صراط مستقیم: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۵٬۹۸۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اوت ۲۰۲۵
 
(۱۳۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۱ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{خرد}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[صراط مستقیم در لغت]] - [[صراط مستقیم در قرآن]] - [[صراط مستقیم در حدیث]] - [[صراط مستقیم در عرفان اسلامی]] - [[صراط مستقیم در کلام اسلامی]] - [[مقام صراط مستقیم]] - [[صراط مستقیم در فقه سیاسی]] - [[صراط مستقیم در جامعه‌شناسی اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{امامت}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[صراط مستقیم در قرآن]] | [[صراط مستقیم در حدیث]] | [[صراط مستقیم در کلام اسلامی]] | [[صراط مستقیم در عرفان اسلامی]] | [[مقام صراط مستقیم]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[صراط مستقیم (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==صراط مستقيم و نعمت الهى==
صراط مستقیم و [[راه راست]] درباره [[یکتاپرستی]] و [[راه خدا]] و [[انبیا]] به کار رفته است، راه دور از افراط و تفریط، دور از [[غلو]] و کوتاهی، راه [[مؤمنان]] که به [[بهشت]] منتهی می‌شود. در [[روایات]]، صراط به راهی گفته شده که باریک است و بر روی [[جهنم]] است و همه از آن می‌گذرند، بدکاران به [[دوزخ]] می‌افتند و [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] به [[سلامت]] عبور می‌کنند و به بهشت می‌رسند. همچنین در روایات، صراط مستقیم به راه [[اهل‌بیت]]، [[ولایت امیرالمؤمنین]]، [[ائمه شیعه]] و [[حضرت علی]]{{ع}} هم [[تفسیر]] شده است.
==صراط مستقيم و شيطان==
==صراط مستقيم و هدايت==
==عوامل و اسباب هدايت به صراط مستقيم==
===نخست: ایمان به خداوند===
===دوم: ایمان به معاد===
===سوم: اطاعت از خداوند و رسول و اولی الامر===
===چهارم: اعتصام و تمسك جستن به حق===
===پنجم: كسب خشنودى خداوند===
===ششم: توجه به آيات خداوند===
===هفتم: عبادت خداوند===
===هشتم: تسليم در برابر اجراى تكاليف سخت===
===نهم: شاکر بودن در برابر نعمات خداوند===


==انواع صراط مستقیم==
== مقدمه ==
===صراط مستقیم وجودی===
در چندین [[آیه]]، [[خداوند]] از "صراط مستقیم" و صراط [[خدا]] یاد کرده و [[مردم]] را به پیمودن آن فراخوانده است<ref>از جمله: آل عمران ۱۰۱، نساء ۶۷ و ۶۸، انعام ۸۷ و ۱۵۳، حج ۵۴، ابراهیم ۲، مؤمنون ۷۳.</ref>. همچنین در آیاتی {{متن قرآن|سَبِيلِ اللَّهِ}} <ref>سوره نساء، آیه ۷۶.</ref> و {{متن قرآن| سَبِيلِي}}<ref>سوره یوسف، آیه ۱۰۸.</ref> آمده است. مفهوم اینها یعنی [[دین خدا]]، [[آیین حق]]، [[اسلام]]، [[خداشناسی]]، [[توحید]]. ولی در [[روایات]] متعددی، [[سبیل]] [[خدا]] و صراط مستقیم، [[پیامبر]] و [[امامت ائمه]] و [[امامان اهل بیت]] معرفی شده و به‌خصوص منظور از آن، [[امیر مؤمنان]]{{ع}} دانسته شده است. [[امام صادق]]{{ع}} در ذیل آیۀ {{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}} می‌فرماید: {{عربی|"هو أمير المؤمنين عليه السّلام ومعرفته‏"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص۱۲.</ref> و [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴ ص۱۲.</ref> و [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۴، ص۱۶. روایات این موضوع را در «بحار الأنوار»، ج ۲۴ ص۹ به بعد {{عربی|أنهم عليهم السلام السبيل و الصراط و هم و شيعتهم المستقيمون عليها}} و «معانی الأخبار»، ص۳۲ مطالعه کنید.</ref>.
===صراط مستقیم سلوکی===
==رابطۀ صراط مستقیم و غضب الهی==


==واژه شناسی لغوی==
از میان راه‌های گوناگون عملی و [[تفکرات]] رنگارنگ [[فلسفی]] و [[کلامی]]، صراط مستقیم علی{{ع}} [[حق]] است و راست و بی‌انحراف و نجات‌بخش. در [[دعای ندبه]] نیز از [[امام زمان]]{{ع}} به عنوان فرزند [[نبأ عظیم]] و صراط مستقیم یاد شده است<ref>{{متن حدیث| يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ، يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيم‏}}.</ref>.
*صراط در لغت به معنای راه راست و اصل آن سراط از مصدر "سرط" و "استراط‌" است‌، به‌ معنای ابتلاع و بلعیدن. از این رو، "سراط" به معنی راه گفته شده است؛ راهیکه‌ رهرو‌ خود را فرومی‌بلعد، به گونه‌ای که رجوع از آن امکان‌پذیر نیست. و چون "صاد‌: با "طا‌" قریب‌ المخرج است، لذا قلب سین به صاد بر اثر تناسب آن با "طا" است‌.
* "مستقیم‌" اسم فاعل استقامت از ثلاثی مجرد "قام" به معنای راست و درست و پایداری می‌باشد. راغب‌ گوید‌: استفامت‌ طریق، آن است که راست و بر خط مستوی باشد و طریق حق را به آن تشبیه کرده‌اند‌<ref>مفردات فی غریب القرآن ۴۰۷.</ref>


==صراط مستقیم در قرآن==
راه علی و [[ائمه]]، راه درست و [[حق]] است و [[پیروان]] را به [[رضای خدا]] و به [[بهشت]] می‌رساند. راه‌های دیگر همه [[بیراهه]] است. صراط مستقیم، از افراط و تفریط هم دور است و بر محور حق است و چون از طریق حق عبور می‌کند، به خاطر خطرها، [[لغزش‌ها]] و سقوط‌ها دشوار است و باریک و پرگزند و نیاز به [[نور]] [[معرفت]] دارد، تا [[انسان]] را از روی [[جهنم]] [[شهوات]] و [[شبهات]] و [[تمایلات نفسانی]] بگذراند. در کلام امام سجاد{{ع}} است: [[صراط]] در [[دنیا]] آن است که از [[غلو]] و از تقصیر دور باشد، یعنی بدون افراط و تفریط. در [[آخرت]] نیز، [[صراط]] راه [[مؤمنان]] به سوی [[بهشت]] است. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرموده است: صراط، طریقی است به سوی [[شناخت خدا]]، و دو صراط است: یکی در [[دنیا]]، دیگری در آخرت. صراط دنیا همان [[امام]] است که اطاعتش [[واجب]] است و هرکس او را شناخته، از وی [[پیروی]] کند، از صراطی که پل [[جهنّم]] در آخرت است، خواهد گذشت و کسی که در دنیا امام مفترض الطّاعه را نشناسد، در آخرت قدمش می‌لغزد و در [[آتش دوزخ]] سرنگون می‌شود<ref>معانی الاخبار، ص۳۲.</ref>. با این تحلیل، تفاوت عبور [[مردم]] از صراط نیز بستگی به تفاوتشان در [[امام‌شناسی]] و پیروی آنان از [[ائمه]] دارد. در نتیجه، مخالفان با امام [[معصوم]]، هرگز نمی‌توانند از آن عبور بکنند. از صراط مستقیم، به صراط اقوم و صراط سویّ هم تعبیر شده است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۲.</ref>.
* "صراط مستقیم" را مفسران راه راست و آسان، راه آشکار، واضح و راه دین حق‌ معرفی کرده‌اند‌.<ref>دایرة المعارف تشیع، ۳۲۴/۱.</ref> این‌ راه همان راه استقامت است در برابر راه اعوجاج. و راه"معوج" راهی است که همراه با‌ تخلف‌ و اختلاف‌ است ولی "صراط مستقیم" راهی است که از این دو آسیب مصون‌ باشد‌.<ref>تسنیم ۴۶۶/۲.</ref>
* "صراط" در آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا}}﴾}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۲۶.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا}}﴾}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> به استقامت و نیز در آیه: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى}}﴾}}<ref>سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref> به استوا، و نیز در اول‌ سوره‌ ابراهیم: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}﴾}}<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref> به استواری و شکست‌ناپذیری، و پسندیده بودن وصف‌ شده‌ است، ناظر به آن است‌ که‌ در این‌ صراط‌ الهی‌ هیچگونه اعوجاجی راه ندارد، و هیچ شیطانی‌ را‌ بدان دسترسی نیست تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد.
* در قرآن‌ کریم‌ کلمه "صراط" همه جا به صورت‌ مفرد به کار رفته‌ و خداوند‌ متعال یک صراط مستقیم را به‌ خود‌ نسبت داده است. از این جا معلوم می‌شود میان خداوند متعال و بندگان تنها‌ یک‌ صراط مستقیم برقرار است. به‌ عنوان‌ مثال‌، خداوند متعال در‌ قرآن می‌فرماید‌: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ}}﴾}}<ref>سوره انعام، آیه ۱۵۳.</ref> و سرّ تعددناپذیری صراط آن است که به خداوند متعال‌ استناد‌ دارد و از اوست و به سوی اوست و هرگز‌ اختلاف‌ و تخلف نمی‌پذیرد‌ و این‌ راه‌ مستقیم الهی یکی بیش‌ نیست و هرچه برخلاف آن باشد، "سبیل الغی" است. اما راه‌های انحرافی "سبیل" فراوان است و متفرق‌؛ و هرگز‌ اتحادپذیر نبوده، به یک جا ختم‌ نخواهد‌ شد‌.<ref>ر.ک:المیزان،۴۹-۵۱/۱؛و تفسیر تسنیم،۴۶۶/۱.</ref> <ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت ]] صفحه ۵۲.</ref>


==واژه صراط==
== معناشناسی ==
*درباره معنای لغوی "صراط" و "صراط مستقیم" در قرآن کریم در مقالات و سایت‌ها بسیار سخن به میان آمده است و تنها به ذکر مختصر این نکته اکتفا می‌شود که واژه "صراط" را در لغت نامه‌های فارسی به "راه و طریق" معنا کرده‌اند<ref>ر.ک؛ فرهنگ فارسی معین، ۱۳۶۴، ذیل واژه صراط.</ref> و در فرهنگ‌های تازی نیز به همین معنا یاد شده است: "قال الجوهری: الصراط و السراط و الزراط الطریق"<ref>جوهری، ۱۹۹۰م: الصحاح. الطبعة الرابعه ذیل واژه صرط.</ref> همچنین گفته می‌شود که کلمه صراط از ماده "سرط" به معنای "بلعید" است که "س" آن بدل به "صاد" شده است، گویی جاده رونده‌اش را می‌بلعد. همچنین گفته شده است که اصل در این ماده، راه آشکار و وسیع است خواه مادی باشد یا معنوی. همچنین  گفته شده که این کلمه با ضم (صراط) به معنای "شمشیر بلند" و با سین (سراط) لغتی در خوردن می‌باشد<ref>ر.ک؛ معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم شماره ۶۷.</ref> در قرآن کریم نیز گاهی به همین معنای طریق و راه به کار رفته است، چنان که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref> مفسران نیز آن را با "سبیل" و "طریق" مترادف آورده‌اند، به گونه‌ای که در ترجمه تفسیر المیزان آمده است: "اما صراط، این کلمه در لغت به معنای طریق و سبیل نزدیک به همند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن کریم، باید بدانیم که خدای تعالی صراط را به وصف استقامت توصیف کرده، و آنگاه بیان کرده که این صراط مستقیم را کسانی می‌پیمایند که خدا بر آنان انعام فرموده.<ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref> در تفاوت آن دو نیز ذکر شده که "صراط" بر خلاف "سبیل" جمع بسته نمی‌شود و در قرآن کریم جمع سبیل به "سبل" آمده است. چنان که در فرق صراط با سبیل گفته شده است: خدای تعالی در کلام مجیدش مکرر نام صراط و سبیل را برده و آنها را صراط و سبیل‌های خود خوانده، با این تفاوت که بجز یک صراط مستقیم به خود نسبت نداده، ولی سبیل‌های چندی را به خود نسبت داده است. پس معلوم می‌شود که میان خدا و بندگان چند سبیل و یک صراط مستقیم برقرار است، مثلا درباره سبیل فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا}}﴾}}<ref>سوره عنکبوت آیه ۶۹.</ref><ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۹.</ref> بر خلاف "سبیل" و جمع آن "سبل"، جمع واژه "طریق" در قرآن کریم (الطرق) ذکر نشده است، اما واژه "طریق" به همین معنای راه و گاهی هم مترادف با "صراط" با واژه "مستقیم" یاد شده است، چنان که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>گفتند: ای قوم ما؛ ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده، هماهنگ با نشانه‌های کتاب‌های پیش از آن، که به سوی حق و راه راست هدایت می‌کند؛ أحقاف /۳۰.</ref>
صراط، در لغت از ریشه «صرط» به معنای طریق و راه است<ref>ابن‌فارس، مقاییس اللغة، ج۳، ص۳۴۹.</ref> و صاحب [[مجمع‌البحرین]] نیز صراط را به معنی راه دانسته، او در این‌باره می‌گوید: صراط مستقیم همان [[دین حق]] است و [[دین]]، صراط و راه نامیده شده است؛ چون هرکس آن را بپیماید به بهشت رهنمون می‌‌شود، همانگونه که هرکس راه و صراط را بپیماید به مقصد می‌‌رسد<ref>طریحی؛ فخرالدین، مجمع البحرین، ج۴، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[صراط - فتاحی اردکانی (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص۲۷۳؛ [[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۲.</ref>
*بنابراین، یکی از تفاوت‌های صراط با طریق و سبیل در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است و برخلاف آن دو واژه دیگر که هر دو جمع بسته می‌شوند و به راه‌های مختلف و بسیار اطلاق می‌شود. در تفاوت‌های دیگر آن به مادی بودن سبیل و معنوی بودن صراط نیز اشاره شده است و گفته شده که سبیل برای خیر و شر هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای امور خیر (امور معنوی مثبت) استعمال شده است و دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است <ref>ر.ک؛ بستانی و کرئی: معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref> هر چند در برخی از این گزینه‌ها می‌توان تشکیک کرد؛ همچون کاربرد صراط در امور خیر که در قرآن کریم برای جحیم نیز واژه صراط بکار رفته است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}﴾}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]] صفحه ۲۸ و ۲۹.</ref>


