وحی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۱۶۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{در دست ویرایش ۲|ماه=[[اردیبهشت]]|روز=[[21]]|سال=[[۱۴۰۴]]|کاربر=Bahmani}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = وحی
| موضوع مرتبط = وحی
خط ۹: خط ۸:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
[[وحی]] در لغت به معنای [[کلامی]] گفته شده است که به طور مخفی و سریع به مخاطب القا شود: {{عربی|الاشارة السريعة}}. یا به زبان علائم و رموز مطالبی به دیگری القا شود: {{عربی|الكلام على سبيل الرمز}}<ref>راغب، مفردات، ص۸۵۹، تحقیق داودی.</ref> و گاهی وحی به صدایی که مجرد از ترکیب باشد، مثل اینکه گفته می‌شود: شیر. یعنی شیر آمد، یا با اشاره با دست یا چشم مطلبی گفته می‌شود و جمله‌ای با یک اشاره منتقل می‌گردد. برخی گفته‌اند، وحی به معنای سرعت نیست، سرعت وصف [[کلام]] [[وحیانی]] است. وحی به معنای فهم و فهماندن است: {{عربی|انما سُمّي الوحي وحياً لسرعته. فإنّ الوحي عين الفهم و عين الإفهام}}<ref>برسوی حقی، روح البیان، ج۸، ص۳۴۴.</ref>. از آن جهت وحی را وحی نامیده‌اند که بسیار سریع انجام می‌گیرد، پس وحی همان انتقال معنا و قصد گوینده به دیگری است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.
{{اصلی|وحی در لغت}}
«وحی» در لغت به معنای [[کلامی]] گفته شده است که به طور مخفی و سریع به مخاطب القا شود: {{عربی|الاشارة السريعة}}. یا به زبان علائم و رموز مطالبی به دیگری القا شود: {{عربی|الكلام على سبيل الرمز}}<ref>راغب، مفردات، ص۸۵۹، تحقیق داودی.</ref> و گاهی وحی به صدایی که مجرد از ترکیب باشد، مثل اینکه گفته می‌شود: شیر. یعنی شیر آمد، یا با اشاره با دست یا چشم مطلبی گفته می‌شود و جمله‌ای با یک اشاره منتقل می‌گردد. برخی گفته‌اند، وحی به معنای سرعت نیست، سرعت وصف [[کلام]] [[وحیانی]] است. وحی به معنای فهم و فهماندن است: {{عربی|انما سُمّي الوحي وحياً لسرعته. فإنّ الوحي عين الفهم و عين الإفهام}}<ref>برسوی حقی، روح البیان، ج۸، ص۳۴۴.</ref>. از آن جهت وحی را وحی نامیده‌اند که بسیار سریع انجام می‌گیرد، پس وحی همان انتقال معنا و قصد گوینده به دیگری است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.


=== معنای اصطلاحی ===
=== معنای اصطلاحی ===
خط ۲۵: خط ۲۵:
# وحی به معنای [[قرآن]]. این معنا از وحی به دو گونه است: گاه به کلمه قرآن تصریح شده که وحی همین نوشته قرآن است؛ مانند: {{متن قرآن|...أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ}}<ref>«...این قرآن که به تو وحی کرده‌ایم» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. زمانی هم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ...}}<ref>«به من این قرآن وحی شده است» سوره انعام، آیه ۱۹.</ref>.<ref>نک: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}} «و بدین‌گونه ما به تو [[قرآنی]] [[عربی]] وحی کردیم تا ([[مردم]]) [[امّ القری]] و پیرامون آن را [[بیم]] دهی و (نیز) از [[روز]] گرد آمدن (همگان در [[رستخیز]]) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» [[سوره شوری]]، آیه ۷؛ {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم [[خداوند]] [[فروتن]] و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای [[مردم]] می‌زنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، [[آیه]] ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «و چون [[آیات]] روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را [[امید]] نمی‌برند می‌گویند: [[قرآن]] دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم [[نافرمانی]] کنم از [[عذاب]] روزی سترگ می‌هراسم» [[سوره یونس]]، آیه ۱۵؛ [[المیزان]]، ج۷، ص۳۹؛ ج۱۰، ص۳۲۷؛ [[علامه محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، بیروت، الوفا، ۱۴۰۳ ه. ق، ج۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]]، ص۱۲.</ref>
# وحی به معنای [[قرآن]]. این معنا از وحی به دو گونه است: گاه به کلمه قرآن تصریح شده که وحی همین نوشته قرآن است؛ مانند: {{متن قرآن|...أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ}}<ref>«...این قرآن که به تو وحی کرده‌ایم» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. زمانی هم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ...}}<ref>«به من این قرآن وحی شده است» سوره انعام، آیه ۱۹.</ref>.<ref>نک: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}} «و بدین‌گونه ما به تو [[قرآنی]] [[عربی]] وحی کردیم تا ([[مردم]]) [[امّ القری]] و پیرامون آن را [[بیم]] دهی و (نیز) از [[روز]] گرد آمدن (همگان در [[رستخیز]]) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» [[سوره شوری]]، آیه ۷؛ {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم [[خداوند]] [[فروتن]] و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای [[مردم]] می‌زنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، [[آیه]] ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «و چون [[آیات]] روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را [[امید]] نمی‌برند می‌گویند: [[قرآن]] دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم [[نافرمانی]] کنم از [[عذاب]] روزی سترگ می‌هراسم» [[سوره یونس]]، آیه ۱۵؛ [[المیزان]]، ج۷، ص۳۹؛ ج۱۰، ص۳۲۷؛ [[علامه محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، بیروت، الوفا، ۱۴۰۳ ه. ق، ج۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]]، ص۱۲.</ref>


