مذاکره یا مدارسه

یکی از روش‌های مورد سفارش اهل‌بیت(ع) مذاکره یا مدارسه است. این روش از روش‌هایی می‌باشد که تنها از جانب اهل‌بیت(ع) به آن توصیه شده؛ چراکه در بررسی منابع حدیثی و تاریخی نشانه‌ای از پرداختن مستقیم اهل‌بیت(ع) به این روش وجود ندارد؛ بلکه تنها استفاده از این روش را به اصحاب خود که در شهرهای اسلامی پراکنده بودند و تعمیق تعالیم دینی آن را ایجاب می‌کرد، توصیه کرده‌اند. در ادامه پس از تعریف اجمالی مذاکره یا مدارسه به موضوع آن و تأثیر عوامل گوناگون در توصیه معصومین(ع) به این روش پرداخته می‌شود.

معناشناسی

مذاکره و مدارسه، اصطلاحاتی هستند که امروزه از آنها با عنوان مباحثه یاد می‌شود. این الفاظ در اصطلاح به معنای تبادل اطلاعات میان دو یا چند نفر می‌باشند که به قصد حفظ مطلب و برطرف شدن ابهامات آنها در موضوعی خاص انجام می‌گیرد. مذاکره و مدارسه در واقع نوعی تعلیم و تربیت دوجانبه است که به صورت زبانی انجام می‌شود و درباره همه علوم کاربرد دارد[۱].

روش

چنان‌که گفته شد، مذاکره یا مدارسه نوعی روش تعلیمی محسوب می‌شود که به رغم نپرداختن اهل‌بیت(ع) به آن به شدت مورد توصیه فراوان آنها قرار گرفته است. رسول خدا(ص) خطاب به جناب ابوذر فرمود: «ساعتی را به مذاکره سپری کردن نزد خدا پسندیده‌تر از دوازده هزار ختم قرآن است! بر شما باد مذاکره علم»...[۲]. روایت مشهور ابن عباس نیز نشانه اهتمام ویژه پیامبر(ص) به مدارسه بود؛ آنجا که پس از ورود به مسجد و مشاهده دو گروه از مردم که یکی مشغول عبادت و دیگری مشغول مذاکره بودند، فرمود: «هر دو گروه کار نیکی انجام می‌دهند. آنها قرآن تلاوت کرده و خدا را می‌خوانند، پس اگر [خدا] بخواهد به آنها پاداش می‌دهد و اگر نخواهد]پاداش را[از آنها بازمی‌دارد و آن دیگری تعلیم می‌دهند و می‌آموزند و همانا که من معلم مبعوث شدم»[۳]. امام علی(ع) نیز در جایی فرمود: «با هم گفتگو و تبادل نظر کنید تا درستی متولد شود»[۴].

همین توصیه‌های اهل‌بیت(ع) به مذاکره علمی بود که سبب شد این روش به تدریج میان مسلمانان رواج یابد. در روایتی از عقبه بن عامر آمده است که: «ما در مسجد به مدارسه قرآن می‌پرداختیم»[۵]. در روایت ابی‌نضره نیز آمده است: «هنگامی که اصحاب رسول خدا(ص) گرد هم جمع می‌شدند، مباحثه علمی می‌کردند و سوره‌های قرآن را می‌خواندند»[۶].

این روش گفتاری به‌طور قابل ملاحظه‌ای با فرهنگ آن روزگار تناسب و هماهنگی داشت. عمومیت نداشتن سواد کتابت و حافظه قوی اعراب عاملی بود که موجب می‌شد اهل‌بیت(ع) برای حفظ و ماندگاری تعالیم خود در ذهن مسلمان، به ویژه اعراب اهتمام خاصی به آن داشته باشند. غیر اعراب نیز که چه بسا فاقد حافظه‌ای نیرومند بودند، با تکیه بر این روش تعالیم دینی را فرامی‌گرفتند. این عوامل سبب شد که آنان به استفاده مردم از این روش اهتمام ورزیده و توصیه‌های مؤکدی در این باب داشته باشند[۷].

منابع

پانویس

  1. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۸.
  2. «الْجُلُوسُ سَاعَةً عِنْدَ مُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ كُلِّهِ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ مَرَّةٍ! عَلَيْكُمْ بِمُذَاكَرَةِ الْعِلْمِ...». مجلسی، بحار الأنوار، ج۱، ص۲۰۳.
  3. «كُلٌّ عَلَى خَيْرٍ، هَؤُلَاءِ يَقْرَءُونَ الْقُرْآنَ وَ يَدْعُونَ اللَّهَ، فَإِنْ شَاءَ أَعْطَاهُمْ وَ إِنْ شَاءَ مَنَعَهُمْ، وَ هَؤُلَاءِ يَتَعَلَّمُونَ وَ يُعَلِّمُونَ، وَ إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّماً». ابن ماجه، سنن، ج۱، ص۸۳؛ متقی هندی، کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۷.
  4. «اضْرِبُوا بَعْضَ الرَّأْيِ بِبَعْضٍ، يَتَوَلَّدُ مِنْهُ الصَّوَابُ». لیثی واسطی، عیون الحکم والمواعظ، ص۹۱.
  5. «نَحْنُ فِي الْمَسْجِدِ نَتَدَارَسُ الْقُرْآنَ». احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۱۵۳.
  6. «كَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللّٰهِ(ص) إِذَا اجْتَمَعُوا تَذَاكَرُوا الْعِلْمَ، وَ قَرَءُوا سُورَةً». سمعانی، ادب الاملاء و الاستملاء، ص۵۹.
  7. ذاکر مشهدی، هناء، پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری، ص ۱۷۸.