==اقسام صراط==
== تفاوت [[صراط]]، [[سبیل]] و طریق ==
*گروهی با استناد به آیۀ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>سوره هود، آیه ۵۶.</ref> و نیز‌ قول {{عربی|اندازه=155%|«الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق»}} معتقدند که چون همه در صراط مستقیم قرار دارند، نسبت همه در رسیدن به خدا نسبت یکسانی است و هیچ‌ کس‌ بر‌ دیگری مزیت ندارد. به عنوان مثال، میان [[انبیا‌]]، [[اولیا‌]]، علما، عارفان و ملائکۀ مقربین و دیگران تفاوتی وجود ندارد، علم، عمل و قیام به تکلیف نیز ارزشی ندارد و خیر، شر و تقسیم‌ انسان‌‌ها‌ به موحد و کافر، بی معنا است و فایده‌ای در انزال کتب‌ و آمدن رسل نیست؛ جامی با منحرف خواندن این گروه از افراد، صراط مستقیم را به سلوکی و وجودی تقسیم‌ می‌کند‌:
در [[قرآن کریم]] از سه واژۀ صراط، سبیل و طریق استفاده شده است که به نوعی با همدیگر مترادف، اما در واقع تفاوت‌هایی دارند، مانند:
#'''صراط مستقیم وجودی''': در این صراط قرب خدا به بنده، از حیث‌ وجود‌ و احاطۀ او بر بندگان مطرح می‌شود و این طریقی ازلی و ابدی است که هیچ تغییر و تبدیلی در‌ آن‌ راه‌ ندارد، چون {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ}}﴾}}<ref>سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> و این موضوع‌ نه‌ محدود‌ به زمان و مکان است و نه هیچ موجودی با موجود دیگر، در این زمینه تفاوت‌ دارد‌؛ حتی‌ سنگ، گیاه، حیوان، انسان و فرشته با هم مساوی‌اند.
# یکی از تفاوت‌های صراط با طریق و سبیل، در مفرد بودن و یکتایی در معنای صراط است، برخلاف دو واژۀ دیگر که هر دو جمع بسته می‌شوند و به راه‌های مختلف و بسیار اطلاق می‌شود<ref>ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج ۱: ۴۵.</ref>.
#'''صراط مستقیم سلوکی''': در این صراط‌ کسی‌ می‌تواند به مقام قرب الهی برسد که مجاهدت سخت و ریاضت صعب را با‌ راهنمایی‌ شیخ‌ کامل و مرشد واصل، متحمل شده باشد، مثل [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} که به مقام {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}﴾}}<ref>سوره نجم، آیه ۹.</ref> نایل شد و جز او کسی قادر به دست‌ یافتن‌ به‌ آن مقام نیست؛ پس، اگر خداوند متعال می‌فرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ}}﴾}}<ref>سوره ق، آیه ۱۶.</ref>. از جهت قرب خدا به بنده و مربوط به صراط مستقیم وجودی‌ است‌ و به‌ طور یقین برای رسیدن به ‌ ‌قرب الهی کافی نیست و اگر کافی بود پیامبر اکرم محتاج‌ به‌ سلوک‌ و طلب قرب نبود<ref>[[تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او (مقاله)|تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او]] صفحه ۱۲۷ و ۱۲۸.</ref>
# تفاوت‌ دیگر در مادی بودن سبیل و [[معنوی]] بودن صراط است و نیز گفته شده سبیل برای [[خیر و شر]] هر دو به کار رفته، در حالی که صراط فقط برای [[امور خیر]] استعمال شده است. (البته در قرآن کریم برای [[جحیم]] نیز واژۀ صراط استفاده شده است: {{متن قرآن|مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ}}<ref>و به سوی راه دوزخ هدایتشان کنید؛ صافات/۲۳.</ref>.
# تفاوت دیگر اینکه سبیل، متعدد و صراط، واحد است<ref>ر.ک: بستانی و کرئی: معنا، ویژگی‌ها و مفاهیم صراط مستقیم در قرآن کریم تفسیر و مفاهیم. شماره ۶۷.</ref>.<ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]]، ص۲۸ ـ ۲۹.</ref>


==مصادیق صراط مستقیم==
== صراط مستقیم در قرآن ==
*قرآن کریم دارای دو مرتبه است؛ مرتبه اول حقیقت آن است و مرتبه دوم ظاهر‌ آیات. ظاهر قرآن همان است که قرائت می‌شود و معنای ظاهری و سطحی‌ آن‌ درک‌ می‌شود.اما حقیقت قرآن تنها و تنها برای کسی که تقوا داشته باشد، آشکار است و هرکس علم و تقوایش بیشتر ‌‌باشد‌، به مراتب والاتری از حقیقت قرآن دست می‌یازد. چنانکه مرتبه درک حقیقت قرآن تنها‌ از‌ آن‌ از اولیاء و پیامبران و راه‌یافتگان به مقام [[وحی]] است. از [[امام صادق]] {{ع}} روایت است که فرمود‌:  {{عربی|اندازه=155%|«نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله»}}؛ ما هستیم که راسخین در علم‌ می‌باشیم و ما هستیم که‌ تأویل‌ قرآن را می‌دانیم.
صراط مستقیم، مصادیق متعددی دارد که در [[قرآن]] و [[روایات]] بیان شده‌‌اند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۱۰۴.</ref>. تعبیر صراط مستقیم از ترکیب‌های پرکاربرد [[قرآن کریم]] است که ۳۳ بار به صورت‌های معرفه<ref>{{متن قرآن|ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ}}«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> و نکره<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبُّكُمْ فَٱعْبُدُوهُ هَـٰذَا صِرَٰطٌۭ مُّسْتَقِيمٌۭ}}«بی‌گمان خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید، این، راهی است راست» سوره عمران، آیه ۵۱. {{متن قرآن|كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّـۧنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَـٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ}}؛ «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref> و... به کار رفته است. ترکیب‌هایی دیگر نیز به معنای صراط مستقیم در قرآن به کار رفته‌اند؛ مانند {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره شوری، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ}}<ref>سوره ص، آیه ۲۲.</ref>، {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱلْعَزِيزِ ٱلْحَمِيدِ}}<ref>سوره ابراهیم، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|صِرَٰطِ ٱلْحَمِيدِ}}<ref>سوره حج، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|ٱلصِّرَٰطِ ٱلسَّوِىِّ}}<ref>سوره طه، آیه ۱۳۵.</ref> و {{متن قرآن|صِرَٰطًۭا سَوِيًّۭا}}<ref>سوره [[مریم]]، [[آیه]] ۴۳.</ref>. در برخی [[آیات]]، [[صراط]] به تنهایی با الف و لام [[عهد]] آمده که مراد از آن صراط مستقیم است<ref>{{متن قرآن|وَإِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْـَٔاخِرَةِ عَنِ ٱلصِّرَٰطِ لَنَـٰكِبُونَ}}«و بی‌گمان آنان که به جهان واپسین ایمان ندارند، از راه گشته‌اند» سوره مؤمنون، آیه ۷۴. {{متن قرآن|وَلَوْ نَشَآءُ لَطَمَسْنَا عَلَىٰٓ أَعْيُنِهِمْ فَٱسْتَبَقُوا۟ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبْصِرُونَ}}«و اگر می‌خواستیم دیدگانشان را بی‌فروغ می‌کردیم آنگاه به سوی راه پیشی می‌جستند امّا چگونه می‌دیدند؟» سوره یس، آیه ۶۶.</ref>؛ همچنین در [[قرآن]] ترکیب‌های دیگری هستند که در آنها واژه «[[سبیل]]» به کار رفته است؛ اما به معنای صراط مستقیم‌اند؛ مانند {{متن قرآن|سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۸.</ref>؛ {{متن قرآن|سَبِيلِ ٱللَّهِ}}<ref>سوره عمران، آیه ۹۹.</ref>، {{متن قرآن|سَبِيلِ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۱۵.</ref>، {{متن قرآن|قَصْدُ ٱلسَّبِيلِ}}<ref>سوره نحل، آیه ۹.</ref> و {{متن قرآن|سَبِيلِ رَبِّكَ}}<ref>سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>. در مقابل صراط مستقیم، راه [[ضلالت]]<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ نَصِيبًۭا مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ يَشْتَرُونَ ٱلضَّلَـٰلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ}}«آیا به آنان ننگریسته‌اید که از کتاب (آسمانی) بهره‌ای (اندک) دارند، خریدار گمراهی‌اند و می‌خواهند شما نیز گمراه باشید؟» سوره نسا، آیه ۴۴.</ref>، راه [[انحرافی]]<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْـَٔاخِرَةِ كَـٰفِرُونَ}}«همان کسانی که (مردم را) از راه خداوند باز می‌دارند و آن را ناراست (و ناهموار) می‌خواهند و به جهان واپسین انکار می‌ورزند» سوره اعراف، آیه ۴۵.</ref>، راه [[طاغوت]]<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُقَـٰتِلُونَ فِى سَبِيلِ ٱلطَّـٰغُوتِ فَقَـٰتِلُوٓا۟ أَوْلِيَآءَ ٱلشَّيْطَـٰنِ إِنَّ كَيْدَ ٱلشَّيْطَـٰنِ كَانَ ضَعِيفًا}}«مؤمنان در راه خداوند جنگ می‌کنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است» سوره نسا، آیه ۷۶.</ref>، راه مجرمان<ref>{{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَـٰتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ ٱلْمُجْرِمِينَ}}«و ما این‌گونه [[آیات]] را روشن (بیان) می‌داریم (تا دریابند) و تا راه [[گنهکاران]] آشکار شود» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۵۵.</ref> و راه [[مفسدان]]<ref>{{متن قرآن|وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَـٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَـٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَـٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَـٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ}}«و ما با موسی سی شب وعده نهادیم و با ده شب دیگر آن را کامل کردیم و میقات پروردگارش در چهل شب کمال یافت و موسی به برادر خویش هارون گفت: در میان قوم من جانشین من شو و به سامان دادن (امور) بپرداز و از راه و روش تبهکاران پیروی مکن!» سوره اعراف، آیه ۱۴۲.</ref> قرار دارد<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۱۹۲.</ref>.
*چرا که [[ائمه اطهار]]{{عم}} علم به حقایق قرآن دارند و نفس شریف آنان در عوالم توحید و صفات و اسماء و کیفیت نزول ملائکه و تقدیرات و تدبرات عوالم راه داشته و متحقق به آن معانی‌ هستند، به گونه‌ای که می‌توان گفت:آنها حقیقت قرآن‌اند.
*و روایات بسیاری وارد شده که قرآن درباره آن‌ها و دشمنان‌شان و فرائض و سنن نازل شده است،اصبغ بن نباته نقل می‌کند که شنیدم [[امام علی|امیرالمؤمنین علی‌]] {{ع}} فرمود‌: {{عربی|اندازه=150%|«نزل القرآن أثلاثا: ثلث فینا و فی عدونا و ثلث سنن و امثال و ثلث فرائض و احکام»}} قرآن بر سه بخش نازل شده است یک بخش از آن درباره ما و درباره دشمن ماست، و یک بخش‌ دیگر در‌ سنّت و مثال‌هاست،و بخش سوم در واجبات و احکام است.
*منظور امام در این روایت، تأویلات قرآن در خصوص ‌ ‌ایشان و [[اهل بیت]] {{عم}} و دشمنان آن حضرت و اهل بیت که در حقیقت دشمنان خداوند‌ و [[پیامبر خاتم|رسول‌]] {{صل}} اویند، می‌باشد. و این معانی حتما به طریق تأویل و پی بردن به حقایق قرآن به دست می‌آید. و غالبا این تأویلات از سوی خود [[اهل بیت]] وارد شده است.
*یکی از‌ این‌ مباحث‌ که تأویلات آن از سوی‌ [[اهل‌ بیت‌]] {{عم}} در قالب روایات مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در قرآن است که به طریق تأویل، حقیقت آن توسط پیامبر و [[ائمه]] اطهار به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل‌ است که‌ در روز عید غدیر فرمود: {{عربی|اندازه=150%|«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِی مِنْ بَعْدی. ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ، یَهْدونَ إِلَی الْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلونَ»}}<ref>البرهان فی تفسیرالقرآن،ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. ای مردم، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به پیروی از آن امر شده‌اید و پس از من، علی صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به حق هدایت می‌کنند. همچنین از [[امام صادق]] {{ع}} نقل است که‌ فرمود‌: {{عربی|اندازه=155%|«الصراط المستقیم امیرالمؤمنین علی»}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از امام زین‌العابدین نیز روایت شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|«نحن ابواب اللّه و نحن‌ الصراط‌ المستقیم‌»}}
*و اما علت این تأویل چیست؟ خدای سبحان در سورۀ انعام صراط مستقیم را‌ دین قیمی‌ می‌داند‌ که خود ایستاده و پیروانش را به ایستادگی فرامی‌خواند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}﴾}}<ref>انعام ۱۶۱.</ref>. و چون برجسته‌ترین روش را ابراهیم خلیل نشان‌ داده‌، قرآن کریم دین را به روش او نسبت می‌دهد و چون صراط مستقیم دین‌ الهی‌ است‌، و [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ائمه|ائمه اطهار]] {{عم}} بیان‌کننده دین و قرآن ممثل و ناطق هستند، از این رو، صراط مستقیم‌ بر [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} و امام تطبیق شده است<ref>ر.ک: تفسیر تسنیم، ۴۶۷/۱.</ref>. و همان‌طور که گفته شد، صراط مستقیم‌ بزرگراه‌ آشکار و نزدیک‌ترین راه به سوی خداوند است و اگر بر امام تطبیق شده، برای آن است که‌ هرکس‌ به دنبال این قرآن ناطق و ممثل حرکت کند، با سلامتی به مقصدش‌ می‌رسد‌<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]] صفحه ۵۴.</ref>


==معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم==
== ویژگی‌های صراط مستقیم ==
*در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و ترکیب وصفی [[صراط مستقیم]] ذکر شده است که برای سهولت کار می‌توان همه آنها را در سه عنوان زیر دسته بندی می‌شود:
'''۱. مطابقت با [[موازین]] [[عقلی]] و عملی:''' اصلی‌ترین ویژگی‌های [[صراط مستقیم الهی]]، هماهنگی با [[عقل]]، [[علم]] و [[حکمت]] است. به سخن دیگر، راهی که [[انبیا]] برای رسیدن به [[کمالات انسانی]] ارائه کرده‌اند و برنامه‌هایی که انبیا از جانب [[خداوند سبحان]] برای [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] آورده‌اند، منطبق با موازین عقلی و [[علمی]] است و از این رو، [[قرآن کریم]]، تصریح می‌فرماید که دانشمندان، آنچه بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده را [[حقّ]] و درست می‌دانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و کسانی که آنان را از دانش بهره داده‌اند می‌بینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون می‌گردد» سوره سبأ، آیه ۶.</ref> و در آیۀ دیگر آمده: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و تا کسانی که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) راستین، از سوی پروردگار توست پس به آن ایمان آورند آنگاه دل‌های آنها در برابر آن فروتن گردد و بی‌گمان خداوند راهنمای مؤمنان به راهی راست است» سوره حج، آیه ۵۴.</ref>.


