بحث:انسانشناسی
هدف دین
معرفی حقیقت انسان و انسانسازی، از اهداف اصلی دین الهی است و حتی میتوان گفت شناخت حقیقت انسان به صورت جامع، فقط از طریق کلام الهی و راهنمایان الهی ممکن است. قرآن در سوره انسان، اساس وجود او را ﴿نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ﴾ معرفی میکند: ﴿إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ﴾[۱] که بدانید این موجود، آمیختهای از مواد گوناگون است و همین جامعیت ساختار وجود او، زمینه و بستری مناسب برای تعلق روح الهی شد: ﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴾[۲] که خداوند فرمود: «پس هنگامی که کار آن را به پایان رسانیدم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی و بدون استثناء سجدهاش کنید»[۳] و به خودش بابت خلقت انسان تبریک گفت ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾[۴].
کلام معصوم نیز در راستای همین نکته است. برای نمونه، امام علی(ع) در نهج البلاغه شگفتی آفرینش انسان و ویژگیهای انسان کامل را بیان میکند[۵] و از طرف دیگر، حکمت الهی اقتضا میکند که آنچه برای کمالیابی انسان لازم و ضروری است، خداوند آن را برای او عطا کند. بر این اساس، شناخت رشد و تعالی همه جانبه انسانی، جز از طریق راهنمایان الهی ممکن نیست. پس بر اساس لطف الهی، لازم است که خداوند پیامبرانی را برانگیزد و برنامه جامع را که حاوی آموزههای وحیانی است، در اختیار بشر قرار دهد. امیر بیان(ع) میفرماید: خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود و هر از چندگاه، متناسب با خواستههای انسانها، رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان باز جویند و نعمتهای فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احکام الهی، حجت خدا را بر آنها تمام نمایند و توانمندیهای پنهان شده عقلها را آشکار سازند و نشانههای قدرت خدا را معرفی کنند[۶]. از آنجا که انسان از نظر روان و فطرت خداجوست، اگر موانعی نباشد، به خدا گرایش دارد و خدا را در همه جا میجوید.
استاد مرتضی مطهری نویسنده و متفکر شیعه در قرن ۱۴ه از شاگردان علامه طباطبایی و امام خمینی، از اهداف مهم دین و رسالت پیامبران را پرورش جنبههای معنوی و اخلاقی انسان در عرصه فردی و اجتماعی ذکر میکند و این خصوصیت را محک حقانیت دعوت پیامبران، و موجب بازشناسی پیامبران راستین از دروغین میداند. به نظر او پیامبران، که به نیروها تحرک میبخشند و سامان میدهند؛ صرفاً در جهت ساختن فرد و ساختن جامعه انسانی است و به عبارت دیگر، در جهت سعادت بشری است. محال و ممتنع است که دعوت آنها در جهت فاسد کردن فرد یا تباهی جامعه انسانی صورت گیرد[۷] و مسلماً از آنجا که اساسیترین برنامه بین برنامههای انبیای الهی، ساختن انسان و هدایت اوست، پی میبریم که معرفی حقایق وجودی انسان برای خود انسان در رأس برنامهها قرار دارد.
بر این اساس، اگر دعوت مدعی پیامبری، فاسد ساختن انسانها، از کار انداختن نیروهای آنها، به فحشا و هرزگی افتادن انسانها و تباهی و انحطاط جامعه انسانی باشد، خود دلیل قاطع بر این مطلب است که او در دعوایش صادق نیست.
پس پیامآوران آسمانی، پیام خدا را به خلق خدا میرساند و نیروهای نهفته انسانها را بیدار میسازند و با ساماندهی آن تواناییها، سازندگی انسان را در بستر متعالی برای رسیدن به خدا قرار میدهند و به او میفهمانند که راه رسیدن به رضای الهی، در نظر داشتن و عمل به آموزههایی نظیر صلح، صفا، اصلاحطلبی، بیآزاری، آزادی از غیر خدا، راستی، درستی، محبت، عدالت و دیگر اخلاق حسنه است و در این راه، باید از زنجیر اطاعت هوای نفس و طاغوتها رها شد و آموزش این نکات ارزشمند، شرط لاینفک پیامبر است. پس انسانسازی، مهمترین هدف رسالت انبیای الهی است[۸].