=== [[کلام]] و [[تکلم الهی]] ===
=== کلام و تکلم الهی===
در مقابل وحی اصطلاح دیگری به عنوان کلام و تکلم آمده است. [[کلام الهی]] که در آیات متعدد آمده، مثل: {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ}}<ref>«سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref> بیان [[افکار]] و نیت‌هایی است که نه با اصوات و حروف است و نه در اثر تموّج مخصوص هوا و از طریق زبان و دهان و مخارج حروف انجام می‌گیرد. بلکه این واژه برای اصل تأثیر دریافت شده با انتقال سریع و به طور مخفی در موارد [[خدا]] به کار رفته است. اما چگونه و با چه کیفیتی، مسئله‌ای است که باید در بحث [[حقیقت وحی]] روشن شود، اما نباید فراموش کنیم که اصل [[سخن گفتن]] و تکلم [[خداوند]] با پیامبرانش از مسائل مسلّم و [[قطعی]] [[ادیان آسمانی]] است. در اینکه [[پیامبران]] با خدا سخن می‌گویند: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و [[موسی]] با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۱۶۴.</ref> و خدا با بعضی آنها سخن می‌گوید، مثل آن‌چه آمده: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های برخی از ایشان را بالا برد» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. از اموری است که در میان [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ایجی، عبدالرحمن، شرح المواقف، شارح: سید شریف جرجانی، ج۸، ص۹۱.</ref>. حال در این جا منظور از این کلمه اتصال خاص [[پیامبر]] است که با شفافیت بیان شده و در [[آیات]] بسیار به ابعاد آن اشاره شده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.
{{اصلی|کلام خدا}}
در کنار «وحی» اصطلاح دیگری به عنوان «کلام» یا «تکلم» آمده است. [[کلام الهی]] که در آیات متعدد آمده، مثل: {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ}}<ref>«سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref> بیان [[افکار]] و نیت‌هایی است که نه با اصوات و حروف است و نه در اثر تموّج مخصوص هوا و از طریق زبان و دهان و مخارج حروف انجام می‌گیرد. بلکه این واژه برای اصل تأثیر دریافت شده با انتقال سریع و به طور مخفی در موارد [[خدا]] به کار رفته است. اما چگونه و با چه کیفیتی، مسئله‌ای است که باید در بحث [[حقیقت وحی]] روشن شود، اما نباید فراموش کنیم که اصل [[سخن گفتن]] و تکلم [[خداوند]] با پیامبرانش از مسائل مسلّم و [[قطعی]] [[ادیان آسمانی]] است. در اینکه [[پیامبران]] با خدا سخن می‌گویند: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و [[موسی]] با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۱۶۴.</ref> و خدا با بعضی آنها سخن می‌گوید، مثل آن‌چه آمده: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های برخی از ایشان را بالا برد» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. از اموری است که در میان [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ایجی، عبدالرحمن، شرح المواقف، شارح: سید شریف جرجانی، ج۸، ص۹۱.</ref>. حال در این جا منظور از این کلمه اتصال خاص [[پیامبر]] است که با شفافیت بیان شده و در [[آیات]] بسیار به ابعاد آن اشاره شده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.


== کاربردهای وحی در قرآن ==
== کاربردهای وحی در قرآن ==
خط ۴۰: خط ۴۱:
# '''دوم''' آن‌که، حوادثی که برای [[بشر]] اتفاق می‌افتد، به تقدیر و [[امر الهی]] است که این امر را [[فرشتگان]] دریافت می‌کنند و آنها هستند که آن را به [[زمین]] می‌رسانند. این امر به اعتبار فرشتگانی که در [[آسمان‌ها]] ساکن‌اند نسبتی به تک تک آنها دارد و به اعتبار اینکه حامل آن امرند نسبتی به هر گروه از فرشتگان دارد به عنوان مثال، فرشته‌ای که حامل امر [[موت]] است، او را [[ملک الموت]] می‌نامند. برگشت این نظریه به آن است که [[خداوند]] در هر آسمانی امر الهی مربوط به آن را به فرشتگان آن [[آسمان]] وحی می‌کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۵ ـ ۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>.
# '''دوم''' آن‌که، حوادثی که برای [[بشر]] اتفاق می‌افتد، به تقدیر و [[امر الهی]] است که این امر را [[فرشتگان]] دریافت می‌کنند و آنها هستند که آن را به [[زمین]] می‌رسانند. این امر به اعتبار فرشتگانی که در [[آسمان‌ها]] ساکن‌اند نسبتی به تک تک آنها دارد و به اعتبار اینکه حامل آن امرند نسبتی به هر گروه از فرشتگان دارد به عنوان مثال، فرشته‌ای که حامل امر [[موت]] است، او را [[ملک الموت]] می‌نامند. برگشت این نظریه به آن است که [[خداوند]] در هر آسمانی امر الهی مربوط به آن را به فرشتگان آن [[آسمان]] وحی می‌کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۵ ـ ۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>.


'''ج. [[الهام]] غریزی به حیوان:''' در آیه ۶۸ [[سوره نحل]] آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند!؛ سوره نحل، آیه ۶۸- ۶۹.</ref>. این [[وحی]] را [[الهام]] غریزی یا القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه دانسته‌اند<ref>علی بن ابراهیم قمی، التفسیر القمی، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسة اسماعیلین، ۱۴۱۷ﻫ، چاپ چهارم، ج ۳، ص۶۳؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامية، بی‌تا، ج ۲، ص۲۶۳.</ref>.<ref>شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۴۶؛ سعیدی روشن، محمد باقر، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳؛ قدردان قراملکی، [[محمد حسن]]، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>
'''ج. [[الهام]] غریزی به حیوان:''' در آیه ۶۸ [[سوره نحل]] آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند!؛ سوره نحل، آیه ۶۸- ۶۹.</ref>. این [[وحی]] را [[الهام]] غریزی یا القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه دانسته‌اند<ref>علی بن ابراهیم قمی، التفسیر القمی، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسة اسماعیلین، ۱۴۱۷ﻫ، چاپ چهارم، ج ۳، ص۶۳؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامية، بی‌تا، ج ۲، ص۲۶۳.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>


'''د. هدایت باطنی در [[انسان]] (وحی تسدیدی):'''[[قرآن کریم]] در مورد گروهی از [[پیامبران]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به [[فرمان]] ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام [[کارهای نیک]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] را [[وحی]] کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ [[سوره انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>.
'''د. هدایت باطنی در [[انسان]] (وحی تسدیدی): '''[[قرآن کریم]] در مورد گروهی از [[پیامبران]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به [[فرمان]] ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام [[کارهای نیک]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] را [[وحی]] کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ [[سوره انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>.


وحی در این [[آیه]] به معنای هدایت باطنی است. [[آیات قرآن]] بر این دلالت دارد که [[خداوند]] [[انسان]] را به طور عام، و عدّه‌ای از پیامبران را به طور خاص مشمول این نوع [[هدایت]] قرار داده است.
وحی در این [[آیه]] به معنای هدایت باطنی است. [[آیات قرآن]] بر این دلالت دارد که [[خداوند]] [[انسان]] را به طور عام، و عدّه‌ای از پیامبران را به طور خاص مشمول این نوع [[هدایت]] قرار داده است.


خداوند در [[سوره شمس]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref> و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد؛ سوره شمس، آیه ۷- ۸.</ref>. مراد از این [[الهام]] آن است که [[خدای تعالی]] صفات [[عمل]]انسان را به انسان شناسانده و به او فهمانده است عملی را که انجام می‌دهد [[تقوا]] یا [[فجور]] است. در آیه [[شریف]] با آوردن حرف فاء مسئله الهام را نتیجه تسویه قرار داده است و این اشاره است به اینکه الهام فجور و تقوا همان [[عقل عملی]] است که از نتایج تسویه [[نَفْس]] است، پس این الهام از صفات و خصوصیات [[خلق]] [[آدمی]] ‌است، همچنان‌که در جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۶، ص۱۷۸ (ذيل آيه).</ref>.
خداوند در [[سوره شمس]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref> و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت، پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد؛ سوره شمس، آیه ۷- ۸.</ref>. مراد از این [[الهام]] آن است که [[خدای تعالی]] صفات [[عمل]]انسان را به انسان شناسانده و به او فهمانده است عملی را که انجام می‌دهد [[تقوا]] یا [[فجور]] است. در آیه [[شریف]] با آوردن حرف فاء مسئله الهام را نتیجه تسویه قرار داده است و این اشاره است به اینکه الهام فجور و تقوا همان [[عقل عملی]] است که از نتایج تسویه [[نَفْس]] است، پس این الهام از صفات و خصوصیات [[خلق]] [[آدمی]] ‌است، همچنان‌که در جای دیگر فرمود: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند؛ سوره روم، آیه۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۶، ص۱۷۸ (ذيل آيه).</ref>