۱)'''خدا و کتاب خدا''':
نکته قابل [[تأمّل]] این که در این دو [[آیه]]، انطباق آورده‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند سبحان]]، با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] به گونه‌ای دقیقه و [[زیبا]]، با [[هدایت]] به [[صراط مستقیم الهی]] پیوند خورده است.


در برخی از تفاسیر به توحید، خداوند و طاعت او صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}﴾}}<ref>آل عمران/۵۰.</ref> صراط مستقیم به توحید تعبیر شده است: ... یعنی التوحید» (الخازن، بیتا: ۳۷۷) و در تیسیر التفسیر در تفسیر آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ}}﴾}}<ref>یس/۶۱.</ref>؛ طاعت الهی که آدمی را به طریق مستقیم می‌رساند، صراط مستقیم خوانده شده است: مرا اطاعت کنید که طاعت و پیروی از من همان است که شما را به راه مستقیم و راست متصل می‌کند <ref>اطیعونی، فإن طاعتی هی التی توصلکم إلى الطریق المستقیمه (الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۴۲).</ref> گاهی نیز به قرآن کریم صراط مستقیم اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر ابن السلام صراط مستقیم چنین است: "فالصراط: القرآن..." <ref>تفسیر ابن عبدالسلام. موقع التفاسیر ۵.</ref>، یا در تفسیر الزحیلی به نقل از [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} از قرآن کریم به صراط مستقیم و حبل الله تعبیر شده است: روى الترمذی عن علی بن أبی طالب مرفوعا: القرآن: صراط الله المستقیم، و حبل الله المتین <ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.</ref>
'''۲. مطابقت کامل با [[حق]]:''' برجسته‌ترین ویژگی صراط مستقیم (که حاکی از هماهنگی آن با موازین عقلی و علمی است) مطابقت کامل آن با [[حقّ]] است؛ یعنی راه درست [[زندگی]]، راهی است که کمترین [[انحرافی]] از حق ندارد. به عبارت دیگر، برنامه‌ای که برای زندگی [[انسان]] ارائه می‌شود. به هر [[میزان]] که از حق فاصله داشته باشد، به همان اندازه مورد پذیرش [[عقل]] و [[علم]] نیست.


۲)'''راه حق و دین الهی''':
بر این اساس، همه آیاتی که آنچه را بر پیامبر{{صل}} نازل شده، [[حق]] توصیف کرده‌اند، اشاره به این خصوصیت صراط مستقیم دارند، مانند: {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا}}<ref>«ای مردم! به یقین حق از سوی پروردگارتان آمد. پس هر که راه یابد، جز این نیست که به سود خویشتن، راه یافته است و هر کس گم‌راه شود. به زیان خود گم‌راه گردیده است». یونس: ۱۰۸.</ref> این آیۀ شریفه، همه برنامه‌هایی را که پیامبر{{صل}} از جانب خداوند سبحان برای هدایت انسان آورده، راه حق و درست زندگی معرّفی می‌نماید و به جهانیان اعلام می‌کند هر کس این راه را [[انتخاب]] کند، از [[برکات]] آن، بهره‌مند می‌شود و هر کس [[بیراهه]] را انتخاب نماید، زیان‌های [[گمراهی]] نصیب او خواهد شد. این معنا در [[آیات]] متعدّدی با تعبیرهای مختلف، دیده می‌شود: {{متن قرآن|المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«الف، لام، میم، را؛ این آیات کتاب (آسمانی) است و آنچه از پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده راستین است اما بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند» سوره رعد، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«بگو: آن را روح القدس از نزد پروردگارت، راستین فرو فرستاده است تا مؤمنان را استوار بدارد و برای مسلمانان رهنمود و مژده‌ای باشد» سوره نحل، آیه ۱۰۲.</ref>، {{متن قرآن|وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ}}<ref>«و آنچه از کتاب (آسمانی قرآن) به تو وحی کردیم راستین است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، بی‌گمان خداوند به بندگان خویش، آگاهی بیناست» سوره فاطر، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ}}<ref>«خداوند است که کتاب را به حق و ترازو را فرو فرستاد و تو چه می‌دانی؟ شاید رستخیز نزدیک باشد» سوره شوری، آیه ۱۷.</ref>، {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>.


از دین نیز به صراط مستقیم یاد کرده‌اند: دین صراط مستقیم نامیده شده است<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۲.</ref> که این طریق را طریق معتدل خوانده اند<ref>الزحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعة و المنهج. الطبعة الثانیة. دمشق: دار الفکر المعاصر (۱۴۱۸ق) ج۶: ۵۶.</ref> و در بسیاری از تفاسیر منظور از صراط مستقیم، دین اسلام، اسلام، دین قویم و... ذکر گردیده است؛ "وهداه إلى صراط مستقیم؛ إلى ملة الإسلام" <ref>الزمخشری، بیتا، ۳: ۴۱۰.</ref> یا به شریعت اطلاق شده است: نزدیک‌ترین راه به حق تعالی که موسوم به شریعت است و توجه بدان مقترن به سعادت است، صراط مستقیم است که رد شریعت محمدی بدان توجه داده داشته است <ref>أقرب الطرق إلى الحق المعرف بالشریعه الذی قرنت السعاده بالتوجه إلیه هو الصراط المستقیم الذی نبه علیه فی الشریعه المحمدیه؛ (فناری، مصباح الأنس. با حواشی و تعلیقات میرزا هاشم اشکوری، امام خمینی  و... چاپ اول. تهران: انتشارات مولی ۶۳۱ - ۶۳۰).</ref> در تفسیر المیزان به نقل از [[امام صادق]] {{ع}} در المعانی آمده که صراط مستقیم، طریق معرفت الله است: "و فی المعانی، عن الصادق {{ع}} قال: هی الطریق إلى معرفة الله...." <ref>طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن. چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۳۲.</ref> در تفسیر جلالین نیز زیر تفسیر آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>هود ۵۶.</ref> صراط مستقیمی که پروردگار بر آن است، "طریق حق و عدل" ذکر گردیده است: ... أی طریق الحق و العدل <ref>المحلی و السیوطی، تفسیر الجلالین. الطبعه الأولى. القاهره: دار الحدیث ۲۹۲.</ref>
در این جا، این نکته نیز قابل توجّه است که کتابی که می‌خواهد راه درست [[زندگی]] را پیشِ روی جهانیان قرار دهد، باید از هر گونه [[تحریف]] و راه‌یابی [[باطل]] به آن، مصونیت داشته باشد: {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref>.


گاهی نیز به ملائمات دین و طریق حق تعالی اطلاق شده است؛ به عنوان نمونه در تفسیر لباب التأویل فی معانی التنزیل ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>بقره ۱۴۲.</ref> جهت کعبه و قبله ابراهیمی [[صراط مستقیم]] است که خداوند هر کس را که بخواهد بدان سوی هدایت می‌فرماید: "و هو قوله: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَهْدِي مَن يَشَاء}}}} "یعنی من عبادی إلى صراط مستقیم" یعنى إلى جهة الکعبه و هی قبله إبراهیم علیه السلام
'''۳. [[اعتدال]]''': سومین خصوصیت صراط مستقیم، اعتدال و [[میانه‌روی]] است؛ یعنی: راه درست زندگی، برنامه‌ای [[معتدل]]، مناسب، به دور از افراط و تفریط است و پاسخگوی همه نیازهای مادّی، [[معنوی]]، [[دنیوی]] و اُخروی [[انسان]] در همه زمینه‌هاست و چنین برنامه‌ای، طبعاً مطابق حق و منطبق با [[موازین]] [[عقلی]] و [[علمی]] است. در روایتی آمده که [[امام علی]]{{ع}} در تبیین {{متن قرآن|اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۶.</ref> می‌فرماید: "صراط مستقیم در [[دنیا]]، همان راهی است که از افراط و تفریط، دور است. راه میانه است و به سوی [[باطل]]، اندک [[انحرافی]] ندارد"<ref>{{متن حدیث| فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ، وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ، وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِنَ الْبَاطِلِ}}؛ صدوق، ۱۳۶۱ ش، ص۳۳.</ref> و در روایتی دیگر از ایشان آمده: "راست و چپ، [[گمراهی]] است و راه وسط، همان راه اصلی است. [[کتاب خدا]] و [[سنّت پیامبر]] به آن راهنماست و رسیدن به [[سنّت]] و عاقبت [[نیکو]]، از این راه، میسّر است"<ref>{{متن حدیث|الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ، وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ ق، الخطبة ۱۶.</ref> بر این پایه، جامعه‌ای که در [[زندگی]] از برنامه‌ای [[معتدل]] و به دور از افراط و تفریط[[پیروی]] می‌کند، از منظر [[قرآن کریم]]، [[امّت]] وسط نامیده شده: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم تا گواه بر مردم باشید و پیامبر بر شما گواه باشد؛ و قبله‌ای که بر سوی آن بودی بر نگرداندیم مگر بدین روی که معلوم داریم چه کسی از پیامبر پیروی می‌کند و چه کسی واپس می‌گراید، و بی‌گمان آن جز بر آنان که خداوند رهنمو» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. در این [[آیه]]، [[هدایت]] [[جامعۀ اسلامی]] به [[اعتدال]] و دوری از افراط و تفریط، به هدایت آنها در موضوع [[تغییر قبله]] از [[بیت المقدس]] به [[کعبه]]، [[تشبیه]] شده و هر دو مورد از مصادیق [[هدایت الهی]] به صراط مستقیم شمرده شده است. در آیۀ قبل از آن در پاسخ به [[اعتراض]] کسانی است که می‌گویند: چرا قبلۀ [[مسلمانان]] از بیت المقدس به کعبه [[تغییر]] یافته، آمده: {{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به زودی کم‌خردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبله‌ای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.</ref> و در ادامه می‌فرماید: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>. کلمۀ {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} (همچنین)، در [[تشبیه]] چیزی به چیز دیگر به کار می‌رود. ظاهراً در این جا مقصود این است: همان طور که به زودی [[قبله]] را [[تغییر]] می‌دهیم تا به سوى صراط مستقیم [[هدایت]] کنیم، همچنین شما را امّتی میانه قرار دادیم. "وسط" به معنای چیزی است که میانۀ دو چیز قرار گرفته باشد، نه جزو آن طرف باشد و نه جزو این طرف. [[امّت اسلامی]] نسبت به جوامعی که طرفدار مادّیت محض و یا [[معنویت]] محض‌اند، جامعۀ میانه محسوب می‌شود<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ یاد شده.</ref>؛ بلکه به طور کلّی، پیروان راستین [[اسلام]]، کسانی هستند که در [[عقیده]] و [[اخلاق]] و عمل، نه تندرو هستند و نه کندرو، نه [[افراط]] می‌کنند و نه تفریط؛ بلکه در همه زمینه‌ها بر صراط مستقیم [[حقّ]] و [[اعتدال]]، حرکت می‌نمایند. در روایتی از [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[تفسیر]] آیۀ یاد شده آمده: الوسط، العدل<ref>البخاری، ۱۴۱۰، ج۵، ص۱۵۱.</ref>. وسط یعنی میانه و به دور از افراط و تفریط<ref>ر.ک: خلیل [[الجر]]، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص۲۱۷۹.</ref> چنین امّتی می‌تواند جامعۀ معیار در [[جهان]] باشد و بدین‌سان، [[قرآن]]، [[مسلمانان]] راستین را گواهانِ جهانیان نامیده است: {{متن قرآن|لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ}}<ref>«گواه بر مردم باشید» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>.
<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر ۱۰۷.</ref>


