رفاعة بن زید بن عامر: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل = رفاعة بن زيد بن عامر | مداخل مرتبط = رفاعة بن زيد بن عامر در تاریخ اسلامی | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == ادامه نسبش چنین آمده است: بن سواد بن كعب بن خزرج بن عمرو بن مالک بن اوس. وی عموى قتادة ب...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = صحابه
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = رفاعة بن زيد بن عامر
| عنوان مدخل  = رفاعة بن زید بن عامر
| مداخل مرتبط = [[رفاعة بن زيد بن عامر در تاریخ اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[رفاعة بن زید بن عامر در تاریخ اسلامی]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
ادامه نسبش چنین آمده است: [[بن سواد بن كعب بن خزرج بن عمرو بن مالک بن اوس]]. وی عموى [[قتادة بن نعمان انصاری]] است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۸-۷۹.</ref>. [[داستان]] معروف او را [[ابن هشام]]<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۱.</ref> و [[صحابه‌نگاران]]<ref>بنگرید: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۱.</ref> به اختصار و تفصیل چنین آورده‌اند: خانواده‌ای از بنی‌ظفر به نام ابيرق<ref>نامش حارث بن عمرو ظفری، بنگرید: ابن ماکولا، الاکمال، ج۱، ص۱۰.</ref> سه پسر [[منافق]] داشت به نام‌های [[بشر]]، [[بشیر و مبشر]]. [[بشیر]]، منافقی بود که با اشعار خود [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را هجو می‌کرد و برخی [[اعراب]] این اشعار را [[تکرار]] می‌کردند. این [[خانواده]] در [[زمان جاهلیت]] و [[اسلام]] [[تهیدست]] بودند. [[رفاعة بن زيد بن عامر|رفاعة بن زيد]] براى خانواده خود بار شتری از آرد که از [[شام]] آمده بود خریده و به همراه [[شمشیر]] و [[زره]] خود در مشربه خانه‌اش قرار داد، اما شبانه همه آنها دزدیده شد. چون [[رفاعه]] موضوع را به [[قتاده]] گفت و افزود که خبر به من رسیده که دیشب در [[خانه]] ابیرق [[آتش]] روشن بوده و مطمئن هستیم که این [[سرقت]] از سوی آنان بوده است. قتاده نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت و از خانواده ابيرق [[شکایت]] کرد. از آن سو، ابیرقی‌ها، [[اسیر بن عروه]] را که مردی چرب زبان بود واسطه قرار داده و او به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد که خانواده ابیرق خانواده‌ای خوب و محترم‌اند و قتاده بدون [[بینه]] [[تهمت]] زده است. [[اسیر]] ادعا کرد که این [[دزدی]] کار [[لبید بن سهل]]<ref>که مرد صالحی بود. بنگرید مدخل مربوط.</ref> بوده است. او آن‌قدر صحبت کرد تا رسول خدا{{صل}} قتاده و [[رفاعة بن زید]] را [[نکوهش]] کرد و این سبب [[ناراحتی]] شدید قتاده شد، اما رفاعه به او [[دلداری]] داد که [[خدا]] کمک کننده است. این داستان سبب [[نزول آیات]] ۱۰۵ تا ۱۱۳ [[سوره نساء]] شد که ابتدا می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُ وَلَا تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًۭا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نسا، آیه ۱۰۵.</ref>.
