مهدویت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = امام مهدی | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = امام مهدی | ||
| مداخل مرتبط = [[ | | مداخل مرتبط = [[امام مهدی در قرآن]] - [[امام مهدی در حدیث]] - [[امام مهدی در نهج البلاغه]] - [[امام مهدی در کلام اسلامی]] - [[امام مهدی در تاریخ اسلامی]] - [[امام مهدی در معارف و سیره نبوی]] - [[امام مهدی در معارف و سیره حسینی]] - [[امام مهدی در معارف و سیره امام کاظم]] - [[امام مهدی در معارف و سیره رضوی]] - [[امام مهدی در معارف و سیره امام هادی]] - [[امام مهدی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[امام مهدی از دیدگاه اهل سنت]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | |||
{{ جعبه اطلاعات امام معصوم | |||
| عنوان = امام مهدی(عج) | |||
| نام = محمد بن حسن | |||
| تصویر = مسجد جمکران.jpg | |||
| اندازه تصویر = 300px | |||
| عنوان تصویر = | |||
| نقش = امام دوازدهم [[شیعه|شیعیان]] | |||
| کنیه = | |||
| زادروز = [[۱۵ شعبان]]، سال ۲۵۵ ق یا ۲۵۶ ق | |||
| زادگاه = [[سامرا]] | |||
| مدت امامت = ۸ ربیع الاول ۲۶۰ ق- هنوز ادامه دارد | |||
| شهادت = | |||
| مدفن = | |||
| محل زندگی = | |||
| القاب = [[مهدی]] • [[بقیة الله]] • قائم • صاحب الزمان • خلف صالح • حجت • منتظَر | |||
| پدر = [[امام عسکری علیه السلام]] | |||
| مادر = [[نرجس خاتون]] | |||
| همسران = | |||
| فرزندان = | |||
| طول عمر = در قید حیات هستند | |||
}} | }} | ||
| خط ۱۲: | خط ۳۳: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
در مورد آیات [[مهدویت]] در [[قرآن]] نخست در منابع تفسیری و حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]] مطالبی آمده است از جمله از تفاسیر [[اهل سنت]] تفسیر [[قرآن کریم]] [[ابن کثیر]]<ref>ر. ک: تفسیر قرآن کریم، ج ۲، ص ۶۱۵ و ...</ref> و از [[شیعه]] تفسیر [[مجمع البیان]]، [[فضل بن حسن طبرسی|طبرسی]] و [[تفسیر عیاشی]] و [[تفسیر نور الثقلین]] [[ | در مورد آیات [[مهدویت]] در [[قرآن]] نخست در منابع تفسیری و حدیثی [[شیعه]] و [[اهل سنت]] مطالبی آمده است از جمله از تفاسیر [[اهل سنت]] تفسیر [[قرآن کریم]] [[ابن کثیر]]<ref>ر.ک: تفسیر قرآن کریم، ج ۲، ص ۶۱۵ و ...</ref> و از [[شیعه]] تفسیر [[مجمع البیان]]، [[فضل بن حسن طبرسی|طبرسی]] و [[تفسیر عیاشی]] و [[تفسیر نور الثقلین]] [[عبد علی بن جمعه حویزی|عروس حویزی]] و [[تفسیر البرهان]] [[سید هاشم بحرانی|محدث بحرانی]] و [[تفسیر صافی]] [[فیض کاشانی]] و [[تفسیر المیزان]] [[علامه طباطبایی|علامه محمد حسین طباطبایی]] و [[تفسیر نمونه]]، [[ناصر مکارم شیرازی|ناصر مکارم]] و [[تفسیر قرآن مهر]]، [[محمد علی رضایی اصفهانی]] و... جلد سیزدهم [[بحارالانوار]] [[علامه مجلسی]] و... مطالبی بیان شده است سپس کتابها و مقالات مستقل متعدد در این مورد نگارش یافته است از جمله: | ||
# [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (کتاب)|المحجة فیما نزل فی القائم الحجه]]، [[سید هاشم بحرانی]] (۱۱۰۷ ق)، ترجمه: [[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، [[مهدی حائری قزوینی]]، تهران، ۱۳۷۴، آفاق. (۱۲۰ آیه را به ترتیب نزول جمع کرده و روایات آنها.) | # [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجه (کتاب)|المحجة فیما نزل فی القائم الحجه]]، [[سید هاشم بحرانی]] (۱۱۰۷ ق)، ترجمه: [[سیمای حضرت مهدی در قرآن (کتاب)|سیمای حضرت مهدی در قرآن]]، [[مهدی حائری قزوینی]]، تهران، ۱۳۷۴، آفاق. (۱۲۰ آیه را به ترتیب نزول جمع کرده و روایات آنها.) | ||
# [[معجم احادیث الامام المهدی (کتاب)|معجم احادیث الامام المهدی]] {{ع}}، مؤسسة المعارف الاسلامیه، الجزء السابع، الآیات المفسر. (تحت اشراف شیخ [[علی کورانی]]، ۱۴۱۱ ق، جامعترین کتاب در این زمینه است که بیش از ۳۰۰ آیه را جمع کرده ولی آیه ۱۸ سوره محمد {{صل}} را ذکر نکرده است. | # [[معجم احادیث الامام المهدی (کتاب)|معجم احادیث الامام المهدی]] {{ع}}، مؤسسة المعارف الاسلامیه، الجزء السابع، الآیات المفسر. (تحت اشراف شیخ [[علی کورانی]]، ۱۴۱۱ ق، جامعترین کتاب در این زمینه است که بیش از ۳۰۰ آیه را جمع کرده ولی آیه ۱۸ سوره محمد {{صل}} را ذکر نکرده است. | ||
| خط ۴۳: | خط ۶۴: | ||
== قرآن و امام مهدی {{ع}} == | == قرآن و امام مهدی {{ع}} == | ||
برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست میگیرند، به اشاره و تصریح سخن گفتهاند. [[مفسران]] بر آناند که این [[آیات]] نظر به امام مهدی {{ع}} دارند. پارهای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفتهاند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمدهاند، عبارتاند از: | برخی [[آیات قرآنی]] درباره [[آینده جهان]] و اینکه سرانجام، [[صالحان]] [[حکومت]] [[زمین]] را در دست میگیرند، به اشاره و تصریح سخن گفتهاند. [[مفسران]] بر آناند که این [[آیات]] نظر به امام مهدی {{ع}} دارند. پارهای [[آیات]] دیگر نیز از [[ولایت باطنی امام]] [[مهدی]] {{ع}} سخن گفتهاند. برخی از آیاتی که درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} آمدهاند، عبارتاند از: | ||
# | #{{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref> از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] است که این [[بندگان]] شایسته، [[اصحاب]] [[مهدی]] {{ع}} در آخر الزماناند<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۶۶.</ref>. | ||
# | #{{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. [[امامان]] {{عم}} مراد این [[آیه]] را برپایی [[حکومت جهانی حضرت مهدی]] {{ع}} دانستهاند<ref>نور الثقلین، ۵/ ۳۱۰ و ۳۱۱.</ref>. | ||
#"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] میسازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان پسندیده است، پابرجا میکند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل میسازد" | #"[[خداوند]] به کسانی از شما که [[ایمان]] آورده و کارهای شایسته کردهاند، [[وعده]] داد که آنان را [[خلیفه]] روی [[زمین]] میسازد؛ همان سان که پیشینیان را [[خلافت]] روی [[زمین]] بخشید و آیینی را که برای آنان پسندیده است، پابرجا میکند و [[ترس]] آنان را به [[امنیت]] مبدل میسازد" {{متن قرآن|وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و از پیامبر فرمان برید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره نور، آیه ۵۶.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} فرمودهاند که این [[آیه]] نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} اشارت دارد. [[نقل]] کردهاند که [[حضرت زین العابدین]]، این [[آیه]] را خواند و فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]، اینان [[شیعه]] مایند. [[خداوند]] [[وعده]] خویش را برای آنان به دست مردی از ما تحقق میبخشد و او، [[مهدی این امت]] است". این مضمون، از [[امام باقر]] و [[امام جعفر صادق]] {{ع}} نیز [[نقل]] شده است<ref>مجمع البیان، ۸- ۷/ ۱۵۲.</ref>. | ||
# | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] میجنگند و از چیزی [[پروا]] نمیکنند<ref>تفسیر قمی، ۱/ ۱۷۰.</ref>. | ||
سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. در [[روایت]] است که [[امام صادق]] {{ع}} مراد این [[آیه شریف]] را [[یاران حضرت مهدی]] {{ع}} دانسته است<ref>سیمای حضرت مهدی در قرآن، ۱۱۸.</ref>. در برخی [[تفاسیر]] نیز آمده است که این [[آیه]] درباره [[حضرت قائم]] و [[اصحاب]] او نازل شده است که به [[راه خدا]] میجنگند و از چیزی [[پروا]] نمیکنند<ref>تفسیر قمی، ۱/ ۱۷۰.</ref>. | #{{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. از برخی [[روایات]] برمیآید که مراد از "[[بقیة الله]]" [[حضرت مهدی]] {{ع}} است؛ همانند روایتی که بنابر آن، کسی از [[امام صادق]] {{ع}} میپرسد: چون میخواهیم به [[حضرت قائم]] [[سلام]] گوییم، آیا میتوانیم او را [[امیرالمؤمنین]] خطاب کنیم؟ فرمود: نه؛ این [[لقب]] را [[خداوند]] تنها به [[علی بن ابیطالب]] داده است. پرسید: او را چه خطاب کنیم؟ فرمود: بگویید: {{عربی|" السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ "}} آن گاه [[امام]] {{ع}} این [[آیه]] را بر زبان آورد: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ...}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است...» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>.<ref>نور الثقلین، ۳/ ۳۱۱ و ۳۱۳.</ref> افزون بر این آیاتی دیگر نیز به [[حضرت مهدی]] {{ع}} و رخدادهای [[آخرالزمان]] و حوادث مقارن [[ظهور]] و پس از آن، [[تفسیر]] شدهاند و در این تفسیر بر احادیث نبوی {{صل}} و [[علوی]] {{ع}} و دیگر [[امامان معصوم]] {{عم}} استناد گشته است. میتوان گفت که در همه منابع تفسیری [[شیعه]] ذیل این [[آیات]]، از [[حضرت مهدی]] نیز یاد شده است. افزون بر این، کتبی نیز ویژه [[آیات]] [[حضرت مهدی]] {{ع}} تألیف شدهاند؛ از آن جمله است: [[المحجة فیما نزل فی القائم الحجة]] نوشته [[سید هاشم بحرانی]]. این کتاب با نام [[سیمای حضرت مهدی]] در قرآن ترجمه شده است. نیز کتاب المهدی فی القرآن به قلم [[سید]] [[صادق]] [[حسینی]] شیرازی، بدین موضوع پرداخته است<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437.</ref>. | ||
# | |||
تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانستهاند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>. | تفسیرهای معتبر [[اهل سنت]] نیز برخی [[آیات]] را درباره [[حضرت مهدی]] {{ع}} و [[ظهور]] او دانستهاند. از آن جمله است: غرائب القرآن، نوشته [[نظام]] نیشابوری؛ کشاف نوشته جارالله [[زمخشری]]؛ [[روح]] المعانی، نوشته شهاب الدین آلوسی [[بغدادی]]؛ المنار نوشته [[شیخ محمد عبده]] [[مصری]]<ref>خورشید مغرب، ۱۲۲ و ۱۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 437-438.</ref>. | ||
| خط ۵۴: | خط ۷۴: | ||
در [[قرآن کریم]] ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتابها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آنها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد. | در [[قرآن کریم]] ۳۲۴ [[آیه]] وجود دارد که بر اساس [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[اهل بیت]] {{عم}} با [[مهدویت]] مرتبط است و در این مورد کتابها و مقالات مستقل و غیر مستقل زیادی [[نگارش]] یافته است. البته دلالت این [[آیات]] و اعتبار [[روایات]] ذیل آنها یکسان نیست. بلکه احادیثی که ذیل این [[آیات]] [[نقل]] شده گاهی به [[تفسیر]] [[آیات]] و گاهی به [[تأویل]] و بطن و گاهی به تطبیق ([[جری]]) [[آیات]] اشاره دارد. همان طور که این [[آیات]] و [[روایات]] به موضوعات [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[نظامی]] و [[تاریخی]] [[مهدویت]] اشاره دارد. | ||
[[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر. ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتیها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر. ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر. ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>. | [[آینده]] روشن [[بشریت]] در پرتو [[منجی]] [[آخرالزمان]] از موضوعاتی است که در [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ر.ک: کتاب مقدس، مزامیر، مزمور ۳۷، ش ۹ ـ ۱۸ و مزمور ۹۶، ش ۱۰ ـ ۱۳ و نیز ملحقات عهد جدید، نامه دوم به پولوس، باب سوم و نیز در کتاب مقدس هندوها اوپانیشادها، ص ۷۳۷ و نیز در زرتشتیها کتاب جاماسب نامه ۱۲۱.</ref>. و در [[اسلام]] نیز مسأله [[مهدویت]] در [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنی]] آمده است<ref>ر.ک: بحارالانوار، مجلسی، ج ۱۳.</ref> و حتی در برخی [[روایات]] نام و مشخصات [[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}} آمده است<ref>ر.ک: منتخب الاثر، صافی گلپایگانی.</ref>. | ||
البته در [[قرآن کریم]] به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمتهایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغضهای متعدد و [[زمینهساز]] [[تحریف قرآن]] میشود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر. ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالتهای آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست. | البته در [[قرآن کریم]] به صورت صریح نام "[[امام مهدی|مهدی]]" (= [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}}) نیامده است بلکه نام هیچ کدام از [[امامان]] {{عم}} بیان نشده است. البته حکمتهایی برای این مطلب گفته شده از جمله اینکه اولاً [[قرآن]] در صدد نام بردن از [[صحابیان]] و بستگان [[پیامبر خاتم|پیامبر]] {{صل}} نبوده است مگر در موارد استثنائی مثل داستان [[زید]]<ref>{{متن قرآن| وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولا }}؛ سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> و [[ابولهب]]<ref>{{متن قرآن|تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ}}؛ سوره مسد، آیه ۱.</ref> که برای بیان مطلبی (همچون [[حکم]] [[ازدواج]] [[زید]] و نفرین بر [[ابولهب]]) نام آنها [[ضرورت]] داشته است. ازاین رو در موارد متعددی، مطالب مربوط به [[زنان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]] و [[منافقان]] مشهور در [[قرآن]] آمده است ولی نامی از آنها برده نشده است<ref>نک: سوره تحریم، سوره منافقین، و ...</ref>. و ثانیاً نام بردن افراد، موجب انگیزش حب و بغضهای متعدد و [[زمینهساز]] [[تحریف قرآن]] میشود. و ثالثاً در برخی [[احادیث]] از [[امام صادق]] {{ع}} در مورد نام [[امام علی|علی]] و [[اهل بیت]] {{عم}} که در [[قرآن]] نیامده است پرسش شد و ایشان به [[نماز]] اشاره کردند که [[حکم]] آن در [[قرآن]] نازل شده ولی از سه یا چهار رکعت بودن آن نامی به میان نیامده است تا خود [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] این قسمت را برای آنان [[تفسیر]] شده کند<ref>وافی، ج۲، باب ۳۰، (ما نص الله و رسوله علیهم).</ref>. ولی در [[احادیث]] و [[تفاسیر]] سیصد و بیست و چهار [[آیه]] مرتبط با وجود [[مقدس]] [[امام مهدی|امام عصر]] {{ع}} شمرده شده است<ref>ر.ک: ادامه همین نوشتار.</ref> که دلالتهای آنها یکسان نیست بلکه گاهی [[تفسیر]]، [[تأویل]]، تطبیق ([[جری]]) و ... است و اعتبار [[احادیث]] تفسیری آنها نیز یکسان نیست. | ||
