بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[وحی در لغت]] - [[وحی در قرآن]] - [[وحی در حدیث]] - [[وحی در کلام اسلامی]] - [[وحی در فلسفه دین و کلام جدید]] - [[وحی در عرفان اسلامی]] - [[وحی در فلسفه اسلامی]] - [[وحی در معارف دعا و زیارات]] - [[وحی در معارف و سیره علوی]] - [[وحی در معارف و سیره سجادی]] - [[وحی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = وحی (پرسش)}} | |||
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[وحی در لغت]] - [[وحی در قرآن]] - [[وحی در حدیث]] - [[وحی در کلام اسلامی]] - [[وحی در عرفان اسلامی]] - [[وحی در فلسفه اسلامی]] - [[وحی در معارف دعا و زیارات]] - [[وحی در معارف و سیره علوی]] - [[وحی در معارف و سیره سجادی | |||
وحی عبارت است از [[کلام]] و فرمانی که از سوی [[خداوند]]، با واسطه یا بیواسطه به بشری میرسد و [[پیام]] [[دین]] را میرساند. خداوند به [[پیامبران]] وحی میکرد، یعنی پیام و [[کلامی]] را بر [[دل]] آنان میافکند، یا به گوش آنان میرساند. رابطه یک [[پیامبر]] با خداوند برای [[دریافت دین]] و [[احکام]] آسمانی به صورت وحی بود؛ گاهی به صورت صدایی که خداوند در [[کوه]] یا درخت ایجاد میکرد، گاهی [[جبرئیل]]، واسطه وحی بود، گاهی هم خداوند، بیواسطه و مستقیماً با یک پیامبر [[سخن]] میگفت. در [[قرآن]]، به آنچه بر [[قلب]] مادر [[حضرت موسی]] [[الهام]] شد تا فرزند خود را به رود نیل افکند، یا آنچه به زنبور عسل الهام غریزی شده، نیز وحی گفته شده است. | وحی عبارت است از [[کلام]] و فرمانی که از سوی [[خداوند]]، با واسطه یا بیواسطه به بشری میرسد و [[پیام]] [[دین]] را میرساند. خداوند به [[پیامبران]] وحی میکرد، یعنی پیام و [[کلامی]] را بر [[دل]] آنان میافکند، یا به گوش آنان میرساند. رابطه یک [[پیامبر]] با خداوند برای [[دریافت دین]] و [[احکام]] آسمانی به صورت وحی بود؛ گاهی به صورت صدایی که خداوند در [[کوه]] یا درخت ایجاد میکرد، گاهی [[جبرئیل]]، واسطه وحی بود، گاهی هم خداوند، بیواسطه و مستقیماً با یک پیامبر [[سخن]] میگفت. در [[قرآن]]، به آنچه بر [[قلب]] مادر [[حضرت موسی]] [[الهام]] شد تا فرزند خود را به رود نیل افکند، یا آنچه به زنبور عسل الهام غریزی شده، نیز وحی گفته شده است. | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۲: | ||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
=== معنای لغوی === | === معنای لغوی === | ||
{{اصلی|وحی در لغت}} | |||
«وحی» به معنای اشاره<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۶/۹۳.</ref>، سخن گفتن در پنهان<ref>زمخشری، اساس البلاغه، ۶۶۸؛ ابناثیر، النهایة، ۵/۱۶۳.</ref> و [[پیام]] اشارتگونه و به سرعت<ref>راغب، مفردات، ۸۵۸.</ref> است<ref>[[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۲۸۷–۲۹۷.</ref>. | «وحی» به معنای اشاره<ref>ابنفارس، معجم مقاییس اللغه، ۶/۹۳.</ref>، سخن گفتن در پنهان<ref>زمخشری، اساس البلاغه، ۶۶۸؛ ابناثیر، النهایة، ۵/۱۶۳.</ref> و [[پیام]] اشارتگونه و به سرعت<ref>راغب، مفردات، ۸۵۸.</ref> است<ref>[[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۲۸۷–۲۹۷.</ref>. | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==== وحی در اصطلاح [[ادیان الهی]] ==== | ==== وحی در اصطلاح [[ادیان الهی]] ==== | ||
{{اصلی|وحی در فلسفه دین و کلام جدید}} | |||
وحی در [[فرهنگ]] ادیان الهی، مفهومی خاص دارد و وحی در این حوزه به عمل ارتباطی بین خداوند و اشخاص برگزیده گفته میشود که حاصل آن، نبوت است. به بیان دیگر، وحی پیامی است که پیامبران از خداوند دریافت میکنند. بنابراین میتوان گفت وحی در اصطلاح ادیان الهی سه رکن دارد: | وحی در [[فرهنگ]] ادیان الهی، مفهومی خاص دارد و وحی در این حوزه به عمل ارتباطی بین خداوند و اشخاص برگزیده گفته میشود که حاصل آن، نبوت است. به بیان دیگر، وحی پیامی است که پیامبران از خداوند دریافت میکنند. بنابراین میتوان گفت وحی در اصطلاح ادیان الهی سه رکن دارد: | ||
# فرستنده [[پیام]] که خداوند است. | # فرستنده [[پیام]] که خداوند است. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۸: | ||
== اصطلاح وحی در علوم مختلف == | == اصطلاح وحی در علوم مختلف == | ||
پس از سپری شدن عصر [[نزول قرآن]] و صدور روایات، دانشمندان در حوزههای مختلف به [[تفسیر]]، توجیه و | پس از سپری شدن عصر [[نزول قرآن]] و صدور روایات، دانشمندان در حوزههای مختلف به [[تفسیر]]، توجیه و تبیین وحی پرداختهاند. در اینجا اهمّ فعالیتهای سه دسته از [[دانشمندان اسلامی]] یعنی [[مفسران]]، [[فیلسوفان]] و [[متکلمان]] را به اختصار گزارش میکنیم: | ||
=== مفسران === | === مفسران === | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۴: | ||
=== فیلسوفان === | === فیلسوفان === | ||
فیلسوفان مسلمان در تلاش بودهاند تا توجیهی [[فلسفی]] و [[هستیشناختی]] از وحی عرضه کنند. در میان فیلسوفان همیشه این [[پرسش]] مطرح بوده است که چگونه [[خداوند]]، که وجودی کاملاً مجرد است، با [[انسان]]، که وجودی مادی است، ارتباط برقرار میکند و با او سخن میگوید. [[فلاسفه]] خواستهاند با تحلیل مراتب وجودی [[جهان]]، پیوندی وجودی بین [[روح انسان]] و [[روح القدس]] برقرار کنند و فرایند وحی را از طریق این پیوند توجیه کنند. در میان فیلسوفان مسلمان نظریات فارابی، ابن سینا، ابن رشد، سهروردی و [[ملاصدرا]] در باب وحی قابل توجه است. نظریات این [[فیلسوفان]] در مجموع دارای انسجام لازم بوده و هر یک دیگری را تکمیل میکند<ref>در اینباره رجوع کنید به: مجموعه آثار، مرتضی مطهری، قم، صدرا، ۱۳۷۴ ش، ج ۴، ص۴۱۵ به بعد؛ علی رضا قائمینیا، وحی و افعال گفتاری، قم، زلال کوثر، ۱۳۸۱ ش، ص۴۲ و ۴۱ و ۱۶۶ ـ ۱۲۷؛ تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، محمد باقر سعیدی روشن، قم، مؤسسه فرهنگی اندیشه، ۱۳۷۵ ش، ص۴۴ ـ ۳۲؛ وحی در آیات آسمانی، ابراهیم امینی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه، ۱۳۷۷ ش، ص۹۱ ـ ۸۱.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref> | |||
