روشهای آموزشی
مقدمه
توجه به ساختار اجتماعی و فرهنگ کهن هر جامعه در امر تعلیم، امری ضروری است. اهلبیت(ع) متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روشهایی را در تعلیم اتخاذ میکردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره میشود[۱].
روش شفاهی
روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر قدرت حافظه میباشد. اهلبیت(ع) با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روشهای شفاهی بهره میبردند. فرهنگ جامعه عرب فرهنگی شفاهی بود[۲]. جغرافیای سخت و دشوار جزیرةالعرب، کوچروی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و آرامش سبب شده بود که اعراب، به یادگیری خواندن و نوشتن بیتوجه باشند؛ از اینرو خط عربی در آغاز اسلام به سبب دوری اعراب از تمدن و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی قرآن تا زمان تابعان به قصد تیمّن و تبرّک، با همان رسمالخط نامناسب نوشته میشد و هیچ تلاشی برای تغییر و اصلاح خط صورت نمیگرفت[۳].
آگاهیهای اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل میشد و پایبندی به ارزشها و سنتهای پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها میرسید، بسیار شدید بود. این ویژگیها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب جاهلیت که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهلبیت(ع) در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روشهای شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند.
این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که بهکارگیری روشهای شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با تعالیم اسلام کاملاً بیگانه بودند، بیشترین اثرگذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات جامعه خود، اجتماعی شده باشند، درصورتیکه به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبهرو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد[۴]. بر این اساس بهترین و کارآمدترین وسیله تسریع و تسهیل این تغییر، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، بهکار گرفته شود[۵]. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط اهلبیت(ع) بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره میگرفتند[۶]:
اقراء
اقراء از روشهای تعلیمی صدر اسلام به شمار میرود. از آنجا که این روش برخاسته از فرهنگ عمومی آن زمان است، مورد تأکید و اهتمام جدی اهلبیت(ع)، به ویژه پیامبر اکرم(ص) بود. اقراء به معنی خواندن میباشد. اقراء در صدر اسلام را میتوان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد تعلیم دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه میگردید. بررسی سیره تعلیمی اهلبیت(ع) نیز مؤید این معنا است.
اقراء مهمترین روشی بود که پیامبر اکرم(ص) در تعالیم خود از آن بهره میبرد. اقراء روشی برخاسته از فرهنگ جامعه عرب صدر اسلام بود. اقراء قرآن و تعلیم آموزههای اسلامی در دوران حضور پیامبر(ص) در مکه با دشواریهای فراوانی همراه بود.
تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، آغاز فعالیتهای گسترده پیامبر(ص) در حوزه تعلیمی و تبلیغی بود. دعوت سایر قبایل و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای دعوت پیامبر(ص)، موجب تشویقهای فراوان ایشان به اقراء قرآن و تعلیم در کنار تعلم شد.
شرایط اجتماعی و سیاسی بر بسیاری از جنبههای تعلیمی اهلبیت(ع) مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشیها با بنیهاشم، فشار سیاسی خلفا، فتوحات، پیدایش حس غنیمتجویی و فاصله گرفتن از اهلبیت(ع) که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی بهشمار میآیند که فعالیت تعلیمی اهلبیت(ع) را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه حکومتی در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهلبیت(ع) از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهرهگیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهلبیت(ع) دنبال گردید[۷].
مناظره
مناظره در اصطلاح، سخن گفتن و استدلال دو نفر درباره چیزی به منظور کشف حقیقت آن است[۸]. مناظره از روشهایی است که معصومان(ع) از آن، برای کشف حقایق دینی و آموزش آن به دیگران بهره میبردند. مناظرههای فراوانی از پیامبر(ص) و برخی از امامان معصوم(ع)، روایت شده است که برخی از آنها را مرحوم طبرسی در کتاب الاحتجاج، گردآوری کرده است. دیگران نیز برخی از مناظرههای معصومان(ع) را گردآوری و به زبان فارسی ترجمه کردهاند[۹].
