←روش شفاهی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == مقدمه == | ||
توجه به | توجه به ساختار اجتماعی و [[فرهنگ]] کهن هر [[جامعه]] در امر [[تعلیم]]، امری ضروری است. [[اهلبیت]]{{عم}} متناسب با ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جامعه عصر خود روشهایی را در تعلیم اتخاذ میکردند که در ادامه به بارزترین آنها اشاره میشود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹.</ref>. | ||
===روش شفاهی=== | === روش شفاهی === | ||
روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که | روش شفاهی، روشی گفتاری و شنیداری است که کتابت و استفاده از ابزارآلات نوشتاری در آن جایی ندارد و مبتنی بر [[قدرت]] حافظه میباشد. اهلبیت{{عم}} با توجه به شرایط جامعه، در تعلیمات خود غالباً از روشهای شفاهی بهره میبردند. فرهنگ جامعه [[عرب]] فرهنگی شفاهی بود<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۷۱-۷۶.</ref>. جغرافیای سخت و دشوار [[جزیرةالعرب]]، کوچروی و عدم سکونت بیشتر ساکنان آن، نامناسب بودن وضع معیشتی و مهیا نبودن نیازهای اولیه و فقدان امنیت و [[آرامش]] سبب شده بود که [[اعراب]]، به یادگیری خواندن و نوشتن بیتوجه باشند؛ از اینرو خط عربی در آغاز [[اسلام]] به سبب دوری اعراب از [[تمدن]] و شهرنشینی، بسیار ابتدایی و ناقص بود و حتی [[قرآن]] تا [[زمان]] [[تابعان]] به قصد [[تیمّن]] و [[تبرّک]]، با همان رسمالخط نامناسب نوشته میشد و هیچ تلاشی برای [[تغییر]] و [[اصلاح]] خط صورت نمیگرفت<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۳۱-۸۳۲.</ref>. | ||
آگاهیهای اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل میشد و | آگاهیهای اعراب عمدتاً به روش سینه به سینه منتقل میشد و پایبندی به [[ارزشها]] و سنتهای پدران و نیاکان که همگی به صورت شفاهی به آنها میرسید، بسیار شدید بود. این ویژگیها و شرایط فرهنگی و اجتماعی عرب [[جاهلیت]] که در صدر اسلام نیز به قوت خود باقی بود، سبب گردید که اهلبیت{{عم}} در انتقال مفاهیم مورد نظر خود بیشتر از روشهای شفاهی و متناسب با فرهنگ جامعه بهره گیرند تا به نتایج مطلوب دست یابند. | ||
این نکته را نیز باید مدنظر قرار داد که بهکارگیری روشهای شفاهی و چهره به چهره در مواجهه با مخاطبانی که با [[تعالیم اسلام]] کاملاً [[بیگانه]] بودند، بیشترین اثرگذاری را داشت. افرادی که بیشتر، تحت تأثیر شرایط و اقتضائات [[جامعه]] خود، [[اجتماعی]] شده باشند، درصورتیکه به هر دلیل، با تغییر و تحولات جدید روبهرو شوند، دچار چالشی عمیق و انقلابی درونی خواهند شد<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۲.</ref>. بر این اساس بهترین و کارآمدترین وسیله تسریع و تسهیل این [[تغییر]]، دستگاه مکالمه شفاهی و ارتباط مستقیم است؛ دستگاه مکالمه و ارتباط مستقیمی که کاملا پیوسته و همساز، بهکار گرفته شود<ref>برگر و لوکمان، ساخت اجتماعی واقعیت، ص۲۰۷-۲۰۹.</ref>. بنابراین اتخاذ روش شفاهی توسط [[اهلبیت]]{{عم}} بسیار منطقی و هدفمند بود. آنها برای انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود با روش شفاهی از پنج شیوه به ترتیب و شرح زیر بهره میگرفتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۱.</ref>: | |||
