بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
«[[شناخت انسان]]» از مهمترین موضوعات کتاب تکوین و از کهنترین [[علوم]] [[بشر]] به حساب میآید که [[عمر]] مسائل کهن و دراز دامن آن، به [[تاریخ]] نا پیداکرانه خود انسان گره خورده است<ref>جوادی آملی، عبدالله، سروش هدایت، ج۴، ص۲۲۰.</ref>. | «[[شناخت انسان]]» از مهمترین موضوعات کتاب تکوین و از کهنترین [[علوم]] [[بشر]] به حساب میآید که [[عمر]] مسائل کهن و دراز دامن آن، به [[تاریخ]] نا پیداکرانه خود انسان گره خورده است<ref>جوادی آملی، عبدالله، سروش هدایت، ج۴، ص۲۲۰.</ref>. | ||
انسانشناسی جزئی از مسائل [[جهانبینی]]<ref>جوادی آملی، عبدالله، تفسیر انسان به انسان، ص۳۱۰۷.</ref> و وابسته به آن است که تأثیر بسیار زیادی در عرصههای مختلف دارد. انسانشناسی، یکی از مسائل عمیق علمی و مهمترین مباحث فلسفه اسلامی از گذشته تا به حال میباشد که غالب مباحث آن، در دو محور [[حقیقت انسان]] و اوصاف او و [[غایت خلقت]] و [[سیر]] تکاملی انسان طرح میشود<ref>جوادی آملی، عبدالله، حق و تکلیف در اسلام، ص۷۹.</ref>. همچنین یکی از موضوعاتی است که نزد متفکران غربی بسیار مورد بحث قرار گرفته و تقریباً محور مباحث [[فلسفی]] آنان را به خود اختصاص داده است و شاید پیدایش برخی از مکاتب غربی با این موضوع بیارتباط نباشد<ref>جوادی آملی، عبدالله، اسلام و محیط زیست، ص۶۵.</ref>. البته حضور این بحث در فلسفه اسلامی و غرب، به معنای یکسانی نظامهای انسانشناسانه فلسفههای مختلف نبوده و نیست، چه اینکه هر [[نظام]] فلسفی، یک انسانشناسی مخصوص به خود را داشته که عمدتاً از جهتگیریهای [[معرفتی]] آن ناشی میشود<ref>محقق سبزواری، اسرارالحکم، ص۳۴.</ref>.<ref>[[ابراهیم ابراهیمی|ابراهیمی، ابراهیم]]، [[انسانشناسی اسلامی - ابراهیمی (مقاله)|مقاله «انسانشناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱ (کتاب)|منظومه فکری آیتالله العظمی خامنهای ج۱]]، ص ۲۸۳.</ref> | |||
== معناشناسی == | == معناشناسی == | ||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
شناخت انسان یکی از شریفترین [[علوم]] است<ref>اخوانالصفاء، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، ۳/۳۷۲.</ref> و [[آدمی]] از دیرباز درپی شناخت ابعاد مختلف وجودی خود بودهاست و اندیشمندان بزرگی چون سقراط، افلاطون، ارسطو و فارابی از ماهیت [[نفس انسان]]، آثار و مرتبه وجودی او در عالم بحث کردهاند<ref>ارسطو، علم اخلاق، ۱/۱۸۳؛ فارابی، الجمع بین رأی الحکیمین، ۶۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، یونان باستان، ۲/۵۹۳؛ بدوی، افلاطون فی الاسلام، ۳۱۵.</ref>. در آموزههای [[وحیانی]] و [[کتابهای آسمانی]] دربارۀ [[انسان]] از جنبههای مختلف سخن گفته شده است و در [[کتاب مقدس]]، [[انسان]] حیوان بزرگی معرفی شده که از خاک [[آفریده]] شده است و [[خداوند]] انسان را به صورت خود آفریده و شریعتی برای او قرارداده تا [[زندگی]] خود را با آن اداره کند و از آن [[تجاوز]] نکند<ref>هاکس، قاموس کتاب مقدس، ۱۱۳–۱۱۴.</ref>. | شناخت انسان یکی از شریفترین [[علوم]] است<ref>اخوانالصفاء، رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، ۳/۳۷۲.