جز
جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
جز (جایگزینی متن - 'ساده' به 'ساده') |
||
| (۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قوم سبأ در قرآن]] - [[قوم سبأ در علوم قرآنی]] | پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[قوم سبأ در قرآن]] - [[قوم سبأ در علوم قرآنی]] | پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
درباره چگونگی ضبط واژه [[سبأ]]، ریشه و معنای لغوی آن و اینکه آیا نام شخص، [[قبیله]]، [[قوم]]، [[سرزمین]] یا همه آنهاست [[اختلاف]] است. از مجموع این مباحث میتوان نتیجه گرفت که [[نسل]] پدیدآمده از مردی به نام سبأ به نام قوم سبأ و نیز زیستگاه، [[پادشاهان]] و سورهای که به سرگذشت آنان پرداخته، با این نام اشتهار یافتهاند.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[علی قانعی|قانعی]]، [[سبأ / قوم (مقاله)|مقاله «قوم سبأ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref> | درباره چگونگی ضبط واژه [[سبأ]]، ریشه و معنای لغوی آن و اینکه آیا نام شخص، [[قبیله]]، [[قوم]]، [[سرزمین]] یا همه آنهاست [[اختلاف]] است. از مجموع این مباحث میتوان نتیجه گرفت که [[نسل]] پدیدآمده از مردی به نام سبأ به نام قوم سبأ و نیز زیستگاه، [[پادشاهان]] و سورهای که به سرگذشت آنان پرداخته، با این نام اشتهار یافتهاند.<ref>[[علی اسدی|اسدی]] و [[علی قانعی|قانعی]]، [[سبأ / قوم (مقاله)|مقاله «قوم سبأ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۵.</ref> | ||
==[[تاریخ]] و [[تمدن]] قوم [[سبأ]]== | == [[تاریخ]] و [[تمدن]] قوم [[سبأ]] == | ||
در این جا [[اجمال]] سرگذشت [[مردم]] [[سبا]] را از نظر شما میگذرانیم. | |||
اما آنچه [[قرآن کریم]] درباره آنها فرموده چنین است: | |||
{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ * فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ * ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ}}<ref>«برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده * اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوههایی تلخ و (درختان) شورهگز و اندکی از درخت کنار * چنین آنان را برای آن ناسپاسی که ورزیدند، کیفر دادیم و آیا جز ناسپاس را به کیفر میرسانیم؟» سوره سبأ، آیه ۱۵-۱۷.</ref>. | |||
و اما وضع جغرافیایی سبا و اجمال داستان مردم آن: | |||
[[کشور یمن]] در جنوب [[غربی]] شبه [[جزیره عربستان]] قرار دارد و از زمانهای قدیم بین کشورهای بزرگ آن [[زمان]] بر سر [[تصرف]] آن ناحیه [[جنگ]] و [[اختلاف]] بوده است و یک بار هم در زمان [[ساسانیان]] به دست [[ایرانیان]] افتاد. گاهی هم دولتهای خود مختاری در آنجا تشکیل میشد، از آن جمله به گفته یکی از [[دانشمندان]]، در حدود سال ۸۵۰ قبل از میلاد، [[ملوک]] سبا در [[یمن]] دولتی تشکیل دادند که بیش از ششصد سال حکومتشان طول کشید و از آثار و اکتشافاتی که این اواخر به دست آمده و اکنون در موزههای اروپا نمونههای آن موجود است، معلوم شده که مردم سبا از عالیترین [[تمدنها]] برخوردار بودهاند و در ساختن ظروف طلا و [[نقره]] و بناهای باشکوه و [[آبادی]] و [[تزیین]] [[شهرها]] مهارتی کامل داشتهاند. | |||