ادامه نسبش چنین آمده است: «بن سواد بن كعب بن خزرج بن عمرو بن مالک بن اوس». وی عموى [[قتادة بن نعمان انصاری]] است<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۸-۷۹.</ref>. [[داستان]] معروف او را [[ابن هشام]]<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۱.</ref> و [[صحابه‌نگاران]]<ref>بنگرید: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۱.</ref> به اختصار و تفصیل چنین آورده‌اند: خانواده‌ای از بنی‌ظفر به نام ابيرق<ref>نامش حارث بن عمرو ظفری، بنگرید: ابن ماکولا، الاکمال، ج۱، ص۱۰.</ref> سه پسر [[منافق]] داشت به نام‌های «بشر»، «بشیر» و «مبشر». بشیر، منافقی بود که با اشعار خود [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را هجو می‌کرد و برخی [[اعراب]] این اشعار را [[تکرار]] می‌کردند. این [[خانواده]] در [[زمان جاهلیت]] و [[اسلام]] [[تهیدست]] بودند. [[رفاعة بن زید بن عامر|رفاعة بن زيد]] براى خانواده خود بار شتری از آرد که از [[شام]] آمده بود خریده و به همراه [[شمشیر]] و [[زره]] خود در مشربه خانه‌اش قرار داد، اما شبانه همه آنها دزدیده شد. چون [[رفاعه]] موضوع را به [[قتاده]] گفت و افزود که خبر به من رسیده که دیشب در [[خانه]] ابیرق [[آتش]] روشن بوده و مطمئن هستیم که این [[سرقت]] از سوی آنان بوده است. قتاده نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت و از خانواده ابيرق [[شکایت]] کرد. از آن سو، ابیرقی‌ها، [[اسیر بن عروه]] را که مردی چرب زبان بود واسطه قرار داده و او به [[پیامبر]]{{صل}} عرض کرد که خانواده ابیرق خانواده‌ای خوب و محترم‌اند و قتاده بدون [[بینه]] [[تهمت]] زده است. [[اسیر]] ادعا کرد که این [[دزدی]] کار [[لبید بن سهل]]<ref>که مرد صالحی بود. بنگرید مدخل مربوط.</ref> بوده است. او آن‌قدر صحبت کرد تا رسول خدا{{صل}} قتاده و [[رفاعة بن زید]] را [[نکوهش]] کرد و این سبب [[ناراحتی]] شدید قتاده شد، اما رفاعه به او [[دلداری]] داد که [[خدا]] کمک کننده است. این داستان سبب [[نزول آیات]] ۱۰۵ تا ۱۱۳ [[سوره نساء]] شد که ابتدا می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُ وَلَا تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًۭا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نسا، آیه ۱۰۵.</ref>.


[[مفسران شیعه]]، از جمله [[علی بن ابراهیم قمی]]<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> و دیگران<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج۳، ص۳۱۵؛ طبرسی، ج۳، ص۱۸۲.</ref> این [[داستان]] و [[آیات]] مربوط به آن را در [[دفاع]] از [[عصمت انبیا]] بحث کرده‌اند. در ادامه این داستان آمده است که چون آیات نازل شد و [[اتهام]] [[بشیر]] مسلم شد، وی به [[کفار]] [[مکه]] [[پناهنده]] شد و [[رسول خدا]]{{صل}} [[شمشیر]] [[رفاعه]] را به [[قتاده]] داد. قتاده می‌گوید: تصور من این بود که چون عمویم رفاعه در [[جاهلیت]] [[کهنسال]] شده بود، [[اسلام]] او از باب [[تبعیت]] بوده نه [[حقیقی]]، اما همین که شمشیر را به او دادم، گفت: ای برادرزاده این شمشیر در [[راه خدا]] باشد؛ اسلام او را [[واقعی]] و صحیح شناختم<ref>ترمذی، سنن، ج۴، ص۳۱۳؛ طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲ ص۴۰۷.</ref>. [[سیوطی]]<ref>سیوطی، لباب النقول، ص۸۲.</ref> این داستان و [[نزول]] این آیات را در ماه ربیع (بدون تعیین اول یا دوم) [[سال چهارم هجرت]] گفته است.<ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۴۸.</ref>
[[مفسران شیعه]]، از جمله [[علی بن ابراهیم قمی]]<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۱۵۰.</ref> و دیگران<ref>طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج۳، ص۳۱۵؛ طبرسی، ج۳، ص۱۸۲.</ref> این [[داستان]] و [[آیات]] مربوط به آن را در [[دفاع]] از [[عصمت انبیا]] بحث کرده‌اند. در ادامه این داستان آمده است که چون آیات نازل شد و [[اتهام]] [[بشیر]] مسلم شد، وی به [[کفار]] [[مکه]] [[پناهنده]] شد و [[رسول خدا]]{{صل}} [[شمشیر]] [[رفاعه]] را به [[قتاده]] داد. قتاده می‌گوید: تصور من این بود که چون عمویم رفاعه در [[جاهلیت]] [[کهنسال]] شده بود، [[اسلام]] او از باب [[تبعیت]] بوده نه [[حقیقی]]، اما همین که شمشیر را به او دادم، گفت: ای برادرزاده این شمشیر در [[راه خدا]] باشد؛ اسلام او را [[واقعی]] و صحیح شناختم<ref>ترمذی، سنن، ج۴، ص۳۱۳؛ طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲ ص۴۰۷.</ref>. [[سیوطی]]<ref>سیوطی، لباب النقول، ص۸۲.</ref> این داستان و [[نزول]] این آیات را در ماه ربیع (بدون تعیین اول یا دوم) [[سال چهارم هجرت]] گفته است.<ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۳، ص۳۴۸.</ref>