=== | ==== اقراء ==== | ||
{{اصلی|اقراء}} | |||
اقراء از [[روشهای تعلیمی]] صدر اسلام به شمار میرود. از آنجا که این روش برخاسته از [[فرهنگ عمومی]] آن [[زمان]] است، مورد تأکید و اهتمام جدی [[اهلبیت]]{{عم}}، به ویژه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بود. اقراء به معنی خواندن میباشد. اقراء در صدر اسلام را میتوان به معنی خواندن و ابلاغ حروف ضمیمه شده و مفاهیم جمع شده دانست که به قصد [[تعلیم]] دادن مواد مورد نظر از حفظ یا از روی متن مکتوب عرضه میگردید. بررسی [[سیره]] تعلیمی اهلبیت{{عم}} نیز مؤید این معنا است. | |||
اقراء مهمترین روشی بود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در تعالیم خود از آن بهره میبرد. اقراء روشی برخاسته از فرهنگ جامعه [[عرب]] صدر اسلام بود. اقراء قرآن و [[تعلیم]] [[آموزههای اسلامی]] در دوران حضور پیامبر{{صل}} در [[مکه]] با دشواریهای فراوانی همراه بود. | |||
===[[آموزش | [[تشکیل حکومت اسلامی]] در مدینه، آغاز فعالیتهای گسترده پیامبر{{صل}} در حوزه تعلیمی و [[تبلیغی]] بود. [[دعوت]] سایر [[قبایل]] و سفرهای متعدد اعراب به مدینه جهت اطلاع یافتن از محتوای [[دعوت پیامبر]]{{صل}}، موجب تشویقهای فراوان ایشان به اقراء قرآن و [[تعلیم]] در کنار [[تعلم]] شد. | ||
شرایط [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] بر بسیاری از جنبههای تعلیمی اهلبیت{{عم}} مؤثر بود. رقابت سیاسی قرشیها با [[بنیهاشم]]، فشار سیاسی [[خلفا]]، فتوحات، پیدایش [[حس]] غنیمتجویی و فاصله گرفتن از اهلبیت{{عم}} که در فصل بعد به تفصیل به هر یک از آنها پرداخته خواهد شد، همگی از موانعی بهشمار میآیند که فعالیت تعلیمی اهلبیت{{عم}} را تحت تأثیر خود قرار دادند؛ اما از آنجا که اقرای قرآن عموماً با منافع دستگاه [[حکومتی]] در تعارض نبود، این بخش از سیره تعلیمی اهلبیت{{عم}} از عوامل و موانع مذکور متأثر نشد و بهرهگیری از روش اقراء در سراسر دوره زندگانی اهلبیت{{عم}} دنبال گردید<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص۱۴۱ ـ ۱۴۲.</ref>. | |||
==== مناظره ==== | |||
{{اصلی|مناظره در معارف و سیره معصوم}} | |||
مناظره در اصطلاح، [[سخن گفتن]] و [[استدلال]] دو نفر درباره چیزی به منظور کشف حقیقت آن است<ref>دایرة المعارف فارسی، واژه «مناظره».</ref>. مناظره از روشهایی است که معصومان{{عم}} از آن، برای [[کشف]] [[حقایق]] [[دینی]] و [[آموزش]] آن به دیگران بهره میبردند. مناظرههای فراوانی از [[پیامبر]]{{صل}} و برخی از [[امامان معصوم]]{{ع}}، [[روایت]] شده است که برخی از آنها را مرحوم [[طبرسی]] در کتاب الاحتجاج، گردآوری کرده است. دیگران نیز برخی از مناظرههای معصومان{{عم}} را گردآوری و به زبان فارسی ترجمه کردهاند<ref>مانند «بحث آزاد در اسلام»، تألیف محمد محمدی ریشهری؛ انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، ۱۳۷۲.</ref>. | |||