معناشناسی
واژه «انسانشناسی» ترجمه اصطلاح Anthropologie است که از ریشه یونانی Anthropos به معنی انسان گرفته شده است. این واژه برای اولین بار توسط ارسطو برای علمی مورد استفاده قرار گرفت که در جهت شناخت انسان تلاش میکند[۹].
اصطلاح انسانشناسی نخستین بار در کشورهای انگلیسیزبان در ابتدای قرن بیستم رایج شد و و به شاخهای علمی درباره موضوع انسان اطلاق میشد که در پی مطالعه این موجود و زندگی اجتماعی او در مفهومی بسیار گسترده بود.
سال ۱۳۴۹ شمسی، اصطلاح انسانشناسی در ایران، معادل کلمه آنتروپولوژی به مفهوم وسیع کلمه؛ یعنی مطالعه عمومی انسان، شامل مطالعه جسمانی، تاریخی، باستانی، اجتماعی و فرهنگی بهکار رفت[۱۰].
آنچه که از این واژه در این مقاله مورد نظر میباشد، معنایی متفاوت از معنای ذکر شده است. شناخت انسان در اینجا شامل مطالعه در مورد ابعاد و شئون وجودی انسان (ابعاد مادی و معنوی)، شناخت کمال و سعادت واقعی او و راههای وصول به آن میباشد. در این اصطلاح خاص که قابل تطبیق بر بحث از معرفت نفس یا خودشناسی مطرح در متون دینی است، انسان از این جهت مورد بحث و توجه قرار میگیرد که موجودی کمالپذیر است و هدفی والا و متعالی برای او تعریف شده است. این موجود میتواند با تأمل در وجود خود و یافتن عواملی که در فطرتش برای وصول به آن هدف اصلی قرار داده شده است و توجه به کششهایی که در درونش نسبت به آرمانهای بلند انسانی وجود دارد، در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی و کمال و سعادت حقیقیاش گام بردارد[۱۱].
البته انسان از حیثیت مورد اشاره، موضوع بحث و بررسی اندیشمندان حوزههای مختلف فکری از قبیل فلاسفه و حکما، عرفا، متکلمین، مفسرین و... بوده است. در این مجال انسان از دیدگاه شخصیتی جامع و بینظیر مانند امام خمینی مورد بررسی قرار میگیرد. شخصیتی که در مباحث فلسفی، کلامی، تفسیری، سیاسی، فقهی، عرفانی، اصولی و جامعهشناسی دستی داشته، بلکه صاحب نظر بوده و تمام دیدگاههای خود را در این زمینه، در چارچوب تعالیم اسلامی ارائه میکرده است، شخصیتی که توانست به بسیاری از مباحث و دیدگاههای خود در مورد انسان جامه عمل بپوشاند. بدون شک، اندیشه هر متفکری در حوزههای مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... مبتنی بر برداشتها و تفسیر وی از انسان و جایگاه او در نظام هستی است. امام خمینی یکی از بزرگترین اندیشمندان و متفکران جهان اسلام در دوره معاصر بود که تفکرات او از تأثیرگذارترین اندیشهها بر جریانهای فکری و اجتماعی مسلمانان و حتی غیرمسلمانان به شمار میرود. بحث از انسان یکی از مباحث مهم و کلیدی در آثار امام خمینی است؛ به گونهای که در غالب آثار خود به گونهای به آن پرداخته است؛ لذا بررسی نگاه ایشان به انسان و جایگاه او در نظام عالم از اهمیت زیادی برخوردار است[۱۲].
پانویس
- ↑ «ما انسان را از نطفهای برآمیخته آفریدیم» سوره انسان، آیه ۲.
- ↑ «پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.
- ↑ محمدرضا آدینه وند لرستانی، کلمة الله العلیا، ج۳، ص۵۳۶.
- ↑ «پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.
- ↑ سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه اول، ص۳۷.
- ↑ نهج البلاغة، ص۳۹.
- ↑ مرتضی مطهری، وحی و نبوت، ص۱۵۰.
- ↑ صمیمی، سید رشید، اهداف و کارکردهای دین، ص 23-25.
- ↑ فربد، محمدصادق، مبانی انسانشناسی، ص۳.
- ↑ روح الامینی، محمود، مبانی انسانشناسی، ص۲۷ - ۲۹.
- ↑ مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص۴-۵.
- ↑ میرزایی، رضا، مقاله «انسانشناسی اسلامی»، منظومه فکری امام خمینی، ص ۲۲۵.