این نوع هدایت باطنی [[الهی]] که به صورت [[عقل عملی]] در نوع [[بشر]] جریان یافته است، در سطح بالاتر در کسانی که به [[مقام امامت]] رسیده‌اند، تحقق یافته است. [[خداوند]] در وصف پیامبرانی چون ابراهیم، اسحاق و [[یعقوب]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.</ref>.
این نوع هدایت باطنی [[الهی]] که به صورت [[عقل عملی]] در نوع [[بشر]] جریان یافته است، در سطح بالاتر در کسانی که به [[مقام امامت]] رسیده‌اند، تحقق یافته است. [[خداوند]] در وصف پیامبرانی چون ابراهیم، اسحاق و [[یعقوب]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه۷۳.</ref>.
خط ۵۲: خط ۵۳:
[[علامه طباطبایی]] در مورد معنای [[هدایت به امر]] و [[وحی]] در [[آیه]] مذکور می‌فرماید: "این [[هدایت]] که [[خدا]] آن را از [[شئون امامت]] قرار داده، هدایت به معنای [[راهنمایی]] نیست، چون می‌دانیم که [[خدای تعالی]] ابراهیم را وقتی [[امام]] قرار داد که سال‌ها دارای [[منصب نبوت]] بود، و معلوم است که [[نبوت]] جدا از منصب هدایت به معنای راهنمایی نیست، پس [[هدایتی]] که منصب امام است نمی‌تواند معنایی غیر از رساندن به مقصد داشته باشد، و معنا یک نوع [[تصرف تکوینی]] در [[نفوس]] است که با آن تصرف راه را برای بردن [[دل‌ها]] به سوی کمال هموار می‌سازد. چون این تصرف، تصرفی است [[تکوینی]]، ناگزیر مراد از امری که با آن هدایت صورت می‌گیرد نیز امری تکوینی خواهد بود نه [[تشریعی]].
[[علامه طباطبایی]] در مورد معنای [[هدایت به امر]] و [[وحی]] در [[آیه]] مذکور می‌فرماید: "این [[هدایت]] که [[خدا]] آن را از [[شئون امامت]] قرار داده، هدایت به معنای [[راهنمایی]] نیست، چون می‌دانیم که [[خدای تعالی]] ابراهیم را وقتی [[امام]] قرار داد که سال‌ها دارای [[منصب نبوت]] بود، و معلوم است که [[نبوت]] جدا از منصب هدایت به معنای راهنمایی نیست، پس [[هدایتی]] که منصب امام است نمی‌تواند معنایی غیر از رساندن به مقصد داشته باشد، و معنا یک نوع [[تصرف تکوینی]] در [[نفوس]] است که با آن تصرف راه را برای بردن [[دل‌ها]] به سوی کمال هموار می‌سازد. چون این تصرف، تصرفی است [[تکوینی]]، ناگزیر مراد از امری که با آن هدایت صورت می‌گیرد نیز امری تکوینی خواهد بود نه [[تشریعی]].


[[عمل]] [[خیرات]] نیز که از آنها صادر می‌شده، به وحی و دلالت [[باطنی]] و الهی بوده که مقارن آن صورت می‌گرفته است و این وحی غیر از [[وحی تشریعی]] است که در آن ابتدا عمل را [[تشریع]] می‌کند و سپس انجام آن را مقرر می‌دارد. این [[وحی]] را می‌توان وحی تسدید نامید نه [[وحی تشریعی]]. خلاصه آن‌که این اشخاص، مؤید به [[روح القدس]] و [[روح]] [[طهارت]] و [[پاکی]] هستند و نیرویی ربّانی آنها را به انجام [[کارهای نیک]] فرا می‌خواند<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۵ (ترجمۀ المیزان، ج ۱۴، ص۴۲۸).</ref>.<ref>شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۴۶ – ۴۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>
[[عمل]] [[خیرات]] نیز که از آنها صادر می‌شده، به وحی و دلالت [[باطنی]] و الهی بوده که مقارن آن صورت می‌گرفته است و این وحی غیر از [[وحی تشریعی]] است که در آن ابتدا عمل را [[تشریع]] می‌کند و سپس انجام آن را مقرر می‌دارد. این [[وحی]] را می‌توان وحی تسدید نامید نه [[وحی تشریعی]]. خلاصه آن‌که این اشخاص، مؤید به [[روح القدس]] و [[روح]] [[طهارت]] و [[پاکی]] هستند و نیرویی ربّانی آنها را به انجام [[کارهای نیک]] فرا می‌خواند<ref>ر.ک: محمد حسين طباطبائی، المیزان، ج ۱۴، ص۳۰۵ (ترجمۀ المیزان، ج ۱۴، ص۴۲۸).</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۶ – ۴۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>


'''ه. ارتباط [[کلامی]] [[خدا]] با [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] تصریح می‌کند که [[خداوند]] با [[بشر]]، اعمّ از [[پیامبر]] و غیر پیامبر، به روش‌های مختلف ارتباط کلامی ‌برقرار می‌کند. در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>.
'''ه. ارتباط [[کلامی]] [[خدا]] با [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] تصریح می‌کند که [[خداوند]] با [[بشر]]، اعمّ از [[پیامبر]] و غیر پیامبر، به روش‌های مختلف ارتباط کلامی ‌برقرار می‌کند. در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref> و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است؛ سوره شوری، آیه۵۱.</ref>.
خط ۸۴: خط ۸۵:
'''نمونه‌ای از وحی ابلاغی:''' {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ [[سوره شوری]]، آیه۱۳.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref> و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه۷.</ref>.
'''نمونه‌ای از وحی ابلاغی:''' {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ [[سوره شوری]]، آیه۱۳.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref> و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه۷.</ref>.


'''ز. لقای امر به [[فرشتگان]]:'''در [[قرآن]] ارتباط [[خداوند]] با فرشتگان نیز با لفظ [[وحی]] بیان شده است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه۱۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۹ ـ ۵۱.</ref>
'''ز. القای امر به [[فرشتگان]]:'''در [[قرآن]] ارتباط [[خداوند]] با فرشتگان نیز با لفظ [[وحی]] بیان شده است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه۱۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۹ ـ ۵۱.</ref>


=== القای امر از [[فرشته]] به [[انسان]] ===
=== القای امر از [[فرشته]] به [[انسان]] ===
خط ۹۷: خط ۹۸:


=== القای امر از جانب [[شیاطین]] ===
=== القای امر از جانب [[شیاطین]] ===
در دو [[آیه قرآن]] وساوس و القائات شیاطین با واژه [[وحی]] یاد شده است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏}}<ref>و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذار؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدین‌گونه برای هر [[پیامبری]] [[دشمنی]] از شیطان‌های [[آدمی]] و [[پری]] قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به [[فریب]] سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر [[پروردگار]] تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذا؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۲۱.</ref>. دلیل اطلاق [[وحی]] بر وساوس و القائات [[شیطانی]]، نهانی بودن یا سرعتِ عمل در جریان این‌گونه عملِ ارتباطی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>.
در دو [[آیه قرآن]] وساوس و القائات شیاطین با واژه [[وحی]] یاد شده است: {{متن قرآن|كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ‏}}<ref>و بدین‌گونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذار؛ سوره انعام، آیه۱۱۲.</ref>، {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدین‌گونه برای هر [[پیامبری]] [[دشمنی]] از شیطان‌های [[آدمی]] و [[پری]] قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به [[فریب]] سخنان آراسته الهام می‌کنند و اگر [[پروردگار]] تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذا؛ [[سوره انعام]]، آیه۱۲۱.</ref>. دلیل اطلاق [[وحی]] بر وساوس و القائات [[شیطانی]]، نهانی بودن یا سرعتِ عمل در جریان این‌گونه عملِ ارتباطی است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>.