مناظرههای پیامبر{{صل}} با [[یهود]]، [[نصاری]] و دهریها، از قبیل [[عبدالله بن ابیامیه]]، ابیجهل، [[عبدالله بن صوریا]] و...، مناظرههای [[امام علی]]{{ع}} با [[ابوبکر]] بر سر مسأله [[خلافت]] و [[فدک]]، مناظره امام با اصحاب شوری، [[مهاجران]] و [[انصار]] در فضل و [[برتری]] و سابقه هرکدام در [[اسلام]]، مناظره آن حضرت با [[طلحه]] و [[زبیر]] به هنگام خروج به قصد [[عمره]] و در [[جنگ جمل]]، مناظره امام با [[احبار]] و [[رهبان]] یهود درباره [[خدا]] و معجزههای پیامبر، مناظره آن حضرت با ابن الکوا در مورد عدم وجود تناقض در [[قرآن]] و مناظرهها سایر [[ائمه]]{{عم}}، به ویژه [[امام صادق]]، [[امام کاظم]] و [[امام رضا]]{{ع}}، از جمله مناظرههای سیره معصومان{{عم}} است. | |||
همچنین برخی از [[معصومان]]{{عم}} افزون بر شرکت در مناظرهها، برخی از [[اصحاب]] و شاگردان خود را نیز به مناظره [[تشویق]] کرده و آنها را بر این امر تجهیز میکردند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۴۷؛ [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۸۸ ـ ۸۹.</ref>. | |||
==== خطابه ==== | |||
{{اصلی|خطابه}} | |||
خطابه از دیگر روشهای گفتاری و شفاهی [[اهلبیت]]{{عم}} بود که در [[سیره]] تعلیمی خود از آن بهره میبردند. در صدر اسلام مکالمه نقش بسزایی در انتقال معارف به [[مردم]] داشت. در [[جوامع]] ابتدایی و فاقد سواد، زبان به مثابه روش پیوند مردم است<ref>لانگ، «دین عامیانه»، ص۲۳.</ref>؛ از اینرو در [[جزیرةالعرب]] صدر اسلام که از بهترین نمونههای این جوامع محسوب میشد، خطابه به منزله مهمترین روش انتقال دانستنیها بهشمار میرفت. از میان اهلبیت{{عم}}، [[پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}} به دلیل عهدهدار بودن [[حکومت]] بیشترین بهره را از روش خطابه بردند؛ زیرا خطابه و خطبهخوانی از [[شئون]] [[مقام]] [[رهبری سیاسی]] [[جامعه]] بود. | |||
خطابه در میان [[عرب جاهلی]] جایگاه مهمی داشت و در موضوعات گوناگون ایراد میشد. ذکر افتخارات [[قبیله]]، تهییج [[مردم]] برای شرکت در [[جنگ]]، بیان مواعظ دینی و [[اخلاقی]] و... از مواردی بودند که نیاز به خطبایی سخنور را در [[عصر جاهلیت]] [[ضرورت]] میبخشید<ref>ر.ک: پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهلبیت، ص۱۰۵.</ref>. | |||
موضوع خطبههای پیامبر{{صل}}، بنا به شرایط اجتماعی، [[فرهنگی]] و سیاسی در ۱۳ سال حضور در [[مکه]] و ۱۰ سال حضور در [[مدینه]] متفاوت بود. خطبههای ایشان در مکه، بیشتر به منظور [[دعوت]] مردم به [[اسلام]] ایراد میشد و حول موضوعاتی چون [[توحید]]، نفی شرک و [[بتپرستی]]، [[نبوت]] و [[معاد]] و در مدینه علاوه بر طرح و تعمیق دعوت حول موضوعاتی چون [[امور سیاسی]]، نظامی، اجتماعی، اخلاقی، آموزش احکام و... بود. | |||
[[امام علی]]{{ع}} پس از گذشت حدود ۲۵ سال از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} به [[خلافت]] رسیده و در مدت کوتاه خلافتشان که تنها ۴ سال و ۹ ماه به طول انجامید، بیشترین تلاش را برای انتقال و یادآوری [[معارف دینی]] به [[مردم]] صرف کرد. ایشان با در [[اختیار]] داشتن همه امکانات [[حکومتی]] از جمله «[[منبر]]» از روش خطابه بهره فراوانی برد؛ بهطوریکه [[مسعودی]]، تعداد خطبههای رایج [[امام]] در میان مردم عصر خود را ۴۸۰ [[خطبه]] دانسته است<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۴۱۹.</ref> که تنها ۲۴۱ خطبه آنها توسط [[سید رضی]] جمعآوری شدهاند. این شمار زیاد خطبه نشان دهنده اهمیت و نقش مستقیم منصب حکومتی منبر و خطبهخوانی است که امام علی{{ع}} توانست بهترین بهرهبرداری را از آن داشته باشد. | |||