در تفسیر نسفی نیز ذیل آیه یاد شده چنین معنایی از صراط مستقیم یاد شده است <ref>ر.ک؛ النسفی، تفسیر نسفی، چاپ سوم. تحقیق دکتر عزیزالله جوینی. تهران: انتشارات سروش. بیتا: ۷۵</ref> همچنین در تفسیر الباب التاویل فی معانی التنزیل  ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}}}<ref>آل عمران ۱۰۱.</ref> آمده است که صراط مستقیم "راه روشن حق" است؛ طریق حقی که سرانجام به بهشت ختم می‌شود: "أی إلى طریق واضح و هو طریق الحق المؤدی إلى الجنة" <ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۴۲۷.</ref> افزون بر این، در همین تفسیر ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}}}<ref>نحل/۷۴.</ref> "سیرت صالحه و دین استوار" همان صراط مستقیم ذکر شده است: "یعنی على سیرة صالحة و دین قویم<ref>الخازن؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، موقع التفاسیر بیتا: ۱۹۷.</ref> در تیسیر التفسیر نیز چند معنا برای "صراط ربک" ذکر شده است که عبارتند از طریق خوشنودی خداوند: صراط پروردگارت طریق اوست که او را خوشنود می‌کند و دین اوست که استوار است و هیچ انحرافی ندارد<ref>صراط ربک: طریقه الذی ارتضاه، و دینه القیوم المستقیم، الذی لا اعوجاج فیه ولا زیغ.</ref><ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۷.</ref> و در تفسیر صراط مستقیم، آن را راه استوار عقاید صحیح و شرایع حقه می‌داند: صراط مستقیم، راه استوار باورهای درست و دین‌های حقه است<ref>صراط مستقیم، طریق قویم من عقائد صحیحه و مشرائع حقه.</ref><ref>القطان، تیسیر التفسیر. موقع التفاسیر ۱۳۷.</ref>
بدیهی است همه مدّعیان اسلام، مصداق این آیۀ [[شریف]] نیستند؛ بلکه همان طور که اشاره شد، تنها [[پیروان]] واقعی اسلام، [[شاهد]] و الگوی [[کمالات انسانی]] هستند و بی‌تردید، سرآمدِ آنها [[اهل بیت]]{{عم}} هستند. از این رو، از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده که در تبیین آیۀ یاد شده می‌فرماید: "پیش‌تاخته، به سوی ما باز می‌گردد و بازمانده، به ما می‌پیوندد"<ref>{{متن حدیث|إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي وَ بِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ}}؛ العیّاشی، ج ۱، ص۶۳.</ref> همچنین در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: "ماییم آن [[امّت]] میانه و ماییم [[گواهان]] [[خدا]] بر [[مردمان]] و حجّت‌های او در [[زمین]]"<ref>{{متن حدیث|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ"}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۱۹۰.</ref> و نیز از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که فرمود: "ماییم [[گواهان]] [[خدا]] بر آفریدگانش و [[حجّت]] او در زمینش، و ما همانانی هستیم که [[خداوند متعال]] فرموده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کرده‌ایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>"<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ -جلّ اسمه-: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}}}؛ حسکانی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۱۹.</ref>. همان طور که اشاره شد، این [[روایات]] در صدد محدود کردن مفهوم وسیع [[آیه]] نیستند؛ بلکه مقصود، بیان مصداق‌های کامل [[امّت]] نمونه و ارائۀ الگوهایی هستند که در صف مقدّم قرار دارند و دیگران را به [[صراط مستقیم الهی]] [[دعوت]] می‌نمایند و از [[انحراف]] به چپ و راست، برحذر می‌دارند؛ چنان که در [[نهج البلاغه]] در توصیف [[اهل ذکر]] از [[امام]] على{{ع}} نقل شده که فرمود: "آنان به منزله [[راهنمایان]] در بیابان‌ها هستند. هرکه راه درست را در پیش گیرد، او را به رفتن در آن راه، [[تشویق]] کرده، [[ستایش]] می‌کنند و نوید [[نجات]] به وی می‌دهند و هر که را به راست و چپ [[منحرف]] شود، از کج‌راهه‌ای که در پیش گرفته، نکوهش می‌کنند و او را از هلاکت، بر حذر می‌دارند"<ref>{{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ، مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۲.</ref> بر این اساس، [[پیامبر خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} آن [[بزرگوار]] در همه امور، [[میانه‌روی]] را رعایت می‌کردند و دیگران را نیز به [[اعتدال]] و دوری از افراط و تفریط، دعوت می‌نمودند. امام علی{{ع}} در توصیف [[زندگی پیامبر]]{{صل}} می‌فرماید: "رفتارش، میانه‌روی و اعتدال است و طریقه‌اش، [[راهنمایی]] و [[هدایت]]"<ref>{{متن حدیث|سِيرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ"}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۹۴.</ref> با توجّه به خطری که از ناحیۀ افراط و تفریط، [[جامعه اسلامی]] را [[تهدید]] می‌کرد، بر پایۀ [[روایات]] متعدّدی [[پیامبر خدا]]{{صل}} تأکید می‌فرمود که [[مسلمانان]] باید در همۀ امور، [[میانه‌روی]] و [[اعتدال]] را رعایت کنند و از تندروی و کندروی اجتناب نمایند. از جمله در روایتی از ایشان آمده: "هان! هر عبادتی را جوش و خروشی است که سرانجام، فروکش می‌کند. پس هر کس جوش و خروش عبادتش به [[سنّت]] من آرام گیرد، [[هدایت]] شده است و هر که با سنّت من [[مخالفت]] ورزد، [[گمراه]] شده و عملش بر باد رفته است. بدانید که من [[نماز]] می‌خوانم و می‌خوابم، [[روزه]] می‌گیرم و [[افطار]] می‌کنم، و می‌خندم و می‌گریم. پس هر که از راه و سنّت من روی گردانَد، از من نیست"<ref>{{متن حدیث|أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِيرُ إِلَى فَتْرَةٍ، فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِي فَقَدِ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِي فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِي تَبَابٍ، أَمَا إِنِّي أُصَلِّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِي وَ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۸۵.</ref> همچنین در دعایی که برای [[امام عصر]]{{ع}} از [[امام رضا]]{{ع}} تقل شده، می‌خوانیم: "بار خدایا! ما را به دست او، سالک طریق هدایت و شاه‌راه [[رستگاری]] و راه میانه که تندروندۀ پیش‌افتاده، بدان بر می‌گردد و واپس مانده، به آن ملحق می‌شود، قرار ده"<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي}}؛ [[مجلسی]]، ۱۴۰۳، ج ۹۵، ص۳۳۲.</ref> بنابراین، یکی از سیاست‌های اصولی مهدوی و یکی از ویژگی‌های برجستۀ جامعه آرمانی [[اسلام]] که به وسیلۀ [[امام مهدی]]{{ع}} تحقّق خواهد یافت، [[اعتدال]] و میانه‌روی در همۀ زمینه‌های مدیریت سیاسی، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] است.


۳)'''نبوت و امامت''':
'''۴. وُسعت''': چهارمین ویژگیِ صراط مستقیم، وُسعت و گستردگی آن است. دو [[آیه]] از [[آیات قرآن]] و روایات فراوانی از [[اهل بیت]]{{عم}} بر این ویژگی دلالت دارند. در ادامۀ تشریح [[وضو]] و [[غسل]] برای نماز و جایگزینی تیمّم به جای آنها، آمده است: {{متن قرآن|مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«خداوند، نمی‌خواهد شما را در تنگنا قرار دهد» سوره مائده، آیه ۶.</ref>. همچنین در پایان [[سوره حج]]، پس از طرح پنج دستور العمل، این ویژگی مهمّ صراط مستقیم، مورد تأکید قرار گرفته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ}}<ref>«ای مؤمنان! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار نیکو انجام دهید باشد که رستگار گردید و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید؛ او شما را برگزید و در دین- که همان آیین پدرتان ابراهیم است- هیچ تنگنایی برای شما ننهاد، او شما را پیش از این و در این (قرآن) مسلمان نامید تا پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید» سوره حج، آیه ۷۷-۷۸.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] یاد شده، پنج برنامه از برنامه‌هایی را که [[اسلام]] برای [[تکامل انسان]] ضروری می‌داند، ارائه می‌دهد که از مراحل سادۀ [[عبودیت]]، آغاز و به بالاترین مراتب آن، ختم می‌گردد. ابتدا سخن از [[رکوع]] و خم شدن در برابر [[آفریدگار هستی]] است، سپس [[سجود]] و به خاک افتادن در برابر او. پس از آن، [[عبادت]] [[خداوند سبحان]] به طور عام، مطرح می‌شود و در مرحلۀ چهارم، مطلق کارهای نیک، مورد تأکید قرار می‌گیرد و در آخرین مرحله، از [[اهل]] [[ایمان]] می‌خواهد که در راه به انجام رساندن [[اوامر الهی]]، همه توان خود را به کار گیرند و آن گونه که شایستۀ [[مجاهدت]] در راه خداست، خالصانه تلاش کنند و از آنجا که ممکن است تصوّر شود اجرای این دستور العمل‌ها برای [[انسان]] توان‌فرساست، به چند نکتۀ مهم اشاره فرموده است. "او شما را برگزید،" اشاره به نکتۀ نخست است. یعنی برنامه‌های پنج‌گانۀ یاد شده، اختصاص به [[برگزیدگان خداوند]] سبحان دارد و شما نیز چون [[برگزیدۀ الهی]] هستید، لازم است این دستور العمل‌ها را در [[زندگی]] اجرا کنید: و جملۀ "در [[دین اسلام]] بر شما تنگی و [[دشواری]] ننهاد"، به نکتۀ دوم اشاره دارد؛ یعنی اجرای این برنامه‌ها برای شما توان‌فرسا نیست. کلمۀ {{متن قرآن|حَرَجٍ}} در این دو [[آیه]] به معنای ضیق و تنگناست. در روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} نیز، در تبیین آیۀ نخست، {{متن قرآن|حَرَجٍ}} به "ضیق" [[تفسیر]] شده است <ref>کلینی، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۳۰، ح ۴.</ref>. بر اساس این دو [[آیه]]، در مقرّرات [[الهی]] و برنامه‌های [[دینی]]، دستور العملی که [[مسلمانان]] را در تنگنا قرار دهد، وجود ندارد و به عبارت دیگر، [[صراط مستقیم الهی]]، ضیق و تنگنا نیست؛ بلکه وسیع و باز است، چنان که در روایتی از [[پیامبر خدا]]{{صل}} نقل شده است: "[[راه راست]] و درست، وسیع‌تر از فاصلۀ میان [[آسمان]] و [[زمین]] است"<ref>{{عربی|"الصراط المستقيم أوسع ممّا بين السّماء وَ الأرض‏‏"}}؛ شهردار بن شیرویه، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۴۱۹.</ref>. مقصود از تنگ نبودن راه [[دین]] و وسیع بودن صراط مستقیم، این است که اجرای مقرّرات دینی در [[زندگی]]، دشوار نیست؛ بلکه به دلیل هماهنگی دستور العمل‌های دینی با [[فطرت]]، انجام دادن آن، سهل و آسان است. این معنا در [[روایات]] فراوانی مورد تبیین و تأکید قرار گرفته است؛ مانند آنچه از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده که فرمود: "[[خداوند]]، فریضه‌هایی را [[واجب]] کرد و سنّت‌هایی را پایه نهاد... و [[دین اسلام]] را [[تشریع]] کرد و آن را آسان و راحت و وسیع، و نه تنگ، قرار داد"<ref>{{عربی|"إنّ اللّه فرّض فرائض وَ سنّ سنناً... وَ شرّع الإسلام و جعله سهلاً و سمحاً واسعاً، و لم يجعله ضيقاً"}}؛ ابو یعلى الموصلی، ۱۴۰۸، ج ۳، ص۵۰.</ref>. در روایتی دیگر از [[امام علی]]{{ع}} آمده: "خداوند -تبارک و تعالی- [[اسلام]] را تشریع کرد و راه‌های آن را برای وارد شوندگان، آسان ساخت"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹؛ ر.ک: سید رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶.</ref> همچنین از ایشان در تفسیر {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[بخشاینده]]» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> نقل شده که می‌فرماید: "بخشنده‌ای که با گستردن روزی، بر ما رحم می‌کند، [[مهربان]] با ما در دین و [[دنیا]] و آخرتمان؛ او که دین را بر ما سبُک قرار داد و آن را سهل و آسان کرد"<ref>{{متن حدیث|الرَّحْمَن الَّذِي يَرْحَمُ بِبَسْطِ الرِّزْقِ عَلَيْنَا، الرَّحِيمِ بِنَا فِي أَدْيَانِنَا وَ دُنْيَانَا وَ آخِرَتِنَا، خَفَّفَ عَلَيْنَا الدِّينَ وَ جَعَلَهُ سَهْلًا خَفِيفاً}}؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۸ش، ج۱۳، ص۶۹.</ref>. بر این اساس، [[اطاعت از خداوند]] سبحان و اجتناب از [[گناهان]]، برای کسانی که [[فطرت]] [[پاک]] [[انسانی]] آنان [[آلوده]] نشده، آسان است. از [[امیر مؤمنان]]{{ع}} [[روایت]] است که فرمود: "از نخستین پلّه‌های نردبام [[شیطان]]، [[پروا]] کنید و هم از پرتگاه‌های [[تجاوز]] لقمه‌های حرام را به شکمتان در نیاورید که شما در پیش‌دید همان کسی هستید که [[نافرمانی]] را بر شما [[حرام]] کرده و راه اطاعتش را برایتان آسان ساخته است"<ref>{{متن حدیث|اتَّقُوا مَدَارِجَ الشَّيْطَانِ وَ مَهَابِطَ الْعُدْوَانِ، وَ لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ، فَإِنَّكُمْ بِعَيْنِ مَنْ حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَعْصِيَةَ، وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَة}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۱۵۱.</ref>. گفتنی است آسان بودن انجام دادن برنامه‌های [[دینی]]، پیوند نزدیکی با سومین ویژگی صراط مستقیم، یعنی [[اعتدال]] دارد؛ بلکه می‌توان گفت: آسان بودن [[دین]]، یکی از نشانه‌های [[معتدل]] بودن آن است. از این رو، در [[روایات اهل بیت]]{{عم}}، سخت‌گیری بر خود در انجام دادن [[عبادات]] و برنامه‌های دینی، با تعبیرهای گوناگون، مذموم و محکوم شمرده شده است. در روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} آمده: "من با دینی حق‌گرا و راحت، برگزیده شده‌ام و هر که با [[سنّت]] و روش من [[مخالفت]] کند، از من نیست"<ref>{{متن حدیث| بُعِثْتُ بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَة، و من خالف سنّتي فليس منّي‏‏"}}؛ المتّقى الهندى، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۷۸.</ref> در نقل دیگری آمده: "من دینی حق‌گرا، راحت، آسان و روشن، برایتان آورده‌ام"<ref>{{متن حدیث|بُعِثْتُ إِلَيْكُمْ بِالْحَنَفِيَّةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ الْبَيْضَاءِ}}؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۵، ص۳۴۶.</ref>. یکی از [[یاران پیامبر خدا]]{{صل}} به نام [[عثمان بن مظعون]]، روزها [[روزه]] می‌گرفت و شب‌ها را به [[عبادت]] می‌گذراند و از این رو، توجّهی به [[زندگی]] [[زناشویی]] و مسائل [[خانوادگی]] نداشت. روایت شده که همسرش موضوع را با پیامبر{{صل}} در میان گذاشت. پیامبر{{صل}} پس از شنیدن [[شکایت]] وی با [[خشم]] نزد عثمان بن مظعون آمد و دید مشغول [[نماز خواندن]] است. وی با دیدن [[پیامبر]]{{صل}} [[نماز]] خود را [[سلام]] داد. [[پیامبر]]{{صل}} خطاب به او فرمود: "ای عثمان! [[خداوند متعال]]، مرا به [[رهبانیت]] نفرستاده؛ بلکه مرا با [[آیین]] یکتاپرستیِ سهل و ساده‌گیر، فرستاده است. من، هم [[روزه]] می‌گیرم و هم نماز می‌خوانم و هم با همسرم آمیزش می‌کنم. پس هر که آیین مرا [[دوست]] دارد، باید از [[سنّت]] من [[پیروی]] کند و از جملۀ سنّت من، [[نکاح]] کردن است"<ref>{{متن حدیث|يَا عُثْمَانُ! لَمْ يُرْسِلْنِي اللَّهُ تَعَالَى بِالرَّهْبَانِيَّةِ، وَ لَكِنْ بَعَثَنِي بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ، أَصُومُ وَ أُصَلِّي، وَ أَلْمِسُ أَهْلِي، فَمَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي، وَ مِنْ سُنَّتِيَ النِّكَاحُ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۵، ص۴۹۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۲، ص۲۶۴.</ref>. در روایتی دیگر از ایشان آمده که فرمود: "از [[افراط]] و تندروی در [[دین]] بپرهیزید؛ زیرا [[خداوند]] آن را آسان قرار داده است. پس، از دین، آنچه توانش را دارید، برگیرید؛ که خداوند، کار خوب مستمر را، هر چند اندک باشد، دوست دارد"<ref>{{متن حدیث|إيّاكم و التّعمق في الدّين فإنّ اللَّه تعالى قد جعله سهلا، فخذوا منه ما تطيقون فإنّ اللَّه يحبّ ما دام من عمل صالح و إن كان يسيرا}}؛ على المتّقی الهندی، ۱۴۰۹ق، ح ۵۳۴۸.</ref>.