=== متکلمان === | === متکلمان === | ||
متکلمان اسلامی از زاویه دیگری به وحی نگریستهاند. آنها در مباحثشان به دنبال [[اثبات ضرورت نبوت]] بودهاند. آنها میخواستند ثابت کنند که انسان نمیتواند صرفاً با [[ادراکات حسی]] و [[عقلی]] خویش، همه مسیر [[زندگی]] را طی کند و [[سعادت]] دو [[جهان]] را برای خود رقم زند، بلکه احتیاج دارد تا از طریق هدایتهای پیامبران الهی که از طریق وحی با [[خداوند]] در ارتباط بودند، به [[حقایق]] [[برتر]] [[دست]] یافته و نقشه کامل زندگی را در [[اختیار]] بگیرد. به بیان دیگر، متکلمان به دنبال توجیه [[هستیشناختی]] و بیان [[نظام]] [[فلسفی]] وحی نبودهاند، بلکه با این پیشفرض که خداوند هر نوعی را به کمال خویش میرساند و [[انسان]] در رسیدن به کمال به نیرو و شعور مرموز دیگری نیاز دارد تا او را [[هدایت]] کند، به این نتیجه میرسیدند که وحی و [[نبوت]] [[ضرورت]] دارد<ref>علامه طباطبایی در رسالۀ «وحی یا شعور مرموز» نظریۀ متکلمان اسلامی را در ضرورت وحی و نبوت به خوبی تبیین کرده است. ر.ک: مباحثی در وحی و قرآن، محمد حسین طباطبایی، تهران، بنیاد علوم اسلامی، ۱۳۶۰ ش، ص۶۵ ـ ۵۰.</ref>. باید یادآور شد که علاوه بر گروههای یادشده از [[دانشمندان اسلامی]]، مورخانی چون [[ابن خلدون]] نیز به تفصیل این موضوع را مورد بحث قرار دادهاند، به طور کلی میتوان سخنان و نظریات ابن خلدون در مقدمه را از نقاط عطف مباحث مربوط به وحی تلقی کرد<ref>ر.ک: المقدمه، ابن خلدون، ترجمۀ محمد پروین گنابادی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ ش، ص۱۱۵؛ محمد باقر سعیدی روشن، تحلیل وحی از دیدگاه اسلام و مسیحیت، ص۱۴۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref> | |||
=== وحی در عصر جدید === | === وحی در عصر جدید === | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۶: | ||
این تحول در نگرش غرب نسبت به وحی، نگرش دانشمندان مسیحی را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز [[تغییر]] داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و تاریخ اسلام وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]]{{صل}} [[دروغ]] گفته باشد؛ لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی است از شعور [[باطنی]] و نفس نهانی [[پیامبر]] بر قوه متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم میشده است و فرشتهای را میدیده که با او سخن میگوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص۴۷.</ref>. از این بالاتر، عدهای از دانشمندان مسیحی در سالهای اخیر پذیرفتهاند که پیامبر اسلام از مبدأ [[روحانی]] خارج از نفس خود وحی را دریافت میکرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص۳۹.</ref>. ویلیام وات مونتگمری یکی از خاورشناسان در اینباره مینویسد: "در تمام نوشتههایم در باره محمد، تقریباً از چهل سال پیش تاکنون همواره این نظر را ابراز کردهام که محمد در این گفته که قرآن تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تاکنون مدافع این نظر هستم که قرآن [[فعل الهی]] است که از طریق [[شخصیت]] [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص۴۶.</ref>. | این تحول در نگرش غرب نسبت به وحی، نگرش دانشمندان مسیحی را در مورد [[قرآن کریم]] و کیفیت وحی آن بر [[پیامبر اسلام]] نیز [[تغییر]] داد. با توجه به مجموعه مسائلی که در [[قرآن]] و [[دین اسلام]] و تاریخ اسلام وجود دارد، بسیاری از آنان [[اذعان]] داشتند که ممکن نیست [[حضرت محمد]]{{صل}} [[دروغ]] گفته باشد؛ لذا آنها نتیجه گرفتند که وحی محمّدی نیز الهامی است از شعور [[باطنی]] و نفس نهانی [[پیامبر]] بر قوه متخیله او، به طوری که این [[اعتقادات]] بر پیش چشم او نیز مجسم میشده است و فرشتهای را میدیده که با او سخن میگوید<ref>برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش. ص۴۷.</ref>. از این بالاتر، عدهای از دانشمندان مسیحی در سالهای اخیر پذیرفتهاند که پیامبر اسلام از مبدأ [[روحانی]] خارج از نفس خود وحی را دریافت میکرده است<ref>الوحی المحمدی، محمد رشید رضا، قاهره، الزهراء للاعلام العربی، ۱۹۸۸ م، ص۳۹.</ref>. ویلیام وات مونتگمری یکی از خاورشناسان در اینباره مینویسد: "در تمام نوشتههایم در باره محمد، تقریباً از چهل سال پیش تاکنون همواره این نظر را ابراز کردهام که محمد در این گفته که قرآن تصنیف او نبوده بلکه از بالا به او وحی شده، [[صداقت]] داشته است. از سال ۱۹۵۳ تاکنون مدافع این نظر هستم که قرآن [[فعل الهی]] است که از طریق [[شخصیت]] [[محمد]] عرضه شده است<ref>ویلیام وات مونتگمری، برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ص۴۶.</ref>. | ||