خطبههای اندک [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} جز در دوره کوتاه [[خلافت امام حسن]]{{ع}}، جنبه رسمی نداشت؛ چراکه از سویی از صحنه [[سیاست]] کنار زده شدند و از سوی دیگر به دلیل [[مخالفت]] با جو [[حاکم]]، تحت [[مراقبت]] و کنترل بوده و [[اجازه]] [[خطبه]] خواندن را نداشتند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص۱۵۸ ـ ۱۵۹؛ [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۷۹.</ref>. | |||
==== [[پرسش و پاسخ|سؤال و جواب]] ==== | |||
{{اصلی|پرسش و پاسخ}} | |||
«سؤال و جواب» از روشهایی است که [[اهلبیت]]{{عم}} در سیره تعلیمی خود از آن بهره میبردند. این روش نیز از ابداعات دوره اسلامی است و در [[جامعه]] عرب پیش از اسلام سابقهای نداشت؛ اما زمینه [[فرهنگی]] [[عراق]] در ترویج آن بیتأثیر نبود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۲.</ref>. | |||
روش سؤال و جواب که در [[عصر جاهلیت]] به دلیل [[فقر]] [[سنت]] تعلیمی سابقه نداشت، از ابداعات و روشهای نوین [[رسول خدا]]{{صل}} بهشمار میرود. قرار گرفتن [[پیامبر]]{{صل}} در رأس [[جامعه اسلامی]] و جایگاه شناختهشده ایشان به عنوان [[رهبر سیاسی]] ـ [[دینی]]، موجب شده بود که ایشان در کانون توجه و مراجعه [[مردم]] برای یافتن پاسخ پرسشهای خود قرار گیرد. موضوع سؤالات بسیار متنوع بود و هرچیز میتوانست مورد سؤال قرار گیرد؛ به ویژه که در دوره [[پیامبر]]{{صل}} بیشتر جوانب و تعالیم [[نبوی]] برای مردم تازگی داشت. | |||
این روش در [[سیره]] تعلیمی دیگر [[اهلبیت]]{{عم}} نیز دیده میشود. از آنجا که هر پرسشی موجب تقویت قوای ذهنی و [[افزایش علم]] نمیشود، اهلبیت{{عم}} با بیان توصیههای فراوانی سعی کردند با ذکر آدابی مردم را به پرسشهایی جهتدار [[عقلانی]] و حسابشده سوق دهند. بر همین اساس آنها همواره مردم را به [[پرسش]] خوب و برخاسته از [[فکر]] و [[تأمل]] توصیه میکردند و از سؤالهای سطحی و بیفایده [[نهی]] میکردند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۳؛ [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۰۸.</ref>. | |||
==== مدارسه ==== | |||
{{اصلی|مدارسه}} | |||
یکی از روشهای مورد سفارش [[اهلبیت]]{{عم}} مذاکره یا مدارسه است. این روش از روشهایی میباشد که تنها از جانب اهلبیت{{عم}} به آن توصیه شده؛ چراکه در بررسی منابع حدیثی و [[تاریخی]] نشانهای از پرداختن مستقیم اهلبیت{{عم}} به این روش وجود ندارد؛ بلکه تنها استفاده از این روش را به [[اصحاب]] خود که در شهرهای اسلامی پراکنده بودند و تعمیق [[تعالیم دینی]] آن را ایجاب میکرد، توصیه کردهاند. | |||
این روش گفتاری بهطور قابل ملاحظهای با [[فرهنگ]] آن [[روزگار]] تناسب و هماهنگی داشت. عمومیت نداشتن سواد کتابت و حافظه [[قوی]] [[اعراب]] عاملی بود که موجب میشد اهلبیت{{عم}} برای [[حفظ]] و ماندگاری تعالیم خود در ذهن [[مسلمان]]، به ویژه اعراب اهتمام خاصی به آن داشته باشند. غیر اعراب نیز که چه بسا فاقد حافظهای نیرومند بودند، با تکیه بر این روش [[تعالیم دینی]] را فرامیگرفتند. این عوامل سبب شد که آنان به استفاده [[مردم]] از این روش اهتمام ورزیده و توصیههای مؤکدی در این باب داشته باشند<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۷۸.</ref>. | |||