== تقسیمی دیگر برای کاربردهای وحی در قرآن ==
== تقسیمی دیگر برای کاربردهای وحی در قرآن ==
خط ۱۰۵: خط ۱۰۶:


=== [[وحی پیامبرانه]] ([[وحی تشریعی]]) ===
=== [[وحی پیامبرانه]] ([[وحی تشریعی]]) ===
بیشترین کاربرد قرآنی وحی، به وحی پیامبرانه اختصاص دارد. [[آیات]] زیر از این نوع وحی سخن می‌گویند: {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref> و...<ref>ر.ک: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} «بدین‌گونه [[خداوند]] پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند [[وحی]] می‌کند» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۳؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو [[وحی]] کردیم و آنچه را که به ابراهیم و [[موسی]] و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، [[خداوند]] است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۱۳؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «و بدین‌گونه ما [[روحی]] از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و [[ایمان]] چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از [[بندگان]] خویش هر که را بخواهیم [[راهنمایی]] می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲؛ {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ}} «آیا برای [[مردم]] شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و [[مؤمنان]] را [[آگاه]] ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی [[راستین]] دارند؛ [[کافران]] می‌گویند: بی‌گمان این [[جادوگری]] آشکار است» [[سوره یونس]]، آیه ۲؛ {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}} «ما با این [[قرآن]] که به تو وحی کرده‌ایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان می‌گوییم و بی‌گمان تو پیش از آن از [[ناآگاهان]] بودی» [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۳؛ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}} «سپس به تو [[وحی]] کردیم که از [[آیین]] ابراهیم درست‌آیین [[پیروی]] کن و (او) از [[مشرکان]] نبود» [[سوره نحل]]، آیه ۱۲۳؛ {{متن قرآن|وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ}} «و آنچه از کتاب (آسمانی [[قرآن]]) به تو وحی کردیم [[راستین]] است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، بی‌گمان [[خداوند]] به [[بندگان]] خویش، [[آگاهی]] بیناست» [[سوره فاطر]]، آیه ۳۱؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خوردند که اگر نشانه ای برای آنان بیاید به آن [[ایمان]] می‌آورند؛ بگو: [[نشانه‌ها]] تنها نزد خداوند است و شما چه می‌دانید هنگامی که آن (نشانه هم) بیاید ایمان نمی‌آورند» [[سوره انعام]]، آیه ۱۰۹؛ {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و اوست که شما را [[جانشینان]] (خویش یا گذشتگان) در [[زمین]] گمارد و برخی را بر برخی دیگر به پایه‌هایی [[برتری]] داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید؛ بی‌گمان [[پروردگار]] تو زودکیفر است و به [[راستی]] او [[آمرزنده]] [[بخشاینده]] است» سوره انعام، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}} «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار [[نهی]] و [[دل]] از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۱۲؛ و….</ref>. مخاطب این [[وحی]]، پیامبران‌اند. [[خداوند]] از این طریق، [[معارف الهی]] و [[حقایق]] [[جهان]] را به آنان [[ابلاغ]] می‌کرد که با [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این نوع وحی برای همیشه پایان پذیرفت<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۳۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و [[معرفت]] [[وحیانی]] (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۴.</ref>.
بیشترین کاربرد قرآنی وحی، به وحی پیامبرانه اختصاص دارد. [[آیات]] زیر از این نوع وحی سخن می‌گویند: {{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی، و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داوود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref>«و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» سوره شوری، آیه ۷.</ref> و...<ref>ر.ک: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}} «بدین‌گونه [[خداوند]] پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بوده‌اند [[وحی]] می‌کند» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۳؛ {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ}} «از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو [[وحی]] کردیم و آنچه را که به ابراهیم و [[موسی]] و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، [[خداوند]] است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد» [[سوره شوری]]، [[آیه]] ۱۳؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «و بدین‌گونه ما [[روحی]] از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و [[ایمان]] چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از [[بندگان]] خویش هر که را بخواهیم [[راهنمایی]] می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲؛ {{متن قرآن|أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ مُبِينٌ}} «آیا برای [[مردم]] شگرف است به مردی از آنان وحی کنیم که به مردم هشدار بده و [[مؤمنان]] را [[آگاه]] ساز که نزد پروردگارشان پایگاهی [[راستین]] دارند؛ [[کافران]] می‌گویند: بی‌گمان این [[جادوگری]] آشکار است» [[سوره یونس]]، آیه ۲؛ {{متن قرآن|نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ}} «ما با این [[قرآن]] که به تو وحی کرده‌ایم، به بهترین (شیوه) داستانسرایی برای تو داستان می‌گوییم و بی‌گمان تو پیش از آن از [[ناآگاهان]] بودی» [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۳؛ {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}} «سپس به تو [[وحی]] کردیم که از [[آیین]] ابراهیم درست‌آیین [[پیروی]] کن و (او) از [[مشرکان]] نبود» [[سوره نحل]]، آیه ۱۲۳؛ {{متن قرآن|وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ}} «و آنچه از کتاب (آسمانی [[قرآن]]) به تو وحی کردیم [[راستین]] است و چیزی را که پیش از آن بوده است راست می‌شمارد، بی‌گمان [[خداوند]] به [[بندگان]] خویش، [[آگاهی]] بیناست» [[سوره فاطر]]، آیه ۳۱؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خوردند که اگر نشانه ای برای آنان بیاید به آن [[ایمان]] می‌آورند؛ بگو: [[نشانه‌ها]] تنها نزد خداوند است و شما چه می‌دانید هنگامی که آن (نشانه هم) بیاید ایمان نمی‌آورند» [[سوره انعام]]، آیه ۱۰۹؛ {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ}} «و اوست که شما را [[جانشینان]] (خویش یا گذشتگان) در [[زمین]] گمارد و برخی را بر برخی دیگر به پایه‌هایی [[برتری]] داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید؛ بی‌گمان [[پروردگار]] تو زودکیفر است و به [[راستی]] او [[آمرزنده]] [[بخشاینده]] است» سوره انعام، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}} «و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار [[نهی]] و [[دل]] از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۱۲؛ و….</ref>. مخاطب این [[وحی]]، پیامبران‌اند. [[خداوند]] از این طریق، [[معارف الهی]] و [[حقایق]] [[جهان]] را به آنان [[ابلاغ]] می‌کرد که با [[رحلت رسول اکرم]]{{صل}} این نوع وحی برای همیشه پایان پذیرفت<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۳۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۴.</ref>.