در نظر دانشمندان [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از | در نظر دانشمندان [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از اقبال لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای تفکر دینی تحلیلی جدید از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربههای [[عقلی]] و [[حسی]] [[بشر]] تأکید ورزیده و میگوید: ادبیات وحیی و [[باطنی]] نوع بشر، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمیتوان آن را وهم و خیال محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبههای دیگر آن را به عنوان اینکه باطنی و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیتهای تجربه دینی واقعیتهایی همچون واقعیتهای دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن کسب معرفت شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیتهای دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این ناحیه از [[تجربه]] بشری هیچ بیاحترامی نسبت به آن نمیشود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بیتا. ص۲۱.</ref>. | ||
بنابراین از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه باطنی همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن [[غافل]] و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بیتا. ص۲۹.</ref>. | بنابراین از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه باطنی همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن [[غافل]] و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بیتا. ص۲۹.</ref>. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۴: | ||
=== رابطه وحی و [[الهام]] === | === رابطه وحی و [[الهام]] === | ||
{{اصلی|الهام}} | {{اصلی|الهام}} | ||
ابو البقاء در فرق بین وحی و الهام میگوید: الهام نوعی [[کشف]] [[معنوی]] است، در حالی که وحی، کشف [[شهودی]] است که متضمن کشف معنوی است؛ چراکه وحی با مشاهده [[فرشته]] و شنیدن سخن او حاصل میشود. وحی از | ابو البقاء در فرق بین وحی و الهام میگوید: الهام نوعی [[کشف]] [[معنوی]] است، در حالی که وحی، کشف [[شهودی]] است که متضمن کشف معنوی است؛ چراکه وحی با مشاهده [[فرشته]] و شنیدن سخن او حاصل میشود. وحی از خواص نبوت است در حالی که الهام اعم است<ref>ر.ک: رسائل شاه نعمت الله ولی، ج ۳، ص۱۸۱؛ فرهنگ نوربخش «اصطلاحات تصوف»، جواد نوربخش، تهران (ناشر: مؤلف)، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش، ج ۴، ص۲۲۲.</ref>. | ||
باید گفت که رابطه الهام و وحی ـ به معنای لغوی آن ـ | باید گفت که رابطه الهام و وحی ـ به معنای لغوی آن ـ عام و خاص مطلق است؛ یعنی وحی عام و الهام خاص است، به عبارت دیگر الهام به وحیی اختصاص دارد که به صورت القاء در قلب است. اما وحی و الهام نسبت به معانی خاص وحی (آنچه که به عنوان وحی نبوت بر [[انبیاء]] نازل میشود) دو چیزِ متفاوت هستند. الهام القای معنا در [[قلب]] است و حال آنکه وحی [[کلام خدا]]ست که بدون هیچگونه ابهامی توسط فرشته وحی به شخص [[پیامبر]] [[ابلاغ]] میشود. | ||
[[شهید مطهری]] در بیان عدم | [[شهید مطهری]] در بیان عدم شفافیت الهام و فرق بین الهام و وحی میگوید: "گاهی الهاماتی به افراد میشود بدون آنکه خود فرد هم علتش را بفهمد. [[انسان]] همینقدر میبیند که یکدفعه در دلش چیزی را میفهمد، احساس میکند یک چیزی را [[درک]] کرد بدون آنکه بفهمد آن چیست، این خودش یک نوع القاء و یک نوع [[الهام]] است. میگویند فرق لغوی الهام با وحی در این است که [[انسان]] در الهام مستشعر به مَبدئش نیست<ref>مجموعۀ آثار، مرتضی مطهری، قم، صدرا، ج ۴، ص۴۰۵ ـ ۶.</ref>. | ||
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت آن است که گرچه در تعریف الهام گفته شده است که منشأ [[الهی]] دارد و انسان را به [[کار خیر]] [[دعوت]] میکند ـ در مقابل [[وسوسه]] که از القائات [[شیطانی]] است و انسان را به [[شر]] دعوت میکند ـ اما گاهی ما در خیر یا شر بودن عمل یا نظری که به ما القا شده است تردید داریم؛ یعنی در واقع نمیدانیم آنچه به [[قلب]] ما القا شده الهام است یا وسوسه. به دیگر سخن، گاه به قلب ما القا میشود که عملی را انجام دهیم یا ایدهای را بپذیریم در حالی که به [[درستی]] یا نادرستی آن [[علم]] و [[یقین]] نداریم. ناگهان به قلب ما القا میشود که به آن عمل دست بزنیم یا نظری را بپذیریم، در چنین صورتی نمیتوان گفت که آیا این القا، الهامی الهی است یا وسوسهای [[نفسانی]] و شیطانی. همانطور که در متون دینی هم آمده است: {{عربی|"إِنَ لِلْمَلَكِ لَمَّةً وَ لِلشَّيْطَانِ لَمَّةً"}}<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ماده دهم.</ref>. | نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت آن است که گرچه در تعریف الهام گفته شده است که منشأ [[الهی]] دارد و انسان را به [[کار خیر]] [[دعوت]] میکند ـ در مقابل [[وسوسه]] که از القائات [[شیطانی]] است و انسان را به [[شر]] دعوت میکند ـ اما گاهی ما در خیر یا شر بودن عمل یا نظری که به ما القا شده است تردید داریم؛ یعنی در واقع نمیدانیم آنچه به [[قلب]] ما القا شده الهام است یا وسوسه. به دیگر سخن، گاه به قلب ما القا میشود که عملی را انجام دهیم یا ایدهای را بپذیریم در حالی که به [[درستی]] یا نادرستی آن [[علم]] و [[یقین]] نداریم. ناگهان به قلب ما القا میشود که به آن عمل دست بزنیم یا نظری را بپذیریم، در چنین صورتی نمیتوان گفت که آیا این القا، الهامی الهی است یا وسوسهای [[نفسانی]] و شیطانی. همانطور که در متون دینی هم آمده است: {{عربی|"إِنَ لِلْمَلَكِ لَمَّةً وَ لِلشَّيْطَانِ لَمَّةً"}}<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ماده دهم.</ref>. | ||
