وحی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۵: خط ۲۵:
# وحی به معنای [[قرآن]]. این معنا از وحی به دو گونه است: گاه به کلمه قرآن تصریح شده که وحی همین نوشته قرآن است؛ مانند: {{متن قرآن|...أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ}}<ref>«...این قرآن که به تو وحی کرده‌ایم» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. زمانی هم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ...}}<ref>«به من این قرآن وحی شده است» سوره انعام، آیه ۱۹.</ref>.<ref>نک: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}} «و بدین‌گونه ما به تو [[قرآنی]] [[عربی]] وحی کردیم تا ([[مردم]]) [[امّ القری]] و پیرامون آن را [[بیم]] دهی و (نیز) از [[روز]] گرد آمدن (همگان در [[رستخیز]]) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» [[سوره شوری]]، آیه ۷؛ {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم [[خداوند]] [[فروتن]] و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای [[مردم]] می‌زنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، [[آیه]] ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «و چون [[آیات]] روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را [[امید]] نمی‌برند می‌گویند: [[قرآن]] دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم [[نافرمانی]] کنم از [[عذاب]] روزی سترگ می‌هراسم» [[سوره یونس]]، آیه ۱۵؛ [[المیزان]]، ج۷، ص۳۹؛ ج۱۰، ص۳۲۷؛ [[علامه محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، بیروت، الوفا، ۱۴۰۳ ه. ق، ج۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]]، ص۱۲.</ref>
# وحی به معنای [[قرآن]]. این معنا از وحی به دو گونه است: گاه به کلمه قرآن تصریح شده که وحی همین نوشته قرآن است؛ مانند: {{متن قرآن|...أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ}}<ref>«...این قرآن که به تو وحی کرده‌ایم» سوره یوسف، آیه ۳.</ref>. زمانی هم می‌فرماید: {{متن قرآن|وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ...}}<ref>«به من این قرآن وحی شده است» سوره انعام، آیه ۱۹.</ref>.<ref>نک: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}} «و بدین‌گونه ما به تو [[قرآنی]] [[عربی]] وحی کردیم تا ([[مردم]]) [[امّ القری]] و پیرامون آن را [[بیم]] دهی و (نیز) از [[روز]] گرد آمدن (همگان در [[رستخیز]]) که تردیدی در آن نیست بیم دهی» [[سوره شوری]]، آیه ۷؛ {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم [[خداوند]] [[فروتن]] و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای [[مردم]] می‌زنیم باشد که بیندیشند» [[سوره حشر]]، [[آیه]] ۲۱؛ {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}} «و چون [[آیات]] روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را [[امید]] نمی‌برند می‌گویند: [[قرآن]] دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من [[وحی]] می‌شود [[پیروی]] نمی‌کنم؛ بی‌گمان من اگر با پروردگارم [[نافرمانی]] کنم از [[عذاب]] روزی سترگ می‌هراسم» [[سوره یونس]]، آیه ۱۵؛ [[المیزان]]، ج۷، ص۳۹؛ ج۱۰، ص۳۲۷؛ [[علامه محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، بیروت، الوفا، ۱۴۰۳ ه. ق، ج۸، ص۲۵۴.</ref>.<ref>[[محمد مهدی علیمردی|علیمردی، محمد مهدی]]، [[در ساحل وحی (کتاب)|در ساحل وحی]]، ص۱۲.</ref>


=== [[کلام]] و [[تکلم الهی]] ===
=== کلام و تکلم الهی===
در مقابل وحی اصطلاح دیگری به عنوان کلام و تکلم آمده است. [[کلام الهی]] که در آیات متعدد آمده، مثل: {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ}}<ref>«سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref> بیان [[افکار]] و نیت‌هایی است که نه با اصوات و حروف است و نه در اثر تموّج مخصوص هوا و از طریق زبان و دهان و مخارج حروف انجام می‌گیرد. بلکه این واژه برای اصل تأثیر دریافت شده با انتقال سریع و به طور مخفی در موارد [[خدا]] به کار رفته است. اما چگونه و با چه کیفیتی، مسئله‌ای است که باید در بحث [[حقیقت وحی]] روشن شود، اما نباید فراموش کنیم که اصل [[سخن گفتن]] و تکلم [[خداوند]] با پیامبرانش از مسائل مسلّم و [[قطعی]] [[ادیان آسمانی]] است. در اینکه [[پیامبران]] با خدا سخن می‌گویند: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و [[موسی]] با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۱۶۴.</ref> و خدا با بعضی آنها سخن می‌گوید، مثل آن‌چه آمده: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های برخی از ایشان را بالا برد» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. از اموری است که در میان [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ایجی، عبدالرحمن، شرح المواقف، شارح: سید شریف جرجانی، ج۸، ص۹۱.</ref>. حال در این جا منظور از این کلمه اتصال خاص [[پیامبر]] است که با شفافیت بیان شده و در [[آیات]] بسیار به ابعاد آن اشاره شده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.