مناظرههای پیامبر(ص) با یهود، نصاری و دهریها، از قبیل عبدالله بن ابیامیه، ابیجهل، عبدالله بن صوریا و...، مناظرههای امام علی(ع) با ابوبکر بر سر مسأله خلافت و فدک، مناظره امام با اصحاب شوری، مهاجران و انصار در فضل و برتری و سابقه هرکدام در اسلام، مناظره آن حضرت با طلحه و زبیر به هنگام خروج به قصد عمره و در جنگ جمل، مناظره امام با احبار و رهبان یهود درباره خدا و معجزههای پیامبر، مناظره آن حضرت با ابن الکوا در مورد عدم وجود تناقض در قرآن و مناظرهها سایر ائمه(ع)، به ویژه امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع)، از جمله مناظرههای سیره معصومان(ع) است.
همچنین برخی از معصومان(ع) افزون بر شرکت در مناظرهها، برخی از اصحاب و شاگردان خود را نیز به مناظره تشویق کرده و آنها را بر این امر تجهیز میکردند[۱۰].
خطابه
خطابه از دیگر روشهای گفتاری و شفاهی اهلبیت(ع) بود که در سیره تعلیمی خود از آن بهره میبردند. در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به مردم داشت. در جوامع ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است[۱۱]؛ از اینرو در جزیرةالعرب صدر اسلام که از بهترین نمونههای این جوامع محسوب میشد، خطابه به منزله مهمترین روش انتقال دانستنیها بهشمار میرفت. از میان اهلبیت(ع)، پیامبر(ص) و امام علی(ع) به دلیل عهدهدار بودن حکومت بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبهخوانی از شئون مقام رهبری سیاسی جامعه بود.
خطابه در میان عرب جاهلی جایگاه مهمی داشت و در موضوعات گوناگون ایراد میشد. ذکر افتخارات قبیله، تهییج مردم برای شرکت در جنگ، بیان مواعظ دینی و اخلاقی و... از مواردی بودند که نیاز به خطبایی سخنور را در عصر جاهلیت ضرورت میبخشید[۱۲].
موضوع خطبههای پیامبر(ص)، بنا به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در ۱۳ سال حضور در مکه و ۱۰ سال حضور در مدینه متفاوت بود. خطبههای ایشان در مکه، بیشتر به منظور دعوت مردم به اسلام ایراد میشد و حول موضوعاتی چون توحید، نفی شرک و بتپرستی، نبوت و معاد و در مدینه علاوه بر طرح و تعمیق دعوت حول موضوعاتی چون امور سیاسی، نظامی، اجتماعی، اخلاقی، آموزش احکام و... بود.
امام علی(ع) پس از گذشت حدود ۲۵ سال از رحلت پیامبر(ص) به خلافت رسیده و در مدت کوتاه خلافتشان که تنها ۴ سال و ۹ ماه به طول انجامید، بیشترین تلاش را برای انتقال و یادآوری معارف دینی به مردم صرف کرد. ایشان با در اختیار داشتن همه امکانات حکومتی از جمله «منبر» از روش خطابه بهره فراوانی برد؛ بهطوریکه مسعودی، تعداد خطبههای رایج امام در میان مردم عصر خود را ۴۸۰ خطبه دانسته است[۱۳] که تنها ۲۴۱ خطبه آنها توسط سید رضی جمعآوری شدهاند. این شمار زیاد خطبه نشان دهنده اهمیت و نقش مستقیم منصب حکومتی منبر و خطبهخوانی است که امام علی(ع) توانست بهترین بهرهبرداری را از آن داشته باشد.
خطبههای اندک امام حسن(ع) و امام حسین(ع) جز در دوره کوتاه خلافت امام حسن(ع)، جنبه رسمی نداشت؛ چراکه از سویی از صحنه سیاست کنار زده شدند و از سوی دیگر به دلیل مخالفت با جو حاکم، تحت مراقبت و کنترل بوده و اجازه خطبه خواندن را نداشتند[۱۴].
سؤال و جواب
«سؤال و جواب» از روشهایی است که اهلبیت(ع) در سیره تعلیمی خود از آن بهره میبردند. این روش نیز از ابداعات دوره اسلامی است و در جامعه عرب پیش از اسلام سابقهای نداشت؛ اما زمینه فرهنگی عراق در ترویج آن بیتأثیر نبود[۱۵].