از کارهای مهم [[پادشاهان]] سبا که با نبودن وسایل امروزی انجام دادهاند، ساختن [[سد مأرب]] است و [[مأرب]] پایتخت [[سلاطین]] [[سبا]] بود. | |||
این [[شهر]] در دامنه درهای قرار داشت که بالای آن کوههای بزرگی وجود داشت. در آن دره، تنگهای کوهستانی و در دو طرف آن تنگه، دو [[کوه]] معروف به کوه بلق است که فاصله آنها شش صد قدم است. | |||
[[خاک]] [[یمن]] پهناور و حاصلخیز بود، ولی در آنجا هم مانند سایر نقاط [[عربستان]]، آب کمیاب بود و رودخانههای مهمی نداشت و گاهگاهی بر اثر بارانهای فصلی، سیلی برمیخاست و در دشت پهناور به هدر میرفت، از این رو [[مردم یمن]] به [[فکر]] ساختن [[سد]] افتادند تا زیادی آب [[باران]] را در پشت آن سدها [[ذخیره]] کنند و در فصل تابستان از آنها استفاده نمایند. | |||
طبق این فکر و چنانچه برخی گفتهاند: سدهای بسیاری ساختند و مهمترین آنها، [[سد مأرب]] در فاصله دو کوه بلق بود که طبق اصول هندسی، در دو طرف آن دریچههایی برای استفاده از آب سد قرار دادند و در اوقات لازم میتوانستند به وسیله آن دریچهها آب را کم و زیاد کنند. | |||
طول این سد به گفته [[مورخان]]، در حدود هشت صد قدم و عرض آن حدود پنجاه قدم بود. | |||
بعد از ساختن این سد، دو طرف آن بیابان به شهرهای سرسبزی تبدیل شد که به گفته بعضی مجموعاً سیزده شهر بود و آن ریگهای سوزان، به باغ جنان مبدل گشت و درباره توصیف آن [[شهرها]] و [[فراوانی نعمت]] در آنجا سخنهای اغراق آمیزی گفتهاند: | |||
به گفته برخی، کسی که در آن باغها قدم میگذاشت، درختان میوه آن طوری بود که ده [[روز]] راه، رنگ [[آفتاب]] را نمیدید و این راه بسیار را در زیر [[سایه]] درختان خرم و پر میوه طی میکرد. | |||
برخی گفتهاند: [[زنها]] زنبیلها را روی سر میگذاشتند و چون چند قدم از زیر درختان میگذشتند، زنبیلهاشان پر از میوه میشد. | |||
به هر صورت بر اثر بستن آن سدها، از هوای لطیف و میوههای فراوان و آبهای روان و سایر نعمتهای بیحساب آنجا استفاده میکردند و البته [[شایسته]] بود که [[مردم]] [[سبا]] در برابر آن همه [[نعمت]] بیکران - که [[خداوند]] به ایشان بخشیده بود – [[سپاسگزاری]] کنند و خدایی را که از آن بیچارگی و [[گرسنگی]] نجاتشان داده بود [[شکر]] گویند، ولی اندک اندک [[غفلت]] بر آنها چیره گشت و به [[سرکشی]] و خود پرستی دچار شدند. | |||
[[خدای تعالی]] برای [[ارشاد]] و هدایتشان پیمبرانی فرستاد، ولی آن مردم به جای این که سخنان [[پیمبران]] [[الهی]] را بشنوند و به موعظهها و نصیحتهاشان گوش [[دل]] فرا دهند، به [[تکذیب]] آنها پرداخته و در [[خوشگذرانی]] و [[شهوت رانی]] [[غرق]] گشتند و شاید مانند سایر ملتهای [[سرکش]] و [[شهوت]] ران – که [[انبیا]] را [[سد]] راه [[لذت]] و شهوت خود میدیدند - به [[آزار]] آنها نیز کوشیدند و بدین ترتیب مستحق [[عذاب الهی]] گشتند. | |||
خدای تعالی سیل «[[عرم]]» را بر آن سد بزرگ گماشت تا آن را ویران ساخت و آب، تمام دشت و باغها و [[خانهها]] را بگرفت و همه را ویران کرد و پس از چندی آن [[وادی]] خرم را به صحرایی خشک و سوزان تبدیل کرد و به جای آن همه درختان میوه و باغهای سرسبز، چند درخت اراک و درخت شورهگز و اندکی [[درخت سدر]] به جای ماند و آن بلبلان خوش الحان جای خود را به فغان بومان سپردند.<ref>[[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|تاریخ انبیاء]] ص ۵۴۹.</ref> | |||
