بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
# '''[[توحید در اطاعت]]:''' {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref> و کسانی که به حقانیت [[توحید]] [[شهادت]] دادهاند{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و رهاوردهای [[توحید]]: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ}}<ref> آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود و بدی را با نیکی دور میسازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند؛ سوره قصص، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | # '''[[توحید در اطاعت]]:''' {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref> و کسانی که به حقانیت [[توحید]] [[شهادت]] دادهاند{{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref> خداوند- که به دادگری ایستاده است- و فرشتگان و دانشوران گواهی میدهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ}}<ref> بیگمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است و اهل کتاب، اختلاف نیافتند مگر پس از آنکه به دانش دست یافتند، از سر افزونجویی که در میان ایشان بود و هر کس به آیات خداوند کفر ورزد (بداند که) خداوند حسابرس سریع است؛ سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و رهاوردهای [[توحید]]: {{متن قرآن|ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا رَّجُلا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلا الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> خداوند به مردی (برده) مثل میزند که چند ارباب ناسازگار در (مالکیت) او شریکند و مردی (برده) که فرمانبر یک تن است؛ آیا این دو در مثل برابرند؟ سپاس خداوند را، امّا بیشتر آنان نمیدانند؛ سوره زمر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref> ای دو یار زندان! آیا خدایان پراکنده بهتر است یا خداوند یگانه دادفرما؟؛ سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ}}<ref> پس اگر رو بگردانند بگو: خداوندی که خدایی جز او نیست مرا بس؛ بر او توکّل دارم و او پروردگار اورنگ سترگ (فرمانفرمایی جهان) است؛ سوره توبه، آیه ۱۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref>؛ {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ}}<ref> آنانند که پاداششان برای شکیبی که ورزیدهاند دو بار به آنان داده میشود و بدی را با نیکی دور میسازند و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند؛ سوره قصص، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
== [[توحید ذات]] | == مراتب توحید == | ||
=== توحید ذات === | |||
{{اصلی|توحید ذاتی}} | |||
توحید ذاتی به معنای [[اعتقاد]] به [[یگانگی خداوند]] است<ref>شیخ مفید، اوائل المقالات، ص۵۱؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص۸۸.</ref>. علاوه بر مثل و نظیر نداشتن، هیچ جزئی هم ندارد<ref>المنقذ من التقلید، ج۱، ص۱۳۱؛ رسائل الجاحظ، ص۲۲۹.</ref>. توحید ذاتی و صفاتی [[خدای متعال]] به معنای [[نفی]] تعدّد و تبعّض در [[ذات خدای متعال]] است و در [[کلام]] و [[فلسفه]] با [[براهین]] [[قطعی]] به [[اثبات]] رسیده است. حاصل و نتیجۀ براهین دالّه بر توحید ذاتی و صفاتی خدای متعال این است که: ذاتی که منشأ همۀ [[کمالات]] وجودات است محال است عقلاً، تعدد و تبعّضپذیر باشد. نتیجۀ قطعی این تعددّ و تبعّضناپذیری، [[توحید افعالی]] است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)| فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۱۴۲-۱۶۹.</ref>. | |||
دلائل زیادی برای اثبات توحید ذاتی خداوند ارائه شده است، برخی از این دلائل عبارت است از: | |||