=== روش کتابی === | |||
با وجود [[سیطره]] [[فرهنگ]] شفاهی بر [[جامعه]] [[عرب]] صدر اسلام، کتابت امری ضروری بود. [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهلبیت]] ایشان{{عم}} مبلغ و حامل [[دین]] جدیدی بودند که روشهای گفتاری و شفاهی تنها سبب [[تبلیغ]] و نشر آن در اذهان میشد؛ حال آنکه انتقال و رواج این [[دین جهانی]] که به نوعی ختم همه [[ادیان]] تلقی میشد، به کتابت و استفاده از روشهای کتابی نیازمند بود. کتابت در واقع مهمترین ابزار [[توسعه]] و تقویت فرهنگ است که میتواند در طول سالها و قرنهای متمادی یادآور [[ارزشها]]، [[باورها]] و هنجارهای جامعه باشد<ref>بابایی طلاتپه، محمدباقر، مبانی استراتژی فرهنگی از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۰۱.</ref>. اهلبیت{{عم}} با عنایت به این نیاز و [[ضرورت]] که برآمده از مقتضیات نوین پس از گسترش اسلام در خارج از [[جزیرةالعرب]] بود، درصدد برآمدند با بهرهگیری از روشهای کتابی آموزهها و [[تعالیم اسلامی]] را تثبیت و ماندگار سازند؛ چراکه برخورد شفاهی با [[قرآن]] و [[معارف اسلامی]] که باید به نسلهای [[آینده]] انتقال مییافت، نادرست بود و آنها را در معرض [[انحرافات]] گوناگون قرار میداد. بر همین اساس اهلبیت{{عم}} در [[سیره]] تعلیمی خود بر کتابت و بهرهگیری از روشهای کتابی تأکید فراوانی داشتند و برای تثبیت و انتقال مواد و محتوای تعلیمی خود از سه روش کتابی [[املاء]]، [[مکاتبه]] و [[صحیفهنگاری]] استفاده کردند که در این بخش به این روشها و زمینههای [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] ایجاد آنها پرداخته میشود<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۰.</ref>. | |||
==== املاء ==== | |||
{{اصلی|املاء}} | |||
«املا» از روشهای کتابی [[تعلیم]] [[اهلبیت]]{{عم}} بهشمار میرفت. املاء در اصطلاح [[حدیثی]]، یکی از روشهای اخذ حدیث میباشد. در املاء که پس از سماع پدید میآید، [[پیامبر]]، [[امام]] یا استاد مطالب تعلیمی خود را بهطور دقیق و با قصد مکتوب شدن توسط شاگردان بیان کرده و آنان نیز مطالب را بدون کم و کاست یادداشت میکنند<ref>غنیمه، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ص۲۳۷.</ref>. اهلبیت{{عم}} از این روش در تعلیمات انفرادی خود بهره برده و آن را برای تعلیم افرادی خاص بهکار میبردند. املاء در دوره مورد نظر برای ثبت و ضبط [[قرآن]] و [[حدیث]] استفاده میگردید<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۸۱-۱۹۰؛ [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۲۹.</ref>. | |||
==== [[نامهنگاری|مکاتبه]] ==== | |||
{{اصلی|نامهنگاری}} | |||