== | == قوم [[سبأ]] در [[قرآن]] == | ||
قوم سبأ جمعیتی بودند که در جنوب [[جزیره عربستان]] میزیستند، دارای [[حکومتی]] عالی و [[تمدنی]] درخشان بودند. | |||
[[خاک]] [[یمن]] گسترده و حاصلخیز بود، اما علیرغم این [[آمادگی]]، چون رودخانه مهمی نداشت از آن بهرهبرداری نمیشد، بارانهای سیلابی در کوهستانها میبارید، و آبهای آن در دشتها به هدر میرفت، [[مردم]] باهوش این [[سرزمین]] به [[فکر]] استفاده از این آبها افتادند، و سدهای زیادی در نقاط حساس ساختند که از همه مهمتر و پرآبتر [[سد]] «[[مأرب]]» بود. مأرب<ref>بر وزن مغرب.</ref> شهری بود که در انتهای یکی از این درهها قرار داشت، و [[سیلهای عظیم]] کوههای «صراة» از کنار آن میگذشت، در دهانه این دره و دامنه دو [[کوه]] «بلق» سد [[عظیم]] و [[نیرومندی]] بنا کردند، و مجاری مختلف آب در آن ایجاد کرده بودند، به قدری [[ذخیره]] آب پشت سد زیاد شد که با استفاده از آن توانستند باغهای بسیار [[زیبا]]، و کشتزارهای پربرکت در دو طرف مسیر رودخانهای که به سد منتهی میشد ایجاد کنند. | |||
قریههای آباد این سرزمین تقریباً به هم متصل بود، و سایههای گسترده درختان دست به دست هم داده بود، آنقدر میوههای فراوان بر شاخسار آن ظاهر شده بود که میگویند هرگاه کسی سیدی روی سر میگذاشت و از زیر آنها میگذشت پشت سر هم میوه در آن میافتاد و در مدت کوتاهی پر میشد. | |||
[[وفور نعمت]] آمیخته با [[امنیت]] محیطی بسیار [[مرفه]] برای [[زندگی پاک]] آماده ساخته بود، محیطی مهیا برای [[اطاعت]] [[پروردگار]]، و [[تکامل]] در جنبههای [[معنوی]]. | |||
اما آنها قدر این همه [[نعمت]] را ندانستند، [[خدا]] را به دست [[فراموشی]] سپردند، و به [[کفران نعمت]] مشغول شدند، به [[فخرفروشی]] پرداختند، و به [[اختلافات]] طبقاتی دامن زدند. موشهای صحرائی دور از چشم مردم [[مغرور]] و مست به دیواره این سد خاکی روی آوردند، و آن را از درون [[سست]] کردند، ناگهان [[باران]] شدیدی بارید و سیلاب عظیمی حرکت کرد، دیوارههای سد که [[قادر]] به [[تحمل]] فشار سیلاب نبود یک مرتبه در هم [[شکست]]، و آبهای بسیار زیادی که پشت [[سد]] متراکم بود ناگهان بیرون ریخت، و تمام آبادیها، باغها، کشتزارها و زراعتها، و چهارپایان را تباه کرد، و قصرها و خانههای مجلل و [[زیبا]] را یکباره ویران نمود، و آن [[سرزمین]] آباد را به صحرائی خشک و بیآب و علف مبدل ساخت، و از آن همه باغهای خرم و اشجار بارور تنها چند درخت تلخ «اراک» و «شورگز» و اندکی درختان «سدر» به جای ماند، مرغان غزلخوان از آنجا کوچ کردند و بومها و زاغان جای آنها را گرفتند. | |||
آری هنگامی که [[خداوند]] میخواهد قدرتنمائی کند [[تمدنی]] [[عظیم]] را با چند موش! بر باد میدهد، تابندگان به [[ضعف]] خود آشنا گردند و به هنگام [[قدرت]] [[مغرور]] نشوند! | |||