بنابراین الهام میتواند منشأ الهی یا نفسانی و یا حتی منشأ شیطانی داشته باشد<ref>البته این در جایی است که کار در حقیقت شرّ است ولی ما به خیر یا شرّ بودن آن آگاهی کامل نداریم.</ref>. با این همه برای تشخیص [[الهامات]] رحمانی از [[وسوسههای شیطانی]] معیارهای [[عقلی]] و [[شرعی]] نیز میتواند کارساز باشد. در "کشف المحجوب" هجویری آمده است که: وقتی شیخ | بنابراین الهام میتواند منشأ الهی یا نفسانی و یا حتی منشأ شیطانی داشته باشد<ref>البته این در جایی است که کار در حقیقت شرّ است ولی ما به خیر یا شرّ بودن آن آگاهی کامل نداریم.</ref>. با این همه برای تشخیص [[الهامات]] رحمانی از [[وسوسههای شیطانی]] معیارهای [[عقلی]] و [[شرعی]] نیز میتواند کارساز باشد. در "کشف المحجوب" هجویری آمده است که: وقتی شیخ ابو سعید از [[نیشابور]] قصد [[طوس]] داشت و اندر آن [[عقبه]]، سخت سرد بود و پایش اندر موزه میفسرد، درویشی گفت: من [[اندیشه]] کردم که این فوطه<ref>فوطه، معرب فوته است و فوته به معنای دستار میباشد. ر.ک: فرهنگ فارسی، محمد معین، تهران، مؤسسۀ انتشارات امیركبیر، ۱۳۷۸ش، چاپ سیزدهم، ج ۲، ص۲۵۸۳؛ لغتنامۀ دهخدا، علی اكبر دهخدا، مؤسسۀ انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ش، چاپ دوم، ج ۱۱، ص۱۷۲۳۳.</ref> به دو نیم کنم و در پایش پیچم، دلم نداد که فوطه سخت [[نیکو]] بود. چون به [[طوس]] آمدیم اندر مجلس از وی سؤال کردم که شیخ ما را فرقی کند میان [[وسواس]] [[شیطانی]] و [[الهام]] [[حق]]، گفت: [[الهام]] آن بُوَد که تو را گفتند فوطه پاره کن تا پای بوسعید سردی نیابد، وسواس آنکه تو را منع کرد<ref>مجید نوربخش، فرهنگ نوربخش، ج۴، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۲۲ - ۲۴.</ref> | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۸: | ||
نخستین اثری که دربارۀ وحی به صورت مستقل نوشته شده، میتوان «رسالة فی الوحی و الإلهام» [[ابنمیثم بحرانی]] دانست. حکما نیز به بحث وحی پرداخته و آن را با رویکرد [[عقلانی]] [[تفسیر]] و تحلیل کردهاند. نخستین فیلسوفی که در حوزه علوم اسلامی از آموزه وحی، تبیین [[معرفتشناختی]] ارائه کرده، فارابی است<ref>فارابی، السیاسة المدنیه، ۸۸–۸۹؛ فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ۱۰۹–۱۱۲.</ref>. بعدها ابن [[سینا]] به [[پیروی]] از فارابی به بیان ماهیت و [[مراتب وحی]] پرداخت<ref>ابنسینا، الشفاء، ۴۳۵–۴۳۶؛ ابنسینا، المبدأ و المعاد، ۱۱۵–۱۲۰؛ ابنسینا، النجاة، ۶۹۸–۷۰۰؛ خواجه نصیر، شرح الاشارات، ۳/۴۰۸–۴۱۲.</ref>. [[ملاصدرا]] با ارائه تحلیلی از ماهیت و مراتب وحی تا حدود زیادی این مسئله را روشن کرده است<ref> ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۳۲–۳۶؛ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ۳۴۷–۳۵۲؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۲۲–۳۰.</ref> و عرفا نیز با رویکرد [[شهودی]] و [[معرفتی]] به مسئله وحی و مراتب آن پرداختهاند<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۵۸ و ۷۸؛ آملی، جامع الاسرار، ۴۴۸–۴۵۵.</ref>.<ref>[[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۲۸۷–۲۹۷.</ref> | نخستین اثری که دربارۀ وحی به صورت مستقل نوشته شده، میتوان «رسالة فی الوحی و الإلهام» [[ابنمیثم بحرانی]] دانست. حکما نیز به بحث وحی پرداخته و آن را با رویکرد [[عقلانی]] [[تفسیر]] و تحلیل کردهاند. نخستین فیلسوفی که در حوزه علوم اسلامی از آموزه وحی، تبیین [[معرفتشناختی]] ارائه کرده، فارابی است<ref>فارابی، السیاسة المدنیه، ۸۸–۸۹؛ فارابی، آراء اهل المدینة الفاضله، ۱۰۹–۱۱۲.</ref>. بعدها ابن [[سینا]] به [[پیروی]] از فارابی به بیان ماهیت و [[مراتب وحی]] پرداخت<ref>ابنسینا، الشفاء، ۴۳۵–۴۳۶؛ ابنسینا، المبدأ و المعاد، ۱۱۵–۱۲۰؛ ابنسینا، النجاة، ۶۹۸–۷۰۰؛ خواجه نصیر، شرح الاشارات، ۳/۴۰۸–۴۱۲.</ref>. [[ملاصدرا]] با ارائه تحلیلی از ماهیت و مراتب وحی تا حدود زیادی این مسئله را روشن کرده است<ref> ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ۳۲–۳۶؛ ملاصدرا، الشواهد الربوبیه، ۳۴۷–۳۵۲؛ ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۲۲–۳۰.</ref> و عرفا نیز با رویکرد [[شهودی]] و [[معرفتی]] به مسئله وحی و مراتب آن پرداختهاند<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۵۸ و ۷۸؛ آملی، جامع الاسرار، ۴۴۸–۴۵۵.</ref>.<ref>[[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱۰]]، ص۲۸۷–۲۹۷.</ref> | ||
== کاربردهای وحی در قرآن == | |||
{{اصلی|وحی در قرآن}} | |||
در [[قرآن کریم]] واژه وحی و مشتقات آن ۷۸ مرتبه در ۳۳ [[سوره]] و ۷۰ آیه به کار رفته است. بررسی این موارد میتواند روشنگر معنای وحی در اصطلاح قرآن کریم باشد؛ به طور کلی، [[قرآن]] وحی را در القای امر از جانب کسی ـ خدا، [[فرشته]]، [[انسان]] و [[شیطان]] ـ به دیگری ـ [[انسان]]، فرشته، [[شیطان]] و دیگر موجودات ـ به کار برده است. اهمّ موارد کاربرد وحی در قرآن را میتوان به ترتیب زیر طبقهبندی کرد: | |||
=== القای امر از جانب [[خداوند]] === | |||
# '''[[فرمان]] به [[زمین]]:''' در [[سوره زلزال]] در وصف [[روز قیامت]] آمده است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>در آن [[روز]] زمین رازهایش را باز میگوید؛ زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است؛ [[سوره زلزله]]، آیه ۴ - ۵.</ref>. | |||
# '''[[تدبیر]] و تقدیر در آسمان:''' در [[سوره فصلت]] پس از گزارش [[آفرینش]] هفت آسمان آمده است: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref> آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیکتر را به چراغهایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست؛ سوره فصلت، آیه۱۲.</ref>. | |||
# '''[[الهام]] غریزی به حیوان:''' در آیه ۶۸ [[سوره نحل]] آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوهها و بر درخت و بر داربستهایی که (مردم) میسازند لانه گزین سپس از (گل) همه میوهها بخور و راههای هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگهای گوناگون برمیآید که در آن برای مردم درمانی است، بیگمان در این، نشانهای است برای گروهی که میاندیشند!