=== وحی غیر پیامبرانه ===
=== وحی غیر پیامبرانه ===
خط ۱۱۳: خط ۱۱۴:
در برخی [[آیات قرآن]]، از وحی به اشیا و [[امور مادی]] [[سخن]] گفته شده است. مثال این نوع وحی را می‌توان در این آیه مشاهده کرد: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو [[روز]] (به گونه) [[هفت آسمان]] برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و [[آسمان]] نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از [[ستارگان]]) آراستیم و [[نیک]] آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست» [[سوره فصلت]]، آیه ۱۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر، [[خداوند متعال]] از وحی به [[زمین]] در [[قیامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۴-۵.</ref>. طبیعی است که این قسم از وحی را نمی‌توان با وحی به [[انسان‌ها]] مقایسه کرد؛ بلکه با جمادات تناسب دارد.
در برخی [[آیات قرآن]]، از وحی به اشیا و [[امور مادی]] [[سخن]] گفته شده است. مثال این نوع وحی را می‌توان در این آیه مشاهده کرد: {{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}<ref>«آنگاه آنها را در دو [[روز]] (به گونه) [[هفت آسمان]] برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و [[آسمان]] نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از [[ستارگان]]) آراستیم و [[نیک]] آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست» [[سوره فصلت]]، آیه ۱۲.</ref>. در آیه‌ای دیگر، [[خداوند متعال]] از وحی به [[زمین]] در [[قیامت]] سخن گفته است: {{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است» سوره زلزال، آیه ۴-۵.</ref>. طبیعی است که این قسم از وحی را نمی‌توان با وحی به [[انسان‌ها]] مقایسه کرد؛ بلکه با جمادات تناسب دارد.


ظاهر برخی [[آیات]]، مراتبی از شعور و فهم را به همه موجودات، حتی جمادات نسبت می‌دهد. مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>. دو [[تفسیر]] برای [[تسبیح]] موجودات در این آیه بیان شده است: [[تسبیح]] [[تکوینی]] و تسبیح [[تشریعی]]<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۳۴.</ref>. در تسبیح تکوینی، [[آفرینش]] اشیا به طور تکوینی بر [[عظمت خداوند]] و [[منزه بودن]] او از [[عیب]] و [[نقص]] دلالت دارد. چنین تسبیحی، نیازمند [[درک]] و شعور تسبیح گوینده نیست. در مقابل، تسبیح تشریعی با درک و شعور تسبیح کننده همراه است. به نظر می‌رسد مقصود [[آیه شریفه]]، تسبیح تکوینی موجودات نیست؛ زیرا تسبیح، فعل تسبیح گوینده است که اگر مقصود آیه را تسبیح تکوینی موجودات بدون شعور بدانیم، چنین نسبت به همه اشیای مجازی و خلاف ظاهر است. افزون بر آن، تعبیر {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که در انتهای آیه آمده نیز مؤید آن است که مقصود آیه شریفه تسبیح تشریعی است؛ زیرا ما تسبیح تکوینی موجودات را می‌فهمیم؛ در حالی که در آیه یاد شده آمده است که شما تسبیح آنان را نمی‌فهمید. پس مقصود از تسبیحی که ما آن را نمی‌فهمیم، تسبیح تکوینی نیست؛ بلکه همان تسبیح تشریعی است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۷، ص۲۱۴-۲۱۵.</ref>.
ظاهر برخی [[آیات]]، مراتبی از شعور و فهم را به همه موجودات، حتی جمادات نسبت می‌دهد. مانند [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref>. دو [[تفسیر]] برای [[تسبیح]] موجودات در این آیه بیان شده است: [[تسبیح]] [[تکوینی]] و تسبیح [[تشریعی]]<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۲، ص۱۳۴.</ref>. در تسبیح تکوینی، [[آفرینش]] اشیا به طور تکوینی بر عظمت خداوند و [[منزه بودن]] او از عیب و نقص دلالت دارد. چنین تسبیحی، نیازمند [[درک]] و شعور تسبیح گوینده نیست. در مقابل، تسبیح تشریعی با درک و شعور تسبیح کننده همراه است. به نظر می‌رسد مقصود [[آیه شریفه]]، تسبیح تکوینی موجودات نیست؛ زیرا تسبیح، فعل تسبیح گوینده است که اگر مقصود آیه را تسبیح تکوینی موجودات بدون شعور بدانیم، چنین نسبت به همه اشیای مجازی و خلاف ظاهر است. افزون بر آن، تعبیر {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که در انتهای آیه آمده نیز مؤید آن است که مقصود آیه شریفه تسبیح تشریعی است؛ زیرا ما تسبیح تکوینی موجودات را می‌فهمیم؛ در حالی که در آیه یاد شده آمده است که شما تسبیح آنان را نمی‌فهمید. پس مقصود از تسبیحی که ما آن را نمی‌فهمیم، تسبیح تکوینی نیست؛ بلکه همان تسبیح تشریعی است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۷، ص۲۱۴-۲۱۵.</ref>.