در اینکه «[[سبأ]]» نام کیست؟ و چیست؟ در میان [[مورخان]] گفتگوست ولی معروف این است که «سبأ» نام پدر [[اعراب]] «[[یمن]]» است، و طبق روایتی که از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نقل شده مردی بود بنام «سبأ» که ده فرزند از او متولد شد، و از هر کدام از آنها قبیلهای از قبائل [[عرب]] در آن سامان به وجود آمدند<ref>بعضی «سبأ» را نام [[سرزمین یمن]] یا منطقهای از آن دانستهاند، ظاهر [[قرآن مجید]] در داستان «سلیمان» و «هدهد» در [[سوره]] «نمل» نیز نشان میدهد که «سبأ» نام مکانی بوده است، آنجا که میگوید: «من از [[سرزمین سبأ]] یک خبر [[قطعی]] برای تو آوردهام» (نمل ۲۲). | |||
در حالی که [[ظاهر آیه]] مورد بحث این است که سبأ قومی بودهاند که در آن منطقه میزیستهاند؛ زیرا ضمیر جمع [[مذکر]] (هم) به آنها بازگشته است. | |||
ولی منافاتی میان این دو [[تفسیر]] نیست؛ زیرا ممکن است سبأ در ابتدا نام کسی بوده، سپس تمام [[فرزندان]] و [[قوم]] ان به آن نامیده شدهاند، و بعد این اسم به سرزمین آنها نیز منتقل گردیده.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۰۷.</ref> | |||
==[[ | ==[[تمدن]] درخشانی که بر اثر [[کفران]] بر باد رفت!== | ||
قرآن مجید سرگذشت عبرتانگیز آنها را بیان کرده و به قسمت مهمی از جزئیات و خصوصیات [[زندگی]] آنها اشاره کرده است: | |||
نخست میگوید: «برای [[قوم سبأ]] در محل سکونتشان نشانهای از [[قدرت الهی]] بود»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ}} «برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.</ref>. | |||
به طوری که گفتیم این [[آیت]] بزرگ [[الهی]] از اینجا سرچشمه میگرفت که قوم سبأ با استفاده از شرائط خاص مکانی و چگونگی کوههای اطراف آن منطقه و [[هوش]] سرشار [[خدا]] داد، توانستند سیلابهایی را که جز ویرانی نتیجهای نداشت، در پشت سدی نیرومند متمرکز کنند، و به وسیله آن کشوری بسیار آباد بسازند، چه آیت بزرگی که عامل ویرانی تبدیل به مهمترین عامل [[عمران]] گردد؟ | |||
سپس [[قرآن]] به شرح این آیت الهی که در [[اختیار]] قوم سبأ قرار داشت پرداخته چنین میگوید: «دو باغ (بزرگ و گسترده) بود از طرف راست و چپ»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ}} «برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.</ref>. | |||
==فرجام قوم [[سبأ]]== | البته این دو باغ، ساده معمولی نبودند، بلکه یک رشته باغهای به هم پیوسته در دو طرف [[نهر]] عظیمی بود که از آن [[سد]] بزرگ آبیاری میشد. | ||
آنها توانستند با ساختن [[سدّ]] بزرگ سیلابهای ویرانگر را در پشت آن [[ذخیره]] کنند و سرزمینهای وسیع و گسستردهای را زیر کشت در آورند. آیا سیلابی که مایۀ خرابی است اینچنین مایۀ [[آبادانی]] شود عجیب نیست؟ آیا این آیت بزرگ خدای محسوب نمیشود؟ این از نظر [[آبادی]]، ولی از آنجا که تنها عمران کافی نیست، و شرط مهم و اساسی آن «[[امنیت]]» است اضافه میکند «ما در میان این آبادیها فاصلههای مناسب و نزدیک مقرر کردیم». و به آنها گفتیم: «در میان این قریهها شبها و روزها در این آبادیها در امنیت کامل [[مسافرت]] کنید»<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِينَ}} «و میان آنان و شهرهایی که در آنها خجستگی نهاده بودیم شهرهایی به هم پیوسته پدید آوردیم و در آنها راه رفت و آمد را به اندازه (برقرار) کردیم (و گفتیم) شبها و روزها در آنها با ایمنی سفر کنید» سوره سبأ، آیه ۱۸.</ref>. | |||
