بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == مقدمه == افراد متعددی به «شبلی» ملقب بودهاند که نزدیکترین آنها به عصر ائمه{{عم}} «ابوبکر، دُلف بن جَحد» است که تقریباً دو قرن پس از شهادت امام سجاد{{ع}} به د...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
افراد متعددی به «شبلی» ملقب بودهاند که نزدیکترین آنها به | افراد متعددی به «شبلی» ملقب بودهاند که نزدیکترین آنها به عصر ائمه{{عم}} «[[ابوبکر]]، [[دُلف بن جَحد]]» است که تقریباً دو [[قرن]] پس از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} به [[دنیا]] آمده است. از این رو هیچ یک از شبلیها نمیتوانند مستقیماً از [[امام سجاد]]{{ع}} [[روایت]] کنند. البته چون این [[حدیث]] به سبک و وزن سخنان مأثور از [[امامان معصوم]]{{عم}} نیست، گفته شده که ممکن است این روایت، سخنان بعضی از عرفا بوده که به تدریج به امام سجاد{{ع}} نسبت داده شده است. لکن این [[روایات]] نه تنها مخالف با سایر روایات نیست، بلکه هماهنگ با سایر [[معارف اسلامی]] هم هست؛ لذا کاستی در سند، مانع استفاده از متن بلند و [[نورانی]] آن نیست<ref>صهبای حج، جوادی آملی، ص۳۴۴.</ref>. | ||
یکی از گویاترین گفتگوها که به روشنی نشان از [[اسرار]] و | |||
آیا حج گزاردی؟ گفت: آری فرزند [[رسول خدا]]، فرمود: آیا به [[میقات]] فرود آمدی و لباسهای دوخته خویش را از تن [[بدر]] کردی و [[غسل]] نمودی؟ شبلی پاسخ گفت: آری. | یکی از گویاترین گفتگوها که به روشنی نشان از [[اسرار]] و معارف [[حج]] دارد سخنان [[امام سجاد]]{{ع}} با شبلی است که از [[سفر حج]] بازگشته است. [[امام]] از او پرسیدند: آیا حج گزاردی؟ گفت: آری فرزند [[رسول خدا]]، فرمود: آیا به [[میقات]] فرود آمدی و لباسهای دوخته خویش را از تن [[بدر]] کردی و [[غسل]] نمودی؟ شبلی پاسخ گفت: آری. امام فرمودند: آنگاه که به میقات درآمدی [[نیت]] کردی که [[لباس]] [[معصیت]] و [[نافرمانی]] را از تن درآورده، و [[جامه]] [[طاعت]] و [[فرمانبری]] [[خداوند]] را به جای آن پوشیدهای؟ شبلی: نه. امام فرمودند: هنگامی که لباسهای دوخته را درآوردی، آیا نیت کردی که خود را از [[ریا]] و [[دورویی]] و ورود در [[شبههها]] برهنه و دور سازی؟ شبلی: نه. امام فرمودند: به هنگام غسل کردن، نیت کردی که خود را از اشتباهات و [[گناهان]] شستشو دهی؟ شبلی: نه. امام فرمودند [پس تو در [[حقیقت]]] نه به میقات درآمدهای، و نه لباسهای دوخته را از تن برکندهای و نه غسل کردهای...! سپس از او میپرسند: آیا خود را تمیز کردی و [[احرام]] پوشیدی و [[پیمان]] حج بستی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: آیا این نیت را داشتی که خود را با [[نور]] [[توبه]] [[خالص]] [[پاکیزه]] سازی؟ شبلی: نه. [[امام]] فرمودند: به هنگام [[محرم]] شدن، [[نیت]] آن کردی که هر چه را [[خداوند]] بر تو روا نداشته، بر خود [[حرام]] بداری؟ شبلی: نه. امام فرمودند: به هنگام بستن [[پیمان]] [[حج]]، آیا قصد آن کردی که هر پیمان غیر [[الهی]] را گشودهای (رها کردهای)؟ شبلی: نه. | ||
امام فرمودند: آنگاه که به میقات درآمدی [[نیت]] کردی که [[لباس]] [[معصیت]] و [[نافرمانی]] را از تن درآورده، و [[جامه]] [[طاعت]] و [[فرمانبری]] [[خداوند]] را به جای آن پوشیدهای؟ شبلی: نه. امام فرمودند: هنگامی که لباسهای دوخته را درآوردی، آیا نیت کردی که خود را از [[ریا]] و [[دورویی]] و ورود در [[شبههها]] برهنه و دور سازی؟ شبلی: نه. امام فرمودند: به هنگام غسل کردن، نیت کردی که خود را از | |||