[[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسانها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، اینگونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامیمربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانستهاند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی میشود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان میگردد: | [[اندیشه]] "[[مهدویت]]"، در [[اسلام]] ریشه [[قرآنی]] دارد و این [[کتاب آسمانی]]، با قاطعیت تمام، [[پیروزی]] نهایی "[[حق]]" بر "[[باطل]]" را به تمامی [[انسانها]] نوید داده است. [[قرآن]] در باره [[ظهور]] و [[قیام حضرت مهدی]] {{ع}} به صورت کلی بحث کرده و [[بشارت]] به تشکیل [[حکومت عدل جهانی]] و [[پیروزی]] [[صالحان]] داده است. [[مفسران شیعه]] و برخی از [[مفسران اهل سنت]]، اینگونه [[آیات]] را- به استناد [[روایات اهل بیت]] {{عم}} و نظرات [[دانشمندان]] اسلامیمربوط به [[حضرت مهدی]] {{ع}} دانستهاند. در اینجا از مجموع [[آیات]] قرآنی- که ناظر به این موضوع است و صراحت بیشتری دارد تنها چند [[آیه]] [[نقل]] و بررسی میشود. آیاتی از [[قرآن مجید]] که در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. اینجا درباره آیاتی از [[قرآن مجید]] است که با استفاده از سخنان گهربار [[معصومین]] {{عم}}، در مورد [[حضرت مهدی]] {{ع}}، [[تفسیر]]، [[تأویل]] و یا تطبیق شده است. ابتدا تعریف و مفهوم این سه واژه ـ به صورت مختصر ـ بیان میگردد: | ||
# [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، بهمعنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از اینرو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز میشود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونهای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] میشود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر. ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پارهای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پردهبرداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعالاند. | # [[تفسیر]]: "[[تفسیر]]" از واژه "فسر"، بهمعنای روشن کردن و آشکار ساختن است و در "اصطلاح" عبارت است از: "زدودن ابهام از لفظ مشکل و دشوار که در انتقال معنای موردنظر، نارسا و دچار اشکال است". ماده "فسر"، در باب "تفعیل" بیانگر مبالغه در دستیابی به معنا است. از اینرو [[تفسیر]]، تنها کنار زدن نقاب از چهره لفظ مشکل و نارسا نیست؛ بلکه شامل زدودن ابهام موجود در دلالت [[کلام]]، نیز میشود. [[تفسیر]]، در جایی است که گونهای ابهام، در لفظ وجود دارد و این موجب ابهام در معنا و دلالت [[کلام]] میشود و برای زدودن آن، کوشش فراوانی لازم است<ref>ر.ک: محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۱۸.</ref>. از آنجایی که [[فهم]] پارهای از [[آیات قرآن]]، بر عموم [[مردم]] پوشیده است، ناگزیر [[نیازمند]] بیان و پردهبرداری است و این مهم برعهده کسانی است که صلاحیت و [[توانایی]] چنین امری را دارند و مورد تأیید [[خداوند]] متعالاند. | ||
# تأویل: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، بهطوریکه به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است: | # تأویل: [[تفسیر]] و [[تأویل]]، در گذشته دو لفظ مترادف بود؛ لذا [[طبری]] در [[تفسیر]] جامع البیان آن دو را به یک معنا گرفته و در موقع [[تفسیر]] [[آیات]] گفته است: "القول فی [[تأویل]] الایة". در اصطلاح متأخران، "[[تأویل]]" به معنای مغایر با [[تفسیر]] و شاید اخص از آن به کار رفته است. [[تأویل]] از "اول"، به معنای بازگشت به اصل است. [[تأویل]] یک چیز؛ یعنی، برگرداندن آن به مکان و مصدر اصلی خودش و [[تأویل]] لفظ [[متشابه]]؛ یعنی، توجیه ظاهر آن، بهطوریکه به معنای واقعی و اصیل خودش بازگردد<ref>محمد هادی معرفت، تفسیر و مفسران، ج ۱، ص ۲۲ و ۲۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] به سه معنا آمده است: | ||
# توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ بهگونهای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. | # توجیه ظاهر لفظ یا عمل [[متشابه]]؛ بهگونهای صحیح که مورد قبول [[عقل]] و مطابق با [[نقل]] باشد<ref>آل عمران، آیه ۷.</ref>. | ||
| خط ۱۳۴: | خط ۱۵۴: | ||
{{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در [[روایات]] گوناگونی آمده است: "[[بقیة الله]]" [[تفسیر]] به [[وجود امام مهدی]] {{ع}} یا برخی دیگر از [[امامان]] {{عم}} شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "و أول ما ینطق به هذه الآیة {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} ثم یقول: أنا [[بقیة الله]] فی أرضه"<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۳، ح ۱۶.</ref>؛ "نخستین سخنی که [[مهدی]] {{ع}} پس از [[قیام]] خود میگوید، این [[آیه]] است: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}؛ سپس میفرماید: "منم [[بقیة الله]] بر روی [[زمین]]". درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة الله]]"، سود و سرمایه [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "بقیة الله" محسوب میشود. بر این اساس تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ بقیة اللهاند. تمام [[رهبران]] راستین نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر بقیة اللهاند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از میدان [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز بقیة اللهاند. از آنجایی که [[مهدی موعود]] {{ع}}، آخرین پیشوا و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی پس از [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است، یکی از روشنترین مصادیق "[[بقیة الله]]" و شایستهترین فرد به این [[لقب]] است؛ بهخصوص که تنها باقی مانده بعد از [[پیامبران]] و [[امامان]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۳، ۴۴.</ref>. | {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در [[روایات]] گوناگونی آمده است: "[[بقیة الله]]" [[تفسیر]] به [[وجود امام مهدی]] {{ع}} یا برخی دیگر از [[امامان]] {{عم}} شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "و أول ما ینطق به هذه الآیة {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} ثم یقول: أنا [[بقیة الله]] فی أرضه"<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۳، ح ۱۶.