روش سؤال و جواب که در عصر جاهلیت به دلیل فقر سنت تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روشهای نوین رسول خدا(ص) بهشمار میرود. قرار گرفتن پیامبر(ص) در رأس جامعه اسلامی و جایگاه شناختهشده ایشان به عنوان رهبر سیاسی ـ دینی، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه مردم برای یافتن پاسخ پرسشهای خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز میتوانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره پیامبر(ص) بیشتر جوانب و تعالیم نبوی برای مردم تازگی داشت.
این روش در سیره تعلیمی دیگر اهلبیت(ع) نیز دیده میشود. از آنجا که هر پرسشی موجب تقویت قوای ذهنی و افزایش علم نمیشود، اهلبیت(ع) با بیان توصیههای فراوانی سعی کردند با ذکر آدابی مردم را به پرسشهایی جهتدار عقلانی و حسابشده سوق دهند. بر همین اساس آنها همواره مردم را به پرسش خوب و برخاسته از فکر و تأمل توصیه میکردند و از سؤالهای سطحی و بیفایده نهی میکردند[۱۶].
مدارسه
یکی از روشهای مورد سفارش اهلبیت(ع) مذاکره یا مدارسه است. این روش از روشهایی میباشد که تنها از جانب اهلبیت(ع) به آن توصیه شده؛ چراکه در بررسی منابع حدیثی و تاریخی نشانهای از پرداختن مستقیم اهلبیت(ع) به این روش وجود ندارد؛ بلکه تنها استفاده از این روش را به اصحاب خود که در شهرهای اسلامی پراکنده بودند و تعمیق تعالیم دینی آن را ایجاب میکرد، توصیه کردهاند.
این روش گفتاری بهطور قابل ملاحظهای با فرهنگ آن روزگار تناسب و هماهنگی داشت. عمومیت نداشتن سواد کتابت و حافظه قوی اعراب عاملی بود که موجب میشد اهلبیت(ع) برای حفظ و ماندگاری تعالیم خود در ذهن مسلمان، به ویژه اعراب اهتمام خاصی به آن داشته باشند. غیر اعراب نیز که چه بسا فاقد حافظهای نیرومند بودند، با تکیه بر این روش تعالیم دینی را فرامیگرفتند. این عوامل سبب شد که آنان به استفاده مردم از این روش اهتمام ورزیده و توصیههای مؤکدی در این باب داشته باشند[۱۷].
روش کتابی
با وجود سیطره فرهنگ شفاهی بر جامعه عرب صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. پیامبر(ص) و اهلبیت ایشان(ع) مبلغ و حامل دین جدیدی بودند که روشهای گفتاری و شفاهی تنها سبب تبلیغ و نشر آن در اذهان میشد؛ حال آنکه انتقال و رواج این دین جهانی که به نوعی ختم همه ادیان تلقی میشد، به کتابت و استفاده از روشهای کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهمترین ابزار توسعه و تقویت فرهنگ است که میتواند در طول سالها و قرنهای متمادی یادآور ارزشها، باورها و هنجارهای جامعه باشد[۱۸]. اهلبیت(ع) با عنایت به این نیاز و ضرورت که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از جزیرةالعرب بود، درصدد برآمدند با بهرهگیری از روشهای کتابی آموزهها و تعالیم اسلامی را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با قرآن و معارف اسلامی که باید به نسلهای آینده انتقال مییافت، نادرست بود و آنها را در معرض انحرافات گوناگون قرار میداد. بر همین اساس اهلبیت(ع) در سیره تعلیمی خود بر کتابت و بهرهگیری از روشهای کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی املاء، مکاتبه و صحیفهنگاری استفاده کردند که در این بخش به این روشها و زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایجاد آنها پرداخته میشود[۱۹].