امام فرمودند: نه [[احرام]] بستهای، نه پاکیزه شدهای و نه نیت حج کردهای! آنگاه چنین پرسید: آیا به [[میقات]] داخل شدی و دو رکعت [[نماز]] احرام به جای آوردی و لبیک گفتی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: به هنگام خواندن دو رکعت نماز ([[طواف]])، نیت آن داشتی که به بهترین کارها و بزرگترین نیکیهای [[بندگان]] (که همان نماز است)، خود را به [[خدا]] نزدیک میکنی؟ شبلی: نه. | امام فرمودند: نه [[احرام]] بستهای، نه پاکیزه شدهای و نه نیت حج کردهای! آنگاه چنین پرسید: آیا به [[میقات]] داخل شدی و دو رکعت [[نماز]] احرام به جای آوردی و لبیک گفتی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: به هنگام خواندن دو رکعت نماز ([[طواف]])، نیت آن داشتی که به بهترین کارها و بزرگترین نیکیهای [[بندگان]] (که همان نماز است)، خود را به [[خدا]] نزدیک میکنی؟ شبلی: نه. | ||
امام فرمودند: آنگاه که لبیک گفتی، نیت آن کردی که به هر چه [[فرمانبرداری]] محض خداوند است سخن میگویی و از هر [[نافرمانی]] و معصیتی [[سکوت]] میکنی؟ شبلی: نه. امام فرمودند: نه در میقات داخل شدهای، نه نماز گزاردهای و نه لبیک گفتهای! و باز پرسید: آیا به [[حرم]] داخل شدی و [[کعبه]] را دیدی و نماز خواندی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: به هنگام ورود به حرم نیت آن کردی که هر [[غیبت]] و | |||
سپس فرمود: آیا با [[حجرالاسود]] دست دادی، کنار [[مقام ابراهیم]] ایستادی، و [[نماز]] خواندی؟ شبلی: نه. در این هنگام [[امام]] فریاد برآورد چونان که گویی نزدیک است از [[دنیا]] برود، سپس فرمود: | امام فرمودند: آنگاه که لبیک گفتی، نیت آن کردی که به هر چه [[فرمانبرداری]] محض خداوند است سخن میگویی و از هر [[نافرمانی]] و معصیتی [[سکوت]] میکنی؟ شبلی: نه. امام فرمودند: نه در میقات داخل شدهای، نه نماز گزاردهای و نه لبیک گفتهای! و باز پرسید: آیا به [[حرم]] داخل شدی و [[کعبه]] را دیدی و نماز خواندی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: به هنگام ورود به حرم نیت آن کردی که هر [[غیبت]] و بدگویی [[مسلمانی]] از [[جامعه اسلامی]] را بر خود حرام میکنی؟ شبلی: نه. امام فرمودند: به هنگام رسیدن به [[مکه]]، نیت کردی که فقط خدا را میخواهی [و میجویی] شبلی: نه. امام فرمودند: پس نه به حرم وارد شدهای و نه کعبه را دیدهای و نه نماز گزاردهای! و ادامه داد: گرداگرد [[خانه خدا]] طواف کردی؟ و ارکان [[خانه]] را لمس نمودی؟ و سعی انجام دادی؟ شبلی: آری. امام فرمودند: به هنگام سعی، نیت آن داشتی که (از [[شر]] [[شیطان]] و نفس) به خدا پناه میبری و او که [[آگاه]] به پنهانهاست، نسبت به این مسأله داناست؟ شبلی: نه. امام فرمودند: پس نه طواف خانه کردهای، نه ارکان را لمس نموده و نه سعی نمودهای! | ||
سپس فرمود: آیا با [[حجرالاسود]] دست دادی، کنار [[مقام ابراهیم]] ایستادی، و [[نماز]] خواندی؟ شبلی: نه. در این هنگام [[امام]] فریاد برآورد چونان که گویی نزدیک است از [[دنیا]] برود، سپس فرمود: آه آه... آن گاه فرمود: کسی که با حجرالاسود دست داده و [[مصافحه]] کند، در [[حقیقت]] با [[خداوند متعال]] دست داده است. پس ای نادار [[ناتوان]] بنگر و بیاندیش، و [[پاداش]] آنچه را [[حرمت]] قائل شده و بزرگ داشتهای، ضایع مگردان و همچون [[معصیتکاران]]، دستی که به [[خدا]] دادی (و پیمانی را که با خدا بستی) نگسل و نشکن<ref>مستدرک الوسائل، ج۱۰، ص۱۶۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۸۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۴: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:اعلام]] | |||