</ref>؛ "نخستین سخنی که [[مهدی]] {{ع}} پس از [[قیام]] خود میگوید، این [[آیه]] است: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}؛ سپس میفرماید: "منم [[بقیة الله]] بر روی [[زمین]]". درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة الله]]"، سود و سرمایه [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "بقیة الله" محسوب میشود. بر این اساس تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ بقیة اللهاند. تمام [[رهبران]] راستین نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر بقیة اللهاند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از میدان [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز بقیة اللهاند. از آنجایی که [[مهدی موعود]] {{ع}}، آخرین پیشوا و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی پس از [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است، یکی از روشنترین مصادیق "[[بقیة الله]]" و شایستهترین فرد به این [[لقب]] است؛ بهخصوص که تنها باقی مانده بعد از [[پیامبران]] و [[امامان]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۳، ۴۴.</ref>. | ||
== آیه ششم == | === آیه ششم === | ||
{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[آیه شریفه]]، با همین الفاظ در سوره "صف"، آمده و با تفاوت مختصری در "سوره [[فتح]]"، تکرار شده است و خبر از رویدادی مهم میدهد. این اهمیت موجب تکرار آن شده است و از [[جهانی شدن اسلام]] و فراگیری این [[آیین]] بر روی [[زمین]] خبر میدهد. | {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[آیه شریفه]]، با همین الفاظ در سوره "صف"، آمده و با تفاوت مختصری در "سوره [[فتح]]"، تکرار شده است و خبر از رویدادی مهم میدهد. این اهمیت موجب تکرار آن شده است و از [[جهانی شدن اسلام]] و فراگیری این [[آیین]] بر روی [[زمین]] خبر میدهد. | ||
برخی از [[مفسران]] [[پیروزی]] مورد بحث [[آیه]] را به معنای [[پیروزی]] منطقهای و محدود گرفتهاند- که در | برخی از [[مفسران]] [[پیروزی]] مورد بحث [[آیه]] را به معنای [[پیروزی]] منطقهای و محدود گرفتهاند- که در عصر پیامبر {{صل}} و یا زمانهای بعد از آن برای [[اسلام]] و [[مسلمین]] صورت پذیرفت- ولی با توجه به اینکه در [[آیه]] هیچگونه قید و شرطی نیست و از هر نظر مطلق است، دلیلی ندارد که معنای آن را محدود کنیم. مفهوم آن [[پیروزی]] همهجانبه [[اسلام]] بر همه [[ادیان]] [[جهان]] است؛ یعنی، سرانجام [[اسلام]] همه کره [[زمین]] را فراگرفته، بر همه [[جهان]] چیره خواهد گشت. | ||
شکی نیست در حال حاضر، این موضوع تحقق نیافته؛ ولی این | شکی نیست در حال حاضر، این موضوع تحقق نیافته؛ ولی این وعده حتمی خدا به تدریج در حال تحقق است. طبق [[روایات]] [[تکامل]] این برنامه، هنگامی خواهد بود که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند و برنامه جهانیشدن [[اسلام]] را تحقق بخشد. | ||
[[شیخ صدوق]]، از [[امام صادق]] {{ع}}، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] میکند: {{متن حدیث|وَ اَللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لاَ يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا خَرَجَ اَلْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ لاَ مُشْرِكٌ بِالْإِمَامِ إِلاَّ كَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَاكْسِرْنِي وَ اُقْتُلْهُ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج، ۲، ص ۶۷۰.</ref>؛ "به [[خدا]] [[سوگند]]! هنوز [[تأویل]] این [[آیه]] نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه [[قائم]] {{ع}} [[خروج]] کند. وقتی او [[ظهور]] کرد، دیگر هیچ [[کافر]] به [[خدا]] و منکر امامی نمیماند؛ مگر اینکه از [[خروج]] آن | [[شیخ صدوق]]، از [[امام صادق]] {{ع}}، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] میکند: {{متن حدیث|وَ اَللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لاَ يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا خَرَجَ اَلْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ لاَ مُشْرِكٌ بِالْإِمَامِ إِلاَّ كَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَاكْسِرْنِي وَ اُقْتُلْهُ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج، ۲، ص ۶۷۰.</ref>؛ "به [[خدا]] [[سوگند]]! هنوز [[تأویل]] این [[آیه]] نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه [[قائم]] {{ع}} [[خروج]] کند. وقتی او [[ظهور]] کرد، دیگر هیچ [[کافر]] به [[خدا]] و منکر امامی نمیماند؛ مگر اینکه از [[خروج]] آن حضرت ناراحت میشود! حتی اگر کافری در [[دل]] سنگی پنهان شود، آن سنگ میگوید: ای [[مؤمن]]! در [[دل]] من کافری پنهان شده، مرا بشکن و او را بیرون بیاور و به [[قتل]] برسان". [[علامه طباطبایی]] پس از ذکر این [[حدیث]] در ذیل [[آیه شریفه]] مینویسد: نظیر این [[روایت]] را عیاشی از ابی مقدام، از ابی جعفر {{ع}} و نیز از سماعه از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] و [[طبرسی]] مثل آن را از ابی جعفر {{ع}} [[روایت]] کرده است. | ||
در [[تفسیر قمی]] آمده است: این [[آیه]] درباره [[قائم آل محمد]] {{صل}} نازل شده و اینکه درباره آن | در [[تفسیر قمی]] آمده است: این [[آیه]] درباره [[قائم آل محمد]] {{صل}} نازل شده و اینکه درباره آن حضرت نازل شده، بدین معنا است که [[خروج]] او [[تأویل]] این [[آیه]] است. از [[روایت]] [[صدوق]] هم این برداشت استفاده میشد. | ||
در [[الدر المنثور]] [[نقل]] شده است: سعید بن [[منصور]]، ابن منذر و | در [[الدر المنثور]] [[نقل]] شده است: سعید بن [[منصور]]، ابن منذر و بیهقی در [[سنن]] خود از [[جابر]] [[روایت]] کردهاند که او در [[تفسیر]] آیه {{متن قرآن|لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}} گفته است: معنای این [[آیه]]، صورت وقوع به خود نمیگیرد؛ مگر وقتی که هیچ [[یهودی]] و [[مسیحی]] و [[صاحب]] ملتی نماند جز [[اسلام]]. و نیز صورت نمیگیرد، مگر وقتی که گرگ و گوسفند، شیر و گاو و [[انسان]] و مار باهم [[زندگی]] کنند و از یکدیگر ایمن شوند. همچنین واقع نمیشود، مگر وقتی که هیچ موشی انبانی را سوراخ نکند و واقع نمیشود، مگر وقتی که [[جزیه]] به کلی لغو شود و صلیبها شکسته و خوکها کشته شوند و این وقتی است که [[عیسی بن مریم]] از [[آسمان]] فرود آید. | ||
[[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] این مطلب، در توضیح آن مینویسد: "منظور از لغو جزیه- به قرینه صدر روایت- این است که موضوعی برای [[جزیه]] باقی نمیماند. و دلالت این [[روایت]] بر اینکه در آن روز [[کفر]] و شرکی در روی [[زمین]] باقی نمیماند؛ معنایی است که روایتهای دیگر نیز بر آن دلالت دارند"<ref>تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۳۹۲.</ref>. پیش از این نیز اشاره شد که برخی از | [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] این مطلب، در توضیح آن مینویسد: "منظور از لغو جزیه- به قرینه صدر روایت- این است که موضوعی برای [[جزیه]] باقی نمیماند. و دلالت این [[روایت]] بر اینکه در آن روز [[کفر]] و شرکی در روی [[زمین]] باقی نمیماند؛ معنایی است که روایتهای دیگر نیز بر آن دلالت دارند"<ref>تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۳۹۲.</ref>. پیش از این نیز اشاره شد که برخی از دانشمندان شیعه، شمار [[آیات]] مربوط به "[[مهدویت]]" را افزون بر ۱۲۰ ذکر کردهاند که میتوان به کتابهای مفصل در این زمینه مراجعه کرد<ref>ر.ک: سید هاشم بحرانی، سیمای حضرت مهدی {{ع}} در قرآن، ترجمه سید مهدی حایری قزوینی.</ref>.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۴-۴۶.</ref> | ||
== [[امام مهدی]] {{ع}} و [[شب قدر]] == | == [[امام مهدی]] {{ع}} و [[شب قدر]] == | ||
[[قرآن]] دو بار از [[شب قدر]] سخن گفته است: یکی در [[سوره قدر]] و دیگری در [[سوره دخان]]. از [[آیات]] [[سوره قدر]] برمیآید که هر سال را شبی است که از هزار ماه بهتر است. در این شب، [[فرشتگان]] همراه بزرگ خویش، [[روح]]، به [[زمین]] میآیند و امر و [[فرمان]] و تقدیر [[خداوند]] را برای سال [[آینده]] فرود میآورند. از روایاتی که به [[تفسیر]] این سوره و [[سوره دخان]] پرداختهاند، میتوان دریافت که [[فرشتگان]] در [[شب قدر]]، تقدیر یک سال را نزد ولی مطلق زمان میآورند و بدو عرضه میدارند. این رویداد همواره بوده است و خواهد بود. در روزگار [[پیامبر]] {{صل}} [[فرشتگان]] بر ایشان نازل میشدند و پس از آن [[پیامبر]] {{صل}} نیز در هر روزگاری بر ولی و [[حجت خدا]] فرود میآیند. او [[صاحب]] [[شب قدر]] است. وجود [[شب قدر]] و فرود [[فرشتگان]] را همه [[مسلمانان]] پذیرفتهاند و بدین روی، [[امامان معصوم]] {{عم}} به [[شیعیان]] فرمودهاند، برای [[اثبات امامت]] [[امامان شیعه]] {{ع}} به این [[آیات]] | [[قرآن]] دو بار از [[شب قدر]] سخن گفته است: یکی در [[سوره قدر]] و دیگری در [[سوره دخان]]. از [[آیات]] [[سوره قدر]] برمیآید که هر سال را شبی است که از هزار ماه بهتر است. در این شب، [[فرشتگان]] همراه بزرگ خویش، [[روح]]، به [[زمین]] میآیند و امر و [[فرمان]] و تقدیر [[خداوند]] را برای سال [[آینده]] فرود میآورند. از روایاتی که به [[تفسیر]] این سوره و [[سوره دخان]] پرداختهاند، میتوان دریافت که [[فرشتگان]] در [[شب قدر]]، تقدیر یک سال را نزد ولی مطلق زمان میآورند و بدو عرضه میدارند. این رویداد همواره بوده است و خواهد بود. در روزگار [[پیامبر]] {{صل}} [[فرشتگان]] بر ایشان نازل میشدند و پس از آن [[پیامبر]] {{صل}} نیز در هر روزگاری بر ولی و [[حجت خدا]] فرود میآیند. او [[صاحب]] [[شب قدر]] است. وجود [[شب قدر]] و فرود [[فرشتگان]] را همه [[مسلمانان]] پذیرفتهاند و بدین روی، [[امامان معصوم]] {{عم}} به [[شیعیان]] فرمودهاند، برای [[اثبات امامت]] [[امامان شیعه]] {{ع}} به این [[آیات]] تمسک جویید؛ زیرا چون همواره در هر سال، شبی با نام "[[شب قدر]]" وجود دارد، ناگزیر میباید همواره ولی و حجتی نیز در [[زمین]] باشد<ref>الاصول من الکافی، ۱/ ۱۹۳.</ref>. این [[آیات]] نشانگر [[وجود امام زمان]] {{ع}} و ولایت باطنی اویند<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 438.</ref>. | ||
==[[شبهه]] [[وهابیان]] در [[مهدویت]]== | == [[شبهه]] [[وهابیان]] در [[مهدویت]] == | ||
وهابیان ادعا میکنند: هیچ | وهابیان ادعا میکنند: هیچ دلیل قرآنی بر آمدن [[مهدی]] یا وجود شخصی به نام مهدی نیست. اگر چنین مسئله مهمی واقعیت داشت، چگونه [[قرآن]] که {{متن حدیث|تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْء}} است از آن یادی نکرده و نام مهدی{{ع}} در قرآن نیامده است؟! | ||
===پاسخ=== | |||
=== پاسخ === | |||
در پاسخ به چند نکته اشاره میشود: | در پاسخ به چند نکته اشاره میشود: | ||
'''نکته نخست''': مسئله مهدویت از مسائل مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است و اختصاصی به [[شیعیان]] ندارد. اصرار برخی از وهابیان بر انتساب این [[اعتقاد]] به شیعیان، اصرار [[بیهوده]] است و با واقعیت هماهنگ نیست، بلکه آمدن | '''نکته نخست''': مسئله مهدویت از مسائل مورد اتفاق همه مذاهب اسلامی است و اختصاصی به [[شیعیان]] ندارد. اصرار برخی از وهابیان بر انتساب این [[اعتقاد]] به شیعیان، اصرار [[بیهوده]] است و با واقعیت هماهنگ نیست، بلکه آمدن مصلح جهانی در [[آخرالزمان]] از اصول مشترک همه [[ادیان ابراهیمی]] است و حتی به [[مسلمانان]] هم، اختصاص ندارد. | ||
'''نکته دوم''': شیوه قرآن در بیان مسائل [[سیاسی]]، گزارش توصیفی است؛ زیرا در بیان توصیفی، گزارهها و نشانههایی در [[کلام]] گفته میشود که امکان مشابهسازی را به حداقل میرساند، در حالی که اگر اسم امام زمان{{ع}} و اسم پدرش مثلاً در قرآن میآمد، نه تنها مشکلی را حل نمیکرد، بلکه هزاران نفر میتوانستند با ایجاد تشابه اسمی، [[ادعای مهدویت]] کنند. [[گواه]] روشن این مسئله این است که چون در [[احادیث]] و [[روایات]]، نام [[امام عصر]]{{ع}} و نام پدرش آمده است، دهها نفر در طول [[تاریخ]] با همین نام ادعای مهدویت کردهاند. | |||
قرآن با دادن کدهایی چون [[تسلط]] بر کل [[زمین]]، سرنگونی همه [[طواغیت]] در آن [[زمان]] و گسترده شدن [[امنیت]] و [[عدالت]]، از هرگونه مشابهسازی اسمی جلوگیری کرده است؛ زیرا این کدها چیزی نیست که [[بشر]] عادی بتواند آن را ایجاد کند. | قرآن با دادن کدهایی چون [[تسلط]] بر کل [[زمین]]، سرنگونی همه [[طواغیت]] در آن [[زمان]] و گسترده شدن [[امنیت]] و [[عدالت]]، از هرگونه مشابهسازی اسمی جلوگیری کرده است؛ زیرا این کدها چیزی نیست که [[بشر]] عادی بتواند آن را ایجاد کند. | ||
'''نکته سوم''': [[آیات]] بسیاری در قرآن به مسئله مهدویت پرداخته است که میتوان آنها را به چند دسته تقسیم کرد: | '''نکته سوم''': [[آیات]] بسیاری در قرآن به مسئله مهدویت پرداخته است که میتوان آنها را به چند دسته تقسیم کرد: | ||
'''آیاتی که به صورت کلی اصل [[وجود امام]] در هر زمان را [[تأیید]] میکند:''' | |||
۱. [[آیه انذار]]: [[خداوند]] در [[آیه]] ۷ [[سوره رعد]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران میگویند: چرا نشانهای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. | ۱. [[آیه انذار]]: [[خداوند]] در [[آیه]] ۷ [[سوره رعد]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران میگویند: چرا نشانهای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>. این [[آیه]] درصدد تقسیم [[دعوت]] کننده به سوی [[حق]] است: یک دعوت کننده، کسی که اساس کارش [[انذار]] است و افراد [[گمراه]] را به راه روشن [[راهنمایی]] میکند و دیگر دعوت کننده که کارش [[هدایت]] و [[رهبری]] کسانی است که پس از آمدن به طریق مستقیم، نیاز به راهنمایی و هدایت دارند. برابر نقل روایات، منظور از منذر، [[رسول اکرم]] و منظور از [[هادی]]، [[امام]] هر عصر است. از آنجا که در این آیه، جمله {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}} با واو [[عاطفه]] از جمله {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ}}جدا شده، میرساند که [[شأن]] اصلی [[پیامبر]] همان انذار است تا [[بیراهه]] رفتگان را به راه آورد؛ ولی پس از آن، نوبت پیشوایانی است که در هر [[زمان]] و عصر، [[مردم]] را پس از آمدن به راه به پیش میبرند. | ||
این [[آیه]] درصدد تقسیم [[دعوت]] کننده به سوی [[حق]] است: یک دعوت کننده، کسی که اساس کارش [[انذار]] است و افراد [[گمراه]] را به راه روشن [[راهنمایی]] میکند و دیگر دعوت کننده که کارش [[هدایت]] و [[رهبری]] کسانی است که پس از آمدن به طریق مستقیم، نیاز به راهنمایی و هدایت دارند. برابر | |||
تصریح به {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} نشان میدهد در هر زمان لازم است چنین راهبرانی وجود داشته باشند؛ در غیر این صورت برای {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} معنی محصلی نخواهد بود. در [[روایات]] [[فریقین]] جمله «هادی» به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[تفسیر]] شده است. از جمله [[طبری]] از [[ابن عباس]] نقل میکند که چون این آیه نازل شد، پیامبر{{صل}} دستش را بر شانه علی{{ع}} نهاد و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ «ای علی! هادی تویی به دست تو هدایت یافتگان هدایت میشوند»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۷۲.</ref>. و همین معنی در | تصریح به {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} نشان میدهد در هر زمان لازم است چنین راهبرانی وجود داشته باشند؛ در غیر این صورت برای {{متن قرآن|وَلِكُلِّ قَوْمٍ}} معنی محصلی نخواهد بود. در [[روایات]] [[فریقین]] جمله «هادی» به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[تفسیر]] شده است. از جمله [[طبری]] از [[ابن عباس]] نقل میکند که چون این آیه نازل شد، پیامبر{{صل}} دستش را بر شانه علی{{ع}} نهاد و فرمود: {{متن حدیث|أَنْتَ الْهَادِي يَا عَلِيُّ بِكَ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ}}؛ «ای علی! هادی تویی به دست تو هدایت یافتگان هدایت میشوند»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۳، ص۷۲.</ref>. و همین معنی در روایات اهل بیت{{عم}} نیز وارد شده است. برابر [[روایت]] [[امام باقر]]{{ع}} آن حضرت در [[تفسیر آیه]] فوق فرمودهاند: {{متن حدیث|أَمَا وَ اللَّهِ مَا ذَهَبَتْ مِنَّا وَ مَا زَالَتْ فِينَا إِلَى السَّاعَةِ}}؛ «[[آگاه]] باش! به [[خدا]] [[سوگند]] این آیه از ما بیرون نخواهد رفت و دائماً بین ما تا [[روز قیامت]] باقی است»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۲. </ref>. | ||
از آنجا که در این آیه به «[[هدایتگری]]» برای هر قومی تصریح کرده، لازمه این سخن آن است که هیچ زمانی خالی از امام [[هدایتگر]] نیست. | |||
از این رو از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ{{صل}}}}؛ «[[رسول الله]]{{صل}} منذر است و برای هر [[زمان]]، [[هادی]] است که [[مردم]] را به آنچه [[پیامبر]] آورده است [[هدایت]] میکند»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>. | از آنجا که در این آیه به «[[هدایتگری]]» برای هر قومی تصریح کرده، لازمه این سخن آن است که هیچ زمانی خالی از امام [[هدایتگر]] نیست. از این رو از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است که فرمود: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ{{صل}}}}؛ «[[رسول الله]]{{صل}} منذر است و برای هر [[زمان]]، [[هادی]] است که [[مردم]] را به آنچه [[پیامبر]] آورده است [[هدایت]] میکند»<ref>الکافی، ج۱، ص۱۹۱.</ref>. | ||
۲. [[آیه صادقین]]: در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. | ۲. [[آیه صادقین]]: در [[آیه]] ۱۱۹ [[سوره توبه]] آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و با راستگویان باشید!» سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>. | ||
چنانچه ملاحظه میشود در این آیه به سه [[تکلیف]] اشاره شده است: الف) [[ایمان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}، ب) [[تقوا]]: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}}، ج) بودن با [[صادقان]]: {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}}. | چنانچه ملاحظه میشود در این آیه به سه [[تکلیف]] اشاره شده است: الف) [[ایمان]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}}، ب) [[تقوا]]: {{متن قرآن|اتَّقُوا اللَّهَ}}، ج) بودن با [[صادقان]]: {{متن قرآن|مَعَ الصَّادِقِينَ}}. | ||
جالب آنکه در این آیه به [[مؤمنان]] [[اهل تقوا]]، امر شده است که همراه صادقان باشند. روشن است که صادقان در اینجا نمیتوانند به معنای [[راستگویان]] باشند؛ زیرا اگر چنین بود باید میفرمود: {{عربی|كونوا من الصادقين}}، در حالی که در این جا تعبیر به «مع» شده است و این میرساند که صادقان افرادی هستند که موقعیت آنان از مؤمنان با تقوا بالاتر است، به گونهای که بر مؤمنان با تقوا [[واجب]] است تا با آنان [[همراهی]] کنند و با آنان باشند؛ در واقع معنی این سخن، [[اطاعت]] مؤمنان با تقوا از گروه صادقان است. | |||
{{عربی| | |||
حال اگر [[مؤمنین]] در طول [[تاریخ]] به چنین امری، [[مأمور]] شده باشند، اجرای این دستور فرع بر وجود صادقان در هر زمان است، اگر صادقی در هر زمان نباشد، چگونه میتوان از چنین امری [[پیروی]] کرد؟ چنانچه [[فخر رازی]] در [[تفسیر]] این آیه به خوبی به این نکته اشاره کرده است، وی در این زمینه مینویسد: {{عربی|إنه تعالى أمر المؤمنين بالكون مع الصادقين، و متى وجب الكون مع الصادقين فلا بد من وجود الصادقين في كل وقت}}؛ «[[خداوند]] در این آیه مؤمنان را به همراهی با صادقان [[فرمان]] داده است، وقتی همراهی با صادقان واجب باشد، پس باید در هر [[زمان]] «صادقانی» وجود داشته باشند». | |||
فخر رازی | آنگاه [[فخر رازی]] در بخش دیگری میگوید: «ما به این نکته اعتراف داریم که در هر زمان باید معصومی باشد جز این که ما آن [[معصوم]] را همان مجموع [[امت]] میدانیم»<ref>جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۶، ص۱۶۶.</ref>. هر چند فخر رازی در قسمت اخیر کلامش نتیجه خوبی نگرفت، اصل سخنش که این [[آیه]] به روشنی بر وجود صادقی معصوم در هر زمان دلالت دارد، قابل توجه است. | ||
۳. [[آیه اولی الامر]]: در [[آیه ۵۹ سوره نساء]] آمده است: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. روشن است که [[اطاعت]] بدون قید از [[اولی الامر]] از جانب [[خداوند]] در زمانی صحیح است که آنان میان امت باشند و از [[خطا]] و [[اشتباه]] نیز در [[امان]] باشند، در غیر این صورت جمله {{متن قرآن|أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}، با توجه به قرینه {{متن قرآن|مِنْكُمْ}} معنی نخواهد داشت. | |||
به تعدادی از این آیات اشاره میشود: | |||
فخر رازی در [[تفسیر]] این آیه نیز تا حدودی به این نکته نزدیک شده است. وی مینویسد: {{عربی|إن الله تعالى أمر بطاعة أولي الأمر على سبيل الجزم، و ثبت أن كل من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصوما عن الخطأ، فثبت قطعاً أن أولي الأمر المذكور في هذه الآية لا بد و أن يكون معصوما}}؛ خداوند به صورت [[قطعی]] و بدون قید بر [[طاعت]] اولی الامر [[فرمان]] داده است، روشن است کسی که [[خدا]] به صورت قطعی به اطاعتش دستور داده باشد، [[واجب]] است که معصوم باشد؛ بنابراین اولی الامر مذکور در این آیه باید معصوم باشند. سپس میافزاید: «البته ما چون در این زمان از [[شناخت امام]] معصوم عاجزیم، بنابراین منظور همان [[اطاعت]] از اجماع امت است»<ref>التفسیر الکبیر، ج۱۰، ص١١٣.</ref>. | |||
به هر حال فعلاً درصدد تحلیل این سخن [[فخر رازی]] نیستیم؛ ولی مهم این است که این [[آیه]] و امثال آن بیانگر وجود [[انسانی]] [[معصوم]] در هر عصر و [[زمان]] است. مسئله [[مهدویت]] یعنی [[اعتقاد]] به وجود [[انسان کامل]] معصوم [[حی]] که اطاعت از آن بزرگوار [[واجب]] است. | |||
'''آیاتی که بیانگر وعدههای [[قطعی]] [[الهی]] مبنی بر [[پیروزی]] مطلق [[حق]] بر [[باطل]] است:''' | |||
این دسته از [[آیات]] نیز حکایت از آیندهای میکند که این وعدههای الهی محقق خواهد شد. پیوند این آیات با ظهور مصلح جهانی و مهدویت، جدای از بیانات [[تفسیری]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] ایشان، امری انکارناپذیر است. به تعدادی از این آیات اشاره میشود: | |||
۱. آیه ۱۰۵ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. | ۱. آیه ۱۰۵ [[سوره انبیاء]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشتهایم که بیگمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. | ||
روشن است تا به امروز چنین وعدهای محقق نشده است؛ از سوی دیگر [[خداوند]] هرگز در وعدههایش | روشن است تا به امروز چنین وعدهای محقق نشده است؛ از سوی دیگر [[خداوند]] هرگز در وعدههایش تخلف نخواهد کرد. بنابراین، این آیه خبر از آیندهای میدهد که [[صالحان]] در آن زمان [[فرمانروایان]] [[زمین]] خواهند شد. تعبیر به «یرث» میرساند که حکومتهای غیر [[صالح]] در آن زمان همه نابود خواهند شد و پس از نابودی آنها، صالحان [[وارثان]] آنان خواهند بود؛ زیرا واژه «[[ارث]]» در جایی به کار میرود که فرد قبلی، طعم [[مرگ]] را چشده باشد. | ||
۲. آیه ۵۵ [[سوره نور]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بیگمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار میدارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر میگرداند؛ (آنان) مرا میپرستند و چیزی را شریک من نمیگردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. از آنجا که این [[آیه]] در خطاب به [[مسلمانان]] آمده است، میرساند که برای این [[امت]] چنین آیندهای مقرر شده است؛ چیزی که تا کنون محقق نشده است. | |||
۳. [[آیات]] ۳۳ [[توبه]] و ۹ صف و همچنین آیه ۲۸ فتح: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[وعده]] استیلا و حاکمیت اسلام بر تمام [[دینها]] چیزی است که با صراحت در [[قرآن]] آمده؛ ولی تا کنون اتفاق نیفتاده است. از سوی دیگر، [[وعده خداوند]] نمیتواند خلاف واقع باشد؛ بنابراین همانگونه که در [[روایات]] آمده است این آیات، اشاره به مسئله [[مهدویت]] دارد که در [[آینده]] این وعده الهی محقق خواهد شد. | |||
'''آیاتی که بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق شده است:''' | |||
این دسته از آیات نیز بسیارند که در این جا به نمونهای از آن بسنده میشود. قرآن در ارتباط با [[قوم بنی اسرائیل]] و [[پیروزی]] [[پیروان]] [[موسی]] بر [[فرعونیان]] به صورت یک قاعده کلی میفرماید: {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>. روشن است که این آیه به حسب سیاق و [[نزول آیات]]، در ارتباط با قوم بنی اسرائیل است؛ ولی بر اساس روایات، نمونه گستردهترش مربوط به دوره امام عصر{{ع}} است. علی{{ع}} در [[نهج البلاغه]] میفرماید: {{متن حدیث|لَتَعْطِفَنَّ الدُّنْيَا عَلَيْنَا بَعْدَ شِمَاسِهَا عَطْفَ الضَّرُوسِ عَلَى وَلَدِهَا وَ تَلَا عَقِيبَ ذَلِكَ {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}}<ref>«و برآنیم که بر آنان که در زمین ناتوان شمرده شدهاند منّت گذاریم و آنان را پیشوا گردانیم و آنان را وارثان (روی زمین) کنیم» سوره قصص، آیه ۵.</ref>}}؛ «[[دنیا]] پس از چموشی همچون شتری که از دادن شیر به دوشندهاش خودداری میکند و برای بچهاش نگه میدارد، به ما روی میآورد، سپس [[آیه]] فوق را [[تلاوت]] فرمود»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰۹.</ref>. از اینکه [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} به دنبال مطلب فوق، آیه {{متن قرآن|وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ...}} را تلاوت میکند، به این معنی است که [[امام]] آیه فوق را به عنوان یک قاعده کلی بر [[امام عصر]]{{ع}} تطبیق کرده است. | |||
[[ | |||
'''[[آیات]] تأویلی و [[باطنی]]:''' | |||
آیات تاویلی و بطنی، آیاتی هستند که بر اساس روایات اهل بیت{{عم}} صرف نظر از ظاهر آنها، معنی باطنی آن مربوط به مسئله [[مهدویت]] است. این آیات حجم گستردهای از آیات مربوط به مهدویت را به خود اختصاص داده است. چند نمونه از این آیات: | |||
چند نمونه از این آیات: | |||
۱. آیه ۳۰ [[سوره ملک]]: {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان میآورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref>. ظاهر آیه مربوط به آب است که مایه [[حیات]] [[زمین]] و [[آبادانی]] است؛ ولی برابر [[روایات]]، گذشته از این ظاهر، معنای باطنی آیه مربوط به [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} است که مایه حیات [[دلها]] و [[جانها]] است<ref>ر.ک: البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۴۸.</ref>. | |||
از این رو درباره این آیه [[روایت]] شده است که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ يَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُكُمْ غَائِباً عَنْكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيْنَ هُوَ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ}}؛ «این آیه درباره امام [[قائم]] نازل شده است، میگوید: اگر امام شما پنهان گردد و نمیدانید کجاست چه کسی برای شما امام را میفرستد.»..؟ | از این رو درباره این آیه [[روایت]] شده است که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ يَقُولُ إِنْ أَصْبَحَ إِمَامُكُمْ غَائِباً عَنْكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيْنَ هُوَ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِإِمَامٍ ظَاهِرٍ}}؛ «این آیه درباره امام [[قائم]] نازل شده است، میگوید: اگر امام شما پنهان گردد و نمیدانید کجاست چه کسی برای شما امام را میفرستد.»..؟ | ||
آنگاه امام افزود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ يَجِيءَ تَأْوِيلُهَا}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[تأویل]] این آیه هنوز نیامده و بالأخره روزی خواهد آمد»<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۶.</ref>. | آنگاه امام افزود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا جَاءَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَا بُدَّ أَنْ يَجِيءَ تَأْوِيلُهَا}}؛ «به [[خدا]] [[سوگند]]! [[تأویل]] این آیه هنوز نیامده و بالأخره روزی خواهد آمد»<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۳۲۶.</ref>. | ||
۲. آیاتی که مربوط به | ۲. آیاتی که مربوط به «احیاء [[ارض]]» یعنی زنده شدن زمین پس از مردن غاز آنهاست که به زنده شدن [[جامعه انسانی]] به [[دست امام]] عصر{{ع}} [[تفسیر]] شده است. روشن است که منظور از این تفسیر، [[نفی]] معنی ظاهری این [[آیات]] نیست، بلکه بیان معنای [[باطنی]] آنها است. | ||
از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور میکند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> قَالَ يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ{{ع}}بَعْدَ مَوْتِهَا. يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۶۸.</ref>؛ [[امام]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}} فرمود: [[خداوند]] به وسیله [[قائم]] [[زمین]] را پس از آنکه اهلش به [[کفر]] دچار شد، زنده میکند (آنان را به [[اسلام]] برمیگرداند)؛ بنابر این مراد از [[مرگ]] زمین، مرگ [[اهل]] آن است و شخص [[کافر]] در واقع مرده است. | از [[امام باقر]]{{ع}} [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|{{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}}<ref>«بدانید که خداوند زمین را پس از سترون شدن آن بارور میکند؛ به راستی که ما آیات را برایتان روشن بیان داشتیم باشد که خرد ورزید» سوره حدید، آیه ۱۷.</ref> قَالَ يُحْيِيهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَائِمِ{{ع}}بَعْدَ مَوْتِهَا. يَعْنِي بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّتٌ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۶۸.</ref>؛ [[امام]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}} فرمود: [[خداوند]] به وسیله [[قائم]] [[زمین]] را پس از آنکه اهلش به [[کفر]] دچار شد، زنده میکند (آنان را به [[اسلام]] برمیگرداند)؛ بنابر این مراد از [[مرگ]] زمین، مرگ [[اهل]] آن است و شخص [[کافر]] در واقع مرده است. | ||
افزون بر این موارد، آیات دیگری در [[قرآن]] است که به مسئله [[مهدویت]] اشاره میکند؛ از جمله [[آیه]] ۵۴ [[سوره مائده]] که به | |||
این آیه با لحنی تهدیدآمیز [[مسلمانان]] | افزون بر این موارد، آیات دیگری در [[قرآن]] است که به مسئله [[مهدویت]] اشاره میکند؛ از جمله [[آیه]] ۵۴ [[سوره مائده]] که به ویژگیهای یاران امام زمان{{ع}} پرداخته است. در آن آیه آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. | ||
این آیه با لحنی تهدیدآمیز [[مسلمانان]] عصر پیامبر{{صل}} را مخاطب قرار داده، میگوید: اگر شما از دینتان برگردید، [[خداوند]] [[قوم]] دیگری را به جای شما میآورد که [[خدا]] آنان را [[دوست]] دارد، آنان نیز خدا را دوست دارند، در برابر [[مؤمنان]] [[متواضع]] و در برابر [[کافران]] سرسختاند، در [[راه خدا]] [[جهاد]] میکنند و از [[سرزنش]] هیچ ملامتگری [[هراس]] ندارند. | |||
چنانچه ملاحظه میشود از جمله {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ}} استفاده میشود اینان کسانیاند که در [[آینده]] میآیند و دارای این شش ویژگی هستند. | چنانچه ملاحظه میشود از جمله {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ}} استفاده میشود اینان کسانیاند که در [[آینده]] میآیند و دارای این شش ویژگی هستند. | ||
در [[آیه]] ۲۸ [[سوره محمد]] نیز شبیه همین سخن آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده میشوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگچشمی میورزند و هر که تنگچشمی بورزد به زیان خود تنگچشمی ورزیده است و خداوند بینیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین میگرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>. | در [[آیه]] ۲۸ [[سوره محمد]] نیز شبیه همین سخن آمده است: {{متن قرآن|وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده میشوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگچشمی میورزند و هر که تنگچشمی بورزد به زیان خود تنگچشمی ورزیده است و خداوند بینیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین میگرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>. | ||
[[انکار]] مسئله [[مهدویت]] یا استعجاب از چنین موضوعی، درخور [[شأن]] [[مسلمان]] نیست، آنجا که حتی بیدینان عالم به آمدن | قرائن داخلی آیه نشان میدهد این ویژگیها مربوط به قومی است که تا کنون نیامدهاند؛ قومی که بر اساس تصریح [[قرآن]] حتی [[صحابه پیامبر]]{{صل}} به آنها نخواهند رسید. این ویژگیها تنها بر اساس روایات اهل بیت{{عم}} با ویژگیهای امام عصر{{ع}} و [[اصحاب]] بزرگوار ایشان همخوانی دارد. | ||
نعمائی در [[کتاب الغیبه]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: این آیه مربوط به اصحاب و یاران امام عصر{{ع}} است؛ آنانی که خداوند درباره ایشان فرمود: {{متن قرآن|فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ...}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>.<ref>الغیبة، ص۳۱۶.</ref> | |||
[[قندوزی حنفی]] در روایتی از [[امام علی]]{{ع}} مینویسد: {{متن حدیث|سیأتی الله بقوم یحبهم الله و یحبونه، و یملک من هو بینهم غریب و هو المهدی، أحمر الوجه...، یملأ الأرض عدلاً بلا صعوبة... و یملأ الأرض عدلا کما ملئت جورا}}؛ «به زودی [[خداوند]] قومی را میآورد که [[خدا]] دوستشان دارد و آنان نیز خدا را [[دوست]] دارند؛ کسی که بر آنان [[فرمانروایی]] میکند [[مهدی]] است. مردی سرخگونه که [[زمین]] را به راحتی پر از [[عدل]] میکند، او زمین را پس از آنکه از [[جور]] و [[ستم]] پر شد، از [[عدل و داد]] پر خواهد کرد»<ref>ینابیع الموده، ج۳، ص۳۳۸.</ref>. | |||
[[انکار]] مسئله [[مهدویت]] یا استعجاب از چنین موضوعی، درخور [[شأن]] [[مسلمان]] نیست، آنجا که حتی بیدینان عالم به آمدن مصلح جهانی در [[آخر الزمان]] [[اعتقاد]] دارند، چرا مسلمان از پذیرش آن [[امتناع]] بورزد؟ [[وهابیان]] در تلاش برای ایجاد تشکیک در این مسئله، سنگ به هاون میکوبند؛ وقتی همه مذاهب اسلامی بدان اعتقاد دارند و صدها [[روایت]] و [[آیه]] در این موضوع وارد شده است<ref>[[مهدی رستمنژاد|رستمنژاد، مهدی]]، [[پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه (کتاب)|پاسخ به شبهات وهابیان علیه شیعه]]، ص ۳۴۳-۳۵۲.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||