در بعضی از تفاسیر نیز به [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}}، [[ائمه]] {{عم}} به طور عموم و [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} به طور خاص اشاره شده است که اغلب این تفاسیر شیعی هستند؛ به عنوان مثال در مجمع البیان فی التفسیر القرآن ذیل آیه ۵ سوره مبارکه فاتحة الکتاب، پیامبر {{صل}} و [[ائمه]] {{عم}} جانشین او، صراط مستقیم یاد شده است: "اله النبی {{صل}} و الأئمه القائمون مقامه<ref>طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم. تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.</ref> در تفسیر نورالثقلین نیز به نقل از کتاب احتجاج طبرسی و در ضمن حدیث خطبه غدیر از قول پیامبر اکرم آمده است که آن حضرت فرمود: من صراط مستقیمی هستم که خداوند به پیروی از آن امر فرموده است. پس از من نیز [[امام علی]] {{ع}} و [[ائمه]] و فرزندانی که از صلب او هستند، صراط مستقیم خواهند بود که هادی حق هستند و با او معادل هستند (...)
نتیجه آنکه [[راه مستقیم]] [[الهی]]، گشاده، گسترده و مطابق با توانایی‌های [[انسان]] باایمان است و [[اسلام]] به عنوان برنامۀ پیمودن این راه، هیچ تنگنایی را برای [[بشر]]، ایجاد ننموده و مقرّرات آن به دلیل هماهنگی با [[فطرت]]، سهل و سبک‌بار است. کسانی که بر اساس ندای فطرت خود و [[اطاعت]] از [[خدای رحمان]]، معقولانه و خالصانه پا به این راه می‌نهند و از [[وسوسه]] و اغوای شیطان دوری می‌کنند و در انجام دادن [[عبادات]] و برنامه‌های [[دینی]] بر خود سخت نمی‌گیرند. از سنّت پیام‌آور این دین پیروی نموده، به مسیر [[سعادت ابدی]] و صراط مستقیم، گام نهاده‌اند.


در تفسیر المیزان نیز به نقل از [[امام سجاد]] {{ع}} در المعانی ذکر شده که آن حضرت جمیع [[ائمه]] {{ع}} را صراط مستقیم معرفی فرموده است: "و فی المعانی، أیضا عن السجاد(ع) قال:.... نحن أبواب الله و نحن الصراط المستقیم"<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم. تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان.</ref> همچنان که در تفسیر نورالثقلین نیز [[امام صادق|امام جعفر صادق]] {{ع}} می‌فرماید ما [[ائمه]] صراط مستقیم الهی هستیم: "و باسناده إلى أبی عبد الله علیه السلام قال: والله نحن الصراط المستقیم"<ref>عروسی الحویزی، تفسیر نورالثقلین. چاپ چهارم. تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی. قم: انتشارات اسماعیلیان ۱۴۱۵ق، ج ۱: ۲۲.</ref>
'''۵. وضوح و روشنی''' پنجمین ویژگی صراط مستقیم، وضوح و روشنی است. همه آیاتی که دلالت دارند که دین ریشه در [[فطرت آدمی]] دارد، [[گواه]] این مدّعاست. مانند: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با [[درستی]] [[آیین]] روی ([[دل]]) را برای این [[دین]] راست بدار! بر همان سرشتی که [[خداوند]] [[مردم]] را بر آن [[آفریده]] است؛ هیچ [[دگرگونی]] در [[آفرینش]] خداوند راه ندارد؛ این است دین [[استوار]] اما بیشتر مردم نمی‌دانند» [[سوره روم]]، [[آیه]] ۳۰.</ref> نیازی به توضیح نیست که [[معارف فطری]]، بدیهی و روشن است. بنابر این، ادلّۀ [[فطری]] بودن دین، دلیل وضوح و روشنی صراط مستقیم نیز هست. همچنین، همه آیاتی که دلالت دارند خداوند منّان، به روشنی برنامه‌ها و مقرّرات [[دینی]] را بیان کرده، [[گواه]] دیگری بر وضوح و روشنی صراط مستقیم است؛ مانند:{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بی‌گمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> و امّا روایاتی که حاکی از روشن بودن صراط مستقیم است، چند دسته‌اند:
# '''ارائۀ راه روشن توسّط [[خداوند سبحان]]:''' دستۀ اوّل، روایاتی است که دلالت دارند خداوند سبحان به روشنی راه [[حق]] و صراط مستقیم [[زندگی]] را به مردم ارائه کرده است؛ مانند آنچه از [[امام]] على{{ع}} نقل شده که فرمود: "ای [[بندگان خدا]]! از [[خدا]] بترسید و مراقب عزیزترین [[جان‌ها]] و محبوب‌ترین آنها نزد خود باشید؛ زیرا که خداوند، راه حق را برای شما آشکار ساخته و راه‌هایش را روشن گردانیده است. از آن پس، یا بدبختیِ همیشگی در [[انتظار]] شما است و یا خوش‌بختی دائمی"<ref>{{متن حدیث|عِبَادَ اللَّهِ! اللَّهَ اللَّهَ فِي أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَيْكُمْ وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكُمْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِيلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ، فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ، أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ}}؛ ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۳، ص۲۹۱.</ref> گفتنی است که روشنگری [[خداوند متعال]]، گاه از طریق [[فطرت]] است و گاه از طریق [[انبیا]] و اوصیای آنهاست. چنان که در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: "خداوند عز و جل با امامانِ [[هدایت]] که از [[خاندان پیامبر]] ما هستند، از دینش پرده برداشته و با آنها راه روشنش را آشکار نموده است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْضَحَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى مِنْ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّنَا عَنْ دِينِهِ، وَ أَبْلَجَ بِهِمْ عَنْ سَبِيلِ مِنْهَاجِهِ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج ۱، ص۲۰۳؛ النعمانی، ۱۴۲۲، ص۲۲۴، ح ۷؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۵، ص۱۵۰.</ref>
# '''روشن‌ترین راه [[زندگی]]:''' دستۀ دوم روایاتی است که تصریح می‌کنند راهی که [[اسلام]] به [[جامعه]] معرّفی کرده، روشن‌ترین راه زندگی است؛ مانند آنچه از [[امام]] على{{ع}} نقل شده که فرمود: "[[خداوند]] -تبارک و تعالی- [[شریعت اسلام]] را مقرّر داشت و آبشخورهایش را برای کسی که بخواهد بدان وارد شود، آسان و هموار ساخت. پس آن، روشن‌ترین راه و آشکارترین دستگیره است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ -تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ... فَهُوَ أَبْلَجُ الْمَنَاهِجِ وَ أَوْضَحُ الْوَلَائِجِ}}؛ کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص۴۹۱؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۱۰۶؛ شیخ مفید، ۱۴۱۵ق، ص۲۷۵.</ref>
# '''تجسّم راه روشن:''' دستۀ سوم، روایاتی است که [[اهل بیت]]{{عم}} را، راه روشن و صراط مستقیم نامیده‌اند؛ مانند روایتی که در آن، [[پیامبر]]{{صل}} خطاب به [[امیر مؤمنان]]{{ع}} می‌فرماید: "تو راه روشنی و تو، راه [[راستی]]"<ref>{{متن حدیث|أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ، وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}؛ صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۳۸۳؛ الطبری، ص۵۴؛ حسکانی، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۷۶.</ref>. همچنین در [[زیارت جامعه]] مروی از [[امام هادی]]{{ع}} در توصیف اهل بیت{{عم}} آمده: "شما راست‌ترین راه هستید"<ref>{{متن حدیث|أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ}}؛ شیخ طوسی، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۹۷؛ صدوق، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۶۱۳.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگر از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده: "آنان، [[راه راست]] هستند. آنان، راه استوارند"<ref>{{متن حدیث|هُمُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ، هُمُ السَّبِيلُ الْأَقْوَمُ}}؛ حلّی، ۱۴۱۳ق، ص۳۱۹؛ فرات کوفی، ۱۴۱۰ق.</ref> در این گونه [[روایات]]، اهل بیت{{عم}} به دلیل این که تجسّم راه روشن [[هدایت]] و الگوی عینی برنامه‌های مترقی اسلام هستند، راه راست و طریق واضح نامیده شده‌اند.
# '''توصیه به [[انتخاب]] راه روشن:''' دستۀ چهارم، روایاتی است که به [[مسلمانان]] توصیه می‌کنند در زندگی، راه روشنی را که [[خداوند سبحان]] به آنها ارائه کرده است، [[انتخاب]] کنند؛ مانند آنچه در [[نهج البلاغه]] آمده: "[[رحمت خدا]] بر مردی که راه آشکار، در پیش گرفت و در مسیری روشن، حرکت کرد"<ref>{{متن حدیث|رَحِمَ اللَّهُ امْرَأ رَكِبَ الطَّرِيقَةَ الْغَرَّاءَ وَ لَزِمَ الْمَحَجَّةَ الْبَيْضَاء}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، الخطبة ۷۶.</ref>.
# '''فواید انتخاب راه روشن و خطر [[انحراف]] از آن:''' دستۀ پنجم از [[روایات]]، آثار و [[برکات]] انتخاب راه روشن را بیان کرده‌اند و نسبت به خطر انحراف از آن، هشدار داده‌اند. از [[امام علی]]{{ع}} در این باره نقل شده که فرمود: "ای [[مردم]]! هر کس راه روشن را بپیماید، به آب می‌رسد ([[هدایت]] می‌یابد)، و هر کس بر خلاف آن ره سپارَد، در بیابان [[گمراهی]] می‌افتد"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ سَلَكَ الطَّرِيقَ الْوَاضِحَ وَرَدَ الْمَاءَ، وَ مَنْ خَالَفَ وَقَعَ فِي التِّيهِ}}؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵ق، خطبة ۲۰۱؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۵۸۴؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۰، ص۱۰۷.</ref> این سخن، اشاره به این معناست که هر کس در [[زندگی]]، راه روشنی را که [[انبیای الهی]] ارائه کرده‌اند، انتخاب کند، به مقصد می‌رسد و کامیاب می‌گردد، و اگر کسی راه دیگری را در پیش گیرد، در بیابان [[افکار]] و [[عقاید]] [[باطل]] و [[منحرف]]، سرگردان خواهد شد. و نیز خطاب به [[کمیل]] می‌فرماید: "ای کمیل! [[ایمان]]، [[استوار]] و عاریتی دارد. پس هشدار که از عاریت‌داران نباشی. ایمان، آن گاه استوار می‌شود که پیوسته، راه روشن را بپویی؛ راهی که تو را به [[کژی]] نکشانَد و از راهت به در [[نبرد]]"<ref>{{متن حدیث|يَا كُمَيْلُ! إِنَّهُ مُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، فَاحْذَرْ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُسْتَوْدَعِينَ، وَ إِنَّمَا يَسْتَحِقُّ أَنْ يَكُونَ مُسْتَقَرّاً إِذَا لَزِمْتَ الْجَادَّةَ الْوَاضِحَةَ الَّتِي لَا تُخْرِجُكَ إِلَى عِوَجٍ وَ لَا تُزِيلُكَ عَنْ مَنْهَجٍ}}؛ ابن شعبه الحرّانی، ۱۴۱۶ق، ص۱۷۴، ۱۳۸۳، ص۲۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۷، ص۲۷۲.</ref>. مفاد این [[کلام]] [[نورانی]]، این است که شرط [[پایداری]] ایمان، حرکت در راه روشنی است که [[اهل بیت]]{{عم}} ارائه کرده‌اند و انحراف از این راه، خطر ناپایداری [[ایمان]] را در پی خواهد داشت. و در سخنی دیگر از ایشان آمده: "خدایتان [[رحمت]] کند، بر طبق نشانه‌هایی آشکار، عمل کنید؛ زیرا که راه روشن است و شما را به سرای [[سلامت]]، فرا می‌خواند"<ref>{{متن حدیث|اعْمَلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ عَلَى أَعْلَامٍ بَيِّنَةٍ؛ فَالطَّرِيقُ نَهْجٌ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ}}؛ محمدی ری شهری، ۱۳۸۵ش، ج۱۱، ص۱۹۵.</ref> بر پایه این سخن، [[انتخاب]] راه روشن [[زندگی]]، [[انسان]] را به سرای سلامت مطلق -که همان [[بهشت جاوید]] است- می‌رساند و [[انحراف]] از این راه، موجب وارد شدن به [[دوزخ]] می‌گردد.


(...)
'''مقدمۀ تشخیص راه روشن:''' آخرین نکته این که وضوح و روشنی صراط مستقیم، بدین معنا نیست که همه کس می‌تواند آن را تشخیص دهد. بر اساس مفاد شماری از [[آیات قرآن]] و [[روایات اهل بیت]]{{عم}}، تشخیص صراط مستقیم، نیازمند تحقّق دو مقدمه است:
# زدودن حجاب‌های [[معرفت]]
# تلاش.