</ref> و [[آدمی]] از دیرباز درپی شناخت ابعاد مختلف وجودی خود بودهاست و اندیشمندان بزرگی چون سقراط، افلاطون، ارسطو و فارابی از ماهیت [[نفس انسان]]، آثار و مرتبه وجودی او در عالم بحث کردهاند<ref>ارسطو، علم اخلاق، ۱/۱۸۳؛ فارابی، الجمع بین رأی الحکیمین، ۶۲؛ دورانت، تاریخ تمدن، یونان باستان، ۲/۵۹۳؛ بدوی، افلاطون فی الاسلام، ۳۱۵.</ref>. در آموزههای [[وحیانی]] و [[کتابهای آسمانی]] دربارۀ [[انسان]] از جنبههای مختلف سخن گفته شده است و در [[کتاب مقدس]]، [[انسان]] حیوان بزرگی معرفی شده که از خاک [[آفریده]] شده است و [[خداوند]] انسان را به صورت خود آفریده و شریعتی برای او قرارداده تا [[زندگی]] خود را با آن اداره کند و از آن [[تجاوز]] نکند<ref>هاکس، قاموس کتاب مقدس، ۱۱۳–۱۱۴.</ref>. | ||
[[قرآن کریم]] از [[حقیقت]] [[روح]]<ref>سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> و نفس<ref>سوره شمس، آیه ۷.</ref> انسان [[سخن]] گفته است و [[روح انسان]] را [[روحی]] [[الهی]] دانسته است<ref>سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> و بر [[کرامت انسان]]<ref>سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> و [[خلافت]] او در [[زمین]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> تأکید کرده است. در برخی [[روایات]] بر این نکته تأکید شدهاست که کسی که نفس خود را بشناسد، [[پروردگار]] خویش را خواهد [[شناخت]]،<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۲۳۲.</ref> البته | [[قرآن کریم]] از [[حقیقت]] [[روح]]<ref>سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref> و نفس<ref>سوره شمس، آیه ۷.</ref> انسان [[سخن]] گفته است و [[روح انسان]] را [[روحی]] [[الهی]] دانسته است<ref>سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> و بر [[کرامت انسان]]<ref>سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref> و [[خلافت]] او در [[زمین]]<ref>سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> تأکید کرده است. در برخی [[روایات]] بر این نکته تأکید شدهاست که کسی که نفس خود را بشناسد، [[پروردگار]] خویش را خواهد [[شناخت]]،<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۲۳۲.</ref> البته انسانشناسی به معنای [[خودشناسی]] نمیتواند به معنای کلی انسانشناسی باشد<ref>پناهی، انسانشناسی فلسفی در اندیشه امام خمینی، ۵.</ref>. | ||
انسانشناسی مبنای بسیاری از [[علوم]] است و مسائل بسیاری از علوم با شناخت ابعاد مختلف ظاهری و [[باطنی]] انسان مرتبط است؛ مانند علوم اجتماعی، علم طب، [[علم اخلاق]]، [[علم]] [[تربیت]]، علم روانشناسی<ref>جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ۲۱۰–۲۱۹.</ref> در آثار [[اندیشمندان اسلامی]]، توجه به ابعاد وجودی انسان سهم مهم و قابل توجهی دارد<ref>[[محمد امین صادقی ارزگانی|صادقی ارزگانی]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[انسانشناسی - صادقی ارزگانی و احمدی امیری (مقاله)|مقاله «انسانشناسی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۴.</ref>. | انسانشناسی مبنای بسیاری از [[علوم]] است و مسائل بسیاری از علوم با شناخت ابعاد مختلف ظاهری و [[باطنی]] انسان مرتبط است؛ مانند علوم اجتماعی، علم طب، [[علم اخلاق]]، [[علم]] [[تربیت]]، علم روانشناسی<ref>جوادی آملی، انتظار بشر از دین، ۲۱۰–۲۱۹.</ref> در آثار [[اندیشمندان اسلامی]]، توجه به ابعاد وجودی انسان سهم مهم و قابل توجهی دارد<ref>[[محمد امین صادقی ارزگانی|صادقی ارزگانی]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[انسانشناسی - صادقی ارزگانی و احمدی امیری (مقاله)|مقاله «انسانشناسی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۲]]، ص ۳۷۱ ـ ۳۸۴.</ref>. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