{{اصلی|کلام خدا}}
در کنار «وحی» اصطلاح دیگری به عنوان «کلام» یا «تکلم» آمده است. [[کلام الهی]] که در آیات متعدد آمده، مثل: {{متن قرآن|يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ}}<ref>«سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي}}<ref>«فرمود: ای موسی! بی‌گمان من با پیام‌هایم و با سخنم تو را بر مردم برگزیده‌ام پس آنچه به تو داده‌ام بگیر و از سپاسگزاران باش!» سوره اعراف، آیه ۱۴۴.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان» سوره توبه، آیه ۶.</ref>، {{متن قرآن|يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلَامَ اللَّهِ}}<ref>«آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند» سوره فتح، آیه ۱۵.</ref> بیان [[افکار]] و نیت‌هایی است که نه با اصوات و حروف است و نه در اثر تموّج مخصوص هوا و از طریق زبان و دهان و مخارج حروف انجام می‌گیرد. بلکه این واژه برای اصل تأثیر دریافت شده با انتقال سریع و به طور مخفی در موارد [[خدا]] به کار رفته است. اما چگونه و با چه کیفیتی، مسئله‌ای است که باید در بحث [[حقیقت وحی]] روشن شود، اما نباید فراموش کنیم که اصل [[سخن گفتن]] و تکلم [[خداوند]] با پیامبرانش از مسائل مسلّم و [[قطعی]] [[ادیان آسمانی]] است. در اینکه [[پیامبران]] با خدا سخن می‌گویند: {{متن قرآن|وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا}}<ref>«و [[موسی]] با خداوند بی‌میانجی سخن گفت» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۱۶۴.</ref> و خدا با بعضی آنها سخن می‌گوید، مثل آن‌چه آمده: {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاه‌های برخی از ایشان را بالا برد» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. از اموری است که در میان [[ادیان الهی]] مطرح بوده است<ref>ایجی، عبدالرحمن، شرح المواقف، شارح: سید شریف جرجانی، ج۸، ص۹۱.</ref>. حال در این جا منظور از این کلمه اتصال خاص [[پیامبر]] است که با شفافیت بیان شده و در [[آیات]] بسیار به ابعاد آن اشاره شده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>.


== کاربردهای وحی در قرآن ==
== کاربردهای وحی در قرآن ==
خط ۴۰: خط ۴۱:
# '''دوم''' آن‌که، حوادثی که برای [[بشر]] اتفاق می‌افتد، به تقدیر و [[امر الهی]] است که این امر را [[فرشتگان]] دریافت می‌کنند و آنها هستند که آن را به [[زمین]] می‌رسانند. این امر به اعتبار فرشتگانی که در [[آسمان‌ها]] ساکن‌اند نسبتی به تک تک آنها دارد و به اعتبار اینکه حامل آن امرند نسبتی به هر گروه از فرشتگان دارد به عنوان مثال، فرشته‌ای که حامل امر [[موت]] است، او را [[ملک الموت]] می‌نامند. برگشت این نظریه به آن است که [[خداوند]] در هر آسمانی امر الهی مربوط به آن را به فرشتگان آن [[آسمان]] وحی می‌کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۵ ـ ۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>.