؛ سوره نحل، آیه ۶۸- ۶۹.</ref>. این وحی را [[الهام]] غریزی یا القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه دانستهاند<ref>علی بن ابراهیم قمی، التفسیر القمی، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسة اسماعیلین، ۱۴۱۷ﻫ، چاپ چهارم، ج ۳، ص۶۳؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامية، بیتا، ج ۲، ص۲۶۳.</ref>. | |||
# '''هدایت باطنی در [[انسان]] (وحی تسدیدی): '''[[قرآن کریم]] در مورد گروهی از [[پیامبران]] میفرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به [[فرمان]] ما راهبری میکردند و به آنها انجام [[کارهای نیک]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ [[سوره انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>. وحی در این [[آیه]] به معنای هدایت باطنی است. | |||
# '''ارتباط [[کلامی]] [[خدا]] با [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] تصریح میکند که [[خداوند]] با [[بشر]]، اعمّ از [[پیامبر]] و غیر پیامبر، به روشهای مختلف ارتباط کلامی برقرار میکند. در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>. | |||
# '''وحی گفتاری پیامبران:''' وحی به پیامبران از نظر ماهیت و شیوه [[ابلاغ]] با وحی به دیگران تفاوتی ندارد، همانطور که از عموم [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که [[خداوند]] با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به [[اذن]] او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است؛ [[سوره شوری]]، آیه۵۱.</ref> استفاده میشود. با این حال اين نوع وحی از نظر محتوا و [[هدف]] با وحی به غیر پیامبران تفاوت دارد. | |||
# '''القای امر به [[فرشتگان]]:'''در [[قرآن]] ارتباط [[خداوند]] با فرشتگان نیز با لفظ وحی بیان شده است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی میفرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردنها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه۱۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۵ ـ ۵۱؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۲ ـ ۳۲۳؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref> | |||
=== القای امر از [[فرشته]] به [[انسان]] === | |||
[[قرآن کریم]] در بیان انواع وحی به انسان یک نوع آن را وحی فرشته به انسان برشمرده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پردهای یا فرستادهای فرستد که به اذن او آنچه میخواهد وحی کند؛ بیگمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>. | |||
مطابق قرآن و نیز دیگر [[کتب مقدس]]، فرشته بر [[پیامبران]] و غیر پیامبران نازل میشده و سخن [[خدا]] را به آنها [[ابلاغ]] میکرده است. در مورد وحی قرآن به [[پیامبر]] هم فرشته وحی که [[جبرئیل]] است، واسطه این وحی بوده است: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ}}<ref> که [[روح الامین]] آن را فرود آورده است. بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان [[عربی]] روشن؛ [[سوره شعراء]]، [[آیه]] ۱۹۳- ۱۹۵.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۲.</ref> | |||
=== القای امر از [[انسان]] به انسان (اشاره) === | |||
[[خداوند]] در باره زکریای [[پیامبر]] میفرماید: {{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref>آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید؛ سوره مریم، آیه۱۱.</ref>. از آنجا که در [[آیه]] قبل گفته شده که [[زکریا]] تا سه شبانهروز با [[مردم]] [[سخن]] نخواهد گفت، منظور از {{متن قرآن|فَأَوْحى إِلَيْهِم}} آن است که از غیر طریق گفتار به آنها فهماند که ظاهراً منظور زبان اشاره است<ref>ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۶، ص۱۷۶. (ذیل آیۀ ۶۸ سورۀ نحل).</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۲؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref> | |||
=== القای امر از جانب [[شیاطین]] === | |||
در دو [[آیه قرآن]] وساوس و القائات شیاطین با واژه وحی یاد شده است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذار؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر [[پیامبری]] [[دشمنی]] از شیطانهای [[آدمی]] و [[پری]] قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به [[فریب]] سخنان آراسته الهام میکنند و اگر [[پروردگار]] تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۲۱.</ref>. دلیل اطلاق وحی بر وساوس و القائات [[شیطانی]]، نهانی بودن یا سرعتِ عمل در جریان اینگونه عملِ ارتباطی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>. | |||
== اقسام وحی == | == اقسام وحی == | ||
| خط ۸۰: | خط ۱۰۵: | ||
=== تقسیم به اعتبار کاربردهای قرآنی === | === تقسیم به اعتبار کاربردهای قرآنی === | ||
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} وحی را با توجه به کاربردهای [[قرآنی]] آن به هفت قسمت تقسیم کردهاند: | [[امیر مؤمنان]]{{ع}} وحی را با توجه به کاربردهای [[قرآنی]] آن به هفت قسمت تقسیم کردهاند: | ||