البته فهم و شعور موجودات، درجات مختلف دارد که به تناسب آن فهم و شعور، تسبیح آنان و [[وحی]] به آنان نیز متفاوت است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی [[تفسیر القرآن]] بالقرآن، ص۲۱۲؛ [[سیدمحمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان فی تفسیر القرآن]]، ج۲۰، ص۳۴۲؛ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر [[اثنا عشری]]، ج۷، ص۳۸۲.</ref>. بنابراین، وحی به آنان، با وجود اشتراک در معنای لغوی (القای [[علم]] به طور سریع و مخفیانه)، به تناسب فهم و جایگاه وجودی آنان، با [[وحی]] به دیگر موجودات متفاوت است. از [[مفسران]] نخستین نیز در این خصوص تعابیری نقل شده است که [[تسبیح]] و فهم یاد شده را [[تأیید]] می‌کنند. مثلا آواز بلند خروس، [[نماز]] او معرفی شده است<ref>ر.ک: احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰۲-۱۰۳؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص۲۶؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ج۵، ص۷۴؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۱۸۳.</ref>. این [[تفسیر]]، اگرچه درباره جمادات نیست، اما در بحث تسبیح با جمادات مشترک است؛ زیرا معمولا بین تسبیح حیوانات و جمادات فرقی گذاشته نمی‌شود. چنین تسبیحی، به معنای تسبیح [[تکوینی]] نیست؛ زیرا بنا بر تسبیح تکوینی، وجود خروس و یکایک کارهای او [[تسبیح خداوند]] است و تسبیحش اختصاص به آواز خاص او ندارد. بنابر این مقصود آن است که خروس به طور [[تشریعی]]، در اندازه فهم خود، [[خداوند]] را[[تسبیح]] می‌کند و آوازش تسبیح اوست<ref>هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص۳۸؛ سعیدی روشن، محمد باقر، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳؛ قدردان قراملکی، محمد حسن، قرآن و علم کلام، ص۳۲۲؛ آیین خاتم، ص۱۵۳.</ref>.
البته فهم و شعور موجودات، درجات مختلف دارد که به تناسب آن فهم و شعور، تسبیح آنان و [[وحی]] به آنان نیز متفاوت است<ref>ر.ک: محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی [[تفسیر القرآن]] بالقرآن، ص۲۱۲؛ [[سیدمحمدحسین طباطبایی]]، [[المیزان فی تفسیر القرآن]]، ج۲۰، ص۳۴۲؛ حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، تفسیر [[اثنا عشری]]، ج۷، ص۳۸۲.</ref>. بنابراین، وحی به آنان، با وجود اشتراک در معنای لغوی (القای [[علم]] به طور سریع و مخفیانه)، به تناسب فهم و جایگاه وجودی آنان، با [[وحی]] به دیگر موجودات متفاوت است. از [[مفسران]] نخستین نیز در این خصوص تعابیری نقل شده است که [[تسبیح]] و فهم یاد شده را [[تأیید]] می‌کنند. مثلا آواز بلند خروس، [[نماز]] او معرفی شده است<ref>ر.ک: احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۰۲-۱۰۳؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۳، ص۲۶؛ اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ج۵، ص۷۴؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۱۸۳.</ref>. این [[تفسیر]]، اگرچه درباره جمادات نیست، اما در بحث تسبیح با جمادات مشترک است؛ زیرا معمولا بین تسبیح حیوانات و جمادات فرقی گذاشته نمی‌شود. چنین تسبیحی، به معنای تسبیح [[تکوینی]] نیست؛ زیرا بنا بر تسبیح تکوینی، وجود خروس و یکایک کارهای او [[تسبیح خداوند]] است و تسبیحش اختصاص به آواز خاص او ندارد. بنابر این مقصود آن است که خروس به طور [[تشریعی]]، در اندازه فهم خود، [[خداوند]] را[[تسبیح]] می‌کند و آوازش تسبیح اوست<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۳۸؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۲؛ [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>.


==== [[وحی]] به حیوانات ====
==== [[وحی]] به حیوانات ====
نمونه این نوع وحی، وحی به زنبور عسل است. خداوند در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>.
نمونه این نوع وحی، وحی به زنبور عسل است. خداوند در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref>.


معمولا از این نوع وحی، به [[هدایت]] غریزی تعبیر شده است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۲۹۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۹۶؛ محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۶، ص۴۰۱.</ref>. البته این نوع هدایت، به زنبور عسل اختصاص ندارد و حیوانات دیگر را نیز شامل می‌شود؛ هرچند زنبور عسل یکی از مثال‌های روشن آن است. این گونه کاربردهای [[وحی]]، توضیح این [[حقیقت]] است که [[خداوند متعال]] به گونه‌های مختلف، [[علوم]] و حقایقی را به موجودات مختلف می‌آموزد که البته در هر مرتبه از وجود، متناسب آن مرتبه است. رساندن این [[علوم]] به جمادات، به گونه‌ای است؛ به حیوانات به شکلی و به [[انسان‌ها]] به گونه‌ای دیگر است که همه این اقسام در معنای لغوی [[وحی]] مشترک‌اند. [[تفاسیر]] نقل شده از مسلمانان نخستین نشان می‌دهد که آنان نیز به این [[آیات]] توجه داشته و از این مباحث [[آگاه]] بوده‌اند<ref>ر.ک: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۷۳؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۹۳؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۲۲۸۹.</ref>.<ref>سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی، ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی، ص۴۰؛ سعیدی روشن، محمد باقر، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳؛ آیین خاتم، ص۱۵۳.</ref>
معمولا از این نوع وحی، به [[هدایت]] غریزی تعبیر شده است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۲۹۲؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۲۹۶؛ محمد صادقی تهرانی، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱۶، ص۴۰۱.</ref>. البته این نوع هدایت، به زنبور عسل اختصاص ندارد و حیوانات دیگر را نیز شامل می‌شود؛ هرچند زنبور عسل یکی از مثال‌های روشن آن است. این گونه کاربردهای [[وحی]]، توضیح این [[حقیقت]] است که [[خداوند متعال]] به گونه‌های مختلف، [[علوم]] و حقایقی را به موجودات مختلف می‌آموزد که البته در هر مرتبه از وجود، متناسب آن مرتبه است. رساندن این [[علوم]] به جمادات، به گونه‌ای است؛ به حیوانات به شکلی و به [[انسان‌ها]] به گونه‌ای دیگر است که همه این اقسام در معنای لغوی [[وحی]] مشترک‌اند. [[تفاسیر]] نقل شده از مسلمانان نخستین نشان می‌دهد که آنان نیز به این [[آیات]] توجه داشته و از این مباحث [[آگاه]] بوده‌اند<ref>ر.ک: فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۷۳؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۹۳؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۲۲۸۹.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۴۰؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳؛ [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>