# '''دوم''' آن‌که، حوادثی که برای [[بشر]] اتفاق می‌افتد، به تقدیر و [[امر الهی]] است که این امر را [[فرشتگان]] دریافت می‌کنند و آنها هستند که آن را به [[زمین]] می‌رسانند. این امر به اعتبار فرشتگانی که در [[آسمان‌ها]] ساکن‌اند نسبتی به تک تک آنها دارد و به اعتبار اینکه حامل آن امرند نسبتی به هر گروه از فرشتگان دارد به عنوان مثال، فرشته‌ای که حامل امر [[موت]] است، او را [[ملک الموت]] می‌نامند. برگشت این نظریه به آن است که [[خداوند]] در هر آسمانی امر الهی مربوط به آن را به فرشتگان آن [[آسمان]] وحی می‌کند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۵ ـ ۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳.</ref>.


'''ج. [[الهام]] غریزی به حیوان:''' در آیه ۶۸ [[سوره نحل]] آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند!؛ سوره نحل، آیه ۶۸- ۶۹.</ref>. این [[وحی]] را [[الهام]] غریزی یا القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه دانسته‌اند<ref>علی بن ابراهیم قمی، التفسیر القمی، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسة اسماعیلین، ۱۴۱۷ﻫ، چاپ چهارم، ج ۳، ص۶۳؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامية، بی‌تا، ج ۲، ص۲۶۳.</ref>.<ref>شاکر، محمد کاظم، آشنایی با علوم قرآنی، ص۴۶؛ سعیدی روشن، محمد باقر، مقاله «وحی و معرفت وحیانی»، دانشنامه امام علی ج۱، ص۱۲۳؛ قدردان قراملکی، [[محمد حسن]]، قرآن و علم کلام، ص۳۲۳.</ref>
'''ج. [[الهام]] غریزی به حیوان:''' در آیه ۶۸ [[سوره نحل]] آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref> و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین سپس از (گل) همه میوه‌ها بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند!؛ سوره نحل، آیه ۶۸- ۶۹.</ref>. این [[وحی]] را [[الهام]] غریزی یا القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه دانسته‌اند<ref>علی بن ابراهیم قمی، التفسیر القمی، ج ۱، ص۳۸۷؛ تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسة اسماعیلین، ۱۴۱۷ﻫ، چاپ چهارم، ج ۳، ص۶۳؛ تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود عیاش، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، تهران، مکتبة العلمية الاسلامية، بی‌تا، ج ۲، ص۲۶۳.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۶؛ [[محمد باقر سعیدی روشن|سعیدی روشن، محمد باقر]]، [[وحی و معرفت وحیانی (مقاله)|مقاله «وحی و معرفت وحیانی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱]]، ص۱۲۳؛ [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[قرآن و علم کلام (کتاب)|قرآن و علم کلام]]، ص۳۲۳.</ref>


'''د. هدایت باطنی در [[انسان]] (وحی تسدیدی): '''[[قرآن کریم]] در مورد گروهی از [[پیامبران]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به [[فرمان]] ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام [[کارهای نیک]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] را [[وحی]] کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ [[سوره انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>.
'''د. هدایت باطنی در [[انسان]] (وحی تسدیدی): '''[[قرآن کریم]] در مورد گروهی از [[پیامبران]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>و آنان را پیشوایانی کردیم که به [[فرمان]] ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام [[کارهای نیک]] و برپا داشتن [[نماز]] و دادن [[زکات]] را [[وحی]] کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ [[سوره انبیاء]]، آیه۷۳.</ref>.