# ترکیب انسان از دو ساحت جسمانی و روحانی: [[خداوند]]، انسان را از ترکیب جسم و [[روح]] آفریده است. در [[اسلام]] مسأله جسم و روح توأماند و از هم قابل تفکیک نیستند و لذا انسان باید جسم و روح را با هم پرورش دهد. پرورش جسم مقدمهای برای پرورش روح است و این مقدمه بودن به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه تربیت جسمانی و [[معنوی]] هر دو با هم و در کنار هم و به موازات هم هستند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، مصاحبه با مجله ورزش، ۲۱/۵/۱۳۶۶.</ref> | # ترکیب انسان از دو ساحت جسمانی و روحانی: [[خداوند]]، انسان را از ترکیب جسم و [[روح]] آفریده است. در [[اسلام]] مسأله جسم و روح توأماند و از هم قابل تفکیک نیستند و لذا انسان باید جسم و روح را با هم پرورش دهد. پرورش جسم مقدمهای برای پرورش روح است و این مقدمه بودن به معنای تقدم زمانی نیست، بلکه تربیت جسمانی و [[معنوی]] هر دو با هم و در کنار هم و به موازات هم هستند<ref>حضرت آیتالله خامنهای، مصاحبه با مجله ورزش، ۲۱/۵/۱۳۶۶.</ref> | ||
# برخورداری انسان از فطرتی خداجو: از جمله ویژگیهای انسان، برخورداری از فطرتی [[پاک]] و [[الهی]] است. همه [[انسانها]] بر این [[فطرت]] [[خلق]] شدهاند؛ چنان که [[آیات قرآن کریم]] نیز اشاره به این مطلب دارد<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | # برخورداری انسان از فطرتی خداجو: از جمله ویژگیهای انسان، برخورداری از فطرتی [[پاک]] و [[الهی]] است. همه [[انسانها]] بر این [[فطرت]] [[خلق]] شدهاند؛ چنان که [[آیات قرآن کریم]] نیز اشاره به این مطلب دارد<ref>سوره روم، آیه ۳۰.</ref>. | ||
# [[انسان]] موجودی مختار و انتخابگر: یکی از مسائل مهم | # [[انسان]] موجودی مختار و انتخابگر: یکی از مسائل مهم انسانشناسی، بحث [[اختیار انسان]] میباشد. [[اختیار]] به معنای تصمیمگیری پس از سنجش میباشد و از زیر بناهای اصلی [[انسانشناختی]] توجه به نقش چشمگیر «[[گزینش]] [[آزاد]]» در فرایند [[رشد]] و حرکت تکاملی انسان است. شکلگیری هرگونه رشد و مهارتی در انسان باید آزادانه و آگاهانه و از روی اختیار باشد. رهبر انقلاب [[خدای متعال]] را گستراننده سفره طبیعت برای افراد انسان میداند که [[خداوند]] این [[مائده]] طبیعی را بالفعل، آماده و به صورت رنگین در اختیار افراد [[بشر]] قرار داده است که از آن بهره ببرند؛ لکن یک حدود و ضوابط و قواعدی را بر این [[حاکم]] میداند؛ که انسان اختیار دارد از این سفره عظیم [[الهی]] به صورت درست یا نادرست استفاده کند و صورت درست آن این است که انسان این سفره طبیعی الهی، این [[موهبت الهی]] را آنچنانی که ضوابط و قواعد الهی دستور داده است، بر طبق او [[رفتار]] کند، از حدود و ضوابط تخطی نکند، در مناطق ممنوعه قدم نگذارد<ref>حضرت آیتالله خامنهای، بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان، ۱۴۲۹ ـ ۳۰/ ۶/۱۳۸۷.