==== وحی به [[فرشتگان]] ====
==== وحی به [[فرشتگان]] ====
خط ۱۳۲: خط ۱۳۳:
'''وحی شیطانی''': در بسیاری از [[آیات]]، به صراحت بیان شده است که وحی کننده به [[پیامبران]]، [[خداوند متعال]] است<ref>تعابیری مانند {{متن قرآن|أَوْحَيْتُ}}، {{متن قرآن|أَوْحَى رَبُّكَ}} و {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا}} بر همین مطلب دلالت دارند: ر.ک: مائده، ۱۱۱؛ نحل، ۷۸؛ اسراء، ۳۹؛ زلزال، ۵؛ نساء، ۱۱۳؛ اعراف، ۱۹۰ و ۱۷۷؛ یونس، ۲ و ۶۸۷؛ یوسف، ۳ و ۱۵، و....</ref>؛ البته در آیه‌ای بیان شده است که وحی گاهی به وسیله [[فرشتگان]] به مخاطب آن می‌رسد<ref>در بخشی از این [[آیه]]، وحی، به فرستادگان [[خداوند]] (فرشتگان) نسبت داده شده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}} «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به [[اذن]] او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» [[سوره شوری]]، آیه ۵۱.</ref>. در برخی آیات، بر [[وسوسه]] و القائات شیطانی نیز وحی اطلاق شده است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>: مراد از شیطان‌ها در این آیه، برخی از [[جنیان]] یا انسان‌هایند؛ اما مخاطب این نوع وحی شیطانی، یا به عبارت دیگر دریافت کننده آن، برخی انسان‌هایند که با دریافت آن به [[مجادله]] با [[مؤمنان]] می‌پردازند<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۵۷؛ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۸ ص۱۵۶؛ محمد بن حبیب الله سبزواری نجفی، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج۳، ص۸۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر، از رابطه شیطان‌های جنی با انسی و [[وحی]] به یکدیگر سخن گفته شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدین‌گونه برای هر [[پیامبری]] [[دشمنی]] از شیطان‌های [[آدمی]] و [[پری]] قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به [[فریب]] سخنان آراسته [[الهام]] می‌کنند و اگر [[پروردگار]] تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذار» [[سوره انعام]]، آیه ۱۱۲.</ref>. در [[تفسیری]] که از [[ابن عباس]] در ذیل این [[آیه]] نقل شده، آمده است که شیاطن [[جن]] به شیطان‌های [[انسانی]] وحی می‌کنند (نه عکس آن). ایشان [[تفسیر]] خود را با آیه‌ای دیگر که از وحی شیطان‌ها به دوستانشان خبر می‌دهد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}} «و از چیزی که (در [[ذبح]]) [[نام خداوند]] بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به [[راستی]] [[نافرمانی]] (از [[خداوند]]) است و شیطان‌ها بی‌گمان در [[یاران]] خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان [[فرمانبرداری]] کنید به [[یقین]] [[مشرک]] خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>، [[تأیید]] کرده است<ref>عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۳۷۲؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۹.</ref>. دیگر [[مفسران]] نخستین نیز توضیحی افزون بر معنای لغوی از وحی در آیه یادشده ارائه نکرده‌اند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۳۷۱؛ احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۸۲؛ حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۲؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۲، ص۶۸؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۹.</ref>. بنابراین می‌توان گفت که آنان نیز با توجه به روشنی [[آیات]] یادشده، القائات [[شیطانی]] را نوعی [[وحی]] غیر پیامبرانه می‌دانستند.
'''وحی شیطانی''': در بسیاری از [[آیات]]، به صراحت بیان شده است که وحی کننده به [[پیامبران]]، [[خداوند متعال]] است<ref>تعابیری مانند {{متن قرآن|أَوْحَيْتُ}}، {{متن قرآن|أَوْحَى رَبُّكَ}} و {{متن قرآن|أَوْحَيْنَا}} بر همین مطلب دلالت دارند: ر.ک: مائده، ۱۱۱؛ نحل، ۷۸؛ اسراء، ۳۹؛ زلزال، ۵؛ نساء، ۱۱۳؛ اعراف، ۱۹۰ و ۱۷۷؛ یونس، ۲ و ۶۸۷؛ یوسف، ۳ و ۱۵، و....</ref>؛ البته در آیه‌ای بیان شده است که وحی گاهی به وسیله [[فرشتگان]] به مخاطب آن می‌رسد<ref>در بخشی از این [[آیه]]، وحی، به فرستادگان [[خداوند]] (فرشتگان) نسبت داده شده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}} «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به [[اذن]] او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» [[سوره شوری]]، آیه ۵۱.</ref>. در برخی آیات، بر [[وسوسه]] و القائات شیطانی نیز وحی اطلاق شده است: {{متن قرآن|وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ}}<ref>«و از چیزی که (در ذبح) نام خداوند بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به راستی نافرمانی (از خداوند) است و شیطان‌ها بی‌گمان در یاران خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان فرمانبرداری کنید به یقین مشرک خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>: مراد از شیطان‌ها در این آیه، برخی از [[جنیان]] یا انسان‌هایند؛ اما مخاطب این نوع وحی شیطانی، یا به عبارت دیگر دریافت کننده آن، برخی انسان‌هایند که با دریافت آن به [[مجادله]] با [[مؤمنان]] می‌پردازند<ref>ر.ک: محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۵۷؛ حسن مصطفوی، تفسیر روشن، ج۸ ص۱۵۶؛ محمد بن حبیب الله سبزواری نجفی، الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج۳، ص۸۹.</ref>. در آیه‌ای دیگر، از رابطه شیطان‌های جنی با انسی و [[وحی]] به یکدیگر سخن گفته شده است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}}<ref>«و بدین‌گونه برای هر [[پیامبری]] [[دشمنی]] از شیطان‌های [[آدمی]] و [[پری]] قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به [[فریب]] سخنان آراسته [[الهام]] می‌کنند و اگر [[پروردگار]] تو می‌خواست آن (کار) را نمی‌کردند پس آنان را با دروغی که می‌بافند واگذار» [[سوره انعام]]، آیه ۱۱۲.</ref>. در [[تفسیری]] که از [[ابن عباس]] در ذیل این [[آیه]] نقل شده، آمده است که شیاطن [[جن]] به شیطان‌های [[انسانی]] وحی می‌کنند (نه عکس آن). ایشان [[تفسیر]] خود را با آیه‌ای دیگر که از وحی شیطان‌ها به دوستانشان خبر می‌دهد<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}} «و از چیزی که (در [[ذبح]]) [[نام خداوند]] بر آن برده نشده است نخورید؛ و آن به [[راستی]] [[نافرمانی]] (از [[خداوند]]) است و شیطان‌ها بی‌گمان در [[یاران]] خویش می‌دمند که با شما چالش ورزند و اگر از آنان [[فرمانبرداری]] کنید به [[یقین]] [[مشرک]] خواهید بود» سوره انعام، آیه ۱۲۱.</ref>، [[تأیید]] کرده است<ref>عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۳۷۲؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۹.</ref>. دیگر [[مفسران]] نخستین نیز توضیحی افزون بر معنای لغوی از وحی در آیه یادشده ارائه نکرده‌اند<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۴؛ عبدالرحمن بن محمد بن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۱۳۷۱؛ احمد بن ابراهیم ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۸۲؛ حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۲؛ عبدالرحمن بن علی بن جوزی، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج۲، ص۶۸؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۳، ص۳۹.</ref>. بنابراین می‌توان گفت که آنان نیز با توجه به روشنی [[آیات]] یادشده، القائات [[شیطانی]] را نوعی [[وحی]] غیر پیامبرانه می‌دانستند.


'''وحی رحمانی''': در مقابل القائات شیطانی، وحی‌های [[الهی]] به غیرپیامبران قرار دارد که اگر چه [[وحی تشریعی]] و پیامبرانه نیستند، در کاربردهای [[قرآنی]] به آن وحی اطلاق شده است بسیاری از [[مفسران]]، این نوع از وحی را به [[الهام]] [[تفسیر]] کرده‌اند. همچنین در برخی آیات، از [[ملاقات]] و گفت و گوی [[فرشتگان]] با برخی از غیر [[پیامبران]] [[سخن]] گفته شده که ممکن است به شکل [[وحی الهی]] غیر پیامبرانه باشد<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۴۲؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام، ص۳۲۳؛ [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>.
'''وحی رحمانی''': در مقابل القائات شیطانی، وحی‌های [[الهی]] به غیرپیامبران قرار دارد که اگر چه [[وحی تشریعی]] و پیامبرانه نیستند، در کاربردهای [[قرآنی]] به آن وحی اطلاق شده است بسیاری از [[مفسران]]، این نوع از وحی را به [[الهام]] [[تفسیر]] کرده‌اند. همچنین در برخی آیات، از [[ملاقات]] و گفت و گوی [[فرشتگان]] با برخی از غیر [[پیامبران]] [[سخن]] گفته شده که ممکن است به شکل [[وحی الهی]] غیر پیامبرانه باشد<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص۴۲؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳؛ [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص۱۵۳.</ref>.