املاء
«املا» از روشهای کتابی تعلیم اهلبیت(ع) بهشمار میرفت. املاء در اصطلاح حدیثی، یکی از روشهای اخذ حدیث میباشد. در املاء که پس از سماع پدید میآید، پیامبر، امام یا استاد مطالب تعلیمی خود را بهطور دقیق و با قصد مکتوب شدن توسط شاگردان بیان کرده و آنان نیز مطالب را بدون کم و کاست یادداشت میکنند[۲۰]. اهلبیت(ع) از این روش در تعلیمات انفرادی خود بهره برده و آن را برای تعلیم افرادی خاص بهکار میبردند. املاء در دوره مورد نظر برای ثبت و ضبط قرآن و حدیث استفاده میگردید[۲۱].
مکاتبه
«مکاتبه» از ماده «کتب» و به معنای نامهنگاری میباشد. اهلبیت(ع) از این روش تعلیمی برای اشخاصی که نزد ایشان حضور نداشتند و یا در شهرهای دوردست بهسر میبردند و دسترسی به آنها دشوار بود، استفاده میکردند؛ هرچند گاه بنا به دلایلی از این روش برای مردمی که در همان شهر سکونت داشتند نیز بهره میگرفتند تا احکام، دستورات و سایر تعالیم مورد نظر خود را به آنان منتقل سازند. این دستورات و تعالیم را گاه برای کارگزاران و یا نمایندگان خود ارسال میکردند تا در اسرع وقت، موضوع نامه به اطلاع مخاطبان رسانده شود؛ البته مکاتبات اهلبیت(ع) در موارد گوناگون و با موضوعات متنوع بسیاری انجام میشد که در ادامه به همه این موارد و زمینههای آنها اشاره خواهد شد. بنابراین مکاتبه نامهنگاری بود که با هدف آموزش، پرسش و پاسخ یا اطلاعرسانی در دستورات سیاسی - اداری میان دو طرف صورت میگرفت[۲۲].
صحیفهنگاری
از روشهای آموزشی معصومان(ع) نوشتن رسالههای علمی آموزشی در موضوعها و مسألههای گوناگون دینی است که از آن راه، فرهنگ و معارف دینی گسترش مییافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشتهای است که در موضوع خاصی از موضوعهای علمی نوشته شده است و آگاهیهایی را در آن زمینه ارائه میکند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا مینویسد: «رساله مجلهای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»[۲۳]. پیامبر اکرم(ص) ـ که امی بود و هرگز با دست خود ننوشت ـ مطالب و نامههای خود را املا میکرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی(ع) آن را مینگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه علوم و معارف اسلامی (اعتقادات، احکام و اخلاق) املا کرد و علی(ع) آنها را به نگارش درآورد.
امام علی(ع) نیز چند صحیفه و کتاب به دست خویش نوشته بود. از جمله این آثار مصحف ایشان است که علاوه بر آیات قرآن، تفسیر و شأن نزول آنها را نیز بدان افزوده است. «کتاب علی» یا «صحیفه الفرائض» نیز از جمله کتابهای امام علی(ع) است. این اثر، به املای پیامبر(ص) و کتابت امام علی(ع) است که تمام معارف، احکام واجبات مسائل و سنت پیامبر در آن گرد آمده است[۲۴]. کتاب «جامعه» از مکتوبات مشهور امام علی(ع) است که به گفته امام صادق(ع) صحیفهای به طول ۷۰ ذراع و به املای پیامبر(ص) بر علی(ع) و حاوی احکام حلال و حرام، حتی دیه یک خراش کوچک بوده است[۲۵]. صحیفهای مرسوم به «جفر» نیز به آن حضرت تعلق داشت که همچون دایرهالمعارفی غنی، تمام اطلاعات ضروری مربوط به آینده و گذشتگان و علوم مورد نیاز بشر در آن گردآوری شده بود[۲۶]. «کتاب الدیات» نام صحیفه دیگری است که به امام علی(ع) منسوب میباشد و به موضوعاتی چون دیه نفس و اعضای بدن اختصاص داشت که امام آن را برای کارگزاران خود فرستاده بود[۲۷].[۲۸]
مصحف فاطمه نیز نام کتاب دیگری از امام علی(ع) است که برای حضرت فاطمه(س) نوشته است. امام سجاد(ع) نیز به نوشتن رسالههایی در موضوعهای گوناگون دینی پرداخت. «صحیفه سجادیه» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که امام تحت عنوان دعا، معارف بلند اعتقادی را به مردم و شیعیان آموخته است.
