]{{ع}} به [[اصحاب]] که پیش‌تر گذشت، آمده بود؛ البته در برخی از نامه‌هایی که از پیامبر و [[ائمه]]{{عم}} نقل کردیم، {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}} نیامده بود، ولی اغلب این اشکال از [[راویان]] است که برای اختصار، صدر نامه را حذف می‌کردند و یا حتی در بسیاری از موارد بخشی از نامه‌های آن بزرگواران نقل شده است و تمام نامه را نقل نکرده‌اند. دلیل این گفته روایتی است که علی{{ع}} از پیامبر{{صل}} نقل می‌کند که [[خداوند]] فرمود: {{متن حدیث|كُلُّ أَمْرٍ ذِي بَالٍ لَا يُذْكَرُ بِسْمِ اللَّهِ فِيهِ فَهُوَ أَبْتَرُ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۷.</ref>؛ «هر امر با ارزشی که بدون [[نام خدا]] شروع شود، ناقص است». بنابراین، ممکن نیست که با وجود این [[روایت]] آن بزرگان، خود به مفاد آن عمل نکنند، به ویژه که در بسیاری از نامه‌های آنان {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ}} آمده است.
#پس از نام خدا، نامه‌ها معمولاً با [[سلام]] و یا [[حمد]] و [[ثنای الهی]] ادامه می‌یابد؛ البته گاهی نیز، پیش از آن عبارت {{عربی|مِنْ فُلَانٍ إِلَى فُلَانٍ}} را می‌آوردند که این امر در [[نامه‌های پیامبر]]{{صل}} بیشتر [[مشاهده]] می‌شود.
#پس از حمد و ثنای [[خدا]]، محتوای اصلی نامه با کلمه {{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ}} شروع می‌شود.
#در پایان نیز، [[نامه]] با [[دعای خیر]] و با کلمه {{متن حدیث|وَ السَّلَامُ}} و یا [[حمد]] [[خدا]] پایان می‌پذیرد.
این ترتیب [[نامه‌نگاری]]، ویژگی خاصی به [[نامه]] می‌دهد و به خوبی بیان می‌کند که نامه از فردی [[دین‌دار]] و [[مسلمان]] است؛ چراکه افزون بر محتوای نامه، صورت و ظاهر نامه نیز رنگ و لعاب [[دینی]] دارد و این در راستای [[هدف]] [[پیامبر]] و [[ائمه]]{{عم}} است که می‌خواستند [[فرهنگ جامعه]] را [[فرهنگی]] [[توحید]] محور کنند که در جای خود، درخور دقت و [[تأمل]] است و آثار [[تربیتی]] بسیاری را به دنبال دارد.<ref>[[سید علی حسینی‌زاده|حسینی‌زاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی]]، ص ۱۳۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش