←روش سؤال و جواب در سیره
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
روش سؤال و جواب که در [[عصر جاهلیت]] به دلیل [[فقر]] [[سنت]] تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روشهای نوین [[رسول خدا]]{{صل}} بهشمار میرود. قرار گرفتن [[پیامبر]]{{صل}} در رأس [[جامعه اسلامی]] و جایگاه شناختهشده ایشان به عنوان [[رهبر سیاسی]] - [[دینی]]، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه [[مردم]] برای یافتن پاسخ پرسشهای خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز میتوانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره [[پیامبر]]{{صل}} بیشتر جوانب و [[تعالیم]] [[نبوی]] برای مردم تازگی داشت؛ چنانکه وقتی گروهی از [[اهل یثرب]] پیش از [[پیمان عقبه]] دوم به [[مکه]] آمده بودند، شخصی از آنان به [[پیامبر]]{{صل}} مراجعه کرد و پرسید: «ای [[پیامبر خدا]]{{صل}} من [[سفر]] کردم؛ درحالیکه [[خداوند]] مرا به [[دین اسلام]] [[هدایت]] فرمود و بر آن شدم که این بنا [[کعبه]] را پشت سر خود قرار ندهم، پس [[نماز]] خواندم، حال آنکه دوستانم با من [[مخالفت]] کردند؛ تا جایی که از این ماجرا [[غمگین]] گردیدم. ای [[رسول خدا]] نظر شما در این باره چیست؟»<ref>{{متن حدیث|يَا نَبِيَّ اللَّهِ، إنِّي خَرَجْتُ فِي سَفَرِي هَذَا، وَ قَدْ هَدَانِي اللَّهُ لِلْإِسْلَامِ، فَرَأَيْتُ أَنْ لَا أَجْعَلَ هَذِهِ البَنيَّةَ مِنِّي بِظَهْرٍ، فَصَلَّيْتُ إلَيْهَا، وَ قَدْ خَالَفَنِي أَصْحَابِي فِي ذَلِكَ، حَتَّى وَقَعَ فِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ، فَمَاذَا تَرَى يَا رَسُولَ اللهِ؟}}. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۰.</ref>. | روش سؤال و جواب که در [[عصر جاهلیت]] به دلیل [[فقر]] [[سنت]] تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روشهای نوین [[رسول خدا]]{{صل}} بهشمار میرود. قرار گرفتن [[پیامبر]]{{صل}} در رأس [[جامعه اسلامی]] و جایگاه شناختهشده ایشان به عنوان [[رهبر سیاسی]] - [[دینی]]، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه [[مردم]] برای یافتن پاسخ پرسشهای خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز میتوانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره [[پیامبر]]{{صل}} بیشتر جوانب و [[تعالیم]] [[نبوی]] برای مردم تازگی داشت؛ چنانکه وقتی گروهی از [[اهل یثرب]] پیش از [[پیمان عقبه]] دوم به [[مکه]] آمده بودند، شخصی از آنان به [[پیامبر]]{{صل}} مراجعه کرد و پرسید: «ای [[پیامبر خدا]]{{صل}} من [[سفر]] کردم؛ درحالیکه [[خداوند]] مرا به [[دین اسلام]] [[هدایت]] فرمود و بر آن شدم که این بنا [[کعبه]] را پشت سر خود قرار ندهم، پس [[نماز]] خواندم، حال آنکه دوستانم با من [[مخالفت]] کردند؛ تا جایی که از این ماجرا [[غمگین]] گردیدم. ای [[رسول خدا]] نظر شما در این باره چیست؟»<ref>{{متن حدیث|يَا نَبِيَّ اللَّهِ، إنِّي خَرَجْتُ فِي سَفَرِي هَذَا، وَ قَدْ هَدَانِي اللَّهُ لِلْإِسْلَامِ، فَرَأَيْتُ أَنْ لَا أَجْعَلَ هَذِهِ البَنيَّةَ مِنِّي بِظَهْرٍ، فَصَلَّيْتُ إلَيْهَا، وَ قَدْ خَالَفَنِي أَصْحَابِي فِي ذَلِكَ، حَتَّى وَقَعَ فِي نَفْسِي مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ، فَمَاذَا تَرَى يَا رَسُولَ اللهِ؟}}. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۱، ص۴۴۰.</ref>. | ||
شرایط [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] خاص [[جزیرةالعرب]] | شرایط [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] خاص [[جزیرةالعرب]] و نیز [[سختی]] آب و هوا و [[سستی]] و خمول طبیعی [[اعراب]]، سبب رکود قوای فکری و تعقلی آنها شده بود. از آنجا که این [[جمود]] [[فکری]] مانعی بزرگ بر سر راه فعالیت تعلیمی پیامبر{{صل}} بهشمار میرفت بهکارگیری این روش از سوی آن حضرت را [[ضرورت]] میبخشید؛ چراکه روش [[سؤال و جواب]] موجب به کار افتادن قوای فکری شده، ذهن را فعال میسازد. بر همین اساس در صورتی که سؤالی از جانب [[مردم]] پرسیده نمیشد، پیامبر{{صل}} شخصاً سؤالی را مطرح کرده، اذهان حضار را به [[تفکر]] وامیداشت؛ چنانکه از [[جابر بن عبدالله]] نقل شده است: «رسول خدا{{صل}} فرمود: آیا شما را از نیکوترین مردانتان باخبر سازم؟... همانا بهترین مردان شما [[تقواپیشگان]]، [[پاکان]]، درستکاران و... هستند»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ رِجَالِكُمْ؟... إِنَّ مِنْ خَيْرِ رِجَالِكُمُ التَّقِيَّ، النَّقِيَّ، السَّمْحَ الْكَفَّيْنِ...}}. کلینی، کافی، ج۲، ص۵۷.</ref>. | ||
این روش در [[سیره]] تعلیمی دیگر [[اهلبیت]]{{عم}} نیز دیده میشود. روزی [[امیرمؤمنان]] به [[ابوعبدالله جدلی]] رو کرد و فرمود: «آیا تو را از سخن خدای بلندمرتبه خبر دهم که فرمود: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان که کار نیک آورند (پاداشی) بهتر از آن خواهند داشت و آنان در آن روز از هر بیمی در امانند * و کسانی که کار بد آورند (با) چهرههایشان در آتش افکنده میشوند؛ آیا جز (برای) آنچه انجام میدادید کیفر داده میشوید؟» سوره نمل، آیه ۸۹-۹۰.</ref> [[حسنه]]، [[معرفت]] [[ولایت]] و [[دوستی]] ما [[اهلبیت]] است و [[سیئه]] [[انکار ولایت]] و [[دشمنی]] با ما اهلبیت میباشد»<ref>{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}... الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}. کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸۵.</ref>. | این روش در [[سیره]] تعلیمی دیگر [[اهلبیت]]{{عم}} نیز دیده میشود. روزی [[امیرمؤمنان]] به [[ابوعبدالله جدلی]] رو کرد و فرمود: «آیا تو را از سخن خدای بلندمرتبه خبر دهم که فرمود: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«آنان که کار نیک آورند (پاداشی) بهتر از آن خواهند داشت و آنان در آن روز از هر بیمی در امانند * و کسانی که کار بد آورند (با) چهرههایشان در آتش افکنده میشوند؛ آیا جز (برای) آنچه انجام میدادید کیفر داده میشوید؟» سوره نمل، آیه ۸۹-۹۰.</ref> [[حسنه]]، [[معرفت]] [[ولایت]] و [[دوستی]] ما [[اهلبیت]] است و [[سیئه]] [[انکار ولایت]] و [[دشمنی]] با ما اهلبیت میباشد»<ref>{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}... الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ...}}. کلینی، کافی، ج۱، ص۱۸۵.</ref>. | ||