خط ۸۴: خط ۸۵:
'''نمونه‌ای از وحی ابلاغی:''' {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ [[سوره شوری]]، آیه۱۳.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref> و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه۷.</ref>.
'''نمونه‌ای از وحی ابلاغی:''' {{متن قرآن|شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ}}<ref> از [[دین]]، همان را برای شما بیان داشت که نوح را بدان سفارش کرده بود و نیز آنچه را که به تو وحی کردیم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و [[عیسی]]، سفارش کردیم که دین را [[استوار]] بدارید و در آن به پراکندگی نیفتید؛ بر [[مشرکان]] آنچه آنان را بدان می‌خوانی گران است، خداوند است که هر که را بخواهد به سوی خود برمی‌گزیند و هر که را (به درگاه او) بازگردد به سوی خویش رهنمون می‌گردد؛ [[سوره شوری]]، آیه۱۳.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ}}<ref> و بدین‌گونه ما به تو قرآنی عربی وحی کردیم تا (مردم) امّ القری و پیرامون آن را بیم دهی و (نیز) از روز گرد آمدن (همگان در رستخیز) که تردیدی در آن نیست بیم دهی؛ سوره شوری، آیه۷.</ref>.


'''ز. لقای امر به [[فرشتگان]]:'''در [[قرآن]] ارتباط [[خداوند]] با فرشتگان نیز با لفظ [[وحی]] بیان شده است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه۱۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۹ ـ ۵۱.</ref>
'''ز. القای امر به [[فرشتگان]]:'''در [[قرآن]] ارتباط [[خداوند]] با فرشتگان نیز با لفظ [[وحی]] بیان شده است: {{متن قرآن|إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ}}<ref> یاد کن) آنگاه را که پروردگارتان به فرشتگان وحی می‌فرمود که من با شمایم پس مؤمنان را استوار دارید؛ من در دل کافران بیم خواهم افکند بنابراین، (با شمشیر) بر فراز گردن‌ها (شان/ بر سرشان) بزنید و دستشان را کوتاه کنید؛ سوره انفال، آیه۱۲.</ref>.<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۴۹ ـ ۵۱.</ref>


=== القای امر از [[فرشته]] به [[انسان]] ===
=== القای امر از [[فرشته]] به [[انسان]] ===
خط ۳۵۳: خط ۳۵۴:
# خداوند [[هدف]] [[رسالت پیامبر]] را تلاوت آیات [[قرآن]] - یعنی [[خواندن قرآن]] و پیروی کردن از محتوای وحی - معرفی کرده است و می‌فرماید: تو را نیز به میان امتی فرستادیم که قبل از آنها امت‌های دیگری آمدند و رفتند {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ}} و هدف این بود که آن‌چه را بر تو وحی کرده‌ایم بر آنها بخوانی {{متن قرآن|لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}}؛
# خداوند [[هدف]] [[رسالت پیامبر]] را تلاوت آیات [[قرآن]] - یعنی [[خواندن قرآن]] و پیروی کردن از محتوای وحی - معرفی کرده است و می‌فرماید: تو را نیز به میان امتی فرستادیم که قبل از آنها امت‌های دیگری آمدند و رفتند {{متن قرآن|كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهَا أُمَمٌ}} و هدف این بود که آن‌چه را بر تو وحی کرده‌ایم بر آنها بخوانی {{متن قرآن|لِتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ}}؛
# خداوند از طریق [[پیام]] وحی خطاب به پیامبر می‌فرماید: به آنها بگو: من از پیش خود چیزی نمی‌گویم تنها به وسیله وحی شما را [[انذار]] می‌کنم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ}} و اگر در [[دل]] سخت شما اثر نمی‌گذارد جای [[تعجب]] نیست، و نه دلیلی بر نقصان [[وحی]] آسمانی، بلکه به خاطر آن است که افراد کر، هنگامی که [[انذار]] می‌شوند سخنان را نمی‌شنوند {{متن