←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
از [[فرزندان]] او به «اَرها»<ref>طبری، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و «ابونیزر»<ref>بکری، ج۲، ص۶۵۷؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۴۳.</ref> اشاره، و گفته شده اسماء [[زن]] جعفر، پسر نجاشی را همزمان با فرزندش عبدالله شیر داد<ref>ابن حجر، ج۵، ص۶۳.</ref>، اما اینکه کدام یک از فرزندان او را شیر داده، ذکر نشده است. چشمهای نیز در [[مدینه]] به چشمه ابونیزر منسوب است. گفته شده ابونیزر به مدینه آمد، [[مسلمان]] شد<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۴۳.</ref> و پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}}، با فاطمه {{ع}} و [[اولاد]] آن حضرت بود و [[خرج]] و مخارج او نیز از سوی [[اهل بیت]] تأمین میشد<ref>کوفی، ج۲، ص۸۱؛ نوری، ج۱۴، ص۶۲.</ref>. [[جعفر بن ابی طالب]] و [[عبدالله بن مسعود]] از او [[روایت]] دارند<ref>ابونعیم، ج۱، ص۳۵۵.</ref>. | از [[فرزندان]] او به «اَرها»<ref>طبری، ج۲، ص۶۵۳.</ref> و «ابونیزر»<ref>بکری، ج۲، ص۶۵۷؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۴۳.</ref> اشاره، و گفته شده اسماء [[زن]] جعفر، پسر نجاشی را همزمان با فرزندش عبدالله شیر داد<ref>ابن حجر، ج۵، ص۶۳.</ref>، اما اینکه کدام یک از فرزندان او را شیر داده، ذکر نشده است. چشمهای نیز در [[مدینه]] به چشمه ابونیزر منسوب است. گفته شده ابونیزر به مدینه آمد، [[مسلمان]] شد<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۴۳.</ref> و پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}}، با فاطمه {{ع}} و [[اولاد]] آن حضرت بود و [[خرج]] و مخارج او نیز از سوی [[اهل بیت]] تأمین میشد<ref>کوفی، ج۲، ص۸۱؛ نوری، ج۱۴، ص۶۲.</ref>. [[جعفر بن ابی طالب]] و [[عبدالله بن مسعود]] از او [[روایت]] دارند<ref>ابونعیم، ج۱، ص۳۵۵.</ref>. | ||
پس از اصحمه، [[پادشاهی]] دیگر بر سر کار آمد که [[رسول خدا]] {{صل}} به او نیز نامه نوشت و وی را به [[اسلام]] [[دعوت]] نمود، ولی او نامه آن حضرت را پاره کرد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] او و پادشاهیاش را پاره پاره میکند»<ref>احمد بن حنبل، ج۱، ص۴۴۲؛ هیثمی، ج۸، ص۲۳۵؛ احمدی میانجی، ج۲، ص۴۳۵.</ref>. این جمله حضرت، خود دلیل بر این است که این نامه به [[نجاشی]] اول نیست که [[مسلمان]] شد و [[رسالت]] حضرت را پذیرفت. از این رو، برخی نامه سال هفتم حضرت را که همراه [[عمرو بن امیه ضمری]] فرستاد، به نجاشی دوم دانستهاند<ref>احمدی میانجی، ج۲، ص۴۳۷.</ref>. البته ممکن است حضرت تمام نامههای خود را به [[حبشه]]، از طریق عمرو بن امیه فرستاده باشد و به علت [[شهرت]] نجاشی اول، [[گمان]] شده است مراد از نجاشی، همان نجاشی معروف است که مسلمان شد و به [[مسلمانان]] خدمت کرد. ذهبی گوید: در تمام | پس از اصحمه، [[پادشاهی]] دیگر بر سر کار آمد که [[رسول خدا]] {{صل}} به او نیز نامه نوشت و وی را به [[اسلام]] [[دعوت]] نمود، ولی او نامه آن حضرت را پاره کرد. حضرت فرمود: «[[خداوند]] او و پادشاهیاش را پاره پاره میکند»<ref>احمد بن حنبل، ج۱، ص۴۴۲؛ هیثمی، ج۸، ص۲۳۵؛ احمدی میانجی، ج۲، ص۴۳۵.</ref>. این جمله حضرت، خود دلیل بر این است که این نامه به [[نجاشی]] اول نیست که [[مسلمان]] شد و [[رسالت]] حضرت را پذیرفت. از این رو، برخی نامه سال هفتم حضرت را که همراه [[عمرو بن امیه ضمری]] فرستاد، به نجاشی دوم دانستهاند<ref>احمدی میانجی، ج۲، ص۴۳۷.</ref>. البته ممکن است حضرت تمام نامههای خود را به [[حبشه]]، از طریق عمرو بن امیه فرستاده باشد و به علت [[شهرت]] نجاشی اول، [[گمان]] شده است مراد از نجاشی، همان نجاشی معروف است که مسلمان شد و به [[مسلمانان]] خدمت کرد. ذهبی گوید: در تمام نامهها رسول خدا {{صل}}، [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر کلمهای که میان ما و شما برابر است همداستان شویم که: جز خداوند را نپرستیم و چیزی را شریک او ندانیم و یکی از ما، دیگری را به جای خداوند، به خدایی نگیرد پس اگر روی گرداندند بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم» سوره آل عمران، آیه ۶۴.</ref>. را مینوشت، اما [[ابن کثیر]]<ref>البدایه، ج۳، ص۱۰۴.</ref> گفته است: آیه شریفه یاد شده، تنها در نامهای بود که به نجاشی دوم نوشت. | ||
بیشتر تاریخنگاران، نامه همراه عمرو بن امیه ضمری را به [[نجاشی]] در [[سال هفتم هجری]] دانستهاند، اما از متن گزارش ذیل برمیآید که نامه به نجاشی دوم، پس از [[فتح مکه]] و پس از درگذشت نجاشی اول بوده است. [[جعفر بن عمرو بن امیه]] گوید: [[رسول خدا]] {{صل}} چهار نفر را نزد چهار [[پادشاه]] فرستاد که هر چهار نفر به زبان قومی که [[پیام]] میبردند آشنا بودند. عمرو بن امیه نامهای برای نجاشی برد. هنگام ورود نزد نجاشی، در سالن ورودی کوتاه بود و [[سفرا]] برای [[تعظیم]] نجاشی به حالت خمیده وارد میشدند. عمرو با حالت خمیده و به پشت وارد شد تا به نجاشی تعظیم نکند، این عمل عمرو بر اطرافیان نجاشی گران آمد. آنان به نجاشی گفتند: چنان که ما وارد میشویم، وارد نشد و قصد [[جان]] عمرو را کردند. نجاشی از عمرو پرسید: چرا چنین وارد شدی؟ عمرو گفت: ما وقتی بر پیامبرمان نیز وارد میشویم، باحالت خمیده و تعظیم نیست. اگر برای کسی هنگام وارد شدن بر او چنین تعظیم کرده بودیم، برای شما نیز چنان میکردیم. نجاشی او را تصدیق کرد و [[امان]] داد<ref>ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۶۱.</ref>. | بیشتر تاریخنگاران، نامه همراه عمرو بن امیه ضمری را به [[نجاشی]] در [[سال هفتم هجری]] دانستهاند، اما از متن گزارش ذیل برمیآید که نامه به نجاشی دوم، پس از [[فتح مکه]] و پس از درگذشت نجاشی اول بوده است. [[جعفر بن عمرو بن امیه]] گوید: [[رسول خدا]] {{صل}} چهار نفر را نزد چهار [[پادشاه]] فرستاد که هر چهار نفر به زبان قومی که [[پیام]] میبردند آشنا بودند. عمرو بن امیه نامهای برای نجاشی برد. هنگام ورود نزد نجاشی، در سالن ورودی کوتاه بود و [[سفرا]] برای [[تعظیم]] نجاشی به حالت خمیده وارد میشدند. عمرو با حالت خمیده و به پشت وارد شد تا به نجاشی تعظیم نکند، این عمل عمرو بر اطرافیان نجاشی گران آمد. آنان به نجاشی گفتند: چنان که ما وارد میشویم، وارد نشد و قصد [[جان]] عمرو را کردند. نجاشی از عمرو پرسید: چرا چنین وارد شدی؟ عمرو گفت: ما وقتی بر پیامبرمان نیز وارد میشویم، باحالت خمیده و تعظیم نیست. اگر برای کسی هنگام وارد شدن بر او چنین تعظیم کرده بودیم، برای شما نیز چنان میکردیم. نجاشی او را تصدیق کرد و [[امان]] داد<ref>ابن ابی شیبه، ج۸، ص۴۶۱.</ref>. | ||