# وحی [[رسالت]] و [[نبوت]]: {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا}}<ref>آنانند که آنچه را در دل دارند خداوند میداند؛ از آنان دوری گزین و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان جایگیر شود، بگوی؛ سوره نساء، آیه۶۳.</ref> | # '''وحی [[رسالت]] و [[نبوت]]:''' {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا}}<ref>آنانند که آنچه را در دل دارند خداوند میداند؛ از آنان دوری گزین و پندشان ده و به آنان سخنی رسا که در دلشان جایگیر شود، بگوی؛ سوره نساء، آیه۶۳.</ref> | ||
# وحی [[الهام]]: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref>و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد؛ سوره نحل، آیه۶۸.</ref>، {{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref> و به مادر موسی الهام کردیم؛ سوره قصص، آیه۷.</ref> | # '''وحی [[الهام]]:''' {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ}}<ref>و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد؛ سوره نحل، آیه۶۸.</ref>، {{متن قرآن| وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى}}<ref> و به مادر موسی الهام کردیم؛ سوره قصص، آیه۷.</ref> | ||
# وحی [[ارشاد]]: {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref> پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید؛ سوره مریم، آیه۱۱.</ref> | # '''وحی [[ارشاد]]:''' {{متن قرآن|فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref> پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید؛ سوره مریم، آیه۱۱.</ref> | ||
# وحی تقدیر: {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}}<ref> و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد؛ سوره فصلت، آیه۱۲.</ref> | # '''وحی تقدیر:''' {{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}}<ref> و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد؛ سوره فصلت، آیه۱۲.</ref> | ||
# وحی امر: {{متن قرآن| وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}}<ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید؛ سوره مائده، آیه۱۱۱.</ref> | # '''وحی امر:''' {{متن قرآن| وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي}}<ref> و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید؛ سوره مائده، آیه۱۱۱.</ref> | ||
# وحی [[دروغ]]: {{متن قرآن|شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ}}<ref> شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.</ref> | # '''وحی [[دروغ]]:''' {{متن قرآن|شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ}}<ref> شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.</ref> | ||
# وحی خیر: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}<ref> و به آنها انجام کارهای نیک وحی کردیم؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.</ref>.<ref>[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۲۱۴ - ۲۱۶.</ref> | # '''وحی خیر:''' {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ}}<ref> و به آنها انجام کارهای نیک وحی کردیم؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.</ref>.<ref>[[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|نبوت]]، ص۲۱۴ - ۲۱۶.</ref> | ||
== راههای وحی == | == راههای وحی == | ||
{{اصلی|راه وحی}} | {{اصلی|راه وحی}} | ||
[[خداوند]] به سه نوع ارتباط [[کلامی]] با [[بشر]] اشاره کرده است؛ لذا وحی بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز از این سه نوع بیرون نیست: | [[خداوند]] به سه نوع ارتباط [[کلامی]] با [[بشر]] اشاره کرده است؛ لذا وحی بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز از این سه نوع بیرون نیست: | ||
# وحی در حال [[رؤیا]]: در [[روایات]] آمده است که رؤیا جزئی از [[نبوت]] است<ref>ر.ک: المستدرک، محمد حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ﻫ، ج ۲، ص۵۴۵ و ج ۴، ص۳۹۶؛ صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۱، ص۴۴.</ref> و نیز برخی از [[پیامبران]] تنها در حال رؤیا وحی را دریافت میکردهاند<ref>ر.ک: کافی، کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص۱۷۶</ref> همچنین به گفته [[قرآن]]، پیامبران بزرگی چون [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت یوسف]]{{عم}} و [[حضرت محمد]]{{صل}} رؤیاهای صادقهای داشتند که یا کاشف [[حقیقت]] بود و یا در آنها دستور العملهایی را از خداوند دریافت میکردند. هیچ منعی نیست که برخی از [[آیات]] و سُوَر قرآن در حال رؤیا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده باشد، اما ظاهراً [[نزول قرآن]] در حال رؤیا نبوده است. | # '''وحی در حال [[رؤیا]]:''' در [[روایات]] آمده است که رؤیا جزئی از [[نبوت]] است<ref>ر.ک: المستدرک، محمد حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ﻫ، ج ۲، ص۵۴۵ و ج ۴، ص۳۹۶؛ صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۱، ص۴۴.</ref> و نیز برخی از [[پیامبران]] تنها در حال رؤیا وحی را دریافت میکردهاند<ref>ر.ک: کافی، کلینی، تحقیق علی اکبر غفاری، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص۱۷۶</ref> همچنین به گفته [[قرآن]]، پیامبران بزرگی چون [[حضرت ابراهیم]]، [[حضرت یوسف]]{{عم}} و [[حضرت محمد]]{{صل}} رؤیاهای صادقهای داشتند که یا کاشف [[حقیقت]] بود و یا در آنها دستور العملهایی را از خداوند دریافت میکردند. هیچ منعی نیست که برخی از [[آیات]] و سُوَر قرآن در حال رؤیا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده باشد، اما ظاهراً [[نزول قرآن]] در حال رؤیا نبوده است. | ||
# وحی در حال [[بیداری]] (با حواس [[باطن]]): بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که نزول جبرئیل و وحی در ظرف نفس پیامبر اکرم{{صل}} صورت میگیرد، نه در عالم ظاهر و [[حس]]. [[قرآن کریم]] نیز میفرماید: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> که روح الامین آن را فرود آورده است. بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه۱۹۳.