آنچه یاد شد، مواردی بود که در تفاسیر گوناگون قرآن کریم درباره مفاهیم [[صراط مستقیم]] یافته و ثبت شد. اما یادآوری این سخن از علامه طباطبائی در المیزان نیز ضروری است که می‌فرمایند: صراط مستقیم راهی است به سوی خدا که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه‌ای از آن است و هر طریقی که آدمی را به سوی خدا رهنمایی می‌کند، بهره‌ای از صراط مستقیم را داراست... پس صراط مستقیم عبارت می‌شود از صراطی که در هدایت مردم و رساندنشان به سوی غایت و مقصدشان تخلف نکند، و صد در صد این اثر خود را ببخشد، همچنان که خدای تعالی در آیه شریفه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا}}}}<ref>اما کسانی که به خدا ایمان آوردند و به او متمسک شدند، پس بزودی آنها را در رحمت و فضل خود داخل می‌گرداند وآنها را بسوی صراط مستقیم هدایت می‌کند نساء /۱۷۵.</ref> آن راهی را که هرگز در هدایت رهرو خود تخلف ننموده، و دائما در حال خود باقی است، صراط مستقیم نامیده است<ref>موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، چاپ پنجم، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ج ۱: ۵۲.</ref><ref>[[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]؛ [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی]] صفحه ۲۹ تا ۳۳.</ref>
'''۶. [[وحدت]]:''' ششمین ویژگی صراط مستقیم، وحدت است. این ویژگی بدین معناست که شاه‌راه رسیدن به مقصد اعلای [[انسانیت]]، یکی بیشتر نیست و از این رو، [[پلورالیسم]] یا [[تکثرگرایی دینی]] از نظر [[قرآن]]، مردود است:
# '''تعدّد ناپذیری [[راه راست]]:''' نخستین دلیل وحدت صراط مستقیم، این است که اصولاً [[راه مستقیم]] مقصد، بر خلاف راه‌های غیر مستقیم که می‌تواند متعدّد باشد، تعدّدناپذیر است. در روایتی آمده که [[پیامبر خدا]]{{صل}} برای تبیین این معنا، خطّ مستقیمی کشید و فرمود: "این راه راست خداست"<ref>{{متن حدیث|هذا سبيل الله مستقيماً}}.</ref> سپس در سمت راست و چپ آن، خطوطی را رسم کرد و فرمود: "بر سر هر یک از این راه‌ها، [[شیطانی]] است که به آن فرا می‌خواند"<ref>{{متن حدیث|وَ هذهِ السُّبُلُ لَيسَ مِنها سَبيلٌ إلّا علَيهِ شَيطانٌ يدعو إلَيه}}.</ref> سپس، [[آیه]] ۱۵۳ [[سوره انعام]] را قرائت فرمود:{{متن قرآن|وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ}}<ref>«و (دیگر) این که این راه راست من است از آن پیروی کنید و از راه‌ها (ی دیگر) پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده گرداند، این است آنچه شما را بدان سفارش کرده است باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۳.ابن حنبل، ۱۴۱۱ق، ج ۲، ص۱۹۶؛ سیوطی، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۸۵.</ref> پیش از این توضیح دادیم راه [[راستی]] که [[انسان]] را به مقصد اعلای [[انسانیت]] می‌رساند، [[عبادت خدا]] و [[اطاعت]] [[اوامر]] اوست و علّت نام‌گذاری اموری مانند [[پیشوایان دین]]، [[اسلام]]، [[کتاب خدا]]، و [[راه معرفت]] و [[محبّت خدا]]، به صراط مستقیم، آن است که بدون آنها نمی‌توان به [[عبادت]] و [[اطاعت خدا]] [[دست]] یافت. بنابراین، [[انسان]] برای رسیدن به مقصد [[آفرینش]] خود، راهی جز اطاعت و [[بندگی]] [[خداوند سبحان]] ندارد، و عبادت خدا، چیزی نیست که هر کس به دلخواه آن را [[تفسیر]] کند. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} هنگامی که خداوند سبحان به [[شیطان]] دستور داد که به [[آدم]]{{ع}} [[سجده]] کند، [[شیطان]] به [[خدا]] پیشنهاد داد: {{متن حدیث|يَا رَبِّ وَ عِزَّتِكَ إِنْ أَعْفَيْتَنِي مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّكَ عِبَادَةً مَا عَبَدَكَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا}} امّا [[خداوند متعال]]، این پیشنهاد را نپذیرفت و فرمود: {{متن حدیث|إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَيْثُ أُرِيدُ"}}<ref>مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۶۳، ص۲۵۰.</ref> بنابراین، اساس طرح تکثّرگرایی [[دینی]]، نه تنها بی‌معناست؛ بلکه وسوسه‌ای [[شیطانی]] برای [[گمراه کردن]] [[مردم]] و باز داشتن آنها از حرکت در [[صراط مستقیم الهی]] است.
# '''[[وحدت]] راه اصلی و تعدّد راه‌های فرعی:''' [[راه خدا]] در [[قرآن کریم]] با دو تعبیر، بیان شده است: یکی صراط مستقیم و دیگری [[سبیل الله]]. نکته قابل توجّه، این است که صراط مستقیم و یا [[صراط]] [[الله]] در [[قرآن]] به صورت جمع نیامده؛ ولی سبیل الله به صورت جمع آمده. مانند {{متن قرآن|سُبُلَنَا}}<ref>سوره عنکبوت، آیه ۶۹.</ref>، و {{متن قرآن| سُبُلَ رَبِّكِ}}<ref> سوره نحل، آیه ۶۹.</ref>. این تفاوت تعبیر، می‌تواند اشاره به این معنا باشد که صراط مستقیم، یعنی راه اصلی و شاه‌راه رسیدن به [[آرمان‌های الهی]] است و لذا نمی‌تواند متعدّد باشد؛ ولی [[سبیل]]، راه فرعی است که می‌تواند بلکه باید متعدّد باشد، مشروط به این که به راه اصلی منتهی گردد. راه اصلی که شاه‌راه وصول به کامیایی مطلق است، [[دین خدا]]، یعنی اسلام است که در همه دوران‌ها مردم را به [[اطاعت از خداوند]] سبحان، [[دعوت]] می‌نماید و راه‌های فرعی شریعت‌های مختلف و برنامه‌های گوناگون آنها، برای [[زندگی]] [[انسان]] است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]]، ص۶ و ۲۸.</ref>.


==ارتباط‌ صراط مستقیم با صراط پل جهنم==
== راه [[شناخت]] صراط مستقیم ==
برای شناخت راه راست و صراط مستقیم از دو روش می‌توان بهره گرفت: نخست از ویژگی‌هایی که [[خداوند]] در [[قرآن]] برای آن بیان داشته است سود جست و یا از کسانی که در این راه هستند و به عنوان سالکان و روندگان آن معرفی شده‌اند استفاده کرد. قرآن از هر دو روش نظری و عینی برای بیان [[راه راست]] سود جسته است. در این جا نخست ویژگی‌های نظری بیان و سپس به بیان سالکان و شاخصه‌های راه یافته گان پرداخته می‌شود.
# شناخت نظری: از مهم‌ترین ویژگی‌های راه راست آن است که خداوند، آن را راهی بر می‌شمارد که می‌بایست [[انسان]] در آن مسیر قرار گیرد و به [[دعوت]] خداوند لبیک گوید. کسانی که در این راه قرار می‌گیرند نه تنها از [[ضلالت]] و [[گمراهی]] و اغوای ابلیس و [[شیاطین]] در [[امان]] می‌مانند<ref>سوره حجر، آیه ۳۹ - ۴۰.</ref>، بلکه به عنوان اسوه‌ها و الگوهای [[الهی]] مطرح و معرفی می‌شوند<ref>سوره فاتحه، آیه ۵ -۷.</ref>. کسانی که در [[راه راست]] قرار می‌گیرند دارای همه خصوصیات بلند [[اخلاقی]] و هنجاری هستند و [[رفتارها]] و گفتارهای ایشان براساس و پایه اصول [[عقلانی]] و عقلایی و [[شرعی]] است و از نابهنجاری‌ها و زشتی‌ها و [[پلیدی‌ها]] پرهیز می‌کنند. از این روست که آنان آینه تمام نمای [[اخلاق]] و [[قانون]] هستند<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۲.</ref>.
# [[شناخت]] از روی مصادیق: یکی از‌ مباحثی‌ که تأویلات آن از سوی‌ اهل‌ بیت‌{{عم}} در قالب [[روایات]] مختلفی وارد شده، بحث "صراط مستقیم" در [[قرآن]] است که به طریق [[تأویل]]، [[حقیقت]] آن توسط [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه اطهار]]{{ع}} به‌ کرات‌ بیان‌ شده است. از جمله از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نقل‌ است که‌ در [[روز عید غدیر]] فرمود:"ای [[مردم]]، من صراط الله‌ المستقیم هستم که شما به [[پیروی]] از آن امر شده‌اید و پس از من، [[علی]] صراط مستقیم و سپس ذریه‌ او‌، امامانی‌ که به [[حق]] [[هدایت]] می‌کنند"<ref>{{متن حدیث|مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِيمُ الَّذِي أَمَرَكُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِيٌّ مِنْ بَعْدِي ثُمَّ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ}}؛ البرهان فی تفسیرالقرآن، ج ۲،ص ۲۳۵.</ref>. همچنین از [[امام صادق]]{{ع}} نقل است که‌ فرمود‌: {{متن حدیث| الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي‏}}<ref>معانی الأخبار ۳۲.</ref>. و از [[امام زین‌العابدین]] نیز [[روایت]] شده که فرمود: {{متن حدیث|نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ}}<ref>[[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]]، ص۵۴.</ref>.


*در روایات متعددی از صراط به عنوان پل و یا‌ گذرگاهی‌ که‌ همگان باید از آن عبور کنند و بر روی جهنم کشیده شده است، یاد‌ می‌شود‌. اما حقیقت صراط چیست؟
== راه دست‌یابی به صراط مستقیم ==
[[پرسش]] این است که چگونه می‌توان به [[راه راست]] [[دست]] یافت و در مسیر کمالی آن قرار گرفت؟ برخی از کارها و امور در [[شناخت]] [[راه مستقیم]] یاریگر [[انسان]] می‌‌باشد، از جمله اینکه راهی راه راست است که براساس [[فطرت]] و طبیعت سالم بشری باشد. از این رو هر امری که برخلاف [[حکم عقل]] و [[سیره عقلا]] و [[خردمندان]] و با [[اصول اخلاقی]] در تضاد باشد و در موارد مشکوک برخلاف راه [[شریعت]] دانسته شده است می‌بایست پرهیز کرد و آن را راهی بیرون از [[راه راست]] ارزیابی نمود. به این معنا [[هدایت]] یافتگان کسانی هستند که به آنان نعمت‌هایی خاص چون [[عقل]] و [[حکمت]] و [[رشد]] داده شده است و [[حق]] را از [[باطل]] و کارهای درست را از نادرست می‌شناسند و بر [[صداقت]] و [[راستی]] هستند و [[اعمال صالح]] انجام می‌دهند به گونه‌ای که این کارها جزو [[سیره]] و [[منش]] آنان شده است. به نعمت‌هایی که به آنان داده شده است [[شکر]] می‌گزارند و آن را به [[درستی]] و در جای خود [[مصرف]] می‌کنند و شاکر واقعی [[نعمت]] می‌باشند. بنابراین هرگز از [[ولایت]] و [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] و [[معصوم]] که [[خلیفه الهی]] است بیرون نمی‌روند و نعمت را [[کفران]] نمی‌کنند و مورد [[غضب الهی]] قرار نمی‌گیرند و یا سخن و آرا و انظار خود را بر [[حکم الهی]] مقدم نمی‌دارند که [[گمراه]] و [[ضال]] شوند و از مسیر کمالی خارج گردند. آنان کسانی هستند که از [[خداوند]] می‌خواهند تا [[اراده]] آنان را برای قرار گرفتن در مسیر تقویت کند: {{متن قرآن|إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ}}<ref>«و تو از آنان برای این (رسالت خویش) پاداشی نمی‌خواهی؛ این (قرآن) جز یادکردی برای جهانیان نیست برای هر کس از شما که بخواهد راه راست در پیش گیرد» سوره تکویر، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. [[اهل]] [[اطاعت]] {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref>. [[اعتصام]] به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و چگونه کفر می‌ورزید در حالی که آیات خداوند را برای شما می‌خوانند و پیامبر او در میان شماست و هر کس به خداوند پناه آورد به راهی راست راهنمایی شده است» سوره آل عمران، آیه ۱۰۱.</ref>. [[امداد]] از [[خدا]]: {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}<ref>«تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم راه راست را به ما بنمای» سوره فاتحه، آیه ۵-۶.</ref>. در مسیر [[راهنمایی]] [[پیامبران]]: {{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژده‌آور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهان‌های روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی می‌کند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>. انجام [[تکالیف الهی]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از دیار خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود» سوره نساء، آیه ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref>. [[حق‌گرایی]]: {{متن قرآن|إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی ابراهیم (به تنهایی) امتی فروتن برای خداوند و درست‌آیین بود و از مشرکان نبود سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۰-۱۲۱.</ref>. [[شکرگزاری]]: {{متن قرآن|شَاكِرًا لِأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«سپاسگزار نعمت‌های او بود؛ (خداوند) او را برگزید و به راهی راست راهنمایی کرد» سوره نحل، آیه ۱۲۱.</ref> [[قرآن]]: {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان می‌داشتید برای شما بیان می‌کند و بسیاری (از لغزش‌های شما) را می‌بخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راه‌های بی‌گزند، راهنمایی می‌کند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ‌ها به سوی روشنایی بیرون می‌آورد و آنها را به راهی راست رهنمون می‌گردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref>. [[هجرت]]: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا}}<ref>«و اگر بر آنان مقرّر می‌داشتیم که یکدیگر را بکشید یا از [[دیار]] خویش بیرون روید جز اندکی از ایشان آن را انجام نمی‌دادند و اگر اندرزی که داده شده بود به کار می‌بستند برای آنان بهتر و استوارتر می‌بود» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۶۶.</ref> و {{متن قرآن|وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا}}<ref>«و بی‌گمان آنان را به راهی راست رهنمون می‌شدیم» سوره نساء، آیه ۶۸.</ref> و دیگر امور [[نیک]] و پسندیده هستند. این همان راهی است که [[انسان]] می‌تواند با قرار گرفتن در آن خود را به [[خدا]] برساند و [[اهل]] [[تقرب]] و [[کمال مطلق]] و نوعی [[ولایت]] و [[خلافت]] گردد<ref>[[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|صراط مستقیم]]، ص۴.</ref>.