به این ترتیب آبادیها فواصل متناسب و حساب شدهای داشت، و از نظر [[حمله]] وحوش و درندگان بیابان، یا سارقین نیز در نهایت امنیت بود، به گونهای که [[مردم]] میتوانستند بدون زاد و [[توشه]] و مرکب، بیآنکه احتیاج به حرکت دسته جمعی و استفاده از افراد [[مسلح]] داشته باشند، بدون هیچ [[خوف]] و [[ترس]] از جهت [[ناامنی]] راه یا کمبود آب و آذوقه به مسیر خود ادامه دهند. | |||
سپس میافزاید: ما به آنها گفتیم «از روزی فراوان پروردگارتان بخورید و [[شکر]] او را بجا آورید. شهری است [[پاکیزه]] و پروردگاری [[آمرزنده]] [[مهربان]]»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ}} «برای (قوم) سبا در مسکنهایشان نشانهای (شگرف) وجود داشت: دو باغ از راست و چپ، از روزی پروردگارتان بخورید و او را سپاس گزارید! شهری است پاکیزه و پروردگاری آمرزنده» سوره سبأ، آیه ۱۵.</ref>. | |||
این جمله کوتاه مجموعه نعمتهای مادی و [[معنوی]] را به [[زیباترین]] وجهی منعکس ساخته از نظر نعمتهای مادی [[سرزمین]] [[پاک]] و پاکیزه داشتند، پاک از آلودگیهای گوناگون، از دزدان و [[ظالمان]]، از آفات و [[بلاها]]، از [[خشکسالی]] و [[قحطی]]، از [[ناامنی]] و [[وحشت]]، و حتی گفته میشود از حشرات موذی نیز پاک بود. | |||
هوایی پاک و نسیمی [[فرح]] افزا داشت، و سرزمینی حاصلخیز و درختانی پربار و اما از نظر [[نعمت]] معنوی [[آمرزش الهی]] شامل حال آنها بود، از تقصیر و کوتاهی آنها صرفنظر میکرد، و آنها را مشمول [[عذاب]] و سرزمینشان را گرفتار [[بلا]] نمیساخت. | |||
اما این [[ناسپاس]] [[مردم]] قدر این همه نعمت را ندانستند از بوته [[آزمایش]] سالم بیرون نیآمدند، راه [[کفران]] و [[اعراض]] را پیش گرفتند، و [[خداوند]] نیز آنها را سخت گوشمالی داد؛ لذا در ادامه میفرماید: «آنها از [[خدا]] روی گردان شدند»<ref>سوره سبأ، آیه ۱۶.</ref> [[نعمتهای خدا]] را ناچیز شمردند، [[عمران]] و [[آبادی]] و [[امنیت]] را ساده انگاشتند، از یاد [[حق]] [[غافل]] شدند، و مست نعمت گشتند، اغنیاء بر تهیدستان [[فخرفروشی]] کردند، و آنها را [[مزاحم]] حال خویش پنداشتند. | |||
اینجا بود که شلاق [[مجازات]] بر پیکر آنها نواخته شد، چنانکه [[قرآن]] میگوید: «ما سیل وحشتناک و بنیان کن را بر آنها فرستادیم»<ref>سوره سبأ، آیه ۱۶.</ref> و سرزمین آباد آنها به ویرانهای مبدل شد. سپس، قرآن وضع بازپسین این سرزمین را چنین توصیف میکند: «ما دو باغ وسیع و پرنعمت آنها را به دو باغ بیارزش با میوههای تلخ و درختان بیمصرف «شورهگز» و اندکی از [[درخت سدر]] مبدل ساختیم»<ref>{{متن قرآن|فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ}} «اما روی گرداندند ما نیز بر آنان سیل ویرانگر را فرستادیم و به جای آن دو باغشان دو باغ جایگزین کردیم با میوههایی تلخ و (درختان) شورهگز و اندکی از درخت کنار» سوره سبأ، آیه ۱۶.</ref>. | |||
و به این ترتیب به جای آن همه درختان خرم و سرسبز، مشتی درخت بیابانی [[وحشی]] و بسیار کم [[ارزش]] که شاید مهمترین آنها همان [[درخت سدر]] بود که آن هم به مقدار کم در میان آنها وجود داشت باقی ماند (تو خود [[حدیث]] مفصل بخوان از این مجمل، که چه بر سر آنها و [[سرزمین]] آبادشان آمد؟). | |||