«مکاتبه» از ماده «کتب» و به معنای نامهنگاری میباشد. اهلبیت{{عم}} از این روش تعلیمی برای اشخاصی که نزد ایشان حضور نداشتند و یا در شهرهای دوردست بهسر میبردند و دسترسی به آنها دشوار بود، استفاده میکردند؛ هرچند گاه بنا به دلایلی از این روش برای مردمی که در همان [[شهر]] سکونت داشتند نیز بهره میگرفتند تا [[احکام]]، [[دستورات]] و سایر تعالیم مورد نظر خود را به آنان منتقل سازند. این دستورات و تعالیم را گاه برای [[کارگزاران]] و یا نمایندگان خود ارسال میکردند تا در اسرع وقت، موضوع نامه به اطلاع مخاطبان رسانده شود؛ البته مکاتبات اهلبیت{{عم}} در موارد گوناگون و با موضوعات متنوع بسیاری انجام میشد که در ادامه به همه این موارد و زمینههای آنها اشاره خواهد شد. بنابراین مکاتبه نامهنگاری بود که با [[هدف]] [[آموزش]]، [[پرسش و پاسخ]] یا [[اطلاعرسانی]] در دستورات سیاسی - [[اداری]] میان دو طرف صورت میگرفت<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۹۰؛ [[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۹۰.</ref>. | |||
==== صحیفهنگاری ==== | |||
{{اصلی|صحیفهنگاری}} | |||
از [[روشهای آموزشی معصومان]]{{عم}} نوشتن رسالههای [[علمی]] [[آموزشی]] در موضوعها و مسألههای گوناگون [[دینی]] است که از آن راه، [[فرهنگ]] و [[معارف دینی]] گسترش مییافت. مراد از رساله آنچه امروزه به رساله معروف است، نیست، بلکه مراد نوشتهای است که در موضوع خاصی از موضوعهای علمی نوشته شده است و آگاهیهایی را در آن زمینه ارائه میکند و از حد یک نامه نیز بیرون است. دهخدا مینویسد: «رساله مجلهای است شامل اندکی از مسائلی که از یک نوع باشد»<ref>لغتنامه دهخدا، ذیل: «رساله».</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ـ که [[امی]] بود و هرگز با دست خود ننوشت ـ مطالب و نامههای خود را املا میکرد و کاتبان آن حضرت، از جمله علی{{ع}} آن را مینگاشتند. آن حضرت مطالب بسیاری را در زمینه [[علوم]] و [[معارف اسلامی]] ([[اعتقادات]]، [[احکام]] و [[اخلاق]]) املا کرد و علی{{ع}} آنها را به نگارش درآورد. | |||
[[امام علی]]{{ع}} نیز چند [[صحیفه]] و کتاب به دست خویش نوشته بود. از جمله این آثار [[مصحف]] ایشان است که علاوه بر [[آیات قرآن]]، [[تفسیر]] و [[شأن نزول]] آنها را نیز بدان افزوده است. «[[کتاب علی]]» یا «صحیفه [[الفرائض]]» نیز از جمله کتابهای امام علی{{ع}} است. این اثر، به املای پیامبر{{صل}} و کتابت امام علی{{ع}} است که تمام معارف، [[احکام]] [[واجبات]] مسائل و [[سنت پیامبر]] در آن گرد آمده است<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۱۶۳.</ref>. کتاب «[[جامعه]]» از مکتوبات مشهور [[امام علی]]{{ع}} است که به گفته [[امام صادق]]{{ع}} صحیفهای به طول ۷۰ ذراع و به املای پیامبر{{صل}} بر علی{{ع}} و حاوی [[احکام]] [[حلال و حرام]]، حتی دیه یک خراش کوچک بوده است<ref>کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. صحیفهای مرسوم به «[[جفر]]» نیز به آن حضرت تعلق داشت که همچون دایرهالمعارفی [[غنی]]، تمام اطلاعات ضروری مربوط به [[آینده]] و گذشتگان و [[علوم]] مورد نیاز [[بشر]] در آن گردآوری شده بود<ref>کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. «کتاب الدیات» نام [[صحیفه]] دیگری است که به امام علی{{ع}} منسوب میباشد و به موضوعاتی چون دیه نفس و اعضای بدن اختصاص داشت که [[امام]] آن را برای [[کارگزاران]] خود فرستاده بود<ref>صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۷۵.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۱۹۸.</ref> | |||