</ref>. | ||
# وجود روحیه کمالجویی در [[فطرت انسان]]: [[حقیقت]] این است که [[زندگی]] انسان وقتی معنا پیدا میکند که در راه کمال صرف شود. کسی که [[هدف]] کمال را دنبال نکند و سرمایه ارزشمند [[حیات]] و [[عمر]] را در همین مدتی که در [[اختیار]] دارد صرف خوشگذرانی کند، زندگی را ضایع کرده است. | # وجود روحیه کمالجویی در [[فطرت انسان]]: [[حقیقت]] این است که [[زندگی]] انسان وقتی معنا پیدا میکند که در راه کمال صرف شود. کسی که [[هدف]] کمال را دنبال نکند و سرمایه ارزشمند [[حیات]] و [[عمر]] را در همین مدتی که در [[اختیار]] دارد صرف خوشگذرانی کند، زندگی را ضایع کرده است. | ||
# وجود [[عزم]] و [[اراده]] [[قوی]] در انسان: گرچه بعضی از مکاتب برای اراده و نقش آن در [[تربیت]] انسان، چندان اهمیتی قائل نیستند و نقش اصلی را به عامل [[وراثت]] و محیط میدهند، ولی نقش اصلی در [[تربیت]] به [[اراده]] و تصمیم خود [[انسان]] وابسته است و اگر [[ایمان]] به اراده [[انسانی]]، در کنار [[اعتقاد]] و ایمان و [[اطمینان]] به کمک الهی واقع شود بزرگترین [[مشکلات]] به آسانی حل میشود. | # وجود [[عزم]] و [[اراده]] [[قوی]] در انسان: گرچه بعضی از مکاتب برای اراده و نقش آن در [[تربیت]] انسان، چندان اهمیتی قائل نیستند و نقش اصلی را به عامل [[وراثت]] و محیط میدهند، ولی نقش اصلی در [[تربیت]] به [[اراده]] و تصمیم خود [[انسان]] وابسته است و اگر [[ایمان]] به اراده [[انسانی]]، در کنار [[اعتقاد]] و ایمان و [[اطمینان]] به کمک الهی واقع شود بزرگترین [[مشکلات]] به آسانی حل میشود. | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
== مباحث کلیدی انسانشناسی در جهانبینی الهی == | == مباحث کلیدی انسانشناسی در جهانبینی الهی == | ||
در جهانبینی الهی، دو مسأله کلیدی یعنی: «ابعاد وجودی انسان» و «توسعه انسانی»، از جمله مسائلی هستند که به عنوان مبانی | در جهانبینی الهی، دو مسأله کلیدی یعنی: «ابعاد وجودی انسان» و «توسعه انسانی»، از جمله مسائلی هستند که به عنوان مبانی انسانشناسی این [[نظام فکری]] مورد توجه هستند: | ||
=== ابعاد وجودی انسان === | === ابعاد وجودی انسان === | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
=== توسعه انسانی === | === توسعه انسانی === | ||
مهمترین مبحث در | مهمترین مبحث در انسانشناسی، توسعه انسانی است؛ زیرا ابعاد وجودی، توصیف انسان در حال ایستایی و نهایتاً [[تبیین]] ساده رفتار اوست؛ حال آنکه “توسعه انسانی”، در جریان [[تکامل]] و روند هدفمند [[نظام هستی]]، ناظر به حرکت انسان است. | ||
هر [[نظام فکری]]، تلقیای از توسعه انسانی دارد که، متناسب و مبتنی بر تعریف او از “انسان” و “توسعه” است در جهانبینی الهی که از منظر [[کرامت]] و تعالی به انسان مینگرد و سیر و سلوک او را حتی تا خلیفةاللّهی ترسیم میکند، ابعاد وجودی او به شکل متوازن و متناسب [[رشد]] و توسعه مییابد. بنابراین لازم است در ارزیابی توسعه انسانی، سه دسته شاخص که هر کدام ناظر به یکی از ابعاد سهگانه وجودی اوست، مدّنظر قرار گیرد. این شاخصها عبارتاند از: | هر [[نظام فکری]]، تلقیای از توسعه انسانی دارد که، متناسب و مبتنی بر تعریف او از “انسان” و “توسعه” است در جهانبینی الهی که از منظر [[کرامت]] و تعالی به انسان مینگرد و سیر و سلوک او را حتی تا خلیفةاللّهی ترسیم میکند، ابعاد وجودی او به شکل متوازن و متناسب [[رشد]] و توسعه مییابد. بنابراین لازم است در ارزیابی توسعه انسانی، سه دسته شاخص که هر کدام ناظر به یکی از ابعاد سهگانه وجودی اوست، مدّنظر قرار گیرد. این شاخصها عبارتاند از: | ||