*صراط در دنیا به صورت دین که مجموعه‌ای از اعتقاد، اخلاق، و عمل است‌، نیز‌ به صورت معصومین {{عم}} که دین مجسم‌اند، ظهور می‌کند. نیز در آخرت صراط متناسب‌ باحقایق‌ آن نشئه به صورت پل و یا گذرگاهی‌ ظهور‌ می‌کند‌ که یک سمت آن موقف قیامت و پایانش‌ بهشت‌ رحمت است.
== ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم ==
*پس صراط اخروی تجسم و تبلور همان صراط دنیوی است. و صراط مستقیم‌ در‌ دنیا که پرهیزگاران و مؤمنان آن را‌ برگزیده‌اند‌، تجسم و تجلی‌ اخروی‌ آن‌ این است که آنان را به بهشت‌ می‌رساند‌ و از طرفی راه‌های باطل و سبل انحرافی که ستمکاران در این دنیا پیموده‌اند‌، در‌ سرای دیگر تجسم و تبلور اخروی یافته‌، آنان را داخل دوزخ‌ می‌نماید‌.<ref>منشور جاوید ۳۴۸/۹.</ref>
# [[عبادت]] [[پروردگار]]: [[قرآن کریم]] [[تسبیح]] پروردگار و [[سجده]] برای او و عبادتش را زمینه رسیدن به [[یقین]] دانسته:<ref>سوره حجر، آیه ۹۸-۹۹.</ref> و ضمن [[نهی]] از [[پرستش]] [[شیطان]] ([[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[وسوسه‌های شیطانی]]) به [[عبادت خدا]] [[فرمان]] داده و همان را صراط مستقیم دانسته است<ref>سوره یس، آیه ۶۰-۶۱.</ref>.
*در روایات آمده است‌، راه‌ مردم به بهشت در روز قیامت بسان پلی است که همگان از آن عبور‌ می‌کنند‌ و نیز در روایات وارد شده‌ است‌ که‌ صراط باریک‌تر از‌ مو‌ و تیزتر از شمشیر است که‌ کافران‌ بر آن لغزیده و در دوزخ فرو می‌افتند.<ref>شرح عقاید صدوق ۴۹.</ref>
# به کاربستن فرمان‌های [[خدا]]، [[قرآن]] و [[پیامبر]]{{صل}}: [[خداوند]] ضمن [[فرمان]] به مؤمنان به [[پیروی]] از خویش، آن را صراط مستقیم دانسته است<ref>سوره زخرف، آیه ۶۱.</ref>.
*قرآن کریم صریحا در این خصوص سخنی‌ به‌ میان نیاورده است، لیکن مفسران آیه‌: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِن مِّنكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا*ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا}}﴾}}<ref>و هیچ‌کس از شما نیست‌، مگر این‌که در‌ آن وارد می‌گردد. این امر همواره بر پروردگارت‌ حکمی‌ قطعی‌ است‌، مریم ۷۱ و ۷۲.</ref> را‌ ناظر به مسأله‌ صراط‌ و عبور همگان از این گذرگاه می‌دانند.
# [[تمسک]] به [[خدا]]: [[آیه]] ۱۰۱ [[سوره آل‌عمران]] [[آیات قرآن]] و [[پیامبر]] را دو دلیل برای [[کفر]] نورزیدن به خدا معرفی کرده و تمسک به خدا را صراط مستقیم و در نتیجه کسی را که به خدا تمسک کند [[هدایت]] شده به صراط مستقیم دانسته است<ref>سوره عمران، آیه ۱۰۱.</ref>.
*بنابراین مقصود از آیه فوق این است که همگان از جمله‌ بهشتیان‌ و دوزخیان‌ بر جهنم اشراف پیدا می‌کنند و بدان نزدیک می‌شوند‌.آنگاه‌ نیکوکاران‌ و مؤمنان‌ از‌ آن‌ نجات می‌یابند و به بهشت می‌روند، ولیکن دوزخیان از این گذرگاه سقوط می‌کنند، و دوزخ بدکاران را در خود فرو خواهد برد.
# [[شرح صدر]]: داشتن شرح صدر نیز از ویژگی‌های رهروان صراط مستقیم و در مقابل، ضیق صدر (تنگی سینه) از نشانه‌های گمراهی و [[انحراف]] از صراط مستقیم است. [[قرآن]] عامل شرح و [[توسعه]] و نیز تنگی سینه را خدا دانسته<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج ۱۳، ص۱۳۷-۱۳۸.</ref> و سینه کسانی را که بخواهد به صراط مستقیم هدایتشان کند، می‌گستراند تا توان [[تسلیم شدن]] در برابر [[اوامر و نواهی الهی]] را داشته باشند<ref>نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۲۴۳؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۱۸۷؛ المحرر الوجیز، ج ۲، ص۳۴۲.</ref> و سینه کسانی را که بخواهد گمراهشان کند، چنان تنگ می‌کند که گویی در [[آسمان]] بالا می‌روند<ref>سوره انعام، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۳ ـ ۲۰۴.</ref>.


*پس می‌توان گفت: صراط در روز قیامت‌ ظهوری است از همین راهی که انسان در دنیا دارد. چون حقیقت دنیا جهنم است و بالجمله جهنم ظهور دنیاست، لذا هرکس قدم به این دنیا نهاده است در جهنم آمده است {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِن مِّنكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا}}﴾}}<ref>و هیچ‌کس از شما نیست‌، مگر این‌که در‌ آن وارد می‌گردد. مریم ۷۱.</ref> در نهایت بعضی مانند برق خاطف از آن عبور می‌کنند، برخی مانند تندباد و برخی مانند دویدن اسب؛ برخی پیاده، و برخی سینه‌خیز و عدّه‌ای نیز در‌ جهنم‌ دنیا سقوط می‌کنند که ظهور آن سقوط در درکات دوزخ است.<ref>انوار ملکوت، ۱۴۳/۲ و ۱۴۴.</ref> سعدان بن مسلم گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} از صراط سؤال کردم، فرمود‌: آن‌ باریک‌تراز مو و تیزتر از شمشیر‌ است‌. برخی از آن مثل برق عبور می‌کنند، برخی مانند دویدن اسب، برخی هم مانند راه رفتن اشخاص عادی. افرادی هم چهار دست و پا از آن‌ می‌گذرند و‌ افرادی آویزان آویزان از‌ آن‌، که قسمتی از بدن آن‌ها در آتش قرار گرفته و می‌سوزد و قسمت دیگر بدنشان هم بیرون از آتش قرار گرفته،از صراط عبور می‌کنند.<ref>تفسیر قمی،۱۰۵/۱ و ۱۰۶.</ref>
== مصادیق صراط مستقیم ==
در [[آیات قرآنی]] برخی از [[اعمال]] به عنوان موارد و مصادیق اساسی صراط مستقیم بیان شده که شامل دو دسته موارد اثباتی و سلبی است.
# موارد اثباتی شامل مصادیق زیر است: [[اسلام]]<ref>طه، آیه ۱۳۵؛ حج، آیه ۲۴.</ref>، [[اخلاص]]<ref>حجر، آیات ۳۹ تا ۴۱.</ref>، [[احسان به والدین]]<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، بهره‌مندی از [[قرآن]]<ref>تکویر، آیات ۲۷ و ۲۸.</ref>، [[اطاعت از خدا]]<ref>یس، آیه ۶۱؛ زخرف، آیه ۶۱.</ref>، [[ایمان به آخرت]]<ref>مؤمنون، آیه ۷۴.</ref>، [[اقامه نماز]]<ref>مریم، آیات ۳۱ و ۳۶.</ref>، [[پرداخت زکات]]<ref>همان.</ref>، [[توحید عبادی]]<ref>حمد، آیات ۵ و ۶؛ آل عمران، آیه ۵۱.</ref>، [[عدالت]] در گفتار<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، [[وفای به عهد]] [[خدا]] و ... .
# موارد سلبی شامل مصادیق زیر است: اجتناب از [[استکبار]]<ref>مریم، آیات ۳۱ و ۳۲ و ۳۶.</ref>، اجتناب از [[اطاعت شیطان]]<ref>حجر، آیه ۳۲؛ مریم، آیات ۴۳ و ۴۴.</ref>، اجتناب از شرک<ref>انعام، [[آیات]] ۷۸ و ۷۹ و ۱۵۱ و۱۵۳.</ref>، اجتناب از [[فحشاء]]<ref>انعام، آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳.</ref>، اجتناب از فرزندکشی، اجتناب از [[قتل]] بی‌گناهان، اجتناب از [[مال یتیم]]، اجتناب از [[کم‌فروشی]] و ...<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|حقیقت صراط مستقیم]]؛ [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷]]، ص۲۰۵؛ [[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|صراط مستقیم از منظر قرآن کریم]].</ref>.


*از روایات فوق نتیجه می‌گیریم: پیروی از صراط مستقیم در این دنیا، پذیرش ولایت‌ و دوستی [[اهل بیت]] {{ع}}، شناخت آنان و اقتدا نمودن به هدایت آنان و... برگه‌ رهایی‌ از‌ دوزخ وآمرزش برخی از گناهان است. و درجات پذیرش [[ولایت]] [[اهل بیت]] {{ع}} و دوستی و محبت و شناخت آنان و نیز درجه ‌‌هدایت‌پذیری‌ آدمیان در چگونگی گذر آنان از صراط و ثبات قدم آنان در عبور از صراط‌ آسان‌تر‌ و ثبات‌قدم‌ بیشتر و لغزش کمتر خواهد بود. و بی‌شک رویگردانی از صراط مستقیم و دشمنی با [[اهل بیت]] عصمت و طهارت‌ {{ع}} و عدم شناخت آنان، سبب لغزش گام‌ها بر روی صراط و آویزان شدن بر آن و سرانجام‌ سقوط در آن خواهد‌ شد‌.<ref>ر.ک:منشور جاوید ۳۴۹/۹.</ref>
== پیامدهای هماهنگی صراط مستقیم با [[حق]] ==
 
از منظر [[قرآن]]، مطابقت کامل صراط مستقیم [[زندگی]] با [[حق]]، دو نشانۀ مهم دارد:
*پس راه بهشت و دوزخ از همین دنیا آغاز می‌شود و در نهایت به بهشت و دوزخ منتهی می‌شود و چنین نیست که در قیامت راه دیگری بر جهنم نصب شود، بلکه این صراط صورت باطن‌ صراط مستقیم است و آن‌کس که در این دنیا صراط مستقیم را برگزید، در سرای دیگر و با تجسم اخروی، او را وارد بهشت می‌گرداند و آن‌که پشت به صراط مستقیم کرد و از طریقی وسطی که‌ کتاب‌ و سنّت آن را ترسیم کرده، به چپ و راست منحرف گردید، در جهان دیگر تجسم اخروی آن را که همان سقوط در درکات است، خواهد چشید<ref>[[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت]] صفحه ۵۶.</ref>
# '''[[ایمان]] انسان‌های [[بینا]]''': [[انسان]]، به طور [[فطری]] حق‌بین: {{متن قرآن|فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد،» سوره شمس، آیه ۸.</ref>، حق‌طلب و حق‌پذیر است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا}}<ref>«بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است» سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. تنها کسانی حق را نمی‌بینند و با آن [[مخالفت]] می‌ورزند که آلودگی‌های [[اخلاقی]] و عملی، دیدۀ [[عقل]] و [[قلب]] آنها را کور و گوشِ [[دل]] آنها را کر، کرده باشد. مطابقت کامل برنامه‌ای که [[پیامبر خدا]]{{صل}}، از جانب او برای [[زندگی]] [[انسان]] آورده است با حق، ایجاب می‌کند افرادی که [[فطرت]] [[پاک]] آنها [[آلوده]] نشده و حواسّ [[باطنی]] آنها سالم است، [[حق]] بودن آن را تشخیص دهند و به آن ایمان بیاورند: {{متن قرآن|أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، حقّ است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه متذکر می‌شوند» سوره رعد، آیه ۱۹.</ref>. این تعبیر لطیف و [[زیبا]]، بیانگر این واقعیت است که حقّانیت برنامه‌هایی که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب [[خداوند سبحان]] آورده، به قدری روشن است که امکان ندارد چشم دلِ کسی بینا باشد و آن را تشخیص ندهد و یا نپذیرد. این معنا با تعبیرهای دیگر، در [[آیات]] متعدّدی مانند: {{متن قرآن|وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و کسانی که آنان را از دانش بهره داده‌اند می‌بینند که آنچه از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده، راستین است و به راه (خداوند) پیروز ستوده، رهنمون می‌گردد» سوره سبأ، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ}}<ref>«و چون (قرآن) برای آنان خوانده شود می‌گویند: ما بدان باور داریم که راستین است، از سوی پروردگار ماست، ما پیش از آن (هم) گردن نهاده بودیم» سوره قصص، آیه ۵۳.</ref>، {{متن قرآن|قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«گفتند: ای قوم! ما (آیات) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است، آنچه را (از کتاب‌های آسمانی) که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، به سوی حق و به راهی راست راهنمایی می‌کند» سوره احقاف، آیه ۳۰.</ref> دیده می‌شود، مانند: {{متن قرآن|وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}<ref>«و [نیز] هدف این بود که آگاهان بدانند این (قرآن)، حقّ است از سوی پروردگارت، و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و دل‌هایشان در برابر آن، خاضع گردد و خداوند، کسانی را که ایمان آوردند، به سوی صراط مستقیم، هدایت می‌کند». سوره حج، آیه ۵۴.</ref>
 
# '''[[جهانی شدن اسلام]] با پیشرفت علم و [[آگاهی]]''': دومین نشانۀ مطابقت کامل صراط مستقیم [[زندگی]] با [[حق]]، این است که هر چه [[علم]] و آگاهی [[جامعۀ بشر]] بیشتر شود، [[گرایش]] به [[اسلام]]، بیشتر می‌شود. آیاتی که پیش‌بینی کرده‌اند [[دین اسلام]] در [[آینده]] بر همۀ [[ادیان]] [[غلبه]] می‌کند و [[جهان]] را فرا خواهد گرفت. به این معنا اشاره دارند، مانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همۀ آیین‌ها غالب گردانَد، هر چند مشرکان، کراهت داشته باشند!» سوره صف، آیه ۹.</ref> و هنگامی که جامعۀ بشر با [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} در قلّۀ علم و آگاهی قرار گرفت، این وعدۀ الهی تحقّق خواهد یافت. چنان که در روایتی از [[امام حسین]]{{ع}} آمده: "دوازده [[هدایت‌]] یافته، از ما هستند. نخستینِ آنان، [[امیر مؤمنان]]، [[علی بن ابی طالب]] است و آخرینشان نُهمین فرزند از نسل من است که [[حق]] را بر پا می‌دارد. [[خدا]]، [[زمین]] را پس از مردنش، به وسیله او زنده می‌کند و [[دین حق]] را به وسیله او بر همه [[دین‌ها]] [[غلبه]] می‌دهد، هر چند [[مشرکان]] را ناخوش آید"<ref>{{متن حدیث|مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً؛ أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}}، وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ، يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِّ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}؛ صدوق، ۱۴۰۵، ص۳۱۷؛ الطبرسی، ۱۴۱۷ ق، الحلّى، ۱۴۰۸ ق، ص۷۱.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن]]، ص۱۰ ـ ۱۱.</ref>
==چرا همۀ صراط‌های ربانی مستقیم‌ هستند؟==
 
