بنی صدف: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==[[نسب]] [[طایفه]]== | ==[[نسب]] [[طایفه]]== | ||
در نسب این طایفه [[قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷</ref> - که از افراد آن با نسبت «الصَدَفی» یاد میشود، -<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲.</ref> [[اختلاف]] است. برخی صَدِف را از کنده<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۰۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷.</ref>، بعضی هم، آن را منتسب به [[حمیر]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳. معتقدین به این انتساب، نسب صدف را چنین گفتهاند: «صدف بن عمرو بن قیس بن معاویة بن جشم بن عبد شمس بن وائل بن غوث بن جیدان بن قطن بن [عریب بن] زهیر بن أیمن بن همیسع بن حمیر بن سبإ» (سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶)</ref> و حضرموت<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷. معتقدین به این انتساب، نسب صدف را با اختلاف چنین گفتهاند: «صدف (شمال) بن عمرو بن دعمی بن حضرموت» (ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳) «صدف (شهال) بن عمرو بن دعمی بن زیاد بن حضرموت» (ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶ به نقل از دارقطنی) «صدف (سماک) بن عمرو بن دعمیّ بن حضرموت» (ر.ک: نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴) «صدف بن اسلم بن زید بن مالک بن زید بن حضرموت» (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۹؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۲۰۲).</ref> و برخی دیگر نیز، آن را به [[قبایل]] دیگر منسوب دانستهاند<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷.</ref>. [[معتقدان]] به انتساب این [[طایفه]] به کنده، آن را به مالک بن مرتّع بن کنده<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲. برخی منابع، از این نسبت به شکل صدف بن مرتع بن معاویة بن کنده یاد کردهاند. (ر.ک: همدانی،الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۳۱۰، ۳۱۷)</ref> و به [[نقلی]] صدف (عمرو) بن مالک بن اشرس بن شبیب بن سکون بن اشرس بن کنده<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۰۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷. نیز ر.ک: ابن شبه النمیری، تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۷۴؛ ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳.</ref> منسوب دانستهاند. بر پایه این دو قول، نام اصلی صدف در قول نخست مالک و بر اساس قول دوم عمرو عنوان شده است. در توضیح علت نامیده شدن او به صدف، برخی منابع بر این اعتقادند که مرتّع بن معاویة بن ثور (کنده)، زنی از حضرموت را به همسری گرفت. پدر این [[زن]] با مرتّع شرط کرد که جز این زن، همسری دیگر [[اختیار]] نکند. مرتع پذیرفت اما مدتی بعد عهدش را [[شکست]] و با زنی دیگر [[ازدواج]] کرد. [[اقوام]] [[همسر]] [[حضرمی]]، با طرح شکایتی نزد [[افعی بن حصین جرهمی]] - [[قاضی]] [[عرب]] - رفتند و به طرح دعوا پرداختند. افعی هم با نافذ دانستن شرط ضمن [[عقد]]، [[رأی]] علیه مرتّع صادر کرد. پس، حضرمیها این زن و پسرش را - که مالک نام داشت - گرفته با خود به حضرموت بردند. مرتع گفت: «مالک ابنی، فصدف عنی؛ مالک پسرم است اما از من رو گردانید» از این رو، از آن پس مالک«صدف» نامیده شد و فرزندانی که از او متولد شدند در بلاد حضرموت به بنی صدف بن مرتع [[شهرت]] یافتند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹-۱۰.</ref>. برخی هم آوردهاند که او را صدف میگفتند چون پس از وقوع سیل عظیم [[ارم]] از [[قوم]] خود جدا شد و به کنده ملحق شد و در [[سرزمین]] آنها فرود آمد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲.</ref>. | در نسب این طایفه [[قحطانی]]<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷</ref> - که از افراد آن با نسبت «الصَدَفی» یاد میشود، -<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲.</ref> [[اختلاف]] است. برخی صَدِف را از کنده<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۰۳؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷.</ref>، بعضی هم، آن را منتسب به [[حمیر]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳. معتقدین به این انتساب، نسب صدف را چنین گفتهاند: «صدف بن عمرو بن قیس بن معاویة بن جشم بن عبد شمس بن وائل بن غوث بن جیدان بن قطن بن [عریب بن] زهیر بن أیمن بن همیسع بن حمیر بن سبإ» (سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶)</ref> و حضرموت<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۹؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷. معتقدین به این انتساب، نسب صدف را با اختلاف چنین گفتهاند: «صدف (شمال) بن عمرو بن دعمی بن حضرموت» (ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳) «صدف (شهال) بن عمرو بن دعمی بن زیاد بن حضرموت» (ر.ک: سمعانی، الانساب، ج۸، ص۲۸۶-۲۸۷؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۲۳۶ به نقل از دارقطنی) «صدف (سماک) بن عمرو بن دعمیّ بن حضرموت» (ر.ک: نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴) «صدف بن اسلم بن زید بن مالک بن زید بن حضرموت» (ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۷۹؛ زرکلی، الاعلام، ج۳، ص۲۰۲).</ref> و برخی دیگر نیز، آن را به [[قبایل]] دیگر منسوب دانستهاند<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۳۹۷.</ref>. [[معتقدان]] به انتساب این [[طایفه]] به کنده، آن را به مالک بن مرتّع بن کنده<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲. برخی منابع، از این نسبت به شکل صدف بن مرتع بن معاویة بن کنده یاد کردهاند. (ر.ک: همدانی،الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۱؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۳۱۰، ۳۱۷)</ref> و به [[نقلی]] صدف (عمرو) بن مالک بن اشرس بن شبیب بن سکون بن اشرس بن کنده<ref>ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۰۳؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۲، ص۳۰۴؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۳۷. نیز ر.ک: ابن شبه النمیری، تاریخ المدینه، ج۲، ص۴۷۴؛ ابن عبد البر، الانباه علی قبائل الرواة، ص۱۱۳.</ref> منسوب دانستهاند. بر پایه این دو قول، نام اصلی صدف در قول نخست مالک و بر اساس قول دوم عمرو عنوان شده است. در توضیح علت نامیده شدن او به صدف، برخی منابع بر این اعتقادند که مرتّع بن معاویة بن ثور (کنده)، زنی از حضرموت را به همسری گرفت. پدر این [[زن]] با مرتّع شرط کرد که جز این زن، همسری دیگر [[اختیار]] نکند. مرتع پذیرفت اما مدتی بعد عهدش را [[شکست]] و با زنی دیگر [[ازدواج]] کرد. [[اقوام]] [[همسر]] [[حضرمی]]، با طرح شکایتی نزد [[افعی بن حصین جرهمی]] - [[قاضی]] [[عرب]] - رفتند و به طرح دعوا پرداختند. افعی هم با نافذ دانستن شرط ضمن [[عقد]]، [[رأی]] علیه مرتّع صادر کرد. پس، حضرمیها این زن و پسرش را - که مالک نام داشت - گرفته با خود به حضرموت بردند. مرتع گفت: «مالک ابنی، فصدف عنی؛ مالک پسرم است اما از من رو گردانید» از این رو، از آن پس مالک«صدف» نامیده شد و فرزندانی که از او متولد شدند در بلاد حضرموت به بنی صدف بن مرتع [[شهرت]] یافتند<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۹-۱۰.</ref>. برخی هم آوردهاند که او را صدف میگفتند چون پس از وقوع سیل عظیم [[ارم]] از [[قوم]] خود جدا شد و به کنده ملحق شد و در [[سرزمین]] آنها فرود آمد<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۶۲.</ref>. | ||
از بنی صدف شعب و | از بنی صدف شعب و فروع متعددی متفرع شده است که از جمله مهمترین این [[طوایف]] میتوان به نام [[بنی موصل بن جمان]]<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۳۱۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۱۱۶۰-۱۱۶۱.</ref> و بنی نجر<ref>همدانی، الإکلیل من أخبار الیمن و أنساب حمیر، ص۷.</ref> اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==منازل و [[مساکن]] بنی صدف== | ==منازل و [[مساکن]] بنی صدف== | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
===[[اسلام]] بنی صدف=== | ===[[اسلام]] بنی صدف=== | ||
[[نمایندگان]] صدف که بیش از ده نفر بودند در حالی که [[ازار]] | [[نمایندگان]] صدف که بیش از ده نفر بودند در حالی که [[ازار]] و [[رداء]] پوشیده بودند و بر شتران [[جوان]] سوار بودند، به [[مدینه]] رفتند و با رسول خدا{{صل}} در فاصله میان [[خانه]] و [[منبر]] آن حضرت دیدار نمودند. آنان بیکه سلامی بدهند، نشستند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: آیا شما مسلمانید؟ گفتند: آری. فرمود: پس چرا [[سلام]] نکردید؟ آنان به پا خاستند و گفتند: {{عربی|السلام عليك أيها النبي و رحمة اللّه}}. رسول خدا{{صل}} پاسخ سلامشان را داد و از آنها خواست تا بنشینند. آنها نشستند و پرسشهایی درباره اوقات [[نماز]] مطرح کردند که حضرت، بدانها پاسخ فرمودند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۵، ص۹۴؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد، ج۶، ص۳۵۲.</ref>. | ||