</ref>. | # '''وحی در حال [[بیداری]] (با حواس [[باطن]]):''' بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که نزول جبرئیل و وحی در ظرف نفس پیامبر اکرم{{صل}} صورت میگیرد، نه در عالم ظاهر و [[حس]]. [[قرآن کریم]] نیز میفرماید: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> که روح الامین آن را فرود آورده است. بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه۱۹۳.</ref>. | ||
# وحی در حال [[بیداری]] (با حواس ظاهری): برخی از [[روایات]] حاکی از آن است که فرشته وحی به صورت یک [[انسان]] معمولی<ref>در روایات آمده است که جبرئیل{{ع}} به صورت دحیۀ کلبی ظاهر میشده است. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۱۹، ص۲۳۸؛ ج ۲۰، ص۲۱۰؛ ج ۵۶، ص۱۴۹؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق، ج ۸، ص۲۳۷؛ کافی، ج ۲، ص۵۸۷؛ سنن النسائی، احمد بن شعیب نسائی، بیروت، دار الفکر، ۱۳۴۸، ج ۸، ص۱۰۳؛ مسند، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، ج ۲، ص۱۰۷.</ref> متمثل میشده و به حضور [[پیامبر]]{{صل}} میرسیده و [[آیات قرآن]] را برای پیامبر{{صل}} [[تلاوت]] میکرده است. اگر این دسته از [[روایات صحیح]] باشد، لازم نیست بگوییم که پیامبر{{صل}} همیشه وحی را در حالت غیر عادی دریافت میکرده است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۴ - ۷۱.</ref>. | # '''وحی در حال [[بیداری]] (با حواس ظاهری):''' برخی از [[روایات]] حاکی از آن است که فرشته وحی به صورت یک [[انسان]] معمولی<ref>در روایات آمده است که جبرئیل{{ع}} به صورت دحیۀ کلبی ظاهر میشده است. ر.ک: بحار الأنوار، ج ۱۹، ص۲۳۸؛ ج ۲۰، ص۲۱۰؛ ج ۵۶، ص۱۴۹؛ مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق، ج ۸، ص۲۳۷؛ کافی، ج ۲، ص۵۸۷؛ سنن النسائی، احمد بن شعیب نسائی، بیروت، دار الفکر، ۱۳۴۸، ج ۸، ص۱۰۳؛ مسند، احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، ج ۲، ص۱۰۷.</ref> متمثل میشده و به حضور [[پیامبر]]{{صل}} میرسیده و [[آیات قرآن]] را برای پیامبر{{صل}} [[تلاوت]] میکرده است. اگر این دسته از [[روایات صحیح]] باشد، لازم نیست بگوییم که پیامبر{{صل}} همیشه وحی را در حالت غیر عادی دریافت میکرده است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۶۴ - ۷۱.</ref>. | ||
== روح الامین و | == روح الامین و روح القدس == | ||
{{اصلی|جبرئیل|روح القدس}} | |||
یکی از راههای [[سخن گفتن]] خداوند با [[بشر]] به واسطه [[رسولان]] است. [[رسولان الهی]] دو نوع اند: آسمانی و زمینی. یکی از رسولان آسمانی که [[کلام الهی]] را به رسولان زمینی میرساند، [[جبرئیل]] و روح الامین است. همانگونه که در [[حدیثی]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آمده است<ref> توحید صدوق؛ ص:۲۶۴.</ref>، روح الامین کلام الهی را به طور مستقیم دریافت نمیکند بلکه او از [[اسرافیل]] و اسرافیل از فرشتهای بالاتر دریافت مینماید. [[خداوند متعال]] در توصیف [[جبرئیل]] میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ}}<ref> که این (قرآن) باز خوانده فرستادهای گرامی است، توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد، آنجا فرمانگزاری امین است؛ سوره تکویر، آیه ۱۹ - ۲۱.</ref> | یکی از راههای [[سخن گفتن]] خداوند با [[بشر]] به واسطه [[رسولان]] است. [[رسولان الهی]] دو نوع اند: آسمانی و زمینی. یکی از رسولان آسمانی که [[کلام الهی]] را به رسولان زمینی میرساند، [[جبرئیل]] و روح الامین است. همانگونه که در [[حدیثی]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} آمده است<ref> توحید صدوق؛ ص:۲۶۴.</ref>، روح الامین کلام الهی را به طور مستقیم دریافت نمیکند بلکه او از [[اسرافیل]] و اسرافیل از فرشتهای بالاتر دریافت مینماید. [[خداوند متعال]] در توصیف [[جبرئیل]] میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ}}<ref> که این (قرآن) باز خوانده فرستادهای گرامی است، توانمندی که نزد آن دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان)، جایگاهی بلند دارد، آنجا فرمانگزاری امین است؛ سوره تکویر، آیه ۱۹ - ۲۱.</ref> | ||
| خط ۱۲۷: | خط ۱۵۳: | ||
# '''[[کفر]] و [[شرک]]:''' یکی از مهمترین علتهای انکار وحی، کفر و شرک نسبت به [[خداوند]] و [[پیامبران]] است<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص۷۹.</ref>. | # '''[[کفر]] و [[شرک]]:''' یکی از مهمترین علتهای انکار وحی، کفر و شرک نسبت به [[خداوند]] و [[پیامبران]] است<ref>[[حسین علوی مهر|علوی مهر، حسین]]، [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص۷۹.</ref>. | ||
# '''[[شناخت]] نادرست خداوند:''' اگر منکران [[وحی]]، [[شناختی]] کامل، نسبت به هستی داشتند، درمییافتند [[آفریدگار]] عالم اداره کننده و تأمین کننده تمام نیازهای [[مخلوقات]] است و از لوازم [[تدبیر]] و مقصد رسان [[انسان]]، وحی و [[شریعت]] است. | # '''[[شناخت]] نادرست خداوند:''' اگر منکران [[وحی]]، [[شناختی]] کامل، نسبت به هستی داشتند، درمییافتند [[آفریدگار]] عالم اداره کننده و تأمین کننده تمام نیازهای [[مخلوقات]] است و از لوازم [[تدبیر]] و مقصد رسان [[انسان]]، وحی و [[شریعت]] است. | ||
# '''ندانستن [[حقیقت انسان]]:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در [[حس]] و [[عقل]] میدانستند و آنچه را خارج از [[تجربه]] [[عقل]] بوده [[انکار]] میکردند؛ مانند [[وحی]] که فراتر از | # '''ندانستن [[حقیقت انسان]]:''' منکران، منابع شناخت انسان را منحصر در [[حس]] و [[عقل]] میدانستند و آنچه را خارج از [[تجربه]] [[عقل]] بوده [[انکار]] میکردند؛ مانند [[وحی]] که فراتر از حس و [[عقل]] [[بشر]] است. تا جایی که درخواست رؤیت خدا را نمودند یعنی میخواستند [[خداوند]] نیز در محدوده حس و عقل آنها بیاید<ref>[[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۶۴ ـ ۶۷.</ref>. | ||
== مصونیت (سلامت و [[خطاناپذیری وحی]]) == | == مصونیت (سلامت و [[خطاناپذیری وحی]]) == | ||