# تعدد ناپذیری وجود نامتناهی: وجود خداوند نامتناهی است<ref>المطالب العالیة، ج۲، ص۷۷؛ اللمعات العرشیة، ص۳۹۸؛ اسفار، ج۶، ص۱۱۰.</ref> و نامتناهی بودن خداوند مستلزم آن است که خداوند هیچ شریکی نداشته و همچنین فاقد هرگونه جزء و ترکیبی باشد<ref>اسفار، ج۶، ص۱۱۰.</ref> | |||
# صرف الوجود بودن [[خداوند]]: مقصود از صرف بودن [[حقیقت]] چیزی آن است که یک چیز، با هیچ شیء دیگر مخلوط نباشد. اگر [[خداوند]] صرف وجود باشد، هیچ شریکی برای او متصور نیست؛ زیرا هر شریکی که به عنوان خداوند در نظر گرفته شود، باید به همان صرف الوجود برگردد<ref>مفاتیح الغیب، ص۲۴۰؛ مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ج۲، ص۱۲۱-۱۲۴.</ref>. | |||
# تعدد مستلزم ترکیب در ذات الهی: اگر واجب الوجود دیگری غیر از خداوند وجود داشته باشد، هر دو در مفهوم واجب الوجود بودن با هم [[شریک]] هستند. حال این دو واجب الوجود یا از هم متمایز هستند، یا نیستند. اگر متمایز نباشند، نتیجهاش آن است که این دو واجب الوجود، در واقع یک وجود دارند و این همان توحید خداوند است و اگر این دو واجب الوجود از هم متمایز باشند، مستلزم ترکیب در [[ذات خداوند]] بوده و محال است؛ زیرا که موجود مرکب، ممکن الوجود است؛ در حالی که فرض این است که خداوند واجب الوجود است؛ لذا خداوند باید یگانه و واحد باشد<ref>حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، ص۳۱۶؛ بحرانی، ابن میثم، قواعد المرام، ص۱۰۰.</ref> | |||
و دلایل دیگری مانند: [[لزوم]] تعدد اثر در صورت تعدد مؤثر؛ [[وحدت]] عالم؛ [[برهان تمانع]]؛ [[برهان فرجه]]<ref>[[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۶۳ ـ ۶۷.</ref>. | |||
== [[توحید | === توحید صفات === | ||
{{اصلی|توحید صفاتی}} | |||
مراد از این اصطلاح آن است که چون صفتی را به [[خداوند]] نسبت میدهیم، آن صفت، عین [[ذات خداوند]] است نه اینکه چیزی غیر از ذات باری باشد. [[صفات خداوند]] عین ذات اویند و از آن جدا نیستند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۲۲.</ref>. | |||
=== توحید افعال === | |||
{{اصلی|توحید افعالی}} | |||
توحید افعالی بدین معناست که آنچه در هستی انجام میگیرد، فعل خداست و [[آفریدگان]] همان طور که در ذات خویش مستقل نیستند، در تأثیر و فعل نیز [[استقلال]] ندارند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۰۲.</ref>. توحید افعالی، یعنی [[درک]] و شناختن اینکه [[جهان]] با همه [[نظامات]] و [[سنتها]] و علل و معلولات و اسباب و مسببات، فعل و کار [[خداوند]] و ناشی از [[اراده]] اوست. موجودات عالم، همچنان که در ذات خود استقلال ندارند، در [[مقام]] تأثیر و علیت نیز دارای استقلال نبوده، در نتیجه خداوند چنانکه در ذات [[شریک]] ندارد، در فاعلیت نیز از شریک مبراست. هر فاعل و سببی، [[حقیقت]] خود و وجود خود و تأثیر و فاعلیت خود را از [[خدا]] دارد و [[قائم]] به اوست. اینکه مؤثر و فاعل [[حقیقی]] در [[نظام]] موجودات، منحصراً ذات خداست، بدان معناست که هر فاعل و مؤثری به خواست و به [[مشیت]] او فاعل و مؤثر است. هیچ موجودی، اعم از مجرد یا مادی با اراده یا بیاراده، از خود استقلال ندارد. نه تنها همه ذاتها، بلکه همه کارها (حتی کارهای [[انسان]]) به مشیت و [[اراده خداوند]] است و به نحوی خواسته ذات مقدس اوست<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۸۲.</ref>. | |||
=== توحید عبادی === | |||
{{اصلی|توحید عبادی}} | |||
توحید عبادی عبارت است از اختصاص [[پرستش]] به [[خدای متعال]]. توحید در عبادت، والاترین [[هدف]] [[بعثت پیامبران]] [[الهی]] و اصل مشترک همه [[ادیان آسمانی]] بوده و همه [[مسلمانان]] در نمازهای روزانه خود به این اصل اعتراف میکنند {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>. بر این اساس، [[وجوب]] [[پرستش خدا]] و دوری از پرستش غیر او، امری مسلّم بوده و کسی در این قاعده کلی مخالفتی ندارد<ref>سبحانی، جعفر، سیمای عقائد شیعه، ص۶۲.</ref>؛ تنها [[اختلاف]] در معنای عبادت و مصادیق آن است<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۲۰۳.</ref>. | |||