خط ۱۸: خط ۱۸:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
# [[پرونده:IM009659.jpg|22px]] [[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمدرضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۳ (کتاب)|'''مقاله «رفاعة بن زید بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ نوامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۸

آشنایی اجمالی

ادامه نسبش چنین آمده است: «بن سواد بن كعب بن خزرج بن عمرو بن مالک بن اوس». وی عموى قتادة بن نعمان انصاری است[۱]. داستان معروف او را ابن هشام[۲] و صحابه‌نگاران[۳] به اختصار و تفصیل چنین آورده‌اند: خانواده‌ای از بنی‌ظفر به نام ابيرق[۴] سه پسر منافق داشت به نام‌های «بشر»، «بشیر» و «مبشر». بشیر، منافقی بود که با اشعار خود اصحاب پیامبر(ص) را هجو می‌کرد و برخی اعراب این اشعار را تکرار می‌کردند. این خانواده در زمان جاهلیت و اسلام تهیدست بودند. رفاعة بن زيد براى خانواده خود بار شتری از آرد که از شام آمده بود خریده و به همراه شمشیر و زره خود در مشربه خانه‌اش قرار داد، اما شبانه همه آنها دزدیده شد. چون رفاعه موضوع را به قتاده گفت و افزود که خبر به من رسیده که دیشب در خانه ابیرق آتش روشن بوده و مطمئن هستیم که این سرقت از سوی آنان بوده است. قتاده نزد رسول خدا(ص) رفت و از خانواده ابيرق شکایت کرد. از آن سو، ابیرقی‌ها، اسیر بن عروه را که مردی چرب زبان بود واسطه قرار داده و او به پیامبر(ص) عرض کرد که خانواده ابیرق خانواده‌ای خوب و محترم‌اند و قتاده بدون بینه تهمت زده است. اسیر ادعا کرد که این دزدی کار لبید بن سهل[۵] بوده است. او آن‌قدر صحبت کرد تا رسول خدا(ص) قتاده و رفاعة بن زید را نکوهش کرد و این سبب ناراحتی شدید قتاده شد، اما رفاعه به او دلداری داد که خدا کمک کننده است. این داستان سبب نزول آیات ۱۰۵ تا ۱۱۳ سوره نساء شد که ابتدا می‌فرماید: ﴿إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ بِمَآ أَرَىٰكَ ٱللَّهُ وَلَا تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًۭا[۶].

مفسران شیعه، از جمله علی بن ابراهیم قمی[۷] و دیگران[۸] این داستان و آیات مربوط به آن را در دفاع از عصمت انبیا بحث کرده‌اند. در ادامه این داستان آمده است که چون آیات نازل شد و اتهام بشیر مسلم شد، وی به کفار مکه پناهنده شد و رسول خدا(ص) شمشیر رفاعه را به قتاده داد. قتاده می‌گوید: تصور من این بود که چون عمویم رفاعه در جاهلیت کهنسال شده بود، اسلام او از باب تبعیت بوده نه حقیقی، اما همین که شمشیر را به او دادم، گفت: ای برادرزاده این شمشیر در راه خدا باشد؛ اسلام او را واقعی و صحیح شناختم[۹]. سیوطی[۱۰] این داستان و نزول این آیات را در ماه ربیع (بدون تعیین اول یا دوم) سال چهارم هجرت گفته است.[۱۱]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۸-۷۹.
  2. ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۱۷۱.
  3. بنگرید: ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۷۹؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۲۸۱.
  4. نامش حارث بن عمرو ظفری، بنگرید: ابن ماکولا، الاکمال، ج۱، ص۱۰.
  5. که مرد صالحی بود. بنگرید مدخل مربوط.
  6. «ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستاده‌ایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نسا، آیه ۱۰۵.
  7. علی بن ابراهیم قمی، تفسیر، ج۱، ص۱۵۰.
  8. طوسی، التبیان فی تفسیر القران، ج۳، ص۳۱۵؛ طبرسی، ج۳، ص۱۸۲.
  9. ترمذی، سنن، ج۴، ص۳۱۳؛ طبری، جامع البیان، ج۵، ص۳۶۰؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲ ص۴۰۷.
  10. سیوطی، لباب النقول، ص۸۲.
  11. هدایت‌پناه، محمدرضا، مقاله «رفاعة بن زيد بن عامر»، دانشنامه سیره نبوی ج۳، ص۳۴۸.