قرآن|وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ}} گوش شنوا لازم است تا سخن [[خدا]] را بشنود، نه گوش‌هایی که آن‌چنان پرده‌های [[گناه]] و [[غفلت]] و [[غرور]] بر آنها افتاده که شنواییحق را به کلی از دست داده است
# خداوند از طریق [[پیام]] وحی خطاب به پیامبر می‌فرماید: به آنها بگو: من از پیش خود چیزی نمی‌گویم تنها به وسیله وحی شما را [[انذار]] می‌کنم {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ}} و اگر در [[دل]] سخت شما اثر نمی‌گذارد جای [[تعجب]] نیست، و نه دلیلی بر نقصان [[وحی]] آسمانی، بلکه به خاطر آن است که افراد کر، هنگامی که [[انذار]] می‌شوند سخنان را نمی‌شنوند {{متن قرآن|وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ}} گوش شنوا لازم است تا سخن [[خدا]] را بشنود، نه گوش‌هایی که آن‌چنان پرده‌های [[گناه]] و [[غفلت]] و [[غرور]] بر آنها افتاده که شنواییحق را به کلی از دست داده است
# [[خداوند]] به پیامبرش می‌گوید: به آ‌ن‌ها بگو: تنها چیزی که بر من وحی می‌شود این است که [[معبود]] شما معبود واحدی است {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}} پس آیا شما حاضرید در برابر همین اصل اساسی [[توحید]] [[تسلیم]] شوید و [[بت‌ها]] را کنار بگذارید؟! {{متن قرآن|فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} یعنی آن‌چه از [[دین]] به من وحی می‌شود نیست مگر توحید و معارف دیگری که متفرع بر توحید و ممثل به آن است، چه معارف [[عقیدتی]] و چه [[اخلاقی]] و عملی، خلاصه هر چه به من وحی می‌شود همه از فروعات [[دین توحید]] است. دلیل بر این معنایی که ما برای [[آیه]] کردیم این است که [[حصر]] - إنَّما - بر روی حصر - إنَّما - آمده که ظهورش در حصر [[حقیقی]] است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ۴۶۷.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>
# [[خداوند]] به پیامبرش می‌گوید: به آ‌ن‌ها بگو: تنها چیزی که بر من وحی می‌شود این است که [[معبود]] شما معبود واحدی است {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ}} پس آیا شما حاضرید در برابر همین اصل اساسی [[توحید]] [[تسلیم]] شوید و [[بت‌ها]] را کنار بگذارید؟! {{متن قرآن|فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} [[علامه طباطبایی]] می‌نویسد: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ}} یعنی آن‌چه از [[دین]] به من وحی می‌شود نیست مگر توحید و معارف دیگری که متفرع بر توحید و ممثل به آن است، چه معارف [[عقیدتی]] و چه [[اخلاقی]] و عملی، خلاصه هر چه به من وحی می‌شود همه از فروع [[دین توحید]] است. دلیل بر این معنایی که ما برای [[آیه]] کردیم این است که [[حصر]] - إنَّما - بر روی حصر - إنَّما - آمده که ظهورش در حصر [[حقیقی]] است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۴، ۴۶۷.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)| فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص۹۱۴-۹۳۴.</ref>


== [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اتباع]] از [[ملت]] ابراهیم ==
== [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اتباع]] از [[ملت]] ابراهیم ==
خط ۴۱۶: خط ۴۱۷:
== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[وحی در قرآن]]
* [[وحی در حدیث]]
* [[وحی در کلام اسلامی]]
* [[وحی در حکمت اسلامی]]
* [[وحی در عرفان اسلامی]]
* [[وحی از دیدگاه برون‌دینی]]
* [[ارتباط رسول با پروردگار]]
* [[اشراق]]
* [[اشراق]]
* [[الهام]]
* [[الهام]]
۲۲۴٬۸۳۹

ویرایش