== رهاوردهای [[توحید]] == | == رهاوردهای [[توحید]] == | ||
| خط ۴۱: | خط ۵۷: | ||
# '''[[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]:''' بر اساس [[توحید افعالی]] هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۱ [[سوره تغابن]] به این [[حقیقت]] تصریح و سپس تأکید میکند که هرکس به [[خدا]] [[ایمان]] دارد، [[خداوند]] [[قلب]] او را [[هدایت]] میکند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه۱۱.</ref>. این مژدهای است به [[اهل]] [[ایمان]] که هرکس به اصول [[توحید]] به ویژه توحید افعالی [[معتقد]] باشد [[پروردگار]] قلب او را هدایت میکند و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او [[صبر]] میدهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۴۰۷.</ref>. وقتی [[انسان]] ایمان میآورد که [[مصائب]] به [[اذن]] خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش میآید، در پیشآمدهای ناگوار [[بیتابی]] نمیکند و به [[قضای الهی]] [[رضا]] میدهد و خدا نیز او را به [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] راه مینماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آوردهاند که برخی [[کافران]] [[مکه]] [[اسلام]] نمیآوردند، چون میدانستند که اگر [[مسلمان]] شوند ناچارند مانند دیگر [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کنند و در این صورت، اگر [[زن]] و فرزند خود را در مکه رها کنند، بیسرپرست میمانند و اگر آنها را با خود ببرند، به سختیهای غربت دچار میشوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. برخی گفتهاند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار [[دل انسان]] [[موحّد]] در پرتو توحید به این حقیقت میرسد که هر حرکت و [[سکونی]] و هر فاعل وقابلی در [[سایه]] اذن و [[مشیت الهی]] است و بیعلم و [[مشیت]] خدا، فاعل یا قابلی نیست و [[علم]] ومشیت [[الهی]] [[خطا]] نمیکند و قضایش رد نمیشود و توجه به این [[حقیقت]] [[قلب]] را [[آرامش]] میبخشد. [[مؤمن]] در این حال [[یقین]] دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام [[اختیار]] آنها به دست خدایی [[حکیم]] است که بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۳۰۴.</ref>. | # '''[[صبر]]، [[رضا]] و [[تسلیم]]:''' بر اساس [[توحید افعالی]] هیچ مصیبتی رخ نمیدهد مگر به [[اذن خدا]]. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۱۱ [[سوره تغابن]] به این [[حقیقت]] تصریح و سپس تأکید میکند که هرکس به [[خدا]] [[ایمان]] دارد، [[خداوند]] [[قلب]] او را [[هدایت]] میکند: {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref> هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره تغابن، آیه۱۱.</ref>. این مژدهای است به [[اهل]] [[ایمان]] که هرکس به اصول [[توحید]] به ویژه توحید افعالی [[معتقد]] باشد [[پروردگار]] قلب او را هدایت میکند و هنگام ورود [[مصیبتها]] و بروز [[ناملایمات]]، به او [[صبر]] میدهد<ref>انوار درخشان، ج ۱۶، ص۴۰۷.</ref>. وقتی [[انسان]] ایمان میآورد که [[مصائب]] به [[اذن]] خدایند و درمی یابد که صلاح او در چیزی است که برایش پیش میآید، در پیشآمدهای ناگوار [[بیتابی]] نمیکند و به [[قضای الهی]] [[رضا]] میدهد و خدا نیز او را به [[مقام رضا]] و [[تسلیم]] راه مینماید<ref>تفسیر جامع، ج ۷، ص۱۷۱؛ حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. در وجه نزول آیه یاد شده آوردهاند که برخی [[کافران]] [[مکه]] [[اسلام]] نمیآوردند، چون میدانستند که اگر [[مسلمان]] شوند ناچارند مانند دیگر [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[هجرت]] کنند و در این صورت، اگر [[زن]] و فرزند خود را در مکه رها کنند، بیسرپرست میمانند و اگر آنها را با خود ببرند، به سختیهای غربت دچار میشوند. در این فضا خداوند آیه یاد شده را نازل کرد<ref>حجة التفاسیر، ج ۷، ص۳۲.