*باید‌ دانست که چون "الله" دارای احدیت اسمی است، دارای احدیت طریقی و احدیت صراط نیز هست و متقابلا‌ سایر‌ "اسماء" یا "رب‌ها" نیز هر کدام دارای صراط مختص به خود هستند‌؛ لذا‌ همان گونه که "الله" رب الارباب و مجمع‌ بروز‌ همۀ‌ اسما است و در سایر اسما جریان دارد‌، صراط‌ اسم "الله" نیز شاه راه سایر صراط‌هاست و در دیگر اسما، جاری است‌. جامی‌ در این زمینه، بر این‌ باور‌ است که‌ هر‌ طریقی‌ به حسب اسمی از اسماءالله می‌‌تواند‌ باشد و هر اسمی مظهری دارد و آن مظهر، تابع و مربوب آن اسم است‌.<ref>نقد النصوص فی شرح الفصوص ص ١٨٤.</ref> این راهی است که سراسر‌ هستی در آن ضرورتا‌ سیر‌ می‌کنند و همۀ راه‌ها با‌ تمام‌ تعدد، اختلاف و تفاوتی که دارند در آنجا به هم می‌پیوندند. در حقیقت، این‌ همان‌ راهی است که خطوطش را‌ دست‌ قادر‌ از ازل ترسیم‌ کرده‌ و هیچ گونه تغییر و تبدیلی‌ در‌ آن راه ندارد و هیچ موجودی را هرچه باشد از آن گریز نیست<ref>تفسیر الافصی ص ١۷۱.</ref>
 
*حال‌ باید پاسخی برای این پرسش یافت‌ که‌ آیا می‌توان‌ صراط‌‌های‌ متعدد حاصل از تعدد‌ رب‌ها را مستقیم دانست یا نه؟ ابن عربی چنانکه پیش‌تر آوردیم می‌نویسد: "فکل‌ ماش‌ فعلی صراط الرب المستقیم" <ref>فصوص الحکم ج ۱ ص ١۶۰.</ref> بنابراین‌، به‌ نظر‌ می‌رسد‌ که ابن عربی‌ اعتقاد‌ به مستقیم بودن صراط رب‌ها و روندگان راه آن‌ها دارد. در کلام سایر مفسران و عارفان‌ بزرگ‌ نیز‌ که معتقد به مستقیم بودن همۀ این‌ صراط‌‌ها‌ هستند‌، دلایلی‌ ذکر‌ شده است که در اینجا به بیان برخی از آنها می‌پردازیم:
 
#'''نواصی بندگان در دست رب‌هاست:''' ابن عربی در فتوحات آنجا که از دلیل خود‌ بر مکاشفۀ هود {{ع}} سخن می‌گوید، آورده است: "و دلیلی علی کشفه لها قوله: ما من دابه إلا هو آخذ بناصیتها إن ربی علی صراط مستقیم" و "أی بشاره للخلق أعظم من هذه‌؟ <ref>الشجره النعمانیه. شرح: صدرالدین القونـوی، بیـروت، دارالکتـب العلمیه‌ ص ١۱۰.</ref> خوارزمی در توضیح بشارت مورد اشارٔە ابن عربی نوشته است: کدام بشارت، خلق را عظیم‌تر از این تواند بود که نواصی همه به دست رب بود و همه‌ بر‌ صراط مستقیم باشند<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۳۸۵.</ref> یعنی، چون ناصیۀ بندگان به دست رب است و رب بر صراط مستقیم است، پس هر رونده‌ای بر‌ صراط مستقیم است. کنایه گرفتن ناصیه‌، مفید‌ معنی تمام تصرف و قدرت از طرف گیرنده و تمام عجز، ضعف و تسلیم از طرف گرفته شده است<ref>شـرح فـصـوص الحـکـم. بـیـروت، دار الکتـب العلمیه ص ۱۳۴.</ref>؛ <ref>شرح فصوص الحکم. تصحیح: جلیل مسگرنژاد ص ۲۳۴.</ref>؛ <ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولی ص ۵۰۸.</ref>
#'''همه راه‌ها به خدا ختم می‌شوند:''' دلیل‌ دوم‌ را از کلام جامی، می‌توان چنین بیان کرد، چون همۀ راه‌ها به خداوند بزرگ ختم می‌شود پس همۀ راه‌ها مستقیم هستند. "کل الطرق، صراط مستقیم، باعتبار انها موصله‌ الیه‌ تعالی استقامه مطلقه"<ref>نـقدالنصوص فـی شـرح الفصـوص. مقدمـه و تصـحیح: ویلیام چیتیک ص ۱۸۵.</ref> وی در همان جا اشاره می‌کند که غایت طرق متعدد همۀ آنان، الله است.
#'''خدا محرک موجودات است:''' خوارزمی نیز معتقد است که در عالم‌، کسی‌ که به‌ نفس خود حرکت کند وجود ندارد، بلکه حرکت هر متحرکی، به واسطۀ غیر اوست. پس حرکت هر‌ متحرکی به تبعیت قیومی است که بر صراط مستقیم است [٢٠‌؛ ص ٣٦٢]. لذا‌ چون، محرک خداوندی است که بر صراط مستقیم است و متحرک، بنده‌ای که خدا محرک اوست، پس‌، ‌‌حرکت‌ نیز در مسیری جز صراط مستقیم ربانی نیست.
#'''خدا منشأ وجودی موجودات است‌:''' دلیل‌ دیگری‌ که توجیهی برای مستقیم بودن صراط ربانی موجودات است، هستی یافتن موجودات از وجود حق‌ تعالی است و لذا، هیچ ذره‌ای بی‌ذات او نمی‌تواند موجود باشد. چون او‌ دارای صراط مستقیم است‌، پس‌ هر موجودی، بر صراط مستقیم قرار دارد؛ زیرا که هستی هر موجود از هستی او فیض می‌گیرد<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦٠.</ref>
#'''صراط‌های ربانی مظهر اسم خدا هستند:''' از آنجا که هر طریقی‌ به حسب اسمی از اسماء الله تواند بود و هر اسمی را مظهری است و آن مظهر تابع و مربوب او، پس، هر صراطی مظهر اسمی از اسماء خداست و آن اسم، رب‌ آن‌ صراط‌ها محسوب می‌شود و تعیین آن صراط نیز از سوی خداوند متعال است. چنانکه خوارزمی به آن اشاره کرده و می‌گوید: "هر ربی را صراطی است خاص که از حضرت الهیت‌ از‌ برای او متعین است".<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم، تهران، انتشارات مولیص ٣٦۱.</ref>؛ پس این صراط معین از سوی خدا، صراطی جز صراط مستقیم نمی‌تواند باشد.
*ذکر این نکته ضروری است که در قرآن کریم، صراط مستقیم‌ به دو شکل به کار رفته است:
#'''الصراط المستقیم''': که همان صراطی است که مظهر و مجلای اسم "الله" است که یک صراط بیشتر نیست و متکثر نمی‌شود، و در عالم مظهریت‌ صراط‌ انسان‌ کامل محمدی را شامل است‌ و اختصاص‌ به‌ مظهر تام اسم الله در هر زمان دارد؛ یعنی ذوات مقدسه چهارده معصوم در زمان‌های مختلف. براین اساس، در جمع‌ بین‌ شریعت‌ و تأویلات عرفانی، در تأویلی مبتنی بر جری و انطباق‌ از‌ [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} نقل شده است: {{عربی|اندازه=155%|«أنا الصراط المستقیم الذی أمرتکم باتباعه، ثم علی من بعدی، ثم ولدی من صلبه‌ أئمۀ‌ یهدون‌ إلی الحق»}}<ref>تفسیر الاصفی. قم، مرکز النشـر التـابع لمـکتب الاعـلام الاسلامی ج ١، ص ٣٥٣.</ref>؛ {{عربی|اندازه=155%|«معاشر الناس، أنا الصراط المستقیم الذی‌ أمرکم أن تسألوا الهدی إلیه، ثم علی بعدی»}}<ref>الیقـین. تحقیـق: انصـاری، قم، مؤسسۀ دار الکتاب، ص ٣٥٥.</ref> و [[امام علی]] {{ع}}  می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|«انا الصراط المستقیم»}}<ref>ینـابیع المـوده لـذوی القربـی. تحقیـق: سیدعلی جمال أشرف الحسینی، دار الأسـوه‌ للطـباعه‌ والنشر ج ٣، ص ٢٠٧.</ref> و امام‌ صادق‌ {{ع}} می‌فرماید‌: {{عربی|اندازه=155%|«ولله نحن الصراط المستقیم»}}<ref>تفسیر نـورالثقلین. تـصحیح: سـیدهاشم‌ رسـولی محلاتی ج ١، ص ٢١.</ref>
#'''صراط مستقیم''': با نشانۀ نکره‌، که‌ مظهر و مجلای دیگر اسم‌های خداوند است به اندازٔە تمام خلایق و نفوس، زیاد می‌شود.
*بد نیست‌ بدانیم‌ که‌ در سی و چهار موردی که ترکیب صراط مستقیم در قرآن به کار رفته‌، تنها‌ دو‌ مورد آن با "ال" تعریف همراه بوده و به صورت "الصراط المستقیم" به کار رفته‌ است‌ و در‌ سایر موارد، تنوین و صورت نکره دارد. این اضافه کردن اسم رب به متکلم و نکره‌ ساختن‌ صراط اشاره به آن است، که هر ربی صراطی خاص دارد که از‌ جانب‌ حضرت‌ الهیت برای او متعین شده است [٢٠؛ ص ٣٦١].  
*اما صراط مستقیمی که جامع جمیع‌ طرق‌ باشد، مخصوص به اسم الله است، و [[پیامبر خاتم|حضرت محمد]] {{صل}} که مظهر این اسم و مختص‌ به‌ سلوک‌ این طریق است. لذا، در سورٔە فاتحه که به ایشان اختصاص دارد، صراط به صورت‌ معرفۀ‌ به عهد یا ماهیت ذکر شده است که: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}}<ref>شـرح فصـوص الحکـم. چـاپ‌ دوم ص ٣٦١.</ref> با‌ این توضیحات روشن می‌شود که صراط مستقیم وجودی به نیم دایرٔە سیر نزولی موجودات در‌ دایرٔە‌ هستی‌ مربوط می‌شود که در آن همۀ موجودات بنا بر ظرفیت‌ها و استعدادهای‌ تکوینی‌ خود در صراط مستقیم وجودی حرکت می‌کنند و مصداق آیۀ: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}﴾}}<ref>بقره ۱۵۶.</ref> در این‌ حرکت‌، تجلی می‌یابد. با توجه به این که‌، در این مرحله موجودات در‌ به‌ دست آوردن آنچه دارند، نقشی نداشته‌اند‌ هیچ‌ برتری‌ و مزیتی نسبت به هم نخواهند داشت. اما‌ مهم‌‌ترین بخش هستی و هدف آفرینش، در نیم دایرٔە صعودی و به طور خاص در‌ وجود‌ انسان نهفته است. در این‌ نیم‌ دایره تشریع‌ معنا‌ پیدا‌ می‌کند<ref>[[تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او (مقاله)|تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او]] صفحه ۱۲۸ تا ۱۳۱.</ref>
 
== مصادیق صراط مستقیم==
 
 
==منابع==
{{ستون-شروع|2}}  
* [[پرونده:11155.jpg|22px]] [[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|'''صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت''']]؛
* [[پرونده:110029.jpg|22px]] [[محمد ابراهیم مالمیر|مالمیر، محمد ابراهیم]] و [[مریم ترکاشوند|ترکاشوند، مریم]]، [[تأملی بر صراط مستقیم از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه‌های عرفانی او (مقاله)|'''تأملی بر صراط مستقیم''']]؛
* [[پرونده:4567345.gif|22px]] [[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]، [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|'''صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی''']]؛
* [[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|'''صراط مستقیم''']].
{{پایان}}


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[انحراف]]
{{پایان مدخل‌ وابسته}}


== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:11155.jpg|22px]] [[لیلا صدر هاشمی|صدر هاشمی، لیلا]]، [[صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت (مقاله)|'''صراط مستقیم از دیدگاه کتاب و سنت''']]
# [[پرونده:4567345.gif|22px]] [[سعید قاسمی پرشکوه|قاسمی پرشکوه، سعید]] و [[محمد حسین خوانین‌زاده|خوانین‌زاده، محمد حسین]]، [[صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی (مقاله)|'''صراط مستقیم در تفاسیر قرآن و آثار ابن عربی''']]
# [[پرونده:IM010873.jpg|22px]] [[محسن فتاحی اردکانی|فتاحی اردکانی، محسن]]، [[صراط - فتاحی اردکانی (مقاله)|مقاله «صراط»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام اسلامی''']]
# [[پرونده:8766735353.jpg|22px]] [[ابوالفضل کمالی|کمالی، ابوالفضل]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|'''صراط مستقیم''']] (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۷).
# [[پرونده:8766735353.jpg|22px]] [[حسین سیف‌اللهی|سیف‌اللهی، حسین]]، [[صراط مستقیم از منظر قرآن کریم (مقاله)|'''صراط مستقیم از منظر قرآن کریم''']] (منتشر شده در روزنامه كیهان، شنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۷).
# [[پرونده:1368926.jpg|22px]] [[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن (مقاله)|'''ویژگی‌های صراط مستقیم در قرآن''']]
# [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت صراط مستقیم (مقاله)|'''حقیقت صراط مستقیم''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده، حسین علی]]، [[صراط مستقیم (مقاله)|مقاله «صراط مستقیم»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]


=='''[[:رده:آثار عصمت|منبع‌شناسی صراط مستقیم]]'''==
{{پایان منابع}}
{{ستون-شروع|3}}
* [[:رده:کتاب‌شناسی کتاب‌های صراط مستقیم|کتاب‌شناسی صراط مستقیم]]؛
* [[:رده:مقاله‌شناسی مقاله‌های صراط مستقیم|مقاله‌شناسی صراط مستقیم]]؛
* [[:رده:پایان‌نامه‌شناسی پایان‌نامه‌های صراط مستقیم|پایان‌نامه‌شناسی صراط مستقیم]].
{{پایان}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}


[[رده:مدخل‌های درجه دو دانشنامه]]
[[رده:مدخل‌های درجه دو دانشنامه]]
[[رده:صراط مستقیم]]
[[رده:اصطلاحات قرآنی]]
[[رده:مفاهیم قرآنی]]
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش