بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==چاههای [[مکه]]== | ==چاههای [[مکه]]== | ||
قبل از پیدایش [[زمزم]]، چاههایی در مکه وجود داشته که اسامی برخی از آنها چنین است: | قبل از پیدایش [[زمزم]]، چاههایی در مکه وجود داشته که اسامی برخی از آنها چنین است: کر [[آدم]]؛ مفجر؛ بذَّر؛ سَجَلَه؛ طَوِی؛ جَفر؛ [[ام جعلان]]؛ علوق؛ شُفَیه؛ سَنبله؛ [[ام حردان]]؛ رَمرَم؛ غَمر؛ [[سیره]]. | ||
در [[دوره جاهلی]] و پس از پیدایش زمزم نیز، تعدادی چاه به اسامی «[[اسود]]»، «رکایا [[قدامه]]» «حُویطب»، «خالصه» و «[[زهیر]]» در مکه حفر شده است. | |||
پس از [[اسلام]] نیز، با توجه به کمبود آب در مکه و نیاز شدید [[مردم]] به آن، چاههای فراوانی حفر کردهاند که اسامی برخی از آنها عبارتاند از: یاقوته؛ [[عمرو بن عثمان]]؛ شرکاء؛ [[عکرمه]]؛ صلا؛ طلوب؛ [[ابی موسی]]؛ [[شوذب]]؛ بُرود؛ [[وردان]]؛ صلاصل؛ بکّار؛ [[سقیا]]<ref>سیره ابن هشام، ج۱، صص ۱۵۶ و ۱۵۷؛ ازرقی، اخبار مکه، ج۲، ص۲۲۴. </ref>. | |||
ازرقی به نقل از [[مجاهد]] گفته است: از در [[کعبه]] که وارد شوی در سمت راست آن، چاهی عمیق وجود داشته که آن را [[ابراهیم خلیل الرحمان]] و اسماعیل، آنگاه که پایههای کعبه را بالا میبردند، حفر نمودند، و هر سیم و زر و زیوری که به کعبه [[هدیه]] میکردند را درون آن چاه مینهادند. در آن [[روزگار]] کعبه سقف نداشت<ref>ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۲۲۴. </ref>. | |||
زمزم از آن رو که در [[مسجدالحرام]] واقع شده و آبی گواراتر از چاههای دیگر مکه داشته و چاهی بوده که به خاطر اسماعیل فرزند [[ابراهیم خلیل]] به وجود آمده است، رفته رفته از اهمیت خاصی برخوردار شد، و دیگر چاههای مکه تا حدودی متروک ماندند، و به خاطر همین اهمیت زمزم بوده که [[فرزندان]] عبدمناف بر [[قریش]] و دیگر [[اعراب]]، فخر میکردند. | |||
مسافر بن ابی عمرو بن اُمیه بن عبد شمس بن عبد مناف در اشعاری که در این زمینه سروده است میگوید: {{عربی|ورثنا المجد من آبائنا فنمى بنا صعدا و تلقى عند تصريف المنايا شددا رفدا | |||
الم نسق الحجيج و ننحر الدلافة الرفدا فإن نهلك قلم نملك و من ذا خالد ابدا | |||
در [[دوره جاهلی]] و پس از پیدایش زمزم نیز، تعدادی | |||
پس از [[اسلام]] نیز، با توجه به کمبود آب در مکه و نیاز شدید [[مردم]] به آن، چاههای فراوانی حفر کردهاند که اسامی برخی از آنها | |||
زمزم از آن رو که در [[مسجدالحرام]] واقع شده و آبی گواراتر از چاههای دیگر مکه داشته و چاهی بوده که به خاطر اسماعیل فرزند [[ابراهیم خلیل]] به وجود آمده است، رفته رفته از اهمیت خاصی برخوردار شد، و دیگر چاههای مکه تا حدودی متروک ماندند، و به خاطر همین اهمیت زمزم بوده که [[فرزندان]] | |||
مسافر بن ابی عمرو بن اُمیه بن | |||
{{عربی|ورثنا المجد من آبائنا فنمى بنا صعدا و تلقى عند تصريف المنايا شددا رفدا | |||
و زمزم في ارومتنا و نفقا عين من حسدا}}<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۵۹.</ref> | و زمزم في ارومتنا و نفقا عين من حسدا}}<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۵۹.</ref> | ||
[[حذیفه | [[حذیفه بن غانم]] نیز گفته است: {{عربی|و ساقي الحجيج ثم للخير هاشم طوى زمزما عند المقام فاصبحت | ||
{{عربی|و ساقي الحجيج ثم للخير هاشم طوى زمزما عند المقام فاصبحت | و عبد مناف ذلك السيد الفهر سقايته فخراً على كل ذي فخر}}<ref>سیره ابن هشام، ج۱، ص۱۵۹. </ref> | ||
و | خویلد بن أسد بن عبدالعزی اشعاری دارد که در آن برای [[زمزم]] سابقهای از [[زمان]] [[حضرت آدم]]{{ع}} نقل کرده است: {{عربی|أقول، و ما قولي عليكم بُسيّه حفيرة ابراهيم يوم اين هاجر | ||
اليك بن سلمى أنت حافر زمزم و ركضة جبريل على عهد آدم}}<ref>معجم البلدان، ج۳، ص۱۶۸.</ref> | |||
{{عربی|أقول، و ما قولي عليكم بُسيّه حفيرة ابراهيم يوم اين | فضل بن عباس اللهبی نیز درباره زمزم گفته است: | ||
اليك بن سلمى أنت حافر زمزم و ركضة جبريل على | {{عربی|و لنا حوضان لم يعطهما غيرنا الله و مجد قد تلد | ||
خوضنا الكوثر حق المصطفى يرعم الله به أهل الحسد | |||
{{عربی|و لنا حوضان لم يعطهما غيرنا | و لنا زمزم حوض قد بدا حيث مبني البيت في خير بلد}}<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۲، ص۶۰. </ref> | ||
خوضنا الكوثر | |||
و لنا زمزم | |||
اهمیت آب در این [[سرزمین]] به قدری است که اسامی بسیاری از مناطق به نام چشمههای آن است و هر نقطه و منطقهای، به [[طور]] عادی با پیشوند «عین»، «[[بئر]]» و «آبار» همراه است<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۸.</ref> | اهمیت آب در این [[سرزمین]] به قدری است که اسامی بسیاری از مناطق به نام چشمههای آن است و هر نقطه و منطقهای، به [[طور]] عادی با پیشوند «عین»، «[[بئر]]» و «آبار» همراه است<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۳۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۸.</ref> | ||
== | == چاه جُبیر بن مطعم == | ||
چاهی است در قسمت بالای [[مکه]] به نام چاه | چاهی است در قسمت بالای [[مکه]] به نام چاه «[[جبیر بن مطعم بن عدی بن نوفل]]». این چاه را «بئر العلیا» هم گفتهاند. | ||
از یکی از [[صحابه]] نقل شده که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدم که | از یکی از [[صحابه]] نقل شده که گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} را دیدم که نماز ظهر و عصر خویش را در نزدیکی بئر علیا میخواند. [[عبدالله بن عباس بن محمد]] در این محل مسجدی بنا کرد و در کنارش حوضی ساخت که در آن آب ریخته میشد. برخی از فقهای مکه میگفتند: خانههای مکه در قدیم تا این جا بوده و همه [[خانهها]] در حد فاصل [[مسجدالحرام]] تا بئر علیا بوده است<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۱۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۴.</ref> | ||
==چاه عُسَیله== | == چاه عُسَیله == | ||
از چاههای مکه واقع در [[زاهر]] (محلی میان مکه و [[تنعیم]]) است، نقل است جمعی از اهالی زاهر نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و از [[شوری]] آب چاهشان [[شکایت]] داشتند. حضرت به کنار آن چاه رفت و آب دهان [[مبارک]] را در آن افکند و چاه که علاوه بر شوری، کم آب نیز بود فوراً پر آب و شیرین شد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۵۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۶.</ref> | از چاههای مکه واقع در [[زاهر]] (محلی میان مکه و [[تنعیم]]) است، نقل است جمعی از اهالی زاهر نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و از [[شوری]] آب چاهشان [[شکایت]] داشتند. حضرت به کنار آن چاه رفت و آب دهان [[مبارک]] را در آن افکند و چاه که علاوه بر شوری، کم آب نیز بود فوراً پر آب و شیرین شد<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۵۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۶.</ref> | ||
==چاه فخّ== | == چاه فخّ == | ||
از چاههای مکه است. چاهی است معروف در [[سرزمین]] | از چاههای مکه است. چاهی است معروف در [[سرزمین]] ابطح و از [[مستحبات]] ورود به مسجدالحرام و [[طواف]]، [[غسل]] کردن از این چاه است، پیش از ورود به مکه. چاه میمون هم گفته میشود<ref>لمعه، ج۱، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۴۷.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||