</ref>. برخی گفتهاند: مراد از هدایتِ قلب در آیه آن است که هنگام حوادث ناگوار [[دل انسان]] [[موحّد]] در پرتو توحید به این حقیقت میرسد که هر حرکت و [[سکونی]] و هر فاعل وقابلی در [[سایه]] اذن و [[مشیت الهی]] است و بیعلم و [[مشیت]] خدا، فاعل یا قابلی نیست و [[علم]] ومشیت [[الهی]] [[خطا]] نمیکند و قضایش رد نمیشود و توجه به این [[حقیقت]] [[قلب]] را [[آرامش]] میبخشد. [[مؤمن]] در این حال [[یقین]] دارد که اسباب ظاهری در پدید آوردن حوادث، مستقل نیستند و زمام [[اختیار]] آنها به دست خدایی [[حکیم]] است که بیمصلحت حادثهای را پدید نمیآورد<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۳۰۴.</ref>. | ||
# '''دفع و رفع بدیها:'''[[توحید]] حسنهای است که همه بدیها و [[پلیدیها]] را دفع میکند و اگر بدی و [[پلیدی]] فرصت بروز یابد، با وجود [[توحید]] از میان میرود؛ زیرا اساس کژیهای [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] توحید از صحنه [[زندگی]] محو میگردد. [[قرآن کریم]] گروهی از [[اهل کتاب]] را که به [[اسلام]] گرویدند، میستاید و میفرماید: اینان بدی را با [[نیکی]] دفع میکنند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}}<ref> ولی ما نسلهایی پدید آوردیم که زمانی دراز بر آنان گذشت و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی ما فرستنده (ی تو به پیامبری) بودیم؛ سوره قصص، آیه ۴۵.</ref> شماری از [[مفسران]] "[[حسنه]]" را در این [[آیه]] به توحید و "[[سیئه]]" را به [[شرک]] [[تفسیر]] کرده<ref>منهج الصادقین، ج ۷، ص۱۱۲؛ الجدید، ج ۵، ص۲۹۳؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> و برخی افزودهاند همانگونه که اسلام پلیدیهای گذشته را جبران میکند، توحید شرک را محو میکند<ref>الجدید، ج ۵، ص۲۹۳.</ref>. و با محو شرک اساس بدیها برچیده میشود. گروهی دیگر از مفسران "حسنه" و "سیئه" را به مطلق نیکی و بدی معنا کرده و در بیان آیه یادشده گفتهاند: اینان با [[نیکیها]]، بدیها را دفع میکنند؛ یعنی با گفتار [[نیکو]]، سخنان [[زشت]] را و با معروف، منکر را و با [[حلم]] [[جهل]] [[جاهلان]] را و با [[محبت]]، [[کینهتوزی]] را و با پیوند، قطع رابطه را دفع میکنند<ref>اطیب البیان، ج ۱۰، ص۲۵۳؛ [[تفسیر خسروی]]، ج ۶، ص۳۷۲؛ نمونه، ج ۱۶، ص۱۰۶.</ref>. همچنین برخی درباره آیه {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}<ref> بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف میکنند داناتریم؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref> گفتهاند که مراد از عبارت{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} کلمه [[توحید]] و مقصود از {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} [[شرک]] است و [[پیامبر]]{{صل}} [[مأمور]] شد تا به وسیله توحید، شرک [[مشرکان]] را دفع کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۳.</ref>، گرچه تصریح شده است که لفظ {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} شامل همه بدیهاست و دفع آن به [[اختلاف]] موارد مختلف است؛ برای مثال، دفع [[شرک]] و [[بتپرستی]] به ادلّه توحید و دفع سخن [[جاهلان]] به [[پند]] و [[اندرز]] و دفع منکرات به اشاعه معروف و دفع [[ناملایمات]] به [[حلم]] و [[بردباری]] و دفع [[اخلاق]] [[رذیله]] به مکارم حمیده و دفع ناهنجاریها و [[ستمها]] به [[عفو]] و چشم پوشی است<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref> | # '''دفع و رفع بدیها:'''[[توحید]] حسنهای است که همه بدیها و [[پلیدیها]] را دفع میکند و اگر بدی و [[پلیدی]] فرصت بروز یابد، با وجود [[توحید]] از میان میرود؛ زیرا اساس کژیهای [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] [[انسان]] [[ظلمت]] [[شرک]] است که با [[نور]] توحید از صحنه [[زندگی]] محو میگردد. [[قرآن کریم]] گروهی از [[اهل کتاب]] را که به [[اسلام]] گرویدند، میستاید و میفرماید: اینان بدی را با [[نیکی]] دفع میکنند: {{متن قرآن|وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ}}<ref> ولی ما نسلهایی پدید آوردیم که زمانی دراز بر آنان گذشت و تو در میان مردم مدین ساکن نبودی تا آیات ما را بر آنان بخوانی ولی ما فرستنده (ی تو به پیامبری) بودیم؛ سوره قصص، آیه ۴۵.</ref> شماری از [[مفسران]] "[[حسنه]]" را در این [[آیه]] به توحید و "[[سیئه]]" را به [[شرک]] [[تفسیر]] کرده<ref>منهج الصادقین، ج ۷، ص۱۱۲؛ الجدید، ج ۵، ص۲۹۳؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۰، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref> و برخی افزودهاند همانگونه که اسلام پلیدیهای گذشته را جبران میکند، توحید شرک را محو میکند<ref>الجدید، ج ۵، ص۲۹۳.</ref>. و با محو شرک اساس بدیها برچیده میشود. گروهی دیگر از مفسران "حسنه" و "سیئه" را به مطلق نیکی و بدی معنا کرده و در بیان آیه یادشده گفتهاند: اینان با [[نیکیها]]، بدیها را دفع میکنند؛ یعنی با گفتار [[نیکو]]، سخنان [[زشت]] را و با معروف، منکر را و با [[حلم]] [[جهل]] [[جاهلان]] را و با [[محبت]]، [[کینهتوزی]] را و با پیوند، قطع رابطه را دفع میکنند<ref>اطیب البیان، ج ۱۰، ص۲۵۳؛ [[تفسیر خسروی]]، ج ۶، ص۳۷۲؛ نمونه، ج ۱۶، ص۱۰۶.</ref>. همچنین برخی درباره آیه {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ}}<ref> بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف میکنند داناتریم؛ سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref> گفتهاند که مراد از عبارت{{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}} کلمه [[توحید]] و مقصود از {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} [[شرک]] است و [[پیامبر]]{{صل}} [[مأمور]] شد تا به وسیله توحید، شرک [[مشرکان]] را دفع کند<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۳.</ref>، گرچه تصریح شده است که لفظ {{متن قرآن|السَّيِّئَةَ}} شامل همه بدیهاست و دفع آن به [[اختلاف]] موارد مختلف است؛ برای مثال، دفع [[شرک]] و [[بتپرستی]] به ادلّه توحید و دفع سخن [[جاهلان]] به [[پند]] و [[اندرز]] و دفع منکرات به اشاعه معروف و دفع [[ناملایمات]] به [[حلم]] و [[بردباری]] و دفع [[اخلاق]] [[رذیله]] به مکارم حمیده و دفع ناهنجاریها و [[ستمها]] به [[عفو]] و چشم پوشی است<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۹، ص۱۷۴.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹]]، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۹: | خط ۶۳: | ||
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | # [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[سید جابر موسوی راد|موسوی راد، سید جابر]]، [[توحید ذاتی (مقاله)|مقاله «توحید ذاتی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | ||
# [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | # [[پرونده:000055.jpg|22px]] [[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[توحید - رمضانی (مقاله)|توحید]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹''']] | ||
# [[پرونده:1224274.jpg|22px]] [[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی، ج۳''']] | |||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | |||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|'''فرهنگ شیعه''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||