امام صادق(ع) نیز کتابی در توحید دارد که آن را املا کرده و مفضل بن عمر نگاشته است. از امام هادی(ع) نیز رسالههایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسشهای اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ جبر و تفویض و اثبات عدل و جمع بینالامرین است[۲۹]. از امام حسن عسکری(ع) نیز تفسیری برجای مانده که به «تفسیر عسکری» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است[۳۰].
آموزش عملی
یکی از مهمترین و کارآمدترین روشهایی که اهلبیت(ع) در تعلیم مفاهیم مورد نظر خویش از آن بهره میبردند، روش رفتاری است. در صورتی که انتقال تعالیم در قالب گفتار شفاهی یا کتابی نگنجد و یا کارآیی لازم را نداشته باشد، از روش دیگری به نام روش رفتاری استفاده میشود. در این روش، مفاهیم و مواد مورد نظر از راه عمل و در قالب رفتاری عینی منتقل میشود که یا معلم به طور مستقیم آن امر را در رفتار خود در معرض مشاهده دیگران قرار میدهد و یا متعلم را به انجام عمل و رفتاری خاص وادار میسازد. بنابراین برخی از تعالیم، جز از راه رفتاری و مشاهدهای قابل تعلیم دادن نمیباشند؛ برای مثال آموزش دادن جراحی و طبابت در قالب گفتار و نوشتار، آموزشی ناقص، ناکارآمد و فرار خواهد بود؛ مگر اینکه متعلم به صورت بالینی و عملی، چگونگی انجام عمل جراحی و طبابت را مشاهده کند.
مطالعه و بررسی سیره تعلیمی اهلبیت(ع) نیز بیانگر اهتمام و بهرهگیری فراوان آنان از روش رفتاری است؛ روشی که کارکرد آن نهتنها مربوط به همه ادوار و جوامع است، بلکه با توجه به زمینههای اجتماعی، فرهنگی و بعضاً سیاسی جامعه صدر اسلام مؤثرترین روش تعلیمی آن روزگار محسوب میشد. اعراب صدر اسلام با توجه به پیشینه خاص فرهنگی خود در عصر جاهلیت، مردمی بدوی، دارای ذهن و فکری بسیط، بیسواد و دارای فرهنگ شفاهی و متکی به قدرت فراوان حافظه خود بودند؛ از اینرو، یادگیری آنها غالباً از طریق دیدن و شنیدن انجام میشد. این زمینه فرهنگی و دیگر زمینههای اجتماعی و سیاسی که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد، سبب گردید که بخش قابل توجهی از تعالیم اهلبیت(ع) در صدر اسلام بر پایه روش رفتاری استوار شود، تا علاوه بر انتقال بهتر مواد تعلیمی، اثرگذاری و ماندگاری بیشتری در اذهان شفاهی و بسیط اعراب داشته باشد[۳۱].
منابع
پانویس
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹.
- ↑ ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۷۱-۷۶.
- ↑ ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.
- ↑ برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.
- ↑ برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.
- ↑ دایرة المعارف فارسی، واژه «مناظره».
- ↑ مانند «بحث آزاد در اسلام»، تألیف محمد محمدی ریشهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۲.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۴۷؛ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۸۸ ـ ۸۹.
- ↑ لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.
- ↑ ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۱۰۵.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۱۹.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۷۹.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۲.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۳؛ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۱۰۸.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۸.
- ↑ بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی(ع)، ص۱۰۱.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۰.
- ↑ غنیمه، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۸۱-۱۹۰؛ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۱۲۹.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۰؛ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۱۹۰.
- ↑ لغتنامه دهخدا، ذیل: «رساله».
- ↑ صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۶۳.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.
- ↑ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۹۸.
- ↑ ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.
- ↑ حسینیزاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی، ص ۱۳۶.
- ↑ ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۲۰۰-۲۲۲.