در نگاهی دیگر می‌‌توان اقسام وحی را در انواع زیر به کار برد:
در نگاهی دیگر می‌‌توان اقسام وحی را در انواع زیر به کار برد:
=== کاربرد وحی در حوزه ارتباط [[خداوند]] با [[انسان‌ها]] ===
=== کاربرد وحی در حوزه ارتباط [[خداوند]] با [[انسان‌ها]] ===
در این حوزه، موحی خداوند و موحی الیه انسان‌ها می‌باشند و محتوای وحی متفاوت است که عبارتند از:
در این حوزه، موحی خداوند و موحی الیه انسان‌ها می‌باشند و محتوای وحی متفاوت است که عبارتند از:
خط ۳۵۲: خط ۳۵۴:
# خداوند [[هدف]] [[رسالت پیامبر]] را تلاوت آیات [[قرآن]] - یعنی [[خواندن قرآن]] و پیروی کردن از محتوای وحی - معرفی کرده است و می‌فرماید: تو را نیز به میان امتی فرستادیم که قبل از آنها امت‌های دیگری آمدند و رفتند {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ}} و هدف این بود که آن‌چه را بر تو وحی کرده‌ایم بر آنها بخوانی {{متن قرآن|لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}}؛
# خداوند [[هدف]] [[رسالت پیامبر]] را تلاوت آیات [[قرآن]] - یعنی [[خواندن قرآن]] و پیروی کردن از محتوای وحی - معرفی کرده است و می‌فرماید: تو را نیز به میان امتی فرستادیم که قبل از آنها امت‌های دیگری آمدند و رفتند {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ}} و هدف این بود که آن‌چه را بر تو وحی کرده‌ایم بر آنها بخوانی {{متن قرآن|لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}}؛
# خداوند از طریق [[پیام]] وحی خطاب به پیامبر می‌فرماید: به آنها بگو: من از پیش خود چیزی نمی‌گویم تنها به وسیله وحی شما را [[انذار]] می‌کنم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ}} و اگر در [[دل]] سخت شما اثر نمی‌گذارد جای [[تعجب]] نیست، و نه دلیلی بر نقصان [[وحی]] آسمانی، بلکه به خاطر آن است که افراد کر، هنگامی که [[انذار]] می‌شوند سخنان را نمی‌شنوند {{متن قرآن|وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ}} گوش شنوا لازم است تا سخن [[خدا]] را بشنود، نه گوش‌هایی که آن‌چنان پرده‌های [[گناه]] و [[غفلت]] و [[غرور]] بر آنها افتاده که شنواییحق را به کلی از دست داده است
# خداوند از طریق [[پیام]] وحی خطاب به پیامبر می‌فرماید: به آنها بگو: من از پیش خود چیزی نمی‌گویم تنها به وسیله وحی شما را [[انذار]] می‌کنم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ}} و اگر در [[دل]] سخت شما اثر نمی‌گذارد جای [[تعجب]] نیست، و نه دلیلی بر نقصان [[وحی]] آسمانی، بلکه به خاطر آن است که افراد کر، هنگامی که [[انذار]] می‌شوند سخنان را نمی‌شنوند {{متن قرآن|وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ}} گوش شنوا لازم است تا سخن [[خدا]] را بشنود، نه گوش‌هایی که آن‌چنان پرده‌های [[گناه]] و [[غفلت]] و [[غرور]] بر آنها افتاده که شنواییحق را به کلی از دست داده است
# [[خداوند]] به پیامبرش می‌گوید: به آ‌ن‌ها بگو: تنها چیزی که بر من وحی می‌شود این است که [[معبود]] شما معبود واحدی است {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}} پس آیا شما حاضرید در برابر همین اصل اساسی [[توحید]] [[تسلیم]] شوید و [[بت‌ها]] را کنار بگذارید؟! {{متن قرآن|فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} یعنی آن‌چه از [[دین]] به من وحی می‌شود نیست مگر توحید و معارف دیگری که متفرع بر توحید و ممثل به آن است، چه معارف [[عقیدتی]] و چه [[اخلاقی]] و عملی، خلاصه هر چه به من وحی می‌شود همه از فروعات [[دین توحید]] است. دلیل بر این معنایی که ما برای [[آیه]] کردیم این است که [[حصر]] - إنَّما - بر روی حصر - إنَّما - آمده که ظهورش در حصر [[حقیقی]] است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ۴۶۷.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>
# [[خداوند]] به پیامبرش می‌گوید: به آ‌ن‌ها بگو: تنها چیزی که بر من وحی می‌شود این است که [[معبود]] شما معبود واحدی است {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}} پس آیا شما حاضرید در برابر همین اصل اساسی [[توحید]] [[تسلیم]] شوید و [[بت‌ها]] را کنار بگذارید؟! {{متن قرآن|فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} یعنی آن‌چه از [[دین]] به من وحی می‌شود نیست مگر توحید و معارف دیگری که متفرع بر توحید و ممثل به آن است، چه معارف [[عقیدتی]] و چه [[اخلاقی]] و عملی، خلاصه هر چه به من وحی می‌شود همه از فروع [[دین توحید]] است. دلیل بر این معنایی که ما برای [[آیه]] کردیم این است که [[حصر]] - إنَّما - بر روی حصر - إنَّما - آمده که ظهورش در حصر [[حقیقی]] است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ۴۶۷.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>


== [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اتباع]] از [[ملت]] ابراهیم ==
== [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اتباع]] از [[ملت]] ابراهیم ==
خط ۴۱۵: خط ۴۱۷:
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[وحی در قرآن]]
* [[وحی در حدیث]]
* [[وحی در کلام اسلامی]]
* [[وحی در حکمت اسلامی]]
* [[وحی در عرفان اسلامی]]
* [[وحی از دیدگاه برون‌دینی]]
* [[ارتباط رسول با پروردگار]]
* [[اشراق]]
* [[اشراق]]
* [[الهام]]
* [[الهام]]
خط ۴۸۵: خط ۴۸۰:
# [[پرونده:11446.jpg|22px]] [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|'''پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی''']]
# [[پرونده:11446.jpg|22px]] [[رحمت‌الله احمدی|احمدی، رحمت‌الله]]، [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)|'''پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبایی''']]
# [[پرونده:151728.jpg|22px]] [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|'''نبوت''']]
# [[پرونده:151728.jpg|22px]] [[محمد بیابانی اسکوئی|بیابانی اسکوئی، محمد]]، [[نبوت (کتاب)|'''نبوت''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']]
# [[پرونده:1379755.jpg|22px]] [[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|'''در ساحل وحی''']]
# [[پرونده:1379755.jpg|22px]] [[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|'''در ساحل وحی''']]
# [[پرونده:1368251.jpg|22px]] [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|'''ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی''']]
# [[پرونده:1368251.jpg|22px]] [[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|'''ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی''']]
خط ۴۹۱: خط ۴۸۶:
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
# [[پرونده:IM010856.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|'''قرآن و علم کلام''']]
# [[پرونده:270360800.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|'''آیین خاتم''']]
# [[پرونده:270360800.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|'''آیین خاتم''']]
# [[پرونده:IM010488.jpg|22px]] [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|'''آشنایی با علوم قرآنی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش