روش سؤال و جواب در سیره

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «هر روز و هرشب بر پیامبر(ص) وارد می‌شدم و او مرا تحویل می‌گرفت و همواره همراه او بودم... و هرگاه از او پرسشی می‌کردم پاسخ می‌گفت وقتی پرسش‌هایم تمام می‌شد و ساکت می‌شدم، خود شروع می‌کرد. هیچ آیه‌ای از قرآن بر پیامبر(ص) نازل نشد، مگر اینکه آن را برایم قرائت و املا می‌کرد و من به دست خود می‌نوشتم و او تأویل و تفسیر، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و عام و خاص آیات را برای من بیان می‌کرد»[۱].

این شیوه فراگیری امام علی(ع) و شیوه آموزش دادن پیامبر اکرم(ص) است. علی(ع) نیز با استفاده از این روش به اصحاب و یاران خود آموزش می‌داد.

در میان معصومان(ع)، امام باقر و امام صادق(ع) بیشترین زمینه مناسب را برای نشر و گسترش احکام و معارف اسلامی، در اختیار داشتند و به به صورت علنی و به اصطلاح، رسمی تدریس می‌کردند و حوزه درسی تشکیل داده بودند ولی حتی آنان نیز درسشان معمولاً به گونه‌ای نبوده که بر کرسی تدریس بنشینند و موضوع خاصی را به صورت سخنرانی، تدریس کنند، بلکه شیوه اصلی تدریس آنان همین شیوه سؤال و جواب بوده است؛ البته بیشتر از نوع اول و دوم به ویژه همین نوع که پرسش بیشتر از سوی شاگرد مطرح می‌شود و امام پاسخ می‌دهند[۲]. دیگر ائمه(ع) نیز بیشتر از طریق سؤال و جواب به آموزش اصحاب و شاگردان خود می‌پرداختند، به گونه‌ای که بسیاری از اصحاب کتاب‌هایی را از پرسش‌های خود یا دیگران و پاسخ‌های آن بزرگواران با عنوان «مسائل» گردآوری کرده‌اند[۳].

پانویس

  1. «كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) كُلَّ يَوْمٍ دَخْلَةً وَ كُلَّ لَيْلَةٍ دَخْلَةً فَيُخْلِينِي فِيهَا، أَدُورُ مَعَهُ حَيْثُ دَارَ... وَ كُنْتُ إِذَا سَأَلْتُهُ أَجَابَنِي وَ إِذَا سَكَتُّ عَنْهُ وَ فَنِيَتْ مَسَائِلِي ابْتَدَأَنِي فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا...»؛ کافی، ج۱، ص۶۴.
  2. زندگانی معلم کبیر حضرت امام جعفر صادق(ع)، ج۲، ص۹۹.
  3. حسینی‌زاده، سید علی، نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزش‌های دینی، ص ۱۰۸.
بازگشت به صفحهٔ «پرسش و پاسخ».