ممکن است بیان این سه نوع درخت که در آن سرزمین ویران باقی ماند اشاره به سه گروه مختلف بوده باشد که بخشی از این درختان زیانبخش بود، و بعضی بیمصرف، و بعضی بسیار کم [[منفعت]] بود.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۰۹.</ref> | |||
==چنان آنها را متلاشی کردیم که ضرب المثل شدند!== | |||
چه تعبیر جالبی، [[قرآن]] به دنبال این جمله که درباره [[سرنوشت]] دردناک آنها بیان میکند، میگوید: چنان آنها را [[مجازات]] کردیم، و زندگانیشان را در هم پیچیدیم که «آنها را سرگذشت و داستان و اخباری برای [[عبرت]] دیگران قرار دادیم!»<ref>سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>. | |||
آری از آن همه زندگانی با رونق و [[تمدن]] درخشان و گسترده چیزی جز اخباری بر سر زبانها، و یادی در خاطرهها، و سلوری بر صفحات تاریخها باقی نماند، و «آنها را سخت متلاشی و پراکنده ساختیم»<ref>سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>. | |||
چنان سرزمین آنها ویران گشت که [[توانایی]] اقامت از آنان سلب شد، و برای ادامه [[زندگی]] مجبور شدند هر گروهی به سویی روی آورند، و مانند برگهای خزان که بر سینه تندباد قرار گرفته هر کدام به گوشهای پرتاب شدند، آنچنان که پراکندگی آنها به صورت «ضرب المثل» درآمد که هرگاه میخواستند بگویند فلان [[جمعیت]] سخت متلاشی شدند میگفتند: (همانند [[قوم سبأ]] و نعمتهای آنها پراکنده شدهاند!). | |||
به گفته بعضی قبیلۀ «[[غسان]]» به [[شام]] رفتند و «[[اسد]]» به عمان و «[[خزاعه]]» به سوی تهامه و [[طایفه]] «انمار» به یثرب. | |||
و در پایان میفرماید: «در این سرگذشت نشانههای عبرتی برای هر [[صابر]] [[شکرگزار]] است»<ref>{{متن قرآن|فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}} «اما گفتند: پروردگارا! میان سفرهای ما فاصله انداز و به خویشتن ستم کردند؛ ما نیز آنان را (چون) افسانهها گرداندیم و همه را سخت پراکندیم؛ بیگمان در این، نشانههایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره سبأ، آیه ۱۹.</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۵۱۱.</ref> | |||
=== [[سبأ]] معاصر [[سلیمان]] {{ع}} === | |||
=== [[سبأ]] [[منقرض شده]] با سیل عرم === | |||
== [[آیین]] قوم [[سبأ]] == | |||
== [[پیامبران]] قوم [[سبأ]] == | |||
== فرجام قوم [[سبأ]] == | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی]] و [[علی قانعی|قانعی]]، [[سبأ / قوم (مقاله)|مقاله «قوم سبأ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']] | # [[پرونده:1100409.jpg|22px]] [[علی اسدی|اسدی]] و [[علی قانعی|قانعی]]، [[سبأ / قوم (مقاله)|مقاله «قوم سبأ»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵''']] | ||
# [[پرونده:13681351.jpg|22px]] [[سید هاشم رسولی محلاتی|رسولی محلاتی، سید هاشم]]، [[تاریخ انبیاء (کتاب)|'''تاریخ انبیاء''']] | |||
# [[پرونده:1100842.jpg|22px]] [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|'''قصههای قرآن''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||