[[کارگزاری]] [[مهاجر بن ابی امیه]] | [[کارگزاری]] [[مهاجر بن ابی امیه مخزومی]] برای [[پیامبر]]{{صل}} بر کنده و صدف هم از دیگر [[اخبار]] مهم ثبت شده در دوران [[حیات]] [[نبوی]]{{صل}} است<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۴۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۲۹..</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی صدف و [[فتوحات اسلامی]]== | |||
از نقش این [[طایفه]] در وقایع و حوادث [[صدر اسلام]] از جمله، فتوحات اسلامی خبر چندانی در دست نیست. به نظر میرسد بنی صدف نیز در این امر، چونان سایر [[قبایل عرب]] - خصوص [[قبیله]] مادریاش کنده - نقشی گسترده داشتند. اما چون در نقل گزارشات، - به ویژه [[اخبار]] [[فتوح]]، - حضور [[قبایل]] کوچکتر تحت شعاع حضور قبایل بزرگتر یا شاخههای بالاتر این قبایل قرار گرفته است، از این رو، نام و نشان چندانی از قبایل کوچکتر از جمله طایفه بنی صدف با وجود قبیله [[مادری]] شان، دیده نمیشود. با این [[حال]] از معدود اخبار [[فتوحات]] که در آن نامی از بنی صدف آمده میتوان به حضور جمع زیادی از آنان در وقایع مربوط به [[پیکار]] [[قادسیه]] اشاره کرد. به گزارش [[طبری]]، در [[سال ۱۴ هجری]] و در پی فراخان [[عمر بن خطاب]] جهت انجام فتوحات در [[ایران]]، جمعی از [[مردم]] [[مذحج]] همراه با دیگر [[مردمان]] [[یمن]] و [[سراة]]، در [[مدینه]] گرد آمدند. گفته شده فوجی ۱۳۰۰ نفره از مذحج به [[فرماندهی]] سه تن از بزرگان مذحج به نامهای [[عمرو بن معدیکرب]] [[فرمانده]] بنی منبه، [[ابوسبرة بن ذؤیب امیر بنی جعفی]] و [[احلاف]] آنان مانند: جزء، زبید، انس [[الله]] و امثال آن و ۳۰۰ تن از مردم صداء، جنب و مسلیه به فرماندهی [[یزید بن حارث صدائی]] و ۶۰۰ نفر از حضرموت و شاخه صدف کنده به [[رهبری]] [[شداد بن ضمعج]] در مدینه [[اجتماع]] کردند و سپس همراه با دیگر [[اقوام عرب]] - که جمعاً تعدادشان با [[زنان]] و [[فرزندان]] به ۴۰۰۰ هزار تن میرسید، - همراه با [[سعد بن ابی وقاص]] به سوی [[عراق]] [[حرکت]] کردند<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۸۴. و با اندکی اختلاف در ابن اثیر، الکامل، ج۲، ص۴۵۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==بنی صدف و حضور در وقایع و حوادث صدر اسلام== | |||
از حضور این طایفه در حوادث و رخدادهای سده نخست [[اسلامی]] خبر قابل [[اعتماد]] چندانی به دست نیامد. از مهمترین [[اخبار]] ایشان در این دوره میتوان به حضور جمع زیادی از ایشان در [[صفین]] و رو در رویی با [[سپاه امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} یاد کرد. آنان در [[سپاه شام]] در کنار [[قبایل یمنی]] عکّ، [[لخم]]، [[جذام]]، [[حمیر]]، [[اشعر]]<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۲۹.</ref> و نیز شاخههای سکون و سکاسک<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۲۷.</ref> بخش اعظم [[سپاه معاویه]] را تشکیل میدادند. در یکی از [[مواقف]] این [[جنگ]]، آنها همراه با [[عتبة بن ابوسفیان]] به [[نبرد]] با [[قریشیان]] [[سپاه امام علی]]{{ع}} به [[فرماندهی]] [[جعدة بن هبیرة بن ابی وهب قرشی]] رفتند. در این [[حمله]] که بیشتر [[سپاه]] [[عتبه]] را [[مردم]] [[قبایل]] سکون و [[ازد]] و صدف تشکیل میدادند، [[شکست]] سهمگینی بر عتبة بن ابوسفیان و سپاهش وارد آمد و عتبه شتابان نزد معاویه گریخت<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۶۴-۴۶۵.</ref>. این شکست در اشعار شعرای حاضر در این نبرد نیز انعکاس یافت و آنان در بیان شرح ماوقع، از بنی صدف و دیگر قبایل حاضر در این میدان ذکری به میان آوردند<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۴۶۶.</ref>. | |||
لازم به ذکر است که از [[طایفه]] بنی صدف و اخبار و [[رجال]] آن خبرهای زیادی در دست است اما بواسطه عدم [[اطمینان]] از اختصاص این اخبار به طایفه مورد نظر، از درج آن در این مقاله خودداری گردید.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||