{{اصلی|عصمت وحی}} | {{اصلی|عصمت وحی}} | ||
با توجه به اینکه [[خداوند]] به واسطۀ وحی بر [[پیامبران]] درصدد [[هدایت]] انسانهاست لذا باید ارسال وحی از هرگونه خطایی مصون باشد، یعنی علاوه بر اینکه پیامبران باید [[معصوم]] باشند، ملائکهایی هم که وحی را از طرف خداوند برای پیامبران نازل میکنند نیز باید از [[عصمت]] برخوردار باشند تا وحی به سلامت به [[بندگان الهی]] برسد. در عصمت و [[امانت]] [[جبرئیل]] هیچگونه [[شکّ]] و تردیدی وجود ندارد. علاوه بر اینکه، [[خداوند متعال]] برای حفظ وحی خویش عدهای از فرشتگانش را [[مأمور]] ساخته است. خداوند متعال [[علم غیب]] را ویژه خود گردانده و آن را از رسولانی که مورد [[خشنودی]] او بودند دریغ نکرده است. و برای آنها نگهبانانی از پیش رو و از پشت سر قرار داده است: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه ۲۶ و ۲۷.</ref>. | با توجه به اینکه [[خداوند]] به واسطۀ وحی بر [[پیامبران]] درصدد [[هدایت]] انسانهاست لذا باید ارسال وحی از هرگونه خطایی مصون باشد، یعنی علاوه بر اینکه پیامبران باید [[معصوم]] باشند، ملائکهایی هم که وحی را از طرف خداوند برای پیامبران نازل میکنند نیز باید از [[عصمت]] برخوردار باشند تا وحی به سلامت به [[بندگان الهی]] برسد. در عصمت و [[امانت]] [[جبرئیل]] هیچگونه [[شکّ]] و تردیدی وجود ندارد. علاوه بر اینکه، [[خداوند متعال]] برای حفظ وحی خویش عدهای از فرشتگانش را [[مأمور]] ساخته است. خداوند متعال [[علم غیب]] را ویژه خود گردانده و آن را از رسولانی که مورد [[خشنودی]] او بودند دریغ نکرده است. و برای آنها نگهبانانی از پیش رو و از پشت سر قرار داده است: {{متن قرآن|عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ}}<ref>او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند. جز فرستادهای را که بپسندد؛ سوره جن، آیه ۲۶ و ۲۷.</ref>. | ||
| خط ۱۵۰: | خط ۱۷۵: | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
{{مدخل وابسته}} | {{مدخل وابسته}} | ||
* [[اشراق]] | * [[اشراق]] | ||
* [[الهام]] | * [[الهام]] | ||
* [[انکشاف]] | * [[انکشاف]] | ||
* [[تنزیل]] | * [[تنزیل]] | ||
* [[کشف]] | * [[کشف]] | ||
* [[شهود]] | * [[شهود]] | ||
* [[مکاشفه]] | * [[مکاشفه]] | ||
* [[القای الهی]] | * [[القای الهی]] | ||
* [[وحی الهی]] | * [[وحی الهی]] | ||
* [[وحی تشریعی]] | * [[وحی تشریعی]] | ||
* [[وحی تکوینی]] | * [[وحی تکوینی]] | ||
* [[وحی تبلیغی]] | * [[وحی تبلیغی]] | ||
* [[احادیث قدسی]] | * [[احادیث قدسی]] | ||
* [[القای وحی]] | * [[القای وحی]] | ||
* [[القائات شیطانی]] | * [[القائات شیطانی]] | ||
* [[جبرئیل]] | * [[جبرئیل]] | ||
* [[ضرورت وحی]] | * [[ضرورت وحی]] | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۹۶: | ||
* [[قوام رسالت]] | * [[قوام رسالت]] | ||
* [[کاتبان وحی]] | * [[کاتبان وحی]] | ||
* [[محتوای وحی]] | * [[محتوای وحی]] | ||
* [[مرحله اخذ وحی]] | * [[مرحله اخذ وحی]] | ||
| خط ۱۹۰: | خط ۲۰۳: | ||
* [[وحی غیرمباشری]] | * [[وحی غیرمباشری]] | ||
* [[وحی مباشری]] | * [[وحی مباشری]] | ||
* [[امکان وحی]] | * [[امکان وحی]] | ||
* [[انقطاع وحی]] | * [[انقطاع وحی]] | ||
| خط ۲۰۳: | خط ۲۱۵: | ||
* [[حدیث ورقة بن نوفل]] | * [[حدیث ورقة بن نوفل]] | ||
* [[حقیقت وحی]] | * [[حقیقت وحی]] | ||
* [[کتابت قرآن]] | * [[کتابت قرآن]] | ||
* [[نزول قرآن]] | * [[نزول قرآن]] | ||
| خط ۲۱۴: | خط ۲۲۵: | ||
# [[پرونده:11446.jpg|22px]] [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|'''پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی''']] | # [[پرونده:11446.jpg|22px]] [[رحمتالله احمدی|احمدی، رحمتالله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|'''پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی''']] | ||
# [[پرونده:IM009957.jpg|22px]] [[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۱۰''']] | # [[پرونده:IM009957.jpg|22px]] [[علی شفیعی|شفیعی]] و [[باقر صاحبی|صاحبی]]، [[وحی - شفیعی و صاحبی (مقاله)|مقاله «وحی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱۰ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۱۰''']] | ||
# [[پرونده:136899.jpg|22px]] [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه امام علی ج۱''']] | |||
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']] | |||
# [[پرونده:IM010488.jpg|22px]] [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|'''آشنایی با علوم قرآنی''']] | |||
# [[پرونده:151728.jpg|22px]] [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|'''نبوت''']] | # [[پرونده:151728.jpg|22px]] [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|'''نبوت''']] | ||
# [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||