[[مصحف فاطمه]] نیز نام کتاب دیگری از [[امام علی]]{{ع}} است که برای [[حضرت فاطمه]]{{س}} نوشته است. [[امام سجاد]]{{ع}} نیز به نوشتن رسالههایی در موضوعهای گوناگون [[دینی]] پرداخت. «[[صحیفه سجادیه]]» کتابی است شامل دعاهای آن حضرت، که [[امام]] تحت عنوان [[دعا]]، معارف بلند [[اعتقادی]] را به [[مردم]] و [[شیعیان]] آموخته است. | |||
[[امام صادق]]{{ع}} نیز کتابی در [[توحید]] دارد که آن را املا کرده و [[مفضل بن عمر]] نگاشته است. از [[امام هادی]]{{ع}} نیز رسالههایی در موضوعات گوناگون در پاسخ به پرسشهای اصحاب برجای مانده است که از جمله آنها، رساله آن حضرت در ردّ [[جبر و تفویض]] و [[اثبات]] [[عدل]] و جمع بینالامرین است<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۴۸۱.</ref>. از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نیز [[تفسیری]] برجای مانده که به «[[تفسیر]] [[عسکری]]» معروف است و با املای امام و خط «حسن بن خالد برقی» و در یکصدوبیست رساله، تدوین شده است<ref>[[سید علی حسینیزاده|حسینیزاده، سید علی]]، [[نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی (کتاب)|نگرشی بر آموزش با تأکید بر آموزشهای دینی]]، ص ۱۳۶.</ref>. | |||
=== آموزش عملی === | |||
{{اصلی|آموزش عملی}} | |||
یکی از مهمترین و کارآمدترین روشهایی که [[اهلبیت]]{{عم}} در [[تعلیم]] مفاهیم مورد نظر خویش از آن بهره میبردند، روش رفتاری است. در صورتی که انتقال تعالیم در قالب گفتار شفاهی یا کتابی نگنجد و یا کارآیی لازم را نداشته باشد، از روش دیگری به نام روش رفتاری استفاده میشود. در این روش، مفاهیم و مواد مورد نظر از راه عمل و در قالب رفتاری عینی منتقل میشود که یا [[معلم]] به طور مستقیم آن امر را در [[رفتار]] خود در معرض مشاهده دیگران قرار میدهد و یا [[متعلم]] را به انجام عمل و رفتاری خاص وادار میسازد. بنابراین برخی از تعالیم، جز از راه رفتاری و مشاهدهای قابل تعلیم دادن نمیباشند؛ برای مثال [[آموزش دادن]] جراحی و طبابت در قالب گفتار و نوشتار، [[آموزشی]] ناقص، ناکارآمد و فرار خواهد بود؛ مگر اینکه متعلم به صورت بالینی و عملی، چگونگی انجام عمل جراحی و طبابت را مشاهده کند. | |||
مطالعه و بررسی [[سیره]] تعلیمی [[اهلبیت]]{{عم}} نیز بیانگر اهتمام و بهرهگیری فراوان آنان از روش [[رفتاری]] است؛ روشی که کارکرد آن نهتنها مربوط به همه ادوار و [[جوامع]] است، بلکه با توجه به زمینههای [[اجتماعی]]، [[فرهنگی]] و بعضاً [[سیاسی]] [[جامعه]] صدر اسلام مؤثرترین روش تعلیمی آن [[روزگار]] محسوب میشد. [[اعراب]] صدر اسلام با توجه به پیشینه خاص فرهنگی خود در [[عصر جاهلیت]]، مردمی بدوی، دارای ذهن و [[فکری]] بسیط، بیسواد و دارای [[فرهنگ]] شفاهی و متکی به [[قدرت]] فراوان حافظه خود بودند؛ از اینرو، یادگیری آنها غالباً از طریق دیدن و شنیدن انجام میشد. این زمینه فرهنگی و دیگر زمینههای اجتماعی و سیاسی که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد، سبب گردید که بخش قابل توجهی از تعالیم اهلبیت{{عم}} در صدر اسلام بر پایه روش [[رفتاری]] [[استوار]] شود، تا علاوه بر انتقال بهتر مواد تعلیمی، اثرگذاری و ماندگاری بیشتری در اذهان شفاهی و بسیط اعراب داشته